up
Search      menu
پزشکی و دامپزشکی :: مقاله بازتواني قلبي PDF
QR code - بازتواني قلبي

بازتواني قلبي

بازتواني قلبي؛ چرا و چگونه؟

موضوع ميزگرد اين هفته ما شايد در نگاه اول به نظرتان تکراري برسد. شايد با خودتان بگوييد از بس در مورد سکته قلبي و جراحي قلب مطلب خوانديم قلبمان به درد آمد اما اتفاقا سوژه ميزگرد اين هفته ما يعني آقاي ابوالقاسم صادقين، که مهندس آرشيتکت هستند، حدود ۶ سال پيش مشکل جدي گرفتگي عروق قلب داشتند و جراحي شدند. آنچه جالب است و جاي بررسي دارد بهبود شيوه زندگي بيماراني مانند ايشان است...
بله، درست متوجه شديد. يک بيمار قلبي قرار نيست بعد از جراحي يا سکته کردن در کنج خانه بنشيند بلکه بايد زندگي کند. به خصوص که سن ابتلا به بيماري قلبي بسيار پايين آمده و جوانان زيادي که نيروي فعال کار جامعه هستند با چنين شرايطي مواجه مي شوند. شايد پس از اين ميزگرد همه به اين نتيجه برسيم که بايد به فيزيوتراپي و معجزات آن در توانمندسازي اعضاي بدن ايمان آورد.
آقاي صادقين که پس از جراحي قلب شرايط زندگي اش بهتر شده، مي گويد:
اين بازتواني هزار بار موثرتر از داروهاي قلبي است
▪ آقاي صادقين! تنها اطلاعاتي که در مورد شما داريم اين است که سال ۸۵ جراحي باي پس قلب انجام داديد. لطفا در مورد روزهاي نخستين مشکل قلبي تان بگوييد.
[با لبخند] يعني همان روزهايي که به خاطر مشغله کاري تنگي نفس هنگام سربالايي رفتن و به شماره افتادن نفسم را جدي نمي گرفتم؟
▪ واقعا اين طور بود؟ مگر شغل شما چيست؟
آرشيتکت هستم. معمولا به دليل کارهاي اجرايي و پيمان کاري که قبول مي کنم تنش و استرس کاري ام بالاست. علاوه بر آن آنقدر درگير کار مي شوم که نسبت به سلامتي و علامت هاي احتمالي که نياز به بررسي دارند سهل انگاري مي کنم. البته بهتر است بگويم سهل انگاري مي کردم. چون اولين بار در سال ۸۴ موقعي که در يک جلسه کاري بودم حس کردم قلبم خيلي با شدت مي زند و نفسم به خس خس افتاد. قبل از آن هم وقت از سربالايي رفتن نفسم مي گرفت؛ اين بود که رفتم مرکز قلب تهران تا ببينم اوضاع قلبم چطور است. با توجه به اينکه پدر و مادرم هم سابقه سکته قلبي داشتند منطقي ديدم که بيشتر سهل انگاري نکنم. رفتن به مرکز قلب تهران همانا و عکس و آزمايش و اکو همان. درنهايت هم صلاح ديدند شب را در مراقبت هاي ويژه سي سي يو بمانم. بعد هم پزشکان متخصص تشخيص دادند احتمال گرفتگي عروق قلبم وجود دارد و بايد تست تاليوم شوم. آزمون هسته اي اين موضوع را تاييد کرد و آنژيوگرافي ام کردند. پزشکان حتي سعي کردند با آنژيوپلاستي رگم را باز کنند اما نشد و قرار شد مدارا کنم و تحت نظر باشم.
▪ پس چرا يک سال بعد جراحي تان کردند؟
براي يک مشکل گوارشي قرار بود کولونوسکوپي کنم. پزشکم سوابق مرا بررسي کرد و توصيه کرد حتما اين کار را به بعد از جراحي قلب موکول کنم. بعد از بررسي مجدد قلبي آنها هم تاييد کردند عمل شوم.
