up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله ايزدان اساطير PDF
QR code - ايزدان اساطير

ايزدان اساطير

● زئوس
زئوس، فرزند کرونوس، تيتان بزرگ بود. او پدرش را سرنگون کرد و بزرگ ايزدان شد. او فرمانرواي آسمان و زمين و باران بود و اسلحه اش، آذرخش را به سمت کسي پرتاب مي نمود که او را ناخشنود مي کرد. يکي از مواردي که او را بسيار خشمگين مي کرد دروغگويي و پيمان شکني بود. با وجودي که زئوس، هرا را به همسري برگزيد به داشتن ماجراهاي عشقي فراوان شهرت داشت. پرنده وفادارش عقاب و درخت مورد علاقه اش بلوط بود.
● پوسايدون
برادر زئوس و فرمانرواي درياها بود. دريانوردان و ماهيگيران از پرستندگان او به شمار مي آمدند و پيش از سفرهاي خطير براي جلب حمايت او به معبدش رفته پس از نيايش براي کاهنان قرباني مي کردند. او قصر زيبايي در فرود آب ها داشت. پوسايدون با آمفي تريت نوه اوسيانوس، تيتان آب هاي به هم پيوسته جهان، ازدواج کرد. اسلحه پوسايدون نيزه اي سه سر بود که مي توانست جهان را بلرزاند و هر چيزي را در هم بشکند. او پس از زئوس قدرتمندترين خدا بود و طبيعتي ستيزه جو و حريص داشت.
● هادس
برادر ديگر زئوس و فرمانرواي مطلق دنياي خاموش زيرين و ارواح و مردگان بود. همچنين او به علت داشتن ذخاير و معادن غني آهن، خداي توانگري به شمار مي آمد. او کلاه سحر آميزي داشت که هرگاه آن را بر سر مي گذاشت ناپديد مي گشت و قلمرو فرمانروايي اش را به ندرت ترک مي کرد. او در عين بي رحمي و سنگدلي، ايزدي وفادار و عادل بود. همسر او پر سفونه خواهرزاده اش بود که هادس او را از مادرش دزديد و ملکه دنياي زيرينش نمود.
● هرا
همسر زئوس و خواهر او بود. ايزد بانويي والا و بزرگ و همچنين حامي ازدواج و پشتيبان زنان شوهردار بود. او با نارضايتي به ازدواج با زئوس تن داد و همواره با او کشمکش داشت و هميشه از غرور بالاي زئوس ناراحت بود. يک بار براي تنبيه زئوس با ساير ايزدان نقشه اي کشيد و او را مسموم کرد و با هزار گره به تختي بست، اما بخت با زئوس يار بود و برياروس، غول پنجاه سرو صد دست با دستان خود گره ها را گشود و بزرگ خود را رها نمود، به اين ترتيب خشم زئوس همه جا را فرا گرفت، هرا را با زنجيري طلايي از آسمان آويخت، اما هرا چون قسم خورد که ديگر عليه شويش توطئه نچيند، زئوس او را بخشيد.
● هستيا
خواهر ديگر زئوس بود. هستيا براي فرار از تقاضاي عاشقانه برادرش، پوسايدون، قسم خورد که همواره يک الهه باکره باقي بماند. او هيچ نقش مهمي در اسطوره ها ندارد و همچنين مشهور به داشتن هيچ قدرت خاصي هم نيست. او فقط الهه آتش و اجاق خانواده بود و در المپ، نگهداري از آتش مقدس کاخ برعهده او بود. در دوران باستان، هر شهر يک اجاق عمومي داشت که وقف او شده بود و آتش اجازه خاموش شدن نداشت. در ميان ايزدان، او مهربان ترين و درستکارترين الهه محسوب مي شد.
● دميتر
آخرين خواهر زئوس بود و از ديگر ايزدان، کم اهميت تر به حساب مي آمد. او ايزد بانوي زراعت، کشاورزي نظارت داشت و پرسفونه دختر او بود که هادس عاشق وي شد و ملکه دنياي زيرينش نمود.
● آپولون
پسر زيباي زئوس و لتو، ايزد آفتاب، شعر، موسيقي و راستگويي بود. آپولون با مهارت بسيار چنگ طلايي را مي نواخت و ايزدان المپ نشين را با نواي زيباي چنگ شاد مي کرد. او به مردم طب آموخت و همچنين خداي راستگويي بود و کسي نمي توانست به او دروغ بگويد. وظيفه مهم او اين بود که ارابه چهار اسبي اش را کنترل کند و خورشيد را در طول آسمان حرکت دهد. او به علت دانش غيب گويي اش مشهور بود و در معبدش در شهر دلفي پذيراي مردمي بود که به دنبال پاسخ به آن جا مراجعه مي کردند. پرنده او کلاغ سفيد و زيبا و حيوانش دلفين بود.
● آرتميس
ايزد بانوي نجابت، شکار و ماه بود. او دختر زئوس ولتو و خواهر دوقلوي آپولون بود. او عفيف و باکره باقي ماند و شکار حيوانات را به شکار مردان ترجيح داد. سرزمين آرتميس مربوط به دختر بچه هايي بود که هنوز بالغ نشده بودند و بعدا به سوي آفروديت مي رفتند. او شکارچي براي ايزدان و محافظ جوانان بود. مانند آپولون از تير نقره اي براي شکار استفاده مي کرد و ارابه اي زيبايي براي خود داشت. درخت مورد علاقه اش سرو و حيوانش گوزن بود.
