up
Search      menu
داروها :: مقاله داروهاي رواني PDF
QR code - داروهاي رواني

داروهاي رواني

داروهاي رواني
داروهايي که تصادفاً براي مقاصد ديگري مناسب شناخته شدند
تا بيش از دهه 1905 بيماري هاي رواني با دارو قابل درمان نبودند. افراد مبتلا به شيزوفرني و کساني که از بيماري شوريدگي- افسردگي شديد و پريشاني هاي عصبي رنج مي بردند بايد در بيمارستان هاي رواني بستري مي شدند. آنگاه، ظرف مدت حدود 10 سال ، درمان با داروهاي رواني اين بيماران را به داشتن زندگي طبيعي تري اميدوار ساخت، و بيمارستان هاي رواني عملاً خالي شدند.
کلرپرومازين. در اواخر دهه 1940 هنري لابوري ، جراح اعصاب فرانسوي، به دنبال دارويي بود تا بيماران خود را پيش از عمل – حتي پيش از بيهوشي – آرام سازد؛ به نظرش رسيد که شايد آنتي هيستامين اين هدف را برآورده کند، چون معلوم شده بود که در اضطراب پيش از عمل در بدن بيماران هيستامين ترشح مي شود. يک شرکت دارويي براي دکتر «لابوري» آنتي هيستامين خواب آوري به نام پرومتازين فرستاد. به نظر مي رسيد اين دارو مؤثر واقع شده باشد، بنابراين جراح تقاضاي آنتي هيستامين قويتري کرد. دومين دارويي که فرستاده شد کلرپرومازين بود. لابوري آن قدر از آرامش خلسه مانند ي که پيش از عمل در بيمارانش ايجاد مي شد راضي بود که کم کم استفاده از اين دارو را به همکارانش توصيه کرد.
دو روان پزشک فرانسوي ديگر به نام هاي «ژان دله» و «پي يردنيکه» دريافتند که نه تنها اين دارو در بيماران عادي پيش از عمل جراحي مفيد است، بلکه در آرامش دادن به بيماراني که در مرحله بيماري شوريدگي – افسردگي متناوب هستند نيز اثر دارد. اين دو روان پزشک و روان پزشکان ديگر آن را در فاصله سال هاي 1952تا 1955 بر بيماران رواني ديگر امتحان کردند و دريافتند که در درمان شيزوفرني بسيار مؤثر است.
کم کم تا اواخر دهه 1950، کلرپرومازين به طور گسترده در اروپا و ايالات متحده مورد استفاده قرار گرفت. هنوز يک دهه نگذشته بود که امکان آن فراهم آمد که مبتلايان به شيزوفرني شديد، که در اتاقک هاي در بسته نگهداري و دست و پايشان با لباس هاي مخصوص بسته مي شد، از تيمارستان ها مرخص شوند و به مشاغل سازنده و زندگي تقريباً طبيعي خود در جامعه باز گردند. در کلرپرومازين اين امکان را فراهم کرد که بيماران رواني در منازل و در کنار خويشان و دوستانشان نگهداري شوند و اين امر سبب کاهش تعداد بيمارستان هاي رواني دولتي نيز شد.
استفاده از کلرپرومازين، آغازگر انقلاب دومي در درمان طبي بيماران ذهني بود. آزمايش هاي باليني نشان داد که تجويز مقادير زياد دارو باعث بروز نشانه هايي شبيه به بيماري پارکينسون مي شود. همين يافته منجر به بررسي اثر داروها بر نواحي مختلف مغز و ناهنجاري هاي مولکولي مغز در بيماري هاي ذهني شد.
بررسي ها نشان داد که در مغز بيماراني که بر اثر بيماري پارکينسون مرده اند ، دوپامين تقريباً وجود ندارد. دوپامين يکي از ناقل هاي عصبي است که در قسمت هايي از مغز که در هماهنگي فعاليت هاي حرکتي نقش دارند به مقدار زياد يافت مي شود. تزريق متيل- دوپا (ماده اي شيميايي که طي فرايندهاي طبيعي در مغز به دوپامين تبديل مي شود) باعث بهبود چشمگير مبتلايان به بيماري پارکينسون شد.
آرويد کارلسون، داروشناس سوئدي، حدس زد که شايد داروهايي نظير کلرپرومازين ضمن مهار شيزوفرني، با مسدود کردن گيرنده هاي دوپامين در مغز، عملاً باعث بروز نشانه هاي کمبود دوپامين مي شوند. وقتي در سال 1975 امکان سنجش گيرنده هاي دوپامين در مغز فراهم آمد، در آزمايشگاه هاي دکتر سولومون ه. سنايدر در دانشگاه جان هاپکينز معلوم شد که آثار درماني داروهاي ضد شيزوفرني نظير کلرپرومازين به سبب مسدود کردن گيرنده هاي دوپامين است. اين يافته ها حاکي از آن بودند که اساساً آنچه در مغز مبتلايان به شيزوفزني اشکال دارد يا فزوني تشکيل دوپامين است، يا افزايش حساسيت گيرنده هاي دوپامين.
