up
Search      menu
تولید و کشاورزی :: مقاله برنج PDF
QR code - برنج

برنج

کشت برنج در صومعه سرا

برنج
برنج با نام علمي «اوريزاساتيوا» گياهيست، از تيره گندميان که درنواحي استواي يو معتدل گرمسيري مي رويد. نکوبيده آن را «شلتوک» يا «شالي» و کشتزارهاي آن را نشاليزار» مي نامند. خاستگاه اوليه آن را هندوستان يا برمه مي دانند و معتقدند که اين محصول، از طريق هندوستان و چين به ايران آمده است. سابقه کشت آن در ايران به دوران هخامنشي مي رسد؛ اما کشت آن در سواحل درياي خزر، ديرتر معمول شده است. تا قبل از تنسيق نظام آبياري در مزارع کشت برنج گيلان، کشاورزان براي احتراز از خطرات خشکسالي، به کشت برنجهايي مي پرداختند که دوره رويش کوتاهي داشتند و اصطلاحاً به برنجهاي زودرس (زودرس يا گرم برنج) معروف بودند. ازن برنجها عمدتاً عبارت بودند از: قريب، چمپا، آقايي، بي نام، شصت رس و چمپاي رسمي. در مناطقي که منابع آب مطمئن بود و امکان بروز خشکسالي ضعيف مي نمود، کشت انواع مرغوب و ديررس (سرد برنج) که عمدتاً از گروه برنجهاي صدري هستند، معمول بود. در سالهاي اخير، تنسيق امور آبياري که از حدود چهل سال پيش، بطور سنتي و بر اساس روابطي عرفي انجام مي گرفت، از نظر و هماهنگي بيشتري برخوردار شده است.
براي کاشت داشت و برداشت اين محصول، مراحل مختلفي از سوي کشاورزان صورت مي گيرد. براي کاشت آن، ابتدا زمين را در فصل زمستان آب بسته و کاملاً سيراب مي کنند. به اين منظور آب گل آلود رودخانه ها که حاوي مواد معلق زيادي است، ترجيح داده مي شود. در اواخر زمستان، شخم اول زمين به منظور نخستين عمل آماده سازي مزارع انجام م ي گيرد. سپس شخم دوم که عمود بر شخم اول زده مي شود، آغازه شده و تا شروع عمليات کاشت، کارهاي تسطيح و کرت بندي که اصطلاحاً به آن «مرزبندي» گفته مي شود انجام مي گيرد. از حدود نيمه فروردين، شلتوک را که به اصطلاح محلي «تخم جو» نام دارد، در آب ولرم خيس مي کنند تا جوانه بزند. آنگاه آن را در محلي به نام «توم بجار» که قسمتي از بهترين محل و نقطه مزرعه مي باشد، مي ريزند تا بذرها سبز شود. بعد از آب بستن زمين، مرزبندي و سبز شدن تخم جو، عمليات کشت که بهترين زمان آن، ارديبهشت ماه است آغاز مي شود. قبل از انجام نشا، زمين براي بار سوم شخم زده و سپس با ابزار مخصوص که بجاي خيش به تيلر بسته مي شود، توسط مردان نرم مي گردد و ضمن اصلاح و تعمير، مرزها مسطح مي گردد. از اين مرحله بعد، زنان نشاکار، گياه برنج را در دسته هاي ۴ تا ۸ تايي از بسته اصلي جدا کرده، مي کارند و از آن پس تا هنگام رسيدن، مراقبتهايي چون: وجين کاري، استفاده از کود شيميايي، دفع علفهاي هرز و دفع آفات برنج صورت مي گيرد. پس از رسيدن برنج و سنگين شدن خوشه ها، عمليات «درو» آغاز مي شود. براي اين منظور، از چند روز قبل، آب مزارع را قطع نموده کار درو را آغاز مي کنند. پس از درو که به وسيله يک نوع ابزار سنتي قديمي به نام «داره» صورت مي گيرد، برنجها دسته بندي گرديده و بطرف انبارها حمل مي شود. پس از اين، نوبت خرمن کوبي است. اين عمل سابقاً توسط دست (گوچين) يا اسب انجام مي شد ولي امروزه عمدتاً با استفاده از ماشينهاي خرمن کوب صورت مي گيرد. در مرحله خرمن کوبي محصول بدست آمده بصورت شلتئک است که براي تبديل آن به برنج، شاليکوبي لازم است. تا حدود چهل تا پنجاه سال پيس، شالي کوبي با استفاده از پادنگ ها انجام مي شد، اما همان گونه که خيش و گاو، به عنوان ابزار و نيروي شخم سنتي به وسيله تيلر به تدريج کنار گذاشته شد، پادنگها نيز از حدود چهل سال پيش، با روي کار آمدن کارخانه هاي برنجکوبي از دور خارج شدند. اين کارخانه ها نيز در ابتدا با موتورهاي «ديزلي» کار مي کردند که بسيار پر سر و صدا بودند و با آب خنک مي شدند. از حدود ۲۰ سال پيش، الکتروموتورها جايگزين موتورهاي ديزلي در اين کارخانه ها گرديدند.
برنجکاري در صومعه سرا
برنج که خام آن به زبان گيلکي «بج» و پخته آن پلا(کته) نام دارد، از گذشته هاي دور تاکنون عمده ترين و شاخص ترين زراعت منطقه را تشکيل مي داده و براي مردم اين ديار، هم عمده دلايل آن، مستعد بودن زمينهاي اين منطقه براي کاشت اين محصول است. چه در همه نقاط کشور، استعداد کشت اين محصول وجود ندارد. برنج به استمفر مساعد محتاج است تا بتواند در مقابل آب و هواي واجد نيروي مقاومت باشد.از تاريخ کشت اين محصول در اين نواحي اطلاع صحيح و روشني در دست نيست؛ ولي آنچه مسلم است، سابقه کشت آن در اين مرز و بوم به بيش از چندين سده و يا شايد به بيش از هزاران سال مي رسد.تا پيش از اجراي اصلاحات ارضي، اراضي اين نواحي که زيرکشت برنج مي رفت به دو نوع «اربابي» و «خرده مالکي» و بيشتر بصورت مال الاجاره جنس بود. مشکلات عديده اي پيش روي زارعين و رعيت قرار داشت که از متشخص ترينشان مي توان به مسأله کمبود آب و بروز خشکسالي اشاره داشت که تا دهه چهل، گريبان گير کشاورزان اين سامان بود. با ايجاد کانال در سال ۱۳۴۴ شمسي و بهره برداري از آن در ارديبهشت ماه ۱۳۴۹ مشکل کم آبي اين منطقه برطرف شد و وضع کشاورزان بهبود يافت. از زمستان سال ۱۳۴۶ نيز با اعزام گروههايي به نقاط برنج خيز گيلان، بسياري از شاليکاران اين منطقه با شيوه هاي نوين کاشت آن آشنا شدند و به موازات آموزش آنان، بذر اصلاح شده، کود شيميايي، و وام نقدي به آنها عطا شد.در دهه بيست کارخانه هاي برنجکوبي در اين منطقه راه اندازي شد و جاي پادنگها و آب دنگها و همچنين جاي آسيابهاي آبي اين منطقه را گرفت. پيش از اجراي اصلاحات ارضي، ميزان بهره مالکانه از محصول برنج در اين منطقه در املاک اربابي معادل ۲۰ قوطي برنج بود. زارع علاوه بر پرداخت بهره مالکانه، مکلف به پرداخت عوارضي ديگر نظير مرغ و تخم مرغ به مالک بود. امروزه برنج به عنوان عمده ترين محصول توليدي کشاورزان، بفروش مي رسد و عمده خريداران اين محصول، علافاني هستند که در سطح منطقه ساکنند.
