up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله عصر اختناق و خشونت PDF
QR code - عصر اختناق و خشونت

عصر اختناق و خشونت

زينت نيايش گران

آنچه در پي مي آيد اشاره اي است گذرا به برخي سجاياي اخلاقي و مواضع سياسي امام سجاد(ع) که به مناسبت پنجم شعبان سالروز ولادت آن حضرت تقديم خوانندگان عزيز مي شود. اينک با هم اين مطلب را که از شماره ۵۷ فصلنامه فرهنگ کوثر انتخاب شده از نظر مي گذرانيم.
در ولادت حضرت سجاد(ع) اختلاف است و شايد اصح اقوال، نيمه جمادي الاول سال ۳۶ يا پنجم شعبان ۳۸ ه. باشد.
مادر ايشان «شهربانويه» دختر يزدگرد، پادشاه ايران(۱) است.
در کتب تاريخ، نام مادر امام چهارم(ع) مورد اختلاف است و علاوه بر «شهربانو» به دوازده صورت ديگر نيز آمده است؛ همچون: شاه زنان، جهان شاه، شهرناز، خوله، جهان بانو و سلافه.
مدت عمر آن حضرت ۵۷ سال و امامتش ۳۵ سال، در کربلا ۲۳ ساله بود. وفات وي به سال ۹۵ يا ۹۴ هجري و محل دفنش قبرستان بقيع است.
● بعضي از صفات بارز آن حضرت
▪ کثرت عبادت
ابن عباس مي گويد: حضرت رسول(ص) فرمود: در روز قيامت منادي ندا مي کند: کجاست زين العابدين؟ پس گويا مي بينم فرزندم علي بن الحسين در آن هنگام با تمام وقار، صفوف اهل محشر را بشکافد و بيايد.
آن حضرت را ذوالثفنات مي گفتند زيرا بر اثر کثرت سجده، پيشاني و دو کف دست و زانوهاي وي پينه مي بست و سالي دوبار آنها را مي بريدند.
در قرائت حمد به آيه (مالک يوم الدين) که مي رسيد، آن را بسيار تکرار مي کرد و چون به سجده مي رفت، سر برنمي داشت تا عرق مبارکش جاري مي شد. شب ها را به عبادت مي گذراند و روزها روزه دار بود. چون ماه رمضان مي شد، تکلم نمي کرد مگر به دعا و تسبيح و استغفار. آن حضرت بر تربت امام حسين(ع) سجده مي کرد.
در هنگام وضو وقتي مي خواست وارد نماز شود، لرزه بر اندام حضرت مي افتاد. چون از اين حالت سؤال مي کردند، مي فرمود: مگر نمي دانيد با چه عظيم الشأني مي خواهم مناجات کنم.
فرزند حضرت به زمين افتاد و دستش شکست، سر و صداي زيادي به وجود آمد تا دست طفل را بستند. حضرت که در عبادت بود، متوجه نشد. و يا اينکه خانه آتش گرفت، درحالي که حضرت در سجده بود، فرياد بلند شد و بالاخره آتش را خاموش کردند؛ حضرت توجهي نداشت. بعد که سؤال کردند: چه چيز شما را غافل کرده بود؟ فرمود: آتش بزرگ قيامت مرا از آتش اندک دنيا غافل کرده بود.
▪ عفو و بخشش
مردي از خويشاوندان حضرت به وي دشنام داد. حضرت چيزي نگفت. چون آن مرد رفت، حضرت به اهل مجلس فرمود: شنيديد سخن او را؟! حال دوست دارم با من بياييد تا جواب مرا نيز بشنويد. حضرت در بين راه مي خواند: «والکاظمين الغيظ والعافين عن الناس والله يحب المحسنين) چون به در خانه آن مرد رسيد، او را صدا زد، وي مهياي جنگ بيرون آمد. امام فرمود: اي برادر! تو آمدي و به من نسبت هايي دادي؛ پس اگر آنچه از بدي گفتي، در من است؛ از خداوند مي خواهم که مرا بيامرزد و اگر در من نيست، تو را بيامرزد.
آن مرد چون چنين شنيد، ديدگان حضرت را بوسيد و عرض کرد: آنچه گفتم، در تو نيست و من به اين بدي ها سزاوارترم.
▪ مروت و جوانمردي
