up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله دعا PDF
QR code - دعا

دعا

كدام دعا به اجابت نمى رسد

دعا
عثمان بن عيسى ،از محدثى كه وى را حديث كرده از ابى عبد الله ،امام صادق ، عليه السلام روايت كرد كه خدمت امام عرضه داشتم كه دو آيه در كتاب خداست كه معناى آن دورا مى جويم ، ولى نمى يابم ؟ امام عليه السلام فرمود:آن دو آيه كدام است ؟ عرضه داشت آيه ادعونى استجب لكم زيرا دعا مى كنم ولى اجابت را نمى بينم امام فرمود :آيا نظر تو اين است كه خداى تعالى خلف وعده كرده است ؟ عرضه داشتم :خير ،فرمود: پس براى چه اجابت نمى شود؟ عرض كردم : نمى دانم .فرمود: ولى من با تو مى گويم :هر كس ‍ اطاعت اوامر الهى كند سپس او را از راه دعا بخواند ،حق تعالى اجابت مى كند. پرسيدم :راه دعا كدام است ؟ فرمود:دعا را به ستايش و حمد خداى شروع مى كنى و نعمت هايى را كه به تو داده يادآور مى شوى ، سپس شكرش ‍ مى نمايى ، آنگاه بر پيامبر و آلش درود مى فرستى (صلوات مى فرستى ) و سپس ياد آور گناهانت مى شوى و بدان اقرار مى كنى ، سپس از آنها استغفار مى نمايى . اين راه دعاست سپس آن حضرت پرسيد :آيه ديگر كدام است ؟ عرضه داشتم گفتار حق سبحان :
وما انفقتم من شى فهو يخلفه و هو خيرالرازقين : 1 آنچه خرج كنى خداى بجايش مى آورد و اوست بهترين روزى دهندگان . و من خرج مى كنم و درجاى آن چيزى نمى بينم حضرت پرسيد :آيا مى پندارى كه خداي تعالى خلف وعده كرده است عرض كردم :خير، فرمود:پ س علت عدم جايگزينى چيست ؟ عرض كردم : نمى دانم . فرمود: اگر كسى از راه حلال كسب مال كند، و در راه حلال خرج كند ،درهمى خرج نمى كرد جز آنكه خداى به جايش درهمى ديگر مى داد. ويا اينكه چيزى را در خواست كرده است كه صلاح او در آن نيست و آن چيز براى او يا ديگران مفسده دارد. زيرا هيچكس ‍ خداى تعالى را بر طبق حكمتش در مورد صلاح خود نخوانده جز آنكه حق سبحانه آنرا اجابت كرد،و وظيفه دعا كننده آن است كه صلاحيت دعا را در زبان يا در نيت قلبى خويش در نظر بگيرد، پس اگر مصلحت در اجابت آن است ، خداى تعالى آنرا اجابت مى كند. با آنكه اگر مصلحت در تاخير اجابت است آنرا به تاخير مى اندازد و خداى تعالى فرمود: ولو يعجل الله للناس الشر استعجالهم بالخير لقضى اليهم اجلهم . 2و اگر خدا به عقوبت عمل زشت مردم و دعاى شرى كه در حق خود مى كنند بمانند خيرات تعجيل مى فرمود همه دستخوش مرگ و هلاكت مى شدند. و در دعاى ائمه عليه السلام آمده است :يا من لا يغير حكمته الوسائل اى كسى كه وسايل ،حكمت او را تغيير نمى دهند ،و چون علم غيب از بنده پوشيده است ، چه بسا قواى شهويه با عقل مشتبه شده آنگاه بنده امر موجب فساد خود را صلاح مى پندارد و از خدا مى خواهد و در سؤ ال اصرار مى ورزد.
وما انفقتم من شى فهو يخلفه و هو خيرالرازقين: آنچه خرج كنى خداى بجايش مى آورد و اوست بهترين روزى دهندگان
دعا
و اگر خداى تعالى در اجابت تعجيل كند و آنرا بر آورده نمايد ،بنده به هلاكت مى رسد. و اين بر همگان روشن است و بيان نمى خواهد. و زياد هم واقع شده است .چه بسا خواسته هايى داريم ، سپس از آن به خدا پناه مى بريم . و از چه امورى دورى مى جوييم .سپس آنرا مى خواهيم . و بر همين معنى اين سخن على (ع ) حمل شده است كه فرمود:چه بسا كار كه انسان حريص بر آن است اما وقتى به آن مى رسد دوست دارد كه بدان نرسيده بود. و گفتار حق سبحانه تو را كفى است كه عسى ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شر لكم والله يعلم و انتم لا تعلمون 3چه بسا از چيزى بدتان بيايد ولى خير شما در آن است و چه بسا چيزى را دوست بداريد و بد شما در آن است و خداى مى داند و شما نمى دانيد.
