up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله عبادت و روح بندگي PDF
QR code - عبادت و روح بندگي

عبادت و روح بندگي

عالي ترين و با فضيلت ترين عبادت ها

علما در اين مورد که بهترين عبادت ها نسبت به افراد کدام است و داراي اختلاف شديد و دامنه دار و اقوال متعدد و متباين با هم هستند.
اما از ديدگاه من قول راجح، نظر امام ابن اليم است که مي گويد: «اين امر از شخصي به شخص ديگر و زماني نسبت به زمان ديگر و مکاني نسبت به مکان ديگر و حالتي نسبت به حالت ديگر متفاوت است».
امام ابن القيم در کتاب خود، «مدارج السالکين» مي گويد:
اهل مقام «إيّاک نعبد» جهت تشخيص با فضيلت ترين، پر منفعت ترين و سزاوارترين عبادت ها به فداکاري و اشتغال، چهار راه در پيش دارند و اين افراد چهار صنف مي باشند:
صنف اول معتقدند: با فضيلت ترين و پر منفعت ترين عبادت ها، پر زحمت ترين و سخت ترين آن ها است.
در توجيه اين ديدگاه خود مي گويند: مشغول شدن به چنين عبادتي سخت ترين کار و دورترين امر از هواي نفس است که اين امر خود، حقيقت عبادت و روح بندگي است.
گفته اند: به اندازه رنج و مشقت اجر دريافت مي شود و اين حديث را روايت کرده اند که اصل و اساس ندارد: «افضل الأعمال أحمزها» يعني: بهترين عبادت ها سخت ترين و پر مشقت ترين آن هاست.
اين گروه اهل مجاهدت و سخت گيري و ستم بر نفس خود هستند.
آنان گفته اند: نفس تنها با سخت گيري بر آن قابل اصلاح است؛ چون طبيعت و ذات آن بر مبناي سستي و تنبلي و پستي و باقي ماندن در دنياي حيواني است. پس اصلاح نمي شود مگر با سوار شدن بر امواج خطر و ناراحتي.
صنف دوم گويند: با فضيلت ترين عبادت ها، تجرد و بي نيازي و روي گرداني از دنياست و بايد کوشيد که در حد امکان از استفاده از دنيا و اهتمام و توجه به آن آنچه در دنياست کاسته شود. خود اين گروه هم به دو دسته تقسيم مي شوند: دسته ي عوام؛ آنان گمان مي کنند که زهد و بي اعتنايي به دنيا هدف اصلي است و به همين خاطر، با نهايت جديت به آن پشت کرده و بر اساس زهد عمل نموده، مردم را نيز به زهد فرا خوانده اند. در توجيه اين نظريه خود گفته اند: بالاترين درجه علم و عبادت زهد است، معتقدند ترک دنيا هدف اصلي تمام عبادت ها و رأس آن¬هاست.
دسته ي خواص آنان معتقدند که زهد مقصود اصلي نيست، بلکه هدف از آن تجمع قلب بر ذات الله است، به نحوي که تمام اهتمام بر روي او جمع شود و قلب براي محبت او از هر چيز ديگر خالي بماند و کلاً به سوي او برگردد و توکلش تنها بر ذات الله باشد و تنها به چيزي مشغول شود که موجب رضاي اوست. اين دسته ي خواص معتقدند که بهترين عبادت تجمع قلب بر ذات الله و دوام ذکر او با قلب و زبان و ادامه ي اشتغال بر مراقبت اوست.
اين دسته ي خواص هم به دو دسته تقسيم شده اند: اول عارفاني هستند که از احکام الهي و شريعت او پيروي مي¬نمايند، همينکه يک امر يا نهي متوجه ايشان شد فوراً آن را به اجرا درمي آورند، هر چند در اثناي اجراي آن قبلشان پراکنده و پريشان شود و تجمع آن از بين برود.
دسته ي دوم از خواص منحرفاني هستند که مي گويند: مقصود از عبادت تجمع قلب بر خداست، هرگاه چيزي پيش آيد که قلب را از خدا دور کند بايد به آن توجه نشود يکي از اين گروه مي گويد:
از کساني که از ياد خدا غافلند درخواست مي شود که به ذکر و اوراد مشغول شوند. امام قلبي که تمام اوقاتش با خداست چه نيازي به ورد دارد؟
