up
Search      menu
داروها :: مقاله دکسمدتوميدين PDF
QR code - دکسمدتوميدين

دکسمدتوميدين

تجويز داروهاي آرام بخش در بخش ICU

استفاده از دکسمدتوميدين به جاي ميدازولام در بيماران بد حال داروهاي آگونيست گاماآمينوبوتيريک اسيد، ازرايج ترين داروهاي سداتيو مورد استفاده در بيماران بستري در بخش ICU هستند، اما شواهد اوليه نشان مي دهند که آگونيست آلفا دو دکسمدتوميدين (Dexmedetomidine)، مي تواند مزاياي ويژه اي داشته باشد. هدف مطالعه کنوني، مقايسه کارايي و ايمني سداسيون طولاني با دکسمدتوميدين در مقابل ميدازولام براي بيماران تحت ونتيلاسيون مکانيکي مي باشد.
داروهاي اصلي براي سداسيون طولاني عبارت اند از بنزوديازپين ها و تا حد کمتري پروپوفول، ولي بنزوديازپين ها مي توانند موجب دليريوم شوند و با افزايش درازمدت مورتاليتي همراه هستند.
دکسمدتوميدين، آگونيست آلفا دو کوتاه اثر، داروي سداتيو نسبتا جديدي است که براي استفاده تا حداکثر ۲۴ ساعت با دوز حداکثر ۷ ۰ ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن در دقيقه تاييد شده است. اين محدوديت هاي تجويزي، از استفاده آن در بيماران خيلي بدحال جلوگيري نموده است. در مطالعه اتفاقي شده، دو سويه کور و چند مرکزي کنوني، ايمني و اثربخشي تجويز درازمدت دکسمدتوميدين را تا دو برابر دوز تاييد شده براي سداسيون طولاني در بيماران بستري در بخش ICU ارزيابي نمود و آن را با ميدازولام مقايسه کرد.
در اين مطالعه نشان داده شد که دکسمدتوميدين نسبتا ايمن است. حتي پس از تجويز دراز مدت آن با دوزهاي بالا، وقوع عوارض جانبي، کم بودند که مهم ترين آنها برادي کاردي نيازمند به درمان بود که در کمتر از ۵ درصد بيماران پيش آمد. نکته جالب اينکه در بيماران درمان شده با دکسمدتوميدين، شيوع دليريوم خيلي کمتر بود. اين يافته ها نشان مي دهندکه دليريوم در چنين مواردي ارتباطي با سطح سداسيون باليني ندارد، بلکه بيشتر به دارويي که براي سداسيون استفاده مي شود، مربوط است. البته با وجود اينکه ممکن است با توجه به اين نتايج، دکسمدتوميدين را داروي سداتيو بهتري دانست، اطلاعات موجود هنوز به طورکامل از اين نتيجه گيري حمايت نمي کنند. در مورد نتايج دراز مدت و هم چنين آناليز هزينه ها، اطلاعات کافي نيستند، ليکن با اين وجود، اين مطالعه اهميت عمده اي از جهت تعديل محدوديت هاي تجويزي دکسمدتوميدين دارد. به علاوه همراهي کمتر دکسمدتوميدين با دليريوم نسبت به بنزوديازپين ها مي تواند به نتايج درازمدت بهتري منجر شود.
اسفنج هاي آغشته به کلرهگزيدين و دفعات کمتر تعويض پانسمان براي پيش گيري از عفونت هاي مرتبط با کاتتر
عفونت هاي جريان خون مرتبط با کاتترهاي وريدي مرکزي (CVCs)، طول مدت اقامت بيماران بستري در بخش ICU و نرخ مرگ و مير را در بيماران بد حال افزايش مي دهد. با اتخاذ استراتژي هايي براي کاهش کلونيزاسيون باکتريايي پوست در محل ورود CVC مي توان خطر چنين عفونت هايي را کاهش داد.
در يک مطالعه چند مرکزي، تاثير پانسمان هاي اسفنجي آغشته به کلرهگزيدين گلوکونات (CHGIS) در پايين آوردن ميزان عفونت هاي مرتبط با کاتتر (CRIs) عمده مورد بررسي قرار گرفت. در اين مطالعه، بيماراني واجد شرايط بودند که به مدت ۴۸ ساعت يا بيشتر به يک کاتتر شرياني و يا يک CVC نياز داشتند. هيچ کدام از اين مراکز از CVCهاي آغشته به آنتي سپتيک يا آنتي بيوتيک استفاده نمي کردند. پانسمان ها ابتدا ۲۴ ساعت پس از ورود کاتتر و سپس هر ۳ روز (روش استاندارد) يا ۷ روز يک بار تعويض مي شدند. در صورت نشتي يا ترشح نيز پانسمان به سرعت عوض مي شد.
عفونت جريان خو ن مرتبط با کاتتر وريدي مرکزي (CVC) يک علت مهم عفونت هاي مرتبط با مراقبت پزشکي است. موفقيت در پيشگيري از اين عارضه نيازمند يک سياست چند مرحله اي شامل ورود و نگاه داري مناسب CVC است. طي دهه اخير اطلاعات زيادي درباره به حداقل رساندن عوارض CVCها به دست آورده ايم، مانند کاتتريزاسيون وريد مرکزي با هدايت اولتراسوند و پيروي جدي از يک رويکرد آسپتيک در هنگام جاگذاري کاتتر و در طول زمان نگاه داري کاتتر. اين رويکرد جدي شامل بهداشت مناسب دست ها، آماده سازي پوست با آنتي سپتيک ها و استفاده از ماسک، دستکش، گان و ملحفه هاي کاملا استريل مي باشد.
