up
Search      menu
زمین شناسی,جغرافیا :: مقاله الماس PDF
QR code - الماس

الماس

الماس از پيدايش در زمين تا توليد صنعتي

الماس نام خود را از خاصيت سختي بالاي آن و از کلمه يوناني (adamas) به معني غير قابل تسخير (unconquerable) گرفته است هيچ چيز از نظر سختي نمي تواند با الماس رقابت کند سختي الماس (با درجه سختي۱۰) ۱۴۰ بار بيشتر از کرندم با درجه سختي ۹ وگوهر هاي مربوط به اين خانواده يعني ياقوت قرمز(ruby) و ياقوت کبود(sapphire) مي باشد با وجود اينکه سختي الماس در جهت هاي مختلف کريستالي متفاوت است يک الماس را فقط مي توان با يک الماس ديگر يا پودر الماس برش داد.
درخشش(Luster) بي مانند و قوي الماس راهي است براي شناسايي الماس بوسيله يک چشم با تجربه با کانيهاي جانشين آن (imitation)،که امروزه اين کانيها به وفور در بازار ديده مي شوند. الماس معمولا به واکنشهاي شيميايي غير حساس است اما نقطه قابل ذکر در مورداين کاني اين است که حرارت بالا مي تواند باعث سياه شدن سطوح الماس شود بنابراين در طي حرارت دادن وهويه کردن الماس (در عمليات نصب الماس بر روي فلزات گرانبها) بايد دقت خاصي مبذول داشت.
در مقياس موهو الماس سخت ترين و گرافيک نرم ترين است.حال آنکه اتمهاي تشکيل دهنده هر دو کربن است.اين تفاوت ناشي از آن است که در الماس اتمهاي کربن در يک شبکه سه بعدي به يکديگر متصل هستند در حالي که در گرافيک ورقه هايي هستند که با پيوند هاي سست به يکديگر متصل اند.
براي به دست آوردن تنها ۵ گرم الماس مي بايد به ميزان ۱۰۰۰ کيلو گرم استخراج معدن داشته باشيدکه تنها ۲۰ ذرصد آن کيفيت لازم جواهري را دارد و مابقي در صنعت مورد استفاده قرار مي گيرد(که اين نوع الماس به عنوان خرده الماس تراش دار يا نوعي الماس کدر (ريزتر) شناخته شده مي باشد)
در ۵۰ سال اخير انواع مختلف الماس با ويژگي ها و رنگهاي مختلف شناخته شده اند بطور مثال الماس هاي تيپ IIa, IIb, Ib, Ia داريم که از نظر تجاري تفاوت زيادي ندارند ولي از نظر طريقه بر ش دادن شناخت اين تيپ ها اهميت فراوان دارد.
خصوصيات نوري ، سختي بالا و کميابي ، الماس را پادشاه گوهرها نموده است برش هاي زير در الماس از شهرت جهاني برخوردارند:
▪ معروفترين برش به نام برليانت (Brilliant)
▪ برش مارکيز(Marquise)
▪ برش باگت ومعروفترين برش آن برش زمردي (Emerald)
▪ برش اشک (Pear)
▪ برش قلب (Heart Shape)
▪ برش تخم مرغي شکل (Oval)
● مشخصات کلي الماس (Diamond):
▪ فرمول شيميايي :C کربن ناب
▪ گروه کاني شناسي (شيميايي): عناصر
▪ رنگ: بيرنگ،زرد،قهوهاي،آبي،سبز،قرمزرنگ،سياه،نارنجي
▪ جلا: شيشه اي
▪ سيستم تبلور: کوبيک
▪ رخ: چهار جهت کامل
▪ شکستگي: صدفي
▪ سختي: ۱۰
▪ رنگ خاکه: ندارد
▪ وزن مخصوص: ۵ ۳
▪ ضريب شکست:۴۱۹ ۲-۴۱۷ ۲
▪ شفافيت: شفاف تا کدر
▪ کانيهاي همراه: کانيهاي فرامافيک به ويژه اوليوين
▪ نامهاي ديگر اين کاني : Boart (خرده هاي الماس) و Booart و Carbonado (الماس کدر)
▪ کانيهاي پاراژنز: اکلوژيت،پريدوتيت،گرانوليت،گارنت،پيروکسن،فلوگوپيت
▪ نامهاي ديگر اين کاني : Boart (خرده هاي الماس) و Booart و Carbonado (الماس کدر)
▪ کانيهاي پاراژنز: اکلوژيت،پريدوتيت،گرانوليت،گارنت،پيروکسن،فلوگوپيتشرايط تشکيل: زماني که گرافيت( پليمورف) در شرايط دما و فشار فوق العاده زياد است سيستم تبلور آن کوبيک و با سختي بسيار بالا.دماي ذوب ۳۸۲۰ درجه کلوين به دليل اتصال با تمام ظرفيت پيوندي عنصر کربن با ساير کربنها مي باشد.