ايمي پرامين.
موفقيت تصادفي کلرپرومازين در مقابله با شيزوفرني محرکي شد براي تهيه و آزمايش انواعي از داروهاي مشابه شيميايي. يکي از اين داروها ايمي پرامين بود که در شرکت دارويي سويسي گايگي تهيه شد. وقتي دکتر رولان کان در کمال شگفتي متوجه شد که اين دارو در مقابله با شيزوفرني کاملاً بي اثر است، آن را در انواع ديگري از بيماري هاي رواني مورد ارزيابي قرار داد. او در سال 1957 گزارش داد که اين دارو فعاليت ضد افسردگي چشمگيري دارد، يعني اثري کاملاً عکس اثر کلرپرومازين!
ليتيم.
اين که ليتيم به عنوان دارويي رواني شناخته شود از همه نامحتمل تر بود. در اواخر دهه 1940 روان پزشک جوان استراليايي به نام «جان کيد» حدس زد که شايد هيجان همراه با بيماري شوريدگي – افسردگي ناشي از سوخت و ساز غيرطبيعي اسيد اوريک باشد. براي آنکه نظريه اش را امتحان کند اسيد اوريک را- به شکل نمک ليتيمي آن به همراه کربنات ليتيم – به جانوران آزمايشگاهي تزريق کرد و واکنش درماني چشمگيري به دست آورد. گرچه «کيد» يافته هاي خود را در يک مجله استراليايي منتشر کرد، اما تا اواسط دهه 1950 تنها توجه تعداد اندکي از روان پزشکان به آن جلب شد.
از قضا در آن هنگام بود که يک پزشک دانمارکي به نام «موگنس شو» مقاله «کيد» را خواند. او ترکيبات پيشنهادي «کيد» را براي درمان شوريدگي امتحان کرد و آنها را مؤثر يافت. اما چندي نگذشت که روشن شد بخش اسيد اوريک اين دارو هيچ نقشي در تآثير گذاري آن ندارد. اثر درماني آن بدين علت بود که در آن از نمک ليتيمي اسيد استفاده شده بود؛ معلوم شد که نمک هاي ديگر ليتيم نيز به همان اندازه مؤثرند.
چون نمک هاي ليتيم رواج گسترده اي دارند و نمي شود آنها را به عنوان دارو به ثبت رساند، شرکت هاي دارويي مايل نبودند آن را براي کاربرد باليني در سطح وسيعي توليد کنند. عامل ديگري که مصرف باليني ليتيم را به تأخير انداخت اين بود که احتمال داده مي شد يون هاي ليتيم در مقادير زياد دارو بايون هاي سديم بدن که از لحاظ شيميايي به آن شبيه است رقابت کند، و با آثار سمّي خود خطر آفرين شود.
بدين ترتيب تا سال 1970، يعني بيش از 20 سال پس از شناخت ارزش نمک ليتيم در تخفيف بيماري شوريدگي – افسردگي، ليتيم در آمريکا کاربرد روان پزشکي پيدا کرد. يون ساده ليتيم مؤثرترين عاملي است که تاکنون براي درمان شوريدگي شناسايي شده است، اما ساز و کار اثرش هنوز در پس پرده اي از ابهام قرار دارد.
ليبريوم و واليوم.
سال 1960 سال پرحادثه اي در تاريخ شيمي درماني بود. در آن سال دو دارو عرضه شدند که به دو شکل متفاوت پيامدهاي شگرفي در جامعه داشتند: يکي ليبريوم که نخستين دارو از يک رشته آرام بخش هاي جديد بود و ديگري، قرص ضدبارداري استروژني . در دهه 1970 ليبريوم که در دهه 1960 بيش از بقيه داروها تجويز شده بود، مقام اول خود را به مشابه شيميايي اش واليوم داد. سرگذشت کشف و به کارگيري اين دو آرامبخش از اين قرار است : لئواشترن باخ از شرکت هافمن- لاروش تصميم داشت دارويي براي مقابله با افسردگي بيابد.
اشترن باخ در سال 1908 در دهکده اي از فلات پولا، که در آن هنگام جزئي از امپراتوري اتريش- مجارستان بود، ( اما امروزه در يوگسلاوي است) به دنيا آمد. ليسانس و دکتراي داروسازي خود را از دانشگاه کراکوف، که اکنون در لهستان قرار دارد، گرفت. در سال 1940 براي شرکت هافمن – لاروش در شهر بال سويس کار مي کرد؛ سال بعد به آزمايشگاه اين شرکت در ناتلي نيوجرسي رفت. در سال 1946 تبعه آمريکا شد، و در سال 1973 از سرپرستي بخش شيمي دارويي هافمن- لاروش استعفا داد.
