up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله سکوت پيامبر PDF
QR code - سکوت پيامبر

سکوت پيامبر

رفتار شناسي پيامبر اکرم

حقيقتاً که آشنايي با روش و آداب زندگي و خلق و خوي آن بزرگوار که خود مظهر کامل و آيينه تمام نماي مکارم اخلاقي است گام مؤثر جهت درک هرچه بيشتر مسايل اخلاقي خواهد بود.
سيره رسول خدا(ص) که والاترين الگوي کمالات انساني و مصداق آيه شريفه« و لکم في رسول الله اسوه حسنه» عالي ترين نمونه تربيت و اخلاق اسلامي مي باشد که با الهام از سيره آن حضرت بتوانيم در رشد و سازندگي شخصيت خود و فراگيران و متربيان قدمي موثر برداريم. در اين مجال گوشه اي از سيره رفتاري پيامبر اکرم را براي شما عزيزان نقل خواهيم کرد .
● سيره ايشان در سخن گفتن
امام حسين از پدرش اميرالمومنين علي عليه السلام درباره رفتار پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله با دوستان و همنشينان خود سوال کرد و حضرت چنين فرمود:
«پيامبر صلي الله عليه و آله هميشه خوش رو، خوش خو و ملايم بود و خشن، درشت خو، فحّاش و عيب جو نبود. کسي را زياد مدح نمي کرد و از چيزي که به آن ميل و رغبت نداشت غفلت مي ورزيد به طوري که مردم از او نااميد نمي شدند. همواره خود را از سه چيز دور مي داشت:
۱) جدال
۲) پرحرفي
۳) گفتن مطالب بي فايده.
و نسبت به مردم نيز از سه چيز پرهيز مي کرد:
۱) هرگز کسي را سرزنش نمي کرد و عيب نمي گرفت،
۲) عيب مردم را جست و جو نمي کرد،
۳) سخن نمي گفت، مگر در جايي که اميد ثواب در آن داشت.
هنگام تکلم چنان حاضران را تحت تأثير قرار مي داد و جذب مي کرد که از هيچ کس نفس شنيده نمي شد و چون سکوت مي کرد آنان سخن مي گفتند. دوستان در حضور آن حضرت با يکديگر پيرامون مطلبي نزاع نمي کردند. اگر کسي در محضر پيامبر صلي الله عليه و آله صحبت مي کرد همه ساکت... .» ۱
سکوت آن حضرت
سکوت رسول خدا(ص)چهار جور بود
۱) حلم
۲) حذر
۳) تقدير
۴) تفکر.
سکوتش از حلم و صبر اين بود که هيچ چيز آن حضرت را به خشم در نمي آورد و از جاي نمي کند، و سکوتش از حذر در چهار مورد بود:
۱) در جائي که مي خواست وجهه نيکو و پسنديده کار را پيدا کند تا مردم نيز در آن کار به وي اقتدا نمايند.
۲) در جائي که حرف زدن قبيح بود و مي خواست بطرف ياد دهد تا او نيز از آن خودداري کند .
۳) در جائي که مي خواست در باره صلاح امتش مطالعه و فکر کند.
۴) در مواردي که مي خواست دست به کاري زند که خير دنيا و آخرتش در آن بود.
و سکوتش از تقدير اين بود که مي خواست همه مردم را به يک چشم ديده و به گفتار همه به يک نحو استماع فرمايد، و اما سکوتش در تفکر عبارت بود از تفکر در اينکه چه چيزي باقي است و چه چيزي فاني.۲
آن حضرت با تمامي مردم مهربان بود و در همه شرايط با لشکريان و مردم خود مدارا مي کرد، راستگويي امين، وفادار به عهد و پيمان خود بود، هنگام غضب خشم خود را فرو مي برد و هنگام قدرت از مجازات چشم پوشيده و مي گذشت.
● ساده زيستي و عطوفت آن حضرت
در کتاب ارشاد ديلمي است که: رسول خدا(ص)لباس خود را خودش وصله مي زد، و کفش خود را خود مي دوخت، و گوسفند خود را مي دوشيد، و با بردگان هم غذا مي شد، و بر زمين مي نشست و بر دراز گوش سوار مي شد و ديگري را هم پشت سر خود بر آن سوار مي کرد، و حيا مانعش نمي شد از اينکه مايحتاج خود را خودش از بازار تهيه کرده به سوي اهل خانه اش ببرد، به توانگران و فقرا دست مي داد و دست خود را نمي کشيد تا طرف دست خود را بکشد، بهر کس مي رسيد چه توانگر و چه درويش و چه کوچک و چه بزرگ سلام ميداد، و اگر چيزي تعارفش مي کردند آنرا تحقير نمي کرد اگر چه يک خرماي پوسيده بود، رسول خدا(ص)بسيار خفيف المؤنه و کريم الطبع و خوش معاشرت و خوش رو بود، و بدون اينکه، بخندد هميشه تبسمي بر لب داشت، و بدون اينکه چهره اش در هم کشيده باشد هميشه اندوهگين به نظر مي رسيد، و بدون اينکه از خود ذلتي نشان دهد همواره متواضع بود، و بدون اينکه اسراف بورزد سخي بود، بسيار دل نازک و مهربان به همه مسلمانان بود، هرگز از روي سيري آروغ نزد، و هرگز دست طمع به سوي چيزي دراز نکرد.۳
● مصاحفه و معاشرت آن حضرت
