up
Search      menu
هنر :: مقاله شخصيت پردازي PDF
QR code - شخصيت پردازي

شخصيت پردازي

شخصيت ( Character )
هر يک از شخصيت هاي تخيلي حاضر در فيلم ، از جمله قهرمانان زن و مرد و آدم هاي شرور و خبيث و شخصيت هاي درجه دوم ، آنهايي که براي لحظاتي کوتاه در فيلم ظاهر مي شوند و ... .
شخصيت پردازي ( Characterization )
ارائه شخصيت و عينيت بخشي به شخصيتي به مدد خصلت ها و ويژگي هاي خاص او توسط بازيگر.
بر خلاف رمان که در آن ، شخصيت ها را هم دروني و هم بيروني مي توان تشريح کرد ، در سينما شخصيت پردازي ، به تصوير کردن حضور ، گفت و گو و کنش ها و واکنش ها محدود مي شود ، به اين ترتيب شخصيت پردازي در سينما سخت تر از رمان است.
شخصيت پردازي موفق در سينما ، آن شخصيت پردازي است که علاوه بر ژست ها و رفتارهاي ظاهري شخصيت چشم اندازهايي از سرشت و ماهيت وجودي و نيز نشانه هايي از علت رفتارهاي او را در اختيار تماشاگر بگذارد تا او بتواند درباره شخصيت مورد نظر ، چه ويزگي هاي ظاهري و چه ويزگي هاي باطني اش که در ذهن سازندگان بوده ، ديد بهتري پيدا کند و در نتيجه قضاوت درست تري بکند و همراهي اش با شخصيت بيشتر شود. در واقع هر شخصيتي بعد تيپيکال و کليشه اي خود را دارد که باعث مي شود شبيه خيلي از افراد قشر و گروه خود باشد اما وقتي به لايه هاي عميق شخصيتش بپردازيم ، خاص و منحصر به فرد مي شود.
در اولين مرحله اين شخصيت بايد به خوبي در نزد نويسنده هويت پيدا کند ، در مرحله بعد اين کارگردان است که بايد به خوبي با شخصيت آشنا شود و آن را به بازيگرش منتقل کند و در نهايت اين بازيگر است که بعد از درک درست از شخصيت و برقراري ارتباط با او ، بايد بتواند آن را به تصوير بکشد.
برخي از فيلم ها بر شخصيت از پيش شناخته شده نقش هاي اصلي تکيه مي کنند و به طور مکرر در فيلم ها از اين بازيگران با همان ويژگي ها استفاده مي کنند ، براي مثال شخصيت جان وين ( John Wayne ) در اکثر فيلم هايش يکسان است يا محمد رضا گلزار
با معيار هاي متفاوت ، مي توان تقسيم بندي هاي متفاوتي از شخصيت ارائه داد ، براي مثال :
از جهت نمود هاي رفتاري : شخصيت هاي درون گرا و شخصيت هاي برون گرا.
از جهت پرداخته شدن در فيلم : سطحي ، عميق و عبوري.
از جهت اخلاقي و پايبندي به قوانين : به اصطلاح شخصيت هاي سياه ، سفيد و خاکستري.
و ...
در اينجا ما بدون توجه به تقسيم بندي خاصي تنها به شخصيت هاي مرسوم که بسيار مصطلح هستند اکتفا مي کنيم :
پروتاگونيست ، قهرمان مرد ( Hero - Protagonist )
شخصيت اصلي مرد در رمان ، نمايش نامه يا فيلم که خواننده يا تماشاگر او را دوست دارند. قهرمان ها بسته به ملت ها و فرهنگ هايي که در آنها شکل مي گيرند با هم فرق دارند و حتي در هر جامعه مشخص هم ، بسته به دوران هاي زماني ، با هم متفاوت هستند. قهرمان ها ، به نوعي تخيلات و آرمان هاي تماشاگران را ارضاء مي کنند. قهرمان هاي سنتي معمولا شخصيت هاي خوش سيما و جذابي هستند که صاحب فضيلت هاي اخلاقي هستند و با شخصيت هاي خبيث در مي افتند ، اما به تدريج سينما ، قهرمان هايي را در خود جاي داد که کمتر در بند اخلاقيات هستند و به اندازه قهرمان هاي سنتي زيبارو نيستند ولي از نظر برخورد با اجتماع و ظلم ستيزي قهرمانانه رفتار مي کنند.
در سال هاي اخير ، قهرمانان بيش از پيش به مردم عادي شبيه شده اند ، به اندازه قهرمانان گذشته جذاب نيستند ، لزوما اندام متناسب ندارند ، مانند سابق قدرت بدني فوق العاده ندارند و روحيات و خصوصيات پيچيده تري دارند ولي کماکان احساسات خاص و استقلال و قدرت ويژه اي را به نمايش مي گذارند براي نمونه رابرت دنيرو ( Robert De Niro ) ، داستين هافمن ( Dustin Hoffman ) در بسياري از فيلم هايشان اين نوع قهرمان را به نمايش گذاشته اند.