چون اهل مدينه بيعت يزيد را شکستند و عامل او و بني اميه را بيرون کردند، «مروان» نزد عبدالله بن عمر آمد و از او اجازه خواست تا زن و فرزندانش را نزد او بگذارد که آسيبي به آنان نرسد؛ او قبول نکرد. مروان نزد امام زين العابدين(ع) آمد با آن همه ظلمي که وي به آن حضرت و پدرش امام حسين(ع) روا داشته بود، امام پذيرفت و آنان را از مدينه به «ينبع» برد و به قولي همراه پسرش عبدالله به طائف فرستاد.
● يک نمونه از معجزات امام سجاد(ع)
زهري مي گويد: در خدمت امام زين العابدين(ع) بودم که يکي از شيعيان اظهار داشت: چهارصد درهم قرض دارم و مطالبه پول کرد، حضرت فرمود: «کدام محنت بزرگتر از اينکه انسان برادر مؤمن خود را پريشان و مقروض ببيند و نتواند گرفتاريش را برطرف نمايد.» چون مردم متفرق شدند، يکي از منافقان گفت: «عجب است! يک بار مي گويد: زمين و آسمان مطيع ماست و بار ديگر مي گويد: از اصلاح حال برادر مؤمن خود عاجزيم!» آن مرد ناراحت شد، به خدمت حضرت رسيد و جريان را بازگو کرد. حضرت فرمود: «خداوند مشکل تو را حل نمود.»
آنگاه کنيزش را امر فرمود که هر چه براي افطار آن حضرت مهيا نموده، به آن مرد بدهد. کنيز دو قرص نان جو خشک آورد. حضرت فرمود: «بگير اين نهار را که در خانه ما غير از اين چيزي نيست ولکن خداوند به برکت آن، تو را نعمت و مال بسيار خواهد داد.» مرد نان را گرفت و به بازار آمد ولي با خود فکر مي کرد اين نان که نه دندان به آن کار مي کند و نه کسي مي خرد به چه درد مي خورد در همين حال، ماهي فروشي را ديد که يک ماهي برايش باقيمانده و کسي نمي خرد. ماهي را با يک نان عوض کرد و با نان ديگر مقداري نمک خريد و به خانه آمد که ناگاه هر دو فروشنده، نانها را آوردند و گفتند: خورده نمي شود ولي ماهي و نمک را به تو بخشيديم.
شکم ماهي را پاره کرد، دو دانه مرواريد بسيار گرانبها و ناياب در شکم آن بود. چيزي نگذشت که فرستاده امام آمد و گفت: امام مي گويد: «خداي متعالي مشکل تو را حل کرد، اکنون طعام ما را برگردان که به غير از ما کسي آن را نمي خورد.» (منتهي الامال ۲ ۲۳)
عصر اختناق و خشونت
بعد از شهادت امام حسين(ع) چنان جو رعب و وحشت بر حجاز و عراق حاکم شد که امام سجاد(ع) با اشاره به اين وضع ناگوار مي فرمود: «ما بمکه و المدينه عشرون رجلا يحبنا؛ در تمام مکه و مدينه حتي بيست نفر هم ما را دوست ندارند.»
فضل بن شاذان (يکي از محدثان برجسته شيعه در زمان امام جواد(ع)» مي گويد: «در آغاز امامت علي بن الحسين(ع) جز پنج نفر، پيرو (جان برکف) او نبودند که عبارتند از: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيب، محمدبن جبيربن مطعم، يحيي بن ام الطويل و ابوخالد کابلي.»
● حکومت سياه عبدالملک
بيست و يک سال از امامت امام سجاد(ع) با خلافت عبدالملک مصادف بود. عبدالملک مردي ستمگر بود. پيش از حکومت، اوقات خويش را در مسجد مي گذراند به طوري که او را «حمامه المسجد؛ کبوتر مسجد» مي گفتند.
پس از مرگ پدرش مروان بن حکم هنگامي که خلافت به او رسيد، سرگرم خواندن قرآن بود، با شنيدن اين خبر، قرآن را بست و گفت: اينک بين من و تو جدائي افتاد و ديگر با تو کاري ندارم.»
او پس از شکست دادن عبدالله بن زبير وارد مدينه شد و ضمن سخنانش گفت: «من نه همچون خليفه خوار شده (عثمان)، نه همچون خليفه آسانگير (معاويه) و نه مانند خليفه سست خرد «يزيد» هستم، من اين مردم را جز با شمشير درمان نمي کنم.»
عبدالملک به قدري ظلم کرد که نور ايمان در دلش خاموش شد. خودش به سعيدبن مسيب گفت: «چنان شده ام که اگر کار نيکي انجام دهم، خوشحال نمي شوم و اگر کار بدي از من سر زند، ناراحت نمي گردم.»
