up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله تقويم PDF
QR code - تقويم

تقويم

تقويم و گاهشماري در افغانستان

درست از زماني که انسان تمدن خود را بنيان نهاد و نوشتن آموخت و خواست که از گذشته خويش مطلع گردد،اين اصل را احساس کرد که نياز به مشخص کردن «زمان»وقايع و حوادث دارد؛چرا که از اين طريق است که قدمت و فاصله زماني وقايع نسبت به يکديگر مشخص و روشن مي گردد.در حقيقت درک اين موضوع مهم اجتماعي و حل آن ،حاکي از رشد فکري و وصول به مرحله اي تازه از مراحل تمدن ،براي انسان بود که توانست با تفکرو تعقل خويش از حرکت وسير خورشيد وماه و طلوع و غروب آنها مفهوم زماني «روز»و«ماه»را کشف واز حرکت سيارات و کواکب آسمان و تغييرات آب و هوا و چهره طبيعت «سال»را عنوان کند و علم زمان سنجي و تقويم نگاري ؛که همان دانستن طريقه محاسبه روز و ماه و سال است را پي ريزي نمايد.
هر يک از جوامع بشري از گذشته تا کنون از تقويم به عنوان وسيله اي براي ارائه ماهيت فرهنگي و سياسي ،احيا و انجام مراسم ديني،سنن ملي ،کار و غيره استفاده مي کردند و به همين دليل تقويمهاي مختلفي از قديم الايام در عرصه گيتي در ميان اقوام و ملل و صاحبان اديان يافت شده اند؛که امروزه بسياري از آن تقويمها متروک شده اند و به خاطره ها پيو سته اند ؛اما در اين ميان تقويمهائي نظير هجري قمري ،هجري شمسي ،ميلادي و غيره که متاثر از جنبه هاي مختلف ديني و ملي و با يک مبدا خاص کما کان به حيات خود ادامه مي دهند و روزبه روز نيز بر اهميت و اعتبارشان افزوده مي شود.
معنا و مفهوم لغت تقويم:
تقويم در لغت به معاني مختلف آمده است :
در لغت نامه دهخدا ذيل اين کلمه معاني مختلفي آمده است ،از جمله: محاسبه کردن وقتها،اوراقي چند که در آن حرکات کواکب و تا ثيرات آن نويسند،گاهشمار و ....
در قرآن کريم «لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم»(تين،۴)تقويم به معني اندازه،تناسب،تعديل و ترکيب آمده است.در تفسير طبري مي خوانيم :«از بهر آن گفت في احسن تقويم که آنگه ،که آدم را بيافريد ؛هيچ خلق بر پشت زمين نبود نيکوتر از آدم،از بهر آنکه خداي عزوجل او را به يد خويش بيا فريد و يد اين جايگاه قدرت است.»(۱)
در تفسير نمونه ذيل اين آيه(تين،۴) آمده است:«تقويم به معني در آوردن چيزي به صورت مناسب و نظام معتدل و کيفيت شايسته است و...(۲)
اما تقويم در اصطلاح نجومي ،مجموعه اي از اصول و قوانين است ؛که براي تنظيم زمان و تطبيق سال حقيقي با سال مجازي و چگو نگي تقسيم آن به ماههاي دوازده گانه ،جهت تشخيص اوقات شرعي و انجام فرايض ديني و امور اجتماعي مورد استفاده قرار مي گيرد و در زبان فارسي با کلمه «گاهنامه» مترادف است.(۳)
بنا براين انسان متمدن ؛در کنار ديگر مظاهر تمدن ،از تقويم به عنوان وسيله اي براي مشخص کردن زمان انجام مراسم ديني ،پرداخت ماليات و خراج و غيره استفاده کرد ،که تواريخ کنده کاري شده بر روي کتيبه ها ،ابنيه هاونيز اصطلاحاتي قديمي نظير «معرفهٔ المواقيت»،«دفتر السنه»مي تواند شاهدي محکم بر اين مدعا باشد.