● چگونگي تعين قدمت الماس:
قدمت الماس ها حداقل به ۹۹۰ ميليون سال باز مي گردد.بسياري از آنها متعلق به ۲ ۳ ميليارد سال پيش اند.ايا با سن سنجي کربن مي توان تعيين سن کرد.اين گونه نيست چرا که تنها مي توان سن کربن هايي را که قدمت چنداني ندارند تعيين کرد. نشان دار کردن از روشهايي هست که براي تعيين سن ميان بارها در الماس ها مورد استفاده قرار مي گيرد(براي مثال اورانيم-سرب)ميان بارهاي مورد استفاده در سن سنجي در حدود ۱۰۰ قطر دارند.
● محل پيدايش:
الماس براي نخستين بار در گالکوندا در هندوستان استخراج شد و شماري اندک از برنئو به دست مي آمد. از زمان باستان تا سده هفدهم همين دو سرچشمه شده بود تا اين که در اين قرن در حفاري براي طلا در برزيل مورد ديگري يافت شد. در آن زمان الماس به عنوان سنگي گرانبها مورد نظر بود و از ديد خواست مردم در رده سوم پس از ياقوت سرخ و زمرد قرار داشت. تراش دادن الماس به طوري که از ديد صنعتي و بازرگاني مناسب باشد در سده هاي ۱۴و۱۵ توسعه يافت در قرن ۱۶، Jean Baptiste Jowernier از سفر حماسي خود به خاورزمين شماري الماس به فرانسه آورد. البته مانند تمام سنگهاي گرانبها ، الماس نيز به مردم ثروتمند تعلق داشت ، تا زمانيکه نيمه دوم سده نوزدهم فرا رسيد و سرچشمه ها و ميدانهاي غني در آفريقاي جنوبي کشف شدند و الماس به درون توده هاي مياني نيز راه پيدا کرد. دگرگوني هاي صنعتي رونقي فراوان به آن بخشيد و براي نخستين بار الماس در گستره اي از جامعه وارد گشت.دو مکان عمده که امروزه از آنها بهره برداري مي شود به تازگي کشف شده اند. با اين که در سده ۱۹ ، استراليا سرچشمه اي شناخته شده بود. اما تا سال ۱۹۷۰ از تمام استعدادهاي اين مکان استفاده نمي شد. تا اينکه در اين سال در زمينه طرحها و ماشين آلات سرمايه گذاري کافي انجام شد. معادن الماس شوروي پيشين در زمره بزرگترين تأمين کننده سنگهاي قيمتي در سراسر جهان اند که شماري از سنگهاي ارزشمند با کيفيت را به بازار مي فرستند.
