up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله تعارض زماني PDF
QR code - تعارض زماني

تعارض زماني

بلوغ معنوي چيست؟

در روانشناسي، تعريفي از تعارض وجود دارد که انسان گاهي مي‌خواهد به هدفي برسد، ولي در مسيرش به مانعي برخورد مي‌کند. سه رفتار درست مي‌تواند با آن نشان دهد،
- مانع را از سر راه بردارد
- آن را دور بزند
- آن‌که هدفش را تغيير دهد.
تعارض زماني است که وقتي به مانع برخورد مي‌کنيد، نه مي‌خواهيد آن را از سر راه برداريد، نه آن را دور مي‌زنيد و نه آن ‌که هدفتان را عوض مي‌کنيد. اين بدترين حالتي است که رخ داده و مي‌تواند انسان را با آسيب‌هاي جدي مواجه کند.
به عبارت ديگر تعارض اين است که در يک دو راهي غامض گير مي‌افتيم که هم رسيدن به هدف مهم است و هم گاهي هر دو راه ضررهايي دارند که در نهايت نمي‌دانيم کدام را انتخاب کنيم.
اينجا مي‌خواهيم به تعارض در دين بپردازيم. ما در ساير مسيرهاي زندگي نيز به تعارض بر مي‌خوريم و معمولا آن‌ها را حل مي‌کنيم ولي يکي از بخش‌هاي زندگي که معمولا تعارضات را نمي‌توان در آن به سادگي حل کرد و به نقطه‌ي نهايي رسيد، دين است. چون بخشي از اين دين، ماوراء طبيعت است و چون ما در مورد سرانجام آن اطلاع تجربي نداريم، گاهي بين زندگي اجتماعي خود و عقايد ديني، به تضاد برمي‌خوريم و نمي‌دانيم چه کارکنيم. فردي که به بلوغ معنوي مي‌رسد، تکليفش با خودش و خداي خودش، مشخص است. وقتي به دو راهي مي‌رسد، مشخص است که بايد به کدام سمت برود و مي‌تواند با اطمينان کافي، يکي را انتخاب کند. انسان معنوي، مي‌داند که چرا کاري را انجام مي‌دهد. در فرد به بلوغ معنوي رسيده خصوصيات فراواني ديده ميشود که مهم‌ترين اين خصوصيات، اين موارد هستند:
نخست : مهم‌ترين سوال اين افراد در زندگي اين است که من بايد چه کنم تا زندگي خودم را بسازم. يعني خودش به اين فکر باشد که سرنوشت خود را رقم زند.
تعارض زماني است که وقتي به مانع برخورد مي‌کنيد، نه مي‌خواهيد آن را از سر راه برداريد، نه آن را دور مي‌زنيد و نه آن ‌که هدفتان را عوض مي‌کنيد. اين بدترين حالتي است که رخ داده و مي‌تواند انسان را با آسيب‌هاي جدي مواجه کند
دوم: زندگي انسان معنوي، اصيل است و عاريتي نيست. آن ‌چه که دارد، خودش به آن رسيده. البته ما هميشه آموزش مي‌بينيم و از يکديگر چيزهايي ياد مي‌گيريم ولي مهم آن است که خود نيز به محتواي آن موضوع برسيم و به آن اعتقاد پيدا کنيم.
بلوغ
سوم : چون خدا را غير متشخص مي داند، جهان هستي را يک‌پارچه مي‌بيند. خداي متشخص، همان خداي سنتي يهود و مسيحيت است که ما آن را در جايي مشخص، همانند آسمان تصور مي‌کنيم. در حالي که خداي غير متشخص، خدايي است که در همه جاي جهان قرار دارد و ما در آن غرق هستيم. يعني تمام جهان، ذره‌اي از وجود خداوند است.
چهارم : انسان معنوي، تفاوت خود با ديگران را حس کرده و مي‌داند که يک‌سري ويژگي‌هاي مخصوص خود را دارد.
پنجم : مي‌داند که چه چيزهايي را مي‌تواند تغيير دهد و چه چيزهايي را نمي‌تواند و چيزهايي را که مي‌تواند تغيير دهد را، تغيير خواهد داد.
ششم : مهم‌ترين خصوصيت انسان معنوي اين است که وي خود را با کسي در اين جهان، در حال رقابت يا مسابقه نمي‌بيند و خودش را فقط با خودش مقايسه مي‌کند.
مثلا کودکي دستش به بخاري مي‌خورد و مي‌سوزد، احتمال دارد بار ديگر به بخاري دست بزند، چون ممکن است فکر کند ديگر بخاري داغ نيست. او تفاوت را درک نمي‌کند و علت را نمي‌داند ولي يک انسان بالغ، چون مي‌داند که بخاري داغ است و اگر دست به آن بزند، دستش خواهد سوخت، بنابراين خود با اعتقادش اين کار را انجام نمي‌دهد.
فرد بالغ، فردي است که وقتي يک چيز را تجربه مي‌کند، آن تجربه را پذيرفته و آن را يک اصل براي خود مي‌داند.
ما نه به خاطر بدي گناه، که اغلب به خاطر ترس از مجازات، گناهان را انجام نمي‌دهيم.
انساني که به بلوغ معنوي برسد، تعارض‌هايش حل شده و به آرامش خواهد رسيد.
در مورد رابطه‌ي بلوغ معنوي با سرمايه‌ي اجتماعي مي توان گفت: جامعه‌اي که به بلوغ معنوي مي رسد، سرمايه‌ي اجتماعي آن بالاتر مي رود ولي سرمايه ي اجتماعي، لزوما انسان‌هاي بالغي را به بار نمي‌آورد. سرمايه‌ي اجتماعي کاذب را مي‌توان با فشار دين ايجاد کرد ولي اين سرمايه‌ي اجتماعي ايجاد شده، چون در نتيجه‌ي عدم بلوغ است، سست و ناپايدار است
اگر ما سعي کنيم مسائل ديني را با خود حل کنيم، جامعه‌ي بسيار آرام‌تري خواهيم داشت. البته اين با آن در تضاد نيست که اگر در جمعي يا جامعه‌اي بوديم، به قوانين آن احترام بگذاريم، بلکه بايد در درون خود متناقض نباشيم. مهم اين است که انسان اگر مي‌خواهد به بهشت برود، بايد رگه‌هايي از همان بهشت را نيز در همين جهان ايجاد کند.
از بلوغ تا نبوغ
در مورد رابطه‌ي بلوغ معنوي با سرمايه‌ي اجتماعي مي توان گفت: جامعه‌اي که به بلوغ معنوي مي رسد، سرمايه‌ي اجتماعي آن بالاتر مي رود ولي سرمايه ي اجتماعي، لزوما انسان‌هاي بالغي را به بار نمي‌آورد. سرمايه‌ي اجتماعي کاذب را مي‌توان با فشار دين ايجاد کرد ولي اين سرمايه‌ي اجتماعي ايجاد شده، چون در نتيجه‌ي عدم بلوغ است، سست و ناپايدار است.
بلوغ به معناي عالم و دانشمند بودن نيست. ما قرار نيست به نقطه ي آخر برسيم و همه چيز را بدانيم، بلکه بايد انتخابي را که داريم، درست باشد و آن را قبول داشته باشيم.
نبايد از جمع و خواست آن‌ها ترسيد، بلکه بايد خودمان با انتخاب درست به اين نتيجه برسيم که کاري که انجام مي‌دهيم درست است. در تمام انواع بلوغ اين جمله حاکم است که وقتي تشخيص درستي داديم نگران مخالفت جمعي که گاها هم به بلوغ مورد نظر نرسيده اند نباشيم.
براي مثال: ممکن است هنگام غذا خوردن، جمعي از ما بخواهند که با آنها براي صرف غذا، مواد غذايي مصرف کنيم که از نظر يک انساني که به بلوغ فکري رسيده، آن مواد غذايي براي بدن مفيد نبوده بلکه ضرر نيز داشته باشد، اينجا از مخالفت با جمع نبايد ترسيد و چون تصميم درستي گرفته برطبق تشخيص خود عمل کند.
بلوغ معنوي به اين معنا نيست که ديگر اين شخص خود ميتواند مسير دين و معنويت را به تنهايي طي کند و نيازي به راهنما ندارد، بلکه به اين معناست که اين شخص ديگر ميداند پرچم دار واقعي کيست و در تشخيص و شناسايي آن دچار اشتباه نمي شود، و بعد از شناسايي آن، راه دين و معنويت را به دنبال پرچم دارش ادامه مي دهد.
خيلي از افرادي که علاقه زيادي هم به مسايل معنوي داشته و دارند در انتخاب رهبر و پرچم دار خود به علت نرسيدن به بلوغ معنوي راه خطا را رفته و به دنبال کساني رفتند که خود پرچمدار که نبوده، بلکه پرچمداري هم نداشته و معمولا افرادي هستند که خود به بلوغ معنوي نرسيده اند، و تمام حرفشان در اين جمله خلاصه ميشود که، (آنچه همه ميگويند کامل و درست نبوده و راست و درست نزد آنها است) و نميدانند که، قانون {از کسي تبعيت نکن} آنها، شامل خودشان هم ميشود.

