up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله دنيا PDF
QR code - دنيا

دنيا

دنيا؛ بازيچه اي خطرناک يا زيباترين نظام هستي

دنيا در آموزه هاي اسلامي از جايگاه بسيار مهمي برخوردار است؛ زيرا تنها راه دست يابي انسان به کمال قرب و متاله و خدايي شدن و در غايت خلافت يابي، از مسير دنيا مي گذرد. بنابراين، مي بايست به دنيا به عنوان پرورشگاه کمالي انسان نگريست؛ چرا که در اين دنياست که انسان مي تواند ظرفيت ها و استعدادهاي نهفته در ذات خويش به عنوان اسماي کمالي را فعليت بخشد و در مقام مظهريت الهي قرار گيرد و مظهر ربوبيت خداوندي شود. با اين همه بايد توجه داشت که انسان براي دست يابي به اين مقام مظهريت، بايد رنجها برد و خون دل ها بخورد؛ زيرا فعليت يابي به هر دو شکل اشتداد از طريق کميت و تراکم اسماي الهي در ذات و يا کيفيت و اشتداد از راه رشد مرتبتي، نيازمند پوست کندن هاي بي پايان است. از اين رو شخص ممکن است حتي در شرايطي قرار گيرد که فعليتي را از دست دهد و تنقص يابد و اين درد را همانند درد زايمان مادر يا کودک تحمل کند. به سخن ديگر، دنيا با همه خوبي ها و زيبائي هايش براي آدمي، مرکز باز پرورش و بازپروري سخت و جانکاهي است که هرگونه غفلت و سرگرم شدن به معناي خسران و زيان ابدي است.
نويسنده با اين نگرش به سراغ آموزه هاي وحياني رفته است تا تحليل قرآن را از خطر فرو افتادن در دام دنيا تبيين و گوشزد کند. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
بي گمان اگر بخواهيم درباره دنيا بدون توجه به نسبت ها، تبيين روشن و درستي ارايه دهيم، بايد گفت که دنيا، يکي از کمال ترين ، زيباترين، بهترين، برترين و خوب ترين هاي نظام هستي است که نيکوتر از آن باتوجه به شرايط و مقتضيات و قابليت ماده نمي توان تصور کرد. هر چند که نظام ديگر مادي که پس از قيامت برپا مي شود از جهاتي از اين نظام، احسن و نيکوتر است، ولي آن نظام خود داراي شرايط و مقتضيات و قابليت هايي است که نتيجه طبيعي آن برتري آن نظام بر اين نظام خواهد بود.
دنيا، بهترين و زيباترين نظام هستي
با اين همه، آن چه به عنوان دنيا شناخته مي شود، نظام کاملي است که اگر قابليت ها وجود داشت، خداوند همان را مي آفريد ولي از آن جايي که چنين قابليتي نبود، خداوند باتوجه به نهايت قابليت اين نظام احسن، دنيا را آفريد. از اين رو بارها خداوند به دنيا و همه کمالات و زيبايي ها و نعمت هايش اشاره مي کند. هر چند که اين نظام دنيايي هرگاه با نظام آخرت و سراي ديگر سنجيده شود، در جايگاه دومي قرار مي گيرد، ولي در جايگاه خود از برترين ها، کمال ترين ها و زيباترين هاست.
خداوند در آيات بسيار، به يکايک زيبايي هاي دنيا پرداخته و از آن ها به عنوان نعمت هاي الهي و نشانه هاي خداوندي ياد کرده است.
اما اگر بخواهيم همان گونه که نسبت دنيا را با آخرت سنجيديم، سنجش و ارزيابي نسبت به انسان و دنيا داشته باشيم، مي بايست به دو مطلب مهم و اساسي توجه داشته باشيم؛ زيرا عدم توجه به هر يک مي تواند موجب گمراهي درحوزه معرفت شناختي انسان شود و براساس آن توصيه هاي نادرستي ارايه گردد.
● نقش غرايز طبيعي درگمراهي آدمي
درمقام هستي شناختي و وجود شناختي بايد گفت که دنيا يکي از نظام هاي احسن خداوندي است. اما درمعرفت شناسي بايد توجه داشت که دنيا همان اندازه که پرورشگاه کمالي آدمي و کارخانه آدم سازي و شدن هاي انساني است، همان اندازه هم خطرناک است. از اين رو در ارزش گذاري دنيا نسبت به آدمي بايد به دو نکته توجه داشت:
