up
Search      menu
آموزش,روانشناسی :: مقاله فرايند بافندگي تاري پودي PDF
QR code - فرايند بافندگي تاري پودي

فرايند بافندگي تاري پودي

نوآوريهاي تکنولوژي در فرايند بافندگي تاري پودي

نوآوري (۱) عمدتاً شامل فعاليتهائي ميشود که منجر به ارائه و استفاده تجاري از يک روش جديد توليد و همچنين فروش و يا بهينهسازي يک محصول خواهد شد. از سوي ديگر نوآوري شامل دستيابي به بازار و مصرفکننده جديد نيز ميشود. در حاليکه اختراع (۲) خلق يک ايده جديد ميباشد و نوآوري آن را به مقياس تجاري تبديل کرده و در حقيقت آن را قابل استفاده مينمايد. بنابراين نوآوري بيشتر جنبه تجاري و اجتماعي دارد تا مسائل تکنولوژي. اين مقاله محدود به پيشرفتهاي تکنولوژي صورت گرفته در زمينه فرايند بافندگي تاري پودي در خلال ۵۰ سال گذشته است. پيشگام اين نوآوريها عمدتاً کشورهاي غربي توسعه يافته بودند. از دلايل اين روند نيز به افزايش سطح استاندارد زندگي، افزايش درآمدها و سرمايه و از سوي ديگر نياز به نيروي کار متخصص ولي با تعداد کمتر، ميتوان اشاره کرد.
● نوآوريهاي ماشينآلات بافندگي
ماشينهاي بافندگي بي ماکو
نوآوري که در اين بخش منجر به گامهاي جديد شد، ارائه ماشينهاي بافندگي بدون ماکو بود. اصلاحات ماشينهاي با ماکو در طول يک دوره زماني طولاني شامل سيستمهاي تعويض ماکو يا ماسوره (تغذيه مداوم نخ پود)، سيستمهاي کنترل توقفات ماشين، مکانيزم باز شدن مثبت و نيمه مثبت نخ تار و سيستمهاي مداوم برداشت پارچه بود.
عليرغم پيشرفتهاي صورت گرفته ماشينهاي با ماکو در محدودههاي سرعت ۴۰۰ متر بر دقيقه، عرض شانه در حدود ۲ متر و تعداد ماشينهاي اختصاص داده شده به هر اپراتور ۸۶ بود. از مسائل مربوط به اين ماشينها صداي بسيار زياد آنها بود؛ زيرا بيشتر سيستمهاي يک ماشين بافندگي با ماکوي اتوماتيک ساختار مکانيکي داشت و در برخي سيستمهاي کنترل تار پارگي يا پود پارگي، از روشهاي الکترومکانيکي استفاده ميشد.
ارائه ماشينهاي بافندگي بدون ماکو افق جديدي را براي بافندگان خلق نمود. با حذف ماکو طبيعتاً بخش ماسورهپيچي، پر کردن بخش ذخيره (۳) ماشينهاي بافندگي، تميز کردن ماسورهها و مراقبت و نگهداري از ماکو بود. از سوي ديگر صدمهديدگي نخهاي تار، پارچه و شانه بافندگي به دليل استفاده از ماکو نيز برکنار شد و عملاً کيفيت محصول و بهرهوري فرايند بهبود پيدا کرد. کاهش توقفات ماشين نهتنها باعث افزايش راندمان شد، بلکه امکان اختصاص ماشينهاي بيشتري را به يک اپراتور فراهم ساخت.
ماشينهاي بافندگي ماکو گيرهاي پيشگام ماشينهاي بي ماکو هستند. گيره يا گيريپر ۱۰ برابر سبکتر، ۶ برابر نازکتر، ۵ برابر باريکتر و ۴ برابر کوتاهتر از ماکوهاي چوبي مورد استفاده براي بافت پارچه پنبهاي است. موارد فوق منجر به ارتفاع کمتر دهنه، جابهجائي کمتر دفتين و همچنين مسير پرواز طولانيتر گيره شد. دو پارامتر اول منجر به افزايش عرض شانه بافندگي گرديد. در نهايت موارد فوق منجر به کاهش تعداد ماشين مورد نياز براي توليد مقدار مشخصي پارچه و همچنين کاهش نيروي انساني گرديد.
