up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله اميرکبير PDF
QR code - اميرکبير

اميرکبير

اميرکبير، نخستين قرباني اصلاحات

ميرزا تقي خان فراهاني، مشهور به اميرکبير، صدراعظم مقتدر ناصرالدين شاه قاجار، آغازگر اصلاحات حکومتي در ايران است.
وي که در به قدرت رسيدن ناصرالدين شاه سهم عمده اي داشت، سومين صدراعظم قاجاريه است که قرباني از بين بردن فساد دستگاه سلطنتي و برپاکردن نظم موسوم به امير تقي خان است. انديشه امير در برپا کردن يک دولت متمرکز ناشي از هرج و مرج آن دوره بود که جز اقتدار نمي طلبيد. به حق بايد گفت که وي قرباني سيستم استبدادي و مجموعه عوامل قدرت شده است. اگر اميرکبير قرباني يک چيز شده باشد آن اصلاحاتي است که خود رقم زد و جان بر سر آن گذاشت. به هر حال آنچه امير، انجام مي داد به نفع ملت و در راه استقلال ايران و دفاع از منافع ملي کشور بود. چهار سال دوره صدارت وي از درخشان ترين دوران حکومت قاجاريه بود که فقط نتيجه کوشش هاي اميرکبير بود و نه کس ديگر. حتي ناصرالدين شاه در مورد وي مي گويد: به اين قدرت، پيشکار و وزير به ايران نيامده بود. (اعتماد، ۱۳۸۴ ۹ ۵)
● سوال و راه حل اصلي امير
سوال اساسي امير آن بود که چه بايد کرد؟ تا از اين عقب ماندگي موجود در عصر قاجار رهايي يابيم. گذشته هر چه بوده، گذشته است; حال چه بايد کرد؟ و راه حل اصلي وي همواره راه حل هايي در قالب فکر اصلاحات، تغيير، ترقي، پيشرفت، توسعه و مدرنيزاسيون بود که بسياري از آن ها نيز به اجرا درآمدند و امير تا حدودي توانست عقب ماندگي را از بين ببرد.(زيباکلام: ۶)
و به گماي وي (زيباکلام) علت اصلي ناکامي گام هايي که در گذشته جهت از ميان برداشتن توسعه نيافتگي، برداشته شد آن بود که اين تلاش ها بدون آنکه شناخت چنداني از اسباب و علل عقب افتادگي يا توسعه يافتگي داشته باشند، صورت مي گرفتند. همچنين، امير به علت توطئه قتل مجال نيافت تا اصلاحات واقعي را اجرا کند.
● درايت هاي سياسي امير
سياست داخلي امير در آغاز سلطنت ناصرالدين شاه عبارت بود از برانداختن نفوذ درباريان و قطع مستمري هاي فوق العاده که بدون سبب به اشخاص داده مي شد، تمرکز امور اداري و ماليات ها و درآمدهاي دولت و تنظيم بودجه که تا آن زمان در ايران سابقه نداشت، ايجاد تعادل بين درآمد و هزينه دولت، تشکيل سپاه منظم تحت السلاح، از ميان بردن ملوک الطوايفي و روساي ايالات و بسط معارف به طريق اقتباس از اصول معارف اروپايي. سياست خارجي امير عبارت بود از: برقرار کردن روابط دوستي و احترام متقابل با کليه دول، درهم شکستن قيودي که بر اثر عقد معاهدات سابق به دولت و ملت ايران تحميل شده بود، اصلاح وضع سفارتخانه هاي ايران در کشورهاي ديگر، جلوگيري از هر گونه نفوذ خارجي در ايران و برانداختن اصول جاسوسي و خدمتگزاري به بيگانه و ريشه کن کردن بيگانه پرستي از دستگاه حاکمه ايران.(شميم: ۲۳۷) امير قبل از احراز کرسي صدارت عظمي، با نفوذ اجانب در داخل کشور مخالف بود، ولي پس از رسيدن به مقام نخست وزيري و برخورد بيشتر با نفوذ فوق العاده آنان در اين مخالفت، جدي تر و مصمم تر گشت و اصولا مبارزه با قدرت خارجي را در کار مملکت هدفي مستقل قرار داد و در راه اهداف مقدس خويش، قدرت خارجي ها را به چيزي نگرفت و همه جا پيروز از آب درآمد.