up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله حکومت پيامبر اکرم(ص) PDF
QR code - حکومت پيامبر اکرم(ص)

حکومت پيامبر اکرم(ص)

نقدي بر مطالعات مديريت اسلامي

مقدمه:
چندين سال پيش در کنگره اي بين المللي که به مناسبت بزرگداشت حضرت امام(ره) بود، يکي از اساتيد برجسته دانشگاه تهران فرمودند که اگر مديريت اسلامي ويژگي هايي دارد و ما گاهي اين ويژگي ها را درکشور خود نمي بينيم، ولي درکشورهاي ديگر مي بينيم واين بايد بررسي شود که کجاي کار ايراد دارد.
دوران حکومت پيامبر اکرم(ص):
پيامبر اکرم(ص) يک فرصت 23 ساله دراختيار داشتند، دراين فرصت، جامعه جاهليت را به جامعه نسبتاً پيشرفته اي درآن دوران تبديل کردند که هم از نظر فرهنگي انسان هاي برجسته اي را توانستند تربيت کنند که پيام بخش رسالت باشند وهم از نظر بنيه نظامي درحدي بودند که توانستند در برابر کشورهاي ابر قدرتي مانند ايران و روم صف آرايي کنند، اين امر کوچکي نيست؛ بله البته بعد از پيامبر کساني بودند که دست به خون دختر پيامبر آغشته کردند ولي جامعه بشري درهم است و همه جنس موجودي درش هست ولي آن چهره هاي برجسته اي که محصول دوره رسالت بودند، آن ها حتي يک نفرشان هم در دوره قبلش نبودند. باران که درلطافت طبعش خلاف نيست درباغ لاله رويد ودرشوره زار خس! نمي شود انتظار داشت که جامعه يک دست باشد هر جا عنصر اراده هست تنوع در تصميم گيري و تفاوت در شخصيت انسان ها هم وجود دارد؛ به فرمايش حضرت حافظ: درکارگاه هستي از کفر ناگريزاست. نمي شود گفت چرا اين گونه افراد بعد از بعثت پيامبر وجود داشته اند طبيعي است بحث دراين است که دراين زمانه، گذشته از علي(ع) و فاطمه(س)، امثال ابوذر و سلمان و مقداد، عمار و.... رشد کردند و جامعه، ديگر جامعه جاهلي وعصر،عصر جاهليت نبود هر چند که بعضي ها هنوز همان طور زندگي مي کردند.
دوران حکومت حضرت علي(ع):
بعد از پيامبر(ص) اميرمومنان(ع) با جامعه اي مواجه شدند که يک حرکت ارتجاعي و وسيعي پيدا کرده بود، باز اين جا علي(ع) دريک مدت 25 ساله بگونه اي عمل کردندکه مردمي که درجلوي دستور پيامبر ايستادند و بيعت با علي(ع) را شکستند و ديگران را سرکار آوردند، فردي را که خودشان با وي بيعت کردند حتي کسي که به ارشاد خليفه دوم، عمرانتخاب کرده بودند، همان خليفه را بر سر قرآني که ادعاي گردآوريش را داشت کشتند و آمدند سراغ امير مومنان. حضرت علي(ع) در طول اين 25 سال چه کرده بود؟ چرا سراغ ديگران نرفتند؟ چرا به اصرار، علي(ع) را درخواست کردند؟ چرا براي ايشان رقيب دومي وجود نداشت؟ چيزي شبيه آن چه که درخبرگان رهبري بعد از امام اتفاق افتاد، مردم في الجمله و بالجمله به اين نتيجه رسيدند که تنهاهمين يک نفر مي تواند بار مسئوليت مملکت را به دوش بکشد مخالفي هم نبود، رقابتي هم نبود؛ 23 سال پيامبر(ص) و 25 سال علي ابن ابي طالب(ع) يک جامعه اي را متحول کردند.
