up
Search      menu
آموزش,روانشناسی :: مقاله روان شناسي PDF
QR code - روان شناسي

روان شناسي

روان شناسي و مرگ

دلش مي خواست براش بند کفش قرمز رنگ بخرم؛ چند بار به ام گفته بود…». جمله زن با هق هق وحشتناکي قطع مي شود. شايد شما هم اين ديالوگ فيلم «۲۱ گرم» به يادتان مانده باشد.
شوهرزن در يک حادثه غيرمنتظره مرده است و کارگردان با مهارت تمام دارد چيزهايي که در ذهن يک زن سوگوار مي گذرد را رو مي کند؛ چيز هايي مثل احساس گناهي اين قدر بزرگ براي يک مسئله به ظاهر خيلي کوچک مثل رنگ بندکفش. به احتمال زياد شما هم اين تجربه ناخوشايند سوگواري يک عزيز را پشت سر گذاشته ايد. روان شناس ها فرايند سوگواري را مطالعه کرده اند و پيشنهادهاي جالبي براي تبديل فرايند ناخوشايند سوگواري به يک تجربه معنادار دارند.
«از دست دادن»، قسمتي از زندگي هر بني بشري است؛ از دست دادن کار به شکل اخراج؛ از دست دادن معشوق به شکل شکست عشقي؛ از دست دادن همسر به شکل جدايي يا طلاق؛ از دست دادن دوستان دوران دانشگاه به شکل جشن فارغ التحصيلي(!)؛ از دست دادن همسايه ها به شکل مهاجرت و از همه بزرگ تر از دست دادن عزيزان به شکل مرگ.
تحقيقات يک روان شناس مشهور ثابت کرده است که مرگ عزيزان بالاترين ميزان فشار رواني را براي افراد در پي دارد. هانس سليه در پژوهش هايش ميزان استرسي که اتفاقات مختلف زندگي براي هر فرد دارد را سنجيد؛ بعد با جمع و تفريق و ميانگين گرفتن فهميد که اگر فرض کنيم درجه استرس از يک تا ۱۰۰ واحد است، ازدواج ۵۰ واحد و مرگ همسر ۱۰۰ واحد استرس دارد.
بعد از مرگ همسر هم مرگ يک عزيز ديگر در مقام دوم رويداد هاي استرس زا قرار دارد. در اين شماره، مي خواهيم به بزرگ ترين نوع از دست دادن يعني مرگ عزيزان بپردازيم و در يکي از شماره هاي بعدي به انواع مهم اما کوچک تري مثل شکست عشقي.
● سوگواري با ما چه کار مي کند؟
در جواب اين سؤال بايد گفت همه کار. از دست دادن يا به قول روان شناس ها «فقدان» يک عزيز مي تواند بر همه حوزه هاي ذهن و رفتار ما تاثير بگذارد؛ يعني هم احساسات، هم افکار، هم رفتار و حتي فلسفه زندگي ما را تغيير دهد. يک يک اين تاثيرات را که بخوانيد، حتما شما هم به ياد سوگواري خودتان يا يکي از آشنايان تان خواهيد افتاد.
۱) احساسات: شايد خيلي ها فکر کنند که سوگواري تنها يعني دپ زدن و احساس تنها ماندن. اما روان شناس ها که ته ذهن سوگواران را کاويده اند، مي دانند که احساسات ديگري هم در اين وسط نقش دارند. مثلا ما ممکن است که از فرد مرحوم خشمگين شويم.
يا اگر خيلي منصف باشيم از سرنوشت به طور کلي احساس خشم کنيم و برسيم به اينکه «چرا او بايد برود؟» يا «چرا من بايد تنها شوم؟». غير از احساس غمگيني و خشم ، شما نمي دانيد که تاب تحمل اين از دست دادن بزرگ را داريد يا نه؛ به همين خاطر مضطرب مي شويد. و برعکس اين اضطراب، ممکن است بعد از پذيرفتن اينکه عزيزتان براي هميشه از دست رفته است، احساس آرامش کنيد.
شما به اين خاطر که نتوانسته ايد جلوي از دست دادن فرد مرحوم را بگيريد و به خاطر بدي هاي کوچک و بزرگي که به او کرده ايد، حسابي احساس گناه مي کنيد. پس ديگر به خاطر اينکه حالا آرام هستيد، احساس گناه نکنيد.
اين آرامش به شرطي که بعد از پذيرفتن واقعيت باشد، طبيعي است. بالاخره اينکه به خاطر بزرگ بودن فشار رواني، احساس خستگي و فرسودگي مي کنيد. يادتان باشد که همه اين واکنش ها طبيعي است و نبايد شما را نگران کند.
۲) افکار: فکر، فکر، فکر، فکر. چيزي که در سرافراد سوگوار که در گوشه مجلس ختم نشسته اند، فکر هايي است که همه و همه در حول و حوش فرد از دست رفته مي چرخد. اولين نوع اين افکار که زودتر از همه بعد از شنيدن مرگ عزيز به ذهنمان مي رسد «ناباوري» است؛ يعني ما اصلا باورمان نمي شود که او را از دست داده باشيم.
