up
Search      menu
ستاره شناسی :: مقاله سياهچاله PDF
QR code - سياهچاله

سياهچاله

پرتگاه نهايي ، سياهچاله

شايد يکي از چالش هاي بزرگ اختر فيزيک در اين قرون موضوع جذاب سياهچاله ها باشد . آنسوي افق رويداد بر هيچ شخصي مشخص نيشت . شايد در آن سوي آن فضايي عميق پنهان شده باشد ، شايد اين فضا آن حد بزرگ باشد که براي انسان قابل تصور نباشد . انسان از گذشته مي دانسته که زمين کروي بوده و به عبارت بهتر مسطح نبوده و در واقع خميده مي باشد ، به عبارت ديگر کره اي است که لبه ندارد. ما از روي آن نمي افتيم زيرا نيروي سحرآميز گرانش هرکس و هرچيزي را محافظت مي کند تا به سطح سيارات ديگر نيافتد .
پس از آنکه نسبيت آلبرت اينشتن پا به عرصه نهاد به اين موضوع پرداخته شد که فضا خودش خميده است. حالا ما مي دانيم که سفر به درياي بيکران فضا که ما به آن جهان مي گوئيم در واقع به مکاني ژرف و عميق است و اگر مسافري بدون اطلاع به آن سفر کند ممکن است به داخلي اجرامي فوق العاده عظيم سقوط کند و زندگي را براي هميشه وداع گويد و با يک ريسک جانش را از دست بدهد . او به دروني افقي کاملا مخفي سقوط مي کند و ما هنوز به طور کامل نمي دانيم که برايش چه پيش مي آيد اين افق وحشتناک متعلق به سياهچاله است .
● گرانش مهلک
يک سياهچاله يک جسم متناقض کيهاني است . يک ستاره تاريک ، يک جسم کاملا نا مرئي ، يک زندان براي نور . اين جسم يک مرز دارد که هر چيز وارد آن شود بازگشتي نخواهد داشت ، ما اين مرز را افق رويداد مي خوانيم . يک کره که هر چيز وارد آن شود براي ابديت اسير آن مي شود ، مکاني که ديگر امکان فرار از آن نيست . جايي که در آن سطح جامد وجود ندارد . در اين هنگام هر چيز حتي نور مکيده مي شود و فقط يک گردات ژرف گرانشي مشاهده مي شود ، اين اجرام بسيار بي رحم هستند و هرجيز را که به طرفشان بيايد جذب مي کنند ، در واقع آن جسم را براي هميشه از آمدش پشيمان مي کند . ما از مرکز که تکينگي خوانده مي شود اطلاعات چنداني نداريم ولي مي دانيم که در آنجا گرانشي مهلک حکم فرما است .
چهره ي اين اجرام هميشه مخفي و پوشيده است . تکينگي آنها هميشه به صورت نقطه اي است که نيروي گرانش فوق العاده اي در آن متمرکز شده است . همه ي اجرام و امواج الکترومغناطيسي و انرژي که در سياهچاله فروافتاده اند در نقطه اي فوق العاده کوچک و فوق العاده چگال فشرده شده اند و گرانشي نا متناهي ايجاد مي کنند . سياهچاله ها عموما گازهاي ميان ستاره را حريصانه قورت مي دهند . فضا از وجود اين اجرام متلاطم است و هم چنين زمان از جود آنها فشرده مي شود تا اينکه متوقف شود . چون نور نمي تواند از افق رويداد سياهچاله عبور کند ما آن مکان را لبه جهان فرض مي کنيم .
● مختصري از داستان گرانش
▪ مفهوم گرانش :
اين نيروي نامرئي که بر زندگي ما مسلط است و ما را بروي زمين نگاه مي دارد . اين نيرو براي مدتها طولاني انسان هاي بزرگ را کشفش به مبارزه طلبيده است . حتي روزي که گاليله در بالاي برج پيزا که کج است به مشاهده مي پراداخت اين سؤال برايش پيش آمد که چرا اجسام به سوي پائين سقوط مي کنند . گاليله تعجب کرد که چرا اجرام سنگين و اجرام سبک با يک زمان يکسان به سطح زمين مي رسند . همچنين از اين موضوع که چرا سيارات در راهشان به حرکت مي پردازند حيرت کرد . زماني که کشفيات خود را در مورد سيارات بيان کرد او را به اين جرم که در قوانين کليسا بدعت گذاري کرده است دستگير کردند و در دادگاه هاي خود محکوم کردند . اين که چرا آنها اين کار را کردند بحثي کاملا مجزا است که در اين مقال نمي گنجد . او سرانجام در سال ۱۶۴۲ در فلورانس زماني که سعي مي کرد که نشان دهد گرانش عامل اين امر است درگذشت .
