up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله شفاعت PDF
QR code - شفاعت

شفاعت

شرط تأثير شفاعت

بر اساس تحليل نظرات علامه طباطبايي، شفاعت تنها درباره اصحاب يمين صورت مي پذيرد. پرسشي که هم اکنون فرا روي ماست درباره شرط يا شرايطي است که موجب برخورداري گروهي از اصحاب يمين از شفاعت شفيعان مي شود.
خداي متعال هنگام توصيف فرشتگان، ضمن تعظيم و بزرگداشت مقام ايشان درباره شفاعتي که از سوي فرشتگان درباره برخي ها صورت مي پذيرد اظهار مي دارد که «آنها تنها درباره کسي که مورد رضايت باشد شفاعت مي نمايند.1» علامه طباطبايي معتقد است از آنجايي که «ارتضاء» در آيه ياد شده مقيد به هيچ قيدي نشده و خداوند معلوم نساخته است که اين افراد چه اعمالي دارند و نشانه هاي آنها را ذکر نکرده است پس مي توان گفت مراد از «مرتضي» بودن آنها آن است که خداي متعال دين آنها را پذيرفته باشد و ايشان دين مورد پسند خدا را داشه باشند. به عبارت ديگر، خدا دين آنها را پسنديده است و کاري به اعمال آنها ندارد. (طباطبايي، ج1، ص 259-258)
بر اساس اين آيه شفاعت بر محور رضايت حق است و «مرتضي» بودن يا از نظر دين و معتقدات فرد است و يا بر حسب اعمال و رفتار او. اما اگر کسي اعمالش مورد رضايت حق باشد ديگر نيازي به شفاعت مصطلح که رافع عذاب جهنم است ندارد، زيرا تنها حسنات و اعمال خير مرتضاي حق هستند. از اين رو «مرتضي» در آيه ياد شده هرگز نمي تواند در باب اعمال باشد. اگر فردي از اصحاب يمين دين خدا پسند داشته باشد، گرچه گاهي مرتکب کبائر شده است وليکن به جهت خدا پسند بودن دين او، احياناً مورد شفاعت قرار مي گيرد. (رک: جوادي آملي، نسيم، ج 4، ص 258-257) در آيه اي ديگر کساني که قبلاً از خداي متعال عهدي گرفته اند مالک شفاعت شمرده شده اند. چنين کساني بر خلاف ساير مجرمان به سوي جهنم سوق داده نمي شوند.2 مطابقه آيه اخير ممکن است مجرمي از شفاعت بهره مند شود و از عذاب جهنم نجات يابد.
از نظر قرآن کريم آتش جهنم براي دو گروه مقرر گرديده است:
کسي که نه ايمان آورده و نه عمل صالح کرده است و آن که با وجود ايمان اعمال خير و صالحي انجام نداده است. گروه دوم با آنکه اهل ايمان هستند ولي مجرم بشمار مي آيند3(طباطبايي، ج 1، ص 259). بنابراين مومنيني که داراي عمل صالح نيستند گر چه دين حق دارند ولي شايسته جهنم هستند مگر آنکه شفاعتي شامل حال آنها شود و به برکت ايمان و اعتقاد از آتش نجات يابند.
خداي متعال هنگام توصيف فرشتگان، ضمن تعظيم و بزرگداشت مقام ايشان درباره شفاعتي که از سوي فرشتگان درباره برخي ها صورت مي پذيرد اظهار مي دارد که «آنها تنها درباره کسي که مورد رضايت باشد شفاعت مي نمايند»
اما آيا همه اصحاب يمين مشمول شفاعت مي شوند؟
شفاعت
علامه طباطبايي در اين باره اظهار مي دارد که اصحاب يمين کساني اند که از شفاعت بهره مند مي شوند. آنهايي که از نظر دين و اعتقادات مرضي خدا هستند، خواه اعمالشان نيز مورد پسند خدا باشد و يا نه، اگر اصحاب يمين مرتکب گناه صغيره شده باشد، بدون نياز به شفاعت خدا آنها را مي آمرزد ولي اگر برخي از اصحاب يمين گناه کبيره کرده باشند و اين گناهان قبل از قيامت با توبه و حسنات ديگر از بين نرفته باشد شفاعت آن گناهان را مرتفع مي نمايد (همان، ص 258-257). لذا مي توان گفت در صورتي که اصحاب يمين تا روز قيامت هنوز در گروي اعمال خود باشند در قيامت دير يا زود مشمول شفاعت مي شوند. به نظر برخي از بزرگان تمام کساني که به خدا ايمان داشته و با رسول اکرم و اهل بيت او دشمني نداشته باشند مشمول شفاعت مي شوند. البته برخي افراد به خاطر سوابق نيکشان زودتر از اين رحمت الهي بهره مند مي شوند و برخي ديرتر. ولي سرانجام دريچه رحمت الهي بر آنان گشوده مي شود. (سبحاني، ص 397)
