up
Search      menu
جانور شناسی :: مقاله حشره شناسي PDF
QR code - حشره شناسي

حشره شناسي

حشره شناسي قانوني

حشرات گروه بزرگي از بندپايان را تشکيل مي دهند که در حدود يک ميليون گونه آن تشخيص داده شده است و پيش بيني مي شود که اين ميزان به حدود سه تا چهار ميليون گونه نيز برسد. شگفتي و حيرت در آفرينش اين موجودات کوچک به سبب تنوع در جنبه هاي مختلف حيات آنهاست، مانند: اندازه، شکل، رنگ، تغذيه، رفتار و غيره.
انسان نيز با عقل و انديشه کنجکاو خدادادي خود به دنبال پي بردن به رموز عالم هستي است و از اين رو مطالعه حشرات براي او بسيار جالب جلوه مي کند. حشرات نيز در مقاطع مختلفي به پيشرفت و نوآوري انسانها کمک شاياني کرده اند و الگوهاي مناسبي در زمينه هاي مختلف صنعت و علم بوده اند (مثل صنايع هوايي، ترافيک، صنعت بيمه، جرم شناسي و غيره) اما علم جرم شناسي (Criminology ) که موضوع بحث ما نيز هست از حشرات بهره هاي فراوان برده است.
امروزه اين شاخه از علم به کمک دسته بزرگي از بندپايان توانسته تا بسياري از معماهاي قتل و جنايات را تشخيص داده و از آن پرده بردارد. حشره شناسي قانوني (Forensic Entomology) شاخه اي از علم جرم شناسي و پزشکي قانوني است که ازحشرات استفاده مي کند تا زمان مرگ (PMI=Post Mortem Interval )، جابجايي جسد، مرگ ناشي از مسموميت و موضوعات پيرامون آنها را مشخص گرداند. Forensic به معناي قانوني و يا دادگاهي است که بيشتر به قانوني استعمال مي گردد، Entomology نيز از دو واژه Entomo به معناي حشره و Logy به معناي شناختن و يا دانش است و در مجموع Entomology به معناي دانش حشرات و يا حشره شناسي است که روش جالب و نويني در تحقيقات جنايي محسوب مي گردد که البته تأثيرات انساني و محيطي را نيز در اين زمينه نبايد از چشم دور داشت. حشرات در اين علم از منابع و ذخاير غذايي موجود در صحنه جنايت که همان لاشه ها و اجساد هستند بهره مي برند و يک حشره شناس قانوني از اين مدارک زنده و غير زنده مثل تخم، لارو، شفيره و حشره بالغ در تشخيص زمان مرگ استفاده مي کند.
کاربردهاي متفاوت اين علم شامل تشخيص زمان مرگ، جابجايي هاي جسد از يک نقطه به نقطه ديگر، تشخيص مسموميت در جسد در صورت وجود، اهمال در نگهداري از کودکان و سالخوردگان و غيره مي شود. دلايلي وجود دارد که روشن مي کند والدين به طور عمد از نيش زدن زنبورها به فرزاندانشان براي تنبيه آنها استفاده مي کنند. علاوه براين مدارک حشره شناسي در اثبات اهمال و کمبود دقت کافي در مراقبت از سالخوردگان در بنيادهاي خصوصي و دولتي خيريه نقش دارد. نيز حشرات امکان معتبري را جهت يافتن دلايل شمار زيادي از تصادفات رانندگي که دليل وقوع آنها آشکار نيست فراهم مي آورند. علاوه بر تصادفات اتومبيل، حشرات علل حوادث ناخوانده هواپيماها بواسطه انسداد وسائل ضروري و خطوط سوخت در موتور آنها به شمار ميروند. حشره شناس قانوني با بررسي بقاياي تکه تکه شده حشراتي که در شيشه جلوي اتومبيل و يا رادياتور اتومبيل ها تجمع يافته و باعث اتفاقات ناگوار شده اند، مي توانند مدارک و دلايلي براي اين حوادث تهيه کرده و نشان دهند که مثلا اين اتومبيل در چه نواحي و مکانهايي بوده است( با توجه به اينکه در شرايط مختلف آب و هوايي حشرات مختلفي نيز موجود هستند)، نيز حشرات بر روي آناليز خونهاي ريخته شده در صحنه جنايت مؤثر هستند.