گيره برخلاف ماکو، بخش ذخيره نخ پود را با خود حمل نميکند. اين عامل پودگذار با يکي از گيرههاي خود نخ پود را گرفته و آن را به درون دهنه حمل ميکند و در نتيجه نخ پود از روي بسته باز ميشود. بنابراين در خلال فرايند پودگذاري، کشش نخ پود را به وسيله قرار دادن يک حسگر در مسير آن ميتوان اندازهگيري کرد و با قرار دادن يک سيستم جهت کنترل کشش نخهاي تار ميتوان در مجموع ميزان تجعد نخهاي تار و پود را که بهعنوان پارامتر اثرگذاري بر روي خصوصيات پارچه ميباشند، تعيين کرد. اين قابليت منجر به بهبود کيفيت پارچههاي توليدي گرديد.
در اين بخش توضيح مختصري در رابطه با معيار بهرهوري يک ماشين بافندگي يعني نرخ پودگذاري (۴) داده ميشود؛ مشاهده ميشد که يک روند صعودي در خلال ۶۰ سال اول قرن بيستم تا زمان ارائه ماشين بافندگي پروژکتايل (گيرهاي) شرکت سولزر وجود دارد؛ از اين مرحله به بعد روند تغييرات WIR بهصورت نمائي شد، اين روند افزايش سرعت در ماشينهاي پروژکتايل يک دستگاه بسيار مهم براي توليد پارچههاي فني که نياز به عرض زياد دارند است. با اين حال، مسائل اقتصادي ماشين بافندگي پروژکتايل که در خلال دهه ۶۰ ۷۰ ارائه شده بود منجر به ارائه و توسعه سيستمهاي ديگر پودگذاري شد. در نتيجه روشهاي پودگذاري رپير، جت آب و جت هوا به سرعت ارائه شد. براي مثال يک ماشين بافندگي مدرن جت هوا داراي نخ پودگذاري ۳۰۰۰ متر بر دقيقه است که تقريباً دو برابر يک ماشين بافندگي پروژکتايل ميباشد. مشکل مربوط به پروژکتايل (با وزن ۲۰ الي ۴۰ گرم) شتاب گرفتن و کاهش شتاب آن به دليل اينرسي است. با اين حال براي سيستمهاي جت، عملاً بحث کاهش شتاب وجود ندارد و افزايش شتاب به دليل اينرسي سياف نيز قابل چشمپوشي است. همچنين، دفتين ووردها بدون وجود زمان سکون ميتوانند کار کنند و در نتيجه سرعت ماشين افزايش مييابد. از طرف ديگر فضاي مورد نياز در دهنه براي عبور سيال بسيار کم و جزئي است. همچنين شدت نوسانات دفتين بسيار کمتر از ماشينهاي با ماکو و پروژکتايل است. بنابراين مشکلات بسيار زياد ناشي از استفاده ماکو يا پروژکتايل با تغيير از عامل پرتاب کننده جامد به سيال برطرف گرديد. در واقع با استفاده از هر دو سيستم جت نرخ پودگذاري ۳۰۰۰ متر بر دقيقه بهدست آمد. با اين وجود در ماشينهاي جت آب، بدون وجود نازلهاي کمکي حداکثر عرض ماشين ۹ ۱ متر بود.