کشور افغانستان به عنوان يکي از کانونهاي تمدن اوليه بشر،از جمله سرزمينهائي است که با توجه به نفوذ فرهنگها و اديان مختلف در گوشه و کنار اين سرزمين شاهد بوجود آمدن گاهشمارهاي (تقويم)مختلف در اين خطه از جهان بوده است ؛که ما نمونه بارز آن را در تاريخ قبل از اسلام اين کشور مي بينيم،در حالي که در مناطق شرقي اين کشور با تقويم هندي روبرو هستيم ،در مناطق غربي با تقويم اوستائي يا زردشتي مواجه هستيم.در اين نوشته سعي شده تا به معرفي اجمالي تقويمهاي رايج در افغانستان از گذشته تا کنون پرداخته شود .
● گاهشمارهاي رايج قبل از اسلام:
به گفته عبد الحي حبيبي در کتاب تاريخ افغانستان بعد از اسلام؛گويا همزمان با نشر اسلام يعني در قرن اول ه.ق در ولايات شرقي تقويم با ماههاي هندي رواج داشته است و براي اثبات گفته خويش به کتيبه هايي که در وادي توچي وزيرستان به دست آمده است استناد مي کند.اين کتيبه به دو زبان عربي و سانسکريت نوشته شده است ؛ترجمه سانسکريت آن بدين گونه است :
«اوم .سلام .در سال ۳۲ در ماه کرتيکا در روز دوم تاريک.»
مضمون عربي آن حاکيست که اين کتيبه را در روز جمعه ۱۳ جمادي الول سال ۲۴۳ه.ق نوشته اند.حبيبي اضافه مي کند که با توجه به اين سند تا اواسط قرن سوم هجري هم از تقويم هندي و هم عربي در ثبت تاريخ ابنيه در اين مناطق(شرقي) استفاده ميشده است و استعمال ماه عربي با رسوم اسلامي ،اين تقويم قديم را از بين نبرده است.(۴)
همزمان در قرن اول ه.ق بخش مهمي از مردم ولايات غربي و شمالي را زردشتيان تشکيل مي دادند.(۵)آنان داراي تقويمي کاملاًمذهبي بودند که بر اساس خواسته هاي دين زردشت و مزداپرستي و انجام مراسم و فرايض مذهبي و اهداف ديني بنا شده بود و مسائل سياسي ومادي در آن چندان مورد توجه نبود.هر يک از روزها وماههاي سال در اين تقويم ،اختصاص به فرشته يا فرشتگاني دارد و انجام فرايض ديني را در زمانهاي خاص توصيه مي نمايند.نام روزهاي سي گانه به قرار زير است:
«۱ هرمزد يا اهور مزد،۲ بهمن يا وهونه،۳ ارديبهشت يا آش وهشت،۴ شهريور يا خشتروئيريه،۵ سفندارمذ يا سپنت آرمئيتي،۶ خرداد يا هوروتات،۷ امرداد يا امرتات،۸ دي به آذر يا دنوش،۹ آذر ياآتر،۱۰ آبان ياابم،۱۱ خورشيد،۱۲ ماه يا ماونگه،۱۳ تير،۱۴ گوش،۱۵ دي به مهر يادتوش،۱۶ مهر،۱۷ سروش،۱۸ رشن،۱۹ فروردين،۲۰ بهرام يا ورثرغن،۲۱ رام،۲۲ باد يا وات،۲۳ دي به دين يا دئوش،۲۴ دين،۲۵ ارد يا اشي ونگوهي،۲۶ ارشتات،۲۷ آسمان،۲۸ زامياد يا زم،۲۹ ماراسپند،۳۰ انيران يا انغررئوجاو.»(۶)
در اين تقويم هر سي روز را يک ماه ناميدند(ماونگه در اوستا)و هر سال را ۱۲ ماه مي گرفتند؛بنابراين ماه و سال در اين تقويم اصطلاحي است ،اسامي دوازده ماه اين تقويم نيز همان اسامي ايزدان معروف دين مزديسنا مي باشند که در ذيل به اسامي ماهها و ايزد مربوط به هر يک اشاره ميگردد
«۱ فروردين:فروشي ها؛۲ ارديبهشت:َآش وهشت؛۳ خرداد:هوروتات؛۴ تير:تشتري؛۵ امرداد:امرتات؛۶ شهريور:خشتروئيريه؛۷ مهر:ميثر؛۸ آبان:آبها آناهيتا؛۹ آذر:آتر آتش؛۱۰ دي:خالق اوهرمزد؛۱۱ بهمن:وهومنه؛۱۲ اسفند:اسپنت ارميتي.»(۷)
ايشان در يافته بودند که يک سال نجومي ۳۶۵روز و ۶ ساعت و اندي است ،بنا براين آنان براي نگهداري آغاز و پايان سال در نقطه خاص ،دست به ايجاد دو نوع کبيسه به نامهاي بهيزک(به پهلوي «وهيجک»،دري«اندر گاه»وعربي خمسه مسترقه) بزرگ و کوچک زدند.چون در تقويم ،۱۲ماه ۳۰ روزه وجود داشت،در وهله اول ۵ روز باقيمانده از سال حقيقي را پس از پايان ۱۲ ماه و قبل از آغاز سال جديد به صورت مستقل و غير مربوط به ساير ماهها مي افزودندو بدين طريق ۵ روز کسري جبران مي شد،به عقيده برخي اين عمل را زردشت به پيروانش آموزاند؛تا زمان اعمال ديني از مواقع خود دور نيفتد.به عقيده او محل اين پنج روز آخر آبان ماه است.(۸)
