up
Search      menu
مدیریت و اقتصاد :: مقاله توليد ناب PDF
QR code - توليد ناب

توليد ناب

دو انقلاب در ابتدا و انتهاي قرن 20 رخ داد. انقلاب آغازين ظهور انبوه و پايان عصر توليد دستي بود و انقلاب دوم پايان، ظهور ناب و خاتمه عصر توليد انبوه است. کنون جهان در آستانه عصر جديدي به سر مي برد، عصري که در آن دگر گوني شيوه توليدات محصولات وساخته هاي بشري چهره زندگي او را يکسره دگرگون خواهد کرد.
پس از جنگ جهاني اول هنري فورد و آلفرد السون (مدير جنرال موتورز) توليدات صنعتي جهان را از قرون توليد دستي که شرکتهاي اروپايي رواج داده بودند، به سر آوردند و به عصر توليد انبوه کشاندند و با ترويج اين شيوه توليد در تمام صنايع کشور (آمريکا) رهبر جديد شيوه هاي توليدي گرديد و صنعت خودرو سازي موتور و قلب تپنده اقتصاد اين کشور شد. در همين راستا پيتر دراکر در سال 1946 لقب صنعت صنعتها را به صنعت خودروسازي اطلاق کرد.
همچنين توليد ناب در سالهاي پاياني جنگ جهاني دوم توسط تا اي چي اهنو (Taichi ohno) و اي جي تويودا (Eiji toyoda) در شرکت خودرو سازي تويوتا در کشور زاپن مطرح گرديد . بحث توليد ناب در سال 1970 توسط جيمز ووماک و همکارانش در دانشگاه MIT در قالب يک کار تحقيقي با عنوان ماشيني که جهان را تغيير داد منتشر گرديد . او و همکارانش توليد ناب را تقريباً به عنوان ترکيبي از مدل توليد سنتي (FORD) و کنترل اجتماعي در محيط توليد ژاپني مي شناسد.
توليد ناب، اصطلاحي که جان کرافيسک (john karfcik) پژوهشگر IMVP (International Motor Vehical Program) بر نهاده است. از اين رو ناب ناميده مي شود که در مقايسه با توليد انبوه، هر چيز را به ميزان نکته مورد استفاده قرار مي دهد، اين شيوه توليد، نيروي انساني موجود در کارخانه، فضاي لازم براي توليد،سرمايه اي که مصرف ابزار آلات مي شود، نيروي مهندسي لازم براي به وجود آوردن محصول جديد و زمان مورد نياز براي ساخت محصول جديد را به نصف تقليل مي دهد همچنين در توليد ناب موجودي “Inventory” مورد نياز به کمتر از نصف مي رسد، عيب بسيار کمتر مي شوند و محصولات با تنوع فزاينده توليد مي شوند.
بنا بر بحث بالا (توليد ناب) و ساير شيوه هاي توليدي با صنعت خودرو سازي گره خورده است و براي توصيف شيوه توليد ناب نياز به بررسي سه شيوه توليدي پايين است تا با مقايسه آنها تفاوت و امتيازاتشان معلوم گردد.
توليد دستي:
يک توليد گر دستي از کارگران بسيار ماهر و ابزارهاي ساده اما انعطاف پذير استفاده مي کند تا دقيقاً آنچه را بسازد که مشتري مي خواهد، يعني يک واحد در يک زمان. برخي از مشخصه هاي توليد دستي عبارتند از :
وجود نيزوي کاري ماهر؛
وجود سازماندهي بسيار غير متمرکز ؛
به کار گيري ابزار آلات
حجم بسيار پايين توليد
همچنين از ضعفهاي توليد دستي اين است که قيمت محصول بالا بوده و در صورت افزايش حجم توليد، قيمت پايين نمي آيد. (امروزه در مورد ماهواره ها و سفينه هاي فضايي که برجسته ترين توليدات دستي هستند همين مشکل وجود دارد).
