up
Search      menu
پزشکی و دامپزشکی :: مقاله دوبوتامين و تربوتالين PDF
QR code - دوبوتامين و تربوتالين

دوبوتامين و تربوتالين

بررسي و مقايسه تأثيردوداروي دوبوتامين و تربوتالين بر الگوي الكتروفورزي پروتئينها

دكتر مهدي صائب -
دانشيار بخش بيوشيمي دانشكده دامپزشكي دانشگاه شيراز
غدد بزاقي‌ به‌ ويژه‌ غدد بناگوشي‌ گونه‌هاي‌ مختلف‌ پستانداران‌، پروتئينهاي‌ غيرمعمولي‌ را سنتز مي‌نمايند كه‌ غني‌ از اسيد آمينه‌هاي‌ پرولين‌، گليسين‌ و گلوتاميك‌ مي‌باشند. در شرايطي‌ اين‌ اين‌ اسيدهاي‌ آمينه‌ 70 تا 88 درصد اسيد آمينه‌هاي‌ اين‌ پروتئينها را تشكيل‌ مي‌دهد. اين‌ پروتئينها تحت‌ عنوان‌ پروتئين‌هاي‌ غني‌ از پرولين‌ يا PRPs ( Proline Rich Proteins ) ناميده‌ مي‌شوند(1و2). تحقيقات‌ مختلف‌ نشان‌ داده‌اند كه‌ بيشتر پروتئينهاي‌ بزاق‌ غدد بناگوشي‌ و تحت‌ فكي‌ از گروه‌ PRPs مي‌باشند(2). همچنين‌ PRPs را در غدد بزاقي‌ حيوانات‌ مختلفي‌ مانند: ميمون‌ ماكاك‌(3) و موش‌ آزمايشگاهي‌(4) يافت‌ مي‌شوند. با روشهاي‌ بيوشيميايي‌، چندين‌ PRPs را از غدد بزاقي‌ ميمون‌(5)، خرگوش‌(6) و موش‌ صحرايي‌(7) جدا نموده‌اند.
در غدد بزاقي‌ جوندگان‌، ميزان‌ PRPs به‌ طور طبيعي‌ بسيار پايين‌ مي‌باشد ولي‌ تحت‌ تأثير ايزوپروترنول‌ كه‌ يك‌ داروي‌ مقلد سمپاتيك‌ مي‌باشد، مقدار آن‌ شديداً افزايش‌ يافته‌ كه‌ باعث‌ هيپرپلازي‌ و هيپرتروفي‌ واحدهاي‌ ترشح‌ كننده‌ نيز مي‌شود (11-7). اين‌ تغييرات‌ از طريق‌ افزايش‌ ميزان‌ c.AMP و افزايش‌ فعاليت‌ ژن‌ PRPs اعمال‌ مي‌شود (12 و 13). داروهاي‌ آدرنرژيك‌ بتا-يك‌ و بتا-دو مانند دوبوتامين‌ و تربوتالين‌ اثرات‌ خود را از طريق‌ گيرنده‌هاي‌ اختصاصي‌ اعمال‌ مي‌نمايند(14). استفاده‌ طولاني‌ مدت‌ از تربوتالين‌ باعث‌ بزرگ‌ شدن‌ ناپايدار غده‌ تحت‌ فكي‌ در موش‌ صحرايي‌ مي‌شود(15)، تجويز طولاني‌ مدت‌ دوبوتامين‌ باعث‌ افزايش‌ سنتز PRPs در غدد بناگوشي‌ مي‌گردد(16) و همچنين‌ تجويز طولاني‌ مدت‌ آگونيست‌هاي‌ بتا-دو مانند سالمترول‌ و سالبوتامول‌ باعث‌ افزايش‌ وزن‌ غده‌ بناگوشي‌ در موش‌ صحرايي‌ مي‌شود(17).