پس خداى تعالى ، از كرم فراوان و نعمت هاى بسيار خود ،آن را اجابت نميكند. يا به خاطر اينكه رحمت او سبقت گرفته ، زيرا رحمت الهى قبل از غضب اوست و دعا را به اين خاطر آورده است كه به او رحمت كرده ، و او را در معرض ثواب و جزاء قرار داده باشد و او بى نياز از خلق و عقاب ايشان است يا آنكه مى داند كه مقصود بنده از دعا اصلاح حال خويش ‍ است گويا آنچه را كه در ظاهر طلب كرده است به طور مطلق مقصودش نيست ،بلكه در صورتى كه آن چيز براى او منفعت داشته باشد پس اين شرط در قلب او مركوز است ، گرچه در حال دعا آنرا به زبان نياورده و يا حتى به قلبش خطور نكرده باشد. پس اين چنين بنده اى مثل عجمى است كه لفظ عربى به تلقين شده و او معناى آنرا نمى داند يا لفظى را شنيده و گمان كرده كه نام چيزى است و آنرا از دانايى كه مقصودش را مى داند خواسته آن دانا وقتى مقصودش را بداند همان مقصود را به او مى دهد نه آنچه ظاهر لفظش بر او دلالت دارد و اين وجه معناى همان دعاى مغلوط است كه خداى تعالى آنرا قبول نمى كند بنابر آنچه كه در بعضى از اخبار آمده است .
دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود
قال الصادق عليه السلام «أربعه لا يستجاب لهم دعاء: رجل جالس في بيته يقول: يا رب ارزقني فيقول له: ألم آمرک بالطلب؟ و رجل کانت له امرأه فدعا عليها فيقول: ألم أجعل أمرها بيدک؟ و رجل کان له مال فأفسده فيقول: يا رب ارزقني، فيقول له: ألم آمرک بالاقتصاد ألم آمرک بالاصلاح ثم قرأ: «و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا وکان بين ذلک قواماً » و رجل کان له مال فأدانه بغير بينه فيقول: ألم آمرک بالشهاده».(1)
امام صادق عليه السلام فرمود: چهار دسته هستند که دعايشان مستجاب نمي شود:
1. مردي که در خانه بنشيند و بگويد، خدايا! به من روزي بده. خداوند به او مي گويد: مگر به تو دستور ندادم که دنبال آن برو و در طلبش باش؟
2. مردي که زني در خانه دارد [و از او به تنگ آمده است] و دعا کند که خدايا! مرا از شر اين زن آسوده کن! خداوند به او مي گويد: مگر طلاق او در اختيار تو نيست؟!
3. مردي که مالي دارد و آن را تباه سازد و بيهوده خرج کند، آنگاه بگويد: خدايا! به من روزي بده! خدا به او مي گويد: آيا من به تو دستور ندادم که در خرج کردن ميانه رو باش و مالت را تباه نکن؟
4. مردي که مالي دارد و بدون شاهد و سند آن را قرض دهد [و بدهکار، مالش را به او پس ندهد و آن مرد پيوسته به درگاه خدا دعا کند] خدا به او مي گويد: مگر من به تو دستور ندادم که بي شاهد و سند قرض نده؟ !
در روايت ديگري رسول خدا صلي الله عليه و آله در حديثي فرمود:
از جمله کساني که دعايش مستجاب نمي شود مردي است که زير ديوار شکسته برود و دعا کند که ديوار بر سرش فرود نيايد(2).
دعا بايد همراه با عمل باشد:
دعا جاي عمل را نمي گيرد و هر جايي که انسان مي تواند از راه عمل به هدف و منظور خود برسد بايد دست به عمل بزند و به دعا اکتفا نکند، بلي دعا مي تواند به عنوان مکمل و متمم عمل باشد که انسان عمل را انجام بدهد و از خدا خير و خوبي آن را بخواهد؛ مثل آنکه زارع، زمين را شخم بزند و بذر بپاشد و آبياري هم بکند، آنگاه براي خوبي محصول و سلامت آن از آفت و زيادي برکت و امثال آنچه که از قدرت او خارج است دعا کند و آنها را از خدا بخواهد. ملاي رومي درباره ي توکل، در مکالمه ي شير و نخجير چه زيبا گفته است:
گفت پيغمبر به آواز بلند
با توکل زانوي اشتر ببند
رمز الکاسب حبيب الله شنو
از توکل در سبب کاهل مشو
رو توکل کن تو با کسب اي عمو
جهد مي کن کسب مي کن مو به مو
گر توکل مي کني در کار کن
کشت کن پس تکيه بر جبار کن
به هر صورت، توکل، دعا، توسل و امثال اينها جاي عمل را نخواهد گرفت، بلکه انسان بايد کاري را که از دستش بر مي آيد انجام دهد و در آن مواردي که کار به دست او نيست دعا کند و خير را از خدا بخواهد و به او توکل نمايد. وقتي به زندگاني پيامبر اکرم و ائمه اطهار عليهم السلام مي نگريم مشاهده مي کنيم آنها تا جايي که کاري از دستشان ساخته بود تنها به دعا اتکا نمي کردند و هر جا که کار از دستشان خارج بود، دعا مي کردند.
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در جنگ بدر با سيصد و سيزده نفر که اکثر آنها مردمي فقير و بدون ابزار جنگي بودند به جنگ نهصد و پنجاه تن مرد ثروتمند و آماده و مسلح رفت. رسول خدا صلي الله عليه و آله در اين جنگ آنچه از نظر صف بندي و تاکتيکهاي جنگي آن روز جزء تدابير جنگي بود انجام داد و خود نيز لباس رزم پوشيد و همچون سرداري ورزيده به ميدان جنگ آمد؛ و پس از انجام همه ي کارها براي پيروزي به درگاه خدا دعا کرد و خدا هم بزرگ ترين فتح را نصيب او نمود. همچنين در ساير جنگها؛ نظير جنگ خندق و خيبر و غيره و ديگر رويدادهاي اسلام هر کاري را که در قدرت و اختيارشان بود. انجام مي دادند و سپس دعا مي کردند.
