up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله تجلي PDF
QR code - تجلي

تجلي

مقدمه
استواري عقيده و هدف هر مکتب، تکامل انسان (کمال در وجهي از وجوه يا کل وجوه انسان مي باشد) است. ملاکي که هر مکتب براي بنا نهادن مباني و اصول، موظف به رعايت و بکار بستن آن است، داشتن روش مناسب براي ربط هدف و وسيله با توانايي مخاطب مي باشد. با نگاهي روشمند، محققانه و صحيح در اصول روش و قوانين هر مکتب که جهت رسيدن به غايت (کمال انسان) استوار شده است، مي توان آنرا شناخت. شناخت هر موضوع زماني کامل تر مي شود که محقق با فرهنگ ارتباطي (زبان) آن آشنا باشد و معناي هر واژه را بدرستي بداند و با ترجمه ي معنايي، طوري که تعريف آن عوض نشود، آنرا در موضع و موقع خاص خود بکار بندد. براي نقد و تحليل مکتب بايد مقدمات و مباني آن را از لحاظ توانايي، کفايت، تناسب با قدر طاقت پيروان که براي رسيدن به غايت وضع شده است با روش معلوم و ديدگاه تنقيح شده مورد بررسي قرار داد. تاريخ نشان داده است که هر مکتب وجهي از وجوه انسان را برتر مي نشاند و تکامل آن وجه را، عين کمال انسان مي داند و وجوه ديگر را به پاي آن فرو مي نهد. مکتبي، تخلق به مسائل اخلاقي را نمودار کمال مي داند و ديگري علم و حکمت را مظهر تکامل انسان مي داند و در دنياي جديد اقتصاد و سياست هم به وجوهات ملحق شده اند. آنچه در اين نوشتار قصد پرداختن به آن را داريم ديدگاه عرفاني است که خدا در آن محور اعمال است. آنچه که در ديدگاه عرفاني اولين مبنا است يکي بودن موجودات در وجود، ملک و ملکوت و جبروت است که همه ي آنها مراتب اين عالم هستند.
تعريف عالم جبروت: ذات حق است، مرآتي مي خواهد تا در آن جمال خود را ببيند و صفات خود را مشاهده کند پس مي توان گفت ذات حق با تجليِ خود از عالم اجمال به عالم تفصيل مي آيد.
‌ب. پديدار شدن دو جوهر از تجلي ذات
1. جوهر نور که در حضور ظلمت تجلي مي يابد.
2. جوهر ظلمت که قرين نور است تا نگهدارنده ي آن باشد.
تجلي نور و ظلمت در مرتبه ي صعودي از مراتب هستي
1. ملکوت، درياي نور مي باشد که آب حيات ظلمات است.
2. ملک، درياي ظلمت است.
فاصله ي بين ظلمات و نور، راهي است که به کمال ختم مي شود.
در مکتب عرفاني مشهور است که بايد از ظلمت لا (نيستي) شروع کرد تا به روشني الله (هستي و باشندگي خداوند) رسيد.
تجلي نور و ظلمت را در مرتبه ي نزولي از مراتب هستي
1. آباء علوي
2. امهات اربعه
مي خوانند. و از امتزاج آنها مواليد نمودار مي گردد.
مرکبات عالم مواليد سه گانه مي باشند که شامل جماد (معدن)، نبات و حيوان مي شود.
ويژگيهاي مواليد سه گانه
1. در حکم مرکباتند.
2. تمام مرکبات عالم از اين سه بيشتر نيست.
3. از جايي نمي آيند و به جايي نمي روند.
4. مفردات، مرکب مي شوند و مرکبات به مفردات بدل مي شوند.
5. حرکت دوراني گذر از کثرت به وحدت و از وحدت به کثرت مستمر است و مداوم است.
با مقدمه قرار دادن مجموعه ويژگيهاي فوق در باب کل شيء يرجع الي اصله تنيجه مي گيريم که حکمت در ترکيب مفردات اين است که، آنان مستعد ترقي شوند و با عروج به عالم ملکوت آئينه جلوه ي حق کردند. در تناسب با اين نتيجه، آن را مقدمه قرار مي دهيم تا نتيجه ي ديگري حاصل کنيم و آن پيوستگي تحول و شدن، در جهان است که در آن هيچ چيز در اصل فاني نمي شود. تنها از صورتي به صورت ديگر در مي آيد. پس انسان ها براي رسيدن به کمال صورت هاي مختلف مي گيرند. صورت در مکتب عرفان ذات مطلق است. لازم مي آيد که اين نکته ذکر شود که کلمه ي انسان، کاربرد اسم عام دارد، در حالي که آدم براي ناميدن اسم خاص به کار مي رود.
‌ج. مراحل تجلي ذات پروردگار در جهان
1. مشاهده ذات و صفات و افعال به حکم اوليت و باطنيت (عالم غيب). يعني حق به حق متجلي شده و ذات باريتعالي جلوه ي تمام هستي گرديده و نتيجه آن تحقق يگانگي است.
2. مشاهده ذات و صفات و افعال به حکم آخريت و ظاهريت (عالم شهود). يعني حق براي شناسايي و جلوه ي خود انسان را آفريد و او را مظهر تجّلاي ذات و صفات و افعال خود قرار داد.
سوال: با توجه به تئوري فوق، آفرينش انسان ضرورت بود يا اجبار؟
