up
Search      menu
آموزش,روانشناسی :: مقاله خلاقيت و نوآوري PDF
QR code - خلاقيت و نوآوري

خلاقيت و نوآوري

خلاقيت و نوآوري در سازمان ها و مدارس

رهبري :
من امسال را « سال نوآوري و شکوفايي » مي نامم و انتظار دارم که ان شاء الله هم در زمينه ي نوآوري و هم در زمينه ي شکوفايي ، ملت ما شاهد نتايج شيريني باشند .
خلاقيت creativity نوآوري innovation
خلاقيت چيست ؟
خلاقيت چيست؟ و چه معنايي دارد؟ عملاً به جز معدودي از انديشمندان کسي نمي داند خلاقيت چيست و چه معنايي دارد.
در فارسي «خلاقيت» به معناي ابداع، نوآوري، ايجاد و آفرينندگي به کار مي رود. در اين موقعيت، فرد با ترکيب کردن، يک پديده نو مي سازد. همانند هوش، توانايي خلاقيت نيز در افراد مختلف متفاوت است .
اديسون (مخترع مشهور) مي‏گويد :
خلاقيت يک درصد فکر بکر است و ۹۹ درصد زحمت ؛ يعني خلاقيت گاهي تا يک درصد کافي است ؛ ولي براي رسيدن به مرحله ارزيابي ، بسط ، گسترش و تعميم ، ۹۹ درصد زحمت لازم است .
▪ توزيع افراد خلاق در جامعه
۷۵% انسان ها نظاره گرند ، از مسايل ايده نمي گيرند و عمل نمي کنند .
۱۲% انسان ها عمل گرا هستند ، خلاق نيستند و دست به عمل مي زنند ، اگر به آنها ايده بدهند عمل مي کنند .
۱۲% انسان ها خلاق هستند ، استعداد ايده دارند ولي دست به عمل نمي زنند ( ريسک نمي کنند ) .
۱% انسان ها ايده پرداز و عمل گرا هستند .
▪ تاريخچه
خلاقيت زماني به گونه‏اي جدي در عرصهي روان‏شناسي مطرح شد که گيلفورد در ۱۹۶۱ در ضمن مطالعهي هوش، دريافت که يک نوع تفکر به نام « واگرا » در فعاليتهاي ذهني وجود دارد که فرايندي غيرمنطقي است و در موقعيتهاي تازه و مبهم بروز مي‏کند و پاسخهاي متعددي را به وجود مي‏آورد ، در حالي که تفکر ديگري وجود دارد که « همگرا » و قياسي است و به دنبال يافتن يک پاسخ مناسب براي مسئله است . گيلفورد به تحليل محتواي اين پديدهي جديد پرداخت و در پي ساختار و مؤلفههاي سازندهي آن برآمد.
پيش از گيلفورد، والاس در ۱۹۲۶ فرايند خلاقيت را بررسي کرده و چهار مرحلهي مشهور آن را مشخص ساخته بود که ابتدا آماده‏سازي ( تلاش اوليه براي حل مسئله )، سپس نهفتگي ( مسئله به حال خود رها مي‏شود و ذهن به چيزهاي ديگري متوجه مي‏شود )، سپس‏تر اشراق ( حالت درک آني و روشن‏شدگي ذهن براي يافتن راهحل ) و مرحلهي آخر، ايده است ( راه‏حل‏هاي به‏دست‏آمده بررسي و صحت و سقم آنها ارزيابي مي‏شود ). گيلفورد و والاس، هر دو، به نکتهاي اساسي اشاره دارند و آن حالت ادراک غيرمعمول و غيرمنطقي‏اي است که محدود به برنامهريزي نيست ، در حالي که ديگر فرايندهاي شناختي ، بهويژه تفکر ، حاصل برنامهريزي و جرياني مرحلهاي است .
▪ ضرورت و اهميت خلاقيت
خلاقيت و نوآوري موجب خواهدشد که موارد ذيل تحقق يابد:
الف) نقش و اهميت خلاقيت و نوآوري از جنبه فردي
۱) خلاقيت و نوآوري عامل رشد و شکوفايي استعداد ها و سوق دهنده به سوي خود شکوفايي ؛
۲) خلاقيت و نوآوري عامل موفقيت فردي ، شغلي و اجتماعي .
