up
Search      menu
ستاره شناسی :: مقاله تاريخ نجوم PDF
QR code - تاريخ نجوم

تاريخ نجوم

خلاصه اي از تاريخ نجوم : از يونان باستان تا قبل از کوپرنيک

آشنايي با روشهاي علمي و تجربي مردان بزرگ علم در طي قرون،و چگونگي استدلال نمودن ايشان و همچنين روند پيشرفت علومگوناگوني مانند رياضيات، نجوم، فيزيک و... نه تنها روند قانونمندو منطقي آن را در برابر چشمان ما ميگشايد بلکه شکوهمنديبناي عظيمي به نام علم را هرچه بيشتر درک خواهيم نمود. يکي ازتبعات آن براي خودمان، آمادگي براي تفکر درست و قانونمند درعرصههاي گوناگون ميباشد.
دکتر پرويز شهرياري در کتاب جمشيد کاشاني رياضي دان ايراني پس از ذکر نکات مهمي در باره اهميت تاريخ رياضيات و به طور کلي، تاريخ علم مينويسد: تاريخ گذشتة رياضيات (وعلم) ما را قانع ميکند که، کشفهاي رياضي (و علمي) تصادفي و جدا از هم و محصول نبوغ فرد يا ملت برگزيدهاي نبوده است و نشان ميدهد که اين پيشرفت قانونمند است و به همين مناسبت، بررسي و مطالعه آن، راه امروز و فرداي ما را روشن ميکند. بامراجعه به اين کتاب خواهيد پذيرفت که اهميت رجوع به تاريخ علم فوِق تصور است.
در اين ميان پرداختن به تاريخ علم نجوم، لطفي ديگر دارد. بسيارجالب است که بخواهيم سرچشمه کشفهاي مهم را بدانيم هرچند مدلهاي باستاني در نظر امروزي ما نادرست و شايد مضحک به نظر برسند، ولي با نگاهي عميقتر و موشکافانهتر عظمت فکر انساني و تاريخ تکامل آن ما را به تامل وا ميدارد.
به قول نويسندة کتاب طرح فيزيک هاروارد، سرانجام به لذتي خواهيم رسيد که از مشاهدة جهان هستي در پرتو اين انديشههاي نو به انساني انديشمند دست ميدهد.
در اين مقاله سعي داريم با آرايي که در طول قرنها براي توجيه و پيش بيني حرکات آسماني ارائه شده است، بپردازيم. در آن روزگار، همچون روزگار ما همة اين دگرگونيها و بي نظميها بهتوضيحي مناسب احتياج داشت. يونانيان در شمار نخستين اقوامي بودند که به جستجوي توضيحي منطقي و روشن برايپديدههاي طبيعي برآمدند.
● آراء يونانيان :
افلاطون، فيلسوف يوناني قرن چهارم پيش از ميلاد، مسالهاي براي توضيح حرکتهاي آسماني وضع کرد. او ميگفت: ستارگان نمايندة موجودات تغييرناپذير و جاودانه هستند با سرعتيکنواخت و در کاملترين و منظمترين مسيرها در آسمان، به دورزمين ميگردند. توجيه افلاطون مبني بر اينکه تمامي ستارگان و سيارات بايد در مسيرهايي دايره وار (چون دايره کاملترين شکلاست) به دور زمين بچرخد، به مدت ۲ هزار سال مهمترين مساله در نجوم باقي ماند.
راه حلي که يونانيان براي توضيح اين پديدهها مطرح مينمودند، کاملاً مبتني بر مشاهدهاي بود که از آسمان داشتند. ايشان ميديدند که ستارگان گويي بر سطح دروني کرهاي چسبيدهاند و اين کره به دور زمين ميگردد. از طرف ديگر حرکت خصوصي خورشيد را به همين گونه توصيف ميکردند.
آنان فرض نمودند که زمين در مرکز کره بلورين (شفاف) بزرگيقرار دارد که اين کره در ۲۴ ساعت يک دور به دور زمينميچرخد. درون اين کره ديگري قراردارد که به کره اول متصل است. اين کره فلک حامل خورشيد است که محورش حدود ۵ ۲۳ درجه با محور چرخش کرة بزرگ زاويه دارد. با چرخش کرة آسمان، فلک حامل خورشيد نيز ميچرخد و در همين حين فلکحامل خورشيد به دور محور خود در يک سال ادر حال دوران است.