تجلي خداوند دو گونه است
1. تجلي علمي يا تجلي ذاتي (فيض اقدس): ظهور حق در علم الهي به حالت، صور اعيان ثابته. در اين تجلي حق تعالي به حسب قابليت و استعدادات تجلي مي يابد و خود را در مرتبه ي علم به صورت اعيان نمايان مي سازد. پس حق تعالي از مقام احديت به مقام واحديت تنزل پيدا مي کند.
2. تجلي شهودي وجودي (فيض مقدس): بر اثر اين تجلي عالم خارج وجود پيدا مي کند. اين تجلي متناسب با استعداد و قابليت عيان، به آنها هستي مي بخشد و عالم را ايجاد مي کند. در اين تجلي به وجود انسان نياز پيدا شد (ضرورت خلق انسان) تا خليفه خدا شود و صور اسمي و فعلي و ذاتي الهي را ظاهر نمايد.
‌د. اقسام تجلي در جهان از ديدگاه عرفاني
مبنا و اصل تجلي (خلقت جهان) در مکتب عرفاني تجلي حق است که همه، آفريده اوست.
انواع تجلي در عرفان و حکمت اشراقي
1. تجلي جمالي
2. تجلي جلالي
3. تجلي اسمايي
4. تجلي افعالي
عزالدين کاشاني مي گويد: مراد از تجلي انکشاف شمس حقيقت حق است تعالي و تقدس از غيوم صفات بشري به غيبت آن.
‌ه. اقسام تجلي بر سالک
1. تجلي ذات (صعقه): علامت آن، اگر از بقاياي وجود سالک چيزي مانده باشد، در سطوحات انوار آن، فناي ذات و تلاشي صفات مي شود، و آن را صعقه مي خوانند.
2. تجلي صفات: علامت آن، اگر ذات قديم به صفات جلال تجلي کند، از عظمت، قدرت، کبريا و جبروت، خشوع و خضوع بود.
3. تجلي افعالي: علامت آن، قطع نظر از افعال خلق و اسقاط اضافت خيروشر و نفع و ضرر بديشان و استواء مدح و ذم در قبول و رد خلق مي باشد.
‌و. تجلي عام و تجلي خاص
1. تجلي عام يا رحمت امتناني
1.1. شامل همه ي موجودات مي شود.
1.2. همه موجودات مساويند ماتري في خلق الرحمن من تفاوت.
1.3. فضل و نور خداوند از نوع اين تجلي است.
2. تجلي خاص يا فيض
2.1. فيضان کمالات معنوي بر اولياء خداوند وارد شود.
2.2. انسان از اين تجلي به حقايق و کمالات معنوي راه پيدا مي کند.
2.3. بعد از طي مراحل معرفت متمايز کننده انسان مومن از کافر و عاصي است.
‌ز. تجلي حق بر دل سالک
اين تجلي از طريق آثار و مشهودات علوي و سفلي بر بنده متجلي مي گردد. و بر چهار صورت انجام مي پذيرد
1. تجلي آثاري: حق از طريق آثار و مشهودات علوي و سفلي بر بنده متجلي مي گردد.
2. تجلي افعالي: حق با صفات فعليه و با نورهاي سبز، سرخ و کبود، ظاهر مي گردد.
3. تجلي صفاتي: حق با صفات ذاتي علم، حيات و قدرت بر سالک ظهور کند.
4. تجلي ذاتي: فناي سالک در ذات حق صورت مي گيرد و قدرت و علم و شعور بنده در ذات خداوند، نيست، مي گردد. اين مرحله را بقاء الله گويند که کاملان بعد از فنا در ذات حق به بقاء حق باقي مي گردند و خود را مطلق روحاني مي بينند که از تمام تعينات جسماني رها شده و متصف به صفات رحماني گشته اند.
4.1. تجلي کامل: اگر سالک خدا را مظهر خود ببيند.
4.2. تجلي اکمل: اگر سالک خود را مظهر خدا ببيند (يعني دريابد که خودش خداست). شاهد اين مدعا شنيدن صداي اني انا الله رب العالمين توسط موسي بود و حديث رايت ربي في احسن صوره و من راني فقد راي الحق است.
‌ح. مراحل سه گانه تجلي مراتب توحيد شهودي
1. مقام محو: ذات حق از طريق افعال در سالک ظهور کند و سالک جميع افعال غير حق را نبيند.
2. مقام طمس: ذات حق با تجلي صفات بر سالک متجلي گردد و سالک جميع اشياء را در صفات حق فاني ببيند و فقط صفات الهي را در نظر داشته باشد.
3. محو کامل: خداوند به تجلي ذات در سالک تجلي يابد و جميع اشياء در ذات خدا محو شود کل شيء هالک الا وجهه.
تجليات سه گانه از ديدگاه شيخ شبستري
1. شراب: ذوق و حالي است که به طور ناگهاني از تجلي حق بر دل عارف مي نشيند و سالک را مست و مدهوش مي کند، به صورتي که از هيچ چيز خبر ندارد.
1.1. در انديشه ي واصلان کمال و ارباب حال، شراب در حکم زجاجه و چراغدان است که حق در ابتداي راه حقيقت، زماني که سالک به مرحله ي اشراف نرسيده است، بر او ظهور مي کند. اين مرحله ي اول تجلي افعالي است که صوفيه آنرا تانيس مي نامند. يعني موجب انس سالک به حق.
2. شمع: نور معرفت حق است که در دل سالک تابيده مي شود و دل را روشن مي نمايد.