نکته اول آن که انسان براي رسيدن به مقام انسانيت نيازمند دنياست؛ چرا که انسان تنها دراين موقعيت دنيوي است که مي تواند اسماي الهي سرشته در ذات خويش را از قوه به فعليت برساند و از طريق عبوديت و به کارگيري شريعت و فعليت يابي اسماي الهي، متاله و خدايي شود و در مقام مظهريت ربوبي الهي قرارگيرد و خليفه خداوندي گردد. بنابراين، دنيا مهم ترين و بهترين پرورشگاه آدمي براي ساخت کامل انسان است. سازه کاملي که از کارخانه دنيا بيرون مي آيد، سازه اي است که قابليت حضور در بهشت و مقام قدس و فناي الهي را داراست و در سراي ديگر درجايگاه بلند خويش قرار مي گيرد. بنابر اين از نظر قرآن، دنيا به عنوان بخشي از نظام احسن هستي، نه تنها بازيچه و لعب نيست، بلکه به سبب ظرفيت ويژه و استثنايي، بهترين جايگاه را درنظام احسن به خود اختصاص داده است. از اين رو خداوند در آياتي از جمله ۱۶ سوره انبياء و ۳۸ سوره دخان، آفرينش دنيا را هدفمند و بر اساس فلسفه عالي معرفي مي کند.
نکته دوم آن که دنيا به سبب شرايط خاص خود، به گونه اي است که دشمنان زيادي از درون و بيرون، آدمي را محاصره کرده و درکمين اويند. غرايز انساني که با توجه به شرايط زميني و دنيوي درآدمي قرار داده شده و عاملي براي رشد و کمال يابي اوست، با توجه به شرايط مناسب و گرايش طبيعي به ماده، عامل طغيان درنفس مي شود و لذا همين غرايز طبيعي به شکل دشمن دروني بروز مي کند و با تسلط بر نفس آدمي، مديريت انسان را به دست مي گيرد و او را به سوي پستي ها مي برد. اين جاست که از غرايز عنوان جديدي بيرون مي آيد که از آن به هواهاي نفساني ياد مي شود. هواهاي نفساني، همان تسلط يابي غرايز طبيعي بر هستي انسان و مديريت يابي آن مي باشد. با آن که نفس درمقام تعادل ميان تقوا و فجور قراردارد، ولي گرايش غرايز به طبيعت و پست ها و ماديات دنيوي در حد افراطي موجب مي شود تا نفس لوامه نتواند جلوي نفس اماره را بگيرد.
به سخن ديگر، وجدان بيدار آدمي و فطرت سالم که همان نفس لوامه و سرزنشگر است، درکشتي با نفس اماره شکست مي خورد و به زير مي رود و پنهان مي گردد تا زماني که انسان به وسيله عامل بيروني ديگر، به خود آيد و راه تقوا را درپيش گيرد و نفس لوامه و وجدان بيدار و فطرت سالم، از زير هزارها تن خاک وسوسه و هواهاي نفساني بيرون آيد و جان تازه اي بگيرد. اما کم تر اتفاق مي افتد که عقل دروني و پيامبر بيروني بتواند نفس لوامه و وجدان را بيدار و يا از زير فشارهاي آشکار و نهان نفس اماره و وسوسه ها و خواسته ها و هواهاي نفساني بيرون آورد. از اين رو در قرآن همواره به اين مهم اشاره شده است که تنها هدايت را کساني مي پذيرند که از تقواي عقلاني و فطري برخوردار باشند و تحت حکومت و تسلط وجدان و نفس لوامه قرار داشته باشند.(بقره، آيات ۱ تا ۵)
مشکل ديگر آن است که دشمن بيروني سوگند خورده اي همواره درکمين آدمي است و اجازه نمي دهد تا نفس لوامه از زير انبوه خاکسترهاي آتش هواهاي نفساني بيرون آيد و از سلطه نفس اماره به بدي رهايي يابد؛ چرا که ابليس و شياطين ديگر، با استفاده از گرايش طبيعي غرايز به افراط و دنياگرايي، با قدرت نهان گري و خارج از ديد و رويت انسان، مي توانند با بهره گيري از ستون پنجم دشمن يعني غرايز و هواهاي نفساني و نفس اماره، مديريت انسان را به دست گيرند و ولايت پيدا کنند و آدمي را به سوي پستي ها و تنقص سوق دهند. شگفت اين که انساني که تحت ولايت ابليس و شيطان قرار مي گيرد گمان مي کند که افکار و اعمال را خودش مديريت مي کند، در حالي که همه آن ها القائات شيطاني است که از درون به کمک ستون پنجمي ها صورت مي گيرد.