ضرورت پياده سازي مديريت اسلامي در ايران:
ما در جمهوري اسلامي ايران 30 سال فرصت دراختيار داشتيم بالاتراز 23 سال و25 سال، و امروز همايش هايي را برگزار مي کنيم تحت عنوان علل دين گريزي جوانان... چه اتفاقي افتاده؟ در حالي که زمان و امکانات بيشتري دراختيار داشتيم. تجربه 1400 سال تمدن اسلامي در پهنه جهان را در اختيار داشتيم. چرا بعد از 30 سال احساس مي کنيم خيلي سنگرها را از دست داده ايم، خيلي دل ها را ازدست داديم؟ خيلي پشتوانه ها را ازدست داديم چرا اين قدر دلشوره؟ مي فرماييدکه جوان هاي خوبي داريم، اعتکاف ها هست... بله، گفتم که جامعه درهم است، اين آب شيرين و آب شور تا قيامت مي رود چون نفخ صور خط هدايت و خط ضلالت هردو در جامعه وجود دارد، سخن در اين است که برآيند جامعه پيامبر، تحول از يک جامعه جاهلي به يک جامعه پيشرفته بود، برآيند حرکت امير مومنان، تحول مردم بيعت شکن به يک مردمي بود که در مرتبه اي به حقيقت روي آورند، ولي برآيند جامعه ما چرا اين طور نيست؟ چرا اين همه دلشوره واقعي وجود دارد؟
دو تا تجربه مديريت عظيم درآن زمان رخ داد، اين هم تجربه سوم که ما در اين زمان داريم .استدعاي بنده به عنوان يک طلبه علم از اين جمع فرهيخته و دلسوز اين است که يک بررسي نظام مند بفرماييد در مسئله مديريت اسلامي آيا اساساً اعتقاد داريد که دين درباره مديريت نظرو طرح و سخن دارد يا اساساً اين اعتقاد را نداريم؟ آيا دين مديريت را امر دنيايي مي داند و واگذار کرده به مردم که هر طور مي خواهيد زندگي کنيد، يا نه؟! مدعي است، اگر اين نظر دوم را باور داريد، بياييد مجموعه ديدگاه هاي اصولي مشترک را به عنوان اصول اعتقادي و اصول بينشي اين جمع در مسئله مديريت اسلامي، به عنوان منشور مديريت اسلامي درمورد اين مجموعه تدوين بفرماييد به صورت يک برگه، و اعلام کنيد ما حرکت علمي مان را با تکيه براين اصول و مباني داريم آغاز مي کنيم وپيش مي رويم، ديگر نبايد عدول کنيم، و بعد اين نکته مطرح شودکه ويژگي هاي مديريت اسلامي چيست؟ ويژگي هاي مدير اسلامي چيست؟ ويژگي هاي جامعه اسلامي چيست؟ من دو تا تجربه موفق را عرض کردم ولي تجربه هاي انحطاطي هم درجامعه اسلامي درحيات معصومين(ع) داريم. ما حرکت امام حسن(ع) را هم داريم. جامعه يک حرکت انحطاطي انجام داد همچنين در زمان سيدالشهدا(ع). درطول حيات ائمه اطهار(ع) درست است که يکسري ره آوردهايي داشتند اما به هر حال تاريخ اسلام درحيات ائمه به گونه اي بودکه عرصه را چنان بر حضور ائمه معصومين(ع) تنگ کرد که حضرت حجت به غيبت رفتند؛ حضرت نوح و لوط و صالح را داريم که مردم همکاري نکردند! مي خواهيم بگوييم نه چنين است که هر گاه يک معصوم يا يک رهبري معصومانه در جامعه وجود داشته باشد، حتماً توفيق انفجاري خورشيد وار در پي خواهد داشت، خير! چون عنصر اراده مردمي درميان است.
البته از اين عرض بنده کسي استفاده نکند که خوب البته اگر ما دراين تجربه اخير مشکل پيدا کرديم به خاطر اراده مردمي بود؛ يک مقدار به انصاف نگاه کنيم، مي پذيريم که چنين نبود. همه معترضيم که هر کدام از اين کارگزاران مجموعه مديريتي کشور درحد خودشان کم گذاشتند الا معدود افرادي که از هرجهت پيراسته اند و در تاريخ مي درخشند و هرگز خدشه اي بر حرکت آن ها گرفته نمي شود ولي بسياري از ما کم گذاشته ايم، مجموعه هاي فرهنگي نوعاً کم گذاشته اند، کي هست بگويد من و صنف من در حد خودش هيچ کم نگذاشته و نهايت تلاش را کرده، پاک وپيراسته وعالي و تابناک؟
اساتيد؟ نشريات؟ مولفين؟ تبليغاتچي ها؟ رسانه هاي جمعي؟ ائمه جمعه و جماعت؟ روحانيون؟ دولت؟ مجلس؟کدام؟! گرحکم شود که مست گيرند در شهر هرآن که هست گيرند. بله البته اراده جمعي را هم قبول داريم .آن هم يکي از عوامل درجاي خودش.
