up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله علم کاذب PDF
QR code - علم کاذب

علم کاذب

علم و علم کاذب:رويکرد فلسفي

مسئله تعيين حدود (Demarcation) در فلسفه علم اين است که چگونه و کي بايد خطي اطراف علم ترسيم کنيم.مرزهايي که معمولاً علم و غيرعلم و علم وعلم کاذب و علم ودين را جدا مي کنند کدامند؟
يک شکل کلي مسئله تعيين حدود در تمام اين موارد را شامل مي شود. بعد از حدود يک قرن گفتگوي فعال، سئوال اينکه حدود علم کدام است اساساً حل نشده است، ليکن توافق کلي روي برخي بحث هاي فرعي آن وجود دارد.
علم و دين: دو جدا افتاده از هم
مسئله تعيين حدود مسئله تقريباً جديدي است. مشکل به زماني برمي گردد که مذهب و علم از هم تا حدود زيادي استقلال يافتند. در ۱۸۷۴ مورخ بزرگ علم، جان ويليام دراپر (John William Draper ) تاريخ تعارض علم ودين را منتشر کرد که در آن همه تاريخچه شکل گيري علم را درتعارض با دين تصوير کرد. اين تصوير ناواقعي در ادامه بدست کساني نظير اندرو ديکسون (Androw Dickson) در مقاله اش به نام تاريخچه اي از جنگ علم و خداشناسي در مسيحيت بسط داده شد. تاريخ علم دارپر به صورت عاميانه اي با افسانه آميخته بود و از نظر تاريخي ارتباط دين و علم پيچيده تر بوده است، بسياري از دانشمندان بشدت مذهبي بوده اند و مذهب اغلب محرک اصلي و مسئوول حرکت علمي آنها بوده است. ليکن در اواخر قرن نوزده عامه بتدريج علم ودين را در تعارض با هم ديدند که اين قضيه با کارهاي چارلز داروين در زمينه تکامل به اوج رسيد. پيش زمينه ها و مقدماتي براي اين جدايي قبل از انتشار منشاء گونه ها ي داروين وجود داشت، ليکن اين مقاله بود که در روزنامه هاي عمومي انگليسي شک را وارد کرد و بهانه هايي براي تنش هاي بين دين و علم شد. (حالتي که اساساً هنوز هم وجود دارد).
● پوزيتيويسم منطقي (Logical positivism)
فهم جديد از علم که آنرا چيزي مستقل از اين در نظر مي گرفت اين سئوال را بوجود آورد که چه چيزي آن دو را تمايز مي دهد. از بين اولين کساني که پاسخ دادند اعضاي حلقه وين (Vienna circle) بودند. جايگاه فلسفي آنها که به عنوان پوزيتويسم منطقي شناخته مي شود، يک تئوري معنا شناختي رابيان مي دارد که صرفاً جملاتي که حاصل مشاهدات تجربي اند معني دارند. يعني جملاتي که بدين طريق حاصل نيامده اند(شامل دين و جملات متا فيزيکي) طبيعتاً بي معني هستند.(تئوري معنا دار بودن Verification)
کارل پوپر (Karl Popper) به اين مسئله توجه کرد که فيلسوف هاي حلقه وين دو مسئله را خلط کرده اند و يک جواب داده اند : معناگرايي (verificationism) در مقابل اين ديدگاه، پوپر تاکيد کرد که يک تئوري مي تواند معني دار باشد ولي علمي نباشد و با توجه به اين ، معني دار بودن با معيار مرزبندي علم يکي نيست.
● ابطال گرايي (Falsificationism)
پوپر مسئله تعيين حد را مسئله مرکزي فلسفه علم مي داند. بجاي معنا دار بودن او ابطال پذيري( Falsificationism) را بعنوان معياري براي تميز علمي و غير علمي بودن يک تئوري مطرح مي کند. اگر تئوري ابطال پذير باشد علمي است و اگر نباشد علمي نيست .
او از اين معيار استفاده مي کند تا خط واضحي بين علمي و غيرعلمي بکشد. بسياري از اين اصل استفاده کرده اند تا علمي بودن برخي رشته ها را زير سئوال ببرند(تکامل و کيهان شناسي) نظريه پوپر اقبال عمومي زيادي پيدا کرد و با وجود نقدهاي زيادي که به آن وارد شد عموميت يافت ليکن مسئله اين است که بطور خاص جملات ابطال پذير خود در تئوري هاي علمي نقش دارند. معيار پوپري براي تعريف علم خيلي از مباحث ارزشمند را حذف مي کند. اين معيار روشي براي تشخيص معني دار از بي معني به دست نمي دهد.
● کوهن و تغيير پارادايم
توماس کوهن (Thomas Kuhun) يک مورخ علم آمريکايي بسيار تاثير گذار در فلسفه علم بوده است. او را بيشتر باآنچه پسا پوزيتيويسم (Post positivism ) يا پسا تجربه گرايي (Postempirisism ) ناميده مي شود مرتبط مي دانند. در کتابش به نام ساختار انقلابات علمي که در ۱۹۶۲ منتشر شد ، فرآيند انجام علم را به دو دسته تلاشها تقسيم مي کند که آنها را علم نرمال و علم خارق العاده (Extraordinary) مي نامند.