خيلي سخت است که خانه اي که هميشه عزيزي تويش مي چرخيده را حالا خالي ببينيم؛ خالي بودني که معنايش اين است که ما يک حامي عاطفي و يک برطرف کننده نيازهايمان را از دست داده ايم.
غير از اين، در مدت سوگواري خيلي مشکل است که بتوانيم روي يک فکر ديگر متمرکز شويم. حل کردن مسائلي که قبل از فقدان برايمان از آب خوردن هم راحت تر بود، حالا تبديل مي شود به يک گره وحشتناک و خلاصه اينکه حسابي گيج مي زنيم. غير از گيجي و ناباوري، شما ممکن است بنشينيد، چشمتان را ببنديد و هي در ذهن خودتان مجسم کنيد که فرد از دست رفته زنده است و داريد با او قدم مي زنيد و حرف مي زنيد و بدي هايتان را جبران مي کنيد و الي آخر.
و علاوه بر تمام اين احساسات، ممکن است ذهنتان براي مدت زيادي تحت فرمانروايي بلامنازع «فکر به عزيز از دست رفته» قرار بگيرد؛ يعني حجم زيادي از فکرتان همين باشد. بازهم مي گوييم که براي کوتاه مدت همه اين افکار در دوره سوگواري طبيعي است.
۳) رفتار: اگر آن ۲ مورد قبلي را فقط خود فرد سوگوار بداند و بقيه فقط از نشانه هايش بتوانند پي به احساسات و افکار ببرند، اين آخري يعني رفتار آشکار است و ممکن است واکنش ديگران را هم برانگيزد. رفتارهاي فردي که عزيزش را از دست داده را همه ما ديده ايم. خواب سوگوار به هم مي ريزد. ممکن است شب ها اصلا خوابش نبرد و وقتي هم که مي خوابد، مرتب در خواب فرد از دست رفته را مي بيند.
غير از خواب، خورد و خوراک سوگوار نيز به هم مي ريزد. شايد تصورتان اين است که همه سوگوارها بي اشتها هستند. نه! بعضي ها حتي پرخورتر از معمول مي شوند و اين براي خودشان هم عجيب است. ممکن است شما به اطرافيان و کارهايتان بي تفاوت شويد و حوصله هيچ کاري نداشته باشيد و از همه متداول تر اينکه گريه کنيد. به اين بهانه که مرد نبايد گريه کند يا اينکه آدم بايد صبور باشد، جلوي اين واکنش طبيعي و سودمند را نگيريد. اگر جلوي ديگران سخت است، در تنهايي گريه کنيد.
● سوگواري براي چه کساني مشکل تر است؟
شايد فکر کنيد که از دست دادن همسري که بي نهايت دوستش داريد، مشکل ترين و بزرگ ترين نوع سوگواري است اما بايد گفت که نه. قضيه کاملا برعکس است. شما در سوگواري زماني مشکل پيدا خواهيد کرد که احساسات متضادي به فرد از دست رفته داشته باشيد. مثلا تصور کنيد از همسرتان سال هاست که طلاق گرفته ايد و حالا خبر مرگش به شما مي رسد.
نه اطرافيان مي گذارند براي کسي که خودتان ترکش کرده ايد، سوگواري کنيد و نه خودتان مي توانيد با ذهني که پر است از خاطرات خوش و صميمانه تا خاطرات تلخ جدا شدن، کنار بياييد. غير از اين، مرگ بچه اي که هنوز متولد نشده است خصوصا براي مادر که او را در شکم خودش حس کرده است خيلي مشکل است؛ مرگي که معمولا مراسم خاصي برايش برگزار نمي شود.
و بالاخره سوگواري، براي کودکان خيلي سخت است چون بزرگسال ها دوست ندارند کودکان شان در مراسم مختلف کفن و دفن و ختم از دست رفته شرکت کنند، ممکن است کودک هيچ وقت با از دست رفتن عزيزش کنار نيايد.
● گذر از ۵ خوان سوگواري
سوگواري بخشي از زندگي است و مثل تمام زندگي يک جورهايي يک گذرگاه است. براي اينکه با موفقيت از اين مسير بگذريد، بايد اول آنها را به خوبي بشناسيد.
۱) مرحله شوک و ناباوري
همان طور که در بخش احساسات هم گفتيم، اولين واکنش ما به مرگ يک عزيز، اين است که اصلا مرگش را باور نکنيم يا اينکه بهت زده يک جا بايستيم و زانويمان ناخودآگاه کرخت شود.
۲) مرحله پرسش و آرزو