از مشکلات ديگر توليدکنندگان دستي اين است که معمولا فاقد آن سرمايه مالي وانساني کافي هستند که به دنبال نوآوريها و پيشرفتهاي اساسي باشند چرا که پيشرفت واقعي در دانش فني مستلزم تحقيق و پژوهش سازمان يافته است .
اما بااين حال محصولات دستي و سفارشي همچنان بازار خود را حفظ کرده است چرا که برخي از مشتريان نيازها و سليقه هاي خاصي دارند که فقط اين شيوه توليدي پاسخگوي نيازهاي آنهاست . اما در دهه 1990 براي شرکتهاي توليدکننده دستي ، تهديدديگري از جانب شرکتهاي توليدکننده ناب ، به ويژه شرکتهاي ژاپني آغاز شده است و آن تهديد اين است که توليدگران ناب در تعقيب آن بخشي از بازار هستند که تاکنون درانحصار توليدگران دستي بوده است . براي مثال ، شرکت هوندا با اتومبيلهاي ورزشي (NS-x) با بدنه آلومينيومي خود حمله مستقيمي به بازار خودروهاي ورزشي (FERRARI) کرده است .
توليد انبوه
توليدگر انبوه در طراحي محصولات از متخصصان ماهر استفاده مي کند، اما اين محصولات توسط کارگران غيرماهر ساخته مي شوند که ماشين آلات گران و تک منظوره راهدايت مي کنند. اين محصولات همشکل ماشيني ، در حجم بسيار بالا توليد مي شوند. ازآنجا که توليد محصول جديد محتاج تغيير کل سيستم است ، بسي گرانتر از محصول قبلي خواهد شد. از اين رو توليدکننده انبوه تا جايي که ممکن باشد، از نوآوري در طرح خودداري مي کند. در نتيجه اينکه محصول ، به قيمت از دست رفتن تنوع و به دليل وجودروشهاي کاري که براي کارکنان کسالت بار است ، ارزانتر در اختيار خريدار قرار مي گيرد.برخي از مشخصه هاي توليد انبوه عبارتند از:
نيروي کار: تقسيم کار تا هرجا که امکان دارد. در کارخانه هاي با توليد انبوه ، کارگرمونتاژکننده تنها به چند دقيقه تعليم و آموزش نياز دارد;
سازماندهي : بااستفاده از يک ادغام عمودي کامل ، توليدکننده انبوه سعي مي کند که از مواداوليه تا ساير قطعات را خود توليد کند. ولي مشکل ادغام عمودي کامل ، ديوان سالاري وسيع است ;
ابزارها: از ابزارآلاتي که فقط در هر زمان يک وظيفه را انجام مي دهد استفاده مي کند که اين کار صرفه جويي زيادي در زمان آماده سازي ماشين آلات به وجود مي آورد.
محصول : محصولات تنوع کم دارند ولي قيمتهاي آن به خاطر تنوع کم روند نزولي پيدامي کند.
توليد ناب
زادگاه توليد ناب در شرکت تويوتا(1) در جزيره ناگويا در ژاپن است . نخستين پيروزي خانواده تويودا در صنعت ماشين آلات نساجي بود و در دهه 1930 به دليل نياز شديددولت شرکت مذکور وارد صنعت وسايل نقليه موتوري گرديد در آن سالها اين شرکت بامشکلاتي از قبيل بازار داخلي کوچک ، نيروي کار ثابت ، فقدان سرمايه کافي و رقباي خارجي علاقه مند به بازار ژاپن روبرو بود.
در آن سالها، آي جي تويودا (EIJI TOYODA) با مهندس شرکت تااي چي اوهنو به آمريکا سفر کرده واز شرکت اتومبيل سازي فورد بازديد به عمل آوردند و نهايتا به اين نتيجه رسيدند که اصول توليد انبوه قابليت پياده سازي در ژاپن را ندارد و اين سيستم پر ازمودا MUDA(اتلاف ) است . برهمين اساس ، آنها شيوه جديد از توليد که بعدها توليد ناب نام گرفت را ايجاد کردند.