▪ و شما مي رفتيد که جراحي قلب انجام دهيد. با توجه به سن کم تان چه حسي پيدا کرديد؟ راستي آن موقع چند سالتان بود؟
۵۶ يا ۵۷ ساله بودم که عمل کردم. دروغ است که بگويم اصلا نگران نبودم اما حسي به من مي گفت خوب مي شوم و مي توانم ۳ تا بچه ام را با تندرستي سر و سامان بدهم. به ويژه اينکه شب قبل از عمل در بيمارستان فيلمي از پروفسور صادقي در انگليس نشان دادند که جراحي باي پس را توضيح مي داد. به دوران بعد از عمل و بازتواني قلب اشاره کرد. يادم مي آيد که ۵ ۱ ساعت بعد از عمل به هوش آمدم و فرداي عمل هم بدون نگراني از تخت پايين آمدم و آرام آرام راه رفتم.
از همه رسيدگي ها و اقدامات تشخيصي و درماني خوبي که دريافت کردم بگذريم؛ فکر کنم بهترين چيزي که در ايران راه افتاده و در مرکز قلب که من و ديگر کساني که عمل کرده بوديم از آن بهره مند شديم کار کردن با تيم بازتواني قلب بود؛ موهبت زندگي که خيلي ها حتي در موردش بي اطلاع هستند. من اين روزها به هرکس که عمل کرده و دوران نقاهت را مي گذراند، توصيه مي کنم حتما براي بازتواني قلب به مراکزي که مجهز به اين خدمات هستند، برود.
▪ مگر در اين بازتواني قلبي چه اتفاقي مي افتد که شما اينقدر در موردش مصر هستيد؟
در اين مراکز انواع وسايل ورزشي مثل دستگاه تردميل و ديگر ابزارهاي کمکي وجود دارد. ما در آنجا با حضور پزشک متخصص فيزيوتراپي که دوره فيزيوتراپي قلب را گذرانده و تحت نظر پزشک به تقويت عضلات مختلف بدن به ويژه قلب مي پردازيم. در کنار متخصص قلب و فيزيوتراپي، روان شناس و متخصص تغذيه هم هستند. در واقع پس از جراحي قلب و بهبود شرايط جسمي مان براي گروه هايي که عمل کرده بودند، سميناري در مرکز قلب گذاشتند و در آن سمينار هر کدام از اعضاي اين تيم براي بازتواني حرف هايي زدند و گفتند چه کمکي مي توانند به ما بکنند تا مثل قبل از عمل و حتي بهتر از آن قادر باشيم به امور روزمره زندگي مان برسيم. تا آنجا که يادم هست تيم درماني ما به غير از دکتر عطارباشي، دکتر شجاعي و خانم اعتمادي بودند. يادم هست در ميان گروه هايي که عمل جراحي شده بودند و بيمار قلبي محسوب مي شدند ۲ نوع تفکر وجود داشت؛ عده اي که خودشان را باخته بودند و گروه ديگري که حس مي کردند حالشان خوب شده و بايد با برخي ملاحظات به زندگي عادي بازگردند. روان شناسان براي بالا بردن روحيه ما و مشاوره دادن تلاش مي کردند. متخصص تغذيه هم سعي مي کرد اشتباهات تغذيه اي قبل از جراحي را تکرار نکنيم و با رژيم صحيح وزن خود و سلامت بدنمان را در وضع تعادل نگه داريم.
