up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله دارالفنون PDF
QR code - دارالفنون

دارالفنون

دارالفنون (3)

در گوشه ي شمال شرقي مدرسه تالار بزرگي براي نمايش ساخته بودند كه موسيو لمر، استاد موسيقي و ميرزا علي اكبرخان نقاش باشي، مزين الدوله، نمايش هايي در آن اجرا كردند. همين مزين الدوله درس هاي نظري موسيقي را كه لومر به زبان فرانسوي نوشته بود به زبان فارسي برگرداند و نخستين كتاب موسيقي نظري(تئوري موسيقي) را به روش پرسش و پاسخ به دو زبان فرانسه و فارسي تنظيم و در سال ۱۳۰۱ قمري در چاپ خانه ي دارالفنون به جاپ رساند. هم چنين دارالفنون عكاسخانه ي خوبي نيز داشت و در دفتر رويدادهاي روزانه ي مدرسه به سال ۱۳۰۶قمري نوشته شده است كه از مظفرالدين ميرزا در همان عكاس خانه عكس گرفته شده است.
دارالفنون چاپ خانه نيز داشت و محمد حسن خان اعتمادالسلطنه پسر حاجي علي خان فراش باشي، مامور قتل اميركبير تا زنده بود بر اين چاپ خانه نظارت داشت و بي اجازه ي او هيچ جزوه يا كتابي چاپ نمي شد. در همين زمان مسوول چاپ خانه ي دارالفنون را كه بدون اجازه ي او جزوه اي به زبان ارمني در ستايش اميركبير چاپ كرده بود، به فلك بستند و چوب زيادي به پايش زدند. هم چنين، ناصرالدين شاه، كه از نشر افكار آزادي خواهي ميان مردمان به ويژه جوانان سخت بيم ناك بود و به همين سبب از گشودن كلاس هاي رشته ي حقوق و سياسي و تاريخ در دارالفنون به شدت جلوگيري مي كرد، فرمان داد كتاب شيرين و پندآموز تلماك، اثر دانشمند فرانسوي، كه ميرزا علي خان ناظم العلم(۱۳۱۷-۱۲۶۷ قمري)، استاد توپ خانه و از بنيان گذاران فرهنگ نوين ايران، از فرانسه به فارسي برگرداند و چاپ كرد بود را به دليل آن كه در جاهايي از آن به آيين كشورداري و شرايط پادشاهي اشاره هايي داشت، در زيرزمين هاي مرطوب دارالفنون انبار كردند تا بپوسد و تباه شود.
● برنامه ها ي آموزشي
شاخه هاي آموزشي كهن ترين بنياد آموزشي نوين ايران عبارت بود از:
▪ پياده نظام،
▪ سواره نظام،
▪ توپخانه،
▪ مهندسي،
▪ پزشكي و جراحي،
▪ داروسازي و كان شناسي.
با اين همه، زبان فرانسه، علوم طبيعي، رياضي، تاريخ و جغرافيا، در همه ي اين شاخه ها آموزش داده مي شد. سپس، زبان انگليسي، روسي، نقاشي و موسيقي نيز در برنامه ي آموزشي دارالفنون وارد شد. شاگردان هر كدام از رشته هايي آموزشي، پوشش ويژه اي داشتند كه رشته ي آموزشي آنان از روي آن شناخته مي شد و كمك هزينه ي ماهانه و سالي دو دست لباس تابستاني و زمستاني دريافت مي كردند.
سالي سه بار آزمون برگزار مي شد و شاگرداني كه در آزمون هاي مدرسه رتبه هاي برتر را به دست مي آوردند و استاداني كه در راه آموزش آنان كوشش كرده بودند، در حضور شاه نشان سلطنتي مي گرفتند و دريافتي ماهانه ي آنان را افزايش مي دادند. آن آزمون ها سالي سه بار برگزار مي شد. استادان و شاگردان كم پيشرفت نيز بازخواست و گاهي اخراج مي شدند براي مثال بر اساس گزارش روزنامه ي وقايع التفاقيه به سال ۱۲۷۸ قمري، رضاقلي خان، مدير دارالفنون، محمدحسن خان قاجار، از شاگردان، و مسيو بنزك از استادان و بسياري ديگر، نشان طلا دريافت كردند. در دفتر روزانه ي مدرسه به سال ۱۳۰۱ قمري نيز آمده است كه يكي از شاگردان در پي غيبت و كوتاهي در كار آموزش از مدرسه اخراج شد و شاگرد ديگري نيز چند روز زنداني شد.
براي آن كه همه ي كساني كه در يك رشته تحصيل مي كردند در يك سطح آموزشي قرار گيرند و برخي بر اثر سستي يا كم تواني ذهني از ديگران پس نمانند، شاگرداني را كه توانايي و پيشرفت بيش تري داشتند وادار مي كردند به آنان درس هاي نخوانده يا نياموخته را بياموزند. اينان اگر در پيشرفت شاگرداني كه به ايشان سپرده شده بود كوشش مي كردند، پاداش مي گرفتند و اگر در اين كار سستي مي كردند، تنبيه مي شدند.