مطالعه کنوني نشان داد که پانسمان CVC با اسفنج هاي آغشته به کلرهگزيدين، عفونت هاي مرتبط با کاتتر را حتي در مراکز پزشکي که انسيدانس پاييني از عفونت مرتبط با CVC دارند، کاهش مي دهد. نقص اين مطالعه اين است که مدت استفاده از کاتترهاي مورد مطالعه در بيماران، مدت کوتاهي بوده است (با متوسط زمان ۶ روز). بنا براين، يافته هاي آن قابل تعميم به بيماراني نيست که به مدت چند هفته CVC دارند.
● نگاهي به تاثير ليدوکايين در کنترل درد پس از جراحي
درد پس از عمل جراحي به دليل اثر آن بر سيستم هاي متعدد بدن يکي از نگراني هاي عمده است که باعث ايجاد تغييرات فيزيولوژيک، ايمونولوژيک و سايکولوژيک مي شود. کنترل درد در دوره پس از عمل جراحي، به اپيوييدها وابسته است. با توجه به عوارض جانبي آنها، داروها و تکنيک هاي جديدي براي درمان درد پس از عمل جراحي معرفي شدند، از قبيل بلوک عصبي اپيدورال بعد از عمل و بلوک عصبي محيطي ممتد.
بي حسي موضعي با ليدوکايين نيز به عنوان بخشي از کنترل درد پس از عمل جراحي معرفي شده است. نشان داده شده که ليدوکايين وريدي، آنالژزي بعد از عمل موثري ايجاد مي کند، ميزان مصرف اوپيوييدها را کاهش مي دهد، از سرگيري عملکرد روده اي را تسريع مي کند و بازتواني پس از جراحي را تسهيل مي کند. آسيب بافتي و اعصاب محيطي به يک واکنش التهابي موضعي منجر مي شود همراه با افزايش سطوح سيتوکين هاي پيش التهابي، شامل اينترلوکين ?۱ و اينترلوکين ۶ که با تحريک حساسيت سيستم عصبي محيطي و مرکزي به هايپرالژزي منجر مي شوند.
ليدوکايين داراي يک خصوصيت ضدالتهابي است که به صورت upregulation سيتوکين هاي پيش التهابي هم in vitro و هم in vivo منعکس مي شود. همچنين ليدوکايين ترشح سيتوکين ضدالتهابي آنتاگونيست گيرنده اينترلوکين ۱ (IL ۱ra) را تحريک مي کند.
در مطالعه کنوني نشان داده شد بيماراني که پيش از برش جراحي و در طي عمل جراحي ليدوکايين وريدي دريافت کردند، در دوره زماني بلافاصله پس از عمل جراحي تسکين درد بيشتري داشتند که با کاهش سرکوب پاسخ تکثيري لنفوسيتي و کاهش توليد سيتوکين هاي پيش التهابي و ضد التهابي نقش مهمي در واکنش هاي فاز حاد بازي مي کند، ولي ساير سيتوکين ها مانند IL ۱ra و IL ۶ به تغييرات ايمني جزيي تري حساس هستند. براي همين در اين مطالعه سيتوکين هاي IL ۱ra و IL ۶ براي بررسي انتخاب شدند.
جراحي با افزايش توليد سيتوکين هاي پيش التهابي همراه است که مي تواند به پاسخ التهابي سيستميک و متعاقب آن توليد جبراني و زياد سيتوکين هاي ضدالتهابي منجر شود. در نتيجه بيمار ممکن است دچار نقص ايمني شود و مستعد عفونت فرصت طلب و نارسايي چند اندامي و ايلئوس پس از جراحي گردد. کاهش سطوح سيتوکين ها به دنبال تزريق ليدوکايين پيش از عمل جراحي با بهبود عملکرد روده همراه بوده است.
واضح است که هدف اصلي از کنترل درد پس از عمل جراحي کاهش درد تجربه شده توسط بيمار است، ولي به کاهش تغييرات فيزيولوژيک و متابوليک ناشي از درد نيز کمک مي کند. بي حس کننده هاي موضعي مي توانند به چند طريق پاسخ التهابي بعد از عمل جراحي را کاهش دهند، مانند مسدود کردن انتقال نوروني در محل آسيب بافتي و در نتيجه کاهش التهاب نوروژنيک. به علاوه، اين داروها مي توانند مهاجرت گرانولوسيت ها را مهار کرده و آنزيم هاي ليزوزومال را رها کنند و در نتيجه به کاهش آزاد سازي سيتوکين هاي پيش التهابي منجر شوند.
در اين مطالعه، بي حس کننده موضعي به صورت داخل وريدي پيش ا زعمل جراحي و در حين جراحي داده شد و پس از عمل جراحي به صورت اپي دورال (به جاي داخل وريدي) ادامه داده شد. راه ديگر مي توانست ادامه تزريق ليدوکايين پس از عمل جراحي به صورت داخل وريدي باشد، ولي ايمني ليدوکايين داخل وريدي براي آنالژزي بعد از عمل هنوز به درستي روشن نيست. از ويژگي هاي دوره زماني پس از عمل جراحي، آثار متعدد بر توزيع و دفع دارو است و هنوز مشخص نيست که توزيع ليدوکايين وريدي پس از يک دوره طولاني در زير سطوح سمي باقي بماند. به هر حال، يافته ها نشان دهنده بهبود کنترل درد پس از عمل جراحي و کاهش تغييرات ناشي از جراحي سيستم ايمني در اثر تزريق وريدي ليدوکايين پيش از جراحي (بيست دقيقه پيش از جراحي) و در حين عمل جراحي مي باشند.

دانلود نسخه PDF - دکسمدتوميدين