بنابراين، دنيا با همه ظرفيت هاي کمالي براي آدم، بسيار خطرناکي است. تنها آدم هاي هوشيار و خردمند مي توانند از دام گسترده دنيا به اين معنا بگريزند و راه هاي کمالي را از دوزخ دنيا بيابند و بپيمايند. از اين رو وقتي به آيات قرآني مراجعه مي شود، زندگي دنيا به عنوان زندگي پست نسبت به زندگي آخرت يا بازيچه دانسته شده است؛ زيرا کساني که در دام بازيگري هواهاي نفساني و نفس اماره بيفتند و در مسير ولايت ابليس و شيطان گام بردارند، هرگز رنگ سعادت و رستگاري را نخواهند ديد و سرمايه و فرصت عمر خويش را از دست مي دهند و زيانکار مي گردند.
دنيا، بازيچه نفس اماره و ابليس
چنان چه گفته شد، دنيا همان گونه که پرورشگاه کمال آدمي و فعليت يابي مظهريت ربوبيت الهي است، پلي بر دوزخ است که هر آن امکان سقوط آدمي در آتش هواهاي نفساني و وسوسه هاي ابليس و ولايت يابي شيطان در آن وجود دارد. لذا دنيا بازيچه نفس اماره و ابليس لعين بشمار مي رود.
خداوند در آياتي از جمله ۳۲ سوره انعام و ۳۶ سوره محمد، زندگي دنيا را لعب و لهو مي شمارد. به اين معنا که دنيا از نظر قرآن، جايگاهي خوب و نظام احسن است، ولي با توجه به نسبت آن به انسان، مي تواند به جاي کارخانه کمال يابي و خلافت، به کارخانه بازيچه سازي و خسران تبديل شود. کساني که از صراط مستقيم عقل و شرع مي روند، سازه اي بيرون مي دهند که خليفه الهي است، ولي کساني که در صراط نفس و شيطان حرکت مي کنند، بازيچه اي بيش توليد و بيرون نمي دهند.
لعب که ضد جد است به عملي گفته مي شود که بي فايده باشد. البته تفاوت آن با لهو در اين است که بازي و لعب داراي اجزاي منظم و اهداف خيالي است که از جمله مي توان به بازي کودکانه اشاره کرد، ولي لهو اشتغال آدمي به کاري است که حتي ممکن است فايده هم داشته باشد، ولي همين کار لهوي شخص را از انجام کارهاي مهم باز مي دارد. بنابراين سرگرم شدن به چيزي که موجب باز ايستادن شخص از کاري شود که براي فرد مهم است، عملي لهوي مي باشد.
کساني که گرفتار بازي دنيا مي شوند، کساني هستند که عقل و انديشه خويش را به کار نمي گيرند. (انعام، آيه ۳۲) بنابراين، چنان که گفته شد، هواهاي نفساني و نفس اماره از سويي و ابليس از سوي ديگر، اجازه نمي دهند تا نفس لوامه، وجدان و عقل و فطرت بيدار شود و مديريت نفس را در اختيار گيرد.
خداوند در اين آيه و آيه۶۴ سوره عنکبوت به آدمي هشدار مي دهد که اشتغال به دنيا و سرگرم شدن به آن به مثابه سرگرم شدن به بازيچه ها و امور لهوي است که يا فايده اي ندارد يا شما را از کار اصلي باز مي دارد. به طور طبيعي کساني که مشغول لهو و لعب دنيا مي شوند، خود را از حرکت اصلي دور و يا باز مي دارند، از اين رو نمي توانند سازه اي را بيرون دهند که در رضوان الهي قرار گيرد؛ زيرا قرار گرفتن در مقام رضوان و مغفرت الهي زماني است که شخص قابليت حضور در اين مقام را با متاله شدن به دست آورد. کسي که خدايي نشده و با سرگرم شدن به بازيچه هاي بي فايده و لهوهاي بازدارنده از کار مهم انسان سازي، خود را از خدايي شدن باز داشته است، اجازه حضور در آن مقام قدس را نمي يابد. از اين رو خداوند در آيه۲۰ سوره حديد، اشتغال به لهو و لعب دنيا را زمينه ساز محروميت از مغفرت و رضوان الهي در آخرت بر مي شمارد.