الماسها به طور معمول در دو منطقه پيدا مي شوند:
کهن ترين و رايجترين مکان در ميان ريگ هاي ته نشين شده بستر رودخانه هاي کهن است. در اين حالت ، الماس ها از فرسايش سنگ ها و تخته سنگهاي مادر به وجود آمده اند. تا پيش از کشف سرچشمه هاي جديدتر در آفريقا تمامي الماسها از همين مکانها به دست مي آمده اند. در مناطق کيمبرليتي الماسها درون دودکشهاي آتشفشاني خاموش يافت ميشود. اين اولين باري بود که سنگهاي قيمتي از ميان سنگهاي مادر برداشت مي شدند. اکنون چنين استخراجهايي از رگه هايي در سيبري ، استراليا و بوتسوانا انجام مي شود
● تشکيل الماس:
کاني هاي گرانبها با خاستگاه آذرين ساختماني بلورين دارند و پيدايش آنها در شرايطي آرام و پايدار و غلظتي متناسب و زماني بسيار دراز انجام مي شود. محلول هاي سازنده اغلب در حالت اشباع نيستند يا دما و فشار آنها را از شرايط اشباع دور مي سازد و تغيير شرايط يا در اصل انجام نمي شود ويا به طور کلي تغيير اندک مي يابد. در مجموع افت دما نه تنها در پيدايش کاني موثر نيست، بلکه ممکن است حتي بر مرغوبيت آن نيز زيان وارد آورد. آن چه يک بلور بيش از هرچيز بدان نيازدارد، به دست آوردن دماي مناسب و شرايط پايدار در طول ساخت است به گونه اي که کاتيون ها و آنيون ها کم ترين نيروي ربايش- رانش را با يکديگر داشته باشند.
ماگماي بازيک و اولترابازيک نمونه اي از خاستگاه ماگمايي است که مناسب براي تشکيل الماس مي باشد. معمولا شرايط فشار و درجه حرارت موجود همراه با اين سنگ ها در حد گوشته بالايي است.يکي از کاني هاي قيمتي منحصر به اين شرايط، الماس است. کربن در پوسته زمين به صورت آزاد به شکل ذغال يا گرافيت است و در ترکيب به صورت سنگ هاي کربناته و co۲ يافت مي شود که در شرايطي خاص به شکل الماس متبلور مي گردد. شرايط خاص براي الماس، فشار خيلي بالا مي باشد. به همين دليل الماس منحصر به سنگهايي است که شرايط پيدايش آنها توسط آتشفشان هايي کنترل مي شود که تنوره آنها تا گوشته ادامه مي يابد، مانند کيمبرليت ها. فزون بر کيمبرليت ها، اکلوژيت ها نيز اگر داراي کربن باشند و هنگام تشکيل آنها فشار ليتواستاتيک معادل ۱۰۰ کيلوبار باشد، تشکيل الماس را مي دهند (معمولا هنگام تشکيل اکلوژيت، فشار درحد فشار گفته شده است و از طرفي درجه حرارتي کم تر از ژرفاي ۱۰۰ کيلومتر دارند که مناسب براي پيدايش و پايداري الماس مي باشد). فزون بر الماس،کاني هاي گرانبهاي ديگري نيز مانند برخي از گروناها، ياقوت کبود، ياقوت، اسپينل و اليوين وابسته به سنگهاي بازيک و اولترابازيک هستند.
الماسها از کربن تشکيل ميشوند- کربن کاملا سازمانيافته.زمين شناسان تشکيل الماسها درون کره زمين را از يک تا سه ميليارد سال قبل تخمين مي زنند.به بيان ساده مراحل پيدايش و تشکيل الماس اينگونه است:
▪ دياکسيد کربن را در ۱۸۰ کيلومتري عمق زمين دفن کنيد.
▪ آن را تا بيش از ۱۲۰۰ درجه حرارت دهيد.
▪ آن را زير فشار بيش از ۵۰۰۰۰ کيلوگرم نيرو بر سانتيمتر مربع قرار دهيد.
▪ به سرعت آن را به سطح زمين بياوريد تا به سرعت سرد شود.
الماس بيشتر در کيمبرليت يافت مي شود کيمبرليت به سنگهاي آذرين فرامافيک غني از پتاسيم اطلاق مي شود اکثر کيمبرليت ها متعلق به دوره کرتاسه مي باشند کيمبرليتهاي مهم در قاره افريقا (به خصوص کشور افريقايي جنوبي ) ، روسيه و آمريکا و هندوستان واقع شده است. تمام کيمبرليت ها حاوي الماس نيستند عمق و ترکيب شيميايي مهمترين عوامل در تبلور الماس هستند الماس به صورت پراکنده در زمينه سنگهاي کيمبرليتي يافت مي شود عيار الماس در اين سنگها بين ۱ ۰ تا ۶ ۰ گرم در تن است.