2.1. در انديشه ي واصلان کمال و ارباب حال، چراغي است که به وسيله زجاجه نگهداري مي شود و منبع نور الهي است و تجلي صفات را در بر مي گيرد.
3. شاهد: ذات پروردگار است که در سالک تجلي مي کند و شرط ايجاد اين مرتبه رهايي از خود است.
3.1. در انديشه ي واصلان کمال و ارباب حال، شاهد نوري است که از شمع قرار گرفته در زجاجه، به دل سالک مي تابد. اين مرتبه نسبت به مراتب ديگر کاملتر است و آن را تجلي نوري يا ذاتي مي خوانند.
‌ط. تجلي جمالي و جلالي
لازمه ي تجلي جمالي لطف و رحمت و قرب به حق است در مقابل تجلي جلالي را داريم که موجب قهر و غضب و دوري مي باشد. اما اين دو تجلي در التزام يکديگرند و به اصطلاح لازم و ملزومند. يعني لازمه ي جمال، جلال است و در جلال، جمال قرار گرفته است.
عقايد در تجلي جمالي و جلالي
شيخ شبستري: رخ نمودار جمال، و زلف از آن جهت که سياه است نمودار جلال است.
قشري: عام در پرده ستر باشد و خاص اندر دوام تجلي خداوند ستر دائم به وصف شهود و تجلي دائم به نعت خشوع بود.
همچنين، عام اين طايفه را عيش ، اندر تجلي بود و بلا، اندر، ستر، اما خاصگان ميان طيش و عيش باشند. چون تجلي کند بر ايشان، سبکي و طربي اندر آنان پديدار آيد و چون بر ايشان بپوشد با حال، عيش آيند.
شيخ نجم الدين رازي: تجلي را ظهور ذات و صفات و اسماء جلاليه و جماليه مي داند. يعني تجلي در روح هم حاصل مي شود و بسياري از افراد تحت تاثير تجليات روحاني در اين باورند که به تجلي ذاتي رسيده اند. بدان که چون آئينه ي دل از کدورت وجود ماسواي حضرت، صقالت پذيرد و صفا به کمال رسد، مشروقه ي آفتاب جمال حضرت گردد و جام جهان نماي ذات متعالي الصفات شود و لکن نه هر که را دولت صقالت و صفا دست دهد سعادت دست دهد سعادت تجلي مساعدت نمايد.
شيخ عبدالله انصاري: تجلي حق ناگاه آيد اما بر دل آگاه آِيد.
تجلي حق جمالي يا جلالي است. ميان تجلي روحاني و تجلي رباني تفاوت بسيار است.
تجلي روحاني و صمت حدوث دارد آن را قوت افناء نباشد اگر چه در وقت ظهور ازالت صفات بشري کند اما افناء نتواند کرد. چون در حجاب شد صفات بشري معاودت کند ديگر آنکه با حصول تجلي روحاني طمانينه دل پديد نيايد و شوائب شک خلاص نيايد و ذوق معرفت آرام تمام ندهد و تجلي حق به خلاف و ضد اين بود.
تجلي جمالي: برحسب مراتب ظهور ذات اقتضاي اوصاف متعدده ي متنوعه مي نمايد مثل ربوبيت و الوهيت. تجلي ربوبيت بر موسي نمودار گشت و تجلي الوهيت بر محمد (ص) شامل شد.
تجلي اسماء جلالي: از طريق مشاهده صورت گيرد و تجلي عظمت و جبروت و لاهوت آن که حق بر هر کسي بخواهد متجلي مي گردد. در اين تجلي فناء في الله و بقاء بالله صورت مي گيرد. در اين مرتبه حقيقت نيست خدايي جز خداي يگانه بر سالک متجلي مي گردد. ارباب کشف و شهود مي بينند که حضرت حق سبحانه و تعالي در هر نفسي متجلي است، به تجلي ديگر و در تجلي او اصلا تکرار نيست. يعني در دو آن به يک تعين و يک شان متجلي نمي گردد، بلکه در هر نفسي به تعين ديگر ظاهر مي شود و در هر آن به شاني ديگر متجلي مي گردد.
دکتر زرين کوب: اعتقاد به فناي بشري اساس تجلي ذاتي و صفاتي و حلول و اتحاد را در باور صوفيه شکل مي دهد.
تجلي صفات و ذات همان بازتاب و تجلي صفات و ذات خداوند در دل مومن است و آن را با تجلي روح نبايد اشتباه کرد زيرا تجلي روحاني ممکن است سالک را بر اين فکر وا دارد که تجلي حق بر او فايض شده است.
نزد کاملان صوفيه فرق است بين تجلي روحاني و تجلي رباني.
تجلي روحاني: غالبا عجب و هستي و پندار و غرور مي افزايد.
تجلي رباني: اين همه را از بين بر مي دارد و سالک را تا مقام فنا پيش مي برد.
مولوي تجلي حق به جلوه ي بشري را زير بناي آفرينش مي داند و کمال انسان را يکي از اهداف تجلي مي داند. يعني تجلي حق هم از جهت شناخت ذات اقدس خود بود و هم مي خواست که انسان مظهر تام صفات و اسماي الهي و آئينه ي تمام نماي رباني گردد:
آب و گل چون از دم عيسي چريد بال و پر بگشاد مرغي شد پريد
هست تسبيحت بخار آب و گل مرغ جنت شد ز نفخ صدق دل
کوه طور از نور موسي شد به رقص صوفي کامل شد و رست او ز نقص
چه عجب گر کوه صوفي شد عزيز جسم موسي از کلوخي بود نيز