بر طبق دسته بندي که هنوز نيز موجود است، استيونسون و لرد(۱۹۸۶م.) حشره شناسي قانوني را به سه بخش تقسيم کرده اند:
۱) حشره شناسي قانوني شهريUrban Forensic E.
شامل دعاوي قضائي و مدني در مسائل ناشي از حضور بندپايان در اماکن مسکوني، باغها و خانه ها به عنوان آفت است. دادخواستهاي مربوط به سوء استفاده از سموم آفت کش نيز در اين مقوله جاي مي گيرد.
۲) حشره شناسي قانوني محصولات انباري Stored Products Forensic Entomology
اين شاخه به بررسي چگونگي آلوده شدن محصولات تجاري با حشرات مي پردازد؛ مثلا دادخواستهاي مربوط به وجود مگس در سس گوجه فرنگي در اين شاخه مورد رسيدگي قرار مي گيرد.
۳) حشره شناسي پزشکي قانوني Medicolegal Forensic Entomology
اين شاخه وجود بندپايان را در رابطه با وقايع خشونت باري مثل قتل، تجاوز و خودکشي بررسي مي نمايد و نيز به صدمات حاصل از تنبيهات بدني و نقل و انتقالات قاچاق مي پردازد و مي توان آنرا بدين لحاظ حشره شناسي پزشکي جنايي ناميد.
● تاريخچه
تاريخچه حشره شناسي قانوني به قرن سيزدهم (۱۲۳۵ميلادي) باز مي گردد هنگاميکه سونگ تزو که يک بازرس جنايي چيني بود، در يک نوشته به کاربرد حشرات در پي بردن به راز يک جنايت اشاره کرد که شايد اين اولين منبع حقيقي باشد که از کاربرد حشرات در کشف جنايت نامبرده است. ماجرا از اين قرار است که قتل ناگواري در يکي از مزارع برنج در يکي از روستاهاي چين اتفاق مي افتد و بازرسان جنايي محلي حل اين جنايت را بر عهده مي گيرند. بعداز يکسري سؤالات بي نتيجه، بازرسان همه روستائيان را با داس هايشان در يک نقطه جمع کرده و درخواست ميکنند که داس ها را در روي زمين قرار دهند. بعد از مدتي مگس ها بسوي يکي از داس ها جذب شدند، که شايد براي اين بود که از باقيمانده هاي مخفي مانده بافت مقتول هنوز روي داس اثري باقي بوده است و دارنده داس مذکور بدين ترتيب مجبور به اعتراف شد. در ديگر بخشهاي اين متن، سونگ تزو نشان داد اطلاع از مگس هاي ضايعه ساز (blow flies ) فعال بر روي لاشه ها وابستگي به زياد بودن آنها دارد و نشان از زمان هجوم مگس ها است و اثرات زخم روي بافتها، جذب کننده آنها بر روي بدن لاشه خواهد بود.
در يک آزمايش مشهورکه براي اثبات آزمايش از روش علمي بوسيله حشره شناسي استفاده شد، فرانسيسکو ردي (۱۶۶۸م.) گوشت فاسدي را در دو حالت مستقيم و محيط حفاظت شده در معرض دوبالان قرار داد. در نتيجه تحليل او از هجوم مگس هاي ضايعه ساز به اين گوشت ها ، او توانست فرضيه زايش خودبخودي (که بيان مي داشت اين مگس ها خودبخود و از گوشت فاسد شده زاده مي شوند) را رد کند.
بعدها، برگرت (۱۸۵۵م.) فرانسوي، تحقيقاتي پيرامون بدن يک کودک که پشت يک پوشش گچي در يک خانه پيدا شده بود انجام داد و نشان داد که حشرات در قسمتهاي پوسيده شده بدن در حال فعاليت هستند.