قهرمان زن ( Heroine )
شخصيت اصلي زن در رمان ، نمايش نامه يا فيلم که عموما زني است با شخصيتي تحسين برانگيز که تماشاگران او را دوست دازند. قهرمان هاي زن نيز بسته به جوامع و دوره هاي زماني متفاوت اند. زيبايي ويژگي بارز زنان قهرمان فيلم هاست. قهرمانان زن سنتي معصوم ، تا حدودي آسيب پذير و اخلاق گرا بودند بعد تر کمي ويژگي هاي مردانه پيدا کردند و استقلال بيشتري از خود نشان دادند.
« نمايي از فيلم آرين بورکوويچ ( 2000 - Erin Brockovich ) که جوليا رابرتز ( Julia Roberts ) در آن نقش يک زن مستقل را به نمايش مي گذارد که به تنهايي به مقابله با کارخانه هايي مي پردازد که فاضلاب خود را به رودخانه مي ريزند. »
در سال هاي اخير ، قهرمانان زن دستخوش تحولي اساسي شده اند و جنبش فمنيسم ، تاثير بارزي بر اين تحول داشته. اين قهرمانان چون قبل به اخلاقيات پايبند نيستند ، اما روحيه استقلال طلبي خاصي دارند ، از نظر روحي و حتي گاهي از نظر جسمي قوي تر به نظر مي رسند ، قادرند پا به پاي مردان و حتي گاه بهتر از آنها از پس انجام امور بر بيايند. آنها زيبا هستند و رفتار و ظاهري غير کليشه اي به نمايش مي گذارند.
آنتاگونيست ، شخصيت خبيث فيلم ، بدمن ( Antagonist )
شخصيت مقابل قهرمان که معمولا آدم بد فيلم است که رو در روي قهرمان فيلم مي ايستد و بخش اعظم هيجان هاي فيلم ناشي از اوست ، که قهرمان را وادار به واکنش مي کند و معمولا اين تقابل به شکست خود او مي انجامد.
آنتاگونيست يا ذاتا خبيث و بدجنس است و يا روند زندگي اش او را به سمتي مي برد که به خاطر عقده هاي رواني ، به مخالفت با قهرمان يا جامعه مي پردازد و دست به شرارت مي زند ، مانند بسياري از شخصيت هاي بد فيلم هاي هيچکاک .
اين شخصيت هاي خبيث گاهي عمومي و جهاني هستند مانند آنچه در سري فيلم هاي جيمز باند ( James Bond ) يا بتمن ( Battman ) مي بينيم و يک نفر قصد دارد به شيوه اي شرورانه بر جهان مسلط شود و بر آن حکومت کند ، و يا حوزه خباثت او محدوده کوچکتري است مثلا در يک شهر يا در يک خانه و حتي در ميان خانواده اش ، مانند يک قاتل ، براي مثال هانيبال لکتر در فيلم سکوت بره ها ( The Silence Of The Lambs ) ، ساخته جاناتان دمي ( Jonathan Demme ) ، به عنوان دکتر ديوانه اي که بي رحمانه دست به جنايت مي زند.
سينما به اين حقيقت پي برده که هر چه بر قدرت و شرارت آنتاگونيست فيلم بيفزايد فيلم براي تماشاگر جذاب تر مي شود زيرا شکست او نيازمند اعمال نيرو و قدرت بيشتر از سوي قهرمان و در نتيجه ويژه تر شدن جايگاه او در نزد تماشاگر است ، به همين خاطر است که معمولا قدرت هاي عجيب و غريب و نيروهاي شيطاني عظيمي را در نهاد شخصيت خبيث فيلم مي بينيم.
ضد قهرمان ( Antihero )
چهره و شخصيتي که خواننده يا تماشاگر با او همذات پنداري مي کند ، اما او فاقد قدرت و تسلطي است که معمولا به طور سنتي قهرمانان از آن برخوردارند و در عوض ضعف ها و ناراحتي هاي بعضا رواني دارد. درواقع ضد قهرمان ها معمولا آدم هاي با خود بيگانه و تک افتاده اي هستند که روحيات ترد و شکننده اي دارند ، اما در عين حال اصول اخلاقي و ويژگي هاي رفتاري منحصر به فردي دارند که سبب مي شود با محيط اطراف و جامعه شان در تضاد باشند.