ليکن اين تغييرات نتوانست مشکل جابجائي ماهها را رفع کند،چون اين ۵ روز در ماههاي سال سير ميکرد و در يک دوره ۱۲۰ ساله در فروردين ماه ،در يک دوره ۱۲۰ ساله دوم در ارديبهشت و....و بالاخره در يک دوره ۱۴۴۰ساله دوباره به محل اوليه خود بازميگشت.آنان اينبار براي رفع مشکل پس از هر ۱۲۰ سال يک ماه به ماههاي سال مي افزودندتا به اين ترتيب مشکل پنج روز را رفع کنند.(بهيزک بزرگ)اين تقويم تا پايان دوره ساسانيان و اوايل ورود اسلام همچنان رواج داشت،ولي مي رفت تا از خاطره ها فراموش شود. (به علت ورود اسلام و ممنوعيت نسيءبر اساس آيه ۳۷ توبه واينکه بر اساس آيه ۳۶توبه ماه در نزد خداوند ۱۲ ماه است. (۹)
همچنين در عصر کو شانيان مقارن قرن اول ميلادي در تخارستان تقويم بابلي رواج داشته است؛عبدالحي حبيبي براي اثبات اين گفته ؛به کتيبه سرخ کتل بغلان (۱۶۰م)اشاره ميکند،که زبان آن دري قديم يا تخاري و رسم الخط آن يوناني شکسته و تاريخ آن را به ماه بابلي نو شته اند:
«به سي ويکم سلطنت ،هنگام نيسان ماه»
به قول بيروني سال اين تقويم ۳۵۴ روز به حساب قمري بوده و ماه اول هم نيسان بوده است که ايام سرسبزي و تازگي درختان و گياهان بوده است که در ادبيات دري اوايل قرون اسلامي آنرا موسم شگفتگي و خرمي ناميده اند. (۱۰)
علاوه بر اين دو تقويم ،گاهشماريهاي ديگري نظير هندي،سيستاني ،سغدي نيز در مناطق مختلف افغانستان رواج داشته که ما اطلاع اندکي از آنها داريم.
● گاهشماري بعد از اسلام:
پس از ورود اسلام به افغانستان و تشرف مردم آن سامان به دين اسلام، تقويم هجري قمري در افغانستان رواج پيدا کرد.(اين تقويم در زمان عمر از خلفاي راشده براي رسيدگي به امور خراج و ماليات بوجود امد.)تعداد ماههادر اين تقويم بر اساس حساب دوازده گانه قمري وبر اساس دستور صريح قرآن(آيه۳۶توبه)بوجود آمد؛ نام ماههاي اين تقويم نيز از دوره جاهليت به اسلام رسيده و سابقه طولاني دارد .اعراب در اين تقويم به مانند زردشتيان روزهاي خود را نامگذاري نکردند،ولي هر سه شب را در ماه به نامهاي مختلف مي نامندکه عبارتند از:
۳شب اول:غرر،سپس نفل،سپس تسع،سپس عشر،سپس بيض،سپس ظلم،سپس خنس،سپس حنادس،سپس محاق و شب آخر که ماه پنهان باشد «سرار».(۱۱)
اين گاهشماري بواسطه اينکه ماههاي آن بر اساي دو رويت هلال مشخص مي شود ،داراي فصل نبوده و ماههاي آن ۲۹يا ۳۰ روزه مي باشد بعداز تسلط اعراب بر افغانستان آنان خواستندتا سال مالي خود را بر اساس اين تقويم بکارببرند،که براي کشاورزان که بايد در ماه به خصوصي ماليات مي پرداختند،مشکلات فراواني ايجاد شد ،از جمله اينکه زماني مي شدکه بايد ماليات غله و يا محصولات کشاورزي خود را مي پرداختند که دقيقاًدر فصل زمستان بودند.در نتيجه از همان اوايل براي تنظيم امور مالي يا نگاه داشتن سال مالي به کار گرفتن تقويم شمسي (زردشتي)لازم آمد،همزمان تقويم قمري براي حل و فصل مسائل ديني محفوظ ماند.