تأثير داروهاي‌ مقلد سمپاتيك‌ بر روي‌ غدد بزاقي‌ يكي‌ از راههايي‌ است‌ كه‌ همواره‌ براي‌ مشخص‌ كردن‌ نقش‌ گيرنده‌هاي‌ سمپاتيك‌ در ترشح‌ بزاق‌ به‌ كار مي‌رود. با توجه‌ به‌ نقش‌ و اهميت‌ غدد بزاقي‌ پستانداران‌ در توليد بزاق‌ و اعمال‌ مختلفي‌ كه‌ بزاق‌ به‌ عهده‌ دارد، مطالعه‌ تغيير تركيب‌ بزاق‌ به‌ ويژه‌ تغيير الگوي‌ پروتئيني‌ آن‌ از اهميت‌ و ويژگي‌ خاصي‌ برخوردار است‌ زيرا تحت‌ تأثير بعضي‌ از بيماريها و مواد شيميايي‌ مثل‌ داروها، هورمونها و مواد سمّي‌، تركيب‌ بزاق‌ تغيير مي‌نمايد. در چند سال‌ اخير، تحقيقات‌ وسيعي‌ بر روي‌ تأثير داروي‌ ايزوپروترنول‌ بر روي‌ غدد بزاقي‌ حيوانات‌ مختلف‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. در اين‌ تحقيقات‌ تا حدود زيادي‌ نقش‌ توأم‌ گيرنده‌هاي‌ بتا-يك‌ و بتا-دو را بر روي‌ سنتز پروتئينهاي‌ غدد بزاقي‌ و در نتيجه‌، ترشح‌ بزاق‌ مشخص‌ نموده‌ است‌. بنابراين‌، براي‌ مشخص‌ كردن‌ نقش‌ اختصاصي‌ ترآگونيست‌هاي‌ بتا-يك‌ و بتا-دو بر الگوي‌ پروتئيني‌ غدد بزاقي‌ خرگوش‌، در اين‌ تحقيق‌ از داروهاي‌ دوبوتامين‌ و تربوتالين‌ استفاده‌ گرديده‌ است‌.
مواد و روشها
مواد شيميايي‌ مورد نياز از كمپاني‌ سيگما و مرك‌ و خرگوش‌ نر سفيد بالغ‌ (30 قطعه‌) از دانشكده‌ پزشكي‌ شيراز تهيه‌ گرديد. سيستم‌ الكتروفورز مدل‌ LKB Bromma 2003 مي‌باشد. دو گروه‌ از حيوانات‌ (تعداد هر گروه‌ 10 قطعه‌) با ميانگين‌ وزن‌ 350 ‏ 1100 گرم‌ به‌ مدت‌ 15 روز به‌ ترتيب‌ تحت‌ تجويز 60 و 40 ميلي‌گرم‌ كيلوگرم‌ وزن‌ بدن‌ دوبوتامين‌ و تربوتالين‌ از طريق‌ داخل‌ صفاقي‌ قرار گرفتند. به‌ حيوانات‌ گروه‌ شاهد آب‌ مقطر استريل‌ تزريق‌ شد. در پايان‌ آزمايش‌، حيوانات‌ با بيهوشي‌ توسط‌ اتر كشته‌ و غدد بزاقي‌ آنها روي‌ يخ‌ خارج‌ و در 50- درجه‌ سانتي‌گراد نگهداري‌ گرديد. عصاره‌ غدد توسط‌ نيتروژن‌ مايع‌ پس‌ از سائيدن‌ توسط‌ هموژنيزر دستي‌ با بافر فسفات‌ و سپس‌ عمل‌ سانتريفوژ به‌ دست‌ آمد(11). پروتئين‌ تام‌ توسط‌ روش‌ لوري‌(18) و SDS-PAGE ( Sodium Dodecyl Sulfate Poly Acrylamide Gel Electrophoresis ) توسط‌ روش‌ لاملي‌(19) انجام‌ شد. از آزمون‌ آماري‌ آناليز واريانس‌ يك‌طرفه‌ و تست‌ Duncan s براي‌ بررسي‌ نتايج‌ استفاده‌ گرديد.
