up
Search      menu
جانور شناسی :: مقاله بانوي يوز PDF
QR code - بانوي يوز

بانوي يوز

گربه ها و سگ هاي گله
لوري ماركر:بخش عمده ۱۲۵۰۰ يوز وحشي باقي مانده در جهان خارج از مناطق حفاظت شده زندگي مي كنند و اين احتمال برخورد آنها با گله داران را افزايش مي دهد. در دهه ۱۹۸۰ بيش از شش هزار يوز به دست گله داراني كه گمان مي كردند يوز حيواناتشان را كشته يا خواهد كشت، كشته شدند (در واقع يوز مسئول تنها كمتر از ۵ درصد مرگ و مير احشام است). براي محافظت از حيوانات اهلي در برابر يوز و شكار چيان ديگر طي يك رويكرد حفاظتي نوين در ناميبيا، سنت مقابله با گربه هاي بزرگ به كمك سگ هاي بزرگ احيا مي شود. در فلات مركزي و خشك تركيه شش هزار سال است كه براي محافظت از گله هاي گوسفند از سگ چوپان آناتولي استفاده مي شود. سگ چوپان آناتولي سگي است بزرگ جثه با قدرت ديد بسيار خوب، گوش هاي تيز و شخصيتي مستقل. اين سگ ها همراه گله بزرگ مي شوند و مطابق طبيعت سگي شان از گله اي كه به آنها سپرده شده با سرسختي دفاع مي كنند. اگر احساس كنند خطر نزديك شده است با صداي بلند پارس مي كنند و به گله هشدار مي دهند. علاوه بر اين صداي پارس، جانور شكارچي را از حضور نگهبان آگاه مي سازد. اگر گربه بزرگ در حمله سماجت كند، سگ خود را بين او و گله حائل مي كند. بيشتر گربه ها وقتي با چنين سگ گله بزرگ و خشمگيني روبه رو مي شوند فرار را برقرار ترجيح مي دهند. موثر بودن اين سگ ها نه فقط در برابر يوز هاي كم خطر بلكه در برابر حريفان ترسناك تر و جدي تر همچون پلنگ، كاراكال، شغال، بابون و حتي دزدان گله نيز به اثبات رسيده است.
ت.Cheetahs and Guard Dogs.in The New encyclopedia of Mammals (D.Macdonald,ed.)
Oxford Universuty Press.P۲۲
نيمروز است كه تلفن در خانه ويلايي سفيد رنگي در كشور درندشت ناميبيا زنگ مي زند. لوري ماركر به تماسي فوري از طرف مدير شكارگاه مجاور گوش مي كند، سپس به درون ماشيني دو ديفرانسيل مي پرد و با سرو صدا در حالي كه گله هاي اريكس و هارته بيست را مي رماند از جاده پردست انداز پايين مي رود. در منطقه اي به وسعت ۲۶ هزار هكتار يوز نر درشتي خود را به قفسي به اندازه يك صندوق مي كوبد و دندان نشان مي دهد. چشمان كهربايي يوز اسير از خشم برق مي زد. صاحب شكارگاه مي گويد: «نمي خواهم بيش از اين آنتيلوپ هايم را بخورد.» اما دلش مي خواهد كه به ماركر كمك كند و ضمن صحبت مي پذيرد كه اين يوز نمونه ا ي بسيار زيبا است. سرانجام تصميم مي گيرد آن را به يكي از دوستان كشاورزش بسپارد تا از آن براي نمايش استفاده كند. ماركر بهانه مي آورد كه نياز طبيعي يوز گشت زدن در منطقه اي پهناور است تا بتواند از تمام جانداران ديگر سريع تر بدود و اگر يك عمر در محوطه اي كوچك محدود شود از پا در خواهد آمد. صاحب شكارگاه ترديد دارد اما ماركر دست بردار نيست. بالاخره مي گويد: «مال شما، به شرط آنكه دور از شكارگاه من رهايش كنيد.» آن شب ماركر كه حسابي از پا درآمده بود به خيلي جاها تلفن زد تا آنكه سرانجام كشاورزي در فاصله ۳۰۰ كيلومتري از جنوب با آزاد كردن آن يوز در زمين هايش موافقت كرد. تلاش براي نجات يوزها از انقراض كاري نيست كه ماركر تازه به فكر آن افتاده باشد. او ۳۰ سال است كه به يوزها مي انديشد و درباره آنها تحقيق مي كند. او زندگي اش را وقف حفاظت و تكثير اين گربه هاي بسيار حساس و به شدت در خطر انقراض كرده است. به خاطر يوزها وطنش را ترك گفته و در ناميبيا با مردم محلي سروكله مي زند و به آنها