اما با اينحال تعاليم ديني گاه موانعي را بر مي شمارد که براي هميشه فرد را از شفاعت محروم مي سازد. چنانچه مؤمنين و پيامبر هرگز حق آمرزش خواهي و استغفار براي مشرکين را ندارند (توبه، 113) و گاه هم با شدت مي فرمايد اگر شما بر فرض براي کفار و منافقين هفتاد بار آمرزش بخواهيد خدا آنها را نخواهد بخشيد (توبه، 80) و گاه نيز پس از اشاره به اين مطلب مي فرمايد خدا هرگز فاسقان را هدايت نمي کند (منافقون، 6) برخي با تأمل در آيات و روايات و نصوص ديني، گروههايي را که هرگز مورد شفاعت قرار نمي گيرند چنين برشمرده اند: کافر و مشرک؛ ستمگر؛ دشمن خاندان رسالت؛ کسي که فرزندان رسول اکرم ص را آزار کند؛ منکر شفاعت؛ خائن؛ زناکار؛ آن که به نماز اهميت نمي دهد و ... (سبحاني، ص 404- 397). آنچه در مورد برخي از اين گروهها قابل بررسي است آن است که آيا اين افراد با وجود چنين صفاتي باز هم از اصحاب يمين به شمار مي آيند؟ يا آنکه وجود برخي از اين صفات در فردي خاص چون کفر و شرک حکايت از اين دارد که وي از اصحاب شمال است؟ به عبارت ديگر، آيا همه اين گروهها تخصصاً از شفاعت محروم شده اند يا تخصيصاً ؟ از طرف ديگر تعاليم ديني برخي از کارهايي را که موجب مي شود انسان زودتر و بيشتر و کاملتر مورد شفاعت قرار گيرد معرفي مي نمايد. (همان، ص 411-404) اين گونه نصوص به خوبي تأييد مي کند که هم زمان شفاعت در مورد افراد گوناگون متفاوت است و هم آنکه شفاعت مراتبي دارد که وضعيت فردي هر کس تعيين کننده نوع، زمان و مرتبه شفاعتي است که به او تعلق مي گيرد.
طرح چند اشکال در موضوع شفاعت
يکي از مهم ترين گام هايي که در مسير تحقيق و پژوهش پيرامون موضوع شفاعت بايد برداشته شود طرح و حل اشکالات معقولي است که در اين باره به نظر مي رسد و يا از سوي ديگران مطرح شده است.4 البته برخي از اين ايرادها و اعتراضات به معناي نادرست و ظالمانه شفاعت وارد است و با توجه به معناي درست آن به سرعت مرتفع مي شود. برخي از اساسي ترين اشکالات در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرد:
اشکال اول: اعتقاد به شفاعت مايه تجري و جرأت يافتن مردم بر معاصي است.
در نگاه ابتدايي اين سخن معقول به نظر مي رسد، زيرا اگر خداي متعال و اولياي الهي به مردم وعده شفاعت دهند و رهبران ديني هم آن را براي مردم تبليغ نمايند، کاملاً طبيعي است که مردم بر معصيت تجري پيدا کنند و به هتک حرمت احکام الهي تشويق گردند. لذا گر چه ظاهر برخي از آيات و نصوص ديني مؤيد شفاعت است ولي براي آنکه مردم بر معصيت جرأت نيابند، اين گونه نصوص لازم است مورد تأويل قرار گيرند.
علامه طباطبايي در پاسخ به اين اشکال دو جواب مختلف ارائه کرده اند.(ج1،ص252-250)
پاسخ نقضي: اگر اين ايراد بر موضوع شفاعت وارد باشد بايد عين همين اشکال بر همه آياتي که در آنها به نحوي وعده آمرزش ملاحظه مي شود هم وارد شود.5 بنابر برخي از اين آيات مغفرت الهي شامل تمامي گناهان منهاي شرک است و البته شرک و کفر و نفاق نيز در صورت توبه بخشوده مي شوند. مگر چنين آياتي انسانها را تشويق به گناهان صغيره يا کبيره مي کند؟ هر پاسخي که در چنين مواردي داريد مي تواند درباره مسأله شفاعت نيز ارائه گردد.
پاسخ حلي: وعده شفاعت در صورتي مي توانست به تجري مردم در ارتکاب گناهان بينجامد که در نصوص ديني هم نوع گناهان مورد شفاعت تعيين شده باشد و هم افرادي که از شفاعت بهره مي برند معين شود و هم آنکه انسان بداند در چه موطني از وي شفاعت مي کنند. (رک : جوادي آملي، ج 4، ص 271-270) به عبارت ديگر، حتي اگر بر فرض شفاعت نصيب کسي شود تنها پس از موقف حساب که تکليف مردم براي ورود به بهشت يا جهنم معلوم مي شود امکان پذير است. قبل از چنين زماني قرار است چه حوادث ناگواري براي فرد گناهکار پيش آيد؟ هنگام ارتحال، در قبر، برزخ، قيامت کبري، شرم حضور در محضر اولياي الهي و...؟ بر فرض شفاعت در پايان نصيب گناهکار شود ولي چه کسي مي تواند اين سختي ها و مرارت ها را تحمل کند؟ به علاوه گناهان نيز آثار تکويني خاصي دارند که اين آثار در دنيا دامنگير انسان مي شود. برخي از معاصي در طول حيات دنيوي نعمتهاي الهي را تغيير مي دهند. امام عليu در دعاي کميل برخي از اين آثار دنيايي را چنين بر مي شمارند: «اللهم اغفر لي الذنوب التي تهتک العصم. الهم اغفر لي الذنوب التي تنزل النقم. اللهم اغفر لي الذنوب التي تغير النعم. اللهم اغفر لي الذنوب التي تحبس الدعاء ...» براي فرد عاقل و واقع بين بسياري از اين آثار همچون عذاب هاي اخروي دردآور و مولم است. بي شک حتي اگر آن عذاب اخروي سرانجام با وساطت شفيعي مرتفع گردد ولي جبران خسارت هايي که وي در دنيا از ناحيه هر يک از اين گناهان ديده است امکان پذير نيست. لذا هيچ انسان خردمندي به صرف وعده شفاعت مرتکب گناه نمي شود. چنين وعده نامتعين و غير قطعي تنها مي تواند روحيه رجاء و اميدواري را در انسانها ايجاد نمايد.