▪ در اين دوره بازتواني چه قسمتي از همه جالب تر بود و براي شخص شما نقطه عطف محسوب مي شد؟
برنامه بازديد از پارک و دوچرخه سواري اش عالي بود. وقتي براي دويدن و دوچرخه سواري به پارک رفتيم انگار شادي زيادي به جسم ام منتقل شد. فارغ از هياهوي کار و استرس آن حس کردم ما اگر بخواهيم، بله اگر بخواهيم مي توانيم شادي را به جسم مان هديه دهيم. علاوه بر اين صحبت هاي برخي پزشکان بود که مدام در ذهن ام يادآوري مي شد. هنوز بعد از اين همه سال حرف دکتر عطارباشي در گوشم هست که مي گفت: «هر روز صبح به صبح يک قرص ولش کن بخوريد و از خانه خارج شويد.» الان هر وقت استرس کار به سراغم مي آيد دوز قرص ولش کن در خونم تزريق مي شود و از استرس که بدترين دشمن قلب است رها مي شوم.
▪ پس اين جراحي قلب از نگاه ديگر و دقيق تر توانست زندگي شما را عوض کند و بهبود بخشد درست است؟
کاملا درست است. شايد ظاهر قضيه تلخ باشد و به نظر ناراحت کننده برسد اما گذراندن اين دوران بازتواني، که اميد دارم بعد از جراحي ها اجباري شود، روند زندگي آدم را اصلاح مي کند. ورزش و پياده روي جزئي از زندگي ات مي شود. مثل قرصي که بايد روزانه مصرف کني تا سلامت بماني. خوردن غذاي سالم و مصرف نکردن چربي هاي مضر، دانستن اصول حفظ سلامت رواني که قبلا به آن اهميت نمي دادي و خيلي چيزها در زندگي ات رخ مي دهد که سبک زندگي آدم را عوض مي کند. چيزهايي که شايد اگر از دوره جواني بدانيم و رعايت اش کنيم هرگز به سلامت قلب يا ديگر اعضاي بدنمان آسيب نمي رسد. خلاصه اينکه من خوشبخت بود که در بيمارستاني جراحي شدم که مرکز بازتواني داشت.
▪ در مورد تاثير بيماري تان بر فرزندان تان نپرسيدم.
بچه ها امروزه با استفاده از سيستم هاي پيشرفته اطلاعاتي و اينترنت اطلاعات جامعي در اين مورد کسب مي کنند به خصوص که متوجه شدند پدرشان قرار است جراحي قلب شود و به ويژه با سابقه مثبت خانوادگي ما در بيماري قلبي، بيشتر از قبل نسبت به آنچه مي خورند دقت مي کنند. مي بينم که برنامه ورزشي شان را جدي مي گيرند و پياده روي مي کنند. اميدوارم با اين روند زندگي سالم هرگز هيچ بيماري اي نگيرند.
نگاه متخصص فيزيوتراپي قلب
يادداشت دکتر بهروز عطارباش مقدم عضو هيات علمي دانشکده توانبخشي دانشگاه تهران
به بازتواني قلبي لقب پيشگيري ثانويه داده اند
زماني که آقاي صادقين تحت درمان تيم ما قرار داشتند با يک بيمار ۵۷ ساله اي که سابقه مثبت بيماري قلب در خانواده داشت، مواجه بوديم که به دليل گرفتگي شديد عروق تغذيه دهنده قلب تحت جراحي باي پس قرار گرفته بود. در نگاه اول کاملا متوجه روحيه حساس ايشان شديم. از آنجا که فردي پرتلاش و فعال بودند به نظر مي رسيد مانند ديگر افراد گروه ترس از بازگشت به زندگي قبلي داشتند. به هر حال گذاشتن نام بيمار قلبي شايد اين تداعي را براي فرد همراه داشته باشد که بايد آهسته تر راه برود، آهسته تر بنشيند و طوري زندگي کند که هيچ باري به قلبش وارد نشود، به همين دليل آقاي صادقين به رغم اينکه وضعيت ظاهري و فيزيکي نسبتا خوبي داشتند ولي فعاليت اجتماعي شان زياد نبود و اين نگراني از آينده کاملا در روحيه شان ديده مي شد. جالب است بگويم که بعد از مدت بسيار کوتاهي از شروع درمان ديديم روحيه بسيار بالايي پيدا کردند.