در يک کريسمس چارچوب گرانش به دست دانشمند بزرگ سر ايزاک نيوتن نهاده شد . او با ۲۸ ماه انديشه ي پياپي توانست حساب ديفرانسيل و انتگرال را کشف کند . سپس طبيعت نور را مورد مو شکافي قرار داد و با اين تلاش ها توانست قوانين حرکت سيارات را وضع کند . هرچند که امروزه مکانيک کلاسيک که بيشتر قوانين آن به وسيله نيوتن وضع شده بود تا حد زيادي از فيزيک کنار رفته است . زيرا بعضي از کميت ها همانند نور و جرم را مطلق مي دانست و با اين گونه روابط بعضي از پديده ها قابل شرح نبودند . و سر انجام يک روز وقتي که در حال استراحت بود و فنجان چاي را مي نوشيد مشاهده کرد که از درخت به زمين افتاد ؛ در اين هنگام رشته افکاراتش قطع شد و در زمينه ي گرانش به فکر فرو رفت .
در ذهنش اين سؤال ها تداعي مي شد که چرا سيب به طور مستقيم سقوط کرد ؟ آيا آن مي خواهد به مرکز زمين رود ، جايي که کانون نيروي گرانش است . با اين افکارات به اين مووضع پي برد که هر يک از سيارات و حتي خود خورشيد داراي گرانش هستند ؛ او گفت که در بين هر دو جسم داراي جرم در عالم گرانش وجود دارد در واقع او گفت که هر جسم داراي جرم گرانش دارد . هم چنين او گفت که هر چه جرم جسم بيشتر باشد گرانش آن بيشتر است . بنابراين به اين سؤال پاسخ داده شد که چرا سيارات به دور خورشيد مي چرخند .
در پايان آلبرت اينشتن در سال ۱۹۱۹ با ارائه ي تئوري نسبيت عام خود که در آن از معادلات بسيار پيچيده رياضي استفاده کرده بود گفت که گرانش اثر هندسي جرم بر فضا اطراف خود است . به اين ترتيب براي نخستين نظريه اي کامل گرانش را شرح داد .
▪ ستاره هاي تاريک
در سال ۱۷۸۴ جان ميشل دانشمند بزرگ ولي فراموش شده ي قرن ۱۸ که کشيش نيز بود ؛ ( در تاريخ علم دانشمندان بزرگي مشاهده مي شوند که بدون اقتضا به شغل شان کارهاي فوق العاده کرده اند ؛ مثلا همين آقاي ميشل که مطالعاتش چندان مناسبتي با شغلش نداشت ) از سرعت گريز بعضي از اجرام تعجب کرد ( سرعت گريز حداقل سرعتي است که نياز است تا از سطح يک سياره يا يک ستاره جدا شويم ، در واقع سرعتي است که يتوانيم از گرانش آن فرار کنيم ) ؛ او مي دانست که گرانش يک جسم به جرمش بستگي دارد ، همچنين اين موضوع را مي دانست که سرعت نور بسيار زياد است ولي با اين حال متناهي است . او از اين موضوع تعجي کرد که خورشيد با اين جرم باز هم قادر نيست نور را در سطح خود نگه دارد و نور از سطح آن مي گريزد ( مي دانيم که سرعت نور ۲۹۹۷۹۲ کيلومتر بر ثانيه است که آن را ۳۰۰۰۰۰ کيلو متر بر ثانيه فرض مي کنند و از اين سرعت تقريبي بيشتر استفاده مي کنند ) . ميشل پاسخ به اين صورت استنباط کرد که اگر خورشيد در همين اندازه بود ولي جرمش ۵۰۰ برابر بود نور نمي توانست از سطح خورشيد بگريزد زيرا در اين صورت گرانش آن بسيار مي شد . چند سال بعد رياضدان بزرگ فرانسوي لاپلاس به طور مستقل تنيجه را به طور يکسان شرح داد و بدين ترتيب مفهوم ستاره تاريک زاده شد .