● چاي:
دومين محصول زراعي گيلان، چاي است که پس از برنج، در درجه دوم اهميت قرار دارد. گياه چاي در حدود سال ۳۰۰ قبل از ميلاد، در چين شناخته شد. کلاً دو کشور چين و هندوستان، موطن اصلي گياه چاي و از مراکز مهم و قديمي کاشت آن به شمار مي روند. تاريخ ورود و شيوع مصرف آن در ايران، بطور دقيق معلوم نيست؛ ولي گفته مي شود که مقارن حمله چنگيزخانه مغول و يا کمي دورتر از آن؛ يعني در قرن هفتم يا هشتم هجري که تقريباً مطابق با قرن ۱۳ يا ۱۴ ميلادي است، وارد ايران گرديده است.
«از تاريخ کشت اين گياه در ايران، حدود يکصد سال مي گذرد. اين گياه، ابتدا توسط حاج محمدحسين اصفهاني در سال ۱۳۰۲ ه.ق (۱۲۶۳ ه.ش) وارد ايران شد؛ ولي به دلايلي توسعه کشت آن ممکن نگرديد. به سال ۱۳۱۴ ه.ق (۱۲۷۵ ه.ش) ميرزا محمد چايکار ملقب به «کاشف السلطنه» به دستور مظفرالدين شاه قاجار به عنوان ژنرال کنسول ايران به هندوستان رفت و شيوه کاشت چاي را با جديت تمام فرا گرفت. او پس از مدتي نهال و بذر وارد شده را ابتدا، در لاهيجان و سپس در تنکابن (شهسوار سابق) کاشت که بدين ترتيب، نخستين مزارع چاي در لاهيجان و تنکابن احداث شد.»
«بوته چاي که اغلب به صورت درختچه ديده مي شود از جمله گياهان گرمسيري هميشه سبز است که در شرايط رشد طبيعي، تا حدي يک درخت قد مي کشد. برگهاي بوته چاي تنها قسمتي از اين گياه است که مصرف چاي دارد. ميوه چاي که بذر از آن بدست مي آيد، در بوته هايي که بصورت درخت رشد کرده باشند، ديده مي شود و از آن براي تکثير چاي استفاده مي گردد. چاي نياز به حرارت و آب دارد؛ لذا در نقاط خشک و سرد، محصول آن همان برگهاي لطيفي است که در شاخه هاي چاي، پس از هرس روي بوته مي رويد که اگر آن را هرس نکنند درختي به ارتفاع ۲۵ متر خواهد شد؛ ولي اگر مرتب هرس شود، بصورت بوته و درختچه به نظر مي رسد. کشت آن بايد در نقاطي صورت گيرد که مواجه با بادهاي ملايم و مرطوب باشد و مه و شبنم در آنجا زياد بوده و درجه حرارت آنجا بين صفر تا ۳۰ درجه سانتي گراد باشد. از اين رو در نقاطي که متجاوز از دو هزار متر از سطح دريا ارتفاع دارند، کشت چاي ثمري ندارد. درخت چاي پس از گذشت و صرف هزينه، پس از چهار سال به محصول مي نشيند و عمر مفيد آن ۵۰ تا ۶۰ سال است. دوره بهره برداري از اين محصول؛ يعني برگ چيني از ارديبهشت ماه آغاز شده و تا مهرماه ادامه مي يابد.»