شكل‌ 1. الگوي‌ الكتروفورزي‌ ( SDS-PAGE ) پروتئينهاي‌ غدد بزاقي‌ خرگوش‌ تحت‌ تأثير دوبوتامين‌ و تربوتالين‌ A =پروتئينهاي‌ استاندارد، 1= فسفريلاز a ،
2= سرم‌ آلبومين‌ گاوي‌، 4= كربنيك‌ انيدراز، 5= مهاركننده‌ تريپسين‌، a = بناگوشي‌ شاهد، b = بناگوشي‌ دوبوتامين‌، c = بناگوشي‌ تربوتالين‌، d = تحت‌ فكي‌ شاهد، e = تحت‌ فكي‌ دوبوتامين‌، f = تحت‌ فكي‌ تربوتالين‌، g = زيرزباني‌ شاهد،
h = زيرزباني‌ دوبوتامين‌، i = زيرزباني‌ تربوتالين‌. فلش‌ها در رديف‌هاي‌ b و c از بالا به‌ پايين‌ نشان‌دهندة‌ تراكم‌ باندهاي‌ پروتئيني‌ در منطقه‌ 40،38،35،34،32 و27 كيلو دالتون‌ در مقايسه‌ با گروه‌ شاهد مي‌باشند. فلش‌ها در رديف‌هاي‌ e و i از بالا به‌ پايين‌ نشان‌دهندة‌ تراكم‌ باندهاي‌ پروتئيني‌ در منطقه‌ 20،18و16 كيلو دالتون‌ در مقايسه‌ با گروه‌ شاهد مي‌باشند.
جدول‌ 1. مقايسه‌ وزن‌ و پروتئين‌ تام‌ غدد بزاقي‌ خرگوش‌ تحت‌ تأثير دوبوتامين‌ و تربوتالين‌ در مقايسه‌ با شاهد
وزن‌ غده‌ درصد افزايش‌ پروتئين‌ تام‌ درصد افزايش‌
گروه‌ (گرم‌) (مقايسه‌ با شاهد) (ميلي‌گرم‌ غده‌) مقايسه‌ با شاهد
دوبوتامين‌ (10= n )
غده‌ بناگوشي‌ 31 0 ‏ 86 1 116 * 5 92 ‏ 8 214 459
غده‌ تحت‌ فكي‌ 18 0 ‏ 93 0 8 ** 42 ‏ 6 108 158
غده‌ زيرزباني‌ 028 0 ‏ 086 0 36 2 6 ‏ 6 10 36
تربوتالين‌ (10= n )
غده‌ بناگوشي‌ ** 19 0 ‏ 38 1 60 ** 74 ‏ 08 15 292
غده‌ تحت‌ فكي‌ ** 12 0 ‏ 05 1 40 ** 8 21 ‏ 92 118
غده‌ زيرزباني‌ 031 0 ‏ 071 0 12 8 4 ‏ 6 9 23
شاهد (10= n )
غده‌ بناگوشي‌ 22 0 ‏ 86 0 0 19 ‏ 4 38 0
غده‌ تحت‌ فكي‌ 092 0 ‏ 75 0 0 2 17 ‏ 1 42 0
غده‌ زيرزباني‌ 018 0 ‏ 063 0 0 2 2 ‏ 8 7 0
05 0 **P< 01 0 *P<
نتايج‌
در جدول‌ 1 تغييرات‌ وزني‌ غدد بزاقي‌ خرگوش‌ تحت‌ تأثير دو داروي‌ دوبوتامين‌ و تربوتالين‌ و همچنين‌ در شكل‌ 1، الگوي‌ الكتروفورزي‌ غدد بزاقي‌ در مقايسه‌ با گروه‌ شاهد مقايسه‌ گرديده‌ است‌.
بحث‌
با توجه‌ به‌ نتايج‌ جدول‌ 1، وزن‌ غده‌ بناگوشي‌ تحت‌ تأثير دوبوتامين‌ حدود 2 برابر و وزن‌ غده‌ بناگوشي‌ تحت‌ تأثير تربوتالين‌ حدود 5 1 برابر در مقايسه‌ با شاهد افزايش‌ نشان‌ مي‌دهد. غده‌ تحت‌ فكي‌ تحت‌ تأثير تربوتالين‌ در مقايسه‌ با شاهد 40درصد افزايش‌ وزن‌ نشان‌ مي‌دهد. ميزان‌ پروتئين‌ تام‌ غده‌ تحت‌ فكي‌ تحت‌ تأثير دوبوتامين‌ حدود 5 2 برابر و تحت‌ تأثير تربوتالين‌ حدود 2 برابر در مقايسه‌ با شاهد افزايش‌ نشان‌ مي‌دهد.