● آتنا
آتنا نيز از الهه هاي باکره يونان باستان و نيز ايزد بانوي هوش و هنر و ادبيات بود. آتنا به صورت زني کامل و سراپا پوشيده از لباس رزم و اسلحه از پيشاني زئوس به طور شگفت آوري جوانه زد و به دنيا آمد.
براي همين او مادري ندارد. علي رغم اين که در نبرد شجاع و جنگجو بود زني خشن به شمار نمي آمده، زيرا فقط براي دفاع کردن از شهر و خانه خود مي جنگيد. آتنا براي رام نمودن اسب، دهنه را اختراع کرد و شمار ديگري از نوآوري ها منسوب به اوست؛ مانند: صنايع دستي، گاو آهن، گلدان، فلوت، ترومپت، ديگ، کشتي و ... او سمبل خرد و منطق و همچنين پاکدامني است. او محبوب ترين فرزند زئوس و تنها کسي بود که اجازه داشت با اسلحه زئوس، يعني آذرخش بازي کند. شهر محبوب او آتن و درخت مورد علاقه اش زيتون بود.
● هرمس
نوه اطلس از ايزدان تيتاني و پسر زئوس بود. او باهوش ترين ايزد کوه المپ و نيز سروشي براي همه ايزدان به شمار مي آمد. هرمس خداي بازرگاني و ذکاوت و سخنوري بود. او يک کفش بالدار و يک عصاي جادويي حمل مي کرد. هرمس راهنماي مردگان به دنياي زير زمين بود. او همچنين چنگ را اختراع کرد.
● آفروديت
ايزد بانوي عشق زنانه و زيبايي بود. آفروديت زندگي اش را وقف شکار مردان کرده بود. او گه هوسي شديد و مهار ناپذير در زنان پديد مي آورد. براساس داستان ها او کمربند جادويي داشت که مي توانست هرکسي را وادار به پرستش خود کند. در مورد تولد او دو داستان وجود دارد، يکي مي گويد او دختر زئوس و دايان بود و داستان ديگر بر مي گردد به زماني که کرونوس پدر خود اورانوس را اخته کرد و دستگان تناسلي او را به دريا انداخت و آفروديت از خون او و کف دريا از دل صدفي خارج شد و به ساحل قبرس آمد، زئوس او را به پسر لنگ و زشت هرا، هفائستيوس داد تا فکر فريب مردان جوان را از سر بيرون کند اما آفروديت دست از بي وفايي و دلبري بر نمي داشت در ضمن آرس فرزند مشترک زئوس و هرا عاشق وي بود. فاخته و قو گنجشک پرنده هاي مورد علاقه او بودند.
● ديانيسوس
ايزد باده و شراب و فرزند زئوس و بانوي ميرا سمله بود که قرباني حسادت هرا شد. زئوس او را در تهيگاه خود پرورش داد تا متولد شد. ديانيسوس بعد از زنداني شدن آريادنه به دست تسيوس او را نجات داد و همچنينن مادر خود را زماني که زئوس سرشت واقعي خود را به او نشان داد و به وسيله صاعقه ناخواسته به او آسيب رساند از دنياي زيرين رها ساخت.
● آرس
تنها پسر مشترک زئوس و هرا بود. والدينش از او بيزار بودند. او خداي جنگ، قاتل، خونريز و فردي رشيد و زيبا بود با اين حال بزدل، سست عنصر و هوس باز بود. وقتي هليوس از فراز آسمان او را در حال معاشقه با آفرديت مشاهدهکرد، همه ايزدان را براي ديدن اين صحنه شرمناک خبر کرد و هفائستيو، شوهر آفروديت، توانست او را در ميان ساير ايزدان مورد استهزاء قرار دهد. در اغلب تصاوير او با يک نيزه آغشته به خون به تصوير درآمده است. او را بيش تر، اهالي تراسيا که مردمي وحشي و خشن بودند مي پرستيدند. لاشخور و سگ جانوراني بودند که در کنار اين ايزد تصوير مي شدند.
● هفائستيوس
پس از آن که از پيشاني زئوس جوانه زد و متولد شد، هرا نيز از سر حسادت به تنهايي هفائستيوس را بدون پدر به دنيا آورد. او تنها ايزدي است که ظاهري کريه و زشت دارد. در مورد زشتي و لنگ بودند او دو داستان است: يکي اين که هرا وقتي ديد بچه زشتي دارد او را از بالاي کوه المپ به دريا افکند و به اين ترتيب پاي او شکست. و ديگر اين که گويا روزي ميان زئوس و هرا نزاعي در گرفت، هفائستيوس به دفاع از مادر برخاست که زئوس را تاب تحمل نيامد و او را از فراز المپ به پايين انداخت. از آن به بعد او هميشه با عصا حرکت مي کرد. يونانيان باستان، هفائستيوس را ايزدي مهربان و حامي آهنگران و صنعتگران مي دانستند. او نيز زرگر و سلاح سار ايزدان بود و از آتشفشان به جاي کوره استفاده مي کرد. آتني ها معبدي بزرگ در وسط بازار آهنگران براي پرستش او بنا نهاده بودند.