اين گروه منحرف هم، به دو دسته تقسيم شده اند: گروهي به خاطر حفظ تجمع قلبي و جدا نشدن آن از خدا، واجبات و فرائض را ترک کرده اند و گروه ديگر واجبات و فرايض را انجام مي دهند ولي از انجام سنت و نوافل و کسب علم و دانش خودداري مي کنند تا قلبشان پريشان و پراکنده نشود.
يکي از افراد اين گروه از شخص عارف و مرشدي پرسيد: وقتي که مؤذن اذان گفت و من هم در حال تجمع قلب بر خدا بودم، اگر بلند شوم و نماز بخوانم از اين حالت خارج مي شوم و قلبم بر ياد خدا پراکنده مي شود ولي اگر به حال خود باقي بمانم و به اذان توجه نکنم بر تجمع قلبي خود باقي مي مانم، به من بگو کدام يک از اين دو کار براي من بهتر است؟
شخص عارف در پاسخ گفت: هرگاه مؤذن اذان گفت، تو اگر زير عرش هم باشي بايد بلند شوي و به دعوت الله لبيک گويي! سپس به جاي خود برگردي، چون تجمع قلب بر خدا لذت قلب و روح است و لبيک به نداي خدا حق پروردگار مي باشد، هر کس لذت روح را بر حق پروردگارش ترجيح دهد، از اهل «أياک نعبد» نيست.
صنف سوم معتقدند: بهترين و با ثواب¬ترين عبادت آن است که ديگران مفيد باشد و آن را بر عبادتي که نفعش محدود است ترجيح داده اند. به نظر آنان خدمت به فقرا و اشتغال به کارهاي عام المنفعه و برآوردن نياز مردم و کمک مالي و مقامي به آنان بهترين عبادت است، به همين دليل اين گروه به اين نوع عبادت روي آوردن و به آن مشغول شده اند و با اين حديث بر صحت ديدگاه خود استدلال مي کنند: «الخلق کلّهم عيال الله و احبهم الي الله انفعهم لعياله»
مردم همه فقير و نيازمند به خدا هستند، بهترين آن ها مفيدترينشان براي فقرا مي باشند.
باز مي گويند: عمل عابد نفعش تنها به نفس خودش برمي گردد ولي عمل خدمت کننده به مردم، نفعش براي ديگران است و اين دو عمل خيلي با هم تفاوت دارند.
مي گويند به همين خاطر است که برتري عالم بر عابد، مانند برتري ماه بر ساير ستاره هاست. و به اين حديث هم استناد مي کنند که پيامبر (ص) به علي بن ابي طالب فرمود: «فوالله لأن يهدي بک رجل واحد خير لک من حمر النّعم» رواه بخاري
اگر خدا به وسيله ي تو تنها يک شخص را هدايت کند ثواب آن براي تو بهتر از (خوب ترين دلبخواه است که عبارت از) شتر قرمز مي باشد.
اين برتري به خاطر داشتن نفع براي ديگران است.
آنان به حديث زير استناد مي کنند:
«من دعا إلي هدي کان له من الأجر مثل أجور من تبعه لا ينقص ذلک من أجورهم شيئاً»
کسي که مردم را به سوي حق و هدايتي دعوت کند، اجرش به اندازه ي اجر همه ي کساني است که از او پيروي کرده اند، بدون اين که ذره اي از اجر اين پيروان کم شود.
و به اين حديث نيز استناد کرده اند:
«إنّ الله و ملائکته يصلّون علي معلّم النّاس الخير»
به راستي خدا و فرشتگان او بر کساني که به مردم نيکي مي آموزند درود و سلام مي فرستند.
و اين حديث را مستند قرار مي دهند که مي فرمايد: «إنّ العالم ليستعفر له من في السموات و الارض حتّي الحيتان في الماء و النملة في جحرها»
به حقيقت آنچه در آسمان ها و زمين است حتي ماهيان در دريا و موره ها در لانه هاي خود براي انسان عالم درخواست بخشش و مغفرت مي کنند.
باز مي گويند: پيامبران – عليهم السلام – همراه با خير و برکت به سوي مردم فرستاده شده اند تا آنان را هدايت کنند و نفع دنيا و آخرت را به آنان برسانند.
پيامبران براي عزلت و کناره گيري از مردم و رهبانيت فرستاده نشده اند، به همين دليل است که پيامبر (ص) بر کساني که قصد داشتند براي عبادت از همه چيز کناره گيري کنند، ايراد گرفت و آنان را از اين کار برحذر داشت.
