up
Search      menu
عمران :: مقاله سد مخزني آغ‌چاي PDF
QR code - سد مخزني آغ‌چاي

سد مخزني آغ‌چاي

هدف از اجراي سد مخزني آغ‌چاي (1)

هدف طرح
هدف از اجراي سد مخزني آغ چاي، مهار آب‌هاي سطحي و سيلابي رودخانه آغ چاي و استفاده از آن در توسعه و بهبود کشاورزي دشتهاي قره‌ضياء‌الدين ،‌نازک، او‌اوغلي و يکانات در بخش شمال و شمال خاوري شهرستان قره‌ضياء‌الدين مي‌باشد.
موقعيت جغرافيايي و راههاي دستيابي
ساختگاه مورد مطالعه در استان آذربايجان غربي و در 45 کيلومتري شمال غربي شهرستان خوي و در يک کيلومتري غرب روستاي قورول سفلي قرار دارد. ساختگاه مورد مطالعه با مختصات جغرافيايي 38 52 44 طول خاوري و 50 51 38 عرض شمالي مي‌باشد.
مناسب‌ترين راه دسترسي به محل سد، جاده خوي به حمزيان است. پس از طي حدود 40 کيلومتر و پشت‌سر گذاشتن روستاي حمزيان و قورول سفلي مي‌توان به ساختگاه سد آغ چاي دسترسي پيدا نمود (حدواً 15 کيلومتر از جاده مزبور خاکي مي‌باشد).
مطالعات انجام شده
مطالعات شناسايي (سال 1361) : بررسي اوليه ساختگاه سد آغ چاي در چارچوب طرح رودخانه‌هاي مرزي ايران و ترکيه توسط شرکت خدمات مهندسي آب انجام گرفت. در اين مطالعات ضمن تهيه نقشه‌ها و مقاطع زمين‌شناسي، شرايط زمين‌شناسي و ژئوتکنيکي محورهاي انتخابي بالادست و پايين‌دست روستاي قورول پايين و محور غرب روستاي بسطام با حفر 7 گمانه‌ در سه محور فوق‌الذکر بطور کلي 366 متر مورد شناسايي قرار گرفت. نتايج حاصل از اين مطالعات درگزارش شناسايي ارائه شده است. بر اساس مطالعات انجام شده، گزينه بالادست روستاي قورول پايين به عنوان گزينه برتر مطرح گرديد.
زمين‌شناسي منطقه‌اي
از ديدگاه واحدساختماني رسوبي ايران، گستره سد مخزن آغ چاي در زون خوي مهاباد واقع گرديده است. (شکل شماره2). در ذيل ويژگي اين زون ارائه مي‌گردد.
زون خوي مهاباد
زون خوي مهاباد بطول حدود 300 کيلومتر با يک روند شمالي جنوبي و شمال باختري جنوب باختري بين زونهاي البرز آذربايجان و سنندج سيرجان قرار گرفته است. رسوبات ناحيه‌ي اين زون کلاً حاوي سازندهاي هم‌شيب و برخي نيز بطور دگرشيب از دوره کامبرين تا کرتاسه فوقاني و افيوليت ملانژ مي‌باشد. اين زون در باختر آذربايجان قرا داردو بيشتر ويژگي‌هاي آن با واحد البرز آذربايجان يکسان است ولي بهرحال تفاوتهايي در محيط رسوبي و همچنين سرگذشت زمين‌ساختي آن ديده مي‌شود. اين زون را گاهي نيز دنباله زون سنندج سيرجان شمرده‌اند. ولي تفاوتهاي زيادي با آن دارد. گاهي اين زون را مانند بقيه آذربايجان جزو ايران مرکزي قرار داده‌اند. ولي زون خوي مهاباد با اين زون نيز تفاوتهاي زيادي دارد. تفاوت اين زون با زون البرز آذربايجان بشرح ذيل مي‌باشد.
- سنگهاي آتشفشاني ريوليتي در سنگهاي آشکوب بنيادي گسترش زيادي دارد.
- رسوبهايي که در دوره پرمين تشکيل شده‌اند در باختر اين زون ضخامت بسيار زيادي دارند.
- رسوبهاي ژوراسيک و سنگهاي آتشفشاني ائوسن وجود ندارند.
- آميزه‌هاي رنگين در اين زون گسترش زيادي دارد.
- روند ارتفاعات و فرورفتگي‌ها با يکديگر متفاوت هستند.
تفاوت زون سنندج سيرجان با زون خوي مهاباد عبارتند از:
- نبود فعاليت آتشفشاني بطور کلي (بجز پرکامبرين)
- نبود دگرگوني مربوط به رخدادهاي کالدوني و کيمري‌ پيشين
- تفاوت رخساره در مورد سنگهاي پرمين و کرتاسه
تفاوت زون ايران مرکزي با زون خوي مهاباد
چين‌خوردگي کيمري پسين در اين زون کارساز نبوده است. سنگهاي مزبور به دونين و کربونيفر نيز در اينجا ديده نمي‌شود.
سنگ چينه‌شناسي
توالي رسوبات در محدوده گستره طرح و حوزه رسوبي از قديم به جديد بشرح زير مي‌باشد.
پرکامبرين
سازند کهر : سنگهاي مربوط به سازند کهر از کهن‌ترين سنگهاي موجود در منطقه مي‌باشد. اين سازند در جنوب خاوري و به صورت پراکنده در حوزه آبريز گستره طرح رخنمون دارند که از نظر سني به زمان پرکامبرين تعلق دارند. سنگهاي اين سازند شامل شيل و سيلت مي‌باشد. اين سازند مساحتي نزديک به 60 کيلومتر مربع از محدوده مورد مطالعه را مي‌پوشاند.
پالئوزوئيک
کامبرين آغازي
سازند باروت ‌ : سازندباروت در اين ناحيه از تناوب دولوميت دوباره متبلور شده چرت‌دار، شيل ميکادار و آهک تشکيل شده است. اين سازند نيز در جنوب خاوري گستره مورد مطالعه و حوزه آبريز برونزد دارد و مساحتي نزديک به 30 کيلومتر مربع از محدوه مورد مطالعه را مي‌پوشانند.
سازند زايگون : سازند زايگون، در اين ناحيه از تناوب شيل، ماسه‌سنگ همراه با نازک لايه و عدسيهاي دولوميت تشکيل شده است. اين سازند نيز در جنوب خاوري گستره مورد مطالعه و بطور پراکنده در حوزه آبرير رخنمون دارد.
کامبرين
سازند لالون : سازند لالون در اين ناحيه از ماسه‌سنگ و لايه کوارتزيت فوقاني تشکيل شده است. اين سازند در حوزه آبريز و محدوده غربي محور سد رخنمون دارد.
سازند ميلا : سازند ميلا در اين ناحيه از دولوميت و دولوميت‌هاي آهکي تشکيل شده است. اين سازنددر حوزه آبريز و در محدوده غربي (بالادست محور) در حوالي روستاهاي آقداش و زورآباد در محدوده نسبتاً وسيعي برونزد دارد.
پرمين
دوره پرمين از سازندهاي درود و روته که با يک دگرشيب بر روي رسوبات قديمي‌تر قرار گرفته‌اند تشکيل شده است. ضخامت اين رسوبات در گستره طرح نسبتاً زياد بوده و ويژگي سازندهاي مذکور به ترتيب از قديم به جديد عبارتند از:
سازند درود (Pd) : ليتولوژي اين سازند از تناوب ماسه‌سنگ، ماسه‌سنگ کوارتزيتي، کنگلومرا و شيل تشکيل گرديده است. اين سازند در جنوب خاوري محور سد و در حوزه رسوبي گستره طرح و رخنمون دارد. گسترش اين سازند درگستره طرح بسيار کم مي‌باشد.
سازند روته (P) : ليتولوژي اين سازند اکثراً از آهک، آهک دولوميتي و دولوميت خاکستري با لايه‌بندي متوسط تا توده‌اي که بطور هم‌شيب بر روي تشکيلات درود قرار دارند. در اين سازند لايه‌هاي شيل و ماسه‌سنگ نيز به مقدار بسيار کم وجود دارد. اين سازند متعلق به پرمين مياني بالايي مي‌باشد. سازند مزبور در جنوب خاوري و شمال باختري گستره طرح به مقدار نسبتاً وسيعي رخنمون دارد.
