up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله تکالبف ديني PDF
QR code - تکالبف ديني

تکالبف ديني

دين شاخص ها و آموزه هاي آن

در اين مجال اندک ، تاريخچه و انواع دين – حقانيت آنها – قلمرو تعاليم دين و مسئول فهم آن هدف از احکام و حدود – ارتداد – حجاب – کرامت ذاتي انسان ها حقوق بشر و دخالت دولت در اجرا و اقامه آنها و جايگاه پيامبران در اقامه عدالت ، در ۱۹بند ، به اختصار بيان مي شود .
۱) سابقه تاريخي دين تا کجاست ؟ ۱
تاريخ انسانها نشان مي دهد که رفتار آنان آکنده از تمايل به دين است . به تعبيري تاريخ انسان با تاريخ دين يکي است . اين واقعيت در منابع اسلامي هم منعکس شده است . اولين انسان طبق آنچه در قرآن کريم آمده آدم (ع) بوده که سخن از امر و نهي خدا به او و نبوت اوست .(۱) انسانها بنا به خواسته دروني شان ، يا خود دين هايي ساخته اند و يا انبياي الهي از جانب خداوند براي آنان دين حقي را آورده اند ، مانند دين هاي ابلاغ شده توسط حضرت موسي (ع) و عيسي (ع) و پيامبراسلام (ص).
۲) انواع دين کدامست ؟ ۲
اديان را مي توان به دو دسته تقسيم کرد :
ادياني که بدون بعثت پيامبري از جانب خداوند به وجود آورده شده اند ،
و ادياني که پيامبران از جانب خداوند آورده و به مردم ابلاغ کرده اند .
اديان غير آسماني به دليل اين که خدا و پيامبران منشاء آن نبوده اند ، مثل همه ساخته هاي بشري ارزش ديني ندارند ; هر چند نام دين بر آنها اطلاق شود .
آنچه را که اکنون به عنوان اديان الهي مطرح است ، سه دين يهوديت ، مسيحيت و اسلام است .
بنابر نظري همان گونه که در قرآن کريم آمده است مجوسيت (دين زرتشتيان) و دين صابئان نيز از اديان آسماني اند :)(۲)
ولي از اين آيه ها آسماني بودن دين آنان استفاده نمي شود ، هرچند از اخبار وارده به دست مي آيد که مجوس اهل کتاب آسماني مي باشند .
مجوسيان معتقد به کتاب آسماني و پيامبري زرتشت هستند ، و صابئان مدعي اند که کتابي آسماني دارند و معتقد به خدا ، ملائکه ، بهشت ، جهنم و برخي از انبيايند .
۳) دين يا شريعت ، تفاوت در چيست ؟ ۳
دين در اصطلاح ، به برخي امور مقدس گفته مي شود که ارتباط تنگاتنگي با ذات انسان دارد ، و خواست معنوي انسان را پاسخ مي دهد و او را سيراب مي کند . به نظر ما ، چنين چيزي در صورتي حق است که از جانب خداوند نازل شده باشد ؛ تنها در اين صورت است که حقيقتا مي توان نام دين بر آن گذاشت . در قرآن کريم به صراحت آمده است :
و من يبتغ غير الاسلا م دينا فلن يقبل منه . (۳)
و هر کس غير از اسلام ديني جويد از او پذيرفته نشود . (۴)
کلمه دين گاهي در برابر شريعت استعمال مي شود و مراد اصول دين است ؛
و شريعت بخش هاي اخلاقي و فقهي را در بر مي گيرد .
۴) پذيرش اديان مختلف چگونه است ؟ ۴
نفس قبول يک دين ، پاسخ به خواست فطري و احساس انجام تکليف است . در صورتي که شخصي به ديني ايمان آورده و به آن قانع و راضي شود ، دل در گرو آن دارد و خود را به آن قانع مي داند و براي او پذيرفتن دين ديگر مشکل است . اين شخص را نمي توان مصداق دين گريز دانست ، اگر چه ممکن است دين حق را نپذيرفته باشد .