انگار اين روحيه بالا را از قبل داشتند اما به خاطر جراحي و نداشتن تصوير درست ذهني از زندگي بعد از جراحي و نگراني نسبت به اين مساله آن را بروز نمي دادند. آقاي صادقين بعد از جراحي و ترخيص از بيمارستان، حدود يک ماه در منزل استراحت کرده بودند و با شرايط روحي اي که خدمت تان عرض کردم به مرکز بازتواني قلب بيمارستان قلب مراجعه کردند. نسخه ورزشي مناسب قلب ايشان را تهيه کردم و پس از مدتي ديدم با توجه به توان فيزيکي اي که دارند مي توانند ورزش با وزنه (تمرينات تقويتي) را هم شروع کنند.
با توجه به اينکه جز بيماراني نبودند که برايش احتمال خطر حمله قلبي حين ورزش را بدهيم (بيمار در اصطلاح Low rick گفته مي شود) درمان همچنان ادامه يافت و ورزش هاي ايروبيک و هوازي را انجام مي دادند. ۳ جلسه در هفته هم با وزنه کار مي کردند و تمرين تقويتي انجام مي دادند و نتيجه کار بسيار درخشان بود. جالب اينکه بعد از کنترل عوامل خوني به ويژه (CRT)يکي از اندکس هايي که با سنجش آن در خون مي توانيم به ميزان التهاب موجود پي ببريم) موثر بودن درمان را به وضوح ديديم. بعد از يک دوره درماني که حدود ۲۴ جلسه طول کشيد ديديم سطح پروتئين CRT خون ايشان به تقريبا نصف ميزان اوليه رسيد.
اين نشان مي داد مقدار التهاب سيستميک در داخل بدن اين بيمار بسيار کم شده و خيلي خوب به درمان جواب داده است. البته ايشان يکي از افرادي بود که در گروه درماني تحت نظر ما بودند و بقيه هم بهبودي چشمگير داشتند اما از آنجايي که طبق سنجش سه مرحله اي پرسشنامه سطح کيفيت زندگي (پرسشنامه ۳۶ سوالي است که در ۳ بازه زماني توسط بيماران تکميل مي شود) قبل از درمان از طريق اين پرسشنامه سطح عمومي زندگي افراد تحت درمان را سنجيده بوديم بعد از درمان هم مجددا اين پرسشنامه را به آنها داديم و در مقايسه ديديم راجع به آقاي صادقين افزايش چشمگيري وجود داشته و حتي در پرسشنامه ۳ ماه بعد از دوره با تعجب ديديم چه در موارد فيزيکي و چه سايکولوژيکي (رواني) افزايش سطح کيفي بارزي ديده مي شود. نکته اينجا بود که ايشان به رغم داشتن فيزيک بدني مناسب شايد جسارت استفاده از بدنشان را نداشتند و پس از اين دوره درماني چنين جسارتي را پيدا کردند.
البته اين خصلت در تمام کساني که تشخيص بيماري قلبي برايشان مطرح مي شود ديده شده که ناشي از افت ناگهاني اعتمادبه نفس است. آنها به دليل ترس از خطرات حين فعاليت، سعي مي کنند خود را از زندگي عادي قبل دور کنند. پس يکي از مهم ترين هدف هاي توانبخشي قلبي همين است که افراد اعتماد به نفس خود را به حالت قبل برگردانند. مي توان گفت آقاي صادقين مصداق واضح هدف (کاردياک ري هب) هستند چون هدف بازتواني قلب افزايش سطح کيفي زندگي بيمار قلبي است. حتي علاوه بر افزايش روحيه و شادابي، قدرت عضلاني ايشان هم افزايش چشمگيري يافت. مثال مي زنم. در تست سنجش قدرت بدني که روزهاي اول براي تنظيم نسخه ورزشي از ايشان گرفتم قدرت عضلات صاف کننده زانو حدود ۲۶ کيلوگرم بود اما زماني که دوره درماني ايشان تمام شد قادر بودند ۴۵ کيلوگرم وزنه را به راحتي بزنند.