آيا دعاي کفار مستجاب مي شود؟
و قال الذين في النار لخزنة جهنم ادعوا ربکم يخفف عنا يوما من العذاب اين آيه شريفه حکايت گفتگوي دوزخيان - که آل فرعون هم جزو ايشانند - با خازنان جهنم است، که خداي سبحان آن را دنبال داستان آل فرعون آورده.و اگر دوزخيان از خازنان جهنم التماس دعا مي کنند، چون از استجابت دعاي خود مايوسند.
و مراد از يوما من العذاب يک روز از روزهاي دنيا نيست، بلکه يک روز ازروزهاي عالم خودشان است که در نتيجه معنايش اين مي شود: از خدا بخواهيد پاره اي ازعذاب جهنم را بر ما تخفيف دهد.
قالوا ا و لم تک تاتيکم رسلکم بالبينات قالوا بلي قالوا فادعوا و ما دعاءالکافرين الا في ضلال خازنان دوزخ در پاسخشان مي گويند: مگر پيامبران خدا با بينات و براهين و معجزات به سوي شما نيامدند؟در جواب مي گويند: چرا، آمدند.و همين خود اعترافي است از ايشان به اينکه به انبيا کفر ورزيدند، در عين اينکه به حقانيت آنان علم داشتند و اين خود کفر به مساله نبوت است و به همين جهت خازنان دوزخ ديگر در باره درخواست آنان چيزي نگفتندکه ما دعا مي کنيم يا نمي کنيم، بلکه گفتند: خودتان دعا کنيد و در ضمن متوجهشان کردندکه دعايشان مستجاب نيست.
و معناي اينکه گفتند: و ما دعاء الکافرين الا في ضلال ، اين است که دعاي کفار در جو و شرايطي است که ضلالت و بي فايدگي از هر سو حکمفرما است، در نتيجه چنين دعايي به هدف اجابت نمي رسد.و اين جمله تتمه کلام خازنان دوزخ است، البته اين چيزي است که از سياق استفاده مي شود و گرنه احتمال بعيدي هست که جزو کلام خداي تعالي باشد.
و اين جمله چه از خازنان دوزخ باشد و چه از خداي متعال، معناي تعليل را مي دهد وحاصل معنايش اين است که: خود شما دعا کنيد، ولي دعاي شما مستجاب نمي شود، چون کافريد و دعاي کافر مستجاب شدني نيست.
و ارتباط دادن عدم استجابت را به وصف کفر، خود اشعار به عليت کفر دارد. حال خواهي گفت: چرا دعاي کافر مستجاب نمي شود؟مي گوييم: براي اينکه هر چند خداي سبحان وعده قطعي داده که دعاي هر کس از بندگانش را که او را بخواند مستجاب کند، وفرموده: اجيب دعوة الداع اذا دعان (15) و دعا در صورتي که حقيقتا دعا باشد، به هيچ وجه ردنمي شود.
و ليکن آنچه که در متن اين وعده به عنوان قيد آمده اين است که اولا دعا، دعا وطلب حقيقي باشد، نه بازي و شوخي، و ثانيا ارتباط آن حقيقتا به خدا باشد، يعني دعا کننده تنها از خدا حاجت بخواهد و در اين خواستنش از تمامي اسبابهايي که به نظرش سبب هستند منقطع گردد.
و کسي که به عذاب آخرت کفر مي ورزد و آن را انکار مي کند، و حقيقت آن رامي پوشاند، نمي تواند رفع آن را به طور جدي از خدا بخواهد، چون اين خواستنش يا در دنيااست که جدي نبودن آن خيلي روشن است و يا در آخرت است، در آنجا هم هر چند عذاب رابه چشم مي بيند، (و با همه ظاهر و باطنش لمس مي کند)، و از شدت آن به ناچار از هر سبب ديگر منقطع شده، تنها متوسل به خداي سبحان مي شود و ليکن آن ملکه انکاري که از دنيا به همراه خود آورده، و بال و طوق لعنتي شده که هرگز از او جدا نمي شود، و آتشي که در آن است جزاي همان انکار است، در نتيجه نمي گذارد رفع چيزي را که منکرش بوده به طور جدي از خدا بخواهد.
علاوه بر اين، سخن در باره انقطاعش از سببها و توسلش به خداي تعالي، همان سخني است که در طلب جدي اش گفتيم، همانطور که او نمي تواند بطور جدي دعا کندهمچنين نمي تواند بطور جدي از سببهاي ديگر بريده و متوسل به خداي عزيز گردد و چگونه مي تواند چنين توسلي جدي داشته باشد؟با اينکه در دنيا آن را کسب نکرده بود - دقت بفرماييد.
از اينجا پايه ضعف استدلال بعضي (16) از مفسرين روشن مي شود که به اين آيه استدلال کرده اند بر اينکه دعاي کافر مطلقا مستجاب نيست، چون توجه فرموديد که آيه شريفه نمي خواهد بفرمايد دعاي کافر بطور کلي مستجاب نيست بلکه مي خواهد بفرمايد: دعاي او در خصوص آنچه که در دنيا منکر آن بوده مستجاب نيست، و گرنه در ساير حوائج چرا مستجاب نباشد؟با اينکه آيات بسياري از قرآن کريم اين معنا را خاطرنشان مي سازد که خداي سبحان در موارد اضطرار دعاي کفار را هم مستجاب کرده است.