ب )نقش و اهميت خلاقيت و نوآوري از جنبه سازماني
۱) خلاقيت و نوآوري عامل پيدايش سازمان ؛
۲) خلاقيت و نوآوري عامل توليدات و خدمات ؛
۳) خلاقيت و نوآوري عامل افزايش کميت ، تنوع توليدات و خدمات ؛
۴) خلاقيت و نوآوري عامل افزايش کيفيت توليدات و خدمات و موفقيت در رقابت ؛
۵) خلاقيت و نوآوري عامل کاهش هزينه ها ، ضايعات و اتلاف منابع ؛
۶)خلاقيت و نوآوري عامل افزايش انگيزش کاري کارکنان سازمان ؛
۷) خلاقيت و نوآوري عامل ارتقاي سطح بهداشت رواني و رضايت شغلي کارکنان سازمان ؛
۸)خلاقيت و نوآري عامل ارتقاي بهره وري سازمان ؛
۹) خلاقيت و نوآوري عامل موفقيت مجموعه مديريت و کارکنان سازمان ؛
۱۰) خلاقيت و نوآوري عامل رشد و بالندگي سازمان ؛
۱۱) خلاقيت و نوآوري عامل تحريک و تشويق حس رقابت ؛
۱۲) خلاقيت و نوآوري عامل کاهش بوروکراسي اداري ((کاهش پشت ميزنشيني ومشوق عمل گرايي)) ؛
۱۳) خلاقيت و نوآوري عامل تحريک و مهيا کردن عوامل توليد .
▪ تعريف هاي خلاقيت و نوآوري
يکي از بزرگان معنوي قرن - پا ل توئيچل- در تعريف خلاقيت چنين نوشته :
خلاقيت رها کردن انرژي از طريق يک تصوير, آئين , مراسم , موسيقي , کوزه گري , ادراک الهامي , موعظه و هر نمود ديگري که عامل رهاسازي اين انرژي گردد .
در جايي ديگر و در ادامه مطلب بالا چنين مي گويد :
… اين رهاسازي انرژي در بعضي ها در خدمت به کل عالم و براي ديگران در آثار هنري , ادبيات , موسيقي و ساير بسترهاي مناسب خلاقيت به ظهور مي رسد .
به گفته گليفورد تا وقتي که انسان به مشکلي برخورد نکند و زندگي او از روي عادت و يا بر مبناي دور زدن مشکلات سپري شود ، خلاقيتي در کار نيست ، ولي همين که به مشکلي برخورد نمود و خواست آن را حل کند فرايند فکري و اعمالي که متعاقب آن براي حل مشکل ايجاد مي شود خلاقيت نام دارد .
گيلفورد : تفکر واگرا در برابر تفکر همگرا .
همگرا : ازنقاط مختلف شروع ولي به يک نقطه ختم مي شود. - واگرا : از يک نقطه شروع ولي به نقلط مختلف ختم مي شود .
گيلفورد خلاقيت را مجموعهي ويژگي‏ها و توانايي‏هاي فردي مي‏داند. در واقع، خلاقيت از ديدگاه گيلفورد عبارت از تفکر واگراست، يعني تفکر از جهات مختلف و ابعاد گوناگون.
ويژگي هاي تفکر واگرا از نظرگيلفورد عبارتند از :
الف ) اصالت (توليد راه حلهاي نو و بديع – تأکيد بر تازگي و منحصر به فرد بودن پاسخ ها )
ب ) انعطاف پذيري ( توليد ايدهها و انديشههاي متنوع- تأکيد بر تنوع پاسخ ها )
ج )سيالي يا رواني (توليد ايدهها و انديشههاي فراوان- تأکيد بر کميت پاسخ ها )
د ) بسط (توليد جزئيات – تأکيد بر گسترش و پرداخت پاسخ ها)
لاندشير (۱۹۶۳)
« در برابر مسألهاي که بايد حل شود، فکر همگرا با دقت و ملاحظه بسيار خود را در چارچوب دادههاي مقدماتي محدود و مقيد ميسازد . اين فکرهمگرا با احتياط و دقت و موشکافي نتيجه گيري ميکند و بدون اينکه خود را به خطر اندازد در مسير اوليه خود باقي ميماند و به راه حلي منجر ميشود که غالباً اصيل نيست . در حالي که جوهر تفکر واگرا در توليد اشکال جديد واتصال عواملي که طبق عادت مستقل و جدا از هم فرض شده اند ،نهفته است.اگر متوجه باشيم اين همان مسير ذوق ، تخيل و آفرينندگي است »
برخي از محققان و صاحبنظران براي دو واژه تفکر همگرا و تفکر واگرا از اصطلاحات متفاوتي استفاده کردهاند .