(هاشمي رفسنجاني: ۱۴۷) اميرکبير با آگاهي از اينکه سياست خارجي تابعي از سياست داخلي و به ويژه تابعي از نظام اقتصادي و اجتماعي و نظامي و فرهنگي هر کشور است، دست به اصلاحات داخلي زد تا از اين طريق زمينه اجراي سياست خارجي خود را فراهم کند. او يگانه مردي بود که توانست بدون دخالت اجانب، مسائل غامض ايران را حل و فصل کند. وي در به دست آوردن يکي از لوازم اجراي سياست موازنه هاي منفي که همان پشتوانه مردمي بود، متبحرانه عمل کرد و با برقراري ثبات و امنيت داخلي سعي در جلب رضايت عمومي داشت. به هر حال چنين گشتي در تاريخ مي تواند چراغ راه ملت ها باشد; چراکه کساني که تاريخ ندانند، محکوم به تکرار اشتباه و شکست خواهند بود. (محمود: ۴۵۹)
● انتقادهاي وارده به اميرکبير
با توجه به اقدامات و اصلاحات اميرکبير و خط مشي او، مي توان اميرکبير را يکي از بزرگ ترين رجال روشنفکر و مصلح تاريخ ايران دانست. البته منظور از اين گفته اين نيست که امير در دوران قدرت و صدارت خود مرتکب هيچگونه اشتباه و خطايي نشده است. اميرکبير هم مانند هر مرد سياسي و وزيري داراي اشتباهات و خطاهايي است، اما آنچه بايد در نظر گرفت شرايط عيني جامعه زمان امير و عقب ماندگي فکري مردم ايران در اين دوره است. مردمي که همه اتفاقات و رويدادهاي اجتماعي را خواست خداوند مي دانستند و بر اين سياق، خداوند هر کس را که مايل باشد، شاه مي کند و هر کس را که بخواهد فقير و گدا مي آفريند. از طرف ديگر بايد در نظر داشت که امير مبارزه دامنه دار و سختي را در دو جناح داخلي و خارجي با شدت بسيار آغاز کرد و در اين راه تقريبا تنها بود و افراد لايق و قابل توجه و همفکر در اختيار نداشت. با اين وجود انتقاداتي به اميرکبير شده که برخي از آن ها با توجه به زمان امير و موقعيت او قابل توجيه است و برخي ديگر قابل اغماض نيست. از جمله اين ايرادات که البته از بزرگ ترين اشتباه هاي وي مي باشد اين است که او تمام کارهاي خود و ديگران را به شاه نسبت مي داده و شاه را مصدر تمام امور و خلاصه مالک جان و مال ملت معرفي مي کرده است که اين برخلاف روح آزادي خواهي و دمکراسي مي باشد و سبب پرورش روحيه استبدادي و درنده خويي مي شود. چنانکه اين کار عواقب وخيمي هم براي کشور ايران و هم براي شخص امير داشت. در چند سال اخير برخي از نويسندگان و به اصطلاح روشنفکران به دليلي از جمله اينکه امير، خود از دستگاه حاکم بوده است، وي را در رديف بقيه رجال دوره قاجاريه قرار داده و اقدامات وي را بي ارج و بي ارزش پنداشته اند. از جمله مولف کتاب ادبيات مشروطه در مورد اميرکبير چنين قضاوت مي کند: شما اگر اطلاع درستي از تاريخ زمان ناصرالدين داشتيد، متوجه مي شديد اقداماتي که اميرکبير، نه با او شروع شده و نه با او خاتمه يافته است، منشا بسياريشان حتي خود ناصرالدين و بسياري از صدراعظم هايي بوده اند که شهرت اميرکبير را ندارند.