يک توليدگر ناب مزاياي توليد دستي و توليد انبوه را با يکديگر تلفيق کرده و ازقيمت بالاي اولي و انعطاف ناپذيري دومي اجتناب مي کند و از ماشين آلاتي استفاده مي کند که هم خودکار و هم انعطاف پذيرند. برخي از مشخصه هاي توليد ناب عبارتند از:
استفاده از JIT;
تاکيد بر پيشگيري از توليد محصول معيوب ;
پاسخ به نيازهاي مشتريان ;
کايزن ;
سيستم افقي ارتباطات ;
افزايش ادغام وظايف .
اما مهمترين تفاوت ميان توليد انبوه و توليد ناب ، تفاوت در اهداف نهايي اين دواست . توليدگر انبوه هدف محدودي که است را دارد وبه عبارتي ديگر: ، و همچنين بيشترين سطح قابل قبول براي موجودي و گستره معيني از محصولات يکسان اما انديشه توليدکننده ناب بر است ، يعني نزول پيوسته قيمتها، به صفر رساندن ميزان عيوب ، به صفر رساندن موجودي ،تنوع بي پايان محصول !
مفهوم بنيادي توليد ناب، در ريشه کن کردن، اتلاف و آفرينش ارزش در سازمان نهفته است.توليد ناب نگرشي است براي افزايش بهره وري و ارزش آفريني مستمر (کايزن) و حداقل کردن هزينه ها و اتلافات. اين سيستم شيوه اي را فراهم مي کند که از طريق آن بتوان با منابع کمتر، تجهيزات کمتر، زمان کمتر، فضاي کمتر، به بيشترين ها دست يافت و با توجه به نياز مشتري و در عين حال با تأمين نياز مشتريان در آنها نزديک شود.
شرکت ها مي توانند از طريق اجراي سيستم توليد ناب که شرکت تويوتا پيشگام آن بوده است عملکرد خود را به طور چشم گيري بهبود بخشيده و محصول خدمات را در سطح کيفيت جهاني، به موقع و با قيمتي رقابتي به مشتري عرضه کنند. زيرا در قرن 21 شرکتهايي که نسبت به رقباي خود در عرضه توليد کالاهاي با کيفيت و ارائه خدمات، کارآمدند باشند، باقي مانده و شرکتهاي با کارايي کمتري نابود خواهند شد.
بنابه مطالعاتي که توسط Devanc صورت گرفته است، بهبودهايي که به منظور ارزش افزايي (يکي از اصول ناب) با استفاده از اصول ناب صورت مي گيرند غالباً عبارتند از:
بهبود جريان کار
کاهش زمان راه اندازي؛
حذف اتلافات (موادها)؛
به کار گيري تعميرات و نگه داري پيشگيرانه، که همگي باعث افزايش سرعت فرآيند هاي تجاري و بازگشت سرمايه به سازمان مي شوند.
سيستم توليد ناب را بايد فرا تر از يک سري برناه ها و يا تکنيکهاي ساده در نظر گرفت. اين سيستم نگرش جديدي از ائتلاف بينايي (Vision) فرهنگ (Culture) و استراتژي (strategy) است که ارائه محصول خدمات با کيفيت، قيمتايين با زمان تحويل کوتاه به مشتري (داخلي و خارجي) را براي موسسات فراهم مي سازد.
سيستم توليد ناب بايد در کليه شرکتها به طور يک پارچه جهت استقرار يک فرهنگ به فلسفه عملياتي به منظور حذف کليه فعاليتهايي که از زمان دريافت سفارش تا تحويل به مشتري ارزش افزوده اي ايجاد نمي کند در نظر گرفته شود.
اتلاف – Muda يا (waste)
مفهوم اتلاف زدايي در توليد ناب از اهميت خاصي برخوردار مي باشد، چيزي که در کليه عصرها و سيستم هاي زمان اعم از صنعتي و خدماتي را تحت الشعاع برنامه هاي خود قرار مي دهد، اين مفهوم يعني حذف اتلافات است.