در واقع با پذيرفتن ديني ، او خواست قلبي و تکليف خود را انجام يافته تلقي مي کند و نداي فطرتش را پاسخ داده است .
بسيار کسان در دنياي دينداري و عقيده از اين قبيل اند . اکثريت جمعيت دنيا نوعي دين را براي خود انتخاب کرده اند و دل به آن بسته اند و با همان زندگي مي کنند .
۵) حقانيت اديان به چيست ؟ ۵
آنچه در اينجا درصدد بيان آن هستيم توجه به جنبه هاي تاريخي دين نيست ، بلکه پرداختن به اين نکته است که آيا هر يک از اديان سهمي از حقانيت دارند يا خير ؛ و کساني که ديني را طبق مقتضاي محيطي و تربيتي مي پذيرند آيا همان دين از ايشان پذيرفته است و يا خير .
در صورتي که پيروان اديان سابق به رغم آمدن دين جديد همچنان بر عقيده خود اصرار بورزند و پايبندي خود را بر آن اعلام کنند ، دو صورت براي آن قابل تصور است :
يکي اين که واقعا به آن اعتقاد دارند و آن را از جانب خداوند مي دانند و حقانيت دين جديد براي آنان ثابت نشده است ؛
و ديگر اين که از سر لجاجت و عناد و با علم به حقانيت دين جديد آن را نمي پذيرند .
در صورت اول ايمان آنان پذيرفته است و اسلام هم آنان را به رسميت مي شناسد . (۵)
گروه دوم که در برابر دين حق سرسختي نشان مي دهند و آن را نمي پذيرند و حاضر نيستند تعصب و سرسختي بي دليل خود را کنار گذاشته و دين حق را بپذيرند ، همانند کافراني اند که حاضر نمي شدند در برابر پيامبران الهي تسليم شوند (۶)
۶) دين چه مي آموزد ؟ ۶
▪ دين به انسانها مي آموزد تا خود را با عالمي که در آن زندگي مي کنند هماهنگ سازند . چرا که بدون چنين هماهنگي ميان انسان و جهان پيرامونش ، تداوم زندگي برايش دشوار مي شود و احساس پوچي و بيگانگي به او دست مي دهد .
▪ آنچه دين به انسانها مي آموزد ، چه در بخش اعتقادات و چه در بخش احکام ، به منظور رساندن آنان به کمال و سعادت است . دو چيزي که جزء خواسته هاي ذاتي انسانها است و چنين سعادت و کمالي منحصر در رشد مادي و دستاوردهاي رفاهي نيست .
▪ دين حرفه اي نيست که با آموختن آن بتوان رنج ها را کاهش داد و نابساماني ها را از بين برد . دين احساسي قلبي است که وجودش آثار و ثمرات پيش گفته را دارد .
۷) جامعيت دين به چه معناست ؟ ۷
جامعيت و کمال دين ، به داشتن رهنمودهايي در راستاي راهنمايي انسان به مقصد تعيين شده است ، که از آنها به هدايت تعبير مي شود.
راز و رمز اصلي اين رهنمودها ، ايجاد رابطه زيستي متناسب ميان انسان و عالم هستي است .....
همين است که دين در راستاي دعوت مردم به خداوند و تبيين ارزشهاي معنوي ، آنچه را که انسانها بدون دين نمي توانستند به دست آورند ، در بر دارد و از اين جهت هيچ کاستي ندارد .
بر اين اساس توقع از دين براي برآوردن نيازهايي که با عقل و خرد جمعي قابل تحصيل مي باشد ، توقعي بي جا است .
۸) قلمرو تعاليم دين کجاست ؟ ۸
جهت گيري اصلي دين ، دعوت مشفقانه مردم به خدا و اصلاح امور آنان به دست خودشان است ....
دين هيچ گاه در صدد ارائه شکل خاصي براي زندگي نيست . زندگي شهري يا روستايي ، صحرانشيني و امثال اينها ، توصيه دين نيستند .
دين به انسانها ، در هر کجا که هستند ، سفارش مي کند تا اموري را رعايت کنند....
چه اين که دخالت در چنين اموري دين را با مشکلات عديده اي مواجه خواهد ساخت و پيشرفت ها و تحولات ، دين را به تدريج از زندگي مردم خارج مي کند .
۹) فهم دين در اختيار کيست ؟ ۹
منابع ديني کتاب و سنت بنا بر آنچه در خود آنها آمده ، براي همگان قابل فهم است و در انحصار طبقه و قشر خاصي نيست ؛ هر کسي مي تواند از اين منابع استفاده کند .....
اما فهم دين به رغم همگاني بودن و منحصر در گروه خاصي نبودن ، بي قاعده و بي ضابطه هم نيست ...
طول زمان براي نسل هاي بعدي و آميختگي ذهن هاي مردم هر منطقه اي با آداب و فرهنگ خود ، چه بسا تأثير خود را در فهم متفاوت از دين بر جا بگذارد .
در طي زمان ممکن است تحريف ها و جعلياتي نيز رخ داده باشد ....
از اين رو لازم است کساني که در زمينه دين به تحقيق مي پردازند ، شرايط لازم را به دست آورند و آنگاه در دين اجتهاد کنند و نظر بدهند ؛ همان گونه که در ساير علوم نيز چنين است .
۱۰) دستورات دين آسان يا سخت ؟ ۱۰
دين را خداوند حکيم تشريع کرده است . نوع مردم مخاطب آن هستند و مردم داراي استعدادهاي متفاوتي اند. برخي ضعيف و برخي ديگر استعدادي قوي دارند.
دين با رعايت حال نوع مردم تشريع شده است . دين با فطرت انسانها هماهنگ است و بنابراين نمي تواند سخت و پيچيده و فرسوده کننده و رنج آور باشد.
اگر دين تکاليف سختي را براي مکلفان تحميل کند ، موجب فرار مردم از معنويت و در نتيجه نقض غرض مي شود و نمي تواند به اهداف خود برسد .
فلسفه هماهنگي دين با طبيعت و فطرت انسانها، تربيت آنهاست . سختي و فشار و جبر و اکراه ، به دليل ناسازگار بودن با طبع اولي انسان نتيجه مطلوبي ندارد . خداوند فرموده است :
ما يريد الله ليجعل عليکم من حرج و لکن يريد ليطهرکم ... (۷)
خداوند نخواسته است که بر شما دشواري قرار دهد ، بلکه خواسته است تا شما را پاک و طاهر بدارد... .
۱۱) تکالبف ديني ، اجبار يا اختيار ؟ ۱۱
تکاليف ديني مانند اعتقادات اجبارناپذير است . يعني همان طور که اجبار در عقيده و استفاده از زور براي پذيرش عقيده ممکن و جايز نيست ، اگر کسي بخواهد جامعه اي را متدين و مقيد به تکاليف ديني کند نمي تواند مردم را به زور و اجبار متدين کند و ارزشي ندارد.
حکومت ديني مي تواند برنامه ريزي کند تا مردم با اشتياق به عبادت و دعا بپردازند ، نماز بخوانند و روزه بگيرند ، اما حق اجبار و اکراه آنان را ندارد .
البته اگر کسي بخواهد حرمت شريعت را بشکند مثل اينکه بدون عذر و از روي علم و عمد در اماکن عمومي در ماه رمضان روزه خواري کند حاکم شرع مي تواند وي را به خاطر آن تعزير کند ولي همان طور که قبلا اشاره شد اين به معناي اجبار بر انجام تکاليف شرعي نيست .
خلاصه فرق است ميان اجراي شريعت از طريق اجبار ، و تشويق حکومت به رغبت به شريعت . تصدي گري حکومت در امر اجراي شريعت نه تنها مشکل پايبندي مردم را به اين دستورات حل نمي کند، که چه بسا موجب گريز و ستيز با دين هم مي گردد .
۱۲) حجاب ، تکليف فردي يا الزام ؟ ۱۲
اگر حجاب در حد کيفيت لباس و پوشش مو و امثال آنها باشد که هر چند از نظر شرعي ، هر زن مسلمان لازم است رعايت کند و مؤمنين در خانواده ها بايد فرزندان خود را به گونه اي تربيت کنند که اين مسأله را از تکاليف شرعي بشمارند و به آن پايبند باشند ، اما جواز الزام و اجبار مردم بر آن در صورتي که رعايت نکردن حجاب تضييع حقوق اکثريت و يا زمينه ساز فساد و اشاعه فحشا نباشد دليل شرعي ندارد و در اين زمينه بهترين راه کار فرهنگي و آموزشي و استفاده از روش هاي غير مستقيم براي تشويق و ترغيب است .
۱۳) اقامه عدالت ، وظيفه پيامبران يا مردم ۱۳
خداوند در رابطه با هدف از ارسال رسل و انزال کتب مي فرمايد :
ليقوم الناس بالقسط (۸)
تا خود مردم در اثر هدايت انبيا و کار فرهنگي و فکري آنان ، عدالت را به پا دارند .
قرآن نفرموده است : تا پيامبران عدالت را به پا دارند ، تا شائبه اجراي شريعت و عدالت با اجبار و زور در بين نباشد .
۱۴) هدف مجازات هاي اسلامي چيست ؟ ۱۴
اصولا هدف از مجازات هاي اسلامي و حدود الهي ، اصلاح جامعه و بازداشتن مجرمين از تکرار جرم و تنبيه آنان مي باشد .
در آيه شريفه :
و لکم في القصاص حياة يا أولي الالباب لعلکم تتقون (۹)
اشاره به اين جهت شده و قصاص را موجب حيات افراد دانسته است .
۱۵) تاثير تحولات اجتماعي در تغيير مجازات ها چگونه است ؟ ۱۵
تعزيرات و حدود ، داراي مصالح غيبي و غيرقابل فهم براي بشر نمي باشد . و اين معنا از قرائن و تعبيرات زيادي که در روايات مربوط به حدود و تعزيرات وارد شده است استفاده مي شود .
از اين رو قبلا يادآوري شد که هدف اصلي از آنها همان تنبه مجرمين و اصلاح آنها مي باشد و بعيد است که مصالح غيبي غيرقابل فهم ديگري در آنها باشد .
و از طرفي تحولات اجتماعي در علوم مربوط به جرم شناسي و نحوه پيش گيري از آنها و روان شناسي مجرمين و نحوه اصلاح و تربيت آنان پديد آمده است ، به نحوي که ديگر شيوه هاي گذشته در جوامع کنوني آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممکن است گفته شود :
با شيوه هاي جديد زودتر و بهتر هدف اصلي شارع از تشريع بعضي مجازات هاي رايج ، محقق مي شود .
با توجه به جهات مذکور اگر فقيه توانست از ادله مربوطه چنين استنباطي بنمايد ، يعني از آن جهت که مصالح و مفاسد بعضي احکام مذکور ، که به منزله موضوع آنها مي باشند ، تغيير يافته و درحقيقت موضوع حکم تغيير يافته است ، مي تواند طبق تغيير مصالح و مفاسد و موضوع بعضي احکام ذکر شده به تغيير حکم نظر دهد .
ولي بايد کاملا مستند به آيات و روايات و ضوابط اجتهاد باشد ، نه براساس تأثير از جو و شرايط موجود .
۱۶) ارتداد يا تغيير عقيده ، معنا چيست ؟ ۱۶
در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ؛ زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است که از اختيار انسان خارج مي باشد . آنچه اختياري انسان است و انسان نسبت به آن آزاد است مقدمات آن مي باشد ؛ نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فکري در راه رسيدن به آنچه حق است .
از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري ، نه امکان دارد و نه صحيح خواهد بود ؛ و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اکراه نخواهد بود .
آيه شريفه :
لا اکراه في الدين ... (۱۰)
چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد ، يا انشاء نهي از اکراه با توجه به شأن نزول آن قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز مي باشد .
بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد ، يا تغيير آن ، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفکري ديگر ، حق هر انساني است ؛ و با هيچ يک از عناوين کيفري نظير : ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست .
۱۷) کرامت انسانها به چيست ؟ ۱۷
بايد دانست انسان که يک موجود متعلق به ناسوت است و در قوس نزول در عالم ناسوت که نازلترين عوالم هستي است قرار گرفته است ، خداوند چنان لياقت و استعدادي به او عطا نموده که در اثر حرکت جوهري پس از طي مراحل نباتي و حيواني و نيل به مرحله انسانيت مي تواند با قدرت علم و عمل در قوس صعود به مرحله کون جامع و بالاترين و شريف ترين عوالم هستي يعني عالم عقول مجرده برسد ؛ که نمونه بارز آن انسانهاي کامل همچون : پيامبراکرم (ص) و ائمه معصومين (ع) مي باشند . جايي که بنا بر آموزه هاي ديني هيچ فرشته و ملک مقربي به آن نمي رسد . و چنين موجودي با چنين لياقت و استعدادي قهرا داراي کرامت ذاتي و شرافت خواهد بود .
بنابراين همه انسانها صرف نظر از دين و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار، داراي کرامت ذاتي هستند ؛
هرچند انسان باتقوا در نزد خداوند داراي فضيلت و کرامتي بيشتر است . و در حقيقت هرانساني داراي کرامت ذاتي است ؛ اما انسان باتقوا علاوه بر کرامت ذاتي داراي کرامت ارزشي که با اکتساب به دست مي آيد نيز مي باشد :
ان اکرمکم عندالله اتقيکم (۱۱)
باارزشترين شما نزد خداوند باتقواترين شما هستند.
ولي اين کرامت ارزشي هيچ تأثيري در حقوق اجتماعي ندارد ، و در حقوق اجتماعي ، همه انسانها صرف نظر از درجه ايمان و تقواي آنها از اين گونه حقوق بهره مند هستند .
۱۸) حقوق بشر کدام است ؟ ۱۸
کرامت ذاتي انسان که از قرآن و روايات استفاده مي شود ، نمي تواند بدون حقوق ذاتي براي حقيقت انسان بدون ملاحظه عقيده او تصور شود .
زيرا کرامت نوعي ارزش دادن و ترجيح انسان از جهت انسانيت است و اين معنا مستلزم آن است که انسان داراي حقوق فطري ، طبيعي و اجتماعي از قبيل : حق حيات ، حق آزادي انديشه و بيان و نظاير آن باشد .
بر همين اساس نمي توان صرف داشتن عقيده خاص را گرچه حق باشد دليل بر امتيازدهي در اعطاي حقوق اجتماعي و شهروندي دانست .
همچنين در قرآن کريم از زبان حضرت ابراهيم (ع) مي خوانيم که آن حضرت به خداي متعال عرض کرد :
رب اجعل هذا بلدا آمنا و ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و اليوم الاخر) (۱۲)
پروردگار من ! اين سرزمين (مکه) را سرزمين امني قرار ده ، و مردم آن را آنان که به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند از ثمرات آن بهره مند فرما .
اما خداي متعال در پاسخ تقاضاي ابراهيم (ع) فرمود:
(و من کفر فامتعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير) (۱۳)
هر آن کس را که کافر شود (در اين دنياي فاني و زودگذر از نعمت هاي خود) در زمان کوتاهي بهره مند سازم و سپس ( در روز جزا ) به عذاب آتش مي کشانم ، و چه بد سرانجامي است .
قيد (قليلا) در آيه شريفه يا به معناي زمان کوتاه است يعني دنيا در برابر آخرت ، و يا به معناي نعمت هاي کم مي باشد يعني نعمت هاي دنيوي در برابر نعمت هاي اخروي ؛ و در هر دو حالت اشاره به دنياي فاني و زودگذر است .
در حقيقت ابراهيم (ع) از خداي متعال خواسته بود که فقط مؤمنان را از حقوق طبيعي بهره مند سازد ، اما خداوند بهره مندي از مواهب طبيعي در اين دنيا را بر همه انسانها صرف نظر از ايمان و اعتقاد آنان مقرر مي فرمايد و انديشه برتري مؤمنان در بهره گيري از حقوق طبيعي در اين جهان را مردود مي شمارد .
از طرفي اگر عقيده منشاء حقوق براي انسانها باشد ، بايد برحسب شدت و ضعف عقايد حقه افراد ، حقوق آنان نيز کم و زياد و ضعيف و قوي گردد ؛ در صورتي که به يقين چنين نيست و شدت و ضعف عقايد حقه انسانها تنها منشاء کرامت معنوي و ارزشمند بودن آنان نزد خداوند خواهد بود .
از طرف ديگر بايد گفت : همين کرامت ذاتي انسان است که بنابر مکتب هاي مختلف حقوقي اعم از مکتب هاي الهي و غيرالهي زمينه پيدايش حقوق گوناگون براي افراد انسانها مي شود . منتهي الامر هر مکتبي مطابق جهان بيني خاص خود به انسان مي نگرد و او را مورد تجزيه و تحليل کامل يا ناقص قرار مي دهد .
۱۹) آزادي انديشه و بيان ، حق کيست ؟ ۱۹
از آنجا که عقل و تفکر جوهر اصلي انسان مي باشد ، آزادي انديشه و بيان از حقوق مسلم همه انسانهاست و همه حق دارند که در مسائل مختلف اعتقادي ، سياسي و اجتماعي آزادانه بينديشند و حاصل تفکر و انديشه خود را بيان نمايند ؛
و مي توان گفت آزادي انديشه و بيان از مهمترين حقوقي است که هر انساني دارد ، و تجاوز به اين حق و سلب آن ستمي بزرگ بر انسانها مي باشد ; آيه شريفه :
خلق الانسان _ علمه البيان (۱۴)
خداوند انسان را آفريد و بيان را به او آموخت .
زيرنويسها :
۱ سوره بقره (۲)، آيه ۳۰ ; سوره آل عمران (۳)، آيه ۳۳
۲ آيه : ان الذين آمنوا والذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله واليوم الاخر و عمل صالحا فلهم أجرهم عند ربهم . مؤمنان و يهود و مسيحيان و صابئان ، کساني که به خدا و آخرت ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، پس پاداششان در پيشگاه پروردگارشان است . سوره بقره (۲)، آيه ۶۲ و آيه : ان الذين آمنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصاري و المجوس و الذين أشرکوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة کساني که مؤمن اند و يهود و صابئان و نصارا و مجوس و کساني که مشرک هستند، همانا خداوند ميان آنها در روز قيامت قضاوت خواهد نمود . سوره حج (۲۲)، آيه ۱۷
۳ سوره آل عمران (۳)، آيه ۸۵
۴ يادآوري مي شود اين که چه ديني نزد خداوند پذيرفته است مقوله اي متفاوت از پاداش دادن به عمل صالح است . همان گونه که در آيات ديگر قرآن ملاحظه مي شود پيروان ساير اديان نيز اگر ايمان به خدا داشته و عمل صالح انجام دهند مأجور خواهند بود .
۵ ليسوا سواء من أهل الکتاب أمة قائمة يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون . همه اهل کتاب مساوي نيستند ؛ گروهي از آنان در دل شب ايستاده آيات خدا را تلاوت مي کنند و سجده مي نمايند . سوره آل عمران (۳)، آيه ۱۱۳.
۶ يا أهل الکتاب لم تکفرون بآيات الله و أنتم تشهدون . اي اهل کتاب ! چرا به آيات خدا کافر مي شويد ، در حالي که خود شاهد آن هستيد . سوره آل عمران (۳)، آيه ۷۰ .
۷ سوره مائده (۵ )، آيه ۶
۸ سوره حديد ، آيه ۲۵
۹ سوره بقره (۲)، آيه ۱۷۹
۱۰ سوره بقره ، آيه ۲۵۶
۱۱ سوره حجرات (۴۹)، آيه ۱۳.
۱۲ سوره بقره (۲) ، آيه ۱۲۶.
۱۳ همان
۱۴ سوره الرحمن (۵۵) ، آيه ۳ و ۴
منابع :
۱ کتاب اسلام دين فطرت – ص۶۴
۲ کتاب اسلام دين فطرت – ص۶۴ تا ۶۵
۳ کتاب اسلام دين فطرت – ص ۳۳
۴ کتاب اسلام دين فطرت – ص ۴۴
۵ کتاب اسلام دين فطرت – ص ۶۴ تا ۶۷
۶ کتاب اسلام دين فطرت – ص ۳۹ تا ۴۳
۷ کتاب اسلام دين فطرت – ص ۴۷ تا ۴۹
۸ کتاب اسلام دين فطرت – ص ۴۹ تا ۵۱
۹ کتاب اسلام دين فطرت – ص ۵۴ تا ۵۵
۱۰ کتاب اسلام دين فطرت – ص ۶۰ تا ۶۲
۱۱ کتاب حکومت ديني و حقوق انسان ص ۱۴۲ تا ۱۴۳
۱۲ کتاب حکومت ديني و حقوق انسان ص ۱۴۴
۱۳ کتاب حکومت ديني و حقوق انسان ص ۱۴۴
۱۴ پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر ص ۸۶ و ۸۷
۱۵ پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر ص ۸۶ و ۸۷
۱۶ کتاب رساله حقوق – ص ۵۱
۱۷ کتاب رساله حقوق – ص ۳۲
۱۸ کتاب رساله حقوق – ص ۳۲ تا ۴۱
۱۹ کتاب رساله حقوق – ص ۵۰
محمد صالحي – ۳۱ ۶ ۸۹ http: mahsan.parsiblog.com

فهرست مطالب کتاب : شامل - مقدمه - مدل هاي معرفتي � اقسام رئاليسم ( خام ، ابزار انگاري ، و رئاليسم انتقادي ) است باتوجه به اينکه کتاب از انتشارات باشگا ...

مدلهاي معرفت ديني فهرست مطالب کتاب : شامل - مقدمه - مدل هاي معرفتي – اقسام رئاليسم ( خام ، ابزار انگاري ، و رئاليسم انتقادي ) است باتوجه به اينکه کتاب ...

دعا حضرت رسول اکرم (صلى الله عليه وآله وسلم) روزى به بعضى از کودکان نظر افکند و فرمود: «واى بر فرزندان آخرالزّمان از پدران ايشان! عرض شد: يا رسول اللّ ...

نسان مدني بالطبع است و به زندگي اجتماعي تمايل دارد. اگر به هر دليل، تنها و دور از اجتماع بيفتد، ديري نخواهد پاييد که فشارهاي روحي و رواني، وي را، يا ب ...

کتاب مدل هاي معرفت ديني يک کتاب توصيفي بوده و نويسنده سعي نموده با بدست آوردن منابع دست اول از نظريه پردازان اين رشته و آخرين يافته هاي اين دانش مدل ه ...

رويدادهاي ايران در نيمۀ دوم سدۀ 6 و اوايل سدۀ 7 ميلادي در آثار گروهي از مؤلفان ايراني و غيرايراني آمده است. گذشته از آن در خزاين و بايگانيهاي دربار سا ...

بدون ترديد فرهنگ عفاف و پاکدامني يکي از ضروري ترين نيازهاي سلامت يک جامعه و يا به تعبيري شاخص اندازه گيري سلامت،رشد و بالندگي آن به حساب مي آيد. نگارن ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

دانلود نسخه PDF - تکالبف ديني