دوره کرتاسه
بطور کلي حرکات مهم کرتاسه در ايران از ديدگاه زماني به دو بخش تقسيم مي‌شود:
الف حرکات کرتاسه زيرين (نئوکومين پاياني آلبين)
ب حرکات کرتاسه بالايي (حرکات سانتونين بالايي و حرکات مائس تريشتين بالايي)
درياي کرتاسه با پيشروي خود اغلب نواحي البرز و آذربايجان را فرا مي‌گيرد. در البرز شواهد اين پيشروي با رخساره آهکهاي تخريبي زردرنگ همراه با لايه‌هاي کنگلومرايي قرمز شروع گرديده و به آهکهاي دانه‌ريز و بالاخره به آهکهاي ضخيم لايه ختم مي‌شود. در داخل مخزن (حدود 3 کيلومتري بالادست محور) و قسمت اعظمي از حوزه رسوبي، فليش‌ها و آميزه‌هاي رنگين برونزد
خميره که قطعات مزبور را دربر گرفته است و خود يک مخلوط تکتونيکي دانه‌ريز (ميکروملانز) به حساب مي‌آيد.
پراکندگي افيوليت‌هاي ايران
افيوليت‌هاي موجود در محدوده ايران را مي‌توان در سه گروه عمده قرار داد که از نظر سن، ترکيب، محيط زمين‌شناسي و تشکيل نسبت بهم متفاوت‌اند. افيوليت‌ها در غرب و شمال غرب، زون زاگرس (کرمانشاه و تبريز) و شرق ايران رخنمون دارند.
سن افيوليت ملانژهاي ايران
هنگامي که از سن افيوليت ملانژها سخن به ميان مي‌آيد بايد به دو موضوع توجه نمود.
الف سن تشکيل‌دهنده اصلي افيوليت‌ها
ب سن مخلوط شدن که مسلماً جوانتر از تمام واحدهاي تشکيل‌دهنده ملانژها است.
وجود گدازه‌هاي بازالتي فراواني که در بين رسوبات کرتاسه زيرين و ژوراسيک زيرين در جنوب غربي ايران ديده مي‌شود، ممکن است نشانه‌اي از آغاز بازشدن پوسته قاره‌اي و در نتيجه مقدمه افيوليت‌زايي غرب و شمال غرب ايران باشدکه در کرتاسه مياني متوقف و سپس به سطح زمين رانده شده است.
سن مخلوط شدن را مي‌توان به طور نسبي تعيين کرد و اصولاً جوان‌ترين رسوبات يا تشکيلاتي که در مخلوط افيوليتي ديده مي‌شود مي‌تواند زمان مخلوط شدن محاسبه شود.
دگرساني در افيوليت ملانژهاي محدوده مورد مطالعه (حوزه رسوبي)
مجموعه‌هاي افيوليتي منطقه در اکثر مواردبشدت خرد شده و بهم ريخته بوده ودرعين حال تحت تأثير محلولهاي هيدروترمال قرار گرفته‌اند، بنابراين دگرساني شديدي متحمل شده‌اند. حاصل اين تجزيه و تخريب پيدايش سنگها و کانيهاي زيادي است. دگرساني‌هاي متداول در اين مجموعه‌ها عبارتند از
- سريسيتي شدن و اپيدوتي شدن پلاژيوکلازها که نتيجه آن پيدايش سريسيت و اپيدوت است و حالتي عام در مجموعه‌هاي افيوليتي است.
- اوراليتي شدن پيروکسن‌ها که با پيدايش اوراليت يا حتي کلريت همراه است.
- سرپانتينيت شدن اليوين و پيروکسن،‌ گاهي شدن تجزيه و دگرساني به نحوي است که مجموعه ولترامافيک تماماً به سرپانتينيت تبديل مي‌شود.
- تالک که خود از دگرساني پيشرفته سنگهاي سرپانتينيت بوجود مي‌آيد.
- کربناتي شدن، که تحت فشار زياد گاز کربنيک و بخار آب همزمان و بعد از سرپانتينيتي شدن انجام مي‌شود.
دگرگوني در مجموعه‌هاي افيوليتي
در مجوعه‌هاي افيوليتي ايران سه نوع دگرگوني را مي‌توان از هم متمايز کرد که عبارتند از:
- سنگهاي دگرگوني که از نظر جنس و نحوه پيدايش ارتباطي با مجموعه افيوليتي ندارند و اصولاً قديم‌تر از آن بوده و اکر هم در داخل افيوليت ديده شوند قطعات بيگانه محسوب مي‌شوند. و به جايجايي توده‌هاي افيوليتي مربوط‌اند. اين سنگها ندرتاً در گستره طرح ديده شده است.
- سنگهاي دگرگوني که پس از انجماد و استقرار افيوليت‌ها بوجود مي‌ايند. اين دگرگوني را دگرساني (متاسوماتور) عنوان کرده‌اند که در پيدايش تالک، منيزين، سرپانتينيت و رودنگيت دخالت داشته‌اند. در حوزه رسوبي و داخل مخزن سرپانتينيت در محدوده نسبتاً وسيعي برونزد دارد. تالک نيز به مقدارکم ديده شده است.
- دگرگونيهايي که با تغيير شکل ديناميکي سنگهاي مجموعه افيوليتي همراه مي‌باشد، دامنه اين تغييرات وسيع بوده و اثران آن غالباً به صورت کانيهاي فشار بالا حرارت کم و متوسط ظاهر مي‌شود و در سنگهاي اولترابازيک کانيهايي را بوجود مي‌آورد که غالباً کانيهاي اصل از دگرساني را قطع مي‌کند. اين دگرگوني را به فازهاي تکتونيکي بعد از کرتاسه مربوط دانسته‌اند. اين نوع دگرگوني در گستره طرح (حوزه رسوبي) به صورت پراکنده ديده شده است.
ترسي‌ ير
رسوبات تشکيل شده در دوره ائوسن درمنطقه مورد مطالعه بيرون‌زدگي ندارند. قديمي‌ترين رسوبات متعلق به اين سيستم شامل نهشته‌هاي دريايي اوليگوميوسن (معادل سازند قم) و رسوبات کم‌عمق ميوسن فوقاني (معادل سازند قرمز فوقاني) مي باشد.
گسله‌ها
گسله‌هاي مهم منطقه به ترتيب اهميت و فاصله‌اي که از ساختگاه دارند ارائه مي‌گردد.
- گسله آغ چاي : درازاي اين گسله حدود 25 کيلومتر و راستاي آن تقريباً خاوري باختري مي‌باشد. شيب صفحه اين گسل نزديک به قائم و سازوکار آن بدليل پوشش مورد واريزه‌اي مشخص نيست. عملکرد اين گسل در سنهاي اليگوميوسن (ماسه‌سنگ، گل‌سنگ، کنگلومرا و آهک) و سنگهاي دگرگوني حوزه ‌آبريز آغ چاي ديده مي‌شود.
- گسل درد آغاز : گروه گسله درد آغاج متشکل از چهار راندگي اصلي و چندين راندگي فرعي است. عملکرد اين گسله‌ها از 700 متري بالادست محور تا کوه قابجي قيه در جنوب باختري محور مشاهده مي‌شوند. در گستره‌اي به پهناي حدوداً يک کيلومتر گسله‌هاي نسبتاً موازي با يکديگر در راستاي شمال باختري جنوب خاوري اتفاق افتاده است که درازاي طويل‌ترين آنها حدوداً به 3 کيلومتر مي‌رسد. ادامه اين گسل بدليل پوشش مواد و ريزه‌اي قابل‌ پيگيري نبوده است. سازوکار گسلش به صورت معکوس بزرگ زاويه بوده و شيب صفحه گسله‌اي مزبور به سمت شمال خاور مي‌باشد.در دره جنوبي آهکهاي تيکه‌گاه راست محور، گل‌سنگ، سيلتستون و کنگلومراهاي سازند تحتاني زيرين در مقابل آهکهاي معادل هم قرار گرفته است. آثار گسله‌هاي درد آغاج با خردشدگي و برشه‌هاي گسلي ديده مي‌شود. مجموعه شواهد فوق همراه با شواهد زمين ريخت‌شناسي در اين گستره دلالت بر وجود راندگيهاي موازي در نزديکي ساختگاه سد دارند. ادامه اين گسله‌ها از مخزن نيز عبور مي‌کنند.
- گسل بداولي : گسل بداولي در فاصله 20 کيلومتري باختر ماکو در نزديکي روستاي بداولي قرار دارد. روند گسل مزبور شمال باختر جنوب خاوري بوده و درازاي بخش اصلي آن به 35 کيلومتر مي‌رسد (1977 بربريان). درازاي کلي اين گسل با درنظر گرفتن تمامي انشعابات و شاخه‌هاي برعي آن (سيستم گسل بداولي) در حدد 100 کيلومتر است (1975 بربريان). رويداد گسل بداولي به دونين آغازي نسبت داده شده است (1975، افتخارنژاد). در راستاي اين گسل رسوبات کرتاسه بالايي (آميزه رنگين) برابر نهشته‌هاي اليگوميوسن سازند قم قرار گرفته است. گسله‌هاي قورول بالا، انبار، سنت و عسگر‌آباد بخشهاي کوچکتري از گسل بداولي مي‌باشند که در ذيل به گسله‌هاي مزبور اشاره مي‌شود. سازوکار اين گسل رانده و شيب و صفحه گسلي آن به سوي باختر جنوب باختري است.
