up
Search      menu
آموزش,روانشناسی :: مقاله خودباوري PDF
QR code - خودباوري

خودباوري

کودک متکي به نفس کيست؟

خودباوري بالا، دفاع کودک در مبارزه با مشکلات زندگي است. کودکاني که احساس خوبي نسبت به خود دارند زمان کوتاه تري را براي کنار آمدن با تعارضات و فشارهاي زندگي صرف مي کنند. شاد هستند و از زندگي لذت مي برند. اين دسته از کودکان واقعيتها را ديده و به طور کلي خوشبين هستند.
● اعتماد به نفس چيست؟
اعتماد به نفس مجموعه اعتقادات و احساساتي است که نسبت به خود داريم، به عبارت ديگر اعتماد به نفس ميزان ارزشي است که براي خود قائل هستيم و اينکه چقدر خودمان را باور داريم. در حقيقت شکل گيري اعتماد به نفس از دوران شيرخوارگي (صفر تا دو سالگي) آغاز مي شود. در اين دوران کسب مهارتهاي حرکتي شناختي و موفقيت کودک در انجام بعضي فعاليتهاي مربوط به خود مانند توانايي راه رفتن، غذا خوردن و... به رشد خود باوري و اعتماد به نفس کودک کمک مؤثري مي کند. از طرف ديگر باور کودک درباره خود بر مبناي تعاملات او با اطرافيان بخصوص در والدين در ابتدا شکل مي گيرد. به اين دليل است که رابطه صحيح والدين با کودکان کمک موثري بر تقويت خود باوري کودک مي کند.
● ويژگي هاي کودک متکي به نفس
با ديگران به راحتي ارتباط برقرار و به آساني دوست پيدا مي کند.
از فعاليتهاي گروهي لذت مي برد.
نسبت به خود و دنياي اطراف خوشبين است.
از عقيده خود دفاع مي کند، حتي اگر ديگران با او مخالفت کنند.
وقتي کاري را شروع مي کند آن را به اتمام مي رساند و در مورد اينکه براي انجام کار حداکثر تلاش خود را کرده مطمئن است.
تحمل پذيرش شکست و يا عدم پذيرش از طرف ديگران را دارد و در صورت برخورد ناموفق بودن مايوس نشده و با انرژي بيشتري دوباره به پيش مي رود.
در موقعيت مناسب بدون شک و ترديد نقش رهبري را به عهده مي گيرد و يا در بعضي موقعيت ها انتظار رهبر شدن را دارد.
مهارتهاي حل مساله در اين کودکان قوي تر است وبراي حل فشارها و مشکلات روزمره زندگي از روشهاي مختلف و مناسبي استفاده مي کنند.
هميشه علاقه مند به شروع فعاليت جديد است.
نارضايتي خود را بدون سرزنش کردن ديگران و خود بيان مي کند.
نقاط قوت و ضعف خود را مي شناسد.
اما کودکي که اعتماد به نفس پايين دارد تمايلي براي امتحان کردن کارهاي جديد ندارد. او درباره خودش به صورت منفي صحبت مي کند و جملاتي مانند «من خوب نيستم» يا «من نمي توانم کاري را درست انجام دهم» و يا «هيچ کس به من اهميت نمي دهد» را عنوان مي کند. تحمل او در برابر ناکامي پايين است، زود تسليم مي شود و منتظر کمک ديگران است. اين گونه کودکان در مواجهه با مشکلات مکرر ضعيف تر نيز مي شوند و در برابر فشارهاي زندگي نخستين واکنش آنها «من نمي توانم» است. آنها نسبت به خود، اطرافيان و زندگي غالبا بدبين هستند.
● نقش والدين چگونه است؟
به فرزندتان توجه و به صحبتهاي او گوش کنيد و از نصيحت کردن او بپرهيزيد.
محبت خود را به کودک نشان دهيد و به او بگوييد که چقدر دوستش داريد.
به کودک خود احترام بگذاريد و اگر کودک براي خودش احترام قائل نشد او را تصحيح کنيد.
انتظارات خود را با سن، هوش، توانايي و مهارتهاي کودک تطبيق دهيد.
به او اجازه دهيد عقايدش را با شهامت بيان کرده و از ضمير شخصي «من» استفاده کند. به فرزندتان اجازه تصميم گيري دهيد و به تصميم هاي کودک براي امور شخصي ( انتخاب لباس، نوع غذا، وسايل مورد نيازو... ) احترام بگذاريد.
کودک خود را تحت فشار نگذاريد و از امر و نهي بي مورد پرهيز کنيد.
از اشتباهات کوچک فرزند خود چشم پوشي کنيد و بيشتر رفتارهاي مثبت او را مورد توجه قرار دهيد. چنانچه به تفاوتهاي فردي کودکان توجه کنيد اصلا فرزند خود را با کودک ديگر مقايسه نمي کنيد. الگوي مثبت باشيد.
اگر نسبت به خود خشن و سختگير هستيد و درباره توانايي ها و محدوديتهاي خود واقع بين نيستيد خودتان را تعديل کنيد زيرا فرزندتان شما را مانند آينه درنظر مي گيرد.
براي تلاش کودک خود و نتيجه کار ارزش قائل شويد. براي نمونه، اگر کودکتان در تيم فوتبال موفق نبوده است به او نگوييد خيلي خوب بعدا بيشتر تلاش کن، بلکه به او بگوييد تو دراين کار خيلي تلاش کردي و من به تلاش تو افتخار مي کنم.
افکار غير منطقي کودک نسبت به خودش را تصحيح کنيد. گاهي کودک به ادراک نادرست درباره خودش جنبه واقعي مي دهد. براي مثال کودکي که در مدرسه درتمام درسها موفق است، ولي در درس رياضي مشکل دارد شايد بگويد «من دانش آموز بدي هستم» در اينجا کودک از تعميم غلط استفاده کرده است وهمين اعتقاد او را براي شکست آماده مي کند. واکنش مناسب ما به عنوان والدين اين است که به او بگوييم «تو دانش آموز خوبي هستي و در تمام درسها موفقي، براي خواندن درس رياضي به زمان بيشتري نياز داري که با هم انجام خواهيم داد».
در نهايت ما براي جامعه فردا نياز به افرادي قوي و مطمئن به خود داريم که از پس مسائل خود برآيند. بنابراين بايد در کوچکترين نهاد اجتماعي که خانواده است زمينه را براي پرورش چنين افرادي آماده سازيم.

آيا تا به حال آرزو کرده ايد که اي کاش اعتماد به نفس بيشتري داشتم؟ آيا متنفريد کارهاي خاص، مشخص و از قبل تعيين شده اي را در زندگي خود به انجام برسانيد ...

خانواده، مدرسه و جامعه سه رکن اصلي و مهم در آموزش و يادگيري افراد به ويژه دانش آموزان تلقي ميشوند. هر کدام از ارکان فوق موجب رشد ذهني، جسمي، عاطفي، اج ...

دانلود نسخه PDF - خودباوري