بر طبق يافته هاي جديد الماس مي تواند در لامپورئيت ها نيز وجود داشته باشد بطور مثال الماس هاي يافت شده در معادن لامپورئيت استراليا از اين نمونه هستند دانستن اين مطلب از اين سو مهم است ، که سنگهاي لامپورئيتي در کشورمان ايران نيز وجود دارد بنابراين پژوهش در مورد امکان وجود الماس در ايران بهشت زمين شناسي دنيا، امري ضروري به نظر مي رسد.
مطالعه ادخال هاي سيال (inclusion) در الماس منطقه اي از آفريقا نشان داده است که دماي تبلور الماس حدود ۱۱۰۰ و فشار ۵۰ کيلو بار است.الماسها در عمقي بين ۱۰۰-۲۰۰ کيلومتر زير سطح زمين تشکيل مي شوند.در اين اعماق درجه حرارت در حدود ۹۰۰-۱۳۰۰ درجه سانتي گراد و فشار بين ۴۵- ۶۰ کيلو بار است.
▪ ۵۰ کيلوبار=۱۵۰ کيلومتر=۹۰ مايل زير سطح زمين
▪ ۶۰ کيلو بار=۲۰۰ کيلومتر=۱۲۰ مايل زير سطح زمين
الماس ها طي فرايند هاي آتشفشاني به سطح زمين آورده مي شوند.مجراي آتشفشاني تحت عنوان مجراي کيمبرليت يا الماس شناخته شده است.اين جواهر سنگها به صورت ميان بار در صخره هاي آتشفشاني به نام کيمبرليت يافت مي شوند.توجه داشته باشيد ماگماهاي کيمبرليتي ازمعمولا از الماسهايي که با خود به سطح زمين مي آورند اغلب جوانتر اند(ماگماي کيمبرليت به عنوان يک کمربند حامل عمل مي کند).سرعت فوران گدازه هاي کيمبرليت حاوي الماس ۱۰-۳۰ کيلومتر در ساعت است. (اگلر ۱۹۸۹) اما در اواخر اين فرايند ميزان سرعت ممکن است به چندين کيلومتر در ساعت برسد.
کانسارهاي جواهر سنگي آبرفتي، با آمدن سنگها به سطح زمين ممکن است جواهر سنگها بر اثر هوازدگي نمودار شوند. جواهر سنگها کاني هايي هستند که غالبا در برابر هوازدگي شيميايي مقاوم اند. آنها عموما در بستر رودخانه ها و ماسه هاي ساحلي متمرکز مي شوند که به نام کانسارهاي آبرفتي شناخته شده اند.
الماس مصنوعي:
الماسهاي مصنوعي از نظر شکل ظاهري شبيه به الماس هستند. بين الماس مصنوعي ( الماس دست ساز بشر که در آن اتم هاي کربن بر اساس ساختار خاص الماس طبيعي آرايش يافته اند) و الماس بدلي تفاوت وجود دارد.
متداولترين انواع گوهرهاي بدلي:
▪ YAG گارنت آلومينيم يوتيرم
▪ GGG گارنت گاليم گادوليم
▪ CZ زيرکون مکعبي
الماس بدلي موسيانيت (کربيد سيليسيم يا کربوراندم) در سال ۱۹۹۸ وارد بازار جواهرات شد، اين الماس بدست کمپاني C۳ و Cree Research ساخته شد. طي چند سال اخير اين نوع پايه استاندارد الماسهاي بدلي شده است.
الماسهاي مصنوعي غالبا زرد رنگ اند به ندرت به عنوان جواهرآلات مورد استفاده قرار مي گيرند و بيشتر براي اهداف صنعتي به کار برده مي شوند.يک الماس ۵ ميليمتري(۰ ۵ قيراط) حدود يک هفته طول مي کشد تا بزرگ شود. براي ساخت الماسهاي مصنوعي دما و فشار بالا ، نوعي دستگاه خاص مورد نياز است.گاهي اوقات الماسهاي مصنوعي بوسيله ميان بارهاي گدازآور از الماسهاي طبيعي قابل تشخيص هستند.