اين سيستمي است که مي توان آن را در زنجيره فعاليتهاي اقتصادي مطرح ساخت بدين مفهوم که با تلقي کلي اين سيستمها به افراد به عنوان مشتري، سازمان ها در زمان تدوين برنامه ريزي استراتژيک و توصيف رسالت خود، تعهد خودشان را نسبت به کليه مشتريان داخلي و بيروني با شناسايي و خذف اتلافات در جهت حفظ و توسعه منابع آنان ابراز مي دارند.
بعد از توصيف اين مطالب اولين سئوالي که به آن برخورد مي کنيم اين است که ناب چيست؟ هسته ناب در استرار مدام بهبود فرآيند نهفته است و فلسفه آن حذف کليه فعايتهايي است که ارزش افزوده اي ايجاد نمي کنند و اجراي آنها باعث کاهش اتلافها در سازمان مي شود.
به طور ساده فعاليتهايي ارزش افزوده ايجاد مي کنند که مشتري تمايل دارد هزينه آنها را پرداخت نمايد، و ساير فعاليتها از نظر مشتري اتلاف تلقي شده و بايد حذف شوند و يا کاهش يابند. معمولاً اتلاف ها به 7+1 گروه عمده دسته بندي مي شوند.
1- اتلاف حاصل از توليد مازاد (over production) :
که هم شامل زمان مي شود و هم مقدار، يعني توليدي بيش از نياز مشتري و زود تر از سفارش او.
2- اتلاف حاصل از حرکت اضافي (motion) :
هر حرکتي از کارکنان و ماشين آلات، که بر افزايش ارزش کالاي توليدي اري نداشته باشد.
3- اتلاف حاصل از موجودي غير ضروري (Inventory) :
که شامل: مواد اوليه، نيم ساخته، محصول و در نهايتاً کالاي در راه است.
در عرصه توليد ناب بسيار سخن ازکاهش موجودي ها براي شناسايي دقيق مشکلات و نواقص راه توليد است. چرا که موجودي زياد مي تواند بسياري از عيوب و مشکلات توليد را پنهان کند.
4- اتلاف حاصل از توليد کالاي معيوب (production defective) :
که متشکل از انواع ضايعات و دور انداختني ها در جريان توليد، دوباره کاري ها و برگشت مشتريان است.
5- اتلاف حاصل از طولاني بودن زمان انتظار (Waiting) :
که شامل انتظار افراد براي ماشين ها، مواد اوليه، ابزار،نگه داري و ... و نيز انتظار ماشين ها براي افراد، ابزار و مواد خام و ... مي باشد.
6- اتلاف حاصل از حمل و نقل (transportation) :
7- اتلاف حاصل از فرآيند اضافي توليد (Extra processing) :
7+1 – اتلاف حاصل از استفاده نکردن بهينه از نيروي انساني
(underutilized people) :
البته اين مورد آخر جزء موردهاي اصلي نبوده و ممکن است در صورت مراجعه به منابع مختلف آن را مشاهده نکنيد. چرا که اين مورد اخيراً در جريان کنفرانس توليد ناب در آمريکاي شمالي در اکتبر 2003 به موردهاي ديگر پيوست و به همين جهت است که مستقيماً به عنوان هشتمين مورد از آن ياد نمي شود.
اصول توليد ناب :
توليد ناب را مي توان در پنج اصل خلاصه کرد. با درک دقيق اين اصل ها و سپس با تلاش براي گرهع زدن آنها به يکديگر، مي توان ضمن به کار گيري کامل شيوه ها و فنون ناب به راهکاري پايدار در ناب سازي سازمان و فرايند هاي آن است دست يافت.
اين پنج اصل عبارتند از:
1) تعيين ارزش دقيق هر محصول معين از ديدگاه مشتري (value) :
نقطه شروع و اساس توليد ناب، ارزش است. اين تنها مصرف کننده نهايي است که مي تواند ارزش را تعريف کند و ارزش، تنها هنگامي داراي معني و مفهوم است که در چهار چوب يک محصول معين بيان شود، محصولي که نيازهاي مصرف کننده خود را با قيمتي معين و در زماني معين برآورده سازد. توجه داشته باشيم که اين توليد کننده است که ارزش را مي آفريند.