پرسش هميشگي «چرا بايد براي من اين اتفاق بيفتد؟» و آرزوي اينکه «همه چيز به يک شکل جادويي حل شود».
۳) مرحله يأس و آشفتگي
افسرده مي شويد و فکر مي کنيد ديگر هيچ چيز درست نمي شود و اين طبيعي است.
۴) مرحله پذيرفتن واقعيت و بازسازي زندگي
تازه اينجاست که اميد هاي جادويي را کنار مي گذاريد، افسردگي را کنار مي گذاريد، واقعيت را مي پذيريد و شروع مي کنيد به برنامه ريزي زندگي اي که «او» در آن حضور ندارد.
۵) مرحله هويت تازه
شيوه جديد زندگي تان را تجربه مي کنيد، مي پذيريد و احساس مي کنيد که با ازسرگذراندن اين سوگواري بزرگ تر شده ايد.
● اشک هاي گوله گوله
اگر بقيه متن را خوانده باشيد، دست تان آمده است که سوگواري موفق چه شکلي است. اما براي جمع بندي هم که شده اين تکليف ها را به شکل چند پيشنهاد با هم مرور مي کنيم:
۱) واقعيت از دست دادن را بپذيريد
ممکن است ناباوري و خيال پردازي هاي اول شنيدن خبر به شما کمک کند که بار اين شوک ناگهاني را راحت تر تحمل کنيد اما زياد در اين خيالات ماندن، ممکن است حتي شما را مبتلا به بيماري هاي رواني کند. سعي کنيد اين واقعيت را که يک عزيز را از دست داده ايد بپذيريد. به آرامش بعد از اين توفان فکر کنيد و اين را باور کنيد که ماهيت زندگي همين است؛ دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.
۲) گريه کنيد
مثل اين گزارشگر هاي تلويزيوني که مي روند جلوي کودکان زلزله زده و مي گويند «گريه نکن عزيزم» نباشيد؛ هم خودتان با تمام وجود غمگيني و به قول شاملو «گريه کردن از سويداي جان»را تجربه کنيد و هم بگذاريد که ديگران گريه کنند.
اگر الان که داغ مرگ عزيزتان تازه است گريه نکنيد، در واقع داريد يک واکنش طبيعي را به يک بيماري مزمن تبديل مي کنيد و داغ عزيزتان هميشه تازه مي ماند. غير از اين، تخليه کردن هيجان ها بعدا به شکل بيماري هاي روان تني مثل زخم معده يا بيماري هاي رواني مثل «اختلال استرس پس از سانحه» خودش را نشان مي دهد. پس اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار!
۳) با زندگي تازه سازگار شويد
شکل زندگي ما با از دست دادن يک عزيز خانواده، ممکن است بسيار تغيير کند. اين تفاوت ها را بپذيريد و باور داشته باشيد که زندگي، فصل هاي نا مرتبي دارد؛ يعني ما واقعا نمي دانيم کي پاييزش شروع مي شود، کي بهارش و کدام پشت کدام است.
۴) ادامه دهيد اما فراموش نکنيد
افراد سوگوار فکر مي کنند اگر به زندگي عادي شان برگردند يعني اينکه فرد از دست رفته را فراموش کرده اند و به اين خاطر، احساس گناه مي کنند. اما واقعيت اين است که مي توان زندگي را ادامه داد و ياد عزيز را هم هميشه گرامي داشت.
۵) به مرگ معنايي دوباره دهيد
آدم هاي سوگوار زيادي فيلسوف منش مي شوند، يعني اينکه آنها بعد از حيرت در برابر از دست دادن، مي پرسند: «اصلا چرا مرگ؟» «چرا ما هميشه زنده نمي مانيم؟». اين پرسش ها به شرطي که به يک جواب يا باور قانع کننده ختم شوند، خيلي خوبند. خيلي از مذهب ها معناي بزرگي براي مرگ قائل اند. روان شناس هايي مثل کوبلر راس و کوسنبام هم در مورد معناهاي مرگ مطلب نوشته اند.
آنها مي گويند ما اگر اين باورها را داشته باشيم، پذيرش مرگ به عنوان يک اتفاق اجتناب ناپذير برايمان راحت تر مي شود:
▪ مرگ به ما کمک مي کند که قدر زندگي را بدانيم.
▪ ما دير يا زود مي ميريم؛ پس بايد تصميم هاي بزرگي براي زندگي بگيريم.
▪ ديگران دير يا زود مي ميرند، پس تا جايي که مي توانيم با آنها خوب باشيم.
▪ مرگ باعث مي شود هرچه را که در اين زندگي به دست آورده ايم، براي هميشه به نام خودمان ثبت کنيم.
▪ و نتيجه همه اينها اينکه «مرگ معناي زندگي است»

