up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله حقوق خانواده PDF
QR code - حقوق خانواده

حقوق خانواده

سرپرستي خانواده در اسلام

در حقوق خانواده اولين موضوع، که مبنا و پايه بسياري از موضوعات ديگر است، مسئله ي سرپرستي و رياست خانواده است.
هر اجتماعي را بايد رئيسي باشد که کارها را هماهنگ کند و در صورت بروز اختلاف, نظر او قاطع باشد. خانواده نيز از اين قاعده مستثنا نيست. اگر خانواده رئيس نداشته باشد و زن و مرد در اداره ي امور آن برابر باشند، ناچار بايد براي حل اختلاف خود در هر مورد به دادگاه رجوع کنند و همين امر ممکن است صلح و صفاي خانواده را به هم بزند.
رياست خانواده بيشتر يک وظيفه ي اجتماعي است که براي تأمين سعادت خانواده به مرد محول گرديده و او نمي تواند از آن سوء استفاده کند و بر خلاف مصلحت خانواده آن را به کار ببرد۱.
ادلة مورد نظر از آنجا که بناي قانونگذاري جمهوري اسلامي بر پايه شريعت و فقه اسلامي مي باشد بايد ديد رياست خانواده از نظر فقها بر عهده ي چه کسي است؟ و دليل اين نظريه بر چه مبنايي استوار است؟
ادله مورد نظر فقها:
ادله مورد نظر فقيهان را در سه نوع مي توان تقسيم کرد:
۱) قرآن
۲) سنت
۳) اجماع
البته ما در اين مجموعه فقط به دو دليل اول(قرآن و روايات) که دو دليل ادله اربعه نيز هستند مي پردازيم زيرا براي اطلاع از نظر فقها درباره ي سرپرستي خانواده و مباني فقهي آن، تحقيق در اين ادله کفايت مي کند.
۱) قرآن
به آيه هايي از قرآن کريم در زمينة سرپرستي خانواده مي توان استناد جست که ما در اينجا يکي از آياتي که صاحبنظران و مفسران به گونه هاي متفاوتي به بيان آن پرداخته اند را به عنوان شاهد مثال ذکر نموده و تلاش مي کنيم جوانب مختلف آن را از ديدگاه ايشان مورد بررسي قرار دهيم:
۱) «الرجال قَوَّامُونَ علي النساء بما فضل الله بعضهم علي بعض و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله واللاتي تخافون نشوز هن فعظوهن و اهجروهن في المضاجع واضربوهن فان اطعنکم فلاتبغوا عليهن سبيلا ان الله کان علياً کبيراً۲».
مردان از آن جهت که خدا بعضي را بر بعضي برتري داده است، و از آن جهت که از مال خود نفقه مي دهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شايسته فرمان بردارند و در غيبت شوي عفيف اند و فرمان خداي را نگاه مي دارند و آن زنان را که از نافرمانيشان بيم داريم اندرز دهيد و از خوابگاهشان دوري کنيد و بزنيدشان. اگر فرمان برداري کردند از آن پس ديگر راه بيداد پيش مگيريد و خدا بلند پايه و بزرگ است.
قَوَّامُونَ:
مفسران در اين زمينه گفته هاي مختلف دارند:
مرحوم طبرسي: «مردان قيّم بر زنان و مسلط بر آن هايند در تدبير، تأديب، پرورش و آموزش۳».
آلوسي: «موقعيّت مردان قيام بر زنان است، بسان واليان که بر رعيت از طريق امر و نهي قيام دارند۴».
در لسان العرب گفته است: «قيام گاهي به معناي محافظت و اصلاح مي آيد مثل آية «اَلرَّجَالُ قَوَّامُونَ».
به نظر مي رسد با توجه به چند نکته بتوان به معناي قوام نزديک شد:
۱) در معاني آن اصلاح، محافظت، برعهده گرفتن امور، سائس الامور ذکر شده است.
۲) در اين آيه واژة «قوّامون» با حرف «علي» آمده است. در قرآن کريم يک مورد ديگر قيام يا «علي» آمده که مي تواند شاهد و گواه روشني باشد: «مِنْهُمْ مَنْ إنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَاُيؤَدِّهِ اِلَيْک إلَّا مَادُمْتَ عَلَيْهِ قَائِماَ۵» و از اهل کتاب گروهي هستند که اگر امينش شمردي و ديناري به او بسپاري، جز به تقاضا و مطالبت آن را باز نگرداند۶.