ضد قهرمان هاي عرصه ادبيات که در اصل محصول صنعتي شدن جوامع و فروپاشي باورها و ارزش هاي سنتي اند ، نسبت به ضد قهرمان هاي عرصه سينما که بيشتر ثمره جنگ هاي خانمان سوز قرن بيستم ، مشکلات اقتصادي ، عصيان ، جابه جايي ارزش ها و ازبين رفتن ارزش هاي اخلاقي اند ، آدم هاي ضعيف تر و از نظر رواني نابهنجار تري هستند.
اولين ضد قهرمان هاي تاريخ سينما را مي توان در ضد قهرمان هاي فيلم هاي گانگستري دهه 1930 يافت ، شخصيت هايي نظير نقش جيمز کاگني ( James Cagney ) در دشمن جامعه ( 1931- The Public Enemy ) ، ساخته ويليام ولمن و پل موني ( Paul Muni ) در صورت زخمي ( 1932 - Scarface ) ساخته هاوارد هاکس ( Howard Hawks ) که چهره هاي ضد اجتماعي و نيز کامياب سال هاي رکود اقتصادي آمريکا در اوايل دهه 1930بودند. اين شخصيت ها پيرو اصول خاصي بودند که آن را براي حرفه شان تدوين کرده بودند و نيز براي بقاء در جامعه اي که هيچ اعتمادي به آن نبود ، ولي در عين حال در انتها به سزاي اعمال خلاف خود مي رسيدند. بعدها اين ضد قهرمان ها شخصيتي را خلق کردند که همفري بوگارت ( Humphrey Bogart ) در بسياري از فيلم هايش به نمايش گذاشت ، يعني ضد قهرماني رومانتيک ، مردي جدا مانده از اجتماع و در عين حال تا حدودي برتر از جهان دور و برش که مي تواند انواع احساسات ، عشق ، خشم ، حرص و حتي ضعف را از خود بروز دهد ، ولي وقتي لازم باشد خشن و قوي هم خواهد بود. از جمله اين دست فيلم هاي همفري بوگارت مي توان به شاهين مالت ( 1941- The Maltes Falcon ) ، کازابلانکا ( 1942- Casablanca) و داشتن و نداشتن ( 1945 - To Have And Have Not) اشاره کرد.
« دو نما از فيلم راننده تاکسي ، که در آن رابرت دنيرو در نقش تراويس بيکن بازي کرده است. تغيير چهره و رفتار او در اين دو عکس به خوبي مشخص است.»
در سال هاي بعد چهره هاي ضد قهرمان در سينما هم جوان تر و هم احساساتي تر شدند و از آنها تصويري دوست داشتني تر و انساني تر به نمايش در آمد ، شخصيت هايي که دنياي اطرافشان براي آنها تنگ است و خواهان عصيان و سرکشي اند. از چهره هاي شاخص اين ضد قهرمان ها مي توان به نقشي که جيمز دين در شورش بي دليل ( 1955 - Rebel Without A Cause ) يا مارلون براندو ( Marlon Brando ) در وحشي ( 1954- The wild) بازي کردند ، اشاره کرد. اين نحوه برخورد و شخصيت سازي از ضد قهرمان تا جايي پيش رفت که ضد قهرمان ها حتي اگر جاني و بزهکار نيز بودند محبوبيت داشتند ، اين نوع شخصيت پردازي در فيلم باني و کلايد ( 1967- Bonnie And Clyde ) به اوج خود رسيد که قصه زندگي دو گانگستر و قاتل را به نمايش مي گذاشت که در نزد تماشاگران بسيار محبوب شدند. در دهه هفتاد ضد قهرمان جديدي در سينما به نمايش در آمد که اوج آن را در شخصيت رابرت دنيرو در فيلم راننده تاکسي ( 1976- The Taxi Driver) مي توان ديد. ضد قهرماني که به تصور خود قصد دگرگوني و بهتر کردن اوضاع جامعه اي را دارد که در آن زندگي مي کند و به ارزش هاي اخلاقي او احترام نمي گذارد. اين ضد قهرمان با بعد رواني شخصيتش به ضد قهرمان هاي عالم ادبيات نزديک تر شد.
در هر حال ضد قهرمان ها بيشترين گرايش امروز سينما به شخصيت ها هستند ، زيرا تنوع بيشتري دارند و در عين حال همراهي تماشاگر با آنها بسيار بيشتر است. در فيلم هاي ايراني به عنوان يک جوان عاشق پيشه نه چندان عاقل. اما در اين ميان ، بازيگري تواناست که در هر فيلم خود نوآوري و تنوع خاصي در شخصيت پردازي ارائه کند و تنها به شخصيت از پيش شکل گرفته اي که برايش در نظر گرفته اند اکتفا نکند.

