up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله حادثه کربلا PDF
QR code - حادثه کربلا

حادثه کربلا

حقانيت،رمز بقاي کاروان عاشورا

تاسوعا و عاشورا نزديک است. هر کس به قدر وسعش بيرق ماتم حسين (ع) را برافراشته است. هر کس هر آنقدر که مي تواند در ماتم حسين(ع) شرکت مي کند . گويا غم و ماتم پسر ام ابيها از خيلي پيش تر ها در دل ما گنجانده شده است. انگار کربلا، علقمه ، فرات و لب هاي تشنه بخشي از وجود ماست که با آغاز محرم در عطش عشق حسين (ع) زبانه مي کشند .
نمي دانيم چرا ولي همواره وقتي نام مبارک دخت مکرم اميرالمومنين حضرت زينب کبري سلام الله عليها بر لبانمان جاري مي شود اندوهي بزرگ قلب هاي ما را احاطه مي کند و اشک بر گونه ها جاري مي گردد . نمي دانيم چرا ولي عالم درون مان قيام مي کند وقتي از ابالفضل العباس (ع) ذکري به ميان مي آيد. گويا حسين (ع) و کاروانش جزئي از وجود مايند که با درون مان پيوندي جاودان بر قرار کرده اند و از اين روست که غم و اندوهشان نيز جزئي از غم اندوه ماست . غم کربلا اندوهي است بزرگ در درونمان که شايد سينه زني ها و عزاداري هاي محرم اندکي از اين غم بکاهد و آلام ما را تسکين دهد.
اما به راستي محرم چه چيز با خود به همراه مي آورد که اين گونه عالم و آدم را به سوگ مي نشاند. در عزاداري حسين (ع) مگر چه چيز گفته مي شود که آتشي تمام وجود مان را در بر مي گيرد و جانمان را شعله ور مي سازد؟آيا تنها مظلوميت اين کاروان عالم را نوحه گر و بيرق دار عزا و ماتمش کرده؟ آيا تنها دلاوري هاي اين ۷۲ تن ماندگاري کاروان حسين ( ع ) را بر جريده عالم ثبت کرده است؟ آيا غريبي غريبان ماتمکده هاي شام اين کاروان را اين چنين بر تارک مظلوميت نشانده است و يا نامردي ها کوفيان و غربت حسين (ع) اين چنين شوري در عالم به پا کرده است؟!هر چند تمام اينها جزئي از مصيبتي بزرگ به نام کربلاست با اين حال تنها اين سختي ها و ددمنشي هاي دشمنان آل پيامبر (ص) ، واقعه عاشورا را بي همتا نکرده است. هر چند جدال لشکري ۳۰ هزار نفري با هفتاد و دوتن اوج ددمنشي و سفاکي قلوب نامردان اموي را به تصوير مي کشد اما تمام اينها تنها پيرايه هاي واقعه عظيم کربلاست که بر محور کانون حق مداري و حق پرستي کاروان عاشورا شکل گرفته است .
آخرين شب کربلا شب عجيب و دردناکي است . لشکري ۳۰ هزار نفري در پيشاپيش کاروان عاشورا با شمشيرهايي آخته صف کشيده است. عطش، کاروان را در بر گرفته است. دو لشکر با هم اتمام حجت کرده اند و برپايي جنگ در سپيده دم حتمي است.
حسين بن علي عليه السلام شب هنگام ياران خود را جمع مي کند و مي گويد من در ميان اصحاب جهان با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمي دانم . در ميان خانواده ها مهربانتر از افراد خانواده خود نمي شناسم . اني لا اعلم اصحاباً اوفي و لاخيراً من اصحابي و لااهل بيت او قبل و لاافضل من اهل بيتي . خداوند شما همه را از طرف من جزاي خير دهد. من به همه شما اجازه دادم تا همه شماها آزادانه برويد و من شما را حلال کردم اين شب تاريک، شما را فرا گرفته در امواج ظلمات، خود را از گرداب بيرون بکشيد هر کدام از شما دست يکي از افراد خاندان مرا بگيرد و در روستاها و شهرها پراکنده شود زيرا اين مردم مرا مي خواهند و اگر مرا گرفتار کنند از جستجوي ديگران بگذرند...
حسين ( ع ) اينها را مي گويد. اين حرف ها جوانان بني هاشم را به آتش مي کشد . مگر مي شود که ما برويم و حسينمان بماند. اي واي برآن مردمي که از امامشان روي بر مي گردانند. صف ها يکي يکي خالي مي شود . هرکسي بهانه اي مي تراشد در ذهنش و به يکبار به پامي خيزد و خيمه را ترک مي کند.تاريکي شب، سياهي قلوب بي وفايان را مي پوشاند و آنان براي هميشه به سياهي ها مي پيوندند. اما آنان که حقيقت راه عاشورا را درک کرده اند مي دانند که در راه ولايت تقديم جان تنها اداي دين است و بس ، مي مانند و اهل حرم را تا آخرين نفس همراهي مي کنند. حضرت ابوالفضل (ع) در شب عاشورا پس از اتمام حجت امام حسين (ع ) صحبت را آغاز مي کند و ابراز وفاداري مي نمايد. مسلم بن عوسجه مي گويد ما دست از تو بر نمي داريم. نيزه به سينه دشمن مي کنم و تا دسته شمشير در دست دارم با آن بجنگم و اگر سلاح به دستم نماند به آنها سنگ بيندازم.
به خدا اگر بدانم که کشته مي شوم و زنده مي شوم و سپس کشته مي شوم و سوخته مي شوم و خاکسترم را باد مي دهند و هفتاد بار با من چنين کنند از تو جدا نشوم تا در آستانت بميرم ولي افسوس که فقط يک جان دارم . زهيربن قين نيز در اعلام وفاداريش مي گويد: به خدا من دوست دارم کشته شوم و زنده شوم و باز کشته شوم تا هزار بار و خداوند با اين کشتار، از تو و خاندانت دفاع کند.
سپس حضرت قاسم بن الحسن (ع) قيام مي کند. قاسم ۱۳ سال سن دارد . پيش خودش شک مي کند که آيا اين شهادت نصيب من هم مي شود يا نه ، رو به حضرت مي کند و مي گويد : يا عماه انا في من قتل؟ آيا من هم جزء کشته شدگان هستم. حضرت از او پرسيد کيف الموت عندک؟ مرگ پيش تو چگونه است؟ عرض کرد يا عماهاحلي من العيل . شيرين تر از عسل. حضرت فرمود نعم ابن اخي. آري ياران حسين اين گونه پاي در رکاب ولايت دارند و اين گونه بر حقيقت راه حقانيت ولايت پايبندي مي کنند و نام خويش را بر تارک افتخار جهان ثبت مي کنند. شجاعت، جنگ آوري ، بي باکي ها و مردانگي هاي کاروان حسين (ع) به تنهايي مجموعه کاملي از انسانيت است . اما آنچه که اين کاروان را دست نايافتني کرده است و ارزش و مقام آن را والا ساخته است حقانيت جبهه حسين بن علي (ع) و فداکاري هاي اين جبهه براي حقانيت بوده است.
هرچند امام حسين ( ع ) دلداده فرزند نازنينش حضرت علي اکبر (ع) بوده است اما اين دلبستگي هرگز مانع از آن نشد تا حضرت اباعبدالله (ع) اين فرزند را نيز در راه حقانيت به ميدان فرستد . هرچند مصائبي که بر حضرت زينب سلام الله عليها وارد شد بسيار سخت و جانکاه بود اما اين مصائب هيچ گاه موجب سستي ايمان و يا اعتمادشان به حقانيت راه حسين بن علي (ع) نشد. بلکه ايشان در اين مسير تمام اين سختي ها را معطوف به يک هدف متعالي تحمل کردند و همين امر نيز موجب شد که شخصيت ايشان يک شخصيت بي مثال در تاريخ اسلام باشد. بانويي که مصيبت هاي عظيمي را پيش روي خود ديد که شايد هر کدام از آنها براي از پادرآمدن يک فرد کافي باشد اما اين مشکلات هيچ گاه نتوانست ايشان را از ماموريت و وظيفه خويش بازدارد و ايشان تا آخرين لحظه بر حقانيت جبهه ولايت ايستادگي کرد.
شايد اين اساسي ترين ويژگي کاروان حسينيان باشد که آنان را براي همواره در تاريخ جاودانه ساخته است. شايد جسارت و پايمردي کاروان حسيني در مقابله با دشمنان حقانيت و ولايت اصلي ترين بارزه و خصيصه عاشوراييان باشد که موجب شده است با گذشت ۱۴ قرن از حادثه کربلا همچنان غم آنها سراسر وجودمان را پرکند و تنها اشک و شيون مي تواند مرهمي بر اين مظلوميت بزرگ باشد.