سعيد گفت: «مرگ دل در تو کامل شده است.»
● حجاج، عامل خونريز عبدالملک
مسعودي مي نويسد: عمال عبدالملک مانند: «حجاج بن يوسف ثقفي»، حاکم عراق «مهلب»، حاکم خراسان و «هشام بن اسماعيل»، حاکم مدينه نيز همچون خود عبدالملک سفاک و بي رحم بودند.
حجاج در مدينه گردن گروهي از صحابه مانند «جابر بن عبدالله انصاري»، «انس بن مالک» و «سهل ساعدي» را به قصد خوار کردن آنان داغ نهاد. دستاويز او در اين کار، آن بود که اينان کشندگان عثمان هستند.
وقتي از مدينه بيرون رفت، گفت: اين شهر از همه شهرها پليدتر است؛ اگر سفارش امير نبود، اين شهر را با خاک يکسان مي کردم.
پس از آنکه حجاج مکه و مدينه را مطيع ساخت، عبدالملک او را به ولايت کوفه و بصره فرستاد. وقتي وارد کوفه شد، سر و صورت خود را بسته بود و به طور ناشناس وارد مسجد شد، صف مردم را شکافت، بر منبر نشست و مدتي خاموش ماند. سپس روي خود را گشود و سخن آغاز کرد: «مردم کوفه! سرهايي را مي بينم که چون ميوه رسيده، موقع چيدن آنها فرا رسيده و اين کار به دست من انجام مي گيرد.»
ورود حجاج به بصره نيز همچون ورودش به کوفه بود. همراه دو هزار نفر از شاميان و چهارهزار از نيروهاي ديگر وارد بصره شد و به مسجد رفت. به يارانش سفارش کرد: «وقتي صحبت مي کنم، اگر عمامه از سر برداشتم، همه را از دم تيغ بگذرانيد.» او بر منبر رفت و گفت: «خليفه وقتي مرا منصوب کرد، دو شمشير به من داد؛ يکي شمشير رحمت و ديگري شمشير عذاب، شمشير رحمت در بين راه از دستم افتاد.» سپس عمامه از سر برداشت. يارانش به مردم حمله کردند و به قدري از آنان کشتند که خون تا درب مسجد و بازار جاري گرديد.
● مواضع سياسي امام سجاد(ع)
۱) زنده نگه داشتن قيام امام حسين(ع)
قيام پدر بزرگوار آن امام(ع) و پايان فاجعه آميز آن در کربلا، توجه مردم را به دستگاه حکومت و مفاسد آن جلب کرد. اگرچه امام را ياري نکردند ولي بعداً وجدان مردم بيدار شده و در خود احساس گناه مي کردند. امام سجاد(ع) براي پيش راندن مسلمانان به سوي نفرت از بني اميه، اين احساس را شعله ور ساخت. وقتي قصابي را مي ديد که گوسفندي را ذبح مي کند، مي فرمود: «به گوسفند آب بدهيد، پدرم را با لب تشنه سر بريدند.» و در پاسخ يکي از خادمان که امام را از گريه منع کرد، فرمود: «حضرت يعقوب از ۲۱ فرزندش يکي غايب شد با اينکه مي دانست زنده است آنقدر گريه کرد که چشمانش سفيد شد ولي من اجساد پاره پاره پدر، برادران، عموها و دوستانم را ديدم.»
(مقتل مقرم ۷۷۴)
۲) پيام رساني کربلا
اگر خطبه هاي حضرت در کوفه، شام، مدينه و مراکز ديگر نبود، به يقين دشمن قضيه «کربلا» را تحريف مي کرد و اثري از آن باقي نمي گذاشت، ولي خطبه هاي حضرت و سخنان آتشين زينب کبري(س) بود که در کوفه «قيام توابين» را به وجود آورد و در شام کاري کرد که يزيد اظهارندامت کند و درمسجد دمشق مردم از اطراف يزيد متفرق شوند.
۳) بهره گيري از اصل «تقيه»
حضرت پيام نهضت خونبار کربلا را از کوفه تا شام و مسجد دمشق و از آنجا به مدينه رساند و سپس در يک اختناق کامل و در حال تقيه شديد، دردهاي اجتماعي را در قالب «دعا و مناجات» و تعميق آگاهي هاي سياسي بيان کرد.
اساسا همين تقيه (در موارد لزوم) است که باعث حفظ شيعه در آن شرايط مي شد؛ چيزي که خوارج با آن شدتي که داشتند، از آن بي بهره بودند؛ به همين دليل، ضربه هاي بسيار اساسي و کاري خوردند.