- گسل قورول بالا : اين گسل بخشي از گسل بداولي به درازاي حدود 5 14 کيلومتر است. شيب صفحه گسل به طرف جنوب باختري است. سازوکار اين گسل رانده مي‌باشد.
- گسل انبار (آجاي) : اين گسل به درازاي حدود 40 کيلومتر و شاخه‌اي از سيستم گسل بداولي است. راستاي آن شمال باختري جنوب خاوري است. سازوکار اين گسل بخوبي تشخيص داده نشده است ولي با توجه به برخي شواهد سازوکار اين گسل نيز رانده مي‌باشد.
- گسل سنت : اين گسل نيز شاخه‌اي از سيستم گسل بداولي است. درازاي اين نزديک به 28 کيلومتر و سازوکار آن رستالغز است. گسل مزبور درشمال به گسل انبار محدود مي‌گردد.
- گسل عسگرآباد : دارازي اين گسل حدوداً 27 کيلومتر و راستاي آن شمال باختري جنوب خاوري است. سازوکار آن رانده و شيب صفحه گسلي آن برخلاف بخش شمالي گسل بداولي به طرف شمال خاوري است. اين گسل نيز شاخه‌اي از سيستم گسل بداولي است.
- گسل شمال تبريز : گسل شمال تبريز از گسله‌هاي مهم در شکل‌گيري ساختار تکتونيکي منطقه شمال باختري ايران است که بخشي از آن را در پاي ارتفاعات شمالي تبريز بطور پيوسته بطول 100 کيلومتر (بربريان، 1976) مي‌توان تعقيب نمود. راستاي آن شمال باختري جنوب خاوري است و شيب صفحه گسلي آن قائم است. دربخش مياني و باختري گسل صفحه آن به صورت ديواره‌اي ميان رسوبات ميوسن (سازندقرمز فوقاني) و رسوبات آبرفتي کواترنر است. در بخش خاور، رسوبات مارني ميوسن را قطع مي‌کند. جابجائي قائم آن حدود 50 متر است که بخش جنوبي آن فروافتاده و اندکي جابجايي راستالغز راست‌بر نيز در آن ديده شده است. زمين‌لرزه‌هاي ويرانگر سالهاي 1042، 1721 و 1780 ميلادي تبريز در ارتباط با اين گسل مي‌باشند.
- گسل اروميه : اين گسل دنباله قسمتي از گسل تبريز بشمار مي‌ايد که از ماکو بطرف جنوب ادامه دارد و از غرب درياچه اروميه گذشته وبه رودخانه زرينه‌رود ختم مي‌شود.
- گسل کوه فرج : دارازاي اين گسل حدود 9 کيلومتر و داراي راستاي شمال خاوري جنوب باختري مي‌باشد.سازوکار آن شيب‌لغز باژگون با زاويه بزرگ است. اين گسل در سنگهاي آهکي اليگوميوسن کوه فرج جابجايي ايجاد کرده است. ضخامت زون برشي اين گسل به بيش از 10 متر مي‌رسد. کوه فرج ارتفاعات شمالي ساختگاه و مخزن سد آغ چاي راتشکيل مي‌دهد.
- گسل سلماس : گسل سلماس از چند قطعه گسل کوچکتر تشکيل شد ه است. اين گسل داراي روندش مال باختر جنوب خاور مي‌باشد. براساس مطالعه (بربريانو چالنکو، 1974) اين گسل از دو قطعه بنام قطعه آخيان و قطعه زاويه جيک تشکيل شده است. درازاي ميانگين گسل سلماس 37 کيلومتر مي‌باشد. اين گسل حدوداً از 55 کيلومتري جنوب ساختگاه آغ چاي مي‌گذرد.
رودخانه آغ چاي در پايين‌دست محل سد با پيچ‌و‌خم نسبتاً زياد از چندين تنگه گذشته و وارد دشت قره‌ضياء‌الدين مي‌گردد.دامنه دست داراي شيب کم‌و‌بيش يکنواخت 35 الي 40 درجه بوده و در رقوم بالاتر از 1310 متر از سط دريا، شيب دامنه به 10 درجه کاهش مي‌يابد.
شيب دامنه چپ تا رقوم حدود 1225 متر حدود 10 درجه و از رقوم 1225 متر به بالا شيب دامنه به حدود 30 درجه افزايش مي‌يابد و از رقوم 1280 متر به بالا شيب دامنه به 10 الي 15 درجه کاهش مي‌يابد. در پاي دامنه چپ بازمانده پادگانه‌هاي جوان به صورت باريک‌اي به بلندي 3 تا 5 متر در بستررودخانه نمايان است. قسمت‌هاي پائيني اين دامنه عدتاً توسط واريزه و نهشته‌هاي دامنه‌اي و از رقوم 1250 متر به بالا و در پايين‌دست محور توسط قشر ضخيمي از آبراهه‌هايي با روند شمالي جنوبي و شمال‌غربي جنوب خاوري وجود دارند که محدوده خاکريزي بدنه سد به برخي از آبراهه‌هاي مزبور نيز مي‌رسد.
دامنه راست عموماً با قشرنازکي از واريزه پوشيده شده ولي در پايين‌دست محور، ضخامت واريزه‌ها افزايش يافته و ضخامت اين پوشش به 18 متر نيز بالغ مي‌گردد. دررقوم 1395 متري آهکها به صورت صخره رخنمون داشته و بلندي آن به 1492 متر از سطح دريا مي‌رسد. همچنين در محدوده مياني اين دامنه توده‌سنگ ابرجاي آهکي با ابعاد حدودي 85×70×110 متر وجود دارد که در تکيه‌گاه راست جاي گرفته است. توده مزبور نابرجا بوده و مي‌بايستي ناپايداري اين توده درطراحي بدنه سد مدنظر قرار گيرد.
سنگ چينه‌شناسي
ساختگاه سد آغ چاي با توجه به بررسي‌هاي سطحي زمين‌شناسي و اطلاعات حاصله از گمانه‌هاي اکتشافي، مجموعه‌اي از سنگهاي رسوبي متعلق به ائوسن بالايي، اوليگوسن زيرين و نهشته‌هاي نسبتاً ضخيم عهد حاضر در بستر رودخانه و در دامنه‌ها تشکيل شده است.
ساختگاه سد را عمدتاً تناوب کنگلومرا، ماسه‌سنگ، سيلتستون و گل‌سنگ دربر مي‌گيرد. رسوبات عهد حاضر و زمين‌لغزش‌هاي موضعي نيز گسترش نسبتاً زيادي داشته که قسمتي از سنگ بستر ساختگاه را پوشانده‌اند. در ذيل از قديم به جديد سنگ‌بستر،‌ نهشته‌هاي کواترنر و نهشته‌هاي حاصل از زمين‌لغزش و توده‌سنگ‌هاي آهکي نابرجا مورد بحث قرار مي‌گيرند.
الف سنگ‌بستر
با توجه به بررسيهاي سطحي و بر اساس داده‌هاي حاصله از حفاريهاي اکتشافي و نتايج نمونه‌هاي سنگي که مقطع نازک از آنها اخذ و تشريح ميکروسکوپي نيز در آنها انجام گرفته است. واحدهاي سنگي در ساختگاه سد از قديم به جديد به قرا زيردسته بندي مي‌گردند؛
تشکيلات قرمز تحتاني (Lower red Formation) :‌اين رسوبات شامل يک سري طبقات قرمز‌رنگ است که در محيط کولابي، خشکي و کم‌عمق تشکيل شده است. تشکيلات مزبور توسط سري تشکيلات قم از تشکيلات قرمز فوقاني (ميوسن) جدا مي‌شوند.