در حقيقت، در قيامت، هر کسي آن چه را ساخته و پرداخته، به نمايش مي گذارد. هر کسي آن چيزي است که در دنيا ساخته است. کسي که اشتغال به باطل و لهو و لعب داشته، چيزي جز باطل از خود نساخته که هيچ وزن و حقيقتي ندارد تا در آخرت جلوه گري کند و لذا در آتش فراق و دوري از اسماي الهي قرار مي گيرد؛ زيرا که هيچ اسمي را فعليت نبخشيده و هيچ نامي از نام هاي الهي سرشته در ذات خود را از قوه به فعليت در نياورده تا موجب انس او با خدا و لقاء الله شود. اين فراق فقدان اسم الهي است که همه هستي او را در دوزخ مي سوزاند و خود را باطل و هيچ مي يابد. (زخرف، آيات۷۴و ۸۳)
بي گمان در قيامت روشن مي شود شخص تا چه اندازه متاله و خدايي شده و از خسران و زيان رسته و چه کسي در آتش فراق نام ها مي سوزد. کسي که در دنيا به لعب و لهو اشتغال داشت، حتي برخي از فعليت هاي ابتدايي خود را که به نام وجدان، فطرت و عقل از آن ياد مي شود، از ميان مي برد و گرفتار تنقص به جاي تکامل مي شود. يعني اين گونه نيست که ظرف دنيا تنها تکامل باشد؛ چرا که گاه تنقص است؛ زيرا کسي که حرکت لعب و لهوي دارد و بدان اشتغال مي ورزد، از فعليت هاي ابتدايي به سوي قوه محض حرکت مي کند و تنقص مي يابد. اين گونه است که در برخي از درجات دوزخ فراق کساني را مي توان يافت که قوه محض شده اند و در «درک اسفل من النار» قرار گرفته اند.
● عوامل غفلت زا
انسان هايي که با دسيسه نفس اماره و وسوسه ابليس و شياطين، گام به گام، فطرت، وجدان و عقل خويش را پوشيده داشته و دفن کرده اند، تحت ولايت شيطان قرار مي گيرند و همه حقايق هستي را وارونه مي بينند و تحليل مي کنند و با آن که گاه در شک از حقيقتي هستند، آن را بازيچه قرار مي دهند (دخان، آيه۹) و گاه ديگر، دين خدا را به بازيچه و ملعبه خود تبديل مي کنند (انعام، آيه۷۰ و اعراف، آيه۵۱) و با شعائر الهي بازي مي کنند. (مائده، آيه۵۸ و الميزان، ج۶، ص۲۸)
اين دسته افراد پست ترين افراد بشري هستند که ظرفيت هدايت وحياني را نيز به سبب فريفتگي به دنيا به بازيچه تبديل مي کنند و عامل بيدار کننده را مخدر روح و روان خويش قرار مي دهند. (همان آيات پيشين)
خداوند در آياتي به عالماني اشاره مي کند که با آگاهي و علم، به بازي با دين مي پردازند و دين و وحي الهي را بازيچه مقاصد دنيايي خويش قرار مي دهند. (انعام، آيه۹۱)
کساني دچار لعب وسوسه هاي شيطاني و هواهاي نفساني نفس اماره مي شوند که فطرت خويش را لگدمال کرده و وجدان بيدار و نفس لوامه را دفن نموده و از روي بي عقلي (انعام، آيه۳۲)، از خدا و اهداف آفرينش که بيرون از دايره لعب و لهو است (انبيا، آيه۱۶ و دخان، آيه۳۸) غافل شده اند.
در حقيقت دوري از تقوا و عدم مديريت نفس اماره با کمک نفس لوامه و وجدان و فطرت و عقل، موجب مي شود تا انسان گرفتار غفلت از فلسفه و هدف آفرينش انسان و هستي شود و به کارهاي لهوي و لغوي و لعبي سرگرم شود. (انعام، آيه۳۲ و آيات ديگر)
انسان بايد همواره هوشيار باشد که زمينه و ظرفيت دوگونه استفاده خير و شر، خوب و بد براي او در دنيا فراهم است. اگر از هدف آفرينش که به دور از لعب است (انبياء، آيه۱۶) غافل شود و زمام امور خود را به نفس اماره بسپارد تا شيطان وسوسه گر نيز بر او ولايت يابد، سرگرم به لعب و لهو و لغو دنيا مي شود و هرگز نمي تواند رنگ خدايي بپذيرد چه رسد که متاله و خدايي شود.
آن چه بيان شد تنها گوشه اي از غفلت آدمي و سرگرم شدن به لعب و لهو دنيا و زيان بزرگي است که اين گونه بر خود تحميل مي کند. با نگاهي به همين آيات و تحليل و تبيين آن معلوم شد که دنيا با همه ظرفيت براي کمال انسان تا چه اندازه خطرناک است و تنها هوشياران و بيداران و خردمندان هستند که مي توانند از اين دام خطرناک و کمين ناپيداي ابليس و جهان برهند و به خدايي شدن لقاءالله دل ببندند.