بين سالهاي ۱۸۸۳ و ۱۸۸۹ ميلادي، جي پي مگنين (که به عنوان بنيانگذار علم حشره شناسي قانوني معروف است) در فرانسه سري مقالاتي را در مورد ارتباط حشره شناسي با پزشکي قانوني منتشر کرد که نقش بزرگي در آگاه سازي حرفه جرم شناسي ايفا نمود.
پروفسور هرمان مرکل محقق آزمايشگاه تحقيقاتي پزشکي قانوني در مونيخ آلمان به سرگذشت گزارش جنايتي برخورد که نشان مي داد در تابستان سال ۱۹۱۹ميلادي، پسري والدين خود را به قتل رسانده و سپس آنها را سه هفته در جايي نگه داشته بود. در کالبدشکافي، اجساد در وضعيت متفاوتي تجزيه شده بودند. بدن فربه مادر ( که به سينه او شليک شده بود) کاملا باد کرده و پوسيده، هردو تخم هاي چشم تخريب شده و بوسيله ماگوت ها تسخير شده و فضاي آبگونه اي را ايجاد کرده است و نيز ماگوت هاي زيادي در بافتهاي مغز حاضر بودند. دستگاههاي داخلي ظاهرا صدمه نديده و در لايه هاي چربي هيچ گونه لارو يا ماگوتي حاضر نبود. در مقابل بدن پدر لاغر مانده و تمامي بدن بوسيله ماگوت ها انباشته شده، ارگانهاي داخلي تخريب شده و شفيره ها نيز در آن گسترش يافته بودند. دليلي که مي توان براي اين وضعيت عنوان کرد اينکه به بدن پدر تنها شليک نشده بود بلکه مکررا مورد اثابت ضربات چاقو قرار گرفته بود. اين هجوم مگس ها در گذاشتن تخم هايشان نه فقط در ناحيه صورت بلکه همچنين در داخل جراحات وارده نيز صورت گرفته بود و باعث تجزيه در تمامي بدن پدر مي شد.
براي اينکه شناسايي دقيقي از بندپايان مرده خوار، که از مهمترين مسائل است، صورت گيرد نياز به کارهاي رده بندي کافي برروي بي مهره ها است. لاشه(بافت مرده) غذاي مگس هاي ضايعه ساز (از خانواده Calliphoridae ) و مگس هاي گوشت (از خانواده Sarcophagidae ) است که از اينها بيشترين استفاده در تحقيقات جنايي مي شود. رساله آلدريچ (۱۹۱۶م.) بر روي سارکوفاژيده ها بود که در آن به استفاده از اندام تناسلي نر در شناسايي گروههاي مختلف اين خانواده پرداخته شده بود و به موجب آن حشره شناسان قادر به شناختن نمونه هاي نر بالغ در اين خانواده مهم شدند.
بيست سال بعد، نيپلينگ (۱۹۳۶م.) شرحي را منتشر کرد که در آن بسياري از لاروهاي مگس هاي گوشت که در مرحله اول لاروي بودند را کليد کرد. اگرچه نيپلينگ در سال۱۹۳۶م.کار مهمي بر روي فون مگس هاي ضايعه ساز در آمريکاي شمالي انجام داد، اما رسالة هال در سال ۱۹۴۸ م. به نام مگس هاي ضايعه ساز آمريکاي شمالي، امکان بسيار خوبي در شناسايي دقيق لاروهاي بالغ و غير آن در بسياري از گونه هاي اين خانواده فراهم ساخت.
چون پزشکي قانوني نياز به داده هاي معتبر درباره سرعت گسترش لاروي دارد، کوشش شاياني در اندازه گيري آن صرف شد. چون حشرات جانوراني خونسرد (cold blooded) هستند، سرعت گسترششان به بيشتر يا کمتر شدن درجه حرارت وابسته است. تحقيقات نشان دادند که براي هر گونه، معمولا، يک آستانه دمايي وجود دارد و پائين تر از آن توسعه و گسترش امکان ندارد.