● چايکاري در صومعه سرا
بعد از محصول برنج، چاي دومين محصول مهم و با اهميت اين منطقه تلقي مي گردد. از تاريخ کشت اين گياه ارزشمند در اين نواحي اطلاع دقيق و روشني در دست نيست؛ ولي بايد پذيرفت که کشت آن در اين منطقه به مراتب ديرتر از رواج مصرف آن صورت گرفته، چون قبل از اين که چاي در اين نواحي مصرف عمومي پيدا کند، مصرف قهوه در اين مرز و بوم معمول بوده است. به همين دليل دکانهايي که امروزه فقط چاي در آن عرضه مي شود به روال گذشته «قهوه خانه» ناميده مي شوند. از تحقيقات و مطالعات برخي از منابع اين طور استفاده مي شود که بعد از کاشت اين محصول در موطن اصلي چاي؛ يعني در ناحيه «چاهانه سر» لاهيجان، منطقه فومنات از گيلان غربي ، نخستين جايي بوده که کشت اين محصول در ان ثورت گرفته است، ه.ل رابينو مي نويسد: «ازمايش کشت چاي در لاهيجان شروع شد و اکنون در فومنات نيز کشت مي شود؛ ولي محصول چاي تاکنون از نظر بازرگاني اهميت و موقعيتي پيدا نکرده است.» هم او در جاي ديگر از کتابش آورده است: «براي کشت چاي در اباتر کوششهايي به عمل آمده، ولي اقدام به کشت چاي هنوز زود به نظر مي رسد.» دکتر شاهپور آلياني در کتاب «نهشت جنگل و معين الرعايا» آورده است: «با کشت چاي در ايران ۰در لاهيجان) به توصيه معين الرعايا، ميرزا رحيم خان (داماد معين الرعايا) اولين باغ چاي را در زيده احداث کرد که در حال حاضر، يکي از منابع پردرآمد مردم زيده است.» حبيب آقا فومني، فرزند مرحوم سيد زين العابيدن فومني که خود يکي از صاحبان باغ چاي در نوده فومن است، اظهار مي دارد: «کاشت چاي در منطقه فومنات، ابتداعاً در نواحي طاهرگوراب صورت گرفت که پس از آن مرحوم عباس خان اصالت معروف به نبانکي» که نماينده کاشف السلطنه بود مقداري تخم چاي را به مرحوم ابوي، داد و ايشان نيز در نوده به کشت و توسعه آن پرداختند.» با توجه به گزارش هاي بالا اين طور استنباط مي گردد که بعد از کاشت اوليه چاي در لاهيجان و تنکابن، صومعه سرا دومين جايي بوده که کشت چاي در آن صورت گرفته است.
و کارخانه چايسازي صومعه سرا (حاج مهدي آستانه اي) در سال ۱۳۴۷ راه اندازي شدند و از آن پس بر تعداد کارخانه هاي چايسازي بر اين مناطق افزوده شد. بايد در نظر داشت که قبل از راه اندازي کارخانه چاي، در اين منطقه، چاي به صورت سنتي و ابتدايي در محل خشک مي شدند.
● توتون
گياه توتون، با نام علمي «نيکوتياناتاباکوم» پس از کشف قاره امريکا به اروپا برده شد. واژه توتون در زبان فارسي از کلمه ترکي توتون، به معني «دود» گرفته شده که هنگام سوختن اين گياه از آن برمي خيزد. اولين بار پرتغاليها اين گياه را وارد ايران کردند. سپس در دوره صفويه، کشت بذر آن در ايران آغاز شد. کشت توتون در گيلان براي اولين بار به وسيله دکتر استپان ها را طونيانس ارمني مشهور به «حکيم فانوس» و به توصيه محمودخان ناصرالملک همداني، حاکم وقت گيلان، در سال ۱۲۵۱ خورشيدي صورت گرفت که نخستين محل کشت آن حوالي رشت بود که پس از آزمايشهاي اوليه، کشت آن در مازندران، گلستان و اروميه آغاز شد. بايد توجه داشت که توتون و تنباکو داراي انواع مختلفي هستند، ليکن آنچه که در گيلان کشت مي شود، توتون سيگار است نه توتون چپق يا تنباکوي قليان.