اين نام به طبقات قرمزي اطلاق مي‌شود که بلافاصله زير تشکيلات دريايي قم قرار گرفته است. تشکيلات قرمز تحتاني از تناوب سنگهاي گل‌سنگ، سيتستون، مارن، ماسه‌سنگ و کنگلومرا تشکيل شده است. بر اساس اطلاعات زمين‌شناسي سطحي و نتايج حاصله از حفاريهاي اکتشافي، کنگلومراها نازک‌لايه تا توده‌اي بوده ولي بقيه سنگها نازک تا ضخيم‌لايه مي‌باشند. تکيه‌گاه راست حدوداً تا رقوم 1250 متر از کنگلومراهاي ضخيم‌لايه تشکيل شده و از رقوم 1250 متر به بالا کنگلومراها بطور جانبي به ماسه‌سنگ تبديل مي‌شوند. عناصرتشکيل‌دهنده کنگلومرا شامل سنگهاي قديمي‌تر ناحيه بوده که عبارتند از گنيس، آمفيبوليت، کوارتزيت، سنگهاي اولترابازيک، دولوميت و آهک. کنگلومراها داراي دو نوع سيمان رسي و آهکي مي‌باشند.
کنگلومراهاي با سيمان رسي از استحکام چنداني برخوردار نمي‌باشند. بطوريکه در گمانه‌هاي اکتشافي درصد بازيافتي مغزه‌ها بدليل وجود سيمان رسي عموماً کمتر از 30 درصد بوده ولي در کنگلومراهاي با سيمان آهکي درصد بازيافتي مغزه عمدتاً بالاتر از 65 درصد مي‌باشند. قلوه‌ها عوماً گرد و قطر آنها حداکثر 35 سانتيمتر مي‌باشد.
اوليگومسون (سازند قم) : رسوبات مربوط به اين سازند در محدوده مورد مطالعه گسترش وسيعي داشته و به سه قسمت کنگلومراي قاعده‌اي، آهک و مارن تقسيم مي‌شوند. که به صورت پيش‌رونده بر روي رسوبات قديمي‌تر قرار گرفته‌اند. ضخامت کلي اين سنگها در حدود 500 متر برآورد شده است.
بخش کنگلومراي قاعده‌اي (OMC) : کنگلومراي قاعده‌اي زيرين‌ترين قسمت سازند قم را تشکيل مي‌دهد و شامل يک سري کنگلومرا با لايه‌بندي منظم برنگ قرمز و قرمز متمايل به خاکستري است که حاوي قلوه‌هاي کوارتزيت، شيست، ولکانيک، آهک و دولوميت و متعلق به سازندهاي قديمي‌تر مي‌باشد. ابعاد دامنه‌هاي تشکيل‌دهنده کنگلومرا از يک تا 40 سانتيمتر متغير مي‌باشند که بوسيله سيمان ماسه‌اي، رسي و گاهي آهک مارني بهم چسبيده‌اند. کنگلومراي مزبور حاوي لايه و عدسي‌هايي از ماسه‌سنگ، مارن و گل‌سنگ مي‌باشند. اين سنگها تکيه‌‌گاههاي ساختگاه را تشکيل مي‌دهند.
بخش آهکي (OMI) : بر روي کنگلومراي قاعده‌اي و بطور هم‌شيب يک سري آهک برنگ سفيد شيري، کرم تا خاکستري روشن با لايه‌بندي منظم رسوبگذاري شده است. بخش آهکي عمدتاً به صورت ضخيم‌لايه تا توده‌اي بوده و به صورت پرتگاه در گستره طرح تظاهر مي‌نمايند. آهکهاي مزبور در قاعده مختصري مارني، قلوه‌اي و برشه بوده وي بطرف بالا تبديل به لايه‌هاي ضخيم و توده‌اي شده که تشکيل يک ريف را مي‌دهند. اين سنگها در بالاتر از تراز تاج سد تکيه‌گاهها را تشکيل مي‌دهند. آهکهاي مزبور در حوزه رسوبي از گسترش نسبتاً وسيعي برخوردارند.
بخش مارني و کنگلومرايي (QPL) : اين قسمت شامل مارنهاي سبزرنگ خاکستري بوده که گاهي داراي نازک‌لايه‌هاي آهکي و يا ماسه‌سنگي نيز مي‌باشند. اين بخش در محدوده مخزن و حوزه رسوبي رخنمون نداشته و در پايين‌دست محور و در قسمت جنوبي بطور هم‌شيب بر روي بخش آهکي (OMI) قرار گرفته است. اين بخش در قسمت فوقاني به کنگلومراهاي خاکستري درشت‌دانه و ضخيم‌لايه تبديل مي‌شود.
از رقوم 1290 متر بالاتر از سطح دريا از لايه‌هاي کنگلومرايي کاسته شده و عمدتاً تناوب ماسه‌سنگ، گل‌سنگ و سيلتستون مشاهده مي‌گردد. سيمان ماسه‌سنگها نيز ضعيف بوده و به طرف رقومهاي بالاتر تبديل ماسه‌سنگ‌ها به سيلتستون و گل‌سنگ عموميت داشته و عليرغم سيمان مقاومي که در پاره‌اي از بخشهاي ماسه‌سنگي به چشم مي‌خورد، مجموعه مزبور همچون کنگلومراهاي اشاره شده در فوق داراي خواص مکانيکي ضعيفي مي‌باشد.
بر اساس اطلاعات حاصله از حفاري گمانه‌هاي اکتشافي و گالريهاي شناسايي، پي‌سنگ در تکيه‌گاه چپ عمدتاً از کنگلومراي توده‌اي با درون‌لايه‌هايي از ماسه‌سنگ، سيلتستون و گل‌سنگ تشکيل شده است.
بر روي کنگلومراها توده آهکهاي جابجا شده قرار گرفته‌اند. با توجه به بررسي مغزه‌هاي حاصل از حفاري گمانه‌هاي اکتشافي، عموماً استحکام سنگهاي تکيه‌گاه چپ کمتر از تکيه‌گاه راست مي‌باشد. ضمناً در هر دو تکيه‌گاه بصورت پراکنده لايه‌هايي از کنگلومرا و ماسه‌سنگ وجود دارند که آثار سيمان‌شدگي در‌ آنها بسيار ضعيف بوده، بطوريکه لايه‌هاي مذکور شباهت به آبرفت دارند. لايه‌هاي مزبور مي‌بايستي توسط دوغاب سيمان به خوبي تزريق گردند، تا در هنگام آبگيري بدليل ضعيف بودن سيمان شسته نشوند.
بر اساس نتايج تشريح ميکروسکوپي کانيهاي تشکيل‌دهنده سنگين‌تر بشرح ذيل مي‌باشند:
- کانيهاي تشکيل‌دهنده گل‌سنگ به ترتيب فراواني عبارتند از: رس، کلسيت، اکسيدآهن سيلت و کانيهاي تيره.
- کانيهاي تشکيل‌دهنده سيلتستون به ترتيب فراواني عبارتند از: سيلت، رس، کلسيت، کانيهاي تيره، اکسيد آهن و کواتز.
- کانيهاي تشکيل دهنده ماسه‌سنگ به ترتيب فراواني عبارتند از: کواترز، کلسيت، اکسيد آهن و رس.
- کانيهاي تشکيل‌دهنده کنگلومراها به ترتيب فراواني عبارتنداز: کلسي، کواترز، فلدسپات، پيروکسن، رس، اکسيد آهن، پلاژيوکلاز، کانيهاي تيره، آمفيبول اوليوين و ميکا.
ب نهشته‌هاي کواترنر
رسوبات کواترنز با اشکال و ضخامتهاي متفاوتي، شامل پادگانه‌هاي قديمي‌تر و جوان، نهشته‌هاي بستر رودخانه، واريزه‌هاي دامنه‌اي، نهشته‌هاي زميل‌لغزشي و توده ‌سنگهاي آهکي نابرجا مي‌باشند که سنگ‌بستر رامي‌پوشانند. ويژگيهاي نهشته‌هاي مذکور از قديم به جديد بشرح ذيل مي‌باشند.
پادگانه آبرفتي قديمي ‌(Qt1) : اين پادگانه‌ها درطرفين رودخانه آغ چاي تشکيل شده‌اند پادگانه‌ مزبور درساحل چپ ساختگاه آغ چاي به صورت باريکه‌اي مشاهده مي‌شود. مواد تشکيل‌دهنده اين پادگانه‌ها شامل قلوه‌سنگ، شن، ماسه، سيلت، رس و بعضاً تخته‌سنگ مي‌باشد. ضخامت اين رسوبات در ساختگاه حداکثر به 7 متر مي‌رسد.
نهشته‌هاي مذکور با علامت Qt1 بر روي نقشه‌هاي زمين‌شناسي مشخص شده‌اند. شن، ماسه و قلوه‌سنگ و درصدي مورد ريزدانه اجرا اصلي اين پادگانه‌ را تشکيل داده‌اند. پادگانه‌ مزبور بتدريج دررقوم‌هاي بالاتر ريزدانه شده، بطوريکه در قسمت فوقاني لايه ريزدانه گسترده است و به عنوان زمينهاي کشاورزي حاشيه رودخانه مورد استفاده اهالي قرار مي‌گيرند.پادگانه‌ مذکور در محدوده محور بيشرين ضخامت را داشته و بطرف بالادست و پايين‌دست محور از ضخامت آن کاسته مي‌شود (نقشه‌هاي شماره II-90-GG-01 و II-90-GG-02).