دوبونو (۱۹۹۴ )
دو اصطلاح تفکر عمودي و تفکر جانبي را به کار مي برد . به عقيده وي در تفکر عمودي در مقايسه با تفکر جانبي ، وسعت عمل محدود و مسير و جهت آن مشخص است .
هاچينسون (۱۹۴۹)نيز به دو نوع تفکر متفاوت اشاره کرده است نوعي تفکر که در آن فرد گام به گام براساس اطلاعات موجود و قواعد منطق براي حل مسأله پيش ميرود و نوعي ديگر از تفکر که مبتني بر بينش است. در اين اخير تفکر گرچه ذهن از اطلاعات موجود و منطق متعارف آغاز ميکند ولي خود را به اين چارچوب محدود نميسازد ، بلکه فراتر ميرود و به کمک تخيل و بينش دست به ترکبيهاي نو و بديع ميزند .
بارتلت (۱۹۵۹)
تفکر همگرا را تفکر « در حلقه بسته » و تفکر واگرا را تفکر «تهور آميز »ناميده است . از رهگذر تفکر تهور آميز عناصربه ظاهر نامربوط در هم در ميآميزند تا هسته يک اثر هنري ، نظريه علمي يا يک اختراع تشکيل گردد.
تورنس و دوبونو نيز با نگاهي شناختي به خلاقيت، نظريهي تفکر جانبي يا افقي را در تبيين خلاقيت ذکر کرده است که مشابه تفکر واگرا در نظريهي گيلفورد و تورنس است. دوبونو در کنار تفکر جانبي، تفکر عمودي را نيز مطرح کرده است. وي معتقد است که تفکر عمودي موجب ايجاد قالب‏هاي ذهني و توسعهي آن مي‏شود در حالي که تفکر جانبي يا خلاق، ساختار اين قالب‏ها را تغيير مي‏دهد و قالب‏هاي جديدي را ايجاد مي‏کند. در تفکر عمودي، افراد براي حل مسئله پس از کندن چاه به حفر آن ادامه مي‏دهند، اما در تفکر جانبي پس از کندن چاه به محل ديگري حرکت کرده چاه ديگري مي‏کنند.
پيتر بوم معتقداست : خلاقيت مهار کردن کل و تماميت است , تا بتواند در برابر چشمان جريان يابد .
اوشو فيلسوف و عارف معاصر خلاقيت را بزرگترين عصيان در عالم هستي مي داند و مي نويسد :
اگر زندگي با اشتياق و خلاقيت توام نباشد بسيار ملالت بار و نوعي خودکشي تدريجي است .
هارولد کلمپ خلاقيت را چنين بيان کرده :
خلاقيت همان خصيصه اي است که ما را خداي گونه مي کند .
آلبرت رنت گيورگي : خلاقيت عبارت است از نگاهي متفاوت به پديده‏هايي که ساير مردم نيز آن ها را مي‏نگرند .
تورنس (۱۹۶۲) :
خلاقيت را بعنوان نوعي مسأله گشايي مد نظر قرار داده است . به نظر وي تفکرِ خلاق مختصراً عبارتست از فرآيند حس کردن مسائل يا کاستيهاي موجود در اطلاعات ، فرضيه سازي درباره حل مسائل و رفع کاستيها ، ارزيابي و آزمودن فرضيهها ، بازنگري و بازآزمايي آنها و سرانجام انتقال نتايج به ديگران .
بارون (۱۹۶۹) :
خلاقيت را ميتوان به شکل بسيار ساده بعنوان توانايي ايجاد چيزي نو و بديع تعريف کرد .
پارنز (۱۹۷۲) :
خلاقيت عبارت است از کنش دانش ، تخيل و ارزيابي . بدون دانش و اطلاعات فراوان، تخيل بازده و ثمري ندارد و بدون تخيل نيز اطلاعات فراوان چاره ساز و گره گشا نيستند. در نهايت بدون توان ترکيب ، تلفيق ، ارزيابي و گسترش ايدهها دستيابي به کشف و خلاقيت ميسر نيست.
خلاقيت عبارت است از به کارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد.