Selye و Mansouri گزارش‌ نمودند كه‌ تجويز طولاني‌ مدت‌ ايزوپروترنول‌ به‌ موش‌ آزمايشگاهي‌ و خوكچه‌ هندي‌ باعث‌ افزايش‌ وزن‌ غده‌ بناگوشي‌ و تحت‌ فكي‌ مي‌شود (20و21). Kawaguchi گزارش‌ نموده‌ است‌ كه‌ تجويز مزمن‌ ايزوپروترنول‌ به‌ موش‌ آزمايشگاهي‌ به‌ ترتيب‌ باعث‌ افزايش‌ وزن‌ غدد بناگوشي‌ و تحت‌ فكي‌ به‌ ميزان‌ چهار و دو برابر در مقايسه‌ با شاهد مي‌شود (22). علت‌ اين‌ افزايش‌ وزن‌ غدد بزاقي‌ هيپرتروفي‌ و هيپرپلاژي‌ غدد بزاقي‌ مي‌باشد(9و21).
Fernandez ، Mehansho و Carlson گزارش‌ نمودند كه‌ در اثر تجويز طولاني‌ مدت‌ ايزوپروترنول‌ به‌ موش‌ صحرايي‌، ميزان‌ پروتئين‌ تام‌ در غده‌ هيپرتروفي‌ شده‌ بناگوشي‌ و تحت‌ فكي‌ در مقايسه‌ با گروه‌ شاهد افزايش‌ مي‌يابد (7و23). Schneyer نيز گزارش‌ نموده‌ است‌ كه‌ حدود 70 درصد اعصاب‌ غدد بناگوشي‌ و تحت‌ فكي‌ موش‌ آزمايشگاهي‌ از نوع‌ آدرنرژيك‌ و 30درصد باقيمانده‌ از نوع‌ كولي‌نرژيك‌ مي‌باشند(24). Takeda گزارش‌ نمود كه‌ در غدة‌ زيرزباني‌، تنها 10درصد اعصاب‌ از نوع‌ آدرنرژيك‌ مي‌باشند (25). بنابراين‌، مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ غدد بناگوشي‌ و تحت‌ فكي‌ بيشتر تحت‌ تأثير عوامل‌ آدرنرژيك‌ هستند و گيرنده‌هاي‌ آدرنرژيك‌ در غدد بناگوشي‌ و تحت‌فكي‌ بيش‌ از غدة‌ زيرزباني‌ مي‌باشند.
Danielsson گزارش‌ نموده‌ است‌ كه‌ در موش‌ صحرايي‌ تعداد گيرنده‌هاي‌ بتا-يك‌ در غده‌ بناگوشي‌ بيش‌ از بتا-دو مي‌باشد (26). بنابراين‌، در خرگوش‌ بيشتر بودن‌ تغييرات‌ وزني‌ در اثر دوبوتامين‌ را مي‌توان‌ به‌ بيشتر بودن‌ گيرنده‌هاي‌ بتا-يك‌ و بتا-دو در غده‌ نسبت‌ داد.