آموزش مي دهد. او با يوزها و به خاطر آنها زندگي مي كند. او به راستي «بانوي يوز» است. دكتر لوري ماركر نخستين بار در ۱۹۷۴ به عنوان دستيار دامپزشك در پارك حيات وحش وينستون در اورگون با يوز آشنا شد و همان موقع دريافت واقعاً هيچ كس چيز چنداني درباره يوزها نمي داند. همه مي گفتند اگر چيزي فهميديد به ما هم بگوييد و اين طوري كار شروع شد و ذره ذره پيش رفت. هدف، تكثير يوز در شرايط اسارت بود، كاري كه يوزها طي صدها سال اسارت از آن سرباز زده اند. براي شروع ۶ توله يوز به پارك حيات وحش اورگون آورده شد. اگرچه كار بسيار كند پيش مي رفت اما موفقيت ها چشمگير بود. ماركر ۱۴ سال از عمرش را (۱۹۸۸ _ ۱۹۷۴) صرف همكاري با برنامه موفق تكثير در اسارت يوز در شمال آمريكا در اورگون كرد. در ۱۹۷۷ براي آزادسازي توله يوز دست آموزش در طبيعت براي نخستين بار راهي ناميبيا شد. او اين توله را يك سال پيش از بين ۵ توله انتخاب كرده بود. چهار تاي آنها پنجه مي كشيدند، هيس هيس مي كردند و دندان نشان مي دادند. اما پنجمي آرام و بي صدا نگاه معصومش را به چشمان ماركر دوخته بود. او نام آن توله يوز ماده ۶ هفته اي را خيام گذاشت و با خود به خانه، پيش سگ شكاريش، «شسو» برد. آنها به زودي با هم همبازي شدند. شسو موهاي خيام را مي ليسيد و تميز مي كرد. گاهي هم براي شوخي زير گلوي همديگر را گاز مي گرفتند و سر به سر هم مي گذاشتند. او با بازگرداندن خيام به ناميبيا مي خواست ببيند آيا يوزهايي كه در اسارت تكثير يا نگهداري مي شوند، شانسي براي بازگشت دوباره به حيات وحش و يادگيري شكار و زندگي در طبيعت دارند يا نه. ماركر پس از اين تجربه موفق به آمريكا بازگشت و به ديويد ويلت از موسسه اسميت سونين پيوست. آنها در آنجا بر روي دلايل عدم تكثير يوز در اسارت كار مي كردند و از اين رهگذر به مشكلات ژنتيكي يوز پي بردند. آنها دريافتند كه پايين بودن تنوع ژنتيكي در يوزها مشكل بزرگي بر سر راه بقاي آنها است. او در ۱۹۸۸ به كمك انستيتوي ملي سرطان و باغ وحش ملي، مدير اجرايي مركز «فرصت هاي جديد در علوم تندرستي جانوران» (NOAHS) شد. او هنوز هم به همكاري خود با اين مركز ادامه مي دهد. در همان سال نژادنامه بين المللي يوزهاي در اسارت سرتاسر جهان را تهيه كرد و همچنان مسئوليت اين كار بر عهده اوست. در ۱۹۹۰ بار ديگر راهي ناميبيا شد اما گويي تقدير چنين مي خواست كه زندگي او بيش از اينها با يوز پيوند بخورد. ماركر تا پيش از رفتن به ناميبيا نمي دانست كه چرا يوزها هر روز بيش از روز قبل به انقراض نزديك مي شوند اما با بودن در محل دريافت كه كشاورزان و دامداران محلي چگونه اين سريع ترين حيوان جهان را تنها به خاطر حمله احتمالي آن به چند دام اهلي با شليك گلوله به خاك و خون مي كشند. تعداد ديگري از يوزها هم به خاطر تجاوز مردم به سرزمين هاي بكر و از بين بردن زيستگاه و طعمه هايش به كام مرگ مي روند و دائماً از جمعيت شان كاسته مي شود. اين فعاليت هاي انساني جمعيت يوز را تنها در دو دهه به كمتر از نصف كاهش داده است. ماركر براي نجات يوزها چاره اي جز ماندن در ناميبيا نداشت به طوري كه او اكنون خود را بيشتر ناميبيايي مي داند تا يك آمريكايي. اولين اقدام او تاسيس «بنياد حفاظت از يوز» (CCF)، يك مركز بين المللي شناخته شده براي حفاظت و تحقيق درباره يوزها، در ناميبيا بود. اين بنياد فعاليت ها و استراتژي هاي مديريتي و حفاظتي خلاقانه اي را براي كاهش برخورد بين مردم و يوزها در پيش گرفته است. اعضاي بنياد و در صدر آنها ماركر