اگر شما فرهنگ را هدايت نکنيد ، فرهنگ شما را هدايت مي کند . فرهنگ به معناي ارزشهاي مشترک ميان افراد يک گروه است. اين گروه ميتواند يک خانواده ، يک سازما ...

كنترل سازماني، مديريت سوء يا سوء مديريت يكي از مهمترين اركان هر جامعه اي، اجتماع مردم در كنار يكديگر و تعامل آنان جهت نيل به هدفي مشترك است. با توجه ب ...

گسترش کاربردهاي فناوري اطلاعات در عرصه فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي سبب ابداع و ارائه راه حل ها و راهکارهاي مختلف شده است. طبيعي است که هر يک از اين ر ...

مقدمه اقدامات مقامات قضايي و ضابطين دادگستري به عنوان مجريان تعقيب، تحقيق، دادرسي و اجراي مجازات پس از به وقوع پيوستن جرم، آغازگر پروسه اي در دستگاه ع ...

کرونواستراتيگرافي و ژئوکرونولوژي (Chronotratigraphy & Geochronoligy) ديد کلي در زمين شناسي مدرن ، از همان اوايل تقسيم سکانسهاي ناحيه‌اي چينه شناسي به ...

يك سال بعد از ارائه نظريه نسبيت عام توسط آلبرت اينشتين ،سال 1916م فلام متوجه شد كه ازحل شوارتزشيلد معادلات اينشتين ميتوا ن جواب كرمچاله اي بدست آورد . ...

يك سال بعد از ارائه نظريه نسبيت عام توسط آلبرت اينشتين ،سال 1916م فلام متوجه شد كه ازحل شوارتزشيلد معادلات اينشتين ميتوا ن جواب كرمچاله اي بدست آورد . ...

يك سال بعد از ارائه نظريه نسبيت عام توسط آلبرت اينشتين ،سال 1916م فلام متوجه شد كه ازحل شوارتزشيلد معادلات اينشتين ميتوا ن جواب كرمچاله اي بدست آورد . ...

دانلود نسخه PDF - تعارض زماني