حتي در تست پيگيري که ۳ ماه بعد انجام شد هم کاهش يا تغيير قدرتي نديديم و حول و حوش ۴۴ تا ۴۵ کيلوگرم را زدند. تا به امروز هم که ۵ سال از آن روزها مي گذرد ايشان را بسيار شاداب، سالم و روبه راه مي بينيم و در احوالپرسي چند روز قبل من گفتند هيچ اتفاقي قلبي برايشان رخ نداده و الحمدلله از زندگي بسيار راضي هستند. شايد بتوان به جرات گفت انجام درمان هاي دارويي براي بيماران قلبي بدون در نظرگرفتن درمان هاي بازتواني قلبي مرحله اي ناقص خواهد بود که نمي تواند در نهايت به نفع بيمار تمام بشود (تنها چند مورد از بيماري هاي قلبي را داريم که کاربرد بازتواني قلبي در آنها ممنوعيت دارد). لازم است يادآور شوم به درمان هاي بازتواني قلبي لقب پيشگيري ثانويه را داده اند و در همه جاي دنيا استقبال زيادي از آن مي کنند. اين مرحله تکميلي درمان هاي قلبي توسط همکاران متخصص قلب و جراحان قلب در همه جاي دنيا از جمله ايران توصيه مي شود و بيماران بايد حتما نسبت به آن حساس باشند.
در واقع مي توان به جرات گفت اگر براي شما تشخيص بيماري قلبي گذاشته شود و پزشک متخصص فعلا نياز به مداخله درماني جدي مانند آنژيوپلاستي يا... را نبيند، مي توانيد با شروع پروتکل درماني بازتواني قلبي سلامت را به قلب خود بازگردانيد چون با اين شيوه درماني عروق کرونري فرصت پيدا مي کنند از مرز بيماري خارج شوند. کسي که سکته قلبي کرده، جراحي باي پس قلب داشته و حتي بيماراني که پيس ميکر گذاشته اند مي توانند از مزاياي بيشمار بازتواني قلبي بهره بگيرند و از مشکلات جدي قلبي پيشگيري کنند. متخصصان قلب به ويژه آنهايي که با علم روز دنيا پيش مي روند حتما اين نکته را مي دانند.
حتي ما متخصصاني را داريم که بيمار مبتلا به نارسايي قلبي را جهت بازتواني قلبي ارجاع مي دهد. در نارسايي قلبي بيش از ۲۴ جلسه، با جلسات کوتاه و فاصله دار (با توجه به شرايط بيمار) سعي مي کنيم از بدتر شدن اوضاع قلب پيشگيري کنيم. در تهران تا آنجا که اطلاع دارم علاوه بر مرکز قلب تهران، بيمارستان امام خميني هم مرکز بازتواني دارد. البته چند بيمارستان خصوصي هم اين بخش را دارند. در کرمان، مشهد، کرمانشاه و يزد هم وجود دارد. اخيرا در گرگان و قم هم قرار است چنين مراکزي شروع به کار کنند و بيماران قلبي را بازتواني کنند. من اطمينان دارم که اگر شرکت هاي بيمه نقش موثر و پررنگ بازتواني قلبي را درک کنند و به پيشگيري موثر آن پي ببرند از اينکه براي بازتواني حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان هزينه کنند استقبال مي کنند. اين خيلي بهتر از ۷ يا ۸ ميليوني است که به خاطر جراحي هزينه مي شود. اميدوارم همه بيماران قلبي ما هم مانند ديگر بيماران قلبي که خارج از ايران زندگي مي کنند از مواهب بازتواني قلبي بهره بگيرند و بهتر از قبل به زندگي عادي برگردند.
● نگاه فوق تخصص قلب و عروق
اگر قلب تان را عمل کرده ايد...