محدوديتهاي مربوط به عرض و نرخ پودگذاري (WIR) به دليل سختي خمشي نوارهاي انتقال گيرهها، فضاي اشغال شده به وسيله سيستمهاي پودگذاري در دو طرف ماشين و اينرسي اجراء متحرک در زمينههاي ماشينهاي رپيري نيز وجود داشت. همچنين انتقال نخ پود در مرکز دهنه از يک گريپر ديگر نيز از مسائل مورد توجه بود. براي عرضهاي بالاتر از ۶ ۳ متر بايد از مواد کامپوزيتي خاص جهت ساخت رپيرهاي نرم استفاده کرد. اين سيستم تنها روشي است که نخ پود در خلال پرواز درون دهنه بهطور کاملاً دقيق کنترل ميشود و اين ويژگي قابليت امکان پودگذاري انواع مختلف نخ را در فرايند بافندگي ميسر ميسازد. يک نمونه از پارچه پيراهني شامل پودهاي زير در خلال توليد است: ۷۸ دنير پلياستر، ۱۰۲ نمره انگليسي پنبه، ۶۹ نمره متريک لورکس (۵)، ۴۰ نمره متريک شنيل و ۸ ۳ نمره متريک بوکله ابريشمي. قرار دادن يک چنين محدوده وسيعي از نخهاي پود به جهت قابليت سيستم پودگذاري است. در نتيجه از اين روش پودگذاري عمدتاً براي توليد پارچههاي پوشاک و منسوجات خانگي استفاده ميشود از سوي ديگر علاوهبر استفاده از نخهاي پود مختلف، ماشينهاي جديد امکان بافت پارچه در سر نخهاي مختلف و نرخهاي مختلف باز شدن نخهاي تار و پيچش پارچه را دارند که موارد فوق امکان دستيابي به طرحهاي بيشتر و متنوعتر را فراهم ميسازد. تمامي موارد فوق به دليل پيشرفت استفاده از الکترونيک در ماشينهاي مدرن بافندگي است.
● کاربرد الکترونيک
تبديل يک ماشين جت هوا با نرخ پودگذاري پائين به يک ماشين با عرض بيشتر از ۵ متر و توان پودگذاري ۳۰۰۰ متر بر دقيقه تنها به دليل کاربرد الکترونيک است. در حقيقت مشکل اصلي مربوط به کشيدن سر نخ پود در يک فاصله زياد با سرعتي بيشتر از انتهاي آن را با استفاده از نازلهاي کمکي ميتوان حل کرد. اين نازلهاي کمکي که ساختار متفاوتي از نازل اصلي دارند، در فواصل مشخصي بر روي دفتين قرار ميگيرند. اين نازلها از داخل نخهاي دهنه پائين عبور کرده و در نزديکي مسير حرکت نخ پود و در زماني که دفتين به عقب ميرود، قرار ميگيرند. در زمان حرکت نخ پود از نازل اصلي تا نازل مکشي در سمت مقابل، جريان هوا به وسيله هر نازل کمکي در طول مسير براي مدت زمان مشخصي دمش ميشود. يک همپوشاني بين جريان هواي نازلهاي متوالي وجود دارد. زمانبندي جريانات هواي نازلهاي مختلف و مدت زمان دمش هواي هر نازل پارامترهاي کليدي جهت حرکت يکنواخت پود به شمار ميآيند. براي مثال در حاليکه زمان دمش هوا براي يک نازل ۲۰۰ ۱ ثانيه است، يک اختلاف ۶۰۰ ۱ ثانيهاي بين دمش هواي هر دو نازل مجاور وجود دارد.
کنترل و برنامهريزي چنين سيستمي نياز به کنترلکننده و ميکروپروسسورهاي دقيق دارد. بر اين اساس توقف دقيق نخ پود، پس از رسيدن سر آن به نزديکي نازل مکشي ماشين جت هوا و يا ترمز کردن و قرار دادن پروژکتايل در محل مناسب در بخش دريافت با استفاده از ميکروپروسسورهاي کنترلکننده امکانپذير است.
استفاده از ميکروپروسسورها در ماشينهاي بافندگي مدرن فقط محدود به سيستمهاي پودگذاري نيست. بهطور کلي ماشينهاي بافندگي بي ماکو را از دو جنبه انتقال حرکت و سطح بسيار بالاي اتوماسيون متفاوت از ماشينهاي با ماکو ميتوان دانست.