دين زرتشت دين زرتشتي امروز که معتقدان به آن در ايران و هند زندگي مي کنند، باقيمانده دين زرتشتي دوران ساساني است که با به قدرت رسيدن اردشير پابکان براي ...

در ادب پهلوي ستارگان به دو دسته‌ي هرمزدي و اهريمني تقسيم مي‌شوند. اختران يا ثوابت به خاطرسکون و آرامششان هرمزي‌اند و اباختران يا سيارات، به سبب هرزگي ...

شاپور يکم پسر اردشير بابکان در سال ۲۴۱ م در زمان حيات پدرش و در هنگامي که هنوز يک سال يا چند ماه به پايان زندگاني اردشير مانده بود، جانشين پدرش شد. وي ...

● کوروش کبير کوروش کبير (۵۲۹ ۵۸۰ قبل از ميلاد) اولين امپراتور هخامنشي بود. او کسي بود که حکومت پارس را با در هم آميختن دو قبيله اصلي ايراني مادها و پا ...

«باستانيان انگار پيشرفت را در ذهن نداشته اند، به اين معني که نه اين انديشه را مردود مي دانسته اند و نه هم آن را مورد توجه قرار مي داده اند». اين را وا ...

درست از زماني که انسان تمدن خود را بنيان نهاد و نوشتن آموخت و خواست که از گذشته خويش مطلع گردد،اين اصل را احساس کرد که نياز به مشخص کردن «زمان»وقايع و ...

دانلود نسخه PDF - ايزدان اساطير