در اين قسمت دو موضوع بايستي مورد توجه قرار گيرد: يکي محصولات معيني است که توليد کننده منتظر است تا مصرف کنندگان معيني، در ازاي قيمت آنها را خريداري کنند، تا سبب چرخش کسب و کار شرکت باشد و ديگري نحوه اصلاح عمليات توليد و کيفيت تحويل اين محصولات است به گونه اي که به طور پيوسته از هزينه هاي اصلي آنها کاسته شود. از اين رو توليد ناب بايد با تلاشي آگاهانه آغاز شود براي تعريف دقيق ارزش در چهار چوب محصولاتي معين که واحد قابليت هاي معيني هستند و در ازاي بهايي معين ارائه مي شوند که حاصل برقراري گفتگو با مشتريان معين است.
بنگاه هاي اقتصادي ناب پيوسته بايد همراه با گروه هاي محصول خود به باز نگري مستمر ارزش بپردازند و همواره از خود بپرسنذ آيا بهترين تعريف را براي آن يافته اند؟ ظرورت بسيار دارد که توليد کنندگان به تعريف مجدد ارزش بپردازند، زيرا اين امر مهم دست يابي به خريداران بيشتر است، و توانايي يافتن خريداران بيشتر و فروش سريع تر، اهميت بسياري براي موفقيت در توليد ناب دارد. سازمان هاي ناب در اين صورت خواهند توانست مقادير قابل توجهي از منابع و ذخاير خود را آزاد کنند. عنصر نهايي در تعريف ارزش، هزينه هدف است. ولي وقتي محصول تعريف مي شود، مهمترين وظيفه در امر تعيين ارزش، آن هزينه هدف (Target Cost) تعيين شود به شرط آنکه مورد هايي مشهود و موجود در فرايند حذف شده باشد.
بنگاههاي اقتصادي ناب مجموعه قيمتها و مشخصه هايي را که توسط شرکت هاي معمول و متعارف به خريداران پيشنهاد مي شود را بررسي مي کنند و سپس مي پرسند از طريق کاربرد شيوه هاي ناب، چه مقدار از هزينه ها قابل کاهش است و آنها در واقع مي پرسند، هزينه بدون موداي (Muda free cost) اين محصول وقتي که گامهاي غير ظروري حذف شوند و ارزش به حرکت در آيد چه قدر خواهد بود؟ چنين هزينه هدفي به طور قطع، بسيار پايين تر از هزينه هايي است که رقبا متحمل مي شوند.
2) شناسايي جريان ارزش محصولات (Value stream) :
نقشه جريان ارزش، همه اعمال لازم براي طراحي، سفارش و ساخت يک محصول معين را شناسايي مي کند، تجزيه و تحليل جريان ارزش، نشان مي دهد که در طول جريان ارزش سه نوع فعاليت صورت مي گيرد:
1- فعاليتهايي که آشکارا ارزش آفرينند.
2- فعاليتهايي که ارزش آفرين نيستند، ولي اجتناب ناپذيرند يعني در صورت حذف در روند توليد اثر مي گزارند (موداي نوع اول)
3- فعاليتهايي که هيچ ارزشي نمي آفرينند و به راحتي مي توان آنها را حدف کرد. (موداي نوع دوم) نهايتاً بايد توجه داشت که در کل حرکت توليد بايد به سمتي برود که تماماً ارزش باشد ولي جريان ارزش خود به سه بعد ديگر نيز قابل تقسيم است:
1. بعد فيزيکي يا توليد، که از مواد اوليه شروع شده و به توليد محصول مي رسد.
2. بعد برنامه ريزي يا زمان بندي، که از سفارش کيري شروع شده و به تحليل مي رسد.
3. بعد طراحي و مهندسي، که يک فکر اوليه شروع شده و به نمونه اوليه مي رسد.