اين گروه معتقدند تفرق و آشفتگي خاطر براي اجراي دستورات الهي و رسانيدن خير و نفع به مردم و نيکي و کمک در حق آن ها، بهتر از تجمعي است که فاقد اين فوايد باشد.
صنف چهارم مي گويند: همانا بهترين عبادت، عمل کردن در جهت رضايت پروردگار در هر زمان به مقتضاي شرايط و اوضاع آن مي باشد. بنابراين به هنگامي که شرايط و اوضاع آنان مي باشد. بنابراين به هنگامي که شرايط مقتضي جهاد است، جهاد بزرگترين عبادت است، هر چند منجر به ترک ذکر و اوراد و نماز در شب يا روز هم بگردد و حتي اگر منجر به ترک کامل خواندن تمام نماز فرض هم شود و مجاهد ناچار باشد که نماز فرضش را ناقص و به صورت دو رکعتي بخواند باز جهاد بهتر است.
مي گويند: به هنگام وجود و حضور مهمان رعايت حق او بهتر از اشتغال به اوراد مستحب است و همچنين اداي حق همسر و افراد خانواده بر اشتغال به اوراد مستحب تقدم دارد. به هنگام سحر اشتغال به نماز و تلاوت قرآن و ذکر و استغفار بهتر است. به هنگام سؤال و درخواست راهنمايي و تعليم جاهل و تدريس، پاسخ دادن و راهنمايي کردن و مشغول شدن به تعليم بهتر است.
به هنگام شنيدن اذان بهتر است ذکر و اوراد خود را کنار بگذارد و به نداي اذان پاسخ دهد. بهترين عبادت به هنگام اداي نمازهاي پنجگانه اين است که جديت و اخلاص به کار گيرد و نمازها را به کامل ترين وجه بخواند، سعي کند قبل از هر کار ديگر آن ها را در اول وقت خود ادا کند و به مسجر برود، هر چند دور هم باشد، چون اقامه ي نمازهاي پنجگانه در مسجد بهتر است. به هنگامي که يک نفر احتياج فوري و ضروري دارد، هر گونه کمکي که از دست برمي آيد، اعم از مالي، بدني و مقامي به او و اشتغال به کار او و جواب دادن به فريادش بهتر از اشتغال به اوراد و خلوت است.
به هنگام تلاوت قرآن حضور قلب، اهتمام بر تدبر و فهم آن به نحوي که خود را در حالي ببيني که خداوند متعال با تو سخن مي گويد و سخن قرآن خطاب به توست. لذا بايد قلب را بر فهم تدبر آن جمع و بر اجراي دستورات و احکام آن اراده کني! اين حضور قلبي و تصميم بر اجراي اوامر به اندازه اي قوي باشد که به مراتب قوي تر از اجراي دستوراتي باشد که طي نامه از طرف حاکم و دولت به تو ابلاغ شده است.
بهترين اعمال هنگام وقوف در عرفه نشان دادن تضرع، دعا و ذکر فراوان است، روزه در آن روز که باعث تضعيف مي شود جزو بهترين عبادت ها نيست.
در دهه ي اول ماه ذي الحجه بهترين کار اين است، بر عبادت افزوده شود به ويژه بايد تکبير و تهليل و تحميد بيشتري گفته شود و فضيلت تکبير و ... از جهادي که به صورت فرض عين در نيامده است بيشتر است. در دهه ي آخر رمضان افضل اين است که ملازم مسجد بود و به اعتکاف و خلوت براي عبادت پرداخت. نه اين که به ميان مردم رفت و به انجام کارهاي آنان مشغول شد، حتي اعتکاف و خلوت در دهه ي آخر رمضان نزد اکثر علما از تعليم و تدريس و آموزش قرآن بهتر است.
زماني که يک برادر ديني بيمار مي شود يا فوت مي کند بهتر است به عيادتش رفت و بر جنازه ي او حاضر و در تشييع جنازه ي او شرکت کرد و اين کار بر خلوت و تجمع قلبي برتري دارد.
وقتي که حوادث و بلايايي نازل مي شود و مردم به اذيت تو مي پردازند بهترين کار اداي فريضه ي صبر همراه با اختلاط با مردم است نه اين است که از آنان بگريزي. چون مؤمني که با مردم اختلاط دارد و بر اذيت و آزار آنان صبر مي کند بهتر از مؤمن ديگر است که با مردم اختلاط ندارد و او را اذيت نمي کنند.