بازي يک از مهم ترين نيازهاي کودکي است .به زبان ديگه دنياي کودکان در بازي هاي شان است اما خيلي از اين بازي ها هم جنبه ي گروهي داشته و يا در جمع و در تع ...

مشکلات دنياي ماشيني باعث شده که روزبه روز افسردگي بيشتر شود. متاسفانه اين پديده به صورت خفيف، متوسط يا شديد، نه تنها در افراد مسن و ميانسال بلکه در بس ...

همان طور که مي دانيد اين روزها فناوري سه بعدي بسياري از جنبه هاي مختلف فناوري هاي نوين را تحت تاثير خود قرار داده است و از اين رو شاهد افزايش طراحي و ...

با پيشرفت علم و تکنولوژي در جهان، مرتباً بر تعداد واژه هاي تخصصي افزوده مي شود. در اين ميان، گسترش علوم و تکنولوژي نانو و تعامل آن با بيو تکنولوژي، من ...

البته تا اوايل قرن نوزدهم ميلادي توجه زيادي به مواد پليمري نشده بود بوميان آمريکاي مرکزي از برخي درختان شيرابه هايي استخراج مي کردند که شيرابه بعدها ن ...

از کهنترين ايام، توجه انسان به رنگ از مهمترين مسائل زندگي و فکري بشر بوده است. چرا که انسان از زمان بهکارگيري رنگ بر پيکره و اندام خويش و ديگر ادوات و ...

تصور جهان پيشرفته کنوني بدون وجود مواد پليمري مشکل مي‌باشد. امروزه اين مواد جزيي از زندگي ما شده‌اند و در ساخت اشياي مختلف ، از وسايل زندگي و مورد مصر ...

همه ميکروبها زيان آور نيستند و حتي بسياري از آنها به ما کمک مي کنند. پس ميکروبهاي بيماري زا چه هستند و چگونه به بدن آسيب مي رسانند؟ ميکروبهاي بيماري ز ...

دانلود نسخه PDF - دنيا