● جهان حفره ها
سياهچاله ، اين اجرام نادر و عجيب ، را مي توان نتيجه ي تفکرات جوان باهوش آلماني که در سال ۱۹۱۹ در دفتر ثبت اختراعات سوئيس مشغول به کار بود دانست . آلبرت اينشتن در سال ۱۹۱۹ تئوري نسبيت عام خود را که انقلابي عظيم در فيزيک نوين بود را ارائه کرد . آلبرت اينشتن پي برده بود که جهان اساسا در مکان هاي متفاوت نسبت به قوانين نيوتن قابل توضيح نيست . او گفت که سه بعد از فضا نمي توانند به صورت مجزا از بعد چهارم يعني زمان باشند . او گفت که اين ها با هم پيوسته هستند و آنها فضا – زمان ناميد . اين ساختار همانند يک ساختار نامرئي است که در واقع وجود دارد . او گفت که فضا نمي تواند مطلق باشد ، بلکه پيوسته است . اين بافت فضا زماني مي تواند خميده شود و يا اينکه پيچ و تاب پيدا کند .
اين بافت که مي تواند جالب باشد فقط در صورتي مي تواند مسطح و صاف باشد که هيچ چيز در روي آن وجود نداشته باشد . اگر جسمي جرم دار در روي آن وجود داشته باشد گرانش نيز وجود دارد ؛ و هر جا که گرانش وجود داشته باشد اين بافت فضا – زمان خميده مي شود . اين خميدگي اين بافت براي اجرام حکم مي کند که چگونه حرکت کنند ، در واقع مي گويد که گرداگرد اين فضا – زمان خميده به سير و سفر بپردازند . همانطور که در بخش گرانش گفتيم گرانش در تئوري نسبيت عام اثر هندسي جرم بر فضا ي اطراف خود است . اگر بخواهيم کمي ساده تر توضيح دهيم همين خميدگي عامل ايجاد گرانش است .
اينشتين براي تصور اين واقعيت فرض کرد که کاغذي دارد و آن کاغذ را ساختار فضا – زمان فرض کرد . او جسمي سنگين را در روي آن ماغذ قرار داد ( آن جسم را خورشيد در نظر گرفت ) و ديد که در ساختار کاغذ خميدگي و فرو رفتگي ايجاد شده است . او گفت که اين فضا زمان خميده گرانشي توليد مي کند که هرچه اين خميدگي بيشتر باشد گرانش نيز قوي تر خواهد بود . سرانجام در جهان اجرامي وجود دارند که اين خميدگي را به نهايت خود مي رسانند و تمام مسيرها را به سوي خود خم مي کنند و اين اجرام حقيقتا سياهچاله هاي کيهاني هستند .
● تولد ستاره
براي فهم مقياس بزرگ در جهان ما بايد به مقياس هاي بسيار کوچک را درک کنيم . با باز کردن زندگي يک ستاره ما مي توانيم زاده شدن يک سياهچاله را به خوبي درک کنيم .
