up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله تَختِ جَمشيد PDF
QR code - تَختِ جَمشيد

تَختِ جَمشيد

تَختِ جَمشيد يا پارسه

تَختِ جَمشيد يا پارسه نام يکي از شهرهاي باستاني ايران است که ساليان سال پايتخت تشريفاتي امپراتوري ايران در زمان دودمان هخامنشيان بوده‌است. باور تاريخدانان بر اين است که اسکندر مقدوني سردار يوناني در ۳۳۰ پيش از ميلاد، به ايران حمله کرد و تخت جمشيد را به آتش کشيد [۱] و احتمالا بخش عظيمي از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشي را با اينکار نابود نمود. با اين‌حال ويرانه‌هاي اين مکان هنوز هم در مرودشت در نزديکي شيراز مرکز استان فارس برپا است و باستان شناسان از ويرانه‌هاي آن نشانه‌هاي آتش و هجوم را بر آن تاييد مي‌کنند.
اين مکان از سال ۱۹۷۹ يکي از آثار ثبت شدهٔ ايران در ميراث جهاني يونسکو است.
نام تخت جمشيد
نام تخت جمشيد در زمان ساخت «پارسَه»[۲] به معناي «شهر پارسيان» بود. يونانيان آن را پِرسپوليس (به يوناني يعني «پارسه‌شهر») خوانده‌اند. در فارسي معاصر اين بنا را تخت جمشيد يا قصر شاهي جمشيد پادشاه اسطوره‌اي ايران مي‌نامند که در شاهنامه فردوسي نيز آمده‌است.
چگونگي ساخت
قديمي‌ترين بخش تخت جمشيد بر پايهٔ يافته‌هاي باستان‌شناسي مربوط به سال ۵۱۵ پيش از ميلاد است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاريخي آمده‌است ساخت تخت جمشيد در حدود ۲۵ قرن پيش در دامنه غربي کوه رحمت، به عبارتي ميترا يا مهر و در زمان داريوش بزرگ آغاز گرديد و سپس توسط جانشينان وي با تغييراتي در بناي اوليه آن ادامه يافت. بر اساس خشت نوشته‌هاي کشف شده در تخت جمشيد در ساخت اين بناي با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بي‌شماري شرکت داشتند که علاوه بر دريافت حقوق از مزاياي بيمهٔ کارگري نيز استفاده مي‌کردند.ساخت اين مجموعه بزرگ و زيبا بنا به روايتي ۱۲۰ سال به طول انجاميد.
مکان و چگونگي سازه
يکي از سرستون‌هاي پيشنهادي که مورد تاييد قرار نگرفته بود به همين دليل در آن محل مدفون شده بود
کاخ‌هاي تخت جمشيد در نزديکي رود کوچک پلوار که به رود کر مي‌ريزد ٬ بر روي سکوئي که ارتفاع آن بين ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند در حالي که طرف شرقي ان بر روي کوه رحمت است و سه طرف ديگر با ديوارهاي حافظ شکل داده شده‌اند.ديوارهاي حافظ با توجه به شيب زمين تغيير ارتفاع مي‌دهند.
پلان و جزئيات ستون‌هاي تخت جمشيد
وسعت‌ کامل کاخ‌هاي‌ تخت‌ جمشيد ۱۲۵ هزار متر مربع‌ است که[۳] از بخش‌هاي‌ مهم‌ زير تشکيل‌ يافته‌ است‌:
* کاخ‌هاي‌ رسمي‌ و تشريفاتي‌ تخت جمشيد (کاخ دروازه ملل)
* سراي‌ نشيمن‌ و کاخ‌هاي‌ کوچک‌ اختصاصي‌
* خزانه‌ٔ شاهي‌
* دژ و باروي‌ حفاظتي‌
پژوهش‌هاي باستان‌شناسي
اولين کاوش‌هاي علمي در تخت جمشيد توسط ارنست اميل هرتزفلد الماني در ۱۹۳۱ صورت گرفت.وي توسط مؤسسه خاورشناسي دانشگاه شيکاگو فرستاده شده بود.يافته‌هاي وي هنوز در اين موسسه نگه داري مي‌شوند. هرتزفلد معتقد بود دليل ساخت تخت جمشيد نياز به جوي شاهانه و باشکوه٬ [۴]٬ نمادي براي امپراتوري پارس و مکاني براي جشن گرفتن وقايع خاص به خصوص نوروز بوده‌است.به دلايل تاريخي تخت جمشيد در جايي که امپراتوري پارس پايه گذاشته شده بود ساخته شده‌است.هر چند در زمان مرکز امپراتوري نبوده‌است.
معماري تخت جمشيد به دليل استفاده از ستون‌هاي چوبي مورد توجه قرار گرفته‌است.معماران تخت جمشيد فقط زماني از سنگ استفاده کرده‌اند که بزرگترين سرو‌هاي لبنان يا ساج‌هاي هند اندازه‌هاي لازم براي تحمل سقف را نداشته‌اند.[۵] در حالي که ته ستون‌ها و سر ستون‌ها از سنگ بوده‌اند.
پلکان‌هاي ورودي سکو و دروازهٔ ملل
ورود سکو، دو پلکان‌ است‌ که روبروي يکديگر و در بخش شمال غربي مجموعه قرار دارندکه همچون دستاني است که آرنج خويش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمين بلند کرده و در سينه خود جاي دهد. اين پلکان‌ها از هر طرف‌ ۱۱۱ پله‌ٔ پهن‌ و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتيمتر)‌ دارند. بر خلاف عقيده بسياري از مورخين که مدعي بودند ارتفاع کم پله‌ها به خاطر اين بوده که اسب‌ها نيز بتوانند از پله‌ها بالا بروند، پله‌ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتي و ابهت ميهمانان (که تصاويرشان با لباسهاي فاخر و بلند بر ديوارهاي تخت جمشيد نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالاي‌ پلکان‌ها، بناي‌ ورودي‌ تخت‌ جمشيد، «[دروازه‌ بزرگ‌]» يا «[دروازه خشايارشا|دروازهٔ خشايارشا]» يا دروازه ملل، قرار گرفته‌است. ارتفاع اين بنا ۱۰ متر است. اين بنا يک ورودي اصلي و دو خروجي داشته‌است که امروزه بقاياي دروازه‌هاي آن برجاست. بر دروازهٔ غربي و شرقي طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگي‌ با سر انساني‌ حجاري‌ شده‌ است‌. اين دروازه‌ها در قسمت فوقاني با شش کتيبهٔ ميخي تزيين يافته‌اند. اين کتيبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بيان مي‌کند که: «هر چه بديده زيباست، به خواست اورمزد انجام پذيرفته‌است.»[۶]
دو دروازه‌ خروجي‌ يکي‌ رو به‌ جنوب‌ و ديگري‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبي‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، يا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.
پلکان‌هاي کاخ آپادانا
جزئيات حجاري‌هاي پلکان روبه‌شمال کاخ آپادانا که نظاميان هخامنشي را نمايش مي‌دهد.
کاخ آپادانا در شمال و شرق داراي دو مجموعه پلکان است. پلکان‌هاي شرقي اين کاخ که از دو پلکان - يکي رو به شمال و يکي رو به جنوب - تشکيل شده‌اند، نقوش حجاري‌شده‌اي را در ديوار کنارهٔ خود دارند. پلکان رو به شمال نقش‌هايي از فرماندهان عالي‌رتبهٔ نظامي مادي و پارسي دارد در حالي که گل‌هاي نيلوفر آبي را در دست دارند، حجاري شده‌است. در جلوي فرماندهان نظامي افراد گارد جاويدان در حال اداي احترام ديده مي‌شوند. در رديف فوقاني همين ديواره، نقش افرادي در حالي که هدايايي به همراه دارند و به کاخ نزديک مي‌شوند، ديده مي‌شود.
بر ديوارهٔ پلکان رو به جنوب تصاويري از نمايندگان کشورهاي مختلف به همراه هدايايي که در دست دارند ديده مي‌شود. هر بخش از اين حجاري اختصاص به يکي از ملل دارد که در شکل زير مشخص شده‌اند :
۱- مادي‌ها ۲- ايلامي‌ها ۳- پارت‌ها ۴- سغدي‌ها ۵- مصري‌ها ۶- باختري‌ها ۷- اهالي سيستان ۸- اهالي ارمنستان ۹- بابلي‌ها ۱۰- اهالي کليکيه ۱۱- سکاهاي کلاه‌تيزخود ۱۲- ايوني‌ها ۱۳- اهالي سمرقند ۱۴- فنيقي‌ها ۱۵- اهالي کاپادوکيه ۱۶- اهالي ليدي ۱۷- اراخوزي‌ها ۱۸- هندي‌ها ۱۹- اهالي مقدونيه ۲۰- اعراب ۲۱- آشوري‌ها ۲۲- ليبي‌ها ۲۳- اهالي حبشه
کاخ آپادانا
پلکان ورودي کاخ آپادانا
کاخ آپادانا از قديمي‌ترين کاخ‌هاي تخت جمشيد است. اين کاخ که به فرمان داريوش بزرگ بنا شده‌است، براي برگزاري جشن‌هاي نوروزي و پذيرش نمايندگان کشورهاي وابسته به حضور پادشاه استفاده مي‌شده‌است.
اين کاخ توسط پلکاني در قسمت جنوب غربي آن به «کاخ تچرا» يا «کاخ آينه» ارتباط مي‌يابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکيل شده‌است که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهاي ايوان کاخ گرد ولي ته ستونهاي داخل کاخ مربع شکل مي‌باشد
کاخ تچر
تچر يا تچرا به معناي خانه زمستاني مي‌باشد.اين کاخ نيز به فرمان داريوش کبير بنا شده و کاخ اختصاصي وي بوده‌است. روي کتيبه‌اي آمده : «من داريوش اين تچر را ساختم.»
اين کاخ يک موزه خط به شمار مي‌رود از پارسي باستان گرفته در اين کاخ کتيبه وجود دارد تا خطوط پهلوي بالاي ستون‌ها از نماي جلويي‌هاي مصري استفاده شده‌است. قسمت اصلي کاخ توسط داريوش بزرگ و ايوان و پلکان سنگي جنوبي توسط خشايارشا و پلکان سنگي غربي توسط اردشير دوم بنا شده‌است
کاخ هَديش
اين کاخ که کاخ خصوصي خشايارشا بوده‌است در مرتفع‌ترين قسمت صفهٔ تخت جمشيد قرار دارد. اين کاخ از طريق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال مي‌رود آتش سوزي از اين مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتي که آتني‌ها از خشايارشا داشتند به خاطر به آتش کشيده شدن آتن به دست وي. رنگ زرد سنگ‌ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ‌ها به خاطر حرارت است. اينجا مکان کوچکي بوده ۶*۶ ستون قرار داشته‌است. به خاطر ويراني شديدي که شده اطلاعات زيادي در مورد اين کاخ در دسترس نيست خيلي‌ها از اينجا به عنوان کاخ مرموز نام برده‌اند. هديش به معناي جاي بلند مي‌باشد و چون خشايارشا نام زن دوم او هديش بوده‌است نام کاخ خود را هديش ميگذارد اين کاخ در جنوبي ترين قسمت صفه قرار دارد و قسمت‌هاي زيادي از کف از خود کوه مي‌باشد
کاخ ملکه
اين کاخ توسط خشايارشا ساخته شده‌است و به نسبت ساير بناها در ارتفاع پايين‌تري قرار گرفته‌است. بخشي از اين کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور ارنست اميل هرتزفلد، خاکبرداري و از نو تجديدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزي تأسيسات تخت جمشيد مورد استفاده قرار گرفته‌است.
ساختمان خزانهٔ شاهنشاهي
اين ساختمان که از چندين تالار، اطاق و حياط تشکيل شده‌است با ديوار عظيمي از بقيهٔ تخت جمشيد جدا مي‌شود.
کاخ صدستون
وسعت اين کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن به‌وسيلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته مي‌شده‌است.
کاخ‌ شورا
به اين مکان کاخ شورا يا تالار مرکزي مي‌گويند. احتمالاً شاه در اينجا با بزرگان به بحث و مشورت مي‌پرداخته‌است. با توجه به نقوش حجاري شده، از يکي از دروازه‌ها شاه وارد مي‌شده و از دو دروازه ديگر خارج مي‌شده‌است. به اين دليل به اين جا کاخ شورا مي‌گويند که در اينجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهاي ديگري نيست و سر انسان سمبل تفکر است.
آرامگاه‌هاي شاهنشاهان
در فاصله ۶ و نيم کيلومتري از تخت جمشيد نقش رستم قرار دارد.در نقش رستم آرامگاهاي شاهنشاهاني مانند داريوش بزرگ ٫ خشايارشا ٫ اردشير يکم و داريوش دوم واقع است.آرامگاه پنجمي هم هست که نيمه کاره باقي مانده و احتمالا متعلق به داريوش سوم است.
سرانجام تخت جمشيد
مجموعه‌ کاخ‌هاي‌ تخت‌ جمشيد، در سال‌ (۳۳۰ پيش‌ از ميلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدوني به‌ آتش‌ کشيده‌ شد و تمام‌ بناهاي‌ آن‌ به‌ صورت‌ ويرانه‌ در آمد.[نيازمند منبع] از بناهاي‌ بر جاي‌ مانده‌ و نيمه‌ ويرانه‌، بناي‌ مدخل‌ اصلي‌ تخت‌ جمشيد است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر يک‌ تالار مرکزي‌ با ۳۶ ستون‌ و سه‌ ايوان‌ ۱۲ ستوني‌ درقسمت‌هاي‌ شمالي‌، جنوبي‌ و شرقي‌ است‌ که‌ ايوان‌هاي‌ شمالي‌ و شرقي‌ آن‌ به‌وسيله‌ پلکان‌هايي‌ به‌ حياط‌هاي‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ مي‌شوند. بلندي‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا ۱۶ متر و بلندي‌ ستون‌هاي‌ آن‌ ۱۸ متر است‌. اين‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاريخي‌ ايران و نيز در فهرست ميراث جهاني يونسکو به‌ ثبت‌ رسيده‌ است‌.
سنگ‌نبشته‌ها
سنگ‌نبشته‌هاي داريوش بزرگ
* شش رَج به سه زبان چندين بار روي چهارچوب‌هاي اندروني کاخ داريوش، بالاي نگاره‌هاي داريوش و هم‌راهانش آمده‌است. «داريوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ويشتاسپ هخامنشي، کسي که اين کاخ را ساخت»
* يک رَج به سه زبان روي پوشاک داريوش؛ هم اکنون در بخش نشان‌هاي نسک‌خانهٔ ميهني پاريس نهاده‌است. «داريوش شاه بزرگ، پسر ويشتاسب هخامنشي»
* رَج به سه زبان، هجده بار روي رخبام پنجرهٔ همان اندروني کاخ داريوش بسامد شده‌است. «رخبام پنجره سنگي ساخته شده در کاخ داريش شاه»
* بيست و چهار رَج تنها به زبان پارسي باستان، روي ديوار جنوبي کاخ داريوش. ۰۱ اهورامزداي بزرگ، بزرگ‌ترين ِ بغان، او داريوش شاه را آفريد، او شهرياري را به او ارزاني داشت؛ بخواست اهورامزدا داريوش شاه است. ۰۲ داريوش شاه گويد: اين کشور پارس که اهورامزدا به من ارزاني داشت، زيبا، دارنده‌ اسبان خوب، دارندهٔ مردان خوب، به خواست اهورامزدا و نيز من داريوش شاه، از ديگري نمي‌ترسد. ۰۳ داريوش شاه گويد: اهورامزدا مرا ياري کند، با بغان خاندان شاهي و اين کشور را اهورامزدا از دشمن، از خشک‌سالي، از دروغ بپايد! به اين کشور نه دشمن، نه خشک‌سالي، نه دروغ بيايد؛ اين را من چون بخشايشي از اهورامزدا با بغان خاندان شاهي درخواست مي‌کنم. باشد که اين نيکي را اهورامزدا با بغان خاندان شاهي به من بدهد.
* به زبانهاي ايلامي و اکدي هر کدام بيست و چهار رَج. نوشتهٔ پارسي باستان ندارد. ۰۱ من داريوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهاي بسيار، پسر ويشتاسپ هخامنشي هستم. ۰۲ داريوش شاه گويد: به خواست اهورامزدا اين‌ها هستند کشورهايي که من افزون بر مردم پارسي، از آنِ خود کردم، که از من ترسيدند و به من باژ دادند: ايلام، ماد، بابل، ارابايه، آشور، مسر، ارمنيه، کبدوکيه، سارد، ايوني‌هايي خشکي و (آن‌ها) که کنار دريا هستند، و کشورهايي که آن سوي دريا هستند، اسَگرتيا، پارت، زرنگ، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، ثتگوش، رخج، سند، گندار، سَکَ، مَکَ. ۰۳ داريوش شاه گويد: اگر اينگونه بينديشي «از ديگري نترسم» اين مردم پارس را بپاي؛ اگر مردم پارس پاييده شوند، از اين پس شادي پيوسته به دست اهورا بر اين خاندان فرو خواهد رسيد.
* سه زبانه، پارسي باستان ده رَج، ايلامي هفت رَج و اکدي هشت رَج، روي دو لوح طلايي و دو لوح سيمين که هم اکنون در تهران نگه‌داري مي‌شوند. ۰۱ داريوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ويشتاسپ هخامنشي. ۰۲ داريوش شاه گويد: اين است شهرياري که من دارم، از سکاهاي آن سوي سغد، از آن جا تا کوش (اتيوپي)، از هند، از آن جا تا سارد، که آن را اهورامزدا،؛ بزرگ‌ترين ِ بغان بر من ارزاني داشت. اهورامزدا مرا و خاندان مرا بپايد.
* سه زبانه هر زبان يک رَج، روي دست‌گيرهٔ دري از سنگ لاجورد ساختگي. «دست‌گيرهٔ در از سنگ گران‌بهايي ساخته شده در کاخ داريوش شاه»[۷]
سنگ‌ نوشته‌هاي خشايارشا:
* خداي بزرگ اهورامزدا است، که اين زمين را آفريد، که آن آسمان را آفريد، که آدم را آفريد، که شادي را براي آدم آفريد، که خشايارشا را شاه کرد٬ يک شاه از بسياري٬‌يک فرمان‌دار از بسياري.
* من خشايارشا٬ شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمين‌هاي دارندهٔ همه گونه مردم‌، شاه در اين زمين ِ بزرگِ دور و دراز. پسر داريوش شاه هخامنشي.
* شاه خشايارشا گويد: به خواست اهورامزدا اين دالانِ همه کشورها را من ساختم. بسيار (ساختمان) خوب ديگر در اين (شهر) پارس ساخته شد٬ که من ساختم و پدر من ساخت. هر بنايي که زيبا ديده مي‌شود ٬‌آن همه را بخواست اهورامزدا ساختيم.
* شاه خشايارشا گويد: اهورامزدا مرا و شهرياري مرا بپايد و آن چه را که به دست من ساخته شده و آن چه را که به دست پدر من ساخته شده، آن را اهورامزدا بپايد.
* شاه خشايارشا گويد: داريوش را پسران ديگري بودند٬ ولي چنان که اهورامزدا را کام بود٬ داريوش٬ پدر من٬ پس از خود٬ مرا بزرگ‌ترين کرد. هنگامي که پدر من داريوش از تخت کنار رفت٬ به خواست اهورامزدا من بر جاي‌گاه پدر شاه شدم. هنگامي که من شاه شدم٬ بسيار ساختمان‌هاي والا ساختم. آن چه را که به دست پدرم ساخته شده بود٬ من آن را پاييدم و ساختمان ديگري افزودم. آن چه را که من ساختم و آن چه که پدرم ساخت آن همه را به خواست اهورامزدا ساختيم.
* شاه خشايارشا گويد: پدر من داريوش بود؛ پدر داريوش ويشتاسب نامي بود. پدر ويشتاسب ارشام نامي بود. هم ويشتاسب و هم ارشام هر دو در آن هنگام زنده بودند٬ اهورامزدا را چنين کام بود٬‌ داريوش٬ پدر من٬ او را در اين زمين شاه کرد. زماني که داريوش شاه شد٬ او بسيار ساختمان‌هاي والا ساخت.[۷]
جايگاه کنوني اين سازه
در دورهٔ نو و با بازگشت و پيدايش حس ميهن خواهي در ميان ايرانيان و ارجگذاري به گذشتگان اين سرزمين، تخت جمشيد اعتبار بسياري يافت. در زمان حکمراني خاندان پهلوي در ايران به اين بنا توجه فراواني گرديد و محمدرضاشاه پهلوي جشن‌هاي دوهزار و پانصد سال شاهنشاهي ايران را در اين سازهٔ کهن انجام داد. با آغاز رويداد انقلاب اسلامي اين سازه را يادگار شاهان خواندند و بسيار مورد بي‌مهري قرار دادند.از جمله آيت الله خلخالي اولين حاکم شرع دادگاه‌هاي انقلاب براي تخريب آن عازم شد، اما با مقاومت مردم و پرسنل پارسه ناکام ماند.[۸] ولي امروزه مي‌توان تخت جمشيد را نام‌آورترين و دوست‌داشتني‌ترين سازه در ايران و در ميان ايرانيان و همچنين نماد شکوه گذشتگان دانست.
سد سيوند در ۹۵ کيلومتري شمال شيراز، ۵۰ کيلومتري شهر باستاني پارسه و حدود ۱۰ کيلومتري پاسارگاد بر روي رودخانهٔ سيوند ساخته شده‌است. رودخانهٔ پلوار بين اين دو محوطهٔ باستاني ثبت شده در فهرست ميراث جهاني يونسکو (تخت جمشيد و پاسارگاد) در کنار آرامگاه کوروش و در دل تنگه بلاغي جريان داد.با آبگيري اين سد مخالفت‌هاي بسياري صورت گرفته‌است.معترضان به آب گيري سد سيوند معتقدند آب گيري اين سد پيامدهاي ناگواري را براي ميراث فرهنگي و طبيعي منطقهٔ دشت پاسارگاد و تنگه بلاغي به همراه خواهد داشت.
هنرهاي معماري تخت جمشيد
يکي از هنرهاي معماري در تخت جمشيد اين است که نسبت ارتفاع سر درها به عرض آنها و همين طور نسبت ارتفاع ستون‌ها به فاصلهٔ بين دو ستون نسبت طلايي است. نسبت طلايي نسبت مهمي در هندسه‌است که در طبيعت وجود دارد. اين نشانگر هنر ابرانيان باستان در معماري است.

تخت جمشيد: پارسه يا تَختِ جَمشيد نام يکي از شهرهاي باستاني ايران است که ساليان سال پايتخت تشريفاتي امپراتوري ايران در زمان دودمان هخامنشيان بوده‌است. ...

دانلود نسخه PDF - تَختِ جَمشيد