برخي از اين رشته هاي به كارگاه و كار در بيرون نياز داشت كه آرام آرام شرايط آن فراهم شد. براي نمونه، در سال ۱۳۰۴ قمري ساختمان بزرگ آزمايشگاه شيمي و معدن به پايان رسيد. در آن آزمايشگاه كوره هايي براي ذوب فلز ساخته بودند و دانش جويان و استادان به برخي كارهاي شيميايي مي پرداختند. به نوشته ي شماره ي ۱۰۲ روزنامه ي وقايع التفاقيه به سال ۱۲۶۹ قمري، برخي از دانش آموخته هاي دارالفنون موادي مانند نمك فرنگي، سولفات دوزنگ، اكسيد دورنگ، سولفات دوفر، استات دو پتاس، سيزات دوفر، اكسيد دو پتاس، نيترات دراژان و كربنات دو پتاس را مي ساختند. ميرزا كاظم محلاتي(شيمي)، كه زماني را نيز در فرانسه آموزش ديده بود، اداره ي آزمايشگاه شيمي و فيزيك را بر عهده داشت.
مسيو كرشيش اتريشي، كه معلم توپخانه و رياضي بود، نيز كارهاي عملي خوبي همراه دانشجويان خود انجام داد. در سال ۱۲۷۵ قمري، نخست بلندي كاخ ناصرالدين شاه را از سطح تهران و سپس بلندي كوه دماوند و برخي جاهاي ديگر را مشخص كردند. در همان سال طي سه ماه نقشه ي تهران را كشيدند بنا به فرمان شاه ۱۲۰۰ نسخه از آن ساختند. همين كرشيش به كمك دانش جويان خود دستگاه فرستنده ي تلگراف ساخت كه آغازي براي گسترش ارتباط از راه دور در ايران بود.
نخستين كارآموزي باليني دانشجويان دارالفنون درآوردن سنگ مثانه از بيماري در محله ي سنگلج بود كه گزارش آن در روزنامه ي وقايه اتفاقيه به سال ۱۲۶۹ قمري به چاپ رسيده است. با اين همه، درس كالبدشناسي تا سال ۱۲۷۰ قمري ۱۲۳۲ خورشيدي به صورت نظري بود و جز اسكلت و برخي ابزارهاي آموزشي ساده چيز ديگر نبود. تا آن زمان استادان دارلفنون اجازه ي كالبدشكافي نداشتند و در آن سال يكي از بيگانگان درگذشت و چون مرگش مشكوك بود، به درخواست بازماندگانش از سوي دكتر پولاك و در حضور شاگردان پزشكي دارالفنون كالبدشكافي شد. سال ها پس از آن، بارنه ئود، استاد زبان فرانسه، پيش از مرگش پيكر خود را به مدرسه ي دارالفنون فروخت و با پول آن بر شكوفايي كتاب خانه ي خود، كه در تهران بر پا كرده بود، افزود. به اين ترتيب، دانش جويان دارالفنون براي نخستين بار با پيكر او درس كالبدشناسي را به صورت عملي آموختند.
تا زماني كه مردم تهران به خواندن روزنامه عادت نكرده بودند، رياست دارالفنون به ناچار در پايان تعطيلات تابستان با كمك مستخدمان مدرسه شاگردان را از بازشدن كلاس ها و آغاز كار آموزشي آگاه مي كرد. اما پس از اين كه شمارگان روزنامه بيش تر شد و مردم به خواندن روزنامه روي آوردند، خبر باگشايي مدرسه در روزنامه مي آمد و از اين راه از شاگردان براي نام نويسي در كلاس اول و ادامه ي تحصيل در كلاس بالاتر خواسته مي شد. شاگردان بايد دو ساعت برآمده از روز به مدرسه مي آمدند و حضور و غياب انجام مي شد. اگر غايبين پس از يك ساعت ديگر به مدرسه وارد نمي شدند، در پي آنان مي فرستادند و سپس كار آموزشي آغاز مي شد. نزديك ظهر زنگ نهار زده مي شد و دانش جويان به اتاق هاي ويژه ي خود مي رفتند و فراش ها از آشپزخانه براي آنان نهار مي آوردند. پس از خوردن نهار همه ي دانش جويان براي برپايي نماز ظهر به نمازخانه فراخوانده مي شدند و فراشان به فرمان ناظم مدرسه به همه ي اتاق ها سر مي زدند تا كسي از نماز دور نمانده باشد.
● فراز و فرود