ستاره ها زماني پديد مي آيند که ابري فوق العاده بزرگ از غبارهاي کيهاني و هيدروژن در زير بار گرانش خود فشرده شوند . در اين صورت گرانش به همراه افزايش چگالي فزوني مي يابد و بدين ترتيب فضا – زمان خميده و خميده تر مي شود . پس مدتي گاز هيروژن در هسته متراکم مي شود و در اين تراکم شديد اتم ها با يک ديگر برخورد مي کنند و دماي آن ها رفته رفته افزايش مي يابد . زماني که دماي هسته به ۱۰ ميليون درجه رسيد ، پروتون هاي هيدروژن در پي واکنش هاي زنجيره اي هم جوشي هسته اي به هليوم تبديل مي شوند . در هنگام اين واکنش ها مقداري از جرم نا پديد مي شود که تبديل به انرژي و امواج الکترومغناطيسي همچون نور مي شوند . در اين صورت يک جسم که همچون يک لامپ غول پيکر کيهاني است پديد آمده است و اين آغاز زندگي يک ستاره است . هر ستاره اي که ما در آسمان مشاهده مي کنيم در هسته اش واکنش هاي عظيم هم جوشي رخ داده است تا اين نور توليد شود و به ما برسد . هنگامي که ستاره همانند خورشيد درخشان و نوراني مي شود ، گرانش آن سعي مي کند تا ستاره را هم چنان منقبض کند و در خود فرو کشد . اما واکنش هاي عظيم هسته اي که در هسته ي ستاره انجام مي شوند انرژي عظيمي توليد مي کند و همين انرژي از در هم کشيده شدن ستاره و فروريختن آن جلوگيري مي کند. زماني که ستاره مورد نظر(بسته به جرمش) سوخت خود را در چند ميليون يا چند ميليارد سال مصرف کرد و تمام هيدروژن ها به هليوم تبديل شدند ستاره وارد مرحله ي جديد زندگي خود مي شود در اين هنگام ستاره سعي مي کند تا هليوم توليد شده را به عناصر سنگين تر همانند آهن تبديل کند ولي اين واکنش ها چندان انرژي زيادي را توليد نمي کنند تا با گرانش به مقابله بپردازد . سر انجام پس از مدتي گرانش پيروز مي شود و اين پايان زندگي يک ستاره است . در اين هنگام ستاره نسبت به جرمش مي تواند به سه حالت ۱- کوتوله سفيد ۲- ستاره نوتروني ۳- سياهچاله تبديل شود .
● فشردگي عظيم
سرنوشت نهايي يک ستاره به جرمش وابسته است . خورشيد ما در نيمه ي عمر است ، يعني حدود ۵ ميليارد از سن خود را سپري کرده است و براي بقاياي حيات به ميزان پنج ميليارد سال ديگر سوخت دارد . اما در زمان هاي دور واقع در آينده پس از اتمام سوخت خود لايه ي بيروني خود را به بيرون خواهد انداخت . بدين ترتيب گرانش هسته را به شدت فشرده مي سازد و تا حدي اين کار را انجام مي دهد و به جايي مي رسد که توانايي ادامه ي ادامه ي آن را ندارد . در اين صورت جرمي پديد مي آيد که کوتوله سفيد ناميده مي شود . باقي مانده ي هسته يکصد هازار برابر از زمين فشرده تر است .
بيشتر ستاره هاي عظيم سريع تر سوخت خود را مي سوزانند و در نتيجه عمران آنها نيز کوتاه تر از حد انتظار خواهد بود . يک ستاره به جرم ده برابر خورشيد ممکن است تنها ميليون ها سال عمر کند و زندگي آن به ميليارد سال نمي رسد . چنانکه فروريختن آن آغاز شود ماده ي موجود در آن زير فشار گرانش له مي شود . در اين حالت هسته در حدود ۵۰ ميليارد درجه حرارت دارد ، در چنين حرارتي هسته تنها چند ثانيه واکنش مي دهد و سپس به سبک سوپر نوا منفجر مي شود .
سوپرنوا نوعي انفجار عظيم کيهاني است . در پي اين واقعه ي کيهاني مقدار زيادي ماده به محيط ميان ستاره اي دميده مي شود . در اين گونه ستاره ها واقعا از درون متلاشي مي شوند و پي از آن اتم هاي هسته در زير بار گرانش به هم مي ريزند و الکترون هاي آنها به پروتون ها متصل مي شوند و توليد ذره ي زير اتمي ديگري به نام نوترون مي نمايند . در نتيجه ستاره نوتروني پديد مي آيد که جرمش حدود ۵ ۱ برابر خورشيد است ولي اين جرم عظيم تنها در در يک کره فشرده شده که ضخامت اين سر تا آن سرش تنها ۲۰ کيلو متر است .
دانشمندان ثابت کرده اند که ستاره هاي نوتروني واقعا وجود دارند ، زيرا آنها سيگنال هاي خاصي را از خود ساتع مي کنند درست همانند هشدار فانوس دريايي به ساحل . يک ستاره ي نوتروني امواجي خيره کننده ساتع مي کنند ؛ اين امواج توسط ميدان مغناطيسي عظيمش که بيش از يک ترليون برابر از ميدان مغناطيسي زمين قوي تر است توليد مي شود . اين چنين ستاره هاي نوتروني را پالسار مي خوانند . همچنين ستاره شناسان با دريافت اين امواج از فضاي تاريک ديگر ترديدي از وجود آنها را در خود راه نمي دهند .