ضرورت تدوين نقشه راه مديريت اسلامي:
براي پياده سازي مديريت اسلامي ابتدا بايستي طرحي نوشته شود و بر اساس اين ها روش دست يابي به آن هم نوشته شود و نظام مند کار شود، يعني اگر از حيات اين مجموعه 5 سال گذشت وخواستيد پرونده و پيشينه اين فعاليت علمي را نگاه کنيد، بگوييد ما تا به حال اين مسائل رابررسي کرديم، بريديم و تمام شده ،دراين مباحث مقاله و جمع بندي داريم، اين قسمت ها را هم پيش رو داريم و رويش داريم کار مي کنيم و اگر فردي را دعوت کرديد بگوييد آقا ما الان درسال سوم حيات اين انجمن هستيم و اين بحث را نياز داريم الان و بقيه بحث ها تمام شده اگر نظري روي اين مطلب داريد براي ما بگوييد؛ نه بگوييم آقاي فلاني آمده اند و ببينيم چي مي خواهند بگويند ! اين نشان مي دهدکه حرکت سر و سامان ندارد، من عذر مي خواهم برداشت خودم را عرض مي کنم اگر خطا مي کنم به جهل بنده ببخشيد ولي من برداشتم اين چنين است عفو بفرماييد که من مي گويم ولي جمع جمع خودماني است!
اگر اين طرح ريخته شد شما مي توانيد قدم به قدم پيش برويد، و با اين شاخص ها مي توانيم هريک از موارد را بررسي کنيم که آيامديريت اسلامي درفلان جايگاه مشخص اعمال شد يا نشد، يا اين شخص، صلاحيت اعمال مديريت در فلان رده مديريت کشوري را دارد يا ندارد. کار سروسامان پيدا مي کند بعد مطالعات تطبيقي هم رويش مي تواند صورت پذيرد مثلاً درفرانسه، انگليس و آلمان و روسيه و امريکا، اين خصوصياتشان با ما مشترک است به خاطر وجود برخي شيوه هاي عقلاني برخي چيزهاي مشترک ديگر هم وجود دارد چون ما مسلمانيم وآن ها هم به پاره اي از اديان الهي معتقدند؛ و در جاي ديگر اختلاف داريم، چون ما مسلمانيم وآن ها به مديريت اسلامي عمل نمي کنند. من واقعاً درمسئله مديريت تشنه ام و علاقه دارم اما کمتر مي توانم پژوهش سامان يافته، جهت دار و بنيادي ببينم.
چرا اين قدر نگاه به شرق و غرب بکنيم؟ هر چه هست دراين قرآن حکيم وجود دارد، نبايد ما اينقدر کم بياوريم. من يک کتاب آموزشي را که يکي از مجموعه هاي بسيار مدعي ديانت داشت که اسم نمي برم درمورد دين شناسي، خواستم تدريس کنم، حيرت کردم از صفحه اول مي گويد فلان انسان شناس غربي و شرقي اين گونه گفته و آن هم کاملاً خلاف ديدگاه هاي ديني! به عنوان مثال، شناخت دين در تاريخ چند هزار ساله زندگي بشري کاملاً مشهود و اثبات شده است، حيات انساني از ديدگاه متدينان بيش از حدود 8000 سال يا 10000 سال نيست، حيات انسان بيش از 25 هزار و 100 هزار سال ممکن است وجود داشته باشد ولي اين ها فرزندان حضرت آدم نيستند ما براي اين نظر استدلال داريم من به جاي اين که کتاب درس بدهم دائماً بايد نقدش کنم اصلاً اعتماد دانشجو به کتاب برداشته مي شود و ما اين طور خودمان را درقبال تئوري هاي شرقي و غربي مديريت باخته ايم.
با تکيه بر معارف عظيم و وسيع و عميق درشناخت انسان و مديريت و جامعه و هستي و تاريخ به شناخت مديريت اسلامي بپردازيم. پس همه چشم به دست و قلم و زحمات علمي شما عزيزان دوخته ايم.