پادگانه‌هاي آبرفتي جوان (Qt2) : اين پادگانه‌ها در رقوم پايين‌تري نسبت به پادگانه‌هاي آبرفتي قديمي قرار گرفته‌اند. پادگانه‌هاي مزبور عمدتاً از شن، ماسه، سيلت و رس همراه با پراکندگي قلوه‌سنگ تشکيل شده‌اند. پادگانه‌هاي آبرفتي جوان در محدوده ساختگاه سد در مدخل ورودي تنگه در ساحل چپ و در خروجي تنگه در هر دو ساحل گسترده است.
ارتفاع پادگانه‌هاي مذکور از بستر رودخانه حداکثر به 5 متر مي‌رسد. برشهايي از اين پادگانه‌ها را مي‌توان در کنار بستر حاوي رودخانه مشاهده نمود. در اين پادگانه‌ها مواد درشت‌دانه (شن، قلوه‌سنگها) توسط ماسه، سيلت و درصد کمي رس دربر گرفته شده‌اند. حداکثر ضخامت اين رسوبات به 14 متر (گمانه A11) مي‌رسد. اين پادگانه‌ درنقشه‌هاي زمين‌شناسي فوق‌الذکر به َف2 نمايش داده شده‌اند.
رسوبات آبرفتي بستر رودخانه (Qa1) : اين رسوبات در قسمت مرکزي رودخانه آغ چاي گسترش دارند. مصالح بستر رودخانه عمدتاً درشت‌دانه بوده و متشکل از سيلت، ماسه، شن و قلوه‌سنگ مي‌باشند. دانه‌ها بدليل حمل زياد عمدتاً گرد شده و مخلوطي از سنگهاي رسوبي، آذرين و دگرگوني مي‌باشند. با توجه به نتايج حاصله از حفاري گمانه‌هاي بستر رودخانه حداکثر ضخامت آبرفتهاي بستر رودخانه به 18 متر مي‌رسد. اين رسوبات در نقشه‌هاي زمين‌شناسي به Qa1 نمايش داده شده‌اند.
واريزه‌هاي دامنه‌اي (Qs) : واريزه‌هاي دامنه‌اي در ساختگاه سد آغ چاي از قطعات زاويه‌دار آهکي، کنگلومرا‌ همراه با رس، لاي و ماسه تشکيل يافته است. بخش اعظمي از هر دودامنه بوسيله نهشته‌هاي زمين‌لغزشي پوشيده شده‌اند. ضخامت اين رسوبات در تکيه‌گاه چپ حداکثر به 10 متر (گمانه A5) مي‌رسد. ضخامت اين رسوبات در تکيه‌گاه راست و در پايين‌دست محور حداکثر به 19 متر (گمانه C2) مي‌رسد. بر اساس نتايج بدست آمده و تفسير نقشه خطوط همتراز سنگ‌بستر، ضخامت اين رسوبات حداکثر به 20 متر مي‌رسد.
بطرف بالادست از ضخامت اين رسوبات کاسته مي‌شود بطوريکه درمحدوده محور جديد حداکثر ضخامت به 5 متر مي‌رسد.واريزه‌هاي دامنه‌اي بواسطه کوتاه بودن مسيرحمل‌ و حرکت ثقلي زاويه‌دارمي‌باشند. اين نهشته‌ها طيفي از خرده‌سنگ تا بلوهاي نسبتاً بزرگ مي‌باشند که توسط شن، ماسه و لاي دربر گرفته شده‌اند.
نهشته‌هاي زمين‌لغزشي : نهشته‌هاي زمين‌لغزشي در محدوده ساختگاه سد محدوده وسيعي را دربر گرفته‌اند. با توجه به مصالح تشکيل‌دهنده اين نهشته‌ها، مي‌توان نهشته‌هاي مذکور را به سه دسته تقسيم‌بندي نمود.
1 توده‌سنگهاي آهکي نابرجاي تکيه‌گاه چپ (D.R.M) : در دامنه چپ قشر ضخيمي از توده‌سنگهاي آهکي نابرجا وجود دارند که از تخريب آهکهاي اوليگوميوسن ارتفاعات حاصل و بر روي هم انباشته شده‌اند. توده‌هاي مذکور از تراز 1250 متر از سطح دريا شروع و تا پاي صخره‌هاي آهکي ادامه دارند و تقريباً تمامي قسمتهاي مرکزي اين تکيه‌گاه را پوشانده‌اند ولي بطرف با لادست از ضخامت توده‌هاي مذکور کاسته شده و بطوريکه در محور سد ضخامت به صفر مي‌رسد. با توجه به نتايج حفاريهاي اکتشافي حداکثر ضخامت اين نهشته‌ها در پايين‌دست محور به 62‌متر (گمانه A3) مي‌رسد که بتدريج به طرف ارتفاعات و بالادست از ضخامت آن کاسته مي‌شود. احتمالاً در محدودده بسيار کم اين رسوبات در زير پوسته سد قرار مي‌گيرند.
مشاهدات سطحي و بررسي مغزه‌هاي حاصله از حفاري گمانه‌ها نشان مي‌دهند که توده مذکور متشکل از قطعات کوچک تاتخته‌سنگهايي با ابعاد بسيار بزرگ آهکي بوده که بين قطعات مذکور توسط مواد ثانوي نظير سيلت و ماسه و در برخي نقاط توسط کلسيت دربر گرفته شده‌اند.
سقوط ناگهاني ميله‌هاي حفاري در رخي از گمانه‌ها (کمتر از 20 سانتيمتر) مبين وجود فضاهاي خالي بين قطعات در داخل توده‌سنگهاي مذکور مي‌باشد. تزريق آزمايشي سيمان در اين مصالح موفقيت‌آميز نبوده و به همين دليل سعي گرديد که محور سد و هسته رسي بر روي اين مصالح قرار نگيرد. توده‌سنگهاي جابجا شده در نقشه زمين‌‌شناسي ساختگاه به D.R.M نمايش داده شده است.
نهشته‌هاي زمين‌لغزشي (S.m.A) و توده‌سنگهاي نابرجا (D.R.M) درتکيه‌گاه راست: در تکيه‌گاه راست سنگ‌بستر را نهشته‌هاي زمين‌لغزشي و توده‌سنگهاي نابرجا پوشانده‌اند که ويژگي هر مدام از آنها بشرح ذيل مي‌باشند.
1 در دامنه راست و درپايين دست محور دررقوم 1290 متر از سطح دريا توده‌سنگ جابجا شده عظيمي وجود دارد، اين توده تارقوم 1345 مترقابل مشاهده مي‌باشد. توده مزبور از آهکهاي اوليگوميوسن ارتفاعات جابجا شده ودراثر حرکت در اين تکيه‌گاه جاي گرفته است. ابعاد اين توده 65×60×140 متر برآورد گرديده است. اين توده‌سنگ عظيم با علامت (D.R.M) نمايش داده شده است.
2 در تکيه‌گاه راست محدوده ديگري در روي نقشه زمين‌شناسي باعلامت (S.m.a) مشخص شده است که بخش عمده اين تکيه‌گاه را دربر مي‌گيرد. يبا توجه به مشاهدات سطحي و اطلاعات حاصله از نتايج گمانه‌هاي A20 و A21 اين نهشته‌ها زمين‌لغزشي مي‌باشند. در تکيه‌گاه راست نيز مشابه تکيه‌گاه چپ دره قديمي وجود دارد که بوسيله نهشته‌هاي زمين‌لغزشي مزبور مدفون شده‌اند. اين توده متشکل از شن، ماسه، سيلت، قلوه‌سنگ همراه با تخته‌سنگهاي بزرگ مي‌باشد. اين نهشته‌ها در قسمت مياني بيشترين ضخامت را دارا مي‌باشند و به سمت بالادست و در محور فعلي به حداقل ضخامت خود مي‌رسد. نهشته‌هاي مزبور آميخته‌اي از تکه‌هاي زاويه‌دار آهکي با ابعاد متفاوت بوده و بواسطه فاصله حمل کم و حرکت ثقلي زاويه‌داربوده و حداکثر ضخامت آنها به 70 متر مي‌رسد. نهشته‌هاي مزبور طيفي از خرده‌سنگ تا تخته‌سنگ با ابعاد بيش از 10 متر را دربر گرفته‌اند. بين اين قطعات نيز توسط مصالح شن، ماسه، لاي و رس پر شده‌اند.