دکتر منوچهر قاروني استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران
معمولا بيماري هاي قلبي و به خصوص سکته هاي قلبي زمينه ارثي دارند. ببينيد، موضوع ارثي بودن ناراحتي و سکته قلبي را مي توان اين طور توضيح داد که اگر يک نفر پدرش زير سن ۵۰ سالگي سکته کرده باشد، ۳ برابر بيشتر از فردي که پدرش سکته نکرده، در معرض خطر سکته قلبي قرار دارد. حالا اگر مادر يک نفر زير سن ۶۰ سالگي سکته کرده باشد، بازهم احتمال سکته کردن آن فرد، ۳ برابر بيشتر از سايرين مي شود. در اين صورت شايد اين سوال برايتان پيش بيايد که آيا احتمال سکته فردي که هم سابقه سکته مادر و هم سابقه سکته پدر را دارد، ۶ برابر ساير افراد است؟ پاسخ ما به اين سوال منفي است! به دليل اينکه اين ۲ عدد وراثتي با هم جمع نمي شوند بلکه در يکديگر ضرب مي شوند.
بنابراين احتمال سکته کردن فردي که سابقه خانوادگي سکته پدر و مادر را با هم دارد، ۹ برابر بيشتر از ساير افراد است. در نتيجه فردي که پدر و مادرش سکته کرده اند، بايد خيلي مراقب عادات و رفتارهاي خود باشد و مانند سوژه اين هفته ما با کارهايي چون سيگار کشيدن خطر حمله قلبي را در خود بالاتر نبرد. از طرف ديگر چون چربي خون هم ارثي است، بنابراين پدر و مادري که چربي خون دارند بايد از کودکي مراقب خورد و خوراک و الگوهاي تغذيه اي فرزند خود باشند تا احتمال ابتلا به چربي خون و بيماري هاي قلبي را در سنين بالاتر در او کاهش دهند. به علاوه، افرادي با سابقه خانوادگي بيماري قلبي نبايد شغل هاي پراسترسي مانند خلباني يا متخصص بيهوشي يا ساير کارهاي استرس زا و سخت را براي خودشان انتخاب کنند. چنين افرادي بايد با نکشيدن سيگار، دوري از استرس، اصلاح عادات و الگوهاي غذايي و انجام کارهاي ساده و معمولي احتمال بروز بيماري هاي قلبي را تا جايي که مي توانند در خودشان به تعويق بيندازند. در ضمن، افرادي با سابقه خانوادگي مثبت بيماري و سکته قلبي بايد تا حد امکان دور ازدواج هاي فاميلي را خط بکشند تا اين ژن و وراثت را نسل در نسل منتقل نکنند.
بهتر است بدانيد افرادي که تحت عمل جراحي باز قلب قرار گرفته اند، قلبشان کاملا سالم و مانند افراد معمولي است اما چنين افرادي بايد بيشتر مراقب سلامتي خودشان باشند. مثلا اگر ماشين شان پنچر شد، نبايد خودشان اقدام به پنچرگيري کنند، نبايد ماشين هل بدهند، نبايد زمستان ها برف پارو کنند، نبايد کارهاي سنگين بکنند و نبايد سيگار بکشند. اگر فردي که عمل باز قلب انجام داده، بيماري ديابت يا قند خون بالا دارد، بايد قند خون خود را خيلي خوب کنترل کند و به دنبال يک زندگي آرام و کم تنش و خالي از استرس باشد تا آن رگ هاي پيوندي هم بسته نشوند و او را به دردسر نيندازند. زندگي آرام و کم تنش هم به معني دور بودن از آلودگي هوا و ترافيک و استرس و هيجان هاي بي مورد، البته تا حد امکان است.