نقد و نظر:
* آقاي رستمي نيا: اميدوارم عزيزان اين طور برداشت نکرده باشند که ما براي جلسه موضوع نداريم، در واقع موضوع اصلي جلسه نقدي بر مديريت اسلامي است، چون عزيزان اين جا همه به نوعي مدعيان مديريت اسلامي هستند، سعي بر دفاع از آن دارند و جايگاهي که درش هستند مستحکم ترش بکنند که از 2 هفته پيش خدمت حضرت عالي موضوع يه اين نحو مطرح شده است، البته به ذهن من رسيد و من تعمق داشتم به فرمايش حضرت عالي نوعي از نقد هست که مي گويد چرا مديريت اسلامي به آن نحوي که استنباط مي شود عمل نمي شود؟ شايد درذهن همه هست که ساير تئوري هاي مديريت که وجود دارد، چرا ما آن ها را مي گيريم و عمل مي کنيم. حتي در نظريه هنري فايول تحت عنوان جهان شمولي به کار برده باشد، از نظر رواني بايد اين نکته را به خودمان بپذيرانيم که هر جا به تئوري عمل مي شود اين جنبه نسبي بودن هست چون وقتي به اين شدت نقد مي فرماييد نوعي انرژي منفي است.
* دکتر حلم زاده: البته عرض بنده در نقد مطالعات مديريت اسلامي بود نه خودمديريت اسلامي، فرمايش شما از منظري کاملاً درست است يعني ما يک سري واقعيات را بايد در جهان ببينيم، نه چنين است که ديگران هرچه درکتاب ها گفته اند، عمل کردند، اين فرمايش متيني است نه چنين است که ما هم به هيچ چيز عمل نکرديم خير به برخي عمل کرديم اگر عمل نکرده بوديم که اين کشور 30 سال در مقابل شرق و غرب عالم نايستاده بود و اين همه توفيقات به دست نياورده بود، بله اين درست است. اما همه مطلب اين نيست. امير مومنان(ع) در نهج البلاغه با خود سخن مي گويد مي فرمايد: يا علي شب حيوانات خوردند و خفتند تو هم بخوري و بخوابي، پس چشمم روشن پس از عمري به حيوانات اقتدا کرده باشي! ببينيد، يا حضرت با نزديکانشان صحبت مي کردند و مي گفتند: اي کاش من گروهي از شما را مي دادم و يکي از اصحاب معاويه را مي گرفتم! نقد از خود است، شکايت از نفس که در صحيفه مي بينيد نقد از خود و نزديکان است. امام صادق(ع) مي فرمايد: شما فکر مي کنيد که من در خانه خيلي آرام و خشنود و خوشبخت زندگي مي کنم، گاهي اهل بيت من کارهايي مي کنند که من آرزوي مرگ مي کنم ولي بايد زندگي کرد.
انتقاد از نفس، انتقاد از نزديکان، انتقاد از جامعه، در دنيا هست؛ فرانسوي ها خيلي سال پيش کتابي درنقد جامعه فرانسه نوشتند مترجم آقاي کسايي است مي گويد ببخشيد ! من نتوانستم اسم کتاب را رويش بگذارم يک اسم ديگر انتخاب کردم که من هم رويم نمي شود که بگويم يک نويسنده آمريکايي کتابي دارد درمورد جامعه خودش اسم کتابش اين است: ملتي از گوسفندان نويسنده ديگري از امريکا کتابي دارد بنام چهره عريان امريکا پروفسور ديگري هست در امريکا که کتابي دارد به نام ليبراليسم مدرن (نشرحکمت) يا امريکا در سراشيبي گومورا در توضيح آورده است که گومورا يکي از اقوام جهان کهن بوده که به عذاب الهي از بين رفته و معدوم شده و مي گويد که ما داريم به همان عذاب الهي نابود شده واز بين مي رويم. اين کتاب درحدود 8-7 سال پيش نوشته شده است. اطلاعات خيلي جالبي را به دست آورده و تحليل کرده و به مسائل گذشته وحال خوب آگاهي دارد، در عين حال، از مسائل فرهنگي جامعه آمريکا مسائلي را آورده که نويسنده که يک خانمي هست مي نويسد خواننده محترم ببخشيد رويم نمي شود ترجمه کنم و آن جاهايي که ترجمه کرده من رويم نمي شود براي شما بگويم. نقد از خود، يک عمل عقلاني است، نه فقط ديني و حضرت آدم به خدا گفت ما به خودمان ظلم کرديم ومن هم همين را مي خواهم بگويم. اين انرژي منفي نيست ما 30سال به عنوان تابناک ترين کشور درخشيديم ولي هنوز جا داريم.