دستيابي به نوشتجات علمي مربوط به حشره شناسي قانوني بوسيله دو فهرست راهنما آسان شد. يک راهنماي اوليه براي کاربرد حشره شناسي در آسيب شناسي قانوني، به صورت يک تاريخچه بود که بوسيله ميک و همکاران آماده شد(۱۹۸۳). نيز يک تاريخچه کامل از تمامي مکاتبات منتشرشده در سرتاسر جهان، بوسيله وينسنت و همکاران گردآوري شد (۱۹۸۵). مقاله آخري شامل ۳۲۹ منبع از ابتدا تا انتهاي ۱۹۸۳ مي شد.
با اين وجود آنچه از حشره شناسي قانوني جمع آوري شده بود در مقايسه با چندين زيرموضوع جنايي و يا زيست شناسي که تا آن زمان گردآوري شده بودند جامع نمي نمود.
به هرحال، اولين کتاب راهنما درمورد حشره شناسي قانوني در سال ۱۹۸۶ منتشر شد: کتاب راهنما براي حشره شناسي قانوني(اسميت۱۹۸۶). يک کتاب راهنماي ديگر به نام حشره شناسي و مرگ در سال ۱۹۹۰منتشر شد که براي بازرسان جنايي و ديگر متخصصين جنايي نگاشته شده است.
● دليل استفاده از بندپايان در تحقيقات پزشکي قانوني
در اين زمينه دو دليل مطرح مي شود، اولين دليل آن است که حشرات اولين موجودات غيرميکروسکوپي هستند که به جنازه در حال فساد دست مي يابند. مثلا مگس هاي کاليفوريده طي اولين دقايق پس از مرگ به سمت جسد جذب شده و روي آن تخمگذاري مي نمايند. به اين ترتيب با شروع رشد مگس ها روي اجساد، ساعت بيولوژيکي آغاز به کار مي کند که مي توان با آن زمان پس از مرگ PMI را تخمين زد. دومين دليل اينکه فون بندپايان مرتبط با جسد در طي روند فساد تغيير مي کند. در واقع جسد منبع موقت تغذيه براي موجودات زنده متنوعي از ميکروبها تا جانوران لاشه خوار است. در ميان اين موجودات زنده بندپايان از اعضاي اصلي اند و از ميان بندپايان حشرات مهمتر از بقيه هستند. با بررسي تغيير فون بندپايان اجساد در حال فساد مي توان مقياس زماني ديگري براي تخمين زمان پس از مرگ بدست آورد.
● اطلاعاتي که يک حشره شناس قانوني بايد داشته باشد
حشره شناسان قانوني مي بايست به طور معمول اطلاعاتي در مورد معاينات پس از مرگ و مدت زمان گذشته از مرگ و يا به عبارتي تعيين زمان مرگ در تحقيقات جنايت و قتل داشته باشند. اين دانشمندان ميتوانند از روشهاي مختلفي شامل توالي بين گونه اي، وزن لاروي، قد لاروي و روشهاي علمي بيشتري در شناخت تکنيک ساعت هاي گذشته از مرگ که مي تواند بسيار دقيق و جامع باشد بهره ببرند، البته اگر داده هاي ضروري در دسترس باشند. او همچنين اطلاعاتي نيز مي بايست در مورد نحوه جمع آوري انواع مختلف حشراتي که در صحنه جنايت حاضر هستند، داشته و نسبت به جمع آوري آنها اقدام نمايد. حشره شناس قانوني فاکتورهايي را نيز بايد در نظر داشته باشد:
اول در مورد محل جسد بايد بداند: به طور عام محل جسد پر از چوب است، ساحل شني است، خانه است يا در کنار جاده است؟ از لحاظ گياهان رشد يافته منطقه، درخت است گياه علفي است، بوته است يا درختچه؟ نوع خاک، صخره اي است يا شني و يا پر از گل است؟ آب و هوا در مجموعه زماني مشخص آفتابي يا ابري است؟ دما و يا رطوبت در مجموعه زماني مشخص چگونه است؟