قطعه‌هاي سنگهاي نابرجا : درمحدوده ساختگاه و در تکيه‌گاهها، توده‌هاي سنگي نابرجايي از جنس آهک از ارتفاعات فروغلتيده و دردامنه‌ها و يا پاي دامنه‌ها جاي گرفته‌ا ند. اين تخته‌‌سنگها در تمام طول تنگه قابل مشاهده مي‌باشند، خصوصاً در تکيه‌گاه راست. تخته‌سنگهاي مزبور در گستره محور نيز وجود دارند که مي‌بايستي از محدوده گودبرداري خارج گردند.
زمين‌ساخت
ساختگاه آغ چاي در نزديکي راندگي بداولي واقع شده است. آثار راندگيهاي فرعي و به تبع از راندگي بدالي به صورت رانده و زونهاي برشي در محدوده ساختگاه و گستره طرح مشاهده مي‌شود. تکيه‌گاههاي محل سد را يالهاي تاقديسي تشکيل مي‌دهند که محور آن کم‌و‌بيش بر مسير رودخانه منطبق بوده و مسير آن به طرف خاور باختر و روند محوري آن شمال باختري جنوب خاوري است. چين‌خوردگي در‌ آهکهاي محل سد به خوبي قابل مشاهده بوده و گسله‌هاي فرعي زيادي آهکها را بريده و زونهاي برشي زيادي در‌آهکهاي مزبور در اثر عملکرد گسله‌ها ايجاد شده است. با توجه به اينکه سازند قرمز تحتاني عمدتاً توسط نهشته‌هاي واريزه‌اي پوشيده شده است عملکرد گسله‌ها در اين سازندها مشهود نمي‌باشد.
135N و شيب آنها بين 20 تا 50°115°امتداد لايه‌ها در تکيه‌گاه راست برابر درجه به سمت جنوب باختري مي‌باشد. همچنين امتداد لايه‌بندي در تکيه‌گاه چپ 155N و شيب آنها بين 40 تا 50 درجه به سمت شمال خاوري است. تفاوت°170° امتداد لايه‌ها در تکيه‌گاهها ناشي از چين‌خوردگي‌هاي موضعي مي‌باشد. با توجه به موارد فوق روند لايه‌ها شمال باختري جنوب خاوري است.
ريخت‌شناسي دره ساختگاه گسلش‌هاي شديدي را تداعي مي‌نمايد. همچنين شکستگيهاي متعددي نيز مشاهده مي‌گردد که زونهاي برشي بسياري را در معرض ديد قرار داده است. که ضخامت برخي از زونهاي مذکور قابل‌ملاحظه مي‌باشد. حداکثر ضخامت برخي از زونها به 15‌متر نيز مي‌رسد.
زونهاي برشي (Shear Zones) فراواني در تنگه ساختگاه به چشم مي‌خورد که حاکي از تکاپوي زمين‌ساختي شديد گستره طرح مي‌باشد. زونهاي مذکور به پهناي چند سانتيمتر تا چندين متر اندازه‌گيري شده‌اند و احتمالاً وجود زونهايي با پهناي بيشتر نيز ممکن است در محدوده محور و ارتفاعات مشرف به ساختگاه وجود داشته باشد که توسط واريزه‌هاي دامنه‌اي و توده‌سنگهاي نابرجا پوشيده شده‌اند. درمحدوده گسله‌ها آهکها کاملاً خرد شده‌اند بطوريکه بافت خود را از دست داده‌اند که از آن جمله مي‌توان به گسله‌هاي کوه درد آغاج و فرج اشاره نمود. که پهناي برخي از زونهاي گسله به بيش از 10 متر نيز مي‌رسد. در ذيل ويژگي دسته‌درزه‌ها و گسله‌هاي شناسايي شده در محدوده ساختگاه سد ارائه مي‌گردد.
تکيه‌گاه راست
با توجه به وضعيت ليتولوژيکي و قرارگيري برخي از سازه‌ها در تکيه‌گاه راست، ناپيوستگي‌هاي اين تکيه‌گاه اندازه‌گيري، کنتور دياگرام و صفحات ناپيوستگي‌ها تهيه و ارائه شده است
گسله‌هاي تکيه‌گاه راست
گسله F4 : اين گسل با توجه به شواهد سطحي امتداد تقريبي خاوري باختري داشته و شيب آن به سمت جنوب باختري است. با توجه به پوشيده بودن گسله‌ مزبور توسط نهشته‌هاي آبرفتي اندازه‌گيري در اين گسل مقدور نگرديد. پهناي زون خرد‌شده و يا برشي اين گسل بدليل پوشيده بودن توسط واريزه‌هاي دامنه‌اي و مواد زمين‌لغزشي مشخص نمي‌باشد. با توجه به نتايج حاصله از بررسي مغزه‌هاي حفاري گمانه‌هاي A21, A20 وA36 حداکثر نهشته‌هاي زمين‌لغزشي در گمانه A21 حدود 70 متر مي‌باشد. آبراهه مدفون قديمي تکيه‌گاه راست در راستاي گسل مزبور شکل گرفته است. همچنين سنگ‌بستر را در اين محدوده عمدتاً گل‌سنگ، مارون و سيتستونهاي خاکستري تيره تشکيل مي‌دهند که آثار خش لغزه و خردشدگيهاي متعدد در مغزه‌هاي حاصله از گمانه‌هاي فوق‌الذکر ديده مي‌شود. بطرف بالادست در آبراهه مدفون از صفحات واريزه‌ها و نهشته‌هاي زمين‌لغزشي کاسته مي‌شود بطوريکه در گمانه A36 ضخامت نهشته‌هاي زمين‌لغزشي به 27 متر کاهش مي‌يابد.
W25N بوده و شيب آن نيز جنوب° گسله‌ F5 : اين گسل داراي امتداد تقريبي باختري مي‌باشد.وزن برشي گسل مزبور در آهکهاي دامنه راست نيز قابل مشاهده است. پهناي ضخامت زون مذکور حدوداً يک متربرآورد گرديده است.وجود رسوبات تراورتن در اين زون حاکي از عملکرد نسبتاً عميق اين گسل مي باشد. گسله مزبور در پايين‌دست محورقرار داشته و بدليل دوري از محور، پي و سازه‌هاي جنبي را تحت تأثير قرار نمي‌دهد.
W بوده و شيب اين گسل نيز° گسله‌ F6 : اين گسل داراي امتداد تقريبي N13 جنوب باختري است. اين گسل توسط نهشته‌هاي دامنه‌اي پوشيده شده بطوريکه عملکرد آن به خوبي قابل بررسي نيست. آثار اين گسل نيز در آهکهاي اوليگوميوسن دامنه راست با پهناي زون برشي حدود 21‌متر قابل مشاهده است.
W و شيب آن نيز بسوي جنوب° گسله‌ F7 : اين گسل داراي امتداد تقريبي N8 باختري است. اين گسل محدوده خروجي تونل‌هاي انحراف، سنگهاي کنگلومرايي را تحت تأثيرقرار داده است.بدليل وجود واريزه‌هاي دامنه‌اي، عملکرد و پهناي زون خرد شده اين گسل بخوبي قابل تشخيص نيست. البته ادامه اين گسل آهکها را نيز تحت تأثير قرارداده است. پهناي زون خرد شده در آهکها بين 5 0 تا يک متر متغير مي‌باشد.
گسل F8 : اين گسل داراي امتداد تقريبي شمالي جنوبي بوده و به آثار خردشدگي آن در گمانه‌ي C2 برخورد شده است. بدليل پوشيده شدن اين گسل توسط واريزه‌هاي دامنه‌اي اطلاعات بيشتري در ارتباط به اين گسل دردسترسي نمي‌باشد.
W و شيب آن بسوي جنوب باختري° گسل F9 : اين گسل داراي امتداد تقريبي N40 است. با توجه به اينکه ساحل راست عمدتاً با ضخامت نسبتاً کمي از واريزه‌هاي دامنه‌اي پوشيده شده ولي بطرف پايين‌دست (خروجي تنگه) ضخامت واريزه‌ها افزايش يافته، بطوريکه اين ضخامت به 19 متر نيز مي‌رسد. تغييرات ساحل راست در خروجي تنگه در اثر عملکرد گسله مبزور بوده که سنگهاي کنگلومرايي را تحت تأثير قرار داده و جابجايي نامشخص بدليل وجود مواد واريزه‌اي و فرورفتگي قابل توجهي در ساحل راست بوجود آورده است. صخره‌هاي کنگلومرايي قسمت مياني تکيه‌گاه راست از بين رفته و شيب ملايم‌تر شده است. ادامه گسله مزبور پس از عبور از رودخانه از آبراهه پهن و عريض بالادست محور مي‌گذرد. با توجه به اينکه اين گسل را واريزه‌هاي دامنه‌اي پوشانده‌اند، اطلاعات بيشتري قابل تشخيص نيست.