* آقاي آغاسي: مديريت اسلامي همان طور که از اسمش پيداست، يک علم بين رشته اي بايد باشد: مديريت و اسلام. به نظر من تا قبل از جمهوري اسلامي يک مديريت اسلامي در ايران نبود و مديريتي که در ايران بود غربي ها يادشان دادند، در جمهوري اسلامي که تئوريسين هاي ما که از بين روحانيون هستند، در علم مديريت به شکل نظري وارد نشدند اما در جايگاه مديريت قرار گرفتند؛ در جاهاي زيادي، خوب پس رفتارشان بايد مديريت اسلامي باشد. خوب اين هيئت آمده از جمع اهل مديريت واين شجاعت را داشته که پا به اين عرصه گذاشته، البته يک انتقاد هم دارم که حالا خيلي خود خواه بوده اند که فقط اهل مديريت آمده اند، البته شايد دعوت نکرده اند. البته من خودم رشته ام مديريت نيست و يا واقعاً گفته اند و دوستان حوزه اسلامي همکاري نکرده اند، البته فکرکنم حرف دوم درست باشد البته به غير از آقاي دکتر رمضاني فکر نمي کنم دوستان حوزه شما خيلي کمک کرده باشند. دوست داريم که همه دست به دست هم بدهند ويک پژوهش بين رشته اي انجام دهيم.
* آقاي محمد زاده: بنده انتظارم از بحث اين بود که اولاً مطالعات انجام شده درحوزه مديريت اسلامي بررسي مي شد و بعد گفته مي شد نظام مند نيست. من يادم هست که وقتي هيئت آغاز به کار کرد، اولين اقدامي که آقاي ازگلي انجام دادند تهيه يک نقشه بود درحوزه اي که ما بايد درمديريت اسلامي چه انجام دهيم، گام دوم درآن نظام مند حرکت کردن هيئت مجموعه تلاش هايي بود که آقاي سلگي انجام دادند که بر اساس آن چه که مطرح شد و براساس آن هم در حد مقدورات هيئت کارهايي انجام شد و آن انتظارات نظام مندي که آقاي دکتر عابدي جعفري داشتند وگام هايي هم برداشته شد. سوال اصلي ام اين است که ما در اين 30 سال، مديريت اسلامي را مطلوب خودمان با آن ويژگي ها مي بينيم؟ يا مي آييم با توجه به متون ديني و احاديث مان آن نقاط مطلوبي را استخراج مي کنيم که بايد در حوزه مديريتمان وجود داشته باشد؟ حضرت امام(ره) مي فرمايند که ما با مديريت صحيح ثابت کرده ايم که مي توانيم بر عالم پيروز شويم، اين مديريت صحيح چه بود؟ امروز هم ما داريم مي بينيم که در فراز و نشيب هاي انقلاب اسلامي، ما داريم پيروز بيرون مي آييم. چه مديريتي در حوزه عمل دارد انجام مي شود که نتيجه اش اين است؟ بعد بياييم با آن مطلوب مقايسه اش کنيم و در آن طرح و نقشه ما سيره عملي و مديريتي امام (ره) هم ديده شد که هر دو حوزه مطلوب وموجود را درآن ديده ايم.