دوم در مورد بقايا بايد بداند که: لباس متوفي، اندازه و نوع آن چگونه است؟ آيا جسد دفن شده يا با چيزي پوشانه شده باشد؟ اگر چنين است در چه عمقي و چگونه (با خاک، برگ و يا پارچه)؟ علت مرگ چه بوده است، (البته اگر مشخص است) به خصوص آيا در صحنه، خون يا مايعات ديگر بدن وجود دارد؟ آيا هيچ گونه زخمي وجود دارد؟اگر هست، از چه نوعي است؟ آيا داروي مهمي وجود داردکه ممکن است در روند تجزيه نقش داشته باشد؟بدن چگونه و در چه وضعي قرار گرفته است؟ جهت بدن به کدام سو قرار گرفته است؟ تجزيه و فساد جسد در چه مرحله اي است؟ آيا گروهي از لارو مگس ها وجود دارد؟ چندتا؟(اين ميتواند بر دماي بدن مؤثر باشد). حرارت مرکز توده حشرات چگونه است؟ آيا اين احتمال وجود دارد که مرگ در آن محل اتفاق نيفتاده باشد؟
● مراحل فساد يک جسد
مرگ سلولي هنگامي است که فعاليت تنفسي و متابوليکي متوقف گردد. مشخصاٌ هنگاميکه تمامي سلول ها مرده اند جسم نيز مرده است. اما همه سلول ها با هم نمي ميرند مگر اينکه انفجار هسته اي رخ دهد! وقتي بمبي در يک ماشين منفجر مي شود بدن تکه تکه مي شود و سلول هاي شخص تا چند دقيقه يا بيشتر به زندگي ادامه مي دهند. مثلاٌ سلول هاي عصبي در مغز آسيب پذيري مخصوصي به نبود اکسيژن نشان مي دهند و بين ۷-۳ دقيقه پس از توقف کامل اکسيژن خواهند مرد.
يکي از مواردي که پس از مرگ اتفاق مي افتد کاهش حرارت بدن است. قبل از اينکه حرارت در بدن کاهش نمايد، افت حرارت مي بايست از خارج به داخل باشد. پس از اين افت حرارت بدن تابع يک نرخ کاهش است که مي توان از آن در تعيين زمان سپري شده از مرگ استفاده نمود.
بعد از مرگ، اکثر ارگانيسم هاي داخلي فعاليت بالايي خواهند داشت. Escherishia coli و ديگر ميکروارگانيسم ها شروع به تکثير خود و تجزيه ميزبان مي کنند. ابتدا روده و خون مورد حمله قرار مي گيرند و در اين زمان ترکيب گازها و ديگر مواد منجر به از هم گسيختگي ارگانهاي داخلي شده و آنها نيز مورد هجوم قرار خواهند گرفت. اندام ها شروع به تجزيه در زمان هاي مختلف پس از مرگ مي کنند که شايد بتوان از آن در زمان سپري شده از مرگ استفاده نمود.
فساد و تجزيه بدن به مراحل مختلفي تقسيم مي شودکه در جدول زير مشاهده مي کنيد:
● آشنايي با بندپايان مرتبط با جسد
برخي گروههاي بندپايان که در حشره شناسي قانوني بکار مي روند در اينجا بيان مي گردد:
▪ سوسکها يا قاب بالان(Beetles)
سوسکها ( از راسته Coleoptera ) يکي از بزرگترين گروههاي جانوران بوده و همچنين داراي يک رشد و دگرديسي کامل هستند. لارو سوسکهايي که از اجساد تغذيه ميکنند را مي توان به راحتي تشخيص داد. آنها سه جفت پا دارند، بدن لارو سفيد رنگ، تنومند و بدون مو تا قهوه اي تيره، باريک و کاملا مودار است. ديگران شايد ظاهري بيشتر سياه داشته و به صفحه هايي در پشت خود مسلح باشند. شمار و منشا سوسکهاي بالغي که ميتوان بر روي باقيمانده اجساد انساني يافت بسيار متنوع است.
Staphylinidae :
استافيلينيدها يا سوسک هاي پرسه زن شايد چند ساعت پس از مرگ وارد بدن مي شوند و عمليات تجزيه کردن را از درون و بيرون به طور فعال انجام مي دهند.اينها داراي بالپوش کوتاه مشخص هستند.