هيچ ديده نشد که رسول خدا(ص)با کسي مصافحه کند و او جلوتر از طرف دست خود را بکشد، بلکه آنقدر دست خود را در دست او نگه ميداشت تا او دست آن جناب را رها سازد، و هيچ ديده نشد که کسي با پر حرفي خود مزاحم آن حضرت شود و او از روي انزجار سکوت کند، بلکه آنقدر حوصله به خرج مي داد تا طرف ساکت شود و هيچ ديده نشد که در پيش روي کسي که در خدمتش نشسته پاي خود را دراز کند، و هيچ وقت مخير بين دو چيز نشد مگر اينکه دشوارتر آن دو را اختيار مي فرمود، و هيچ وقت در ظلمي که به او ميشد به مقام انتقام در نيامد، مگر اينکه محارم خدا هتک شود که در اين صورت خشم مي کرد و خشمش هم براي خداي تعالي بود، و هيچ وقت در حال تکيه کردن غذا ميل نفرمود تا از دنيا رحلت کرد، و هيچ وقت چيزي از او درخواست نشد که در جواب بگويد: «نه»، و حاجت هيچ حاجتمندي را رد نکرد بلکه عملا يا به زبان به قدري که برايش ميسور بود آنرا برآورده ميساخت، نمازش در عين تماميت از همه نمازها سبک تر و خطبه اش از همه خطبه ها کوتاهتر و از هذيان دور بود، و مردم، آن جناب را به بوي خوشي که از او به مشام مي رسيد مي شناختند، و وقتي با ديگران بر سر يک سفره مي نشست اولين کسي بود که شروع به غذا خوردن مي کرد، و آخرين کسي بود که از غذا دست مي کشيد، و هميشه از غذاي جلو خود ميل مي فرمود، تنها در رطب و خرما بود که آن جناب دست دراز ميکرد و بهترش را برمي چيد، و وقتي چيزي مي آشاميد آشاميدنش با سه نفس بود، و آنرا مي مکيد و مثل پاره اي از مردم نمي بلعيد، و دست راستش اختصاص داشت براي خوردن و آشاميدن، و جز با دست راست چيزي نمي داد و چيزي نمي گرفت، و دست چپش براي کارهاي ديگرش بود، رسول خدا با دست راست کار کردن را در جميع کارهاي خود دوست مي داشت حتي در لباس پوشيدن و کفش به پا کردن و موي شانه زدنش.۴
● نظافت و بهداشت پيامبر
رسول اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) به پاکيزگي علاقه فراوان داشت و در نظافت بدن و لباس بي نظير بود.علاوه بر آداب وضو، اغلب روزها خود را شستشو مي داد و اين هر دو را از عبادات مي دانست.
موي سرش را با برگ سدر مي شست و شانه مي کرد و خود را با مشک و عنبر خوشبو مي نمود.
روزانه چند بار، مخصوصاً شبها پيش از خواب و پس از بيداري، دندانهايش را با دقّت مسواک مي کرد.
جامه سفيدش که تا نصف ساقهايش را مي پوشانيد هميشه تميز بود.
هيچ ديده نشد که رسول خدا(ص)با کسي مصافحه کند و او جلوتر از طرف دست خود را بکشد، بلکه آنقدر دست خود را در دست او نگه ميداشت تا او دست آن جناب را رها سازد، و هيچ ديده نشد که کسي با پر حرفي خود مزاحم آن حضرت شود و او از روي انزجار سکوت کند، بلکه آنقدر حوصله به خرج مي داد تا طرف ساکت شود .پيش از صرف غذا و بعد از آن دست و دهانش را مي شست و از خوردن سبزي هاي بد بو پرهيز مي نمود.شانه عاج و سرمه دان و قيچي و آينه و مسواک، جزء اسباب مسافرتش بود.خانه اش با همه سادگي و بي تجمّلي هميشه پاکيزه بود.تأکيد مي نمود که زباله ها را به هنگام روز بيرون ببرند و تا شب به جاي خود نماند. نظافت تن و اندامش با قُدسِ طهارتِ روحش هماهنگي داشت و به ياران و پيروان خود تأکيد مي نمود که سر و صورت و جامه و خانه هايشان را تميز نگهدارند و وادارشان مي کرد خود را، به ويژه در روزهاي جمعه، شست وشو داده و معطّر سازند که بوي بد از آنها استشمام نشود و آن گاه در نماز جمعه حضور يابند.
● اخلاق فرماندهي
رسول اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) به اخلاقي آراسته بود که خداوند او را چنين مي ستايد: «وَ إِنَّکَ لَعَلي خُلُق عَظيم»۵ ؛ و تو راست خلقي عظيم .
موصوف بودن به اين اخلاق، از او يک فرمانده موفّق ساخته بود که مي توانست او را به مقصود رسانده و در بسياري از جنگ ها پيروزي را براي او به ارمغان آورد.
آن حضرت با تمامي مردم مهربان بود و در همه شرايط با لشکريان و مردم خود مدارا مي کرد، راستگويي امين، وفادار به عهد و پيمان خود بود، هنگام غضب خشم خود را فرو مي برد و هنگام قدرت از مجازات چشم پوشيده و مي گذشت.
او بين مردم «صلح و دوستي» برقرار مي ساخت و از آنان کينه، دشمني و فتنه را دور مي کرد و هر کسي را در جايگاه خود قرار مي داد.برجسته ترين صفات عقلي آن حضرت عبارت بود از: تدبير، تفکّر و دور انديشي اين صفات در عملکردهاي او نمايان است.
● احترام به افکار عمومي
رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) در موضوعاتي که به وسيله وحي و نصِّ قرآن، حکم آن معيّن شده بود، اعمّ از عبادت و معاملات، چه براي خود و ديگران، حقِّ مداخله قائل نبود و اين دسته از احکام را بدون چون و چرا به اجرا در مي آورد زيرا تخلّف از آن احکام، کفر به خداست: «و َمَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَاؤُلئِکَ هُمُ الْکافِروُنَ»۶؛ و کساني که به آنچه خدا فرو فرستاده داوري نکرده اند ، آنان خود کفر پيشه گانند .»امّا در موضوعات مربوط به کار و زندگي، اگر جنبه فردي داشت و در عين حال يک امر مباح و مشروع بود، افراد، استقلال رأي و آزادي عمل داشتند.
کسي حقّ مداخله در کارهاي خصوصي ديگري را نداشت، و هر گاه مربوط به جامعه بود حقّ اظهار رأي را براي همه محفوظ مي دانست و با اين که فکر سيّال و هوش سرشارش در تشخيص مصالح امور بر همگان برتري داشت، هرگز به تحکّم و استبداد رأي رفتار نمي کرد و به افکار مردم بي اعتنايي نمي نمود.نظر مشورتي ديگران رامورد مطالعه و توجّه قرار مي داد و دستور قرآن مجيد را هم تأييد نموده و مي خواست مسلمين اين سنّت را نصب العين خود قرار دهند.