3) ايجاد حرکت بدون وقفه در اين ارزش (flow)
حرکت (flow) عبارتست از انجام وظايف به پيشرونده در طول جريان ارزش به گونه اي که يک محصول بدون توقف، بدون ظايعات و بدون پس روي، از طراحي با بازار، از سفارش به تحويل و از مواد خام به دست خريدار برسد براي دست يابي به اين منظور، وقتي ارزش تعريف شد، به کل جريان ارزش مشخص شد که به طور خلاصه شيوه به حرکت درآمدن ارزش عبارتند از:
1. عطف توجه به يک هدف واقعي، يعني تمرکز بر يک طرح معين يا يک سفارش معين و يا خود محصول و تحت نظر گرفتن آنرا از آغاز تا پايان.
2. ناديده گرفتن مرزهاي سنتي شغل ها، مسير هاي شغلي، کارکردها و سازمان ها است تا يک سازمان ناب پديد آيد.
3. باز انديشي وظايف کاري به اين منظور که موداها (Muda) حذف شوند.
بايد توجه داشته باشيم اين سه مرحله بايد هم زمان انجام شوند ايم مرحله تمامي ساختارها يا فعاليتهايي که موجب مودا در جريان توليد مي شوند و زمان انتظار ساخت را افزايش مي دهند شناسايي و حذف مي کنند.
4) امکان دادن به مشتري تا بتواند اين ارزش را از توليد کننده بيرون بکشد (pull):
همان گونه که مشاهده مي کنيد يکي از ويژگي هاي متفاوت توليد ناب، به کار گيري سيستم توليد کششي در آن است، سيستمي که اوهنو از يک سوپر مارکت بزرگ در آمريکا الهام گرفت که نگاهي کوتاه به معرفي اين توع سيستم مي کنيم.
انواع توليد از نظر عرضه و تقاضا:
توليد کششي(pull system): توليدي است که انجام فعاليت در آن مبناي تقاضاي مشتريان صورت مي گيرد.
توليد فشاري(push system): توليدي است که انجام فعاليت در آن بر مبناي پيش بيني تقاضا توسط عرضه کنندگان صورت مي گيرد اما کاربرد مفهوم کشش در يک کارگاه بدين صورت است: که هر ايستگاه مشتري ايستگاه قبلي است.
در چنبن سيستم، سيستم کششي و کانبان (Kanban) گفته مي شود که يکي از راهکارهاي توليد ناب در ساخت محصول است. که اوهنو براي کنترل توليد بين فرآيندها و به اجرا در آوردن نظام توليد به موقع (JIT) در شرکت تويوتا براي اولين بار توسعه داد.
سيستم کششي و کانبان: به کمک اين سيستم توليد آبشاري و دستورات توزيع، از فعاليت هاي پايين دستي تا بالا دستي انجام مي شود. تأمين کنندگان بالا دستي تا زماني که از مشتريان پايين دستي يک علامت نياز دريافت نکته توليد نمي کنند و جريان با استفاده از سيستم کانبان کنترل مي شود.
5) تعقيب کمال (perfection) :
هنگامي که سازمانها تعيين درست ارزش، شناسايي کل جريان ارزش، ايجاد گامهاي ارزش آفرين براي ايجاد حرکت پيوسته محصولات معين دست مي يازند و اجازه مي دهند مشتري ارزش را از بنگاه اقتصادي بيرون بکشد، زمان پرداختن به اين اصل توليد ناب، يعني تعقيب کمال است. و کمال عبارتست از، از بين بردن کمال مودا به طوري که همه فعاليتهاي که طي جريان ارزش انجام مي گيرند، ارزش آفرين باشند.
اکنون بايد پرسيد مکانيزم اجرايي (راهکار هاي) توليد ناب در ساخت محصول چيست؟ براي اجراي توليد ناب تکنيک هاي زيادي وجود دارد که مهمترين آنها عبارتند از:
1- ترسيم جريان ارزش (value stream mapping) :
2- محل کار ديداري (visual workplace) :
کنترل ديداري هوه ابزارها، قطعات، فعاليت هاي توليدي و شاخص هاي مورد نظر به طوري که هر کسي را شامل شود، مي توان به درک وضعيت سيستم به عنوان يک کل کمک کند.