به اين ترتيب مي توان دريافت که چرا در نصوص ديني، موارد شفاعت و گناهاني که در نظر است مورد شفاعت قرار گيرند معلوم نشده است. تعيين دقيق گناهان مورد شفاعت و اشخاصي که مشمول شفاعت قرار خواهند گرفت، با تربيت ديني که مرادش پرورش افرادي منزه و صالح است سازگاري ندارد. خداي متعال ضمن تأييد کلي شفاعت با بيان مبهم و غير دقيق شرائط شفيع و گناهان مورد شفاعت و... خواسته است هيچ کس درباره بهره مندي خود از شفاعت اولياء الهي مطمئن نباشد. لذا بايد گفت اعتقاد به شفاعت تنها اميد آفرين است نه آنکه کسي با تکيه بر آن به خود جرأت ارتکاب گناهان را بدهد. آيات اميد آفرين نيز در قرآن کريم فراوان است. از جمله آيه اي که در آن وعده داده اند در صورت پرهيز از گناهان کبيره، برخي از معاصي صغيره مورد آمرزش قرار مي گيرد.6 در مورد چنين آياتي نيز انسان خردمند هرگز به خود جرأت و اجازه ارتکاب گناهان کوچک را نمي دهد، زيرا هيچ کس نمي تواند اطمينان داشته باشد به طور کامل از کبائر اجتناب کرده است. لذا شرايطي که پذيرش شفاعت موکول به وجود آنهاست هرگز براي انسان قابل احراز نيست. چنين آياتي تنها مي تواند انسان را از غرق شدن در ورطه نااميدي نجات دهد و در او شعله اميدي روشن گذارد.
البته با توجه به آنکه مطابق برخي از روايات و نصوص ديني، اصحاب يمين، همگي دير يا زود از آتش نجات مي يابند، برخي از آنها اصلاً وارد جهنم نمي شوند و برخي ديگر موقتاً به جهنم رفته و سپس نجات مي يابند، به نظر مي رسد براي مسلمانان دون همت و سست ايمان همين حکم کلي تجري آور است. از اين رو به نظر مي رسد، لازم است درباره آن تعميم و حکم کلي تأمل و تحقيق بيشتري صورت پذيرد.
وعده شفاعت در صورتي مي توانست به تجري مردم در ارتکاب گناهان بينجامد که در نصوص ديني هم نوع گناهان مورد شفاعت تعيين شده باشد و هم افرادي که از شفاعت بهره مي برند معين شود و هم آنکه انسان بداند در چه موطني از وي شفاعت مي کنند
اشکال دوم : وجود شفاعت بر خلاف سنتهاي تخلف ناپذير الهي است.
شفاعت
در آيات بسياري سخن از صراط مستقيم الهي و سنت تخلف ناپذير وي به ميان آمده است اين سخن بدين معناست که در صورت صدور فرماني از ناحيه حق تعالي، آن حکم همواره و در مورد همگان به اجرا در آيد و هنگام عمل به آن هيچ استثنايي در کار نباشد. (طباطبايي، ج 1، ص 247-246). برخي در تقرير اين ايراد گفته اند: شفاعت موجب اختلاف در سنت الهي و تغيير آن مي شود زيرا امر از دو حال خارج نيست: يا آنکه به جهت رعايت عدل، شفاعت شامل همگان شود و عذاب از همه مجرمان برطرف گردد و يا آنکه شفاعت تنها شامل برخي از مجرمان گردد. در صورت اول گر چه اين امر با عدالت الهي منافاتي ندارد وليکن نقض غرض به شمار مي آيد. در صورت شمول شفاعت براي برخي از گناهکاران بايد گفت از آنجايي که گناهان همه يکجورند و مجرمان نيز با هم تفاوتي ندارند و در خروج از منهاج عبوديت مشترکند اگر شفاعت تنها به برخي از آنها تعلق گيرد مي تواند به معني وجود اختلاف در فعل الهي و تغيير در سنت الهي باشد. لذا هيچگاه شفاعت تحقق نمي پذيرد. (طهراني، ج 9، ص 316)
در پاسخ به اين ايراد مي توان گفت از مجموعه آيات قرآني تنها مي توان دريافت که سنت الهي تخلف ناپذير است ولي اين آيات بيانگر سنتهاي الهي نيستند. چرا تنها «عدل» سنت تغيير ناپذير الهي باشد و بر اساس آن خدا شفاعت هيچ کس را در مورد گناهکار نپذيرد؟ سنن الهي را بايد از اسماء حسناي او بدست آورد. هر يک از اسماء خداي متعال، مجراي سنتي از سنن اوست. خدا در عين منتقم بودن، غفار نيز هست. و حکمت خدا تعيين مي کند که هر يک از اسمائش را در مورد چه کسي و با چه شرائطي به اجرا گذارد. از سوي ديگر چگونه مي توان ادعا کرد که ميان گناهان و گناهکاران فرقي وجود ندارد؟ (رک: طباطبايي، ج 1، ص 248-247؛ جوادي آملي، ج 4، ص 267- 266)