به درستي دريافته اند كه براي كمك به يوز در وهله نخست بايد با فرهنگ و مشكلات مردم محلي آشنا شوند. آموزش كشاورزان و دامداران محلي و دانش آموزان و آشنايي آنها با موقعيت حساس و شكننده يوز مهمترين بخش فعاليت هاي اين بنياد را تشكيل مي دهد. ماركر در سال هاي اول مجبور بود تمام روز از اين مزرعه به مزرعه ديگر برود و با مردم صحبت كند تا يوزها را با گلوله نزنند. كار دشواري بود و محلي ها چندان استقبال نمي كردند. يك بار كشاورزي سرش داد زد كه «برگرد به آمريكا و تمام اين يوزهاي لعنتي را با خودت بردار و ببر». اما ماركر صبورتر و سرسخت تر از اين حرف ها بود. كم كم اوضاع بهتر شد. چند سال بعد كشاورز جواني تعريف كرد كه چگونه وقتي بچه بود، پدرش يك يوز مادر را كه همراه دو توله اش از زمين هايشان مي گذشتند با شليك گلوله از پا در آورد. توله ها فرار كردند اما سرنوشت غم انگيز آنها كاملاً معلوم بود. كشاورز جوان هيچ گاه نتوانسته بود اندوه و تاسف خود را از آن واقعه از ياد ببرد. حرف هاي او روي بقيه هم واقعاً تاثير گذاشت.ماركر مي گويد كه اوضاع بهتر شده و تقريباً از هر سه كشاورز يا دامدار، دوتاي آنها ديگر يوزها را با تفنگ نمي زنند و اگر يوزي را ببينند يا به دام بيفتد فوراً به اطلاع ماركر مي رسانند. صندوق حمايت از يوز تنها به آموزش بسنده نكرده و سگ هاي گله آناتولي را نيز وارد منطقه ساخته است. اين سگ هاي بزرگ محافظان بسيار خوبي هستند و يوزها نيز با ديدن آنها بدون اينكه آسيبي ببينند از گله دور مي شوند. تيم پزشكي (CCF) نيز كاملاً فعال است. در صورت نياز يوزهاي آسيب ديده را جراحي و زخم هايشان را پانسمان مي كنند. از آنها نمونه خون و اسپرم مي گيرند. در اين مركز با كار گذاشتن ردياب راديويي در قلاده يوزها مدام آنها را تحت نظر دارند و بدين ترتيب اطلاعات زيادي درباره عادات و رفتار، پراكنش، بوم شناسي و اندازه جمعيت شان به دست مي آورند. در اين مركز دامپزشكان و پژوهشگران طراز اول بر روي تندرستي و بيماري هاي يوز، ژنتيك، رفتار، اكوسيستم و زيستگاه آن كار مي كنند. لوري ماركر اكنون به كمك آنها توانسته است يوزهاي زيادي را به مناطق حفاظت شده آفريقاي جنوبي بازگرداند؛ جايي كه پيش از اين يوز در آنجا منقرض شده بود. او همچنين براي يافتن راهي براي افزايش جمعيت يوز در ايران با پژوهشگران ايراني همكاري مي كند. او از طريق اينترنت با باغ وحش هاي سرتاسر جهان كه به نوعي با تكثير يوز در اسارت سروكار دارند، در ارتباط است. ماركر و سازمان تحت مديريت او اكنون به مدلي براي خلق راه هاي ابتكاري حمايت از گونه هاي در خطر انقراض تبديل شده اند. ماركر جهاني مي انديشد و مردمي و محلي عمل مي كند. فعاليت هاي خستگي ناپذيرش جايزه «قهرمان سياره» را در سال ۲۰۰۰ از سوي مجله تايم و جايزه حفاظتي شورون تگزاكو را درسال ۲۰۰۳ برايش به همراه داشته است. اما هيچ چيز به اندازه بازگرداندن يك يوز به طبيعت او را سرشار از شور و شعف نمي سازد. ماركر مي گويد: «دنيا جاي كوچك و حقيري خواهد بود اگر اين گربه هاي بسيار زيبا براي هميشه از روي زمين محو شوند.» ماركر دو روز پس از آنكه توانست موافقت يك كشاورز را براي رهاسازي يوز نر اسير در زمين هايش بگيرد به راه افتاد، يوز را پشت يك كاميون گذاشت و به طرف خانه جديد يوز راند. بالاخره رسيدند و ماركر حيوان را روي زمين گذاشت. جانور زيبا از آن آزادي ناگهاني مبهوت شده بود. لحظه اي درنگ كرد و سپس در يك چشم برهم زدن ناپديد شد. ماركر غرق در شادي بود.