نور يکي از نيازهاي حياتي در زندگي روزمره ماست از اين رو هنگام طراحي دکوراسيون يک خانه يا حتي پيشتر در هنگام ساخت آن، بايد مورد توجه خاص معمار و سپس دک ...

• اختلالات شخصيت • شخصيت (personality) معمولاً بعنوان يک برچسب تشخيص کلي براي رفتار قابل مشاهده فرد و تجارب دروني قابل بيان ذهني او مورد استفاده قرار ...

شخصيت يعني « مجموعه‌اي از رفتارها و شيوه‌هاي تفکر شخص در زندگي روزمره که با ويژگي هاي بي همتا بودن ، ثبات (پايداري) و قابليت پيش بيني» مشخص مي‌شود. از ...

اين تست جديدترين تست روان شناسي در كشور آمريكا است و توسط آن ميتوانيد بفهميد سمبل شخصيت شما كدام گل بوده و كدام خصوصيات شما باعث ميشود كه ديگران شما ر ...

در واقع الگوي سنتي فيلم نامه نويسي ، همان الگوي سنتي داستان نويسي است. آزمايش اين ساختار در رمان ها و فيلم هاي بسياري ، نشان داده که خواننده يا تماشاگ ...

● تعريف غزل و تغزل چيست و لوازم ذاتي غزل چيستند؟ اگر دويست سال پيش اين سوال را مي‌پرسيدند اغلب جواب‌هايي يکسان مي‌يافتند، اما امروز مي‌پرسيم زيرا يقين ...

● پيانو ديواري (Vertical - Upright) پيانوهاي ديواري در ارتفاع هاي مختلف، با بدنه - اغلب با چوب تمام شده - متفاوت و انواع مدل ساخت بدنه وجود دارند که ب ...

گالري‌ها ساختار عمومي گالري‌ها : فضاي نمايشگاه بخش مهمي در اين مجموعه به شمار مي‌رود كه خصوصيات آن بر مجموعه تاثير مي‌گذارد. تجربه فرد از فضاي سه بعدي ...

دانلود نسخه PDF - شخصيت پردازي