دکتر اشترن باخ در سال 1953 موظف شد دسته جديدي از داروهاي آنزيوليتيک (ضد اضطراب يا آرام بخش) کشف کند. ترکيبات مورد نظر مي بايست نسبتاً ناشناخته مي بودند، و تقليد روش تهيه مصنوعي آنها ساده نبود، تا احتمال آنکه رقباي ديگر نيز به همان دارو دست پيدا کنند کم شود. اما بنا به ملاحظات اقتصادي لازم بود که اين ترکيبات از مواد اوليه قابل دسترسي به راحتي تهيه شوند. به علاوه بهتر بود واحد مولکولي اساسي اين ترکيبات به نحوي باشد که بتوان آن را به مشتقات متعددي تبديل کرد، تا احتمال يافتن دارويي مؤثر افزايش يابد. اشترن باخ به ياد پژوهش هاي خود در کراکوف افتاد که درباره ترکيباتي که مواد اوليه احتمالي در تهيه رنگ هاي مصنوعي بودند تحقيق کرده بود.
اين ترکيبات اغلب ويژگي هاي داروي ضد اضطراب مناسب را دارا بودند: گمنام بودند ( چون در 18 سالي که از تهيه آنها به دست اشترن باخ مي گذشت کسي با آنها کار نکرده بود)، به سهولت تهيه مي شدند، و مانند بسياري از ترکيباتي که به داشتن فعاليت زيست شناختي معروف بودند، يک اتم نيتروژن متصل به يک حلقه آروماتيک داشتند. اما معلوم شد که يک مشکل عمده وجود دارد: اثر آرام بخشي مورد نظر را نداشتند.
در آوريل سال 1975 اشترن باخ از گروه پژوهشي خود خواست تا تحقيق در زمينه اين ترکيبات را پايان دهد و به انواع ديگري بپردازد. ضمن جمع و جور کردن آزمايشگاه، يکي از شيميدانان به او ترکيبي نشان داد که دو سال پيش تهيه کرده، اما از لحاظ دارو شناختي امتحان نشده بود. وقتي آن را آزمايش مي کردند، گمان مي بردند که به دست آمدن نتيجه منفي ثابت خواهد کرد که نبايد اميدي به اين نوع ترکيبات شيميايي داشته باشند و مي بايست با خيال راحت توجه خود را به انواع ديگر معطوف کنند.
اما اشترن باخ در کمال شگفتي پي برد که اين ترکيب فراموش شده آثار آرام بخشي نيرومندي دارد. وقتي شيميدانان گروهش سعي کردند براي ويژگي هاي غيرعادي اين ترکيب ( که تصور مي کردند از لحاظ شيميايي به ترکيباتي که فاقد آثار آرام بخشي بودند شباهت دارند) توجيهي بيابند، دريافتند که اين ترکيب آن چيزي که فکر مي کردند نيست. اين ترکيب ضمن توليد شدن دچار تغيير غير منتظره اي شده بود که ساختار کاملاً متفاوتي پيدا کرد. آنان ترکيبات ديگري را که به ساختار واقعي ترکيب فراموش شده شباهت داشتند تهيه کردند، اما هيچ يک به اندازه ترکيب اوليه مؤثر نبود.
پس از انجام آزمايش هاي باليني دقيق تر، اين ترکيب فراموش شده ، در سال 1960 با نام ليبربوم به بازار آمد، و بي درنگ مورد استقبال قرار گرفت. اما حتي پيش از آنکه ليبريوم به بازار فرستاده شود، شيميدانان هافمن- لاروش متوجه شده بودند که نتيجه تجزيه آبي ليبريوم که به نظرآنان در بدن بر اثر تغيير و تبديل دارو توليد مي شد، به همان اندازه مؤثر است. آنان مشتقات گوناگوني از اين فرآورده تهيه کردند و دريافتند که يکي از آنها از چند جهت برتر از ليبريوم است. اين داروي جديد واليوم ناميده شد. پس از آنکه در سال 1963 واليوم به بازار آمد، چندي نگذشت که در استفاده به عنوان آرام بخش، جايگزين ليبريوم شد.
جالب اينجاست که فرمول مولکولي کلرپرومازين ، که داروي آرام بخش و ضدشيزوفرني نيرومندي است، و ايمي پرامين، که يک داروي ضدافسردگي به حساب مي آيد – دو دارو با آثار دارو شناختي تقريباً متضاد- به يکديگر شباهت دارند. فرمول هاي ليبريوم و واليوم نيز شبيه به يکديگرند، اما يکسان نيستند.
از زمان عرضه واليوم، 12 داروي ديگر با ساختارهاي شيميايي مشابه در آمريکا توليد و فروخته شده اند، و 21 نوع ديگر در نتيجه نبود مقررات سخت در کشورهاي ديگر جهان مصرف مي شوند. اما از هنگام کشف تصادفي ليبريوم و واليوم، هنوز پيشرفت دارو شناختي چشمگيري در زمينه آرام بخش ها حاصل نشده است.