دارالفنون در دوره ي نخست، هر چند از وجود بنيان گذار هوشمند و دلسوز خود بي بهره بود، اما بنيان گذاري درست و توجه ناصرالدين شاه به آن بنياد علمي باعث شكوفايي آن و پيشرفت توانمندي هاي علمي ايرانيان شد. دليل هاي زيادي در دست است كه ناصرالدين شاه به پيشرفت دارالفنون توجه داشت. او پيوسته از مدرسه بازديد مي كرد و در جريان پيشرفت دانشجويان قرار مي گرفت. او تنها نگران پيشرفت آگاهي سياسي ايرانيان بود و از انتشار كتاب هايي كه آگاهي سياسي مردم را بالا مي برد بيم داشت و جلوي آن را مي گرفت. براي نمونه، زماني كه مخبرالدوله را به جاي اعتضادالسلطنه به وزارت علوم گماشت به او گفته بود: وزارت علوم را بايد اداره كني، اما از آن كتاب ها نبايد بخوانند ... و منظورش كتاب تاريخ انقلاب فرانسه بود.
با اين همه، دارالفنون اثر فرهنگي خود را بر جامعه ي ايراني گذاشت و گسترش دانش نوين در جامعه ي ايراني نشان داد كه همه ي آن چه از پيشينيان بيان مي شود درست نيست و بايد به انديشه هاي تازه تري نيز توجه داشت. دانش آموخته هاي دارالفنون، كه با همكاري استادان اروپايي خود به ترجمه و نگارش كتاب هاي درسي و غيردرسي پرداختند، چشم ايرانيان را به روي جهان در حال گسترش دانش نوين باز كردند و از اين راه به طور غيرمستقيم در دگرگوني هاي اجتماعي آن دوران نقش آفريدند. برخي از آنان به اروپا فرستاده شدند و پس از آموزش هاي تكميلي به ايران بازگشتند و از نخستين روشنفكران و نوخواهان ايراني شدند و در جنبش مشروطه نقش آفريدند. البته، اين نوخواهي گاهي به زياده رويي گراييد و برخي از آنان بر هر چه ظاهر كهنه اي داشت پشت و پا زدند.
دارالفنون امروز
هشتاد سال پس از آغاز به كار دارالفنون، در سال ۱۳۰۸ خورشيدي وزارت فرهنگ از مهندس ماركوف روسي خواست بناي دارالفنون را بازسازي كند. ماركوف دارالفنون را بر اساس آميزه اي از معماري عصر هخامنشي و صفوي بازسازي كرد و به جز چند بخش محدود مانند حياط و آب نما و ايوان حياط شمالي، همه ي بخش ها را دگرگون كرد. اين بنا از آن پس يكي از دبيرستان هاي پيشرو و شناخته شده ي تهران شد. پس از انقلاب، آموزش و پرورش كاربري دارالفنون را از دبيرستان به مركز آموزش تربيت معلم، خوابگاه و مركز آموزش هاي ضمن خدمت تغيير داد و در ۱۳۷۵ آن را بست.
دارالفنون در تاريخ ۲۵ ۴ ۱۳۶۷ به شماره ي ۱۷۴۸ در فهرست آثار ملي كشور ثبت شد و در سال ۱۳۷۸ بنا شد جايگاه اسناد آموزش و پرورش ايران شود. اما كار بازسازي اين بنا، كه با همكاري ميراث فرهنگي و وزارت آموزش و پرورش انجام مي شود، به دليل كمبود اعتبار مالي به كندي پيش مي رود. با اين همه، دارالفنون با عنوان گنجينه و مركز اسناد آموزش و پرورش ، كه زير مجموعه ي پژوهشگاه آموزش و پرورش به شمار مي آيد، كارهاي فرهنگي و پژوهشي خود را آغاز كرده است. گردآوري و نگهداري سندهاي آموزش و پرورش ايران در ۱۵۰ سال گذشته، فهرست كردن مقاله ها و گزارش هايي كه پيرامون دارالفنون در روزنامه هاي دوران قاجار چاپ شده است، تنظيم و نشر زندگي نامه ي فرهيختگان دارالفنون و برگزاري همايش ها و سخنراني هايي پيرامون دارالفنون و جايگاه آن در تاريخ معاصر ايران، از جمله ي كارهاي دارالفنون امروزي است.

ديگر استادان دوره ي نخست، كه به خدمت دارالفنون گرفته شدند، عبارتند از: ۱) بوهلر فرانسوي(Bohler) دانش اموخته ي مدرسه ي عالي پلي تكنيك فرانسه بود كه در ...

دارالفنون يكي از كهن ترين بنيادهاي آموزشي نوين ايران است كه به كوشش ميرزا تقي خان امير نظام فراهاني، اميركبير، وزير نامدار ناصرالدين شاه قاجار بنيان گ ...

استاد عبدالکريم قريب در سال ۱۲۹۱ ه . ش در خيابان عين الدوله تهران ديده به جهان گشود. پدرش ميرزا مصطفي خان مستوفي، فرزند ميرزا عبدالکريم مستوفي گرگاني ...

● زياده جسارت است تقي اين شاه جوان آن قدر وزيرش را دوست داشت که نه تنها صدارت اعظمي بلکه خواهر دسته گلش را هم به او داد. تاريخ عروسيشان هم شد ۲۵ بهمن ...

دانلود نسخه PDF - دارالفنون