در اين ميان به علت بي توجهي وغفلت ازمحاسبه کبيسه ها اول سال شمسي(نوروز)از محل حقيقي خويش دور افتاد،به طوري که در زمان متوکل خليفه عباسي ۲ماه ودر زمان معتضد عباسي ۷۱ روز عقب ماند،با اين حساب از سالها پيش کشاورزان و موديان مالياتي در مضيقه قرار گرفته بودند؛زيرا هنوز کشت آنها سبز نشده بود که ماموران ماليات و خراج به سراغشان مي آمدند و مطالبه ماليات ميکردند.درزمان متوکل و معتضد سعي شد تا اصلاحاتي صورت گيرد که چندان کارآمد نبود؛اصلاحات براي مدت کمي موثر بود وبعد از مدتي دوباره مشکل سابق تکرار شد.اين روند تا ظهور سياسي سلجوقيان ادامه داشت .در زمان جلال الدين ملکشاه سلجوقي بااستفاده از رياضي دانان بزرگي نظير حکيم عمر خيام،ابوالمظفر اسفزاري،خواجه عبدالرحمان خازني وابن کوشک بيهقي مباهي وخواجه نظام الملک طوسي به اصلاح تقويم شمسي بر مبناي هجرت پيامبر اقدام نمودند و تقويم تازه را به لقب سلطان جلال الدين ملکشاه «تقويم جلالي»ناميدند.دراين تقويم اول سال هنگام ورود خورشيد به برج حمل تعيين شد .آنان همچنين به جاي اسامي ماههاي قديمي،از اسامي بروج دوازده گانه استفاده کردند.(۱۲)
مدت زمان يک سال تقويم جلالي ؛برابر با مدت زمان يک دور کامل زمين به دور خورشيد ،يعني ۳۶۵روزو۵ساعت و۴۹ دقيقه و۱۵ ثانيه است.هريک از ماههاي سال سي روز بود و ۵روز اضافي را به ماه دواذدهم (حوت)اضافه مي گردد و اضافه آن (۵ساعت و۴۹ دقيقه و ۱۵ ثانيه)در هر ۴يا۵ سال يک روز حساب شده به عنوان کبيسه به اخر ماه حوت اضافه مي گرديدوآن سال را ۳۶۶روز حساب مي کردند(۱۳).
اين تقويم تا سال ۱۳۳۴همچنان تقويم رسمي کشور بودتا اينکه به صلاحديد دولت وقت،تغييراتي در آن داده وما امروزه ازاين تقويم اصلاح شده ،استفاده مي کنيم.علاوه بر اين تقويمها بااستيلاي ترکان و مغولان در افغانستان نوعي تقويم ترکي ۱۲حيواني نيز در برخي از مناطق افغانستان که در ارتباط با اين اقوام بودند ،بوجود آمد.بر اساس نوشته هاي خواجه نصير الدين طوسي سال در اين تقويم شمسي حقيقي و ماههايشان بر اساس رويت دو هلا ل ماه بوده است وبراي احتساب شمسي برمبناي قمري دست به نسي ءمي زدند.دراين تقويم هر يک از ماههاي سال بر اساس نام يک حيوان مي باشدکه عبارتننداز:
«۱ موش(سچقان يا کسگو)؛۲ گاو نر(اود يا سغر)؛۳ پلنگ(بارس)۴ خرگوش(توشقان)؛۵ نهنگ(لو)؛۶ مار(ييلان)؛۷ اسب(يونت)؛۸ گوسفند(قوي)؛۹ ميمون(بيجين)؛۱۰ مرغ(تخاقوي)؛۱۱ سگ(ايت)؛۱۲ خوک(تونگوز)(۱۴)
صحبت درباره اين تقويم در اين مقاله نمي گنجد و نياز است تا درباره آن به صورت کاملاًمجزا پرداخته شود؛تنها نکته مورد نظر اين است که اين تقويم اثرات خود را بر جامعه ما گذاشته است که نمونه آنرا شاهديم(ناميدن هر سال به نام يکي از حيوانات)و لازم است تا در اين زمينه بررسيهاي بيشتري صورت گيرد.
پي نوشتها
۱ ترجمه تفسير طبري،ج۷،ص۲۰۲۱
۲ تفسير نمونه،ج۵،ص۵۳۵
۳ گاهشماري در تاريخ،دکترابوالفضل نبئي،انتشارات سمت،۱۳۸۱،ص۵
۴ تاريخ افغانستان بعد از اسلام،عبدالحي حبيبي،انتشارات افسون،۱۳۸۰،ص۶۳۰
۵ تاريخ ايران باستان ج۲،دکتر شيرين بياني،سمت،۱۳۸۱،ص۲۰۹
۶ گاهشماري در تاريخ،ص۱۰۵؛تاريخ افغانستان بعداز اسلام،ص۶۳۲
۷ گاهشماري در تاريخ،ص۱۰۷
۸ همان،ص۱۱۲
۹ همان،ص۱۱۳،تاريخ افغانستان بعد از اسلام،ص۶۳۹
۱۰ تاريخ افغانستان بعد از اسلام،ص۶۳۹وص۶۴۰
۱۱ تاريخ يعقوبي ج(۱) ،احمد بن ابي يعقوب،انتشاراتعلمي و فرهنگي،۱۳۸۲،ص۲۸۸
۱۲ گاهشماري در تاريخ،ص۱۴۰تاص۱۴۵
۱۳ همان،۱۴۵
۱۴ همان،ص۶۹