Mehansho گزارش‌ نموده‌ است‌ كه‌ بعد از تزريق‌ طولاني‌مدت‌ ايزوپروترنول‌ به‌ موش‌ آزمايشگاهي‌، ميزان‌ PRPs بالا رفته‌ و بيش‌ از 50درصد كل‌ پروتئين‌هاي‌ غده‌ بناگوشي‌ را تشكيل‌ مي‌دهد (10). وي‌ گزارش‌ نموده‌ كه‌ تحت‌ تأثير ايزوپروترنول‌، پروتئيني‌ با وزن‌ مولكولي‌ 37 كيلو دالتون‌ در اين‌ غده‌ افزايش‌ مي‌يابد كه‌ همانند تأثير دوبوتامين‌ در اين‌ تحقيق‌ است‌. وي‌ در تحقيق‌ ديگري‌ نيز گزارش‌ نموده‌ است‌ كه‌ ميزان‌ PRPs در بزاق‌ موش‌ آزمايشگاهي‌ بسيار پايين‌ است‌ (4) ولي‌ مي‌توان‌ آن‌ را به‌ وسيله‌ تزريق‌ طولاني‌ مدت‌ ايزوپروترنول‌ افزايش‌ داد(28). Carlson معتقد است‌ كه‌ 70درصد پروتئينهاي‌ تام‌ غدد بزاقي‌ انسان‌ را PRPs تشكيل‌ مي‌دهد(28) و Bedi اظهار داشته‌ كه‌ 10 روز تزريق‌ دوبوتامين‌ به‌ موش‌ صحرايي‌ باعث‌ افزايش‌ مشخص‌ در PRPs موجود در غده‌ بناگوشي‌ مي‌شود(16). Muenzer از غده‌ بناگوشي‌ موش‌ صحرايي‌ تحت‌ تزريق‌ طولاني‌ مدت‌ ايزوپروترنول‌، PRPs هاي‌ قليايي‌ با وزن‌ مولكولي‌ بين‌ 15 تا 18 كيلو دالتون‌ جدا كرده‌ است‌(8و29). Robinsson گزارش‌ كرده‌ است‌ كه‌ بزاق‌ غدد تحت‌فكي‌ و زيرزباني‌ حاوي‌ يك‌ PRPs قليايي‌ غيرگليكوزيله‌ با وزن‌ ملكولي‌ 16 كيلودالتون‌ مي‌باشد (30). بنابراين‌، احتمال‌ مي‌رود كه‌ باندهاي‌ پروتئيني‌ 18 و 16 كيلودالتون‌ جدا شده‌ در غده‌ تحت‌فكي‌ زيرزباني‌ تحت‌ تأثير تربوتالين‌، انواع‌ خاصي‌ از PRPs قليايي‌ باشند.
در دو گزارش‌ متفاوت‌، Mehansho اظهار داشته‌ كه‌ در الكتروفورز عصاره‌ غدد تحت‌ فكي‌ و بناگوشي‌ موش‌ صحرايي‌ تحت‌ تأثير تجويز طولاني‌ مدت‌ ايزوپروترنول‌ PRPs هايي‌ با وزن‌ مولكولي‌ 27، 32، 34 و 38 كيلو دالتون‌ افزايش‌ مي‌يابند(10و23). همچنين‌ Bedi از غدد بناگوشي‌ موش‌ صحرايي‌ تحت‌ تجويز طولاني‌ مدت‌ ايزوپروترنول‌، پروتئين‌هاي‌ قليايي‌ با وزن‌ مولكولي‌ بين‌ 14 تا 45 كيلو دالتون‌ و PRPs هاي‌ اسيدي‌ با وزن‌ مولكولي‌ بين‌ 40 تا 60 كيلو دالتون‌ جدا نموده‌ است‌(31). Mehansho معتقد است‌ كه‌ در غدد بناگوشي‌ و تحت‌ فكي‌، هامستر تحت‌ تأثير تجويز طولاني‌ مدت‌ ايزوپروترنول‌ و تانن‌ يك‌ PRPs قليايي‌ با وزن‌ مولكولي‌ 45 كيلو دالتون‌ و دو PRPs اسيدي‌ با وزن‌ مولكولي‌ 38 كيلو دالتون‌ افزايش‌ مي‌يابند (19). Ferreira نيز گزارش‌ نموده‌ است‌ كه‌ بيان‌ ژن‌ PRPs در غده‌ بناگوشي‌ خرگوش‌ PRPs قليايي‌ و در غدد بناگوشي‌ تحت‌ فكي‌ و زيرزباني‌ PRPs اسيدي‌ را ايجاد مي‌نمايد(32). بنابراين‌، به‌ نظر مي‌رسد كه‌ احتمالاً باندهاي‌ 32،34،35،38 و 40 كيلو دالتون‌ در غده‌ بناگوشي‌ تحت‌ تأثير دوبوتامين‌ و تربوتالين‌ انواع‌ خاصي‌ از PRPs مي‌باشند كه‌ البته‌ براي‌ تأييد آن‌ نياز به‌ خالص‌سازي‌ و مشخص‌ كردن‌ ساختمان‌ اين‌ پروتئينها مي‌باشد.