بهتر است که در کارهاي خير با مردم اختلاط نمود و در کارهاي شر از آنان دوري جست ولي اگر انسان دانست اختلاط با آنان باعث از بين بردن شر، يا کاستن از آن مي شود اختلاط از کناره گيري بهتر است.
خلاصه، افضل و باثواب ترين اعمال در تمام اوضاع و احوال بايد بر اساس ترجيح رضايت خداوند در آن وقت و شرايط باشد و به واجبي که خداوند در آن وقت دستور داده مشغول شد و وظيفه و مقتضاي آن زمان را به جاي آورد.
اين صنف چهارم برخلاف صنف هاي قبلي که اهل تعبد مقيد بودند، اهل تعبد مطلق هستند. هرگاه يکي از افراد اهل تعبد مقيد از نوع عبادتي که به آن تعلق دارد خارج شود، خود را مقصر و ترک کننده ي عبادتش مي پندارد و اهل تعبد مقيد خدا را تنها بر يک وجه عبادت مي کنند. اما صاحب تعبد مطلق توجه خاصي نسبت به يک عبادت مشخص ندارد، تا آن را بر ديگري ترجيح دهد، بلکه هدف او به دست آوردن رضايت خداوند متعال است هر جا که باشد، پس مدار عبادت بر رضاي اوست، اين مدار هميشه در حال انتقال در منازل عبوديت است. هرگاه منزلت و مقام بالاتري به او نشان داده شد براي دست يابي به آن به سير و سلوک مي پردازد تا اين که مقام ديگري برايش نمايان مي شود و به اين ترتيب به سير و سلوک خود ادامه مي دهد تا اين که سيرش به انتها مي رسد، بنابراين هرگاه علما، عابدان، مجاهدان، ذاکران، نيکوکاران و بخشندگان و صاحبان تجمع قلب بر خدا را مي بيني، صاحبان تعبد مطلق را نيز با آنان مي بيني، پس اين گروه بنده ي مطلق خداوند متعال هستند. به هيچ رسم و رسومي محدود نشده اند و به هيچ قيد و بندي مقيد نيستند، اعمالشان بر مبناي خواسته هاي نفس نيست و براي نفس لذت و راحتي در عبادتشان وجود ندارد. بلکه عبادتشان تابع رضاي الهي است، هر چند راحتي و لذت نفس در غير آن باشد. به راستي آنان صاحبان راستين مقام «اِيَّاکَ نَعْبُدُ وإِيَّاکَ نَسْتَعِينُ» هستند.
هرگاه پوشاک حلالي گيرشان آيد مي پوشند و هر طعامي که برايشان ميسر شود مي خورند، به اجراي اوامر الهي در هر وقت به مقتضاي آن مشغولند، مکانشان در مجلس جايي است که خالي باشد، به اشاره ي کسي کار نمي کنند، هيچ قيد و بندي آنان را محدود نمي کند و رسم و عادتي بر ايشان چيره نمي شود، آزاده و مجردند، همراه با اوامر الهي حرکت مي کنند، متدينين به دين آمرند و دستورات او را در هر زمينه به اجرا در مي آورند. هر انسان بر حقي آنان را دوست دارد، هر شخص باطلي از آنان در هراس است، بارانند؛ که به هر جا فرود آيند مفيد هستند، درختان خرمايند، برگشان ريزش ندارد و همه اجزايشان حتي خارهايشان هم منشأ خير و برکت است. در برابر مخالفان اوامر خدا، مظهر خشونت و به هنگامي که حد و مرزهاي الهي مورد هتک حرمت قرار مي گيرند منبع قهر و غضب هستند. آنان خالص براي خدايند و با خدايند، دوستي و مصاحبت ايشان با خدا دور از مخلوق است و ملاقاتشان با مردم بدون غرور است. يعني آن وقت که با خدايند روابط با مخلوقات را از ميان برمي دارند و در بين آنان و خدا واسطه اي وجود ندارد. هنگامي که با مردمند نفس خود را از ميان برمي دارند و از روي هواي نفس با مردم برخورد نمي کنند. خوشا به حالشان!
در ميان مردم چه غريبند! چقدر وحشت شديد از مردم دارند!
الفت و شاديشان به خداوند متعال چه زياد است!
اطمينان و آرامششان تنها با اوست، تنها خداوند ياور است و توکل تنها بر اوست.