W بوده و شيب آن نيز جنوب° گسله F10 : اين گسل داراي امتداد تقريبي N42 باختري مي‌باشد. جابجايي اين گسل حدود 5 الي 10 متر برآورد شده است. در آبراهه بالاي ورودي تونل‌هاي انحراف در تراز بالاتر از 1340، سنگ‌بستر با ابعاد بسيار محدود (20×10 متر) رخنمون دارد که اين گسل در اين قسمت بخوبي مشاهده مي‌گردد. اين گسل خارج از نقشه زمين‌شناسي ساختگاه قرار مي‌گيرد.
تکيه‌گاه راست
در تکيه‌گاه چپ نيز ناپيوستگيها اندازه‌گيري و بر اساس اندازه‌گيري درزه‌ها، کنتور دياگرام و صفحات ناپيوستگيها تهيه (شکل‌هاي شماره 5و6) شده است.
بر اساس بررسي مشخصات درزه‌هاي اندازه‌گيري شده، چهار دسته درزه اصلي در اين تکيه‌گاه شناسايي شده که ويژگي هر کدام از آنها در جدول (شماره6) ذيل ارائه گرديده است.
ضمناً شکل‌هاي شماره7و8 کنتور دياگرام و صفحات ناپيوستگيهاي تکيه‌گاههاي راست و چپ را به صورت تجمعي نشان مي‌دهد.
گسله‌هاي تکيه‌گاه چپ
با توجه به نقشه زمين‌شناسي ساختگاه، ساحل چپ تنگه مورد نظر عمدتاً توسط واريزه‌هاي دامنه‌اي و توده‌سنگهاي نابرجاي آهکي پوشيده شده است و به صورت موضعي سنگ‌بستر رخنمون دارند. در نتيجه شناسايي گسله‌ها با توجه به وجود روباره با ضخامتهاي متفاوت بسيار مشکل مي‌باشد. با توجه به مورفولوژي و نتايج حاصله از گمانه‌هاي اکتشافي دو گسل در تکيه‌گاه مزبور شناسايي گرديده که ويژگي هر کدام از آنها بشرح ذيل مي‌باشند.
گسله F1 : اينگسل امتداد تقريبي خاوري باختري داشته و با توجه به گستردگي توده‌سنگهاي نابرجا در اين تکه‌گاه هيچگونه اطلاعاتي دردسترسي نيست. بر اساس اطلاعات حاصله از گمانه‌هاي A10,A19,A3 و A2 حداکثر نهشته‌هاي زمين‌لغزشي حدود 60 متر مي باشد. در اين تکيه‌گاه نيز مشابه تکيه‌گاه راست دره مدفون قديمي وجود دارد که در راستاي گسله مزبور ايجاد شده است.
سنگ‌بستر در اين محدوده تناوبي از گل‌سنگ، ماسه‌سنگ و کنگلومرا مي‌باشد.در مغزه‌هاي بدست آمده از گمانه‌هاي فوق‌الذکر آثار خش‌ لغزه و خردشدگيهاي متعددي در مغزه گمانه‌هاي فوق‌الذکر ديده شده است. شايان ذکر است که اين گسل تقريباً موازي با رودخانه آغ چاي بوده و تقريباً عمودبرمحور سد مي‌باشد. در اين دره مدفون نيز مشابه دره تکيه‌گاه راست بطرف بالادست از ضخامت مواد زمين‌لغزشي کاسته مي‌شود.
گسله F2 : اين گسل نيز مشابه گسل F1 بوده و موازي با همين گسل مي‌باشد. عملکرد اين گسل ضعيف‌تر از گسله F1 مي‌باشد. گسله F2 حدوداً 370 متر از گسله F1 فاصله دارد. با توجه به اينکه اين گسل توسط واريزه‌اي دامنه‌اي و توده‌سنگهاي نابرجا پوشيده شده است لذا سازوکار اين گسل مشخص نيست.
داده‌هاي ژئوتکنيکي
به منظور ارائه پارامترهاي مورد نياز طراحي از مواد پوششي و توده‌سنگ پي، علاوه بر مطالعات زمين‌‌شناسي سطحي عمليات حفاريهاي اکتشافي و آزمايشهاي صحرايي در محدوده سد صورت پذيرفته و نتايج بدست آمده از مطالعات زمين‌شناسي سطحي مورد تطابق و تدقيق قرار گرفته است.
باتوجه به اينکه زمين ريخت محدوده آغ چاي طوري مي‌باشد که مواد پوششي داراي ضخامت قابل توجهي بوده و يا اينکه سنگ پي در اکثر نقاط رخنمون نداشته، لذا عمليات اکتشافي در مواد پوششي و سنگ پي صورت پذيرفته است تا بتوان ارزابي صحيحي از مشخصه‌اي ژئوتکنيکي مواد پوششي و سنگ پي در محدوده محل سد بدست آيد.
علاوه بر انجام عمليات زيرسطحي به منظور کسب اطلاعات زمين‌شناسي، نقشه زمين‌شناسي مهندسي به مقياس 1000‌:‌1 از ساختگاه سد تهيه گرديده و برداشت گسستگيها نيز در تکيه‌گاههاي ساختگاه انجام گرفته است.
دستاوردهاي عمليات صحرايي و آزمايشهاي توده‌سنگ پي
علاوه بر تهيه نقشه‌هاي زمين‌شناسي مهندسي بزرگ مقياس 1000:‌‌1 محل سد و 5000‌:‌1 محدوده مخزن، مقاطع مختلف زمين‌شناسي و ژئوتکينيکي در محدوده سد و تأسيسات وابسته، عمليات اکتشافي در مواد پوششي و توده‌سنگ نيز با اهداف مورد نظر انجام يافته است. به همين منظور تعدادي گمانه در تکيه‌گاهها و بستر رودخانه پيش‌بيني گرديد. کليه گمانه‌هاي پيش‌بيني شده از سوي مجري عمليات ژئوتکنيک حفاري گرديد. بر اساس اطلاعات بدست آمده، نتايج مورد ارزيابي قرار گرفته که در اين فصل نتايج حاصله از حفر گمانه‌هاي اکتشافي ارائه خواهد گرديد.
موقعيت و محل گمانه‌هاي حفر شده
برنامه مطالعاتي دراين مرحله بر اساس نتايج حاصله از حفاري مرحله اول و مرحله يک تکميلي تهيه گرديد. در محدوده سد و سازه‌هاي وابسته 31 گمانه پيش‌بيني شده بود. کيسه گمانه‌هاي پيش‌بيني شده توسط شرکت آزمايشگاه فني و مکانيک خاک حفر گرديد. بر اين اساس اطلاعات بدست آمده از گمانه‌اي حفرشده در مواد پوششي و توده‌سنگ براي کليه بخش‌هاي محدوده سد تعميم داده شد. از مجموع گمانه‌هاي حفر شده تعداد 16 حلقه گمانه در جناح چپ و 11 حلقه گمانه در جناح راست و 4 حلقه گمانه در بستررودخانه حفر گرديد. گمانه‌هاي حفر شده با توجه به شرايط زمين‌شناسي محدوده سد و سازه‌هاي وابسته قائم و مورب حفر شده‌اند. موقعيت گمانه‌هاي اکتشافي در نقشه‌هاي شماره II-90-GG-01 و II-90-GG-02 نمايش داده شده‌اند.
توزيع گمانه‌ها بگونه‌اي بوده است که بتوان حداکثر اطلاعات مورد نياز را در محدوده سد بدست آورد. عمق گمانه‌ها متغيربوده و بين 20 الي 120 متر حفر گرديده‌اند.
براي حفر گمانه‌هاي مزبور از دستگاههاي حفاري دوراني استفاده شده است. قطر گمانه‌هاي حفر شده بر اساس عمق و شرايط ليتوژيکي متفاوت بوده ولي بطور کلي از قطرهاي 101 الي 76 ميلي‌متر استفاده شده است.
نتايج بدست آمده از هر گمانه به صورت نمودارهاي زمين‌شناسي و ژئوتکنيکي (لوگ حفاري) که شاملکليه پارامترهاي حاصل از عمليات اکتشافي، نمونه‌برداري، همچنين آزمايشهاي صحرايي مي‌باشد، تهيه و تنظيم گرديده است. (نمودار لوگ 26 گمانه به صورت يک جلد جداگانه ارائه خواهدشد). در نمودارهاي مذکور موقعيت، مختصات قطرحفاري، عمق،تاريخ شروع و خاتمه، خصوصيات ژئوتکنيکي و پارامترهاي حاصل از آن، آزمايشهاي درون‌چاهي، زاويه حفاري و نحوه مغزه‌گيري هر گمانه مندرج گرديده و علاوه بر آن موارد ذيل نيز مدنظر قرار گرفته است.