Dermestidae :
اين گروه سوسک هاي معمولي هستند که در مراحل جنبي تجزيه وجود دارند. لارو اين سوسکها قبل از خشک شدن جسد ظاهر نمي شوند. لاروها و حشرات بالغ از پوست خشک شده، موها و ديگر ارگانهاي مرده و خشک شده حيواني تغذيه مي نمايند. اين سوسک ها همچنين آفت مواد انباري در خانه ها و نيز آفت کلکسيون هاي حشرات و خزه ها در موزه و مکانهاي ديگر هستند.
Histeridae :
اين خانواده داراي بالپوشهاي کوتاه هستند اما به اندازه استافيلينيدها کوتاه نيست. اين خانواده در جاهايي که اجساد وجود دارند و يا تعفني وجود دارد يافت مي شوند. اينها در مدت بادکردگي جسد، فساد جسد و مراحل اوليه خشک شدن جسد وجود دارند. اين گروه در مدت روشني روز در زير جسد پنهان مي شوند اما در هنگام شب فعاليت خود را از سر مي گيرند.
Silphidae :
در اين خانواده گونه هايي از Nicrophorus يافت شده که در اجساد کوچک دفن شده ساکن هستند. بعضي از گونه هاي اين جنس بر روي لاشه هاي بزرگتر زندگي مي کنند. سوسک هاي بالغ ترجيح مي دهند از ماگوت ها تغذيه کنند، اما از لاشه ها نيز تغذيه مي نمايند.گزارشهايي وجود دارد که نشان مي دهد از جسد مردي حدود ۱۳ نمونه Necrodes littoralis يافت شد که تخم گذاري نيز کرده بوده اند.
▪ مگسها يا دوبالان (Flies ):
مگس ها (از راسته Diptera ) حشرات بسيار مهم و حياتي در مطالعات جنايي به حساب مي آيند. لاروها که به ماگوت ها معروف هستند در روي لاشه به وفور يافت مي شوند و لذا مدارک مهمي در تشخيص زمان مرگ به حساب مي آيند. لاروها عموما شيري رنگ و بدون پا بوده و سري نوک تيز و انتهايي بزرگتر دارد و به تراشه هاي تنفسي مجهز است که خود يکي از دلايل تشخيص بين گونه اي است.
Trichoceridae:
يا حشره زمستانه نيز ناميده ميشود، چون گونه هاي معمول مثل T. regelationis, T. saltator, T. maculipennis و غيره به فراواني در ماههاي زمستان يافت مي شوند، اگرچه آنها در سرتاسر سال به تناوب وجود دارند. لاروها از مواد غذايي پوسيده تغذيه مي کنند(Saprophagous). اين لاروها زمانيکه مگس هاي ضايعه ساز وجود ندارند، بخش مهمي در لاشه ها را در طول زمستان تشکيل مي دهند.
Stratiomyidae :
لاروهاي Hermetia illucens از مدفوع انساني و نيز بقاياي انساني تغذيه مي کند. معمولا اين گونه ها در عمليات تجزيه ديرتر پيدا مي شوند.
Phoridae :
خانواده بزرگي از مگس ها که در قسمت پشتي کوهان دارند. به طور معمول بدني زبر به همراه رگه بندي بال مشخص دارند. آنها در گروه متنوعي از ارگانهاي در حال فساد توليدمثل مي کنند و نيز بعضي بر روي قارچها و يا به صورت پارازيت گسترش يافته اند. نيز مرحله لاروي برخي از گونه ها شکارچي هستند. چندين جنس از اين خانواده به طور منظم بر روي لاشه مهره داران يافت مي شوند. مثل: Anevrina,Conicera, Diplonevra, Dohrniphora, Meopina, Triphleba و بعضي گونه هاي Megaselia . گونهConicera tibialis که به مگس تابوت نيز شناخته شده است در بدن هاي داخل تابوتي که در زير زمين براي چندين سال دفن بوده است، يافت مي شود. مگس هاي بالغ مي توانند براي مدت چهار روز در عمق ۵۰ سانتي متري زمين باقي بمانند. در قبرهاي به عمق معمول يعني حدود ۲-۱ متر تغييرات دما ناچيز است. حدود ۵ درجه سانتي گراد، بنابراين توسعه از تخم تا حشره بالغ زمان قابل توجهي مي گيرد.