در مقاله مزبور سعي بر آن شده تا در ابتدا به سيره اخلاق فردي بپردازد. از آنجمله موضوع برخورد شايسته و جذاب با مردم و اخلاق نيکو که از رموز موفقيت پيامب ...

مسلمانان در نتيجه آزار و فشارهاي قريش دسته دسته رهسپار مدينه شدند و رسول خدا به انتظار اذن پروردگارش در هجرت از مكه و رفتن به مدينه باقى ماند مشركان م ...

مقدمه: چندين سال پيش در کنگره اي بين المللي که به مناسبت بزرگداشت حضرت امام(ره) بود، يکي از اساتيد برجسته دانشگاه تهران فرمودند که اگر مديريت اسلامي و ...

خطبه شعبانيه حضرت پيامبر اکرم(ص) درباره ماه مبارک رمضان است و اين خطبه با مناجات شعبانيه فرق مي کند. مناجات شعبانيه مناجاتي است از حضرت اميرالمؤمنين(ع ...

شهواژه کتاب «ترس و لرز» اثر سورن کي يرکگارد فيلسوف دانمارکي (۵۵ ۱۸۱۳)، «ايمان» است يعني بالاترين مرتبه اگزيستانس يا هست بودن.اما حقيقت ايمان چيست و چه ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

استخاره به معناي طلب خيز از خداوند است، و چون مؤمنين در مواردي خيرو صلاح كار خود را نمي دانند، به استخاره متوسل مي شوند. جايگاه استخاره در قرآن و احاد ...

دعا محبوب ترين اعمال نزد خداوند، برترين عبادت، علت روشنايي آسمان ها و زمين، كليد تمام رحمت ها و... است. ما معمولا در حوائج فردي خويش بر دعا اصرار مي و ...

دانلود نسخه PDF - سکوت پيامبر