up
Search      menu
هنر :: مقاله ساختار سه پرده اي PDF
QR code - ساختار سه پرده اي

ساختار سه پرده اي

ساختار سنتي فيلم نامه

در واقع الگوي سنتي فيلم نامه نويسي ، همان الگوي سنتي داستان نويسي است. آزمايش اين ساختار در رمان ها و فيلم هاي بسياري ، نشان داده که خواننده يا تماشاگر با اين الگو همراه مي شود ، به همين خاطر در توليدات انبوه و نيز در عمده فيلم هاي تجاري اين ساختار مورد استفاده قرار مي گيرد.
در هر فيلم نامه دو عامل اساسي وجود دارد :
1- الگوي شخصيتي فيلم نامه
در اين گونه فيلم نامه ها يک شخصيت مرکزي و برجسته داريم که به او قهرمان فيلم يا نقش اصلي مي گويند ( ممکن است شخصيت هاي اصلي چند نفر باشند ، مثلا يک گروه کوهنوردي که مسير خود را گم کرده اند و دچار درد سر شده اند ، اما معمولا در اين حالت ها نيز يکي از شخصيت ها را پر رنگ تر از بقيه ترسيم مي کنند ) . او يک هدف کاملا مشخص دارد و همين هدف اوست که ماجرا را مي سازد و به پيش مي برد. در واقع حوادثي که در ابتداي فيلم رخ مي دهند ، اين هدف را براي او مي سازند ، مثلا او دختري را مي بيند و خواهان رسيدن به اوست ، او يا يکي از اطرافيانش در ماجرا و يا دردسري گير مي افتد و حال او بايد اين ماجرا را حل کند و درد سر را برطرف سازد و يا او با يک نفر آشنا مي شود و يا حادثه اي برايش اتفاق مي افتد ، که وضعيت روحي و تعادل رواني اش را به هم مي زند و او را وادار مي کند تا بار ديگر به گونه اي ديگر به خود نظر کند و ... .
باقي شخصيت هاي موجود در فيلم نامه در ارتباط مستقيم با قهرمان هستند و علت وجود آنها يا سنگ اندازي جلوي پاي قهرمان ، يا بازکردن مسير براي او يا ... است.
2- ساختار ماجرايي فيلم نامه
در اين نوع ساختار معمولا يک داستان مرکزي و اصلي داريم ، ممکن است چند داستان فرعي ولي مرتبط با داستان اصلي ، در خلال ماجراي اصلي رخ دهند که يا به اصل ماجرا کمک مي کنند و يا به جذاب تر شدن آن ( برخي فيلم ها نيز هستند که چند داستان را با هم روايت مي کنند که هر يک از آنها به تنهايي يک داستان اصلي است ، مثلا چند خانواده که در چند جاي مختلف دچار حادثه اي مانند زلزله شده اند و حال تلاش هر يک از اين خانواده ها براي نجات ، بخشي از داستان فيلم است ).
در ابتداي فيلم ، شخصيت اصلي ، يک زندگي متعادل و بسامان دارد و به اصطلاح دارد زندگي خودش را مي کند ( به اين نقطه ، تعادل اوليه مي گويند ) ، اما حادثه اي که در ابتداي فيلم رخ مي دهد ، تعادل زندگي او را به هم مي زند و حال او تلاش مي کند تا تعادل را بار ديگر به زندگي اش بازگزداند و آن نابساماني ايجاد شده را بار ديگر بسامان کند ، که معمولا در انتهاي فيلم ، موفق به انجام آن مي شود ( اين نقطه را تعادل ثانويه گويند ). اما بايد توجه داشت تعادل و بساماني ثانويه با اوليه فرق دارد ، در اين حالت يا شرايط و موقعيت فرد نسبت به سابق عوض شده و يا شخصيت ، منش و ديدگاه هايش متفاوت شده است.
ساختار سه پرده اي
در الگو ي سنتي ، معمولا ساختاري سه پرده اي داريم ( لزوما اين پرده ها از نظر زماني با هم برابر نيستند ) :
پرده اول :
پرده اول بسيار مهم است و اگر فيلم نامه نويس نتواند از اين پرده با سربلندي عبور کند ، نمي تواند به همراهي تماشاگر چندان اميدوار باشد. در اين بخش مفروضاتي به تماشاگر داده مي شود و او را آماده مي کند ، براي اينکه بداند خود را بايد براي ديدن چه فيلمي آماده کند و چگونه با شخصيت ها مواجه شود ، در واقع اين مفروضات شروطي است که نويسنده با مخاطبش مي گذارد. اين مفروضات به اين قرارند :
1- زمان و مکان وقوع ماجرا.
2- ژانر فيلم.
3- شناخت شخصيت ها و برخي از ويژگي هاي آنها.
4- شناخت وضعيت تعادل.