با در نظر گرفتن اين نکته ها مي توان گفت: «قوّامون» نوعي سرپرستي، برعهده گرفتن امور و مراقبت را معنا مي دهد.
«بِمَا فَضَّلَ اللهُ»
در اين که آن فضيلت چيست؟ مفسران اختلاف نظر فراوان دارند.
طبرسي: «زيادتي فضل از قبيل دانش، عقل، عزم و رأي نيکو مراد است۷».
محمدحسين فضل الله آن را به جنبة عاطفي و قدرت بدني تفسير مي کند۸.
البته ايشان ضعفِ جانب عاطفي در مردان را، به عنوان احتمال بيان کرده و فرموده: «اين سبب مي شود مردان از عوارض بيروني کمتر منفعل شوند». ليکن تأکيد ورزيده که اين ضعف با تربيت هاي مستمر است اين که، در آيه به هيچ کدام تصريح نشده و نيز بايد مراد از آن فضيلت چيزي باشد که مخاطبان به آساني و سهولت آن را بفهمند و شکي نيست که جامعه ها بر اثر نوع تربيت و شرايط اجتماعيِ خاص خود ممکن است از آيه برداشت هاي متفاوت داشته باشند. بنابراين بايد بر امري تأکيد داشت که جوامع و انسان ها در آن مشترکند که اين مي تواند نشانگر تفاوت هاي ذاتي و تکويني باشد.
از اين رو، ديدگاه استاد فضل الله قابل قبول و پذيرش است، زيرا حالات جسماني که بر زنان عارض مي شود از قبيل بارداري، شير دادن، قاعدگي و ... امري نيست که جاي ترديد داشته باشد. همچنين تفاوت عاطفي ميان مردان و زنان تا حدودي مسلم است.
اگر مديريت خانواده در حدي خاص به مردان سپرده شده و براي مدير ويژگي هاي عديده اي لازم است، نمي توان گفت زنان از همة آن شرايط محروم بوده اند.
۲) روايات:
در متون روايي به احاديث فراوان برمي خوريم که به گونه اي رياست مرد را تثبيت مي کند. براي مثال به دو روايت اشاره مي کنيم.
۱) محمدبن يعقوب عن علي بن ابراهيم عن ابن ابي عمير عن مرازم عن معاذ بن کثير عن ابي عبدالله (ع)، قال: «من سعادة الرجل ان يکون القيّم علي عياله۹».
از خوشبختي مرد آن است که سرپرست خانواده اش باشد.
۲) و عنه (ع) قال: «رحم الله عبداَ احسن فيما بينه و بين زوجته فان الله عز و جل قد ملکه ناصيتها و جعله القيًم عليها۱۰».
خداوند بيامرزد مردي را که رابطه اش با همسرش نيکو باشد. چرا که خدا زن را به دست مرد سپرده و او را قيم زن قرار داده است.
در اين مجموعه حديث معتبر فراوان بود. ليکن بايد حد و مرز دلالت آن ها را بشناسيم. نکته اي که در بدو امر به نظر مي رسد، اين است که حيطة زوجيّت منظور قانون گذار بوده، بدين معنا که مردان مکلف شده اند در آن قلمرو زوجيت قيّم باشد يا رعايت و مراقبت را به عهده گيرند. و به زنان فرمان داده شده در دايره زوجيت اطاعت از شوهران کنند. به تعبير ديگر، واژة «زوج» در اين روايات وصف مشعر به عليّت است، زوجيّتِ زوج، اقتضاي اطاعت و فرمان برداري زن را دارد. لذا بايد ديد با عقد ازدواج چه چيزي حاصل مي شود که مردان در آن دايره حقوقي دارند و زنان نيز. چرا که نمي توان پذيرفت براي مردان حقوقي بيش از اقتضاي اين قرارداد طرفيني حاصل شود.
با بررسي روايات در اين زمينه و به کار رفتن تعبيرهاي قوّام، قيّم، راعي، لزوم اطاعت و ... دربارة مردان، في الجمله بدين سؤال که رياست خانواده به عهده ي کيست پاسخ مي دهد، گرچه به طور دقيق حد و مرز اين واژه ها در خود ادله تبيين نشده و عرف ها نيز براساس فرهنگ هاي مختلف برداشت واحدي از اين مفاهيم ندارند.
به تعبير ديگر، در پاسخ به اين سؤال، اگر از فرضيه احتمالي واگذاري کامل به عرف، که برخي مدعي آن هستند و ادله را فقط ناظر به عرف زمان هاي گذشته مي دانستند، بگذريم رياست خانوداه في الجمله به مرد واگذار شده و جاي ترديد نيست. اما اين رياست در حوزة چند عامل کلي و اصلي محصور و محدود است:
۱) اصل معاشرت به معروف
۲) اصل عدالت
۳) مسلمات شريعت چون احترام به والدين، صلة رحم و ...
۴) حقوق مشترک زندگي خانوادگي
۵) دايرة عقد زوجيّت
۶) اهليّت و صلاحيّت
اگر در پاسخ به سؤال مذکور مديريت مرد بر خانواده را پذيرفتيم، از ادلة شرعي، حريم و حد و مرز آن قابل استخراج نيست، بدين معنا که شارع در اين جهت سکوت کرده و آن را به عهدة عرف گذاشته است. نتيجه اين که قانون گذار عرفي مي تواند حريم مديريت مرد را در شرايط مختلف نشان دهد.
مبناي قوّاميت و رياست مرد را فضيلت مردان و انفاق آنان مي داند. در تفسير فضيلت ديدگاه هاي مختلفي ارائه شد. آنچه در آنجا مورد قبول واقع شد توان جسماني بيشتر مردان بود. بدان معنا که عارض شدن برخي حالات جسماني بر زنان چون حاملگي، قاعدگي، شيردادن بچه و ... نوعي ناتواني را براي وي به همراه دارد. اين ضعف، فضيلت و زيادتي در جانب مردان نشان مي دهد که با ضميمة اصل اتفاق مرد را براي قواميّت مهيا کرده است.
رياست مرد، مانند هر رياست ديگر، منوط به اهليت و صلاحيت در حوزة آن رياست است. اگر در ادلة، سخني از اين مطلب به ميان نيامده به جهت وضوح آن است. مگر مي توان رياست خانواده را به دست ديوانه يا سفيه و کودن و ... سپرد. آنجا که مدير خانواده مصالح حوزة رياست را رعايت نکند قطعاً از اين مقام معزول است. البته در مقام نزاع زن و مرد بايد داور حکم کند که مرد صلاحيت دارد يا خير؟
بنابراين، به فرض قبول رياست براي مردان ويژگي هاي فطري و عقلاني هر مدير را مرد بايد دارا باشد. فرد معتاد که زندگي را بر باد مي دهد هيچ گاه چنين رياستي ندارد. مرد عياش و هرزه نيز قطعاً از منظور نظر خارج است.
اگر مرد لياقت ندارد، از رياست معزول است اما رسيدگي به اين مسئله در حيطة کار داوران است. و زني که واجد شرايط است عهده دار ادارة خانواده مي شود.
به نظر مي رسد با توجه به آرا و نظريات لغت شناسان و مفسران، واژه ي قوامون و تفسير آيه ي شريفه بتوان اين واژه را چنين تعريف کرد: کلمه ي قوامون جمع قوّام صيغه ي مبالغه از ماده ي قيام به معناي ايستادن است که در لغات مختلف با توجه به قرينه هاي کلامي معاني مخصوصي به خود مي گيرد، ولي آن معنايي که در اين آيه ي شريفه مورد توجه قرار گرفته نوعي سرپرستي و به عهده گرفتن امور و مراقبت است؛ يعني کسي که اقدام مي کند براي پذيرش مسؤوليت، حمايت و هدايت صحيح خانواده براساس موازين حقوقي و اخلاقي. بنابراين با توجه به آرا و نظريات انديشوران اسلامي درباره ي سرپرستي خانواده تمام اتهام هايي که مغرضان و معاندان با قوانين اسلام در راه محکوم ساختن احکام و موازين اسلامي و ناکارايي آن به کار مي گيرند مردود، غير منطقي و غيرمنقول است. استاد مطهري مي فرمايد: معناي حکومت خانوادگي که مرد حکومت مي کند اين نيست که تمام آزادي ها را از زن سلب کند، حدود معيني دارد، حدودش چيست؟ حدود آن به طور کلي اين است: مسايل اجتماعي، مصالح خانوادگي، اسلام به مصالح خانوادگي خيلي اهميت داده است، خانواده يعني اجتماعي خانوادگي بايد محفوظ باشد، در آن جنگ و دعوا وجود نداشته باشد، مشاجره نباشد. اسلام مي گويد در اين اجتماع بايد حکومت باشد اما معناي «حکومت بايد باشد» اين نيست که تحکم باشد، يک مرد حق تحکم داشته باشد، مرد در حدود مسايل خانوادگي حق حکومت دارد يعني اداره کردن، يعني هرچه که به مصلحت خانواده است۱۱.