امروزه استفاده از تعداد زيادي موتورهاي با دور متغير، جايگزين روش قديمي استفاده از يک موتور جهت حرکت اجزاء مختلف شده است. در نتيجه دو بخش از ماشين را بهطور مستقل از اجزاء ديگر ميتوان در هر جهت حرکت داد. براي مثال در يک ماشين مدرن بافندگي، در خلال فرايند پوديابي (۶) وردها را ميتوان در جهت عکس حرکت داد بدون اينکه دفتين جابهجا شود؛ همچنين در حين اين فرايند مکانيزمهاي باز شدن نخ تار و پيچش پارچه نيز ثابت هستند. اين فرايند در ماشينهاي با ماکو امکانپذير نيست. سرعت وردها در خلال حرکت برعکس بسيار کمتر از سرعت آنها در فرايند بافندگي است. تمامي موارد فوق ناشي از حذف بخشهاي مکانيکي انتقال حرکت و جايگزيني آنها از طريق قرار دادن يک سيستم پردازشگر مرکزي که موتورهاي بخشهاي مختلف متصل است، ميباشد. از طريق اين سيستم پردازشگر به هر موتور فرمانهاي جداگانهاي فرستاده ميشود. هر سيستم انتقال حرکت بهطور مستقيم به بخشي که بايد حرکت دهد، متصل ميشود. امروزه با استفاده از نرمافزارهاي موجود بر روي ماشينهاي بافندگي پارامترهاي بسياري از آن را ميتوان تنظيم کرد.
ديگر ويژگي ماشينهاي مدرن به دليل کاربرد الکترونيک، افزايش اتوماسيون در آنها است. فرايند اتوماسيون در ماشينهاي بافندگي با اتوماسيون تعويض ماکو و ماسوره، سيستمهاي کنترل توقفات و سيستمهاي خودکار باز شدن نخهاي تار آغاز شد. اين سيستمها در اصل سيستمهاي حلقه باز بودند و تا زمانيکه تنظيمات آنها صحيح بود، بدون هيچگونه مشکلي عمل ميکردند ولي در صورت بروز مشکل در آنها و يا تغيير شرايط توليد، هيچگونه مکانيزم اصلاحي خودکار وجود نداشت. ولي با پيشرفتهاي صورت گرفته، امکان طراحي سيستمهاي حلقه بسته که تا حدي نيز هوشمند بودند، فراهم شد. در نتيجه عمليات پيچيدهاي را که نياز به تجزيه و تحليل درباره تأثير يک پارامتر بر نحوه عملکرد و شرايط توليد دارند، ميتوان با اين سيستمها برنامهريزي کرد.
يک مثال در اين زمينه، ترميم خودکار پودپارگي است. يکي از مسائل ايجاد عيب در پارچه به دليل اشتباه اپراتور در تعيين دهنه پود پاره شده، حذف بخشهاي پود پاره شده از درون دهنه، سپس قرار دادن پود جديد و راهاندازي ماشين بدون ايجاد يک خط راهاندازي (۷) است. در ماشينهاي امروزي تمام مراحل فوق يا بخش عمدهاي از آنها بهصورت خودکار انجام ميشود که ناشي از کاربرد الکترونيک و همچنين نوآوري برخي شرکتهاي سازنده ماشينآلات است. استفاده از سيستمهاي پيچش پارچه و باز شدن نخهاي تار خودکار با قابليت برنامهريزي دقيق، نهتنها امکان تنظيم کشش نخهاي تار مطابق با نخهاي پود مختلف را ميدهد بلکه امکان دستيابي به ساختارهاي متفاوت از طريق توزيع تجعد نخهاي تار و پود را ميسر ميسازد.
● کاربرد مواد کامپوزيت
نوآوريهاي صورت گرفته در ماشينآلات بافندگي تا حد زيادي تحت تأثير پيشرفت و کار مواد کامپوزيتي بوده است. در يک ماشين بافندگي که با سرعت تقريبي ۱۰۰۰ دور بر دقيقه کار ميکند، هر دور بايد تعداد زيادي نخ تار را در يک کشش نستباً بالا و با فرکانس تقريبي ۱۶ هرتز جابهجا کند. مقدار زيادي نيروي مورد نياز براي وردي به طول ۳۵ ۲ متر و همچنين تغيير شکلهاي ديناميکي که به ورد در اين فرايند وارد ميشود، دو مشکل اصلي به حساب ميآيد. بخشي از اين مشکلات با استفاده از مکانيزمظهاي تشکيل دهنه بادامکي ودابي مثبت و همچنين استفاده از راهنماهاي جانبي جهت کنترل حرکت وردها و در نتيجه جلوگيري از حرکتهاي اضافي آنها، برطرف ميشود.