● پيروزي نهايي گرانش
يک ستاره ي نوتروني در برابر فشار عظيم گرانش در برابر فشرده شدن مقاومت مي کند . اما اگر باقيمانده ي هسته پس از انفجار بيش ۳ برابر خورشيد جرم داشته باشد ، آنگاه ديگر شرايط کاملا متفاوت مي شود . در اين شرايط حتي نوترون ها از فشار بي وقفه ي گرانش نمي توانند در امان باشند . نوترون ها در بي خبري هم چنان فشرده مي شوند و هسته ي ستاره در زير بار گرانش در فضاي خودش از پاي در مي آيد و از شکل مي افتد و در اين صورت جرمي بسيار ترسناک مي شود . يک فرم تاريک که در قلب ستاره ها قرار داشته است و حال بي وقفه حرکت مي کند و از فضاي اطراف خود مواد را مي مکد و آن را به درخشش وا مي دارد . اين اجسام گرسنه همان سياهچاله ها هستند که در آنها گرانش به پيروزي نهايي رسيده است . هر چيز که به محدوده ي جادويي آن وارد شود برايش بازگشتي نخواهد و نخواهد توانست تا بگريزد و سرانجام آين جسم قورت داده مي شود .
● آن سوي تاريکي
لبه ي سياهچاله را افق رويداد مي خوانند زيرا همه ي رويداد آن سوي آن بر ما پوشيده است و بر ما نامرئي است و فقط تا جايي ما حق مشاهده داريم که افق رويداد وجود دارد . در برخي از سياهچاله ها ممکن شعاع افق رويداد تنها چند کيلومتر باشد . هرگاه ستاره اي در مداري دوتايي با سياهچاله اي قرار گيرد هر از چند گاهي مقداري از گازهاي خود را براي سياهچاله پرتاب مي کند و سپس سياهچاله آنها را به وسيله ي تکينگي مي ربايد ؛ همانطور که گفته شد تکينگي نقطه اي است که در آن چگالي بي نهايت است ، در واقع جرم آن بي نهايت است ولي حجم آن بسيار بسيار کوچک است .
تکينگي جايي است پايان علم است و دانشمندان تفکر در زمينه ي آن را آغاز کرده اند . در اين مکان موجوديت فضا و زمان متوقف مي شود و جايگزين آن جرم آشفته و خروشاني مي شود که آن را اسفنج کوانتومي مي نامند . دانشمندان حدس مي زنند اين نقطه جايي باشد که قوانين اينشتين و نسبيت و مکانيک کوانتوم شکسته مي شود . اين حوضه ي چيزي است که کوانتوم گرانشي ناميده مي شود ، در اين مکان از يافته هاي بسيار پيشرفته ي رياضي استفاده مي شود .
گفته مي شود که تکينگي وجود داشته است که جهان از آن آغاز شده است . در بسياري از راه هاي يک ستاره به تکينگي يک سياهچاله فرومي ريزد و اين معکوس بيگ بنگ است . ما نمي دانيم که در آن سوي افق رويداد چه مي گذرد شايد در آن سويش جهاني هم چون جهان ما پنهان باشد و شايد حتي اين جهان نمونه اي از جهان هاي موازي خود باشد .
سياهچاله يا فيل سفيد
اينشتين خود به شخصه قادر نمي توانست باور کند که سياهچاله هاي نامرئي در جهان ما واقعا وجود دارند و آنها نتيجه معادلات خودش نيز مي باشند . امروزه اما امروزه دانشمندان با شناسايي تعداد زياد سياهچاله در درون و بيرون کهکشان راه شيري دليلي ارائه کرده اند که پيش بيني ها اينشتين و نسبيت او درست بوده است .
يک سياهچاله شکار خود را با استتار استادانه ي خود به دست مي آورد ، جايي که از تاريک ترين جاهاي کيهان است . براي جستجوي يک سياهچاله اول شما بايد يک ستاره ي مرئي را بيابيد که در مدار يک سياهچاله به دام افتاده است ؛ سپس شما بايد چگونگي حرکت ستاره را مورد مطالعه قرار دهيد . جان ويلر يک توصيف زيبا را براي رقص اين دو جسم در فضا گفته است : « مانند يک مرد سنگين که چيز سياهي را پوشيده و نا مرئي است مي تواند به راحتي يک زن را که لباسي روشن و نوراني را پوشيده است به دور خود بچرخاند . ستاره شناسان به نور ستاره اي که در مدار يار تاريک خود اسير است توجه مي کنند .