فرآيند علم نرمال آن چيزي است که بيشتر دانشمندان در درون يک پارادايم پذيرفته شده انجام مي دهند و در قالب آن ايده ابطال پذيري کارل پوپرو ايده روش علمي اعتبار دارد. اين نوع کار را کوهن حل مسئله مي نامد: کار کردن در مرزهاي تئوري موجود و نظرگاههاي آن درباره اينکه چه نوع تجارب و آزمايشاتي مي تواند مؤثر باشد يا نباشد. ليکن طي فرآيند انجام علم نرمال ، طبق نظر کوهن ناهنجاري هاي توليد شده ناديده گرفته مي شوند. وقتي به اندازه کافي ناهنجاري ها جمع شوند و دانشمندان يک حيطه آنرا چشمگير بيابند (اغلب با يک قضاوت انتزاعي) دوره بحران بوجود مي آيد و برخي دانشمندان شروع به شرکت در فعاليت علم خارق العاده مي کنند.اين زماني است که پارادايم قديم مستعمل شده و طي دوره تغيير پارادايم ، پارادايم جديد پذيرفته مي شود و جامعه علمي آنرا بعنوان نرم مي پذيرد و دانشمندان آنرا به کارهاي قبلي ملحق مي کنند و پارادايم قبلي به کتابهاي تاريخ مي پيوندد.
مثال کلاسيک آن تغيير پارادايم فيزيک ماکسولي نيوتوني به فيزيک انيشتن کوانتومي در اوائل قرن ۲۰ است. اگر پذيرفتن شکست تئوري هاي علمي صرفاً برپايه ابطال کردن ساده باشدبنابر نظر کوهن هيچ تئوري حتي به اندازه اي که نتيجه بدهد دوام نخواهد آورد زيرا همه تئوريها ناهنجاري دارند.
فرايندي که طبق نظر کوهن طي آن جامعه علمي يک پارادايم را مي پذيرد معيار تعيين حد بين علم و علم کاذب است و از اين طريق مدل ساده ابطال پذيري پوپر را رد مي کند. پذيرفته شدن يک پارادايم بدليل توانايي برتر حل مسئله آن در علم نرمال است.
بنابراين علم کاذب را مي توان ناتواني براي يافتن توضيح در يک پارادايم اينچنين تعريف کرد.
● لاکاتوش(Lakatos) کوهن و پوپر
ايمر لاکاتوش (Imre Lakatos) يکي از فلاسفه علم مهم است که نام او در تقابل و همراهي کوهن پوپر مي آيد.
مي توان اختلاف نظرها و توافق هاي لاکاتوش و کوهن را بطور زير خلاصه کرد:
▪ عيني و ذهني: معيار تعيين حدود کوهن به نظر ذهني مي رسد . يعني مبتني بر اين است که دانشمندان چه بکنند و چه باور داشته باشند (روانشناسي آنها)
در عوض لاکاتوش بر اين باور است که يک جمله مي تواند غير عملي باشد حتي اگر مقبوليت عمومي داشته باشد و ظاهر درستي داشته باشد.باور صاف بودن زمين از اين دست است و بالعکس ممکن است ارزش عملي داشته باشد و کسي باورش نکند مثل تئوري کوپرنيک و نظريه تکامل داروين.
▪ جامعه شناسي يا منطق: ديگر عدم توافق کوهن و لاکاتوش در اين مطلب است که آيا معيار تعيين حدود بايد درباره علمي يا علمي کاذب بودن جملات بحث کند يا بايد در اين باره بحث کند که کدام جامعه علمي است يا غير علمي؟
لاکاتوش يک نئوپوپري بود که در بستري رشد کرد که که منطق ابزار اصلي در فلسفه علم بود ولي کوهن بيشتر به جامعه شناسي علم علاقمند بود.
علم و دين: کوهن علم را با دين قياس مي کند ولي لاکاتوش قائل به چنين قياسي نيست. کوهن و لاکاتوش هر دو معتقدند که هر دانش خوبي مي تواند به طريق علم کاذب استفاده شود. يعني مرز بين علم و علم کاذب را متد آن مشخص مي کند و نه صرفاً آنچه تئوري آن مي گويد.
در باب نظر پوپر، لاکاتوش چنين بحث مي کند که ابطال پذيري به چگونگي عملکرد در علم برمي گردد. او چنين بيان مي کند که پوپر بدنبال اين است که دانشمندان يک آزمايش يا يک مشاهده خاص مشخص کنند که بتواند ابطال کندو وقتي آنرا علم کاذب مي نامند که نتواند چنين ابطال کننده «بالقوه اي» را پيدا کنند. بنابراين پوپر جملات علمي را از علمي کاذب افتراق نمي دهد بلکه روش علمي را از روش غيرعلمي افتراق مي دهد.
علاوه بر اينکه معيار پوپر برعمل متمرکز است باز هم خود معيار غلط است زيراسرسختي (Tenacity) چشمگير تئوري ها را ناديده مي گيرد.دانشمندان گاه فرضيه هاي نجات بخش ابداع مي کنند و گاه مسئله اي را ناديده مي گيرند و توجه خود را به مشکلات ديگر معطوف مي کنند.
● مسئله اي حل نشده
با توجه به پيچيدگي مبحث شايد بتوان گفت در مجموع فلاسفه علم هر کدام از منظري به مسئله پرداخته اند ولي هيچکدام نتوانسته اند حق مطلب را ادا کنند از اينرو براي يافتن محکي که بتوان با آن آنچه علمي نيست را از علمي تميز داد هنوز مي توان تلاش کرد و در واقع هنوز اين تلاش ادامه دارد براي مثال مي توان به مقالات پل تاگارد (Paul Thagard) فيلسوف معاصر درباره دلايل علم نبودن ستاره شناسي و جايگاه طب سوزني اشاره کرد. خلاصه کلام شايد ايجاد پرسشي در ذهن خواننده باشد که نظر گاهي در اين باب در جهان بيني خود بيابد که به حقيقت نزديکتر باشد.