خلاقيت توانايي مرزشکني يا توانايي سفر به فراسوي چهارچوب استانداردهاي علمي – شغلي – حرفه اي و اجتماعي را در بر مي گيرد . به عبارتي ديگر خلاقيت هم درک و پذيرش الگوهاي قبلي و هم تشکيل و ابداع الگوهاي جديد را در حوزه هاي مختلف شامل مي شود.
« هالپرن » خلاقيت را توانايي شکل دادن به ترکيب تازه اي از نظرات با ايده ها براي رسيدن به يک نياز يا تحقق يک هدف مي داند . از ديدگاه « پرکينز» تفکر خلاق ، تفکري است که به نحوي تشکيل شده که منجر به نتايج تازه و خلاق مي شود .
تعريف خلاقيت از ديدگاه روانشناسي :
خلاقيت يکي از جنبه هاي اصلي تفکر يا انديشيدن است . تفکر عبارت است ازفرايند بازآرايي يا تغييراطلاعات و نمادهاي کسب شده موجود در حافظه درازمدت .
تفکر بر دونوع است:
۱) تفکر همگرا عبارت است از فرايند بازآرايي يا دوباره سازي اطلاعات و نمادهاي کسب شده موجود در حافظه درازمدت .
۲) تفکر واگرا عبارت است از فرايند ترکيب و نوآرايي اطلاعات و نمادهاي کسب شده موجود در حافظه درازمدت ، خلاقيت يعني تفکر واگرا .
براساس اين تعريف خلاقيت ارتباط مستقيمي با قوه تخيل يا توانايي تصويرسازي ذهني دارد . اين توانايي عبارت است از فرايند تشکيل تصويرهايي از پديده هاي ادراک شده در ذهن و خلاقيت عبارت است از فرايند يافتن راه هاي جديد براي انجام دادن بهتر کارها ; خلاقيت يعني توانايي ارائه راه حل جديد براي حل مسائل ; خلاقيت يعني ارائه فکرها و طرح هاي نوين براي توليدات و خدمات جديد استمرار آن پس از غيبت آن پديدهها .
▪ تعريف خلاقيت از ديدگاه سازماني :
خلاقيت يعني ارائه فکر و طرح نوين براي بهبود و ارتقاي کميت يا کيفيت فعاليت هاي سازمان « مثلا افزايش بهره وري ، افزايش توليدات يا خدمات ، کاهش هزينه ها ، توليدات ياخدمات از روش بهتر، توليدات يا خدمات جديد و..... » .
منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است ، به عبارت ديگر، نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته ؛ نوآوري همانا ارائه محصول ، فرايند وخدمات جديد به بازار است ؛ نوآوري به کارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد است .
(( استيفن رابينز )) خلاقيت را به معناي توانايي ترکيب انديشه ها و نظرات در يک روش منحصر به فرد با ايجاد پيوستگي بين آنان بيان مي کند . او نوآوري را به معناي فرآيند اخذ انديشه خلاق و تبديل آن به محصول ، خدمات و روش هاي جديد عمليات مي داند .
خلاقيت توانايي مرزشکني يا توانايي سفر به فراسوي چهارچوب استاندارد هاي علمي - شغلي - حرفه اي و اجتماعي را دربر مي گيرد.به عبارتي ديگر خلاقيت هم درک و پذيرش الگوهاي قبلي و هم تشکيل و ابداع الگوهاي جديد را در حوزه هاي مختلف شامل مي شود .
هالپرن خلاقيت را توانايي شکل دادن به ترکيب تازه اي از نظرات يا ايده ها براي رسيدن به يک نياز يا تحقيق يک هدف مي داند .
از ديدگاه پرکينز تفکر خلاق ، تفکري است که به نحوي تشکيل شده که منجر به نتايج تازه و خلاق مي شود .
(Tod Perry) : خلاقيت ، شکستن کليشه ها ، توانائي تغيير در چارچوب طرح و يک راه جديد براي رسيدن به ايدهها است .
ورت هايمر : توانائي نگاه جديد و متفاوت به يک موضوع .
واين من : توانائي خارج شدن از جهان مرسوم و رد شدن از تله تکرار و دوباره مرتب کردن طبقه ها .