اگر شما هم جزو آن دسته از افرادي باشيد که تحت عمل جراحي قلب قرار گرفته اما پس از جراحي به گروه درماني بازتواني معرفي نشده اند، شايد اين سوال برايتان پيش بيايد که چرا همه بيماران پس از جراحي قلب به گروه درماني بازتواني معرفي نمي شوند؟! پاسخ به اين سوال ساده است. متخصصان قلب معمولا گروهي از افراد مانند افرادي که خيلي پير و ناتوان هستند يا افراد چاق و آنهايي که آرتروز دارند را کمتر و تحت شرايط خاصي به گروه درماني بازتواني معرفي مي کنند و معمولا بيشتر افراد جواني که سکته و عمل قلب را انجام داده اند براي ادامه درمان به چنين گروه هايي معرفي مي شوند. دليل اينکه ما برخي از بيماران مانند سالمندان را به اين گروه ها معرفي نمي کنيم هم اين است که با توجه به شرايط بيمار مي دانيم که مثلا او نمي تواند کارهايي مانند تست هاي ورزش هوازي يا بي هوازي را انجام دهد اما همان طور که گفته شد، اين روند درماني براي تمام بيماران جوان قابل توصيه است. حتي به برخي سالمندان هم بسته به شرايط توصيه مي شود.
● نگاه روانشناس
حرف بزنيد تا استرس تان کم شود
زهرا حميدي عضو تيم درماني بازتواني قلب بيمارستان امام خميني
معمولا بيشتر افرادي که دچار ناراحتي هاي قلبي مانند سکته شده و مجبور به جراحي مي شوند، زمينه قبلي استرس در زندگي شان وجود داشته يا اينکه در اثر اين جراحي بزرگي که انجام داده اند، تحت تاثير مشکلاتي مانند افسردگي يا استرس قرار مي گيرند. به همين دليل ما در کادر روان شناسي سعي مي کنيم با روان درماني فرد را دوباره به فعاليت و عملکردهاي روزمره اش برگردانيم. اولين اقدامي که براي برگرداندن بيماران قلبي به زندگي عادي شان انجام مي دهيم، اين است که زمينه خانوادگي آنها را بررسي مي کنيم. يعني اينکه از او مي پرسيم در چه خانواده اي زندگي مي کند؟ سطح درآمد خانوادگي اش چطور است؟ چند فرزند دارد يا اينکه اگر ازدواج نکرده، چند خواهر و برادر دارد؟ شغلش چيست؟ و آيا فعاليت فيزيکي منظم دارد يا نه؟ با شنيدن جواب اين سوال ها از سوي بيمار، ما مي توانيم يک ارزيابي جامع و درست از او پيدا کنيم و روند زندگي اش را به نحوي تغيير بدهيم که سطح استرس و اضطراب در زندگي او به حداقل ممکن برسد.
بنابراين، آموزش کاهش استرس و بالا بردن قدرت سازش پذيري نسبت به محيط جزو اولين درمان هايي است که ما براي بيماران قلبي انجام مي دهيم. به علاوه اگر لازم باشد، ما براي بهبود جريان زندگي بيمار از خانواده مانند همسر يا فرزندان يا حتي والدين بيمار هم کمک مي گيريم تا آنها هم با شرايط بيمارشان بيشتر آشنا شوند و محيطي امن و آرام و به دور از استرس براي او در خانه به وجود بياورند. در بسياري از موارد، بيماري يا سکته قلبي به دليل افزايش استرس در اثر گراني، عدم امنيت شغلي، ترافيک يا بي تحرکي، استعمال دخانيات، نوشيدن مشروبات الکلي، فشار و سختي کار يا آلودگي هوا پيش مي آيد. بنابراين ما در جلسات مختلف مشاوره سعي مي کنيم که عوامل ابتلا به ناراحتي قلبي را در بيمار تشخيص دهيم و آنها را در زندگي بعد از عمل جراحي او به حداقل برسانيم.