به طور خلاصه از نظر نحوه تربيت کودک و بطور کلي نحوه اداره سيستم خانواده مي توان ۴ نوع خانواده را مشخص کرد، که عبارتند از: الف) خانواده خشک و سخت گير(و ...

به تدريج که جامعه از الگوي جامعه کشاورز به صنعتي تغيير مي يابد،هم کارکردها و هم اقتدار خانواده، همراه با آن دگرگون مي شود. شايد عمده ترين پيامد و نتيج ...

● رزاسه يا گل سرخيان رزاسه يکي از خانواده­هاي متنوع و پر جمعيت از نظر گونه­هاي گياهي است. گياهان گوناگون آن با کاربرد مختلف ديده ميشوند. تعداد زيادي گ ...

در دين اسلام، زن جايگاه بسيار والايي دارد؛ هم در اجتماع و هم در خانواده. زن سازنده خانواده است و خانواده کوچک ترين واحد اجتماعي جامعه مي باشد؛ لذا مي ...

خانواده چغندر که نام علمي آن chenopodiaceae است، با حدود ۱۰۵ جنس و ۱۴۰۰ گونه و داراي پراکندگي وسيع در سطح دنياست و از نظر تنوع و تعداد گونه ها ، دومين ...

رزاسه يا گل‌ سرخيان رزاسه يكي از خانواده¬هاي متنوع و پر جمعيت از نظر گونه¬هاي گياهي است. گياهان گوناگون آن با كاربرد مختلف ديده مي‌شوند. تعداد زيادي گ ...

کم کم با نزديک شدن زمستان، سرماخوردگي بيش از پيش شايع مي شود و مصرف ميوه ها و سبزي هايي که به تقويت سيستم ايمني کمک مي کنند، اهميت بيشتر ي پيدا مي کند ...

قيام عاشورا به عنوان بزرگترين نقطه «حيات انقلابي» تشيع از جهات مختلف همواره مورد توجه قرار گرفته است ابعاد نظري اين فرازمندترين نقطه تاريخ حماسه يکي ا ...

دانلود نسخه PDF - حقوق خانواده