در كل‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ الگوي‌ پراكندگي‌ گيرنده‌ها در غدد تابع‌ عصب‌دهي‌ اين‌ غدد مي‌باشد. غدد زيرزباني‌ كه‌ كمترين‌ ميزان‌ اعصاب‌ سمپاتيك‌ را دريافت‌ مي‌كنند در اثر تجويز اين‌ داروها تغييرات‌ چنداني‌ از خود نشان‌ نمي‌دهند. در غده‌ تحت‌ فكي‌ با وجود بزرگ‌ شدن‌ غده‌، تغيير چنداني‌ در الگوي‌ پروتئيني‌ ايجاد نشده‌ كه‌ احتمالاً نشان‌ مي‌دهد گيرنده‌هاي‌ بتا در اين‌ غده‌ نسبت‌ به‌ غده‌ بناگوشي‌ كمتر باشند. غده‌ بناگوشي‌ كه‌ اعصاب‌ سمپاتيك‌ بيشتري‌ را دريافت‌ مي‌نمايد، بيشتر تغيير كرده‌ و مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ گيرنده‌هاي‌ بتا-يك‌ و بتا-دو در غدد بناگوشي‌ بيشتر از غده‌ ديگر مي‌باشند. همچنين‌ تغيير بيشتر غده‌ بناگوشي‌ در اثر دوبوتامين‌ را مي‌توان‌ به‌ بيشتر بودن‌ گيرنده‌هاي‌ بتا-يك‌ نسبت‌ به‌ گيرنده‌ بتا-دو در اين‌ غده‌ نسبت‌ داد.
References
1- Bennick A, Structural and genetic aspects of proline-rich proteins, J Dent Res, 66: 457-61; 1987.
2- Bennick A, Salivary proline-rich proteins, J Biochem, 45: 83-99; 1982.
3- Kousvelari EE. Oppenheim FG. Culter LS, Ultra-structural localization of salivary acidic proline-rich proteins in normal mouse parotid salivary glands, Histochem Cytochem, 30: 274-8; 1982.
4- Mansouri H. Cope GH. Divecha N. Mcdonald CJ, Electron microscopic immunocytochemical localization of proline-rich proteins in normal mouse parotid salivary glands, Histochem J, 24: 237-47; 1992.
5- Oppenheim FG. Kousvelari EE. Toxler RF, Immounological cross reactivity and structural homology between salivary proline-rich proteins in human and macaque monkey (macaca fascicularis) parotid saliva, Arch Oral Biol, 24: 595-9; 1979.
6- Rajan A. Bennick A, Demonstration of proline-rich proteins in rabbit parotid saliva and partial characterization of some of the proteins, Arch Oral Biol, 28: 431-9; 1983.
7- Fernandez-Sorensen A. Carlson DM, Isolation of proline-rich proteins from rat parotid glands following isoproterenol-treated rats, J Biophys Res Commun, 6: 249-56; 1974.
8- Muenzer J. Bildstein C. Gleason M. Carlson DM, Purification of proline-rich proteins from parotid glands of isoproterenol-treated rats, J Biol Chem , 254: 6523-8; 1979.
9- Mehansho H. Ann DK. Butler LG. Rogler J. Carlson DM, Induction of proline-rich proteins in hamster salivary glands by isoproterenol treatment and an unusual growth inhibition, J Biol Chem, 262(25): 12344-50; 1987.
10- Mehansho H. Clements S. Shears BT. Smith S. Carlson DM, Induction of proline-rich glycoprotein synthesis in mouse salivary gland by isoproterenol and by tannins, J Biol Chem, 260: 4418-23; 1985.
11- Haghighat M. Motamed A. Vaseghi T. Aminlari M, Isoprenaline induces biosynthesis of proline-rich proteins in the salivary glands of rat but not in sheep, Comp Biochem Physiol, 115(2): 165-8; 1996.
12- Zhou J, Wright PS, Wong E, Jessen K, Morand JN, Carlson DM. Cyclic- AMP regulation of mouse proline-rich protein gene expression: isoproterenol induction of AP-1 transcription factors in parotid gland. Arch Biochem Biophys, 338(1): 97-103; 1997.
13- Ann DK. Lin HH. Kousvelari E, Regulation of salivary-gland -specific gene expression, Crit Rev Oral Biol Med, 8(3): 244-52; 1997.