* دکتر رمضاني: تلقي ما اين هست که اين سوالاتي که فرمودند ما در آخر کار به آن ها جواب بدهيم، اين که مديريت اسلامي وجود دارد يا نه بايد به وجود آيد؟ بله وجود دارد منابع اصلي ديني ما در سيره، سنت، قرآن احاديث هست. اين که ما علم مديريت اسلامي را صحبت مي کنيم بايد علم بودنش را اثبا ت کنيم نه اينکه صرفاً اخلاقي باشد و يک سري بايد ها و نبايد ها، همان طور که نظريات غربي علم است و هم علم اسلامي. ما خودمان مي توانيم اين را از قرآن و احاديث استفاده کنيم. اما اگر بخواهيم اين را به عنوان يک علم به غير مسلمان ها ارائه کنيم بايد طوري علمي اش کنيم و اين آيات و روايات را طوري بسته بندي کنيم که براي ديگران قابل قبول باشد و با رغبت نگاه کنند که البته هنوز اين کار را نکرده ايم و در ابتداي راهش هستيم. الان شما مي پرسيد که ويژگي هاي مديريت اسلامي چيست؟ سرمان را پايين انداخته مي گوييم نمي دانيم، چون درابتداي راه هستيم، البته تلاش ها و همايش هايي هم داشته ايم عقلانيت، مباني فلسفي، ابعاد کلامي، فقهي، عرفاني، سيره و سنت و قرآن را مطالعات تطبيقي و دستاوردهاي انقلاب راهم درآن نقشه ديده ايم که مثلاً درمورد خود حضرت امام، شهيد بهشتي، شهيد مطهري، شهيد رجايي و تجربيات موفق جنگ و خوب کار خيلي وسيع است. مثلاً در بحث فقهي، نياز به يک مجتهد کامل است. پس، نقشه طرح شده و نقد شده و في الجمله مورد قبول قرار گرفته است و ساير بحث ها بايد درش قرار بگيرد، وقتي اين ها دريک مجموعه قرار مي گيرد، ما مي توانيم بگوييم که يک دانشجوي مديريت اسلامي ازش درمي آيد و کاملاً علمي باشد. همين که دوستان وارد حيطه مديريت درحال حاضر شدند نشان دادند که از وضع موجود راضي نيستند و با همتي که در بين دوستان هست انشاءالله بتوانيم آنرا کندو کاو و بررسي کنيم و پيش برويم.
* آقاي رهنما: چرا الان با اين همه وسايل ارتباط جمعي، ما نتوانستيم آن مديريت اسلامي را جا بياندازيم درحاليکه پيامبر بدون امکانات توانست؟ سوال دوم اينکه الان ما توانسته ايم بخشي ازمديريت اسلامي را بقبولانيم و ديگران از بيرون دارند به يک چشم خوبي ما را نگاه مي کنند پس چرا ما در درون مشکل داريم؟ سوال سوم: درست است که مديريت از بيرون به ما ديکته شد اما کدام يک از تئوري هاي ما به بيرون انتقال يافت؟ بعد از ملاصدرا ما هنوز نتوانسته ايم فلسفه اي را به بيرون بدهيم.
* دکتر حلم زاده : دلايل متعددي دارد. به نظر من مسائل اجتماعي تک علتي نيست ولي مهم ترين علتش اين است که پيامبر به هر چه که مي گفت، اعتقاد داشت. اگر از من بپرسند که مهم ترين شرط ويژگي يک مدير چيست؟ مي گويم اول ايمانش به کارش. اول پيامبر ايمان آورد، بعد ديگران. وقتي من مطلبي را مي گويم که نمي توانم پايش بايستم تأثيري بر ديگران ندارد. روزي امير مومنان(ع) در بيت المال مي بينند که در يکي از ظرف هاي عسل باز است مسئول بيت المال را مي خواهند ومي پرسند چرا؟ مي گويد فرزند شما حسن مهمان داشتند و مقداري عسل از سهميه خود امانت گرفتند حضرت ايشان را احضار کردند، دقت کنيد، احضار کردند، بازپرسي مي شود. اميرمومنان فرمودند هروقت ديگران گرفتند شما هم بگيريد. دستور دادند که از بهترين عسل موجود در بازار بگيرند و روي آن عسل بريزند و گفتند اين آخرين بار باشد.
در جريان زينب(س) که گلوبند را امانت گرفتند، حضرت فرمودند که اگر امانت نبود تو اول هاشميه اي بودي که دستت را قطع مي کردند. خداييش کداميک از مسئولان ما اين طور عمل کرده اند؟ چرا عمر بين اهل سنت اين طور جا افتاد؟ به عمر گزارش مي دهند که پسرش شراب خورده نه گزارش که چه کنيم! که اينکه شراب خورده وما شلاقش زده ايم عمر چه کار ميکند مي گويد باکسي که اين کار را کرده برخورد کنيد؟ ميگويد برهنه اش کنيد بدن زخمي را روي شتر بدون پالان ببنديد و شتر را شب وروز بتازانيد مي آيد پيش خليفه. عمر ميگويد فرزند خليفه شراب مي خورد؟ شلاقش را مي کشد و آنقدر مي زند تا بيهوش شود بعد مي گويد بياندازيدش در طويله وهيچ کس هم حق ندارد بهش سر بزند فزرند خليفه مرد! من کاري به شرعي بودنش ندارم ولي اين ها در ذهن مردم مي ماند رضاخان نانوا را درتنور انداخت، صدام پزشکي که به سرباز مجروح رسيدگي نکرد را از بالاي بام بيمارستان پرت کرد پايين! اين در ذهن مردم مي ماند. مسئولان ما اين چنين عمل نکردند.