امام علي بن الحسين(ع)، مشهور به زين العابدين و سجاد، بنا به نقل مشهور در سال ۳۸ هجري در مدينه به دنيا آمد. در هنگام حادثه کربلا ۲۲ يا ۲۳ سال سن داشته ...

سخن از حسين(ع) و قيام او نامكرر است، هر چند تشنه از ره رسيده را سيراب كند. غبار زمان را كنار مي زنيم تا ببينيم حسين كه بود و چه كرد.حادثه عاشورا مختص ...

بنا بر نقل مشهور حضرت امام حسين (ع)، در روز۲ محرم سال۶۱ هجري قمري وارد کربلا شد. براساس احاديث صحيح وارده خداي سبحان به زمين کربلا قداست و شرافتي خاص ...

يکي از کساني که نزد مختار داراي موقعيت خاصي بود و مختار او را به خاطر قرابت و نزديکي او با اميرالمؤمنين(ع) گرامي مي داشت «عبدالله بن جعده بن هبيره» بو ...

در زندگى پرفراز و نشيب امام زين‏العابدين عليه السلام نکات بسيار مهمى براى بحث و بررسى وجود دارد. در اينجا گوشه‏اى از نقش احياگر سيدالساجدين حضرت امام ...

امسال، توفيقي عظيم شامل حال حقير شد. حضور در مراسم حج تمتع را تا تجربه نکرده باشي، نميداني که از چه سخن ميگويم؟ البته شايد تو بتواني اما حقيقتا من پيش ...

خداوند درباره توفان نوح و برآمدن آب در منطقه بين النهرين، حوزه نبوت نوح(ع) مي فرمايد: وقتي اراده الهي بر آن شد که آب، زمين را فرا بگيرد تنور فوران آب ...

شاهد غدير و شهيد عاشورا اشاره: نگارش زندگينامه شهداي کربلا نخستين بار از قرن سوم آغاز شد. کهن ترين رساله در اين باره رساله تسمية من قتل مع الحسين است ...

دانلود نسخه PDF - حادثه کربلا