عبادي حج جايگاه بسيار والايي در عبادات و مناسک مسلمين دارد و شايد بتوان حج بيت الله الحرام را مهمترين فريضه اجتماعي مسلمانان دانست.همه ساله هزاران د ...

يکي از دغدغه هاي هميشگي انسان، عدم تسلط بر اموري چون مرگ، رخدادهاي طبيعي و مانند آن است. از اين رو بخش بزرگي از انديشه آدمي را به خود مشغول داشته تا ر ...

روح امري مجرد است و شکل و قالب خاصي ندارد و به يک معنا بي شکلي، اصل در آن است. چنان که روح به سبب همين تجرد خويش، بيرون از دايره ذکوريت و انوثيت يعني ...

«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ؛ خدا اوضاع و احوال هيچ ملتي را دگرگون نمي‌گرداند، تا آن که اوضاع و احو ...

از واژگان پرکاربرد قرآني، رب است. واژه «ربب» به معناي پرورش و پروراندن است؛ ازاين رو در فارسي رب به پروردگار برگردانده مي شود. ربوبيت به معناي پرورش چ ...

بدون شك، ارتباط با چنين چهره هايي و پيروي از دستورها و رفتارشان، تنها راه دستيابي به كمال انسانيت و سعادت هر دو جهان است. پيشواي دهم (ع) يکي از پيشتاز ...

دانلود نسخه PDF - تجلي