يکي از بهترين نماينده ها براي اين امر ستاره است که V۴۰۴ گايگني ناميده مي شود . محاسبات نشان داده است که همدم مستتر V۴۰۴ دوازده برابر خورشيد جرم دارد . البته هنوز مجموع جرم آن به طور کامل مشخص نشده است . اما مدار هر سياهچاله براي به دام انداخت يک سياهچاله بايد نامرئي باشد . يکي از اين سياهچاله ها مي توانند در کمين ستاره اي پنهان شده باشد .
● جاروبرقي کيهاني
اگر چه سياهچاله چنان قدرتي دارد که مي تواند تمام اجرام را اعم از غبار و گاز را همانند جاروبرقي به درون بکشد ولي توانايي شکار کردن را ندارد . اين چيزي برخلاف اعتقادات ما است . ولي شايد اگر اين مووضع را بدانيم بهتر به درک اين مطلب کمک مي کند . اگر ما در جاي خورشيد خودمان در مرکز منظومه ي شمسي سياهچاله اي با همان جرم قرار دهيم نخواهد توانست را زمين را مدار زمين را جذب خود کند و فقط ما از نور خورشيد محروم خواهيم شد .
اليته شما مي توانيد از زمين خارج شويد و رويداد هاي جالبي را تجربه کنيد شما پس از نزديک شدن به افق رويداد کشيده مي شويد و لاغر به نظر مي آييد در اين صورت شما مي توانيد پاهاي خود را با طول به اندازه ي چند کيلومتر بيابيد . پس از ورود به افق رويداد شما به ذرات بنيادي تجزيه مي شويد و در پرده ي تاريکي از نظرها ناپديد مي شويد .
همانطور که گفته شد پس از ورود به افق رويداد شما هرگز ديده نخواهيد شد ، زيرا زمان اتساع مي يابد و فوتون هاي حمل کننده ي تصوير شما نيز در دام چنين گرانش عظيمي خود را گرفتار مي بينند و بسيار تقلا مي کنند تا بدن شما را ترک کنند و به بيرون روند هرچند که چنين چيزي امکان پذير نيست يعني از يک ميليون سال هم تلاش کند نمي تواند .
● قلب تاريکي
بيشتر ستاره شناسان اين امر را تصديق مي کنند که سياهچاله هاي سنگين وزن در مرکز کهکشان هايي همچون راه شيري هستند . آخرين برآوردها نشان مي دهد که اين گونه سياهچاله را فوق العاده بزرگ يا سنگين مي نامند که در کيهان موجود مي باشند .
در دهه ي ۱۹۵۰ با تلسکوپ هاي نوري امواج بسيار قوي دريافت کردند و آنها را با تلسکوپ هاي راديويي مورد مطالعه قرار دادند . منابع جستجو شده همچون ستاره نوراني بودند و امواج بسيار قوي که آن را با نام جت مي شناسيم را از خود ساتع مي کردند . اين ها نخستين اجرامي بودند که شناسايي شدند و سپس کوازار يا منابع راديويي شبه اختري نام گذاري شدند .
کوازار ها در قلب فعال کهکشان فعال قرار مي گيرند و گازهاي بسيار داغي که به گرد آن به چرخش در مي آيند با سرعتي نزديک به سرعت نور به چرخش در مي آيند و درخشنده مي شوند . جت هاي عظيم ذرات باردار جريان هزار سال نوري هستند که به بالا و پائين فضا راه مي يابند ، درست همانند محور چرخ ها در اتومبيل . و همچون موتوري که تمام فعاليت ها به طور پنهاني در آن انجام مي گيرد . با اين تفاوت که در مرکز کهکشان سياهچاله بسيار کوچک و فوق العاده چگال و فشرده است . در سياهچاله هاي سنگين تر گازهاي در دور آنها با سرعت بيشتري مي چرخند . دانشمندان با تخمين هايي که زده اند اين گونه کهکشان پنج هزار ميليون برار خورشيد جرم دارند .