● توتون کاري در صومعه سرا
از ديگر محصولات عمده و شاخص اين منطقه، توتون سيگار است که به زبان محلي «پاپروس» نام دارد. اين گياه يکساله، کشتش در سالهاي اخير رو به کاهش گذاشته شده؛ ولي سابقاً کشت آن در اين نواحي در حد گسترده صورت مي گرفته؛ بطوري که تا دهه چهل، يکي از محصولات معروف اين مرز و بوم به شمار مي رفته است. و در بين شهرستانهاي گيلان تنها در صومعه سرا است که کشت آن بطور منظم و مرتب انجام شده و مهمترين مرکز کشت توتون در گيلان، شناخته شده است. بيشترين باغ توتون در اين شهرستان در روستاهايي چون: نرگستان، سياه درويشان، هنده خاله، باقلاکش و گاز گيشه متمرکز است که بيش از ۷۵ درصد توتون گيلان را توليد مي نمايند.
سابقاً ۹ نقطه از گيلان، از مناطق کشت توتون سيگار به شمار مي آمدند که عبارت بودند از: طاهرگوراب، کسما، صومعه سرا، بازارجمعه، فومن، رشت، بندرانزلي، آستارا و هشتپر. با ايجاد مرکزي موسوم به «پژوهش توتون گيلان» (مرکز تحقيقات توتون گيلان کنوني در احمدگوراب) در سال ۱۳۳۴ و احداث مزرعه در آن، امکانهاي بالقوه مساعدي براي توتونکاران گيلان؛ به ويژه توتونکاران منطقه فومنات بوجود آمد. اين مرکز، بذر سالم را بطور رايگان در اختيار توتونکاران قرار مي داد و اين کار، سطح زيرکشت اين محصول را بالا مي برد.
پيش از سالهاي ۱۳۴۱؛ يعني پيش از شيوع بيماري «سفيدک دروغي» توتونکاران معمولاً توتونهاي نوع شرقي از قبيل: ترابوزان و نيکلاک را کشت مي کردند؛ ولي از آنجا که مقاومت اين نوع از واريته ها در برابر بيماري مذکور، بسيار کم بود؛ از اينرو شرکت دخانيات، واريته ديگري موسوم به «ويرجينياهکس» را به کشت کاران توتون عرضه نمود.
در گذشته توتون گيلان به وسيله بنگاه هاي صنعتي خصوصي، به سيگار تبديل و به بازار عرضه مي شد که زا سال ۱۳۱۶ ه.ش اين کار توسط موسسه انحصار دخانيات صورت گرفت. بطوري که قانون انحصار دخانيات در سال ۱۲۹۴ به تصويب رسيد مجلس و دولت در سالهاي ۱۳۱۳ ۱۳۱۴ مبادرت به خريد توتون و تنباکو، از توتون کاران نمود. در مهرماه سال ۱۳۱۶ نخستين کارخانه سيگارسازي در تهران گشايش يافت، که متعاقب آن، صنعت سيگارسازي از گيلان به تهران انتقال يافت و کارگاههاي موجود در گيلان، تعطيل شد. کارگران صنعت سيگار يا بيکار ماندند يا بدنبال کار به پايتخت رفتند.
اداره ماليه (دارايي) ايالتي سابق گيلان جهت تمرکز توتون سيگارهاي اين منطقه، انبارهاي متعددي در برخي از نقاط گيلان از جمله نرگستان، طاهرگوراب، ضيابر، بازارجمعه و سياه درويشان ايجاد نموده بود که با احداث شعبه اي از شرکت دخانيات در شهر فومن در سالهاي دهه بيست يا سي، انبارهاي مذکور برچيده شدند. اين مجتمع که در انتهاي آيت الله کاشاني اين شهر واقع شده، امروزه خريد توتون و نگهداري آن و همچنين انتقال آنها را به مجتمع دخانيات گيلان (کارخانه سيگارسازي رشت واقع در احمدگوراب) که امروزه ۷۵ درصد از توليد سيگارهاي داخلي کشور را توليد مي کند، برعهده دارد.