سال : تعريف انواع سال (سال عبارت است از مقياسي جهت درك زمان كه مقدار ان تقريبا با مدت حركت زمين به دور خورشيد برابر است) سال بر چند نوع است . 1- سال ا ...

سال 467 در زمان سلطنت جلال الدين ملكشاه سلجوقي و وزارت خواجه نظام الملك ، چون خواستند ترتيب تقويم يعني محاسبه سال و ماه را بر طبق قوانين نجومي و دقيق ...

سال 467 در زمان سلطنت جلال الدين ملكشاه سلجوقي و وزارت خواجه نظام الملك ، چون خواستند ترتيب تقويم يعني محاسبه سال و ماه را بر طبق قوانين نجومي و دقيق ...

مقدمه از مدتها قبل دانشمندان زمين شناسي با توجه به ترتيبي که در ته‌نشيني لايه‌هاي مختلف پوسته زمين وجود دارد، سعي در تدوين جدولي نمودند تا بتوانند هر ...

حکيم عم خيام در سن ۲۴ سالگي به اصفهان رفت و به مدت ۱۸ سال در آنجا ماند. با حمايت ملک شاه سلجوقي و وزيرش نظام الملک، به همراه جمعي از دانشمندان و رياضي ...

«‬غياث الدين‭ ‬ابوالفتح‭ ‬عمربن‭ ‬ابراهيم‭ ‬خيام‭ ‬نيشابوري‮»‬‭ ‬نه‭ ‬تنها‭ ‬در‭ ‬ميان‭ ‬ايرانيان‭ ‬و‭ ‬فارسي‮ ‬زبانان‭ ‬بلكه‭ ‬نزد‭ ‬جهانيان‭ ‬چهره ا ...

حکيم عمر خيام (خيامي) در سال ۴۳۹ هجري (۱۰۴۸ ميلادي) در شهر نيشابور و در زماني به دنيا آمد که ترکان سلجوقيان بر خراسان، ناحيه اي وسيع در شرق ايران، تسل ...

جايگاه ويژه اي که ملت تاتار در تقاطع فرهنگهاي گوناگون احراز مي نمايد، موجبات ترکيب ويژه و زيست دايمي آنان را در حوزه ي رود ولگا، به ويژه در عرصه ي معن ...

دانلود نسخه PDF - تقويم