از طرف ديگر خيلي از افرادي که دچار سکته قلبي حتي به صورت خفيف مي شوند، اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند و اگر اين افراد جوان هم باشند، فکر مي کنند که ديگر کارايي مناسب ندارند و نمي توانند مانند دوران پيش از عمل، ارتباط هاي اجتماعي خود را ادامه دهند و به اين ترتيب، استرس شان بيشتر مي شود. ما به بيماران آموزش مي دهيم که چگونه با حرف زدن خودشان را از نظر رواني تخليه کنند يا اينکه با راه رفتن و مثبت فکر کردن، شرايط خوبي را در زندگي شان به وجود بياورند و اعتماد به نفس خود را دوباره به دست بياورند. ضمن اينکه ما در جلسه هاي روان درماني به بيماران مان مي گوييم که استرس مانند يک چرخه است که پشت سرش بيماري ها و مشکلات ديگري وجود دارد.
به همين دليل آنها بايد ياد بگيرند تا سطح رضايت مندي خود را از محيط با کاهش استرس شان بالا ببرند و اگر مي توانند عوامل استرس زا را از خود دور کنند يا با آنها مواجه نشوند يا اگر نمي توانند عواملي مانند گراني و آلودگي هوا را از بين ببرند، با آنها کنار بيايند يا با حرف زدن در موردشان، هيجان خود را کاهش دهند. بسياري از کساني که سکته يا حمله قلبي را تجربه کرده اند هم دچار توهمات بيماري مي شوند. توهماتي مانند از دست دادن توان جنسي و ناتوان شدن در برقراري رابطه زناشويي با همسر خود و به همين خاطر زندگي زناشويي خود را تعطيل مي کنند و اين طوري خود و همسرشان را تحت فشار رواني قرار مي دهند. ما در جلسه هاي متعدد و زمان بندي شده بازتواني قلب براي اين افراد کلاس آموزشي مي گذاريم و به آنها مي گوييم که چطور به زندگي زناشويي خود برگردند و فعاليت هاي جنسي شان را دوباره آغاز کنند.
خيلي وقت ها هم پيش مي آيد که يک بيمار

غش يا سنکوپ ، از دست دادن موقت هوشياري و بيهوشي در نتيجه نرسيدن خون کافي به مغز (کوتاه مدت) مي‌باشد. هنگامي که جريان خون مغز کم شود، بدليل اينکه مغز ک ...

● شرح بيماري بلوک قلبي عبارت است از يک اختلال پايدار (خفيف يا شديد) در انتقال پيامهاي الکتريکي بين دهليزها (اتاقک هاي بالايي ) و بطن ها (اتاقک هاي پاي ...

روزگاري بود که عشاق، سلطان قلب ها بودند. بعدها شاعران صاحبان قلب ها شدند و امروز نوبت پزشکان است که بر قلب ها حکمفرمايي کنند. وقتي بيماري هاي قلبي عرو ...

هر عضوي از بدن درد خاص خود را دارد و در جاي خاصي احساس مي شود. با اين حال پزشکان چندان موافق نيستند دردهايي را که در قسمت قلب و قفسه سينه احساس مي شود ...

ارتباط ميان نقرس با پرفشاري خون، ديابت، بيماري هاي کليه و بيماري هاي قلبي عروقي از اواخر قرن نوزدهم مشاهده شده است. پژوهشگران قلبي اينطور تصور مي کرد ...

علائم بيماري از مهمترين ابزارهاي تشخيص در تعيين نوع بيماري فرد مي باشد وپزشک با تکيه به شرح حال دقيق از روش هاي تشخيصي مکمل استفاده مي کند. مهمترين عل ...

سندرم مارفان بدليل نقص ژنتيکي در بافت همبند ايجاد مي شود. بافت همبند باعث نگهداري کل قسمتهاي بدن در کنار هم مي باشد و به چگونگي رشد بدن کمک مي کند. بخ ...

● ميزان شمارش معادل نويز يكي از مباحث مفيد در تعيين ميزان شمارش در PET ميزان شمارش معادل نويز ( NEC ) است. تعداد شمارش هاي آشكار شده تابعي از غلظت اكت ...

دانلود نسخه PDF - بازتواني قلبي