در روايت آمده که شخصي از امام سؤال کرد: چگونه روزگار مي گذرانيد؟ امام فرمود: «روزگار را به گونه اي مي گذرانيم که درميان قوم خويش چون بني اسراييل درميان آل فرعون هستيم؛ فرزندان ما را مي کشند و زنان را به کنيزي مي برند، مردمان با دشنام دادن به بزرگ ما، به دشمنان ما تقرب مي جويند... (قريش) حق ما را گرفته و هيچ حقي براي ما نمي شناسند....»
راوي مي گويد: امام (ع) به گونه اي سخن مي گفت که مي خواست ديگران که در آن نزديکي بودند، سخنان او را بشنوند. (۲)
۴) بهره گيري از سلاح «دعا»
دراين وقت که جامعه اسلامي دچار انحراف شده، روحيه رفاه طلبي بر آن غلبه کرده و فساد سياسي، اخلاقي و اجتماعي آن را دربرگرفته بود و از نظر سياسي هيچ روزنه اي براي تنفس وجود نداشت، امام سجاد(ع) توانست از «دعا» براي بيان عقايد حقه خود بهره گيرد.
اگرچه ظاهراً مقصود اصلي دراين دعاها همان «معرفت الهي» و «عبادت» بود اما با توجه به تعابيري که وجود دارد، مردم مي توانستند با مفاهيم سياسي مورد نظر امام(ع) آشنا شوند. (۳)
صحيفه سجاديه که اندکي بيش از پنجاه دعا را در بردارد، تنها بخشي از دعاهاي امام است؛ مجموعه هاي ديگري وجود دارد که با صحيفه به شش عدد مي رسد و برخي از آنها حاوي بيش از ۰۸۱دعاست.
از جمله مضامين سياسي ديني صحيفه، طرح مسئله امامت و رهبري است به صورت يک مفهوم شيعي که جنبه هاي الهي عصمت و بهره گيري از علوم انبياء و پيامبراکرم را در حدي والا نشان مي دهد که دونمونه از آن در اينجا بيان مي گردد:
«خداوندا! بر پاکان از اهل بيت محمد(ص) درود فرست. کساني را که براي خود برگزيدي، آنها را خزينه هاي علوم قرار دادي، حافظان دينت گرداندي، خلفاي روي زمين وحجت بر بندگانت قرارداده و آنها را از هر پليدي وآلودگي به اراده خود تطهير کردي.» (۴)
«بار خدايا! اين جايگاه براي خلفا و برگزيدگان تو است و دشمنان دين (مانند بني اميه) جاهاي امنا و درستکاران تو را... ربودند.... حکم تو را تبديل گشته و کتاب تو را دور افتاده مي بينند....
بارخدايا! دشمنان خلفايت را..... لعنت کن.» (۵)
● عدم همکاري با عبدالله بن زبير
همزمان با قيام امام حسين(ع) و عدم بيعت آن حضرت با يزيد، عبدالله بن زبير نيز بيعت نکرد و به مکه پناهنده شد و سر به شورش برداشت، لکن امام سجاد(ع) با او همکاري نکردند؛ زيرا او فردي جاه طلب و ظاهر الصلاح بود و پس از شهادت حضرت حسين(ع) خود را خليفه خواند. او در برپايي فتنه «جمل» نقش مهمي داشت و در دوران فعاليت در مکه، صلوات بر پيامبر را از آغاز خطبه حذف کرد و چون از او سؤال کردند، گفت: پيامبر خويشاوندان بدي دارد که هنگام بردن نام او، گردن خويش را برمي افرازند. (۶)
پي نوشت ها:
۱ زماني که عبدالله بن عامر، خراسان را فتح کرد، دو دختر از يزدگرد اسير شدند. آنان را نزد عثمان فرستاد او يکي را به حسن بن علي(ع) و «شهربانو» را به حسين بن علي(ع) داد و چون امام سجاد (ع) متولد شد، مادرش به رحمت الهي پيوست. به نقل از بعضي از تواريخ، شهربانو را در زمان عمر آوردند.
۲ تاريخ سياسي اسلام، رسو ل جعفريان، ج۳، ص۲۵.۲
۳ همان ، ص ۴۵۲
۴و۵ همان، ص ۵۵۲ و صحيفه سجاديه، دعاي ۸۴، فقره ۹ و ۰۱.
۶ تاريخ يعقوبي، ابن واضح، ج۳، ص۸ و سيره پيشوايان، ص ۷۵۲.