● علم شيمي شاخه اي از علوم تجربي است که از يک سو درباره شناخت خواص ، ساختار و ارتباط بين خواص و ساختار مواد و قوانين مربوط به آنها بحث مي کند. از سوي ...

● اطلاعات اوليه علم ژنتيک يکي از شاخه هاي علوم زيستي است. بوسيله قوانين و مفاهيم موجود در اين علم مي توانيم به تشابه يا عدم تشابه دو موجود نسبت به يکد ...

شناخت گوهرها و روش استحصال، پي جويي و استخراج آنهابه علت ارزش و زيبايي و كميابي و خصوصيات ارزشمند ديگر، از دير باز مورد توجه انسان بوده است. كشور عزيز ...

عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روي دليل باشد،ولي در احكام غير ضروري دين بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روي دليل به دست آورد،يا از مجتهد تق ...

علم ژنتيک يکي از شاخه هاي علوم زيستي است. بوسيله قوانين و مفاهيم موجود در اين علم مي توانيم به تشابه يا عدم تشابه دو موجود نسبت به يکديگر پي ببريم و ب ...

حکيم عم خيام در سن ۲۴ سالگي به اصفهان رفت و به مدت ۱۸ سال در آنجا ماند. با حمايت ملک شاه سلجوقي و وزيرش نظام الملک، به همراه جمعي از دانشمندان و رياضي ...

علم و اراده دو مظهر از مظاهر حيات انساني هستند که در عين حال وجه تمايز حيات انساني با ساير درجات حيات (حيات حيواني و نباتي) مي باشند. به وسيله ي قوه ي ...

● اعجاز خداوند به نيکوترين شيوه انسان را خلق کرد، وي را بالاترين کرامت بخشيد و هستي را برايش مسخّر کرد تا سبب تمايز و برتري وي شود. به وي نعمت عقل را ...

دانلود نسخه PDF - علم کاذب