3- تعويض سريع کاهش زمان راه اندازي (Quick changeorer setup Reduction):
4- توليد سلولي (cellular manufactoring) :
هدف ايجاد جريان يک تکهع ارتباطات و مرتب کردن فيزيکي مراحل فرآيند دستي و ماشيني است به صورتي که موثر ترين ترکيب را داشته باشد. همچنين به حد اکثر رساندن ارزش افزوده با حد اقل تلفات، هدف ذيگري است کع براي اين منظور در نظر گرفته مي شود.
5- سيستم هاي کششي (pull system) :
6- نگه دار و تعميرات بهره ور جامع (Total Productive Manitenance) :
اين راهبر تعميرات، کارايي کلي تجهيزات را به حد اکثر مي رساند.
7- سازماندهي محيط کار (Workplace Organization-5.5) :
پنج قدم براي سازماندهي محل کارو استاندارد سازي که همگي به زبان ژاپني با حرف ... مي شوند که به مرتب سازي، به ترتيب چيدن، تميز کردن، استاندارد سازي و نگه داري ترجمه مي شود.
8- توليد همگن (Level Production) :
9- منافع منعطف (Flexible resource) :
10-دسته هاي توليد کوچک (small lot production) :
و مواردي ديگر از قبيل: گروه گرايي، کاهش اندازه بسته ها، نقطه استفاده از انبار، درست به موقع Just in time ضد خطا poka-yoke، اتوماسيون jidoka و بهبود مستمر و برخي ديگر از متخصصان در اين زمينه از جمله Black و Hunter معتقدند براي تحقق اصول ناب در يک سازمان ده مرحله را بايد طي کرد. اين ده مرحله به ترتيب زير مي باشند:
1- مهندسي مجدد سيستم توليدي يا خدماتي: سازماندهي مجدد زير ساختارها و تقسيم سيستم به سلول هاي گوناگون به طوري که محصولات يا خدمات همسان در يک سلول قرار گيرند.
2- کاهش زمان راه اندازي: زمان راه اندازي يک سلول بايد کمتر از مدت زمان مورد نياز براي توليد قطعات يا ارائه خدمات باشد.
3- به کار گيري کنترل کيفيت: نحوه انجام عمليات بايد به صورتي باشد که تک تک محصولات کنترل شوند و کيفيت محصولات خروجي 100% باشد.
4- به کار گيري نگه داري و تعميرات پيشگيرانه: ماشين آلات نبايد دچار خرابي شوند و تمامي اپراتورها بايد با حد اقل اصول تعميرات و نگه داري آشنا باشند.
5- توالي مناسب فعاليت ها: هيچ گونه تغييراتي در جا نمايي (layout) نهايي نبايد صورت گيرد و تعداد قطعات مورد نياز ايستگاهها پايين دستي (down stream) بايد توسط ايستگاههاي بالا دستي (upstream) تعمير گردد مدت زمان سيکل بايد برابر مدت زمان صرف شده براي توليد محصول نهايي باشد.
6- به کار گيري کنترل نحصول: سلولها بايد بتوانند تعداد محصولات مورد نياز را دقيقاً در زمان تعيين شده برابر بسازند.
7- کاهش محصولات نيمه ساخته (WIP) :min سازي wip بين سلول ها اقلامي که تمامي عمليات هاي درون سلولي بر روي آنها انجام گرفته است.
8- يکپارچه سازي تأمين کنندگان: کاهش تعداد پيمانکاران (تأمين کنندگان) و به کار گيري يک منبع واحد براي تأمين هر جزئي که خريداري مي شوند.
9- سيستم توقف خود کار: بازرسي بايد به عنوان بخشي از فرآيند توليد تلقي گردد ( صد در صد محصولات بايد بازرسي شوند) و محصول نا منطبق به صورت اتوماتيک تشخيص داده شوند.