هيدرولوژي يا آب شناسي از دو کلمه Hydro به معني آب و Logos به معني شناسايي گرفته شده است. ديد کلي هيدرولوژي علمي است که در مورد پيدايش خصوصيات و نحوه ت ...

خون شناسي به مطالعه سلولهاي خوني و انعقاد مي پردازد. اين علم مقدار و ساختمان و عمل سلولهاي خوني ، پيش سازهاي سلولهاي خوني را در مغز استخوان ، ساختار ه ...

قبل از برنامه ريزي در خصوص روانکاري تجھيرات و ماشين آلات مطالب زير مطالعه نماييد : وظايف عمده روغن عبارتند از : ايجاد فيلم روغن بين سطوحي که روي ھم مي ...

پروانه ها قسمت عمده اي از جهان حشرات را تشکيل مي دهند وطبق محاسبات دانشمندان ، تاکنون ُيکصد هزارنوع از اين حشره شناخته شده است. بالهاي پروانه ها را پو ...

به تدريج که جامعه از الگوي جامعه کشاورز به صنعتي تغيير مي يابد،هم کارکردها و هم اقتدار خانواده، همراه با آن دگرگون مي شود. شايد عمده ترين پيامد و نتيج ...

▪ روانپريشي ( جنون ) : اختلال در کارکرد پديده هاي احساس ، ادراک, عاطفه، توجه، تمرکز، تفکر، قضاوت و شعور, و به طور کلي مجموعه ي روند ها و پديده هاي روا ...

شايد در اطرافيان خود افرادي را بشناسيد که به اختلال رواني دچار باشند و علاوه بر آن مشکل خوابيدن هم داشته باشند. شايد فکر کنيد دليل اين که او نمي تواند ...

دوستي مي گفت هر وقت اخبار بد را مي شنوم دل شوره مي گيرم و تصور مي کنم اگر اين اتفاق ناخوشايند براي خانواده ام بيفتد چه کنم؟ آيا توصيه مي کنيد در شرايط ...

دانلود نسخه PDF - روان شناسي