خلاقيت مستلزم بهره گيري از نوع خاصي از تفکر است که گيلفورد آن را تفکر واگرا مي داند . تفکر واگرا ، به تفکري گفته مي شود که از نظام فکري موجود تبعيت نمي کند . اگر نظريه گيلفورد را در مورد خلاقيت بپذيريم ، بايد قبول کنيم که اغلب دانش آموزان از قدرت بالقوه خلاقيت برخوردارند ، زيرا آنان قادرند براي حل مسائل و مشکلات فکر کنند و براي آن ها راه حل بيابند .
خلاقيت يعني تلاش براي ايجاد يک تغيير هدفدار در توان اجتماعي يا اقتصادي سازمان .
خلاقيت به کارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد است .
ادوارد : خلاقيت ارتباط بين تصوير و انديشيدن ايده‏هاي نو و ارائه محصول ، فرايند و خدمات نوآورانه است .
ويليام جي ريف ( استاد و مدير مهندسي سيستم‏هاي کارخانه‏اي جنرال‏موتورز ) : خلاقيت واکنشي اکتسابي در برابر موقعيت است که از انرژي اطلاعات و ديگر منابع ضروري براي يک مسئله نشأت مي گيرد .
يک فکر يا ايدة جديد که ترکيبي از ايده هاي قديمي است را خلاقيت گويند .
خلاقيت را مي توان هماهنگي و گردآوري کيفيت ها - ايده ها - مفاهيم به شکل جديد که قبلاً وجود داشته است ، تعريف کرد . و تفکر خلاق عبارتست از توانايي ترکيب اجزايي که به نظر جداگانه و يا مستقل مي آيند .
خلاقيت يعني توانايي پرورش يا به وجود آوردن يک انگاره يا انديشه جديد در بحث مديريت نظير به وجود آوردن يک محصول جديد است ؛ خلاقيت عبارت است از طي کردن راهي تازه يا پيمودن يک راه طي شده قبلي به طرزي نوين.
نگاهي متفاوت به پديده ها يي که ساير مردم نيز آن ها را مي بينند .
ارتباط پديده ها به يکديگر که قبلاٌ اين ارتباط نبود .
نگاه غير معمول به اشياء و امور معمول و متداول وتفکرغيرمتعارف .
( زنت گئورکي برنده نوبل فيزيک ) : خلاقيت يعني؛ انديشة نو ، احساس نو ، رفتار نو .
خلاق بودن چيست؟ خلاقيت، نوين، متفاوت و حتي غيرمعمول فکر کردن و رسيدن به راه‏هاي نامتعارف است .
آلبرت رنت گيورگي : خلاقيت عبارت است از نگاهي متفاوت به پديده‏هايي که ساير مردم نيز آنها را مي‏نگرند .
ادوارد : خلاقيت ارتباط بين تصوير و انديشيدن ايده‏هاي نو و ارائه محصول ، فرايند و خدمات نوآورانه است .
ويليام جي ريف ( استاد و مدير مهندسي سيستم‏هاي کارخانه‏اي جنرال‏موتورز ) : خلاقيت واکنشي اکتسابي در برابر موقعيت است که از انرژي اطلاعات و ديگر منابع ضروري براي يک مسئله نشأت مي گيرد.
خلاقيت يعني تلاش براي ايجاد يک تغيير هدفدار در توان اجتماعي يا اقتصادي سازمان ؛
خلاقيت به کارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد است ؛
خلاقيت يعني توانايي پرورش يا به وجود آوردن يک انگاره يا انديشه جديد در بحث مديريت نظير به وجود آوردن يک محصول جديد است ؛ خلاقيت عبارت است از طي کردن راهي تازه يا پيمودن يک راه طي شده قبلي به طرزي نوين .
خلاقيت يعني توانايي ارائه راه حل جديد براي حل مسائل ; خلاقيت يعني ارائه فکرها و طرح هاي نوين براي توليدات و خدمات جديد استمرار آن پس از غيبت آن پديدهها .
تعريف خلاقيت از ديدگاه سازماني : خلاقيت يعني ارائه فکر و طرح نوين براي بهبود و ارتقاي کميت يا کيفيت فعاليت هاي سازمان « مثلا افزايش بهره وري ، افزايش توليدات يا خدمات ، کاهش هزينه ها، توليدات ياخدمات از روش بهتر، توليدات يا خدمات جديد و... » .
نوآوري : منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر، نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته ؛ نوآوري همانا ارائه محصول ، فرايند وخدمات جديد به بازار است ؛ نوآوري به کارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد است.