10- توليد يکپارچه کامپتوتر: سيستم توليدي يا خدماتي تا جاي ممکن بايد عاري از خطا و تلفات باشد.
اهداف توليد ناب
اما برخي از اهداف توليد ناب عبارتند از:
1. موجودي صفر zero-inventory
2. ضايعات صفر defection-zero
3. زمان آمار سازي صفر
4. حمل و نقل صفر
5. از کار افتادگي ماشين آلات صفر
6. ليدتام صفر زمان تدارک بين سفارش مشتري تا ارسال محصولات و يا قطعات) lead time zero
نتيجه گيري:
توليد ناب در واقع يک فلسفه و نگرش است که در صدد حذف و از بين بردن هر فرآيند اضافي از مرحله تهيه مواد اوليه تا توليد و نهايتاً فروش است که ارزش افزوده اي ايجاد نمي کند. در نگرش توليد ناب مونتاژگر (کارخانه اصلي) با يک ديد سيستمي با مسائل برخورد مي کند به طوري که در تلاش است يک رابطه برد-برد (Win-Win) با کل اجزاي سيستم برقرار کند مونتاژگر ناب، عرضه کنندگان (Suppliers) يک رابطه نزديک بر مبناي سود معقول ايجاد مي کند. ميان مديريت و کار کردن نوعي تعهد وجود دارد که مديريت به کار کردن ارزش و احترام قائل است و مسئوليت ها را به آنان واگذار مي کند در مقابل مديريت انتظار دارد که کار کردن پاسخگوي نيازهاي مختلف کارخانه باشند.
مهمترين رکن يک سيستم ناب، ارتباط با مشتريان است که فروشندگان شرکت ناب با ايجاد يک سيستم اطلاعاتي دقيق در صدد ايجاد يک رابطه بين کارخانه و مشتريان هستند به نحوي که کارخانه بتواند نيازهاي مختلف مشتريان را دقيقاً شناسايي کرد

كانابيس (حشيش يا ماري جوانا) از ۵۰۰۰ سال پيش هم براي مقاصد تفريحي و هم براي مقاصد طبي مورد استفاده بود. اين ماده كه منشأ آن را چين يا آشور دانسته اند، ...

توليد مثل از به اشتراک گذاشتن سلول هاي جنسي نر و ماده اتفاق مي افتد . سلول هاي جنسي حامل صفات وراثتي هستند که خصوصيات فردي هر شخص در ژن هاي موجود در ک ...

روشهاي توليد برق DC: 1- باطري 2- ژنراتور برق DC 3- مبدل AC-DC( يكسو ساز): Reactifair *مصرف كنندگان برق DC در پست: 1- لامپها وآلامهاي هشدار دهنده 2- رل ...

عناب درختي است كه ارتفاع آن تا 8 متر مي رسد نوعي از اين درخت مستقيم و باريك است و نوعي ديگر بصورت كج و معوج بالا مي رود . عناب بومي مناطق گرمسير است ك ...

ديد کلي نيروگاه هسته اي مانند هر مرکز مولد برق با هدف توليد برق ايجاد مي شود. توليد برق کار مشکلي به نظر نمي رسد. هر يک از شما احتمالا تکمه فلاش عکاسي ...

● مقدمه كلزا يك محصول روغني در شمال ايالت داكوتا آمريكا مي باشد كه حدود ۸۸ درصد كلزاي اين كشور در اين ايالت مورد كشت قرار مي گيرد . كلزا يك گياه روغني ...

واژه يارانه (Subsidy)، در لغتنامه بطور کلي کمک رايگان و اعانه (مالي) دولت به مردم در زمانهاي معين معنا شده است و عبارتست از نوعي حمايت دولت از قشر خاص ...

اقتصاد کشاورزي ، در جهان امروز يکي از مشکلات اساسي بشر تأمين نياز هاي غذايي است ، به گونه ‌اي که امنيت غذايي به عنوان يکي از اهداف مهم سرلوحه برنامه ‌ ...

دانلود نسخه PDF - توليد ناب