روح امري مجرد است و شکل و قالب خاصي ندارد و به يک معنا بي شکلي، اصل در آن است. چنان که روح به سبب همين تجرد خويش، بيرون از دايره ذکوريت و انوثيت يعني ...

«اَلصَّلوةُ مِعراجُ المُومِن». نماز معراج مؤمن است. پيامبر اکرم (ص) نماز زيباترين جلوه پرستش، والاترين گونه نيايش، جلوه اي زيبا از بند گي و عبود يت و ...

مشکلات پوستي، حالت تهوع، دل درد و.. گاهي اوقات تمامي اين دردها براي بچه ها به جاي اينکه با کلمات ادا شوند با اندام ها نشان داده مي شود. درواقع اين روش ...

زمستان هميشه با سرماخوردگي جسمي و زکام و تب و لرز همراه نيست، گاهي نيز موجب ترس و لرز آدمي مي شود و سرماخوردگي روحي را نيز به همراه دارد. اين تنها پزش ...

نزديک به يک چهارم ما دچار درجاتي از اضطراب و اختلالات اضطرابي هستيم! و بقيه نيز بيش از حد مورد قبول از نگراني، دلهره و هيجانات رنج مي بريم. اضطراب، به ...

در قرآن کريم، مجموعه هايي از آيات وجود دارند که صفات ممدوح و مطلوبي را تحت عناوين خاصي ذکر کرده اند؛ از جمله آنها برخي آيات است که صفات عبادالرحمان را ...

بيشتر مورخان شيعه و سني ، ولادت با سعادت آن حضرت را در بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت در مكه مكرمه مي دانند.برخي سال سوم و برخي سال دوم بعثت را ذكر ...

در زندگي گاهي اوقات پيش آمده که مي بينيم ، در مقام عمل اله و خداي خود را کسي ديگر قرار داده و پيرو و دنباله روي وي هستيم . «أفرأيت من اتخذ الهه هواه و ...

دانلود نسخه PDF - عبادت و روح بندگي