● روشهاي ساخت الماس مصنوعي:
دو روش براي ساخت الماس در آزمايشگاه وجود دارد اولين روش مصنوعي روش فشار بالا، حرارت بالا (HPHT) ناميده ميشود.اين روش بيشترين شباهت را با نحوه تشکيل الماس درون کره زمين دارد و در آن گرافيت تحت فشار و گرماي شديد قرار ميگيرد.سندانهاي کوچک در ماشين HPHT در حالي که الکتريسيته شديد از گرافيت عبور ميکند، بر روي آن فشار ميآورد، و تنها پس از چند روز يک الماس با کيفيت جواهر به وجود ميآورد.البته اين الماسها به اندازه الماسهاي طبيعي خالص نيستند، زيرا يک محلول فلزي با گرافيت مخلوط ميشوند.
روش ديگر توليد الماس- رسوب بخار شيميايي ناميده مي شود-بر مبناي فشار شديد عمل ميکند، اما الماسهايي بينقصتر از طبيعت ميتواند توليد کند.يک قطعه الماس در وان يک محفظه کاهش فشار قرار داده ميشوند، سپس گاز طبيعي با تابش مايکروويو به درون اين محفظه فرستاده ميشود. هنگامي گاز تا تقريبا ۲۰۰۰ درجه حرارت داده ميشود، اتمهاي کربن روي الماس درون محفظه مي بارند و به آن ميچسبند، و غلاف کاملي شبانه دور الماس رشد ميکند.اين الماسهاي مصنوعي بيش از هر چيز در صنايع توليد رايانه ها استفاده مي شود.در درجه حرارتهايي که در آن تراشههاي سيليکوني ذوب مي شوند، غلاف هاي الماس مصنوعي مثل سنگ سخت باقي ميمانند.
● کاربرد الماس در صنعت:
در صنعت قطعات الماس براي بريدن شيشه بکار ميرود. پودر دانه ريز الماس براي تراش و صيقلي الماسهاي بزرگ و جواهرسازي بکار ميرود. براي بريدن سنگها و قطعات سخت از تيغههايي که از الماس است استفاده ميشود. در روي مته حفاري از آن استفاده ميشود.الماس به صورت جواهرات و سنگهاي قيمتي از اهميت ويژهاي برخوردار است. الماس مهمترين سنگ قيمتي است و ارزش آن به سختي و به تراش آن (برليان) که به ضريب شکست آن وبه انعکاس نور از سطوح آن بستگي دارد. بطور کلي با ارزشترين نمونهها آنهايي است که فاقد ترک يا شکستگي است و بيرنگ و يا سفيد متمايل به آبي هستند. رنگ زردي که الماس از خود نشان ميدهد از ارزش آن ميکاهد.
● ارزش گذاري بر روي الماس:
چهار ويژگي که بر ارزش يک الماس تاثير مي گذارد عبارت است از:رنگ، وضوح،برش و وزن آن به قيراط است.همواره مقدار رنگ زرد را در الماس مد نظر داشته باشيد(چرا که اين رنگ از ارزش آن مي کاهد). سفيد مايل به آبي>سفيد>نقره اي>زرد
جواهر سنگهاي پررنگ که داراي رنگ بسيار قوي اند ارزش و جذابيت مخصوص به خود را دارند.الماسهاي رنگي زرد،سبز يا قهوه اي اند يا هاله هايي از رنگ صورتي دارند.الماس هاي صورتي رنگ بزرگ غالبا نادر اند و در حال حاضر قيمت آنها بسيار بالاست.الماسهاي آبي رنگ طبيعي از برن تشکيل شده اندکه اين امردر رسانش الماسها تغيير گذار است.در حالي که در ساختمان الماسهاي زرنيتروژن وجود دارد.
ترک خوردگي،شکستگي،خراش وشکاف از وضوح الماسها مي کاهد. الماسهاي فاقد ترک الماسهايي اند که با بزرگنمايي x۱۰فاقد هر گونه ميان بار قابل مشاهده و يا ترک خارجي هستند.درجه وضوح را با بزرگنمايي x۱۰ مي سنجند.چنانچه اندازه بزرگنمايي مطلوب باشد ميان بار ها در هر نوع الماسي ديدده مي شوند.
پيکه يک وازه تجاري قديمي است که توسط استاندارد بين المللي GIA-DEVELOPED ازIF به I۳تغيير کرده است.اولين پيکه ