up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله توکل PDF
QR code - توکل

توکل

گامي به سوي فهم دقيق قراني از توکّل

در مقالة حاضر توکل و اعتماد به خدا در امور زندگي به عنوان يک ويژگي سودمند در کنار آمدن با مشکلات، مقاومت در برابر يأس و نوميدي، و مهار اضطراب و افسردگي آورده شده است . توکل به خداوند مقامي بزرگ و بسيار اثربخش در زندگي مؤمن است و يکي از بزرگترين لوازم ايمان به شمار مي آيد. بهترين کارها و عبادتهاي جهت تقرُّب به خداوند رحمان ووالاترين مقامهاي توحيد خداست همه چيز با توکل بر خدا و طلب ياري از او حاصل مي شود.
با استعانت از لطف الله وتوکّل براو، ابتدا به معنا ومفهوم توکّل و مشتقاتش در کتب لغت پرداخته شده وبعد فضيلت و جايگاه آن را در لابه لاي آيات مرتبط قرآن با موضوع وتفاسير آنها خصوصاً تفسير في ظلال القرآن اثر ماندگار شهيد عقيده اسلامي سيد قطب (رح) آورده تا در سايه آنها به معناي حقيقي قرآني توکل رسيد وتبيينات محکمي را از سيره وحديث نبوي ونقش توکل را در کار دعوي پيامبران بيان نموده تا بينش قرآني صحيحي در زمينه ي توکل وفوايد وآثار آن حاصل شود .
همچنين اهميت توکل را در زمينه داشتن حياتي مؤمنانه يا به تعبير قرآن «حيات طيبه» بيان کرده ام تاآثار همه جانبه ي آن در تمام زواياي زندگي مؤمن روشن وتبيين گردد وبه اين حقيقت رسيد که بدون توکل به خدا، داشتن ايماني عميق، واتصال وثيق با معبود جهانيان ميسّر وممکن نيست .
وبه تعبير شاعر غزل سرا خواجه حافظ شيرازي :
تکيه برتقوا و دانش درطريقت کافري است راهرو گرصد هنر دارد توکل بايدش
● مقدمه
در نگرش اسلام و بينش قرآني، انسان بايد در همه ي امور به خداوند توکل نمايد و او را وکيل خود گردند، انسان بايد به اصل توکل توجه داشته و براي انجام هر عملي خدا را به عنوان علت کا مل در نظر بگيرد، در قرآن کريم برخي از امور به صورت مشخصي به عنوان اموري که مومنان به آن توکل کرده اند يا خداوند از مومنان خواسته است که در آن امور توکل کنند،آمده است .
همچنين در قرآن کريم براي توکل آثاري بيان شده است که گوياي اهميت و جايگاه آن در انديشه توحيدي است و يکي از مهمترين نتايجي که قرآن براي توکل بيان مي کند، آرامش است.
با دقت در آيات قرآن، درمي يابيم که: در امان ماندن از غرايز نفساني وشيطاني و شر منافقان، بدون توکل برخدا، محال است وبراي موفقيت درامرمعجزه که مخصوص اولياءالله است و مهاجرت و امر به معروف و نهي ازمنکر نيز، بايد بر خدا توکل کرد.
توکل در رابطه ي بين فرد با خدا مطرح و در اعمال انسان تأثير داشته و رابطه فرد با خدا را نمايان مي سازد. در حاليکه انسان رابطه ي خويش با خدا را از طريق دعا، استعاذه، انجام فرايض، و مستحبات نيز نشان مي دهد. در توکل جنبه اي از رابطه فرد با خدا نمايان است که تلويحاً فرد متوکل پيش فرضهايي را پذيرفته است که مهمترين آنها باور و ايمان به قدرت، حکمت و شفقت خداوند به بندگانش مي باشد. و همين جنبة اعتماد و ايمان است که رابطه ي توکل گونه را از انواع ديگر رابطه ها متمايز مي کند. بخاطر همين درجه بالاي توکل است که خداوند توکل کنندگان را دوست مي دارد. و در قرآن مي فرمايد:
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِينَ آل عمران ۱۵۹
ترجمه« همانا که خدا توکّل کنندگان را دوست مي دارد .»
لذا آدمي درهمه حال بايد برخداتوکل نموده وخودرابه اوبسپارد،بي گمان خداوندنيز اوراياري خواهد ساخت .
هرگاه که ايمان آدمي زياد شد وبه حدي ازکمال رسيد وبرمقام پروردگارخويش وموقعيت خودآگاه شد ودريافت که تمامي اموربه دست خداي سبحان است وهم اوست يگانه ربي که تمام موجودات به سوي اوبازميگردند، برخود واجب ميداند برا وتوکل کرده وتابع اراده ي اوگردد.به تعبير زيباي قرآن کريم: (وعلي ربهم يتوکلون )
مومنان بايد خدارا درتمامي امورحتي دراعمال خودبه عنوان وکيل برگزينند و بدانند تنها اوست که کانون قدرت است .
پس با استفاده از بررسي آيات و احاديث ، قضيه توکل به خدا مورد بحث وبررسي قرار مي گيرد تا فرد مؤمن بينش صحيح وقراني را در اين رابطه کسب کند تادر مسير بندگي از آن استمداد جويد.
● معنا ومفهوم لغوي توکل ومشتقات آن
توکل، در لغت به تعبير« راغب اصفهاني» واگذار کردن امري است به معتمدي، از اين جهت که شخص خود را در انجام آن کار عاجز و ناتوان ببيند. (المفردات في غريب القرآن، ص ۵۳۱)
توکل از ماده «وَ کَلَ » به معني واگذار کردن است و در صورتي که با کلمه «علي» متعدي شود به معني اعتماد است . (قاموس قرآن، ص ۲۴۰) .
و در مواردي هم که بدون کلمه «علي الله» به کار رفته، اين کلمه در آن مقدّر است،
به عنوان مثال حضرت علي(ع) مي فرمايد:
« التوکل خير عماد » توکل «بر خدا» بهترين تکيه گاه است». (شرح غررالحکم، ص .۱۳۳ )
نگارنده قاموس قرآن، درباره معناي توکل به نکته جالبي اشاره مي کند. او مي نويسد: «هر کاري که به وجود مي آيد و هر بهره اي که از چيزي عايد مي شود، مشروط به شرايط بي شمار و خارج از حصر است، حتي بدون اغراق، تهيه ي يک لقمه نان بستگي به تمام اجزاي اين عالم دارد. تنظيم اين همه شرايط و مقدمات، از عهده بشر خارج است و اگر خداوند آن شرايط و اسباب را فراهم نياورد، هيچ نفعي عايد ما نخواهد شد و هيچ مقدمه اي به نتيجه نخواهد رسيد. پس خدا واقعاً بر هر چيز وکيل است و همه کس و همه چيز را کارساز و مدبر خداست. »
«توکل بدان معني نيست که از کار و تلاش باز مانيم، بلکه بايد پيوسته تلاش کنيم و در عين حال از خداوند بخواهيم که کارسازي کند و شرايط و اسباب را موافق مرام و مصلحت ما فراهم آورد.» (قاموس قرآن، ص ۲۴۰) .
لذا توکل يعني اينکه : «انسان هميشه به آنچه مقتضاي حق است، عمل کند و در اين راه، به خدا اعتماد کند که خداوند حامي و پشتيبان کساني است که حامي و پشتيبان حق مي باشند. توکل تضمين الهي است براي کسي که هميشه حامي و پشتيبان حق است. »
همچنين «وکَلْ» در لغت عرب، مرد ضعيف را گويند، و «وکْلْ» اعتماد بر ديگري است در امري. امّا «توکُّل » آشکار ساختن ناتواني در ا مري و تکيه زدن بر ديگري است . (معجم مقاييس اللغه، ج ۶، ص ۱۳۶)
به تعبيري ديگر توکُّل يعني اينکه : «فرد با درک ضعف و ناداري خويش، به يک کاردانِ لايق اعتماد ورزد و امر خود را به او بسپارد.» ( التحقيق في کلمات القرآن، ج ۱۳ و ۱۴، صص ۱۹۲، ۱۹۳)
« وکيل» از وکالت بر گرفته شده است، و وکالت به معناي تسلط بر امري است که به غير شخصِ وکيل باز مي گردد، ولي وکيل قائم به امر و مباشر در آن است.( تفسير الميزان، ج ۱۱، ص ۱۹۹)
« توکيل» نيز به همين معناست که او را در امري تسلط دهند تا وي آن را به انجام رساند.( همان ص ۱۹۹)
بايد به ياد داشت توکيل خداوند بر بنده به اين معنا نيست که آدمي مالک و مدبر است، بلکه بدان معنا است که خداوند اذن داده است تا هر امري را به مصدرش و هر فعلي را به فاعلش نسبت دهند، و چنين نسبتي را به نحوي از تمليک، مِلک ايشان ساخته است و اين مصادر در اثر و فعل اصالت و استقلال ندارند، و سبب مستقل، تنها خداي سبحان است که بر هر سببي غالب و قاهر است. ( همان، ص ۱۹۹)
وکيل همچنين از جمله نام هاي خداوند است، و در حقيقت او تنها کسي است که در همه امور مي توان بر وي تکيه کرد، و تمامي کارها را مي شود بدو واگذاشت، و هيچ کس غير او را نسزد که از هر حيث و به طور کامل و به اقتضاي ذاتش و بر ذاتش، بي هيچ حد و قيدي بر او توکل جست.
از ديدگاه ابن قيم از وکالت دو منظور اراده مي شود:
▪ نخست: توکيل که عبارت است از واگذاري اختيار به کسي و سپردن امور به او.
▪ دوم: توکل يعني تصرف از طريق تکيه به موکل که اين کاربرد دو جانبه است از يک سوخدا بنده را در نگهداري آن چه به او داده وکيل مي کند و از ديگر ▪ سوم بنده خدا را وکيل مي کند و به او اعتماد و تکيه مي کند. (مدارج السالکين، ۲ ۱۲۶)
آيا صحيح است بگوييم خدا يکي ازبندگانش را وکالت داده يا مي دهد؟ در پاسخ بايد گفت چنان چه دين را بر پاي دارد، آري، آيا درست است بگويند: فلاني وکيل خداست؟ خير. زيرا وکيل کسي است که به نيابت از موکل خود عمل مي کند، و خدا هيچ نايبي ندارد و هيچ کس جانشين او نمي شود، بلکه او جانشين بندگانش مي شود، چنان که پيامبر فرمود: «اللهم أنتَ الصّاحبُ في السفرَ و الخليفةُ في الأهل»:
«خدايا در مسافرت تو همراه و در خانواده تو جانشين من هستي». (صحيح است: مسلم (۱۳۴۲) بخش الحج، باب مايقول إذا رکب الي سفر الحج و غيره)
مفهوم حديث اين است که: او به جاي بنده امور خانواده و اموالي را که به جا گذاشته به عهده مي گيرد. اما اين که بنده پروردگار را وکيل کند با واگذاري امور به او و برکناري خود از عمل است. لذا گفته اند توکل عبارت است از عزل خود از ربوبيت و پرداختن به عبوديت الله.
بنابراين مفهوم، پروردگار وکيل بنده باشد بدين معناست که او را بسنده است و امور و منافع او را به نتيجه مي رساند. بنابراين وکالت پروردگار بر امور بنده، سفارش، عبادت و احسان است نه از روي نياز، بلکه از روي منت و وابستگي شان به او. حسبنا الله و نعم الوکيل او ما را بس است و تنها خداست که همگان را بسنده است و هر بدي و شري را دور مي کند.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُکَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (انفال: ٦٤)
« اي پيغمبر ! خدا براي تو و براي مؤمناني که از تو پيروي کرده اند کافي و بسنده است ( و ضامن و مراقب همگي شما است ) ».
هم از اين روست که گويند:
«التَّوکلُ، هُوَ الثِّقَةُ بِما عِندَ اللّهِ وَ الْيَأسُ عَمّا فِي اَيْدِي النّاسِ» ( التحقيق في کلمات القران، ج ۱۳ و ۱۴، ص ۱۹۹ )
توکل، يعني اطمينان بدانچه نزد خداست و نااميدي از آنچه در دستان مردم است.
توکل در شرع به گفته ابن رجب يعني اعتماد راستين قلب به خدا در جلب منافع و دفع زيانها و در امور دنيا و آخرت.
حسن بصري در مورد توکل معتقد است که انسان بداند خدا مورد اعتماد و اطمينان اوست.
شيخ بن عثيمين گويد: «توکل اعتماد راستين به خدا در گردآوري سود و برداشتن زيان با فراهم کردن اسباب و شرايطي که خدا دستور داده است. اين، تعريف مناسب و جامعي است.»
● فضليت توکل در آيات قرآن
اين لفظ در قرآن کريم با صيغه هاي مفرد، جمع، ماضي، مضارع و امر چهل و دو بار و همه به معناي تکيه و اعتماد به خدا و تفويض امور به او آمده است.از اين ريشه واژه ي « تکلان» در حديث نيز آمده است: «و هذا الجهدُ وعليک التکلان»: «اين تلاش ما و بر تو توکل مي کنيم». (ضعيف است، ترمذي (۳۴۱۹) بخش الدعوات روايت کرده و گفته حديث غريبي است. الباني درصحيح الجامع (۱۱۹۴) آن را ضعيف دانسته است.)
همچنين: «الله المستعانُ اللهم صبراً و علي الله التکلان»: «خداست ياريگر، خدايا شکيبايي به ما ارزاني دار و بر تو توکل مي کنيم». (صحيح است: احمد (۱۹۱۴۶)، بخاري (۳۶۹۳) بخش المناقب، باب مناقب عمر بن خطاب، و مسلم (۲۴۰۳) بخش فضائل الصحابه، باب من فضائل عثمان بن عفان روايت کرده اند. لفظ حديث در اين جا از احمد است.)
از جمله آيه هايي که بر فضل و مقام والاي توکل دلالت مي کند اين فرموده ي الهي است:
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ (زمر: ٣٨)
« اگر از مشرکان بپرسي چه کسي آسمانها و زمين را آفريده است ؟ خواهند گفت : خدا . بگو : آيا چيزهائي را که بجز خدا به فرياد مي خوانيد چنين مي بينيد که اگر خدا بخواهد زيان و گزندي به من برساند ، آنها بتوانند آن زيان و گزند خداوندي را برطرف سازند ؟ و يا اگر خدا بخواهد لطف و مرحمتي در حق من روا دارد ، آنها بتوانند جلو لطف و مرحمتش را بگيرند و آن را باز دارند ؟ بگو : خدا مرا بس است . توکّل کنندگان تنها بر او تکيه و توکّل مي کنند و بس . ».
جايي که ايمانداران هميشه به خدا توکل مي کردند و با گفتن حسبنا الله و نعم الوکيل به او پناه مي جستند،شايسته است که پيامبران الهي از ديگران توحيد و توکل را به نحواحسن عملي کرده و به درجه ي کمال رسانده باشند!
خدا سفارش کرده به او توکل شود و در چندين مورد به اين کار تشويق و سفارش کرده است:
وَعَلَي اللّهِ فَلْيَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (آل عمران: ١٢٢)
« و مؤمنان بايد تنها بر خدا توکّل کنند و بس .».
فَتَوَکَّلْ عَلَي اللَّهِ إِنَّکَ عَلَي الْحَقِّ الْمُبِينِ (نمل: ٧٩)
« پس بر خدا توکّل کن ( و کار و بار خود را بدو بسپار و بدان که با وجود اين که کافران از دعوت تو رويگردانند ) تو قطعاً بر ( راستاي جاده حقيقت و طريقه ) حق آشکار هستي ( و با دين راستيني که داري بر کفّار پيروز مي گردي ) .»
..... فَاعْبُدْهُ وَتَوَکَّلْ عَلَيْهِ ...... (هود: ١٢٣)
« .....پس او را بپرست و بر او تکيه کن............».
وَتَوَکَّلْ عَلَي الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَکَفَي بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيراً (فرقان: ٥٨)
« و ( در همه امور ) بر خداوندي تکيه کن که هميشه زنده است و هرگز نمي ميرد ، و حمد و ثناي او را به جاي آور ( و بدان تو عهده دار ايمان يا کفر مردمان نيستي و خدا همگان را مي پايد ) و همين کافي است که خداوند از گناهان بندگانش آگاه است ( و هيچ گونه گناهي از ديد او مخفي نمي ماند ) ».
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَي اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِينَ (آل عمران: ١٥٩)
« از پرتو رحمت الهي است که تو با آنان ( که سر از خطّ فرمان کشيده بودند ) نرمش نمودي . و اگر درشتخوي و سنگ دل بودي از پيرامون تو پراکنده مي شدند . پس از آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش نما و در کارها با آنان مشورت و رايزني کن . و هنگامي که ( پس از شور و تبادل آرا ) تصميم به انجام کاري گرفتي ( قاطعانه دست به کار شو و ) بر خدا توکّل کن ؛ چرا که خدا توکّل کنندگان را دوست مي دارد .»
مشورت در اين آيه در راستاي تأمين سببها شمرده شده است. نظرها و پيشنهادها سببهايي هستند که انسان را در رسيدن به نظردرست و تصميم صحيح ياري مي دهند. اما نبايد فراموش کرد که انسان در اين هنگام هر چند بزرگترين مشاوران را در اختيار داشته باشد از توکل بر خدا بي نياز نيست. اشتباه برخي ها در همين جاست که گمان مي کنند با برخورداري از مشاوران و استفاده از راهنماييها و اشاره هاي آنها نيازي به توکل نيست، چون بزرگترين و داناترين کارشناسان و مشاوران را دارند، بايد گفت: اينان هر چند گاهي ممکن است به يک مورد درست اشاره کنند، اما در اجرا و به کارگيري آن دچار اشتباه مي شوند، لذا در معرض افتادن به بيراهه و اتخاذ تصميمهاي نادرست هستند. بنابراين حتي در تصميم گيري و مشورت نيز بايد به داناي کل توکل کرد.
بنابراين توکل وسيله يي براي رسيدن به دوستي خدا و صفتي است که ايمانداران را از ديگران متمايز مي سازد و خداوند به همين خاطر آن را واجب کرده است.
توکل مانند اصل محبت الله، شکيبايي و انابت واجب است، به علاوه توکل شرط ايمان نيز هست. با توجه به مفهوم اين آيه:
وَعَلَي اللّهِ فَتَوَکَّلُواْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ (مائده: ٢٣ )
ترجمه: « اگر مؤمن هستيد ، بر خدا توکّل کنيد » .
اگر توکل نباشد ايمان نيز منتفي است. (اسماء الحسني،صص ۳۷۰ – ۳۷۲) .
● فضيلت توکل در احاديث نبوي
عَن أبي هُرَيْرةَ رضي اللَّه عنه عَنِ النَّبِيِّ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «يَدْخُلُ الْجَنَّةَ أقْوَامٌ أفْئِدتُهُمْ مِثْلُ أفئدةِ الطَّيْرِ» (رواه مسلم.)
از ابوهريره(رض) روايت شده است که پيامبر(ص) فرمودند: «اقوامي داخل بهشت مي شوند که دل هاي آنان مانند دل هاي پرندگان باشد».
در معني آن گفته شده است: يعني متوکل هستند يا دل هايشان نازک و اثرپذير است، (مهربان هستند) .( مسلم روايت کرده است؛ [مسلم(۲۸۴۰)]
عنْ عُمَرَ رضي اللَّهُ عنه قَالَ: سَمِعْتُ رسولَ اللَّه صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يقُولُ: «لَوْ أنَّکم تتوکَّلونَ علي اللَّهِ حقَّ تَوکُّلِهِ لَرَزَقکُمْ کَما يَرْزُقُ الطَّيْرَ، تَغْدُو خِماصاً وترُوحُ بِطَاناً» رواه الترمذي، وقال: حديثٌ حسنٌ.
از عمر فاروق (رض) روايت شده است که فرمود: از پيامبرص شنيدم که مي فرمودند: «اگر شما آن گونه که سزاوار توکل بر خداست بر خدا توکل کنيد، حتماً روزي شما را مانند پرندگان مي دهد، آنها صبح گرسنه از لانه بيرون مي آيند و شب، سير برمي گردند».(ترمذي روايت کرده [(۲۳۴۵)] و گفته است: حديثي حسن است)
در اين حديث ،پيامبر(ص) دو ويژگي براي کساني که بر خدا توکل مي کنند، ذکر کرده است: يکي تلاش براي پيدا کردن روزي و ديگري تکيه بر مسبب الاسباب.
توجه به اين نکات (با توجه به حديث ياد شده) در فهم بهتر توکل و توجه به سلسله سببها اهميت زيادي دارد. زيرا پرندگان صبح در جستجوي روزي بيرون مي روند، اين قسمت همان تلاش و کوشش در اينجا پرواز است، شب که بر مي گردد غذاي خود و جوجه هايش را همراه اش مي آورد. اين حديث درس بزرگي براي تلاش در جهت کسب روزي به ما مي آموزد و آن عبارت از اهميت ايجاد سببها با اعتماد و اتکاي استوار بر مسبب سببهاي مباح است .
در حديث ديگري، آمده است که همه ي مردم نمي توانند به مقام توکّل برسند، جز شمار اندکي از مردم که پيامبر آنها را ياد کرده است:
«هذه أمتک يدخلُ الجنة من هولاء سبعون ألفاً بغير حسابٍ»:
ترجمه: «اين امت توست که هفتاد هزار نفر از آنها بدون حساب به بهشت مي روند»
پيامبر براي مردم روشن نکرد آنها چه کساني هستند و چه ويژگيهايي دارند. مردم بيرون آمدند و گفتند: ما هستيم که به خدا ايمان آورده و از پيامبرش پيروي کرده ايم، يا فرزندان ما هستند که در دوره ي اسلام به دنيا آمده اند، ما خود در دوران جاهليت به دنيا آمده ايم، اين سخن مردم به پيامبر رسيد، آمد و فرمود: «همُ الذينَ لايسترقون و لايتطيرون و لايکتوون و علي ربهم يتوکلون»، فقال عکّاشه بن محصن: أمنهم أنا يا رسول الله؟ قال: «نعم» فقال آخر؟ أمنهم أنا؟ فقال(ص) :«سبقک بها عکاشة او عکّاشة»: آنها کساني هستند که دزدي نمي کنند، به فال بد زدن، بدبيني داغ کردن نمي پردازند و به پروردگار خود توکل مي کنند.»
عکاشة بن محصن گفت: اي پيامبر خدا آيا من از آنها هستم؟ فرمود: آري. کس ديگري پرسيد: من چه؟ فرمود: «عکاشه از تو پيشي گرفت». (صحيح است: بخاري (۵۷۵۲) بخش الطب، باب من لم يرق، و مسلم (۲۲۰) بخش الإيمان، باب الدليل علي دخول طوائف من المسلمين الجنة، روايت کرده اند.)
انسان مؤمن هنگامي که از خانه بيرون مي رود، مي گويد: «بسم الله توکلت علي الله» فرشته يي به او مي گويد: «هدايت مي شوي، از بلا دور مي ماني و از هر گونه بدي و شر نجات مي يابي». (صحيح است: ابوداود (۵۰۹۵) بخش الأدب، باب ما يقول إذا خرج من بيته، ترمذي (۳۴۲۶) بخش الدعوات، باب ما جاء في ما يقول إذا خرج من بيته، روايت کرده اند. ترمذي گفت: حديث نيک و درستي است. ابن ماجه (۳۸۸۶) بخش الدعاء باب ما يدعو به الرجل إذا خرج من بيته، آورده است. الباني در صحيح الجامع (۴۹۹) آن را صحيح دانسته است)
عنْ أبي بَکْرٍ الصِّدِّيق رضي اللَّه عنه قال: نَظَرْتُ إلي أقْدَامِ المُشْرِکِينَ ونَحنُ في الْغَارِ وهُمْ عَلَي رُؤُوْسِنَا فَقُلْتُ: يا رسولَ اللَّهِ! لَوْ أَنَّ أحَدَهُمْ نَظرَ تَحْتَ قَدَمَيْهِ لأَبْصَرَنَا فقال: «مَا ظَنُّکَ يا أبا بکرٍ باثْنَيْنِ اللَّهُ ثَالِِثُهُمَا» متفقٌ عليه.
از ابوبکر صديق(رض) روايت شده است که فرمود: هنگامي که با پيامبرص در غار بوديم، به پاهاي مشرکان که بالاي سر ما ايستاده بودند، نگاه کرده، گفتم: اي رسول خدا! اگر يکي از مشرکان زير پاي خود را بنگرد ما را مي بيند؛ پيامبر(ص) فرمودند: «اي ابوبکر! نسبت به دو نفر که خداوند سومين آنهاست، چه گماني داري؟»
( متفق عليه )(رياض الصالحين، باب يقين وتوکل صص ۶۹إلي ۷۸ )
● جايگاه توکل
از ديدگاه عرفان، وبه عبارتي تزکيه نفس به معناي حقيقي قرآني،توکل، يکي از مقامات و ملکات نفساني است، که سالک الي الله در سفر معنوي خود بايد آن را کسب کند. و در مکتب عرفان، منزل و مقامي است که سالک طريق حق براي رسيدن به يقين و باريافتن به پيشگاه حضرت محبوب مي بايد آن را بپيمايد؛ بزرگان عرفان، توکل را نشأت گرفته از ايمان مي دانند و معتقدند شخص متوکل با پيمودن مقام توکل مي تواند به منزل «يقين » راه يابد و نهايتا از مقام «يقين » بگذرد و به مقام «توحيد» نايل شود.
ابن قيم گفت: توکل نيمي از دين و انابت نيم ديگر آن است، کمک خواهي از خدا و عبادت در دين بسيار مهم است، توکل، کمک خواهي و انابت همان عبادت است. (مدارج السالکين ج ۲، ص ۱۱۳)
توکل به همه ي امور ديني انسان که واجبات، مستحبات و مباحات جز با آن قوام نمي يابد، مربوط مي شود.
منزلت توکل گسترده ترين و جامعترين منازل و پيوسته آباد و پر تردد است. به خاطر گستردگي متعلقات توکل و فراواني نيازهاي عالميان، براي برآورده شدن آن ناگزير بايد توکل داشته باشيم.
بنابراين اين منزلت و موقعيت بسيار مورد نياز است. وقتي کاري براي بندگان راستين خدا پيش بيايد با بازگشت و توکل بر او خود را به باري تعالي مي سپارند. خداوند با اين کار سختيها و دشواريها را ساده مي گرداند و خواسته هاي بنده را برايش محقق مي سازد، در حالي که او خود آرام و با تأني به هر چه خدا برايش مقدر ساخته خشنود است.
ابن قيم مي گويد: بنده اگر چنان که شايسته است به خداتوکل کند توکل راستين – حتي براي برکندن کوهي از جاي خود به شرطي که چنين به او امر شده باشد، بي گمان به انجام مي رساند! (همان ، ج ۱ ،ص ۸۱) .
توکل به خداوند مقامي بسيار بزرگ و اثربخش است و يکي از بزرگترين لوازم ايمان به شمار مي آيد. بهترين کارها و عبادتهاي نزديک کننده به خداوند رحمان ووالاترين مقامهاي توحيد خداست همه چيز با توکل بر خدا و طلب ياري از او حاصل مي شود.
منزلت توکل مقدم برانابت است، زيرا انسان براي رسيدن به مقصودش توکل مي کند، بنابراين توکل وسيله و انابت، هدف است.
انسان مسلمان نه تنها توکل بر خدا را در تمام کارها و امور خود و واجب مي داند، بلکه آن را فريضه اي ديني مي شمارد که به امور دنيا منحصر نمي شود، بلکه امور دنيايي را نيز شامل مي شود، گذشته از امور دنيايي و طلب روزي، در عبادت خدا نيز توکل لازم است.
توکل بر خدا با توجه به آموزه ي قرآن، عقيده است:
وَعَلَي اللّهِ فَتَوَکَّلُواْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ (مائده: ٢٣)
ترجمه: «اگر ايمان داريد به خدا توکل کنيد»
از اين جاست که توکل به خدا نيمي از دين را تشکيل مي دهد، از شمار واجبات است و يکي از اصول ايمان به شمار مي آيد.
ابن قيم مي گويد: توکل جامع مقامهاي واگذاري امور به خدا، طلب ياري از او و خشنودي است، هيچ وجودي بدون آن تصور نمي شود. (همان، ج ۱ ص ۸۲)
ابن کثير گويد: هر کس برخدا توکل کند، يعني متکي بر او باشد، خداوند عزيز حکيم است. توکل مرکب راهوار رهگذري است که بدون آن از پيمودن راه عاجز است، و هر وقت از آن فرود آيد، قطع مي شود و از ادامه ي راه باز مي ماند. (تفسير القرآن العظيم، از ابن کثير، ۲/۳۲۰)
بنابراين توکل بر خدا يکي از صفات بزرگ عبادالرحمن است، و نشانه يي است که آنها را از ديگران متمايز مي کند و علامت بارز اهل ايمان است .
● توکُّل و تواکُل
فرق ميان توکل و تواکل در اين است که در توکل فراهم کردن سلسله اسباب شرعي هست، در حالي که تواکل اهميت ندادن به اسباب و فراهم نکردن آن است.
برخي از دانشجويان مثلاً هنگام رفتن به يک امتحان چيزهايي براي تقلب با خود مي برند و مي گويند: اين جزء اسباب است! در حالي که اين توکل آميخته با سرپيچي از راه درست است، توکل درست اين است که از اسباب شرعي هر چه در توان است مهيا شود. هر کس از توکل به در باشد بايد در توحيد او شک کرد، و فراهم نکردن سلسله اسباب هر کاري، نقص عقل شمرده مي شود. بنده ي مخلص خدا اين سببها را هر چند کوچک و ناچيز باشد فراهم مي سازد، و خدا آن را مبارک مي گرداند وآن را اثربخش قرار مي دهد. خداوند اين امور را در لابه لاي داستان حضرت مريم به ما ياد داده است. و بنا به قول شاعر:
توکَّل علَي الرحمن في کلّ حاجة و لاتؤثرنّ العجزَ يوماً علي الطلب
ألم تَرَ أنَّ الله قالَ لمريم إليک فَهزِّي الجذعَ يسقُط الرُّطب
و لوشاءَ أن تجنيه من غيرهزّها جَنته و لکن کل شيءٍ له سبب
يعني : «در هر خواسته يي به خداوند رحمان توکل کنيد و هيچ وقت در جستجوي آن سستي نورزيد.
بنگريد که خدا به مريم گفت: ساقه ي درخت را به سوي خودت تکان بده تا خرماي تازه ازآن برايت بيفتد . در حالي که اگر اراده مي کرد بدون تکان دادن مريم، خرما خود برايش مي افتاد، اما هر چيزي سببي دارد که بايد فراهم شود.»
اکنون تصور کنيد زن که در قويترين حال ضعيفتر از مرد است، و حالت زايمان ضعيف ترين حالتش است درآن حال که مريم بسيار ضعيف شده با حالت پس از زايمان بايستي تنه ي درخت خرما را که درختي محکم و داراي تنه ي سخت و استوار است، تکان دهد، و خداوند فرمود: وَهُزِّي إِلَيْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْکِ رُطَباً جَنِيّاً (مريم: ٢٥)
ترجمه: « تنه خرما بن را بجنبان و بتکان ، تا خرماي نورس دست چيني بر تو فرو افکَنَد . »
با فراهم کردن سبب هر چند به طور ضعيف نتيجه را به ثمر رساند. در علم و قدرت خدا بدون هيچ گونه تکان و نيرويي، ميوه ي آن درخت مي توانست بيفتد. وانگهي تکان دادن زني ناتوان و دردمند براي آن درخت محکم چه فايده يي داشت؟ هدف خداوند در اين جا نکته يي به انسان آموزش مي دهد و بندگانش را متذکر مي شود که بايد اسباب لازم براي هر کاري فراهم گردد، واين در مسأله ي توکل يکي از اصول بسيار مهم است.
● پيوند توکل و عمل و علم قلب
توکل بر خدا عمل قلب را همراه با علم آن فراهم مي آورد، انسان بايد قلباً بداند که خداوند همه چيز را مقدر و اداره مي کند. عمل قلب عبارت است از آرامش و اطمينان قلب در برابر آفريدگار و اعتماد به او. با اين شرح توکل هم شامل علم قلب و هم عمل آن است و هر دو در قضيه ي توکل بسيار مهمند.
براي اين منظور بايداسماء و صفات خدا را به معناي واقعي قراني بدانيم و آرامش بيابيم و به او تسليم گرديم و خود را به او واگذار کنيم.
إذا ابتليت فَثق بالله و ارضَ به إن الذي يکشفُ البلوي هواللهُ
إذا قضي الله فاستسلم لِقُتدرته ما لامريءٍ حيلة فيما قضي اللهُ
اليأسُ يقطع أحياناً بِصاحبِه لاتيأسن فنِعمَ القادرُ الله
يعني: «وقتي به مصيبتي دچار شدي، به خدا اطمينان داشته باش و با خشنودي به او اعتماد کن، اوست که بلاها را دفع مي کند و مصيبتها را مي زدايد.
وقتي خدا کاري پيش بياورد، در برابر او و قدرتش سر تسليم فرو بياور، چرا که هيچ کس در برابر امر و قضاي الهي راه فراري ندارد.
نااميدي گاهي صاحبش را از پاي در مي آورد، پس نااميد نباشيد، و بدانيد که خداوند چه نيک قادر متعالي است!»
در به دست آوردن بهره ي خود از روزي و سلامتي، اموال دنيا، فراهم کردن نيازها و کنار زدن مصيبتها و گرفتاريهاي دنيايي توکل امري لازم و کارساز است. همانطور که ياد خدا سنگ بناي عبادات است . انسان وقتي هدف غايي او خدا باشد، آرام مي گيرد، از آشفتگي به دور است ، دعا مي کند و هر چه بخواهد از پروردگارش مي طلبد.
توکل بر خدا بدون فراهم کردن سلسله اسباب لازم، نقص در عقل و حتي نقص در دين شمرده مي شود، زيرا ما مأمور به تلاش در در دايره تکاليف و اوامر و نواهي خداوندي هستيم . نبايد مثل آنهايي بود که گمان مي کنند بدون کار و عمل نيک وارد بهشت مي شوند و مي گويند از رحمت خدا به آن مي رسيم، چنان که يکي از اين نوع افراد مي گفت: تلاش کردم وسايل و اسباب فساد را در خانواده ي همسرم بيرون بيندازم، اما پدر همسرم مي گفت چرا به فکر بيرون انداختن و برداشتن اين دستگاهها و ابزارها هستي؟ ما همه در رحمت و لطف خدا زندگي مي کنيم!
● نمونه هاي عملي توکل
توکل ابراهيم (ع) و همراهانش
خداوند درباره ي دوستان خود، ابراهيم (ع) و کساني که با او ايمان آوردند مي گويد آنها گفتند:
رَّبَّنَا عَلَيْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَيْکَ أَنَبْنَا وَإِلَيْکَ الْمَصِيرُ (ممتحنه: ٤)
ترجمه: « پروردگارا ! به تو توکل مي کنيم ، و به تو روي مي آوريم ، و بازگشت به سوي تو است ( و همه راهها سر به جانب تو دارد و به تو منتهي مي گردد ) »
يعني : در تمام امورمان به تو توکل کرديم و آن را به تو سپرديم. به خاطر استحکام توکل و استواري ايمانشان خداوند دستور داد آنها را به عنوان الگوي نيک، سرمشق خود قرار دهيم:
قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ (ممتحنه: ٤)
ترجمه: «( رفتار و کردار ) ابراهيم و کساني که بدو گرويده بودند ، الگوي خوبي براي شما است »
آنهااين چنين به خدا توکل کردند و همه ي کارها و امورشان را به طور کامل به او واگذار کردند، در عين اين که خود هرگز ازتلاش و کوشش غافل نبودند، در هر امري در راستاي خشنودي خداي رحمان از توکل جدا نمي شدند.
در مثنوي معنوي آمده :
سوي تو کرديم روي و دل به تو بستيم از همه بازآمديم و با تو نشستيم .
هر چه نه پيوند يار بود بريديم هر چه نه پيمان دوست بود شکستيم .
توکل پيامبر(ص) و يارانش ياران پيامبر محمد(ص) در غزوه ي احد چنين بودند:
الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِيلُ (آل عمران: ١٧٣)
ترجمه: « آن کساني که مردمان بديشان گفتند : مردمان ( قريش براي تاختن بر شما دست به دست هم داده اند و ) بر ضدّ شما گرد يکديگر فراهم آمده اند ، پس از ايشان بترسيد ؛ ولي ( چنين تهديد و بيمي به هراسشان نيانداخت ؛ بلکه برعکس ) بر ايمان ايشان افزود و گفتند : خدا ما را بس و او بهترين حامي و سرپرست است ».
به همين سبب ابن عباس گفت: عبارت : حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِيلُ را ابراهيم هنگامي که در آتش انداخته شد، و پيامبر ما محمد هنگامي که به او گفتند: مردم براي جنگ با شما گرد آمده اند، از آنها بترسيد، ولي آنها نترسيدند و بلکه ايمانشان بيشتر شد، در اين هنگام آن دو پيامبر اين عبارت را به زبان آوردند. (صحيح است: بخاري (۴۵۶۳) بخش تفسير القرآن، باب قوله الله تعالي «الذين قال لهم الناس إن الناس قدجمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ايماناً»)
و همچنين در حديث شريف آمده است : پيامبر(ص) فرمود: هرگاه به مصيبتي گرفتار آمديد ،« حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِيلُ» بگوئيد و همچنين در حديث ديگر به روايت عايشه آمده است که فرمود : چون غم بر پيامبر(ص) شدت مي گرفت، آن حضرت دست خويش را بر سر و محاسن خويش کشيده و بعداً نفس بلند مي کشيدند و مي فرمودند: « حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِيلُ» (دکتر آخوند گلشاهي(۱۳۸۷ش)،ج۱،ص۴۱۷)
مولانا چه زيبا اين حديث را به نظم در آورده :
عقل قربان کن به پيش مصطفي حسبي الله گو که الله کّفّي .
لذا توکل توشه ي مؤمنين براي روزهايي است که مردم آنها را از شمار بي شمار دشمنان مي ترسانند ويا غم واندوه نااميدي از اسباب مادي اورا از هرجهت در برمي گيرد و برجسته ترين ويژگي آنها اين است که مي گويند: حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِيلُ: اين اولين و آخرين چيزي است که ابراهيم وقتي به آتش انداخته شد، بر زبان راند.
هو القريب المجيبُ المستغاثُ به قُل حسبي الله معبودي و مُتکلي

روش هاي تربيت و راه هاي گوناگون آن نزد تابعين بسيار بوده است. نمونه هايي که در اينجا به آن اشاره مي شود بخشي از آن هاست. اين راه ها مبتني بر برداشت از ...

علما در اين مورد که بهترين عبادت ها نسبت به افراد کدام است و داراي اختلاف شديد و دامنه دار و اقوال متعدد و متباين با هم هستند. اما از ديدگاه من قول را ...

● اعجاز خداوند به نيکوترين شيوه انسان را خلق کرد، وي را بالاترين کرامت بخشيد و هستي را برايش مسخّر کرد تا سبب تمايز و برتري وي شود. به وي نعمت عقل را ...

شرک که به معناي نوعي همتايي و مشارکت است در کلام اسلامي و اصطلاحات قرآني به معناي پذيرش شريک و همتا براي خدا در حوزه ربوبيت و الوهيت است. به سخني ساده ...

دانلود نسخه PDF - توکل