پس از عصر يخبندان يک شرايط جوي گرم که ناگهاني و غيرمنتظره پديد آمده باشد اگرچه در ظاهر فقط ممکن است به کوچ ساکنان مناطق گرمازده به مناطق خنک تر بينجام ...

گاهي اوقات ديده مي شود وقتي پرده اي را با چسب به ديوار مي چسبانيم ، بعد از گرم شدن هوا چسب ها شل مي شود و پايين مي افتد . ايمان نيز به همين شکل است ،ا ...

عضر حاضر را عصر استرس مي نامند . همه انسان ها استرس را تجربه مي کنند ، ولي کمتر کسي مفهوم و معني واقعي اين واژه را مي د اند . مثلاً د ر زبان عاميانه، ...

واژه غيبت وقتي در مورد امام عصر استفاده مي شود معناي عدم حضور را نمي رساند بلکه به اين معناست که امام عليه السلام زندگي پنهاني دارد. با توجه به روايات ...

ولفگانگ گسلر فيلم علمى _ تخيلى «روز پس از فردا» داستانى از وحشت و هراس حقيقى را به تصوير مى كشد. زمين و تقريباً هر چيزى كه در آن است، به ناگهان منجمد ...

دعا محبوب ترين اعمال نزد خداوند، برترين عبادت، علت روشنايي آسمان ها و زمين، كليد تمام رحمت ها و... است. ما معمولا در حوائج فردي خويش بر دعا اصرار مي و ...

بسم الله الرحمن الرحيم خوش آمديد مطمئن باشيد با توجه دقيق به مطالب مربوطه دست خالي بيرون نخواهيد رفت وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ ا ...

نماز يکي از صورت‌هاي عبادت‌ است که در برخي از اديان وضع شده اشت. فهرست مندرجات [۱ پيرامون واژه •۲ نماز در دين يهود •۳ نماز در دين اسلام •۴ نماز در ...

دانلود نسخه PDF - عصر اختناق و خشونت