خلاقيت به طور عام يعني توانايي ترکيب انديشه ها به شيوه اي منحصر به فرد يا ايجاد ارتباطي غير معمول بين انديشه ها.
يک سازمان که مشوق نوآوري است ساز ماني است که ديدگاه هاي ناشناخته به مسايل يا راه حلهاي منحصر براي حل مسايل را ارتقا مي دهد.نو آوري فرايند کسب انديشه اي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يک روش عملياتي مفيد است.
مک کينون خلاقيت را عبارت از حل مسئله به نحوي که ماهيتي بديع و نوداشته باشد ، مي داند .
هارينگتون ، آمابيل و سيکزنتمي‏هالي خلاقيت را موضوعي کاملاً اجتماعي مي‏دانند. هارينگتون بر مبناي شناخت محيط زيست، زيست‏شناسيِ نظريهي اجتماعي خويش را از خلاقيت پايه‏ريزي مي‏کند و معتقد است همان‏گونه که موجودات با يکديگر و با زيست‏بومشان در ارتباطاند، در زيست‏بوم خلاق نيز همهي اعضا و همهي جنبه‏هاي محيطي در حال تعامل‏اند. خلاقيت ، ارائهي کيفيت‏هاي تازه از مفاهيم و معاني است .
هنسي و آمابيل معتقدند که تحقيقات ما نشان داده است عوامل اجتماعي و محيطي نقش اصلي را در کار خلاق ايفا مي‏کنند و بين انگيزه‏هاي شخصي و خلاقيت ارتباط قوي‏اي وجود دارد که قسمت زيادي از اين گرايش را محيط اجتماعي يا حداقل جنبه‏هاي خاصي از محيط تعيين مي‏کنند .
سيکزنتمي‏هالي بر اين باور است که ما نمي‏توانيم به افراد و کارهاي خلاق جدا از اجتماعي که در آن عمل مي‏کنند بپردازيم ، زيرا خلاقيت هرگز نتيجهي عمل فرد به تنهايي نيست.
گيزلين به خلاقيت به عنوان يک محصول مي‏نگرد، ( نه به عنوان يک فرآيند )
بعضي ديدگاه ها به خلاقيت به عنوان يک فرايند توجه مي‏کنند مانند مدنيک که خلاقيت را چنين تعريف مي‏کند : شکل دادن به عناصر متداعي به صورت ترکيبات تازه که با الزامات خاصي مطابق است يا به شکل مفيد است. در بعضي نظريه‏ها ، وجود برخي از ويژگي‏ها براي ظهور خلاقيت ضروري است .
بارون و هارينگتون مي‏گويند بعضي از تحقيقات نشان مي‏دهد افراد خلاق از نظر شخصيتي داراي صفات خاصي‏اند . استرنبرگ علاقه به خطر کردن ، عدم پذيرش محدوديت‏ها و موانع ، توانايي بهره‏برداري از محيط خويش براي ساختن چيزي نو و منحصربه‏فرد ، داشتن سؤالات و فرضيات زياد و کنجکاوي را لازمهي خلاقيت مي‏داند . در حالي که بعضي ديدگاه‏ها لزوم اين ويژگي‏ها را رد مي‏کنند و خلاقيت را توانايي حل مسائلي که از قبل نياموخته‏ايم ، مي‏داند . ( وايزبرگ ) اين‏گونه تعاريف و ساير تعاريف علي‏رغم تفاوت‏هاي اساسي که در ديدگاه‏هاي خويش دارند ، داراي نقاط اشتراکي نيز هستند . از مهم‏ترين نقاط اشتراک آنها ، نو بودن و تازگي داشتن کار خلاقانه است ؛ اما هر چيز نو نمي‏تواند خلاقانه باشد، بنابراين ، در اغلب تعاريف ، ارزشمندي و مناسب بودن نيز مورد توجه قرار گرفته است ، به‏طوري که آمابيل معتقد است اگر اکتشافي بودن را به آن اضافه نماييم ، اين دو وجه اشتراک مي‏تواند خود تعريف خلاقيت باشد . لذا در نظر او خلاقيت عبارت از هر اثر نو و ارزشمندي است که از طريق اکتشاف حاصل شده باشد .