فرضيه ي ساخته شدن اين کهکشان ها وسياهچاله هايشان بدين صورت است که مي گويد اين کهکشان هاي از چرخش عظيم ابري از گاز به وجود مي آيد که همين ابري پس از مدتي تبديل به ميليون ها و يا ميليارد ها ستاره مي شود ؛ در مرکز جايي که گاز ها متمرکز شده است ماده ي کافي براي ساخته شدن ميليون ها و يا ميليارد ها ستاره وجود دارد و پس مدتي اين ها دست خوش تغييراتي مي شوند که توسط گرانش فرومي ريزند و سياهچاله اي فوق العاده بزرگ را پديد مي آورند . در صورتيکه همان حفره ي ايجاد شده هنوز در مرکز کهکشان ها قرار دارد و از گازها مصرف مي کند . پس از مدتي که تمام ستاره ها را بلعيد سياهچاله به حالت خاموشي و آرامي فرو مي رود . و نسبتا به آرامي هسته ي کهکشان را ترک مي کند . اين تئوري درست است زيرا در حال حاضر سياهچاله ها در مرکز کهکشان ها قرار دارند .
● آينده در درون سياهچاله
فرض کنيد شما يک فضا نورد باشيد و يک قدم به لبه ي سياهچاله يا همان افق رويداد فاصله داريد . اگر کمي در زمينه ي آناتومي سياهچاله ها مطالعه داشته ايد حتما مي دانيد که در نمودار پن روز راهي وجود دارد که از آن طريق مي توان به سياهچاله وارد شد و از جهاني ديگر که به جهان موازي معروف است ملحق شد . در ابتدا اگر نمودار پن روز را مشاهده کنيد شايد کمي به نظرتان مشکل آيد ولي در کل ساده است . شما پس از ورود به آن راه وارد سياهچاله مي شويد و پس از مدتي از يک جسم ديگر که سفيد چاله نام دارد بيرون پرت مي شويد ؛ کاربرد سفيد چاله دقيقا عکس کاربرد سياهچاله است يعني اينکه بر خلاف سياهچاله هر چيزي را از خود مي راند . شما پس از خروج از اين سفيد چاله وارد جهاني ديگر شده ايد که ممکن است زندگي در آن جريان داشته باشد و آن زندگي شايد اندکي با زندگي ما تفاوت کند . خلاصه شما حالا در جايي ديگر به غير از اين جهان هستيد .

● مفاهيم پايه: طبق نظريه ، نسبيت عام ، گرانش انحنا دهنده فضا زمان است. فضاي حول ستاره به نحو بارزي خم مي شود در لحظه اي که هسته ستاره تبديل به حفره سي ...

● آسمان شب: اگر در يک شب صاف با چشم غير مسلح به آسمان بنگريم تعدادزيادي ستاره، سياره، ماه، ماهواره را مشاهده مي کنيم، حالا فرض کنيم با يک تلسکوپ کوچک ...

بطور کلي ستارگان داراي مراحل مختلف جنيني ، کودکي و جواني و پيري هستند. پس از اکتشاف برابري جرم و انرژي توسط انيشتين ، دانشمندان تشخيص دادند که کليه ست ...

سياهچاله ها مناطقي از فضا مي باشند که نيروي گرانش در آنجا به قدري زياد است که هيچ چيز نمي تواند از آن منطقه بگريزد. سياهچاله ها قابل رويت نيستند و در ...

پايان عمر ستارگاني که روزگاري درخشان بودند، زيباست و ما در زير آسمان شب شاهد هزاران ستاره يي هستيم که روزي خواهند مرد. تولد، عمر و سپس مرگ تمامي ستارگ ...

شايد محققان نتوانند نخستين ستاره هاي جهان را از پشت تلسکوپ هاي شان ببينند اما اين مسئله باعث نمي شود که آنها از تلاش براي درک چگونگي پيدايش اين کره ها ...

جالب است بدانيد که ستارگان هم مانند موجودات زنده متولد مي شوند، زندگي مي کنند و سپس مي ميرند، ولي طول زندگي آنها بسيار طولاني است. متاسفانه عمر کوتاه ...

● تاريخچه مفهوم جسمي بسيار پرجرم كه حتي نور نيز نمي تواند از آن بگريزد نخستين بار در سال ۱۷۸۳ توسط يك جغرافي دان انگليسي به نام جان ميشل ارائه شد. در ...

دانلود نسخه PDF - سياهچاله