علاوهبر اين استفاده از مواد کامپوزيتي تقويت شده با الياف که نسبت به مواد آلومينيومي متداول سبکتر و مقاومتر هستند، نقش مهمي را در دستيابي به اين فرکانسهاي بالا ايفا ميکنند. براي مثال، کامپوزيت تقويت شده با کربن بسيار سبک (چگالي آن بهطور تقريبي g cc۵ ۱ در مقايسه با g cc۷ ۲ آلومينيوم و g cc۸ ۷ فولاد) و سختي بالائي در شرايط کشش (استحکام کششي ۸۰۰MPa در برابر ۱۹۳MPa آلياژهاي آلومينيوم و ۱۱۰۰MPa فولاد) دارد. وردهاي ساخته شده از چنين موادي داراي مقاومت زيادي در برابر اين نيروها بوده و همچنين اينرسي پائيني براي دستيابي به فرکانسهاي بالا دارند. همچنين ارتعاشات ماشينهاي امروزي به حداقل رسيده است.
● وسائل جانبي
▪ مکانيزمهاي تشکيل دهنه
طراحي مطلوب مکانيزمهاي تشکيل دهنه را نيز از ديگر دلايل دستيابي به فرکانسهاي بالا در ماشينهاي بافندگي ميتوان ذکر کرد. سيستمهاي پودگذاري و کنترل در ماشينهاي با ماکو بهعنوان يک مانع در جهت دستيابي به توليد بالا به حساب ميآمدند، ولي با ارائه ماشينهاي بدون ماکو اين مشکلات رفع و مکانيزمهاي تشکيل دهنه مشکلساز شدند.
انتقال از مکانيزمهاي تشکيل دهنه بادامکي منفي به بادامکي مثبت اولين قدم جهت غلبه بر اين مشکل بود؛ با اين وجود جهت دستيابي به پارچههاي پيچيده احتياج به مکانيزم تشکيل دهنه دابي و ژاکارد بود. در مکانيزمهاي دابي و ژاکارد مکانيکي انتقال فرمان از کارت طرح تا ورد و يا نخهاي تار نيازمند استفاده از قطعات مکانيکي و همچنين اعمال نيروهاي زيادي بود. انتقال از سيستمهاي مکانيکي به الکترونيکي اين امکان را فراهم ساخت که فرمانها در همان زمان که مورد نياز باشد، صادر گردد. اصل فعال کردن يک قطعه مغناطيسي (۸) جهت تعيين موقعيت يک قلاب در زمان مشخص بهطور وسيعي در ژاکاردها و دابيهاي الکترونيکي استفاده شده است و با اين ساختارها، بخشهاي متداول مکانيزمهاي تشکيل دهنه جهت فرمان دادن حذف شدند. در آخرين مدلهاي دستگاههاي ژاکارد استفاده از يک موتور (۹) جهت حرکت به هر هارنيش جايگزين مجموعه قلابها و چاقوهاي نوسانکننده شده است. ادعا ميشود ژاکاردهاي داراي چنين قابليتي امکان کنترل ۵۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ نخ را بهطور مستقل از يکديگر در سرتاسر عرض پارچه دارند. در اين دستگاهها هارنيشها (ريسمانها) بهصورت کاملاً عمودي قرار ميگيرند و بنابراين امکان افزايش سرعت جابهجائي آنها فراهم ميشود. بهطور کلي سرعت اين دستگاههاي ژاکارد تا ۲۰% نسبت به دستگاههاي قبلي افزايش مييابد. يک مثال در اين زمينه استفاده از يک دستگاه ژاکارد با ۱۲۲۸۸ هارنيش بر روي يک ماشين جت هوا با عرض ۳۹۰ سانتيمتر و سرعت ۶۵۰ rpm جهت توليد پارچههاي روميزي است.