5- حادثه اي که تعادل را بر هم مي زند و نابساماني ايجاد مي کند. اين حادثه به دليل آنکه آغازگر ماجرا و جزء مفروضات است ، مي تواند هر اتفاق تصادفي و حتي عجيبي باشد ، به اين معني که در اين بخش مخاطب براي هيچ چيز از نويسنده دليل نمي خواهد و همه چيز را بدون علت مي پذيرد ، براي مثال اگر در آغاز فيلم ببينيم موجودات فضايي به کره زمين حمله کرده اند ، هيچ گاه نمي پرسيم مگر واقعا موجودات فضايي وجود دارند؟ ، بلکه مي پذيريم موجودات فضايي حمله کرده اند و مي خواهيم بدانيم حال چه مي شود. درباره شخصيت ها نيز به همين صورت است ، مثلا در فيلم ادوارد دست قيچي ( 1990- Edward Scissorhands ) ، ساخته تيم برتون وقتي با ادوارد رو به رو مي شويم ، نمي گوييم مگر مي شود يک نفر به جاي دست ، قيچي داشته باشد ؟ و ...
اما يک نکته مهم درباره اين حادثه آن است که ، اين حادثه بايد اينقدر از سوي شخصيت يا شخصيت هاي اصلي ، با توجه به ويژگي هايشان ، مهم باشد که آنها را به تلاش و تکاپو وادارد. در واقع اگر تماشاگر احساس کند که آري اين حادثه بايد براي قهرمان او مهم باشد ، براي او نيز مهم خواهد شد ، حتي اگر بسيار ساده باشد. مثلا در فيلم خانه دوست کجاست؟ ، ساخته عباس کيارستمي ، ماجرا بسيار ساده است ، يعني تلاش هاي يک کودک براي رساندن دفتر مشق هم کلاسي اش به او ، اما همين ماجراي ساده نه تنها براي ان کودک بلکه براي ما هم که آن کودک را شناخته ايم ، مهم به نظر مي رسد. همه اين ها به اين معني است که گاه اين شخصيت يا شخصيت ها هستند که مشخص مي کنند آيا وضعيت بسامان است يا نابسامان.
نکته مهم ديگر ، آن است که ، در اين بخش ، تنها بايد مفروضاتي را که تماشاگر نياز دارد تا با فيلم همراه شود را به او بدهيم نه بيشتر. مفروضات بسيار و غير ضروري او را خسته مي کند. اگر مفروضات اصلي به درستي به مخاطب داده شود ، مفروضات فرعي را خود به دست خواهد آورد.
پرده دوم :
در اين پرده ، تقابل ها و تلاش ها را داريم ، تقابل بين شخصيت اصلي و آنچه وضعيتش را نابسامان کرده. اين پرده معمولا ، بيشترين طول زماني را نسبت به دو پرده ديگر دارد. در اين پرده همه حوادث ، روابط و رفتارها بايد داراي رابطه علت و معلولي قابل قبول باشند و ديگر از حوادث اتفاقي خبري نيست.
معمولا در اين پرده ، فيلم نامه به جايي مي رسد که تقابل براي مدت کوتاهي متوقف مي شود و يا انگيزه شخصيت ها عوض مي شود. مثلا در فيلم هاي جنگي ، جنگ به شب مي خورد و متوقف مي شود ، در اين شب بخشي از وجوه ناپيداي شخصيت ها آشکار مي شود و يا يک قهرمان ورزشي که براي پول مبارزه مي کرده به دليلي ، تصميم مي گيرد به يک گروه ورزشي آماتور کمک کند و بدون پول ، آنها را آموزش دهد. اين نقطه در فيلم نامه بسيار مهم است و اين حوادث پيشين هستند که اين نقطه را مي سازند.
در اين پرده ، هر چه تعليق بيشتر باشد و مبارزه و تقابل نيرو ها سنگين تر باشد ، اين بخش مهيج تر و جذاب تر خواهد شد ، مثلا فيلم هاي جنايي و معمايي در اين بخش معمولا جذاب تر از فيلم هاي ديگر هستند. اوج اين پرده زماني است که احساس مي شود گره ها کم کم در حال باز شدن است و شخصيت اصلي به هدف نزديک مي شود.
پرده سوم :
در اين پرده ، گره ها به طور کامل در حال باز شدن هستند ، هر نيرويي که در مقابل شخصيت اصلي قرار داشت ، در حال شکست خوردن است. نقطه اوج فيلم در اين پرده است ، يعني جايي که ديگر همه چيز حل مي شود. اين نقطه ، هدف تماشاگر از همراهي فيلم است و بيشترين هيجان و تاثيرگزاري را در او دارد. برخي فيلم ها ممکن است دو نقطه اوج داشته باشند . اين مسئله معمولا در فيلم هاي معمايي رخ مي دهد که همه فکر مي کنند معما حل شده و همه نفسي به راحتي مي کشند و تماشاگر گمان مي کند ، اکنون فيلم تمام مي شود ، اما به يکباره معلوم مي شود ماجرا به گونه اي ديگر بوده و در نقطه اوج دوم معما به درستي حل مي شود. معمولا بعد از نقطه اوج اصلي زمان کوتاهي از فيلم به اين مسئله اختصاص پيدا مي کند ، که تماشاگر وضعيت بسامان را ببيند و اين که شخصيت اصلي اکنون زندگي جديدي دارد و ديگر شخصيت اول فيلم نيست. فيلم هايي که پايان هاي باز دارند و سرانجام شخصيت اصلي مشخص نيست ، معمولا از اين الگو پيروي نمي کنند.
براي نوشتن يک فيلم نامه ، اول به يک ايده و خط داستاني خوب نياز داريم. سپس بايد آن را خوب بپرورانيم و اجزاي آن را از هم جدا کنيم و در ادامه با ساختاري متناسب ، با آنچه در ذهن داريم آن را براي ارائه آماده کنيم.