با توجه به قدمت کشت توتون سيگار در صومعه سرا مسلماً کارگاه هاي سيگارت سازي در اين نواحي وجود داشته که به توليد سيگار و صادرات آن مي پرداخته اند.
متعاقب آن، ساخت «چوب سيگار» هم در اين شهر رونق يافت که مدتها جزء کالاهاي صادراتي اين مرز و بوم به حساب مي آمد.
به استناد برخي از اسناد و مدارک موجود، در سال هاي ۱۲۰۴ ۱۳۰۵ ه.ش ، يکي از اولين کارگاه هاي سيگارسازي در گيلان به همت مشهدي جواد صومعه سرايي در صومعه سرا راه اندازي شد.
وي دستگاه ماشين توتون را براي ساخت سيگار بدون فيلتر، وارد صومعه سرا نمود که به دلايلي اداره ماليه (دارايي) وقت گيلن، مانع از فعاليت او گرديد؛ تا اينکه موفق به راه اندازي مجدد آن شد با به انحصار درآمدن توتون در سال ۱۳۱۶ ه.ش ، اين کارگاه براي هميشه تعطيل شد و از آن تاريخ به بعد، افرادهايي شخصياً به توليد سيگارهاي دست ساز اقدام نمودند.
براي ساخت سيگار، برگ توتون با عدل به وسيله دلالان «واسطه ها» به کارخانه سيگارسازي فروخته، سپس با همان شکل به داخل کارخانه آورده مي شد و عدل را باز مي کردند؛ ابتدا برگها را به چهار طبقه تقسيم مي نمودند. بعد عده اي از کارگران «دارکش» دامار يعني «رگ اصلي» آن را بطور خاصي مي کشيدند. آنگاه آن را بسته بندي کرده، تحويل ماشين توتون خوردکني مي دادند. کارخانه هايي که ماشين خوردکني نداشتند، کارگراني داشتند که توتون را با دست خورد مي کردند. وسيله خوردکني آنها را «هرنگ» و خودشان را «چاقوزن» مي ناميدند. سپس توتونهاي خورد شده را به قسمت ديگر آورده تا به وسيله کارگران سيگار پرکن، به اصطلاح بپيچند. کارگراني که در اين کار مهارت داشتند يک ورق «تق» مانند در دست داشتند و توتون را به اندازه کافي در آن ريخته و آنرا لوله مي کردند و بعد با سمه چوبي به ته آن مي زدند و آنرا در لوله کاغذ سيگار که بوسيله ماشين تهيه شده بود، روانه مي نمودند. و بعد از آماده شدن آن را به بازار مصرف عرضه مي کردند.
● پرورش کرم ابريشم
از جمله مهمترين فعاليت کشاورزان گيلان، پرورش کرم ابريشم و غرس درختهاي توت است که سابقاً ، يکي از ثروتهاي معتبر اين سرزمين به شمار مي آمد. اين محصول در قرون گذشته، يکي از مهمترين کالاهاي صادراتي ايران، از جمله گيلان بود. ابريشم گيلان شهرت جهاني داشت؛ بطوري که بازار ابريشم گيلان به علت رونق فراوان خود تا جنگ جهاني دوم، باعث شد که تجار ابريشم از دورترين نقاط جهان به اين مرز و بوم کشانده شوند. بنابراين کشت درخت توت و تربيت کرم ابريشم در ايران بهويژه گيلان، از قيم متداول بوده و در بيشتر خانه ها ابريشم ريسي معمول بوده است.