14- Sans J. Galanti N, Effects of some durgs and unilateral
parotidectomy upon secretion and cell proliferation in the mouse parotid gland, Cell Mol Biol, 25: 107-12; 1979.
15- Abe K. Inove H. Ykota Y, Effects of the selective b2 -adrenergic agonists, procatrol and terbutaline, on protein secretion by chronic isoproterenol administration, J Dent Res, 64: 886-90; 1985.
16- Bedi GS, The effects of adrenergic agonists and antagonists on the expression of proteins in rat submandibular and partoid glands. Crit Rev Oral Biol Med, 4: 565-71; 1993.
17- Ryberg M. Johansson I, The effects of long-term treatment with salmeterol and salbutamol on the flow rate and composition of whole saliva in the rat, Arch Oral Biol, 40(3): 187-91; 1995.
18- Lowry DH. Rosenbrough NJ. Farr AL. Randall AJ, Protein measurment by pholin phenol reagent, J Biol Chem, 193: 265-75; 1951.
19- Laemmli UK, Cleavage of structural proteins during the assembly of the head of bacteriophage T4, Nature, 227: 680-5; 1970.
20- Mansouri SH. Saeb M. Akbarian MR, Morphological and protein changes in parotid and submandibular gland of guinea pig by isoprenaline and dietary tannins, 25th Congress of the World Veterinay Association, Yokohama, Japan 1995.
21- Selye H. Cantin M. Veilleux R, Excessive stimulation of salivary gland growth by isoproterenol, Sci, 133: 44-5; 1961.
22- Kawaguchi T. Murai S. Saito H. Itoh T, Changes in the noradrenaline and acetylcholine content of three major salivary glands and in the salivation and protein component patterns of whole saliva in chronically isoprenaline administered mice, Arch Oral Biol, 42(3): 225-34; 1997.
23- Mehansho H. Carlson DM, Induction of protein and glycoprotein synthesis in rat submandibular glands by isoproterenol, J Biol
Chem, 258: 6616-20; 1983.
24- Schneyer CA, Salivary gland changes after isoproterenol induced enlargments, Am J Physiol, 204: 232-6; 1962.
25- Takeda M, Electron microscopy of the adrenergic and cholinergic nerve terminals in the mouse salivary glands, Arch Oral Biol, 23: 852-64; 1978.
26- Danielsson A. Henriksson R. Lindstrom P. Sehlin J, The importance of an intact sympathetic innervation for the differentiation of the b2 -adrenoceptor subtype in the rat parotid gland, Acta Physiol Scand, 115: 377-9; 1982.
27- Divecha N. Mansouri H. Peat D. Cope GH. Patridge L. Mcdonald CJ, Isoprenaline induced and constitutive members of a proline-rich protein subgroup from mouse parotid gland, studied with monoclonal antibody NAL1, J Mol Endocrinol, 3: 7-14; 1989.
28- Carlson DM, Salivary proline-rich proteins: Biochemistry, molecular biology, and regulation of expression, Crit Rev Oral Biol Med, 4(3-4): 495-502; 1993.
29- Muenzer J. Bildstein C. Gleason M. Carlson DM, Purification of proline-rich proteins from parotid glands of isoproterenol-treated rats, J Biol Chem, 254: 5629-34; 1979.
30- Robinson R. Kauffman DL. Waye MMY. Blum M. Bennick A, Primary structure and possible origin of the non-glycosylated basic proline-rich protein of human submandibular sublingual saliva, Biochem J, 263: 497-503; 1989.
31- Bedi GS. Bedi SK, Purification and characterization of rat parotid glycosylated, basic and acidic proline-rich proteins, Prep Biochem, 23(5): 119-32; 1995.
32- Ferreira FD. Robinson R. Hand AR. Bennick A, Differential expression of prolin-rich proteins in rabbit salivary glands, J Histochem Cytochem, 40(9): 1393-404; 1992.

نارسايي قلبي عارضه اي است که ساليانه تنها در کشور آمريکا ۷ ۶ ميليون نفر را مبتلا مي کند. بر اساس تعاريف کالج کارديولوژي آمريکا (ACC) و انجمن قلب آمريک ...

دانلود نسخه PDF - دوبوتامين و تربوتالين