Syrphidae :
اين خانواده از مگس هايي هستند که مي توانند در يک جا متوقف شده و بال بزنند. اين گروه سعي مي کنند خود را از زنبورها مخفي کنند. اين ها در آبهاي کثيف يافت مي شوند و ممکن است بر روي بدن مرده نيز باشند.
Sepsidae :
بسياري از مگس هاي مشخص هنگاميکه زنده هستند به صورت بالغ و به تعداد زياد در اطراف مدفوع و مواد پوسيده يافت مي شوند. اين خانواده از بدن انسانها در زمان تخمير پروتئيني و قبل از تخمير آمونياکي تغذيه مي کنند.
Piohilidae:
معروف به مگس هاي درخشان در تاريکي هستند. لاروها لاشه خوار بوده و اغلب بر روي بدنهاي مرده يافت مي شوند. لاروهاي بعضي گونه ها زمانيکه آشفته باشند مي توانند تا بلنداي قابل توجهي جست و خيز نمايند. اين رفتار شايد تاکتيک دفاعي دربرابر شکارچي ها باشد. اين مگس ها همچنين به پنير و گوشت نمک سود شده و يا لاشه هاي خشک شده نيز هجوم مي برند.
Sarchophagidae :
يکي از مهمترين خانواده هاي مگس ها معروف به مگس گوشت يا مگس شطرنجي (Flesh flies) که بر روي لاشه به وفور يافت مي شوند. در ميان اين گروه مگس هاي گوشت بزرگي با چشم هاي قرمز رنگ و شکم خاکستري و شطرنجي شکل يافت مي شوند. اين مگس ها تخم نمي گذارند اما، لاروهايشان بر روي اجساد يافت مي شود. اينها به همراه مگس هاي کاليفوريده هستند و جزء اولين حشراتي هستند که به لاشه وارد مي شوند.
جنس Sarchophaga تخم گذار نبوده بلکه لارو زا است. فرم بالغ اين جنس داراي سه نوار طولي در پشت سينه و صفحات کوچک سفيد و تيره (شطرنجي) در پشت شکم است و مشخصه اين جنش به شمار مي رود. مگس ماده لاروها را در دستجات ۴۰-۱۰ تايي بر روي لاشه و يا زخم هاي سطحي بدن مي گذارد و ايجاد مياز مي نمايد.(مياز بيماري ناشي از حضور لارو مگس ها در بافتهاي زنده بدن است). اين جنس به همراه کاليفوريده ها چندي پس از مرگ به آن هجوم مي برند.
Caliphoridae :
خانواده مهم ديگر به نام مگس هاي ضايعه ساز يا مگس هاي پر سرو صدا (Blow flies) ناميده مي شوند. لاروها پا نداشته و رنگ بدن در بسياري از گونه ها شيري رنگ است، بدن لطيف و نرم است. شفيره مگس هاي ضايعه ساز اغلب بسته بوده و تا حدي شبيه فضله موش و يا تخم سوسريها هستند.. بيشتر مگس هاي بالغ اين گروه ظاهري سبز و يا آبي متاليک(براق) دارند و براحتي قابل تشخيص هستند. اين مگس ها همچنين از لحاظ اندازه شبيه مگس هاي خانگي هستند، صداي پرواز آنها بسيار بلند بوده که کلمه blow (به معني ايجاد صدا کردن) نيز به همين دليل است. لاروها داراي ضمائم دهاني مسلح هستند و نوارهايي از خارهاي کوچک بر روي هر بند بدن آنها وجود دارد. بند آخر نيز داراي ضمائم مشخص است.