چنين تغييراتي بر روي مکانيزمهاي تشکيل دهنه دابي هم صورت گرفته است به گونهاي که با ارائه دابيهاي روتاري، ديگر قطعات نوسان کنندهاي در اين مکانيزمها وجود ندارد و حرکت دوراني يک محور اصلي از طريق کوپلهاي الکترومغناطيسي به جکهاي متصل به وردها منتقل ميشود و يا اينکه در صورت عدم وجود فرمان اين قطعه ثابت ميماند. نسل بعدي مکانيزمهاي تشکيل دهنه استفاده از يک موتور با دور متغير مستقل جهت حرکت هر ورد است که نحوه حرکت وردها طبق طرح بافت به هر موتور فرستاده ميشود.
● QSC و دستگاههاي نخکشي خودکار
استفاده از الکترونيک در ماشينهاي بافندگي نهتنها باعث افزايش بهرهوري و کيفيت محصول گرديد، بلکه منجر به افزايش انعطافپذيري ماشينهاي بافندگي در جهت تغيير طرح بافت بدون صرف وقت زياد شد. يکي از مشکلاتي که در زمينه بافندگي وجود دارد تغيير نوع پارچه در حال بافت است که در بسياري از موارد اين عمل شامل برداشتن شانه، وردها، سيستم کنترل تار پارگي و چلههاي يک ماشين بافندگي و جايگزين کردن مجموعه جديدي از اين اجزاء است به گونهاي که نخهاي تار از لاملها، شانه و ميل ميکها عبور کرده باشند.
اين فرايند بسيار وقتگير است و با توجه به افزايش سرعت ماشينهاي بافندگي بايد به دنبال راهحلي براي اين مشکل نيز بود. جهت حل اين مشکل با همکاري مشترک سازندگان ماشينآلات بافندگي و وسائل جانبي بافندگي سيستمهاي (QSC (۱۰ (تغيير آرتيکل سريع) ارائه گرديد. در اين روش بخش پشت ماشين بافندگي را از قسمت جلوي آن ميتوان جدا کرد. در اين بخش چله بافندگي (۱۱) قرار دارد.
در صورت جدا کردن شانه از دفتين و ورد از سيستم تشکيل دهنه باقي اجزاء را از بدنه ماشين ميتوان جدا کرد. از دلايل ارائه اين سيستم، تقاضاي بازار به تنوع در طرحهاي توليدي را ميتوان اشاره کرد. همچنين امروزه نخکشي (۱۲) نخهاي تار از درون لاملها، ميل ميلکهاي وردها و دندانههاي شانه بهصورت کاملاً خودکار انجام ميشود و ادعا بر اين است که سرعت اين کار ۱۴۰ سيکل در دقيقه است.
● مهندسي پارچههاي تاري پودي
خصوصيات پارچههاي تاري پودي بستگي به ساختمان بافت دارد، بنابراين با تغيير آن به خصوصيات مختلفي ميتوان دست يافت. با اين حال تعداد پارچههاي توليد شده در مقياس تجاري بسيار محدودتر از تعداد قابل توليد است. در يک تحقيق انجام شده، مشخص گرديد که در صورت نگه داشتن تعداد نخهاي تار در راپورت، تعداد طرحهاي بافت قابل دستيابي بهصورت نمائي و بر طبق رابطه زير (رابطه ۱) با افزايش تعداد نخهاي پود است.
۱) Y=A.eBX
در اين رابطه Y، تعداد طرحهاي بافت؛ X، تعداد نخهاي پود و B و A ثابت هستند.