▪ ديدگاه گانيه نسبت به خلاقيت
رابرت گانيه آفرينندگي را نوعي حل مساله مي داند گانيه در طبقه بندي خود از انواع بازده هاي يادگيري بالاترين سطح يادگيري را حل مسئله ناميده و طبقه ديگري به آفرينندگي اختصاص نداده ، اما معتقد است که آفرينندگي نوع ويژه اي از حل مسئله است . با وجود شباهت زياد بين حل مسئله و آفرينندگي مي توان بين اين دو تفاوت دانست ، حل مسئله فعاليتي عيني تر از آفرينندگي است و هدف مشخص تري دارد . يعني بيشتر بر واقعيات استوار است و هدف آن عيني و بيروني است در حالي که آفرينندگي بيشتر جنبه شخصي دارد و زيادتر از حل مسئله به شهود و تخيل وابسته است . به سخن ديگر در حل مسئله شخص با موقعيتي روبه رو مي شود که بايد براي آن يک راه حل بيابد ، اما در آفرينندگي فرد هم موقعيت مسئله و هم راه حل آن را خود مي آفريند . راه حل هاي آفرينندگي راه حل هايي تازه هستند که ديگران قبلا به آن دست نيافته اند . هسته اصلي تمام مفاهيم مربوط به آفرينندگي را مفهوم تازگي تشکيل مي دهد .
▪ ديدگاه تورنس نسبت به خلاقيت
پاول تورنس سه تعريف براي آفرينندگي به دست داده است : در تعريف پژوهشي گفته است : فرآيند حس کردن مشکلات ، مسائل ، شکاف در اطلاعات ، عناصر گم شده ، چيزهاي ناجور ، حدس زدن و فرضيه سازي در باره ي اين نواقص و ارزيابي و آزمودن اين فرضيه ها .
تورنس در توضيح تعريف فوق مي گويد هر زمان که ما يک نقص يا کمبودي را احساس مي کنيم در ما تنش ايجاد مي شود . احساس ناراحتي مي کنيم و تلاش به عمل مي آوريم تا تنش را برطرف سازيم . در نتيجه به تکاپو و سوال کردن مي افتيم ، عناصر را دست کاري کرده و حدس هايي مي زنيم و تا زماني که مورد آزمودن و تجديد نظر قرار نگرفته اند آرام نمي گيريم .

«خلاقيت چيست؟» خلاقيت واژه اي است مبهم که ارائه تعريف دقيق از آن دشوار است. همانند هزاران واژه مهم ديگر که با ارائه تعريف فقط آنها را در يک چهارچوب سل ...

خلاقيت ميلي ذاتي است که در وجود انسان به وديعه نهاده شده است . انسان مظهر خلاقيت الهي است(مطهري).خلاقيت براي تمامي عرصه هاي زندگي و سلامت فکر و روح ان ...

چکيده: نوآوري، فرايند گرفتن ايده هاي نو از طريق مشتريان رضايتمند است. همچنين تبديل دانش جديد به محصول و خدمات جديد را نيز نوآوري مي نامند. يکي از نتاي ...

مقدمه افزايش مهيج رقابت جهاني همراه با تغيير جهت به اقتصاد بر مبناي دانش، تاکيد مجدد براي نوآوري را ايجاد مي کند. تغييرات سريع در محيط رقابتي، جهان ج ...

بحث تغيير و نوآوري در قرن حاضر بحث دنياي علم است و عصر امروز، عصر تغيير و عصر انفجار علم، عصر پيدايش سازمانهاي متعدد علمي، اجتماعي و اقتصادي و عصر نوآ ...

«اعتماد به نفس» به معناي ارزشمند دانستن و اهميت دادن به خود است و باعث مي شود فرد بهتر بتواند چالش هاي زندگي را پشت سر بگذارد. اين ساده ترين تعريفي اس ...

اين دوره در تاريخ ۵ ۱۲ ۸۷ آغار و در تاريخ ۲۱ ۱۲ ۸۷ به پايان رسيد. مطالب ذکر شده به حدي مثمر ثمر واقع شد که بر آن شدم تا خلاصه اي از مطالب را بر ...

▪ روانپريشي ( جنون ) : اختلال در کارکرد پديده هاي احساس ، ادراک, عاطفه، توجه، تمرکز، تفکر، قضاوت و شعور, و به طور کلي مجموعه ي روند ها و پديده هاي روا ...

دانلود نسخه PDF - خلاقيت و نوآوري