الف توصيف عمومي نهشته‌هاي آبرفتي شامل رنگ، دانه‌بندي، تراکم و تغيير لايه‌ها.
ب توصيع عمومي توده‌سنگ شامل جنس، رنگ، درجه فرسايش، هوازدگي، نحوه گسترش درز و شکافها، نوع مواد پرکننده، توصيف زونهاي خردشده و گسله‌هاي اصلي و فرعي.
ج توصيف ويژگي توده‌سنگ شامل : درصد مغزه بازيافتي (C.R) و توصيف ضريب کيفي توده‌سنگ (R.Q.D).
د توصيف خلاصه نتايج حاصله از آزمايشهاي نفوذپذيري (لوفران ولوژن) و آزمايشهاي ضربه و نفوذ استاندارد (S.P.T يا C.P.T).
ه‍ توصيف خلاصه نتايج حاصل از آزمايشهاي صحرايي فشار آب (آزمايش لوژن) شامل ميزان ابخوري (Water Loss)، ميزان نفوذپذيري (عدد Lugeon)، سطح آب زيرزميني بعد از نوسانات انجام يافته در هنگام حفاري و ثابت شدن آن نمايش داده شده است.
و توصيف نتايج حاصله از تزريق آزمايشي سيمان در توده آهکي نابرجا و تناوب کنگلومرا، ماسه‌سنگ و سيلتستون.
ارزيابي پي
به منظور بررسي و ارزيابي پارامترهاي ژئوتکنيکي محل سد و تأسيسات وابسته به آن، اطلاعات بدست آمده از گمانه‌هاي حفاري شده مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته که خلاصه نتايج حاصله در مورد نفوذپذيري و شاخص کيفي به صورت کلي و تفکيک شده در جداول 7 الي 25 ارائه شده است.
مواد پوششي
اين مواد شامل پادگانه‌هاي آبرفتي، واريزه‌هاي دامنه‌اي، خاکهاي برجاي حاصل از فرسايش، آبرفتهاي بستر رودخانه، توده‌سنگهاي نابرجا و نهشته‌هاي زمين‌لغزشي مي‌باشد.
واريزه‌هاي دامنه‌اي، خاکهاي برجاي حاصل از فرسايش که در جناحين گسترش دارند با توجه به ضخامت نسبتاً کم آنها (حداکثر 6 متر) اين مواد در محدوده سد بسهولت قابل برداشت مي‌باشند و مسئله خاصي را ايجاد نمي‌نمايند. واريزه‌هاي دامنه‌اي عمدتاً به صورت قطعات سنگي گوشه‌دار با تبعيت از شيب دامنه‌ها بطور موضعي گسترش دارند. اين مواد عمدتاً غيرمتراکم و اکثراً از قطعات سنگهاي اصلي (کنگلومرا و آهک) تشکيل يافته‌اند و به علت ناپيوستگي کامل واريزه‌ها نفوذپذيري در‌آنها زياد مي‌باشد.
بررسيهاي ژئوتکنيکي در مواد پوششي عمدتاً در آبرفتهاي بستر رودخانه و پادگانه‌هاي آبرفتي انجام شده است. گمانه‌هاي اکتشافي در مصالح مزبور جهت شناخت مناطق سست احتمالي، گسترش و ضخامت آنها حفرشده است. در کليه موارد به جز گمانه A49، عمليات حفاري تا رسيدن به سنگ‌بستر و نفوذ در آن ادامه يافته است. مصالح تشکيل‌دهنده آبرفتي بستر رودخانه داراي ضخامتي حداکثر 30 متر که متشکل از شن، ماسه، لاي و قلوه‌سنگ مي‌باشد. براساس آزمايشهاي دانه‌بندي در نمونه‌هاي اخذ شده از مواد پوششي که در بعضي از گمانه‌هاي اکتشفاي فوق‌الذکر بعمل آمده است. لايه‌بندي تحت‌الارضي پي آبرفتي سد مخزني آغ چاي عمدتاً از لايه‌ شني لاي‌دار، لايه شني ماسه و لايه‌دار، لايه شني لاي‌دار و ماسه‌اي که عمدتاً در رده GP, GM. GC و GW قرار مي‌گيرند. در برخي مناطق عدسيهاي ماسه لاي‌دار وجود دارد که دررده SM, SC و SP رده‌بندي گرديده‌اند.
نفوذپذيري
نفوذپذيري در آبرفت
در مطالعات مرحله اول تعداد 80 آزمايش و در مطالعات مرحله دوم تعداد 43 آزمايش نفوذ‌پذيري به طريقه لوفران با بار ثابت و فتان براي تعيين نفوذ‌پذيري رسوبات آبرفتي و واريزه‌هاي دامنه‌اي جناح چپ و راست انجام گرديد (جداول شماره 1و2و3). با توجه به تنوع مواد پوششي، تغييرات و ميانگين نفوذ‌پذيري براي هر گمانه در سه جدول و به تفکيک آبرفتهاي بستررودخانه، واريزه‌هاي دامنه‌اي تکيه‌گاه چپ و تکيه‌گاه راست ارائه شده است.
براساس نتايج حاصله از آزمايشهاي نفوذ‌پذيري لوفران ميانگين رسوبات آبرفتي بستررودخانه بين تا و ميانگين آنها سانتيمتر بر ثانيه، واريزه‌هاي دامنه‌اي تکيه‌گاه چپ بين تا سانتيمتر بر ثانيه و ميانگين آنها ساتيمتر بر ثانيه مي‌باشد. واريزه‌هاي دامنه‌اي تکيه‌گاه راست نفوذناپذير تا سانتيمتر بر ثانيه که ميانگين آنها سانتيمتر بر ثانيه مي‌باشد. نفوذپذيري‌هاي مذکور بر اساس متايج حاصله از مطالعات مرحله يک تکميلي و مرحله دوم ارائه شده است.
در جدول شماره 10 آزمايشهاي نفوذپذيري‌ هر گمانه در مواد پوششي و پي سنگ به صورت مجزا همراه با عمق‌هاي انجام شده در تکيه‌گاهها و بستررودخانه‌ها ارائه شده است. بر اساس آزمياشهاي مزبور متوسط نفوذپذيري‌ آبرفتها و توده‌سنگ محاسبه و در جداول فوق‌الذکر ارائه گرديده است.

مقدمه : با توجهات دولتها و تلاشهاي بين المللي در مورد ( مديريت منابع آب ) از اوايل دهه ۱۹۷۰ ميلادي با مطرح شدن و پيدايش عبارت ( توسعه پايدار ) در ادبي ...

موقعيت و مشخصات رودخانه کرخه رودخانه كرخه از مناطق مياني و جنوب غربي رشته كوههاي زاگرس در نواحي غرب و شمال غرب كشور سرچشمه گرفته و پس از طي مسافتي در ...

▪ لامپ هاي سديم معمولا به دو دسته تقسيم مي شود : ۱) لامپ سديم با فشار زياد ۲) لامپ سديم با فشارکم ▪ لامپ سديم با فشار كم: لامپ سديم با فشار کم شامل يک ...

● اسد (Leo ) شير ▪ زمان رسيدن به نصف النهار: ۲۱فروردين ؛ ▪ مساحت : ۹۴۷ درجه مربع ستارگاني که امروزه به نام اسد خوانده مي شوند در فرهنگ هاي باستاني سوم ...

حسد چيست؟ حسد، آرزومندي دور شدن نعمتي از کسي و رسيدن آن به خود حسود است. البته قسمت دوم تعريف در برخي مواد قابل تعميم نيست. اصولاً هنگامي که نعمتي به ...

همانطور که مي دانيم تا چند سال آينده جهان با بحران بي آبي کم سابقه اي در طول عمر خود مواجه خواهد شد که دانشمندان سعي داشتند با ارائه روشهايي به ذخيره ...

اين سد در جنوب شهر آسوان مصر واقع شده است. هدف از ساخت اين سد تنها سامان دهي به سيلاب هاي سالانه رود نيل نيست بلکه هدف اصلي ايجاد يک درياچه پشت سد به ...

● مقدمه : تکنولوژي نسبتا جديدي که براي مهار آبهاي سطحي به کار گرفته شده است تکنولوژي ساخت سدهاي لاستيکي مي باشد . قبل از اين نوع سدها براي مهار و هداي ...

دانلود نسخه PDF - سد مخزني آغ‌چاي