پيش از فلک حامل خورشيد، حامل ماه و زهره و عطارد قراردارند، که به زمين نزديک ترند و خارج فلک خورشيد، افلاک حامل مريخ، مشتري و زحل قرار گرفتهاند که همگي به کرة آسمان (فلک الافلاک) متصل اند. يونانيان سعي ميکردند که با انتخاب اندازه مناسب براي فلکها و سرعت و جهت آنها، مدل را با مشاهده سازگار نمايند.
طالس يکي از فلاسفة يونان باستان توانست خورشيد گرفتگي ۲۸ ماه مه سال ۵۸۵ قبل از ميلاد را پيش بيني کند. اين موضوع جز از باريک بيني دقتي ميدهد که اخترشناسي باستان بدان دست يافته بود.
اختر شناس ديگر به نام فيثاغورس و شاگردانش دستاوردهاي مهمي داشت. اولاً فيثاغورسيان بودند که به اين بينش دست يافته بودند که خورشيد و ماه و ستارگان از جمله زمين، کروي هستند. البته دليل ايشان اين بود که کره، کاملترين اشکال است و چونهمه چيزها به عقيده ايشان رياضي هستند، هر چيزي بايد کاملباشد. همچنين پيشنهاد کردند که ماه خودش منبع نور نيست بلکه نور خورشيد را باز ميتاباند.
نجوم اسکندريه
اسکندريه شهري مديترانهاي در ساحل مصر است. اسکند اينشهر را بدين نيت بر پا داشت که کانوني باشد براي همة دانشها و دانشمندان هراکليدس، اراتستنس، آريستارخوس و بطليموس همگي از بزرگان نجوم اسکندراني به شمار ميروند.
هراکليدس معتقد بودند که برخي سيارات مانند زهره و مريخ بهگرد خورشيد در حرکت اند و خورشيد به روي مداري به دورزمين در گردش ميباشند اراتستنس نخستين کسي بود که در تاريخ علم دست به اندازهگيري قطر کره زمين زد. وي قطر کره زمين را به وسيله تفاوت ارتفاع خورشيد در دو شهر، در زماني واحدبدست آورد.
آريستارخوس که احتمالاً تحت تاثير هراکليدس بوده است، مدل ونظريات جالبي اظهار داشته است:
۱) محاسبة او درمورد فاصلة ماه از زمين و محاسبة قطر ماه بادقت خوبي، صحيح بود. (البته او محاسباتي دربارة فاصلة خورشيد و اندازه آن دارد که با خطاي بسياري همراه است)
۲) آريستارخوس به پذيرش اين واقعيت راغب بود که فواصل بيناجرام آسماني و به تبع آن اندازة عالم بسيار عظيم و بسي بيشتر از آن است که تا آن زمان کسي توانسته باشد تصورکند.
۳) زمين به دور خورشيد در گردش است.
۴) او معتقد بود که خورشيد از زمين بسيار بزرگتر است و با توجه به اينکه زماني زمين را بزرگترين جسم يپنداشتند، اين نظربسيار جالبي بوده است که از طريق محاسبه به دست آورده بود.
۵) زمين به گرد خود ميچرخد.
نظرية خورشيد مرکزي آريستا خوس علت بعضي پديدهها را که توسط يونانيان قابل توجيه نبود، را به خوبي توضيح ميداد. مثلاً حرکت رجعي سيارات و اينکه چرا در حين حرکت رجعي پرنورتر ميشوند. ولي با اين همه، اين نظر براي فلاسفة آن زمان قابل پذيرش نبود. اولاً اينکه تصور حرکت زمين با انديشههاي فلسفي که زمين با اجرام فلکي تفاوت دارد و جاي طبيعي آن بايد در مرکزجهان باشد، مبانيت داشت. معاصران آريستاخوس، او را به سبب متحرک دانستن زمين کافر ميدانستند. دوماً فلاسفه دلايل قانعکننده خود را داشتند:
ايشان عنوان ميکردند که اگر زمين به دور خورشيد حرکت باشد بايد حرکات منظرهاي براي ستارگان رويت شود.
اختلاف منظر زماني پيش ميآيد که ناظر مکان خود را نسبتبه جسمي که به آن نگاه ميکند در جهت عمود بر خط و اصلخود و جسم تغيير دهد.
ناظر زماني که در نقطة ش قرار دارد، خط کشي که روي مسيرقرار دارد را امتداد درخت سمت راست ميبيند. در حالي کهوقتي از نقطة ذ نگاه ميکند، خط کش نسبت به تصوير زمينه تغيير مکان ميدهد و در امتداد درخت سمت چپ ديده ميشود.
فلاسفه ميگفتند اگر زمين به دور خورشيد در گردش باشد و مکانش تغيير کند بايد مکان ظاهري ستارگان در آسمان تغييرکند، يعني اختلاف منظر داشته باشند ولي در آن زمان همچنينحرکتي رؤيت نشده بود. (البته امروزه بوسيله تلسکوپها اختلاف منظر ستارگان رؤيت شده است)
● بطليموس و المجسطي
بطليموس منجم بزرگ اسکندراني در ۱۵۰ ميلادي کتاب المجسطي را به رشتة تحرير در آورد. او در اين کتاب به دنبال منظومه ايست که قادر به پيشگويي دقيق مواضع هر سياره باشد. نوع منظومه و فيزيک حرکتها، در مدل او، مبني بر فرضيههاي ارسطو بود. در واقع علت اصلي اين نکته که بطليموس نظرية زمينمرکزي را پذيرفت نه خورشيد مرکزي را همين بود که با عواملحرکت يعني ديناميک ارسطويي بر اساس حرکت طبيعي سازگار بود. وي براي هرچه دقيقتر ساختن تئوري زمين مرکزي سه طرح مهم دارد و فلک خارج مرکز، فلک تدوير، فلک معدل المسير ويسعي نمود با استفاده از اين سه شگرد، نه تنها حرکات نايکنواختخورشيد و سيارات و ماه را تعيين کند بلکه پديدههايي مانندحرکت رجعي سيارات را نيز ميتوانست توضيح دهد.
● فلک خارج از مرکز:
سياره بر روي فلک حامل خود قرار دارد، و فلک حامل به دور مرکزش ميچرخد و سياره را با خود بر ميگرداند. ولي مرکز اين فلک در مرکز زمين نيست بلکه از زمين فاصله دارد.
● فلک تدوير:
فلکي است که مرکز آن، بر روي فلک حامل قرار دارد سياره روي سطح فلک تدوير نصب شده و در حين گردش فلک تدوير، همراه فلک حامل به دور زمين بر ميگردد.
نکته جالبي که دربارة فلک تدوير سيارات خارجي ايجاد کرد آن بود که دورة گردش فلکهاي تدوير سيارات بيروني و دور مرکزشان همگي يکسال بود. در واقع چون بطليموس نميخواست زمين را با دورة تناوب يکسال به دور خورشيد در نظر بگيرد، مجبور بود فلک تدوير سيارات را با دورة تناوب يکسان در نظر بگيرد تا حرکات رجعي سيارات خارجي را توضيح دهد.
و حرکات رجعي سيارات يکسان نبود. مريخ حرکات رجعي متفاوتي درهر بار، نشان ميداد: گاهي حلقوي، گاهي زيگ زاگ... پس بطليموس ترفندي ديگر زد: فلک معدل المسير. او براي انسجام در مدل قمري نيز مجبور شد علاوه بر فلکتدوير، فلک معدل المسير را نيز به کار ببندد.
● فلک معدل المسير:
بطليموس فرض کرد که فلک حامل سيارهخود داراي حرکتي ثانويه است. به اين معنا که مرکز فلک معدلالمسير نقطة ژ به دور نقطه ديگري درحال گردش است.
با ورود فلک معدل المسير به بعضي از قسمتهاي يمدل بطليموس، پيچيدگي کار را ناخوشايند نمود و شايد يکي از دلايلکه منجمين پس از بطليموس شروع به نقد وي کردند، همين فلکمعدل المسير بود.
کتاب المجسطي و استدلالها و محاسباتي که در آن بود، باعث شدکه مدل بطليموس به الگويي مناسب براي پيش بيني موقعيت اجرام سماوي با دقت مطلوبي تبديل شود. مدل سيارهاي بطليموس قريب ۱۵۰۰ سال مورد استفاده بود. چرااين مدت طولاني مدل بطليموس باقي ماند؟
از دلايلي که ميتوان به آنها اشاره کرد:
۱) دقت کافي مدل براي پيش بيني موضع اجرام سماوي (حدود ۲ درجه)
۲) با فلسفة ارسطويي، مورد پذيرش همه، انطباق داشت.
۳) و همچنين با اعتقادات مذهبي زمان سازگار بود و هر مدلديگري به معناي اختلاف با اعتقادات مذهبي به شمار ميرفت و صاحب آن انديشه کافر محسوب ميشد.
سخن را بدين جا پايان نميدهيم، چرا که پس از بطليموس دانشمنداني ظهور کردند که تنها آثار ارزشمند يونانيان و علوماسکندريه را پاسداري نمودند، بلکه تصحيحاتي نيز برآنها انجامدادند، و اين امر سرماية عظيم بشري را به نسلهاي بعد منتقلساختند، که اگر ايشان نبودند، شايد اين علوم از بين ميرفت.

روز اول دسامبر (دهم آذرماه) هرسال روز جهاني پيکار با ايدز نامگذاري شده است. در اين روز به جهانيان هشدار داده مي شود که در برابر اين بيماري واگيردار و ...

● اکديان اکديان، قومي سامي نژاد بودند که در شهر اکّد زندگي مي کردند. شهر اکّد شهري بود در کرانه باختري رود فرات و ميان شهرهاي سيپّار و کيش قرار داشت. ...

کارل جانسکي (Karl Jansky) ، مهندس جواني که در آزمايشگاههاي تلفن بل (Alexander Graham Bell Phon) کار مي کرد، مشغول مطالعه صداهاي تيز و مزاحمي بود که هم ...

ما بر روي يک جسم کروي بزرگ زندگي مي کنيم که نامش را زمين نهاده ايم. وقتي که از اين جسم به بالا نگاه مي کنيم آسمان را مي بينيم که مثل يک کره مدور اطراف ...

چون هر سه پيشوا در زمان واحد وارد عمل شدند و با پادشاهي سکا به رهبري «ايشپاکاي» و پادشاهي ماننا به رهبري «آخسري» متحد بودند، قيام کنندگان توانستند در ...

اخترشناسي که در زبان يوناني از ترکيب اجزاي astronomia = astron + nomos (به معناي قانون ستارگان) تشکيل شده است علم اشياء سماوي (مانند ستارگان، سيارات، ...

۱۰ حقيقت شگفت انگيز درباره ماه آغاز ماموريتهاي اخير ناسا به منظور شکل گيري مطالعات جديد بر روي کره ماه باعث شده تا به بررسي خصوصيات شگفت انگيزي از کره ...

گرفتگي کامل خورشيد را بايد يکي از منظره هاي زيبا و در عين حال ترسناک طبيعت دانست. تنها موقعي مي توان اين پديده را ديد که عوامل زيادي با هم انطباق پيدا ...

دانلود نسخه PDF - تاريخ نجوم