در مورد اين که مردم گيلان با پرورش کرم ابريشم از چه زماني آشنا شده اند، اطلاع دقيقي در دست نيست؛ اما شواهدي وجود دارد که قدمت تاريخي آن را در سواحل درياي خزر، بهدوران پيش از اسلام مي رساند «لرد کرزن» انتقال کرم ابريشم را از چين به اروپا در دوره «ژوسيتنين» حدود ۵۵۰ ميلادي نوشته است، اما ترديدي نيست که پرورش آن در ايرانب ه زمانهاي دورتر مي رسد. چرا که ارتباط تاريخي ديرينه ميان ايران و چين وجود داشته و علاوه بر آن راههاي اصلي تجاري ميان شرق و غرب؛ يعني چين و اروپا و سواحل شرقي درياي مديترانه که به نام «جاده ابريشم» معروف بوده از ايران مي گذشته است.
غير از اين راه اصلي که منشأ بسياري از نقل و انتقالات کالايي و تجاري و فرهنگي و حتي قومي، ميان ايران و چين بوده، سواحل درياي خزر ارتباط ويژه اي با آسيا و چين داشته است. به همين دليل برخي معتقدند که پرورش کرم ابريشم از طريق چين به مازندران و سپس به گيلان رسيده است. به هر حال آنچه مسلم است پرورش کرم ابريشم در دوره صفويه در گيلان رواجي کامل داشته و در قرن هفدهم ميلادي در اين سرزمين توليد مي شده است چراکه در همين زمان تجاران روسي، انگليسي، هلندي و فرانسوي، براي خريد ابريشم و پيله به گيلان مي آمدند و با هم به رقابت مي پرداختند. در طي قرن هجدهم، به دنبال سقوط سلسله صفويه و بي ثباتي سياسي ايران و پز از آن با روي کار آمدن سلسله هايي چون: افشاريه، زنديه و قاجاريه، تجارت خارجي توليد ابريشم نيز در گيلان به دليل درگيريهاي ايران در جنگهاي مختلف دچار رکود شد و خريداران خارجي نيز به همين دليل، به بازارهاي ديگر روي آوردند. در نيمه اول قرن نوزدهم، پس از يک رونق مجدد به دليل بروز بيماري «پبرين» Pebrine از سال ۱۸۶۴ تا ۱۸۹۰ ميلادي، توليد ابريشم در گيلان به شدت کاهش يافت تا جايي که در سال ۱۸۸۹ ميلادي، محصول ابريشم گيلان فقط به ۸۸۵۰۰ کيلوگرم رسيد.
مسئله مهم در پرورش کرم ابريشم، تأمين برگ درخت توت براي تغذيه کرمها است. در دوره پرورش کرمها، چنانچه برگهاي مورد نياز به موقع تأمين نشود، کرمها ضعيف شده و قادر به توليد پيله سالم و درشت نخواهند شد. زمان لازم براي يک دوره پرورش، حدود ۴۰ تا ۴۵ روز است که از اوايل ارديبهشت با سبز شدن برگها آغاز مي شود. از آغاز دوره پرورش تا پايان آن، مراقبتهاي خاصي لازم است که بايد انجام گيرد. نوغانداران پس از دريافت تخم نوغان، ابتدا آن را در محل گرمي قرار داده و پس از بيرون آمدن تخمها و رشد اوليه، آنها را به محلي که «تلمبار» ناميده مي شود، انتقال مي دهند. کرمها در طي دوره رشد خود، چهار بار پوست مي اندازند و در اين مدت، مرتباً بايد تغذيه شوند. در گذشته براي بيرون آمدن کرمها از تخم، زنان گيلاني آنها را روي کاغذ چسبانده و کاغذ را روي پوست بدن قرار مي دادند تا با استفاده از گرماي بدن زودتر خارج شوند؛ ليکن امروزه آنها را در محلي گرم قرار مي دهند و معمولاً براي اين کار از وسايل گرم کننده استفاده مي شود. پس از پايان دوره پرورش، پيله ها را بر حسب رنگ، سالم بودن و درشتي از يکديگر جدا و طبقه بندي مي کنند. پيله حاصل را که «کژ» يا «کج» نام دارد، ابتدا کشته و سپس با فرو بردن در آب جوش، تارهاي ابريشم را از آن جدا کرده و کلاف مي کنند. در حال حاضر نوغانداران، محصول ابريشم را عمدتاً بصورت پيله، بفروش مي رسانند. استان گيلان با وجود اين که مهمترين توليدکننده ابريشم در ايران است؛ اما کمترين فعاليت تبديلي آن را دارد. محصول عمده ابريشم توليد شده در استان، به کارخانه هاي بافندگي در استانهاي خراسان، يزد و اصفهان فرستاده مي شود؛ از اين رو صنايع وابسته به ابريشم در گيلان، تنها به تبديل پيله به نخ ابريشم محدود مي شود.