تعريف و ريشه لغوي رس ، ذرات بسيار ريز پولکي شکل ميکا ، کانيهاي رسي وساير کانيها مي باشد رسها معمولا ذراتي با اندازه کوچکتر از 002 0 ميليمتر تعريف مي ش ...

اغلب کودکان به علل مختلف و در زمان هاي گوناگون دچار اسهال مي شوند، اما آنچه جاي اميدواري است اين است که اسهال هاي عفوني معمولاً طولاني مدت نيست و بيش ...

هندسه مطالعه انواع روابط طولي و اشکال و خصوصيات آنها است. اين دانش همراه با حساب يکي از دو شاخه قديمي رياضيات است. واژه هندسه عربي شده واژه «اندازه» د ...

کوسه يکي از آبزيان نسبتاً بزرگ است.اقيانوس ها ۷۰ درصد از سطح زمين را پوشش و بيش از ۲۰ هزار گونه از ماهي ها را در خود جاي داده اند که از اين تعداد نزدي ...

صوت موسيقي يا نت ، صوتي است كه از ارتفاعهاي منظم تشكيل شده است و اثر خوشايندي بر گوش انسان دارد. صوتي را كه مي‌شنويم به خصوصيتهاي گوش و ساز و كار شنوا ...

● تعريف غزل و تغزل چيست و لوازم ذاتي غزل چيستند؟ اگر دويست سال پيش اين سوال را مي‌پرسيدند اغلب جواب‌هايي يکسان مي‌يافتند، اما امروز مي‌پرسيم زيرا يقين ...

● پيانو ديواري (Vertical - Upright) پيانوهاي ديواري در ارتفاع هاي مختلف، با بدنه - اغلب با چوب تمام شده - متفاوت و انواع مدل ساخت بدنه وجود دارند که ب ...

گالري‌ها ساختار عمومي گالري‌ها : فضاي نمايشگاه بخش مهمي در اين مجموعه به شمار مي‌رود كه خصوصيات آن بر مجموعه تاثير مي‌گذارد. تجربه فرد از فضاي سه بعدي ...

دانلود نسخه PDF - ساختار سه پرده اي