همچنين مشخص شد که با افزايش تعداد نخهاي تار در راپورت نيز تعداد طرحهاي قابل دستيابي بهصورت نمائي افزايش پيدا ميکند. بنابراين با داشتن ۴ نخ تار و ۸ نخ پود در راپورت ميتوان تا ۱۰۰۰ طرح را بهدست آورد و در صورت افزايش تعداد نخهاي پود تا ۱۲، ۸۰۰۰ طرح را ميتوان بهدست آورد. مسلماً اين تعداد بسيار زياد طرحهاي بافت در عمل آزمايش نشدهاند. ولي در زماني که هدف طراحي يک پارچه با خصوصيات مشخص است، آزمايش اين طرحها ضروري به نظر ميرسد. در اين زمينه، پارامتر فاکتور بافت (۱۳)، بهعنوان يک ابزار مفيد جهت بررسي تأثير متغيرهاي بافت بر روي خصوصيات پارچه به حساب ميآيد. بهعنوان مثال بررسيهاي صورت گرفته نشان داد که در صورت افزايش فاکتور بافت استحکام پارچه در دو جهت اصلي کاهش مييابد و در مقابل ميزان نفوذپذيري هوا روند صعودي نشان خواهد داد. بر اين مبنا سيستمهاي CAD را ميتوان طراحي کرد به گونهاي که يکي از پارامترهاي ورودي آن جهت دستيابي به ساختار بافت، ويژگي مورد نياز از آن پارچه باشد.
● نتيجهگيري
ارائه سيستمهاي ماکو گيرهاي را بهعنوان اولين گام در جهت پيشرفت فرايندهاي بافندگي ميتوان ذکر کرد. پيشرفت در زمينه کاربرد الکترونيک در ماشينآلات و همچنين استفاده از مواد کامپوزيتي پيشرفته زمينهساز حرکت از اجسام به طرف سيالات پودگذار شد. استفاده از الکترونيک منجر به تغيير سيستمهاي متداول انتقال حرکت در ماشينهاي بافندگي جديد بهجاي انتقال حرکت و زمان بهصورت مکانيکي، از فرمانهاي الکترونيکي و موتورهاي با دور متغير جهت حرکت بخشهاي مختلف بهصورت مجزا استفاده ميشود.
از نماي ديگر افزايش قابليتهاي سيستمهاي تشکيل دهنه را بر مبناي استفاده از قطعات الکترونيکي ميتوان بيان کرد که منجر به افزايش انعطافپذيري در انتخاب تار شده است و با توجه به اصلاحات صورت گرفته بر روي ماشينهاي بافندگي افزايش سرعت مراحل مقدماتي شامل گرهزني و تغييرات آرتيکل بافت نيز ضروري است.

روز اول دسامبر (دهم آذرماه) هرسال روز جهاني پيکار با ايدز نامگذاري شده است. در اين روز به جهانيان هشدار داده مي شود که در برابر اين بيماري واگيردار و ...

● اکديان اکديان، قومي سامي نژاد بودند که در شهر اکّد زندگي مي کردند. شهر اکّد شهري بود در کرانه باختري رود فرات و ميان شهرهاي سيپّار و کيش قرار داشت. ...

ايريدولوژي، شکلي از تشخيص بيماري است. که در آن، رنگها و ساير خصوصيات الياف قدامي عنبيه براي اطلاع در مورد سلامتي بيمار، معاينه مي شوند. متخصصان مشاهدا ...

حدود ۲۰۰ ميليارد کهکشان که هر کدام داراي تقريبا ۲۰۰ ميليارد ستاره است بوسيله تلسکوپها قابل تشخيص است. اما اين تعداد فقط ۴ درصد از محل گيتي را تشکيل مي ...

چون هر سه پيشوا در زمان واحد وارد عمل شدند و با پادشاهي سکا به رهبري «ايشپاکاي» و پادشاهي ماننا به رهبري «آخسري» متحد بودند، قيام کنندگان توانستند در ...

آجر از قديمي ترين مصالح ساختماني است که قدمت آن بنا به عقيده برخي از باستان شناسان به ده هزار سال پيش مي رسد.در ايران بقاياي کوره هاي سفال پزي و آجر پ ...

درمان شناختي رفتاري (CBT)، نوعي روان درماني است که به بيماران کمک مي کند تا به درک افکار و احساساتي که بر روي رفتارشان تأثير مي گذارد، نايل گردند. درم ...

موضوع اين مباحث راجع به تربيت به معناي ياد دادن روش رفتاري و گفتاري دادن بود و گفته شد در بين محيط هايي که انسان درون آنها ساخته مي شود، موثرترين آنها ...

دانلود نسخه PDF - فرايند بافندگي تاري پودي