● پرورش کرم ابريشم در صومعه سرا
از ديگر محصولات عمده اين منطقه، کرم ابريشم است که پرورش آن از قديم الايام تا به امروزه، رواج داشته است. ابريشم نوعي الياف مصنوعي است که از پيله نوعي کرم ابريشم بدست مي آيد. اين صنعت در طي قرون متمادي، در مرتبه اول منابع ثروتي ايران به ويژه گيلان محسوب مي شد و کلاً، سه ناحيه لاهيجان، گسکر و فومن از نقاط ابريشم خيز آن به شمار مي رفته اند. اين محصول پربها، همانطور که از متون برخي از کتب تاريخي و جغرافيايي استفاده مي شود، سابقاً الکساندر خود زکو، در کتابش آورده است: «پرورش کرم ابريشم در گسکرات در نهايت شکوفايي است و اساسي ترين صنعتي است که ساکنان گيل گسکر به ان مي پردازند.»اين محصول در گذشته با وجود توتستانها و تلمبارهاي فراوان، يکي از درآمدهاي مهم و اصلي مردم اين منطقه را تشکيل مي داده و با وجود توليد انبوه اين محصول درآمدزا، مؤسساتي براي خشک کردن آن در اين منطقه وجود داشته است.

برنج يکي از گياهان مخصوص کاشت در نواحي مرطوب استوايي و مناطق نسبتا“ گرم و معتدل است و در مناطقي که بارندگي ساليانه حدود ۱۰۰۰ ميليمتر است ، بخوبي از خو ...

برنج تنها غله مستعد رشد در خاک غرقابي است، زيرا خود قادر است محيط اطراف ريشه اش را اکسيده کند. طبيعت داراي چندين منفعت براي سازگاري ريخت شناختي و تنکا ...

برنج هايي که رنگ زير پوسته آن ها، سرخ، ارغواني يا سياه، حاوي مقادير زيادي از رسوبات رنگيزه هاي آنتوسيانين در لايه هاي مختلف پريکارپ، پوشش دانه و آلورن ...

علفهاي هرز برنج و آفات مهم برنج: اين علفها شامل سوروف ، اويار سلام ، قاشق واش ، تير كمان آبي ، بندواش ، سل واش و …….. ميباشند كه هزينه مبارزه با اين ع ...

عامل بيماري قارچP.oryzae) Pyricularia grisea ) با فرم جنسي Magnaporthe grisea از گروه آسکوميست است. سال 637 درچين آنرا تب برنج Rice fever مي ناميدند. ...

● مقدمه براي رسيدن به هدف هاي وزارت جهادکشاورزي و در طرح کم کردن مصرف سم هاي شيميايي، قرار شده است که هر سال حدود هشت درصد از مصرف سم ها براي گياهان ک ...

برنج دومين غله مهم جهان است كه در ايران نيز از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد، به طوري كه قسمت عمده اي از غذاي مردم، بخصوص در استان هاي گيلان و مازندر ...

آزولا بطور ناخواسته در چند سال گذشته وارد اكوسيستم هاي آبي شمال كشور شد و به سرعت پراكنش پيدا كرد. آزولا داراي مزايا و معايبي است كه در اين نوع فعاليت ...

دانلود نسخه PDF - برنج