«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ؛ خدا اوضاع و احوال هيچ ملتي را دگرگون نمي‌گرداند، تا آن که اوضاع و احو ...

● پزشکي هسته اي بهتر از راديو درماني تصويربرداري به طريق هسته اي و تزريق و خوردن داروهاي هسته اي به هيچ وجه براي بدن مضر نيست. مواد راديواکتيوي که در ...

پزشكي هسته اي بهتر از راديو درماني پزشكي هسته اي شاخه اي از علم پزشكي است كه در آن از مواد راديواكتيو براي تشخيص و درمان بيماري استفاده مي شود. مواد ر ...

داروهاي دريايي Sea Drugs ترکيبات فعال و مهمي هستند با شبکه هاي اتمي حيرت انگيز و شاخه داري که هيچ داروسازي تاکنون انديشه و روياي ساختن آنها را به ذهن ...

در سالهاي اخير داروهاي جديدي به ليست داروهاي ضد صرع (ضد تشنج) افزوده شده است. اين داروهاي جديد از تعديل داروهاي قديمي و فرمولاسيون يا از تأثير روي ميز ...

اختلال يا از بين رفتن موقتي هشياري که به صورت ناگهاني رخ مي دهد و غالبا همراه با حرکات عضلاني که ممکن است به صورت حرکت کوچک پلکها ظاهر شود و يا با تکا ...

داروهاي ضدافسردگي داروهايي هستند که براي درمان افسردگي حاد و برخي شرايط ديگر (مثل اختلال شخصيت و اختلال اضطراب) مورد استفاده قرار مي گيرند. تأثير اين ...

«آيا مي دانستيد با خوردن دانه هاي سيبي که ما هر عدد را ۱۰۰هزار تومان مي فروشيم، ضريب هوشي شما ۸۰درصد افزايش پيدا مي کند؟» مي گوييد اين آگهي واقعيت ندا ...

دانلود نسخه PDF - داروهاي رواني