اگر اميرکبير تنها صدراعظم اصلاح طلب اين زمان بود و اگر بر حسب تصادف و به صورت معجزه يا بر اثر فرس ماژور روي کاري آمده بود و بدون مقدمه دست به کارهايي زده بود که با عزلش خاتمه يافته بود، آن وقت ممکن بود حکم ديگري صادر کرد. شما حتي اگر به معجزه هم اعتقاد داشته باشيد، نمي توانيد منکر شويد که اميرکبير هميشه در خدمت حکومت بوده و در عين حال تمام کارهايش را با موافقت ناصرالدين شاه انجام مي داده است... بهترين پاسخ به اين گونه قضاوت هاي غيرمنطقي سکوت است; چون اقدامات و اصلاحات اميرکبير و خط مشي سياسي او بهترين دليل بر رد اينگونه ادعاهاست. درباره اين مسئله که اقدامات اميرکبير نه با او شروع شده و نه با او خاتمه يافته است بايد گفت که درست است که برخي از اصلاحات امير قبل از او شروع شده است و تمام کارهاي او (غير از خط مشي سياسي امير) به شکل ناقص تري بعد از وي ادامه پيدا کرد، اما آيا اين، دليل بر بي ارزش بودن کارهاي امير است؟ چه کسي مي تواند ادعا کند که حتي يک مصلح يا متفکر و يا روشنفکر به طور ناگهاني و بدون مقدمه کاري انجام داده يا انديشه اي بکر بيان داشته است؟ آيا تمام متفکراني که امروزه مشهورند و يا انقلابيوني که سبب تحولاتي در جامعه شده اند، افکار و اعمال آنان از گذشته ناشي نشده و بعد از آنان به وسيله ديگران دنبال نشده است؟
● نتيجه گيري
اميرکبير که مظهر يک سياست واقعا ملي بود، يگانه کسي است که با اقدامات و اصلاحات سنجيده خود، دست اجانب را از دخالت در امور داخلي و خارجي ايران در مدت کوتاه صدارت خود قطع کرد و يگانه مردي است که توانست بدون دخالت اجانب، مسائل غامض ايران را حل کند و هر چند در تمام موارد اقدامات خود با مقاومت خارجي روبرو مي شد ولي او مبارزه با قدرت خارجي را در کار مملکت هدف مستقلي قرار داده بود و در راه اهداف مقدس خويش قدرت خارجي ها را به چيزي نگرفت و همه جا پيروز از آب درآمد. اگر دوران زمامداري اميرکبير لااقل ۲۰ سال دوام يافته بود، بي ترديد استعمار از آسياي مرکزي رخت بر مي بست و به گمان قوي سراسر آسيا و خاورميانه از شر استعمار غرب نجات مي يافت و بنيان استعمار در نقاط ديگر لااقل متزلزل مي شد. امير که در دوران زمامداري خود چون سدي خلل ناپذير جلوي سيل بنيان کن و مخرب استعمار و فسادهاي ناشي از استعمار و استبداد را گرفته بود با سقوطش اين سد شکست و نيروي جهنمي استعمار و استبداد از داخل و خارج آزاد شد و همه جا را به خرابي کشيد. غارت، دزدي، رشوه، فساد، جاسوسي و وطن فروشي بار ديگر به صورتي زننده تر و نفرت بارتر شروع شد و سياست داخلي و خارجي همان طور که خواسته استعمار بود، تنظيم گرديد. به زودي نظام استبداد استعماري که متوقف شده بود مجددا بر قرار گرديد و افراد نالايقي که برکنار شده بودند، دوباره گرد شاه جمع آمدند. با از بين رفتن امير، وضع نکبت بار استعمار در داخل کشور تکرار شد. چنانکه کنت دوگوبينو فرانسوي در سال ۱۸۵۶ ميلادي در گزارش خود مي نويسد: دولت بريتانيا قادر است با اندک کوششي تمام ايران را دچار شورش سازد. سلسله قاجاريه در جميع نقاط مملکت آنچنان فاقد وجاهت ملي است که انگلستان مي تواند به سهولت آتشي در تمام ايران برافروخته کند.

● زياده جسارت است تقي اين شاه جوان آن قدر وزيرش را دوست داشت که نه تنها صدارت اعظمي بلکه خواهر دسته گلش را هم به او داد. تاريخ عروسيشان هم شد ۲۵ بهمن ...

مقدمه: گاه درخشش نام بعضي از انسانها در صفحات تاريخ آنچنان است که نيازي به تورق در آن نيست. و چه نيکوست که اين درخشندگي حاکي از مثبت بودن اثراتي باشد ...

● اصطلاح شهر آشوب: شهر آشوب در اصطلاح ادبي به شعري گفته مي شود که: «اولاً شاعر در آن اکثر مردم و اهل شهري را مدح ياذم کرده باشد؛ ثانياً شاعر در آن به ...

دانلود نسخه PDF - اميرکبير