گونه Lucilia sericata رنگي اغلب سبز تيره فلزي و يا درخشان دارد و به green bottles (بطريهاي سبز) معروف هستند. هيچ موئي روي سطح سينه وجود ندارد و ساقه رگبالها فاقد مو مي باشد. بر روي تمامي بندهاي بدن نوزادان نوارهايي از خارهاي ريز وجود دارد ولي خارهاي سطح پشتي بند اول (به علت اينکه بندها درهم فرو رفته است) ديده نمي شود. بر روي منفذ تنفسي پشتي، پريترم نازک بوده و داراي يک زائده داخلي است.
Fanniidae :
اين گروه مثل Fannia canicularis کوچکتر از مگس هاي خانگي هستند. اينها مي توانند در روي لاشه ها نيز تغذيه کنند، به خصوص اگر لاشه با تکه هاي بافت به صورت مايع چسبنده نيز همراه باشد. لاروها عمليات هاي بادکردگي جسد را انجام داده و باعث شناوري جسد در آب مي شوند.
Muscidae :
در ميان اين خانواده بزرگ، مگس خانگي مشهور يا Musca domestica وجود دارد. اين مگس ها در خانه ها هستند و يکي از بيشترين گونه هايي هستند که در کره زمين گسترده شده اند. در آب و هواي گرم مي توانند در مدت ۱۴ روز تکامل پيدا کنند. تخم ها را در مواد پوسيده و به طور محدود در بدن مرده مي گذارند.
▪ سوسريها يا سوسک هاي حمام (Cockroaches)
در راسته Dictyoptera قرار دارند. سوسريها يا سوسک هاي حمام (موجوداتي که عوام به عنوان سوسک مي شناسند ولي در حقيقت تفاوت عمده اي با سوسک هاي واقعي دارند) همه چيز خوار هستند و يکي از ناقلين مهم بيماريهاي مختلف به شمار مي آيند البته بسياري از گونه ها مفيد بوده و بيماريزا نيستند.(در حال حاضر ۳۵۰۰ گونه سوسري وجود دارد) سوسريها نيز که معمولا شب فعال هستند، در صحنه هاي جنايت که در آن لاشه وجود دارد يافت شوند.

هيدرولوژي يا آب شناسي از دو کلمه Hydro به معني آب و Logos به معني شناسايي گرفته شده است. ديد کلي هيدرولوژي علمي است که در مورد پيدايش خصوصيات و نحوه ت ...

خون شناسي به مطالعه سلولهاي خوني و انعقاد مي پردازد. اين علم مقدار و ساختمان و عمل سلولهاي خوني ، پيش سازهاي سلولهاي خوني را در مغز استخوان ، ساختار ه ...

طبيعت بر ۳ رکن اساسي آب، هوا و خاک استوار است؛ بر اين اساس شناخت طبيعت و ارکان آن، حفاظت و پاسداري از طبيعت از مسووليت اجتناب ناپذير انسان هاست. کشاور ...

سنگ شناسي سنگ شناسي آذرين ريشه لغوي سنگهاي آذرين ، Igneous rocks نام خود را از واژه Ignis گرفته‌اند که در لاتين به معناي آتش است. ديد کلي اين سنگهاي ...

مخلوقات خداوند بزرک و کوچک سنگين و سبک نيرومند و ناتوان هريک با نظام دقيق و کامل ما را به آفريننده آنها متوجه مي کند. با نگاههايي پرسشگرانه به جهان پي ...

مشخصات عمده مارها به شرح زير است: ۱) گوش خارجي ندارند. ۲) انتهاي قدامي زبان آنها دو شاخه است و داخل کيسه يا غدامي در دهان قرار دارد. ۳) چشم آنها فاقد ...

عقرب نام يکي از گونه هاي بند پايان است که داراي ۸ پا و نيشي با زهر کشنده مي باشد. نيش عقرب در نوک دم آن قرار دارد. عقرب ها (Scorpion) وابسته به عنکبوت ...

همانطور که مي دانيد خفاش ها پستاندار هستند، در واقع تنها پستانداراني که بال دارند و قادر به پرواز کردن هستند. نام علمي آنها Chiroptera بوده و به معني ...

دانلود نسخه PDF - حشره شناسي