شفاعت تنها در صورت قابل تغيير بودن علم و اراده مولا شدني و معقول است. حال آنکه خداوند متعال حاکمي است که علمش ازلي و خطا ناپذير است و اراده اش نيز به جهت استناد به علم او، تغيير ناپذير. پس خداوند هر آنچه براي آگاهي بندگان لازم است (مانند تبشير و انذار، ارسال پيامبران و اتمام حجت و...) انجام داده است و از اين پس هر آن کس که مرتکب سيئه اي شود شايسته جهنم است و اگر حسنه اي انجام دهد بهشتي خواهد بود
اشکال سوم: پذيرش شفاعت از سوي خداوند مستلزم تغيير علم و اراده الهي است.
اعتقاد به شفاعت
در جريان شفاعت، شفيع به نحوي موجب تغيير اراده مولا مي شود تا او بر خلاف آنچه از ابتدا اراده کرده است، کاري کند. بنابراين حاکم با پذيرش چنين شفاعتي ار اراده خود منصرف مي شود. در چنين مواردي از دو راه مي توان در حاکم تأثير کرد: اگر او عادل است شفيع تنها با توسعه دادن آگاهي هاي وي ممکن است کاري کند حاکم بر خلاف رأي نخست خود حکم کند. در صورتي که وي ظالم باشد و با رابطه (و نه ضابطه) اراده خود را پيش مي برد محتمل است شفاعت افراد مقرب را درباره فردي بپذيرد. از آنجايي که هم خطاي حکم و هم ظلم از خدايتعالي محال است لذا پذيرش شفاعت نيز ممکن نخواهد بود. (طباطبايي، ج 1، ص 249-248) به عبارت ديگر، شفاعت تنها در صورت قابل تغيير بودن علم و اراده مولا شدني و معقول است. حال آنکه خداوند متعال حاکمي است که علمش ازلي و خطا ناپذير است و اراده اش نيز به جهت استناد به علم او، تغيير ناپذير. پس خداوند هر آنچه براي آگاهي بندگان لازم است (مانند تبشير و انذار، ارسال پيامبران و اتمام حجت و...) انجام داده است و از اين پس هر آن کس که مرتکب سيئه اي شود شايسته جهنم است و اگر حسنه اي انجام دهد بهشتي خواهد بود. پس در محضر چنين حاکمي از هيچ شفيعي کاري ساخته نيست. در پاسخ اين شبهه که در برخي از منابع تفسيري نيز مطرح شده است(مانند رشيد رضا، ج 1، ص 307) مي توان گفت علم و اراده خدا البته ازلي است ولي معلومات او دائماً تغيير مي کنند. او از ازل همه چيز را مي داند، به خوبي آگاه است که چگونه معلومات متغير را تدبير کند. در مورد هر کسي خدا مي داند در چه زماني متولد مي شود، چه وقت به سن تکليف مي رسد، گاه معصيت مي کند و برخي از معاصي او را مستحق مجازات خواهد کرد.. البته درباره همو نيز مي داند که يکي از اولياي الهي در مسير زندگي اش قرار مي گيرد و او را مورد لطف و عنايت خويش قرار داده و سپس آن ولي شفاعت آن فرد را نزد خدا مي کند و خدا خود اين وساطت را مي پذيرد. همه اين امور در صحنه علم الهي آشکار است. لذا با تحقق شفاعت و پذيرش آن از سوي حق تعالي در علم و اراده او هيچ تغييري صورت نمي گيرد. (رک: طباطبايي، ج 1، ص 250-249؛ جوادي آملي؛ ج 4، ص 270-268)
[1]- «بل عباد مکرمون. لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون. يعلم ما بين ايديهم و ما خلفهم و لا يشفعون الا لمن ارتضي و هم من خشيته مشفقون.» (انبياء، 28-26)
[2]- «يوم نحشر المتقين الي الرحمن رفدا و نسوق المجرمين الي جهنم وردا، لا يملکون الا من اتخذ عند الرحمن عهداً» (مريم، 86)
[3]- علامه طباطبايي در شرح اين مطلب به آيه زير استناد کرده است: «انه من يات ربه مجرماً فان له جهنم لا يموت فيها و لا يحيي، و من يأته مؤمناً و قد عمل الصالحات فاولئک لهم الدرجات العلي» (طه، 75)
[4]- براي مطالعه بيشتر درباره اينگونه شبهات (رک: طباطبايي، ج 1، ص 255-244؛ جوادي آملي، ج 4، ص 176-262)
[5]- برخي از اين آيات عبارتند از : نساء، 31؛ شوري، 30؛ نساء ، 48
[6]- «ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سيئاتکم و ندخلکم مدخلاً کريماً» (نساء، 31)