● جايگاه و ارزش دعا در اسلام دعا در لغت به معناي طلب، درخواست و تقاضاست [۱] و در اصطلاح به اظهار نياز و خواهش بندگان به درگاه خداي قادر متعال گفته مي ...

حضرت آيت الله مجتبي تهراني همزمان با ماه مبارک رمضان و در ادامه مجموعه مباحث دعا تأثير وضو در اجابت دعا را مورد تأکيد قرار داد و يادآور شد: توسل به او ...

از وعده هاي خداوند متعال اجابت دعاي نيايشگران است، ليکن تحقق اين وعده منوط به تحقق حقيقت دعا از سوي داعي است و حقيقت دعا عبارت است از اين که «انسان خو ...

● دعا براي امنيت حضرت ابراهيم از خدا خواست : خدايا ! مکه را امن قرار بده . « رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِنا »۱ ، دعاي براي امنيت. «رَبِّ اجْعَلْ هذا» ...

آيت الله شيخ مجتبي تهراني به معرفي چهار مکان مشخص که دعا با شرايطي در آنها مستجاب است پرداخت و شرايط نماز مقبول و دعاي مستجاب را تشريح کرد. گفته شد ما ...

دعا محبوب ترين اعمال نزد خداوند، برترين عبادت، علت روشنايي آسمان ها و زمين، كليد تمام رحمت ها و... است. ما معمولا در حوائج فردي خويش بر دعا اصرار مي و ...

آنچه در پي مي آيد گلچيني از آموزه هاي سيره اخلاقي امام حسين(ع) است که در قالب ده نکته بيان شده است . اينک با هم آن را از نظر مي گذرانيم. ۱) تواضع امام ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

دانلود نسخه PDF - دعا