نمي خواهم بگويم چنين عمل کنند امير مومنان که غير فقهي عمل نکردند مثل ايشان عمل کنيد؛ وقتي گفتند فلاني فلان کار را انجام داده گفتند حرفش را نزنيد گندش در مي آيد وجهه نظام خراب مي شود همان حرفي که ابوبکر گفت، وقتي خالد بن وليد کرد، آن چه کرد، عمر به ابوبکر گفت مجازاتش کن، گفت نه ولش کن وجهه نظام خراب مي شود! ما مي گوييم شيعه ايم ولي به روش ابوبکر عمل مي کنيم! اين است که ما مشکل پيدا مي کنيم، مردم در داخل اين ها را مي بينند.
اما چطور شد که انقلاب ما از بيرون وجاهت دارد؟ خانه ما از درون ابر است وبيرون آفتاب! اين تحول نتيجه عملکرد من و شما نيست، آن امام بود و آن خون شهدا و آن رهبري امثال رجايي و همت و باکري... اين ها در دنيا منعکس شد ديگر خبر ندارند بعدش چه شد خدا از عمر بنده بکاهد و به عمر رهبر معظم انقلاب بيافزايد. ولي به مردم گفته نشد اين بزرگوار نزديک 30 سال به اين مملکت خدمت مي کنند و حقوق نمي گيرند چه کسي در دنيا اين چنين است، خدمت رايگان؟ اين ها را مردم نمي دانند ولي باب تهمت تا دلتان بخواهد باز است آنوقت چه کساني را مي بينند مردم؟ امثال من را! اين است که مردم اين ها را در داخل مي بينند و نا اميد مي شوند. ما سرسفره شهدا نشسته ايم؛ ما از آبروي امام داريم خرج مي کنيم؛ از آبروي پاکانمان و خودمان آن طور که شايسته است عمل نکرده ايم؛ البته چهره هايي داريم در رديف اولياي تاريخ اما جمع را مي گويم.

در مقاله مزبور سعي بر آن شده تا در ابتدا به سيره اخلاق فردي بپردازد. از آنجمله موضوع برخورد شايسته و جذاب با مردم و اخلاق نيکو که از رموز موفقيت پيامب ...

حقيقتاً که آشنايي با روش و آداب زندگي و خلق و خوي آن بزرگوار که خود مظهر کامل و آيينه تمام نماي مکارم اخلاقي است گام مؤثر جهت درک هرچه بيشتر مسايل اخل ...

مسلمانان در نتيجه آزار و فشارهاي قريش دسته دسته رهسپار مدينه شدند و رسول خدا به انتظار اذن پروردگارش در هجرت از مكه و رفتن به مدينه باقى ماند مشركان م ...

بحث عدالت در انديشه هاي سياسي اميرالمومنين (ع) بحثي بسيار گسترده و عميق است که تامل، تفکر و مجال قابل توجهي مي طلبد. در نوشتار حاضر با الهام از انديشه ...

سازگاري اسلام با دموکراسي يا دموکراتيک بودن حکومت در اسلام، اگرچه موضوعي معاصر و تازه مطرح است، همواره بخشي از سرنوشت تاريخي مسلمانان بوده و است و ريش ...

«ما مفتخريم که صحيفه سجاديه اين زبور آل محمد صلي الله عليه و آله از ماست.» امام خميني (ره) از آنجا که در زمان امام چهارم شرائط اختناق آميزي حکمفرما ...

يکي ازشگفتيهاي عصر امامت شيعه ، امامت امام جواد(ع) است. امام جواد(ع) هنگام شهادت پدر بزرگوارش امام رضا(ع) حدود هشت سال سن داشت (۱). و بنابر آنچه از پي ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

دانلود نسخه PDF - حکومت پيامبر اکرم(ص)