اعتقاد به شفاعت يکي ديگر از لوازم ايمان به قيامت است، شفاعت با دو شرط جايز است: ۱) اجازه دادن خداوند به شفاعت کننده تا شفاعت کند. ۲) رضايت و خوشنودي ا ...

معناي «وسيله» کلمه وسيله را در کتابهاي لغت اين گونه معنا کرده اند: «وسل اليه وسيله تقرب اليه بعمل او بشخص». ما در ادبيات و عرف خودمان وسيله را تقريباً ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

دعا محبوب ترين اعمال نزد خداوند، برترين عبادت، علت روشنايي آسمان ها و زمين، كليد تمام رحمت ها و... است. ما معمولا در حوائج فردي خويش بر دعا اصرار مي و ...

● آکادمي مطالعات ايراني لندن زيارت عاشورا، زيارت سالار شهيدان تاريخ مبارزات حق و باطل، رازنامه زمزمه هاي عاشقانه سالکان با انسان کامل و زبور شيعيان حس ...

مختار بن ابو عبيده بن مسعود ثقفي در سال اول هجرت، در طائف تولد يافت. در دوران خلافت عمر، همراه پدر به مدينه آمد. پدرش در يوم الجسر که مسلمانان با ايرا ...

دانلود نسخه PDF - شفاعت