● مقدمه : بيماري ليشمانيوز در مناطق گرمسيري آمريکا، آفريقا، شبه قاره هند و در نواحي نيمه گرمسيري آسياي جنوب غربي و ناحيه مديترانه آندميک مي باشد. اين ...

● شرح بيماري پلي ميوزيت و درماتوميوزيت التهاب بافت همبند، همراه تغييرات تخريبي در عضلات (پلي ميوزيت ) و پوست (درماتوميوزيت ). اين تغييرات باعث ضعف و ت ...

اسکوليوز يک انحناي غير طبيعي در ستون فقرات است .در صورتيکه تنه ي فردي را از پهلو نگاه کنيم ، بطور طبيعي در ناحيه ي کمر يک انحنا بسمت داخل ( گودي کمر ) ...

● اطلاعات اوليه آندومتريوز عبارت است از اختلالي كه در آن بافت مشابه پوشش داخلي رحم (آندومتر) در نقاطي غيرمعمول در قسمت پاييني شكم ظاهر شود. اين بافت م ...

نسل يوزپلنگ آسيايي در تنها زيستگاهش ايران در حال انفراض است خبر جديدي نيست اما اين خبر در ايران به جز تعدادي علاقمند به محيط زيست واکنشي را در مردم بر ...

دست و پاهاي بلند، بدني باريک و کشيده، سينه فراخ و شکم بالاي او شبيه تازي است ولي بر خلاف سگ سانان سر کوچک و گرد، پوزه اي کوتاه و گوش هايي کوچک و گرد د ...

دست و پاهاي بلند، بدني باريك و كشيده، سينه فراخ و شكم بالاي او شبيه تازي است ولي بر خلاف سگ سانان سر كوچك و گرد، پوزه اي كوتاه و گوش هايي كوچك و گرد د ...

● آناتومي براكيوزاروس يكي از بزرگترين و بلندترين دايناسورهايي است كه تاكنون كشف شده است. اين جانور،گردني بلند، سري كوچك و دمي نسبتا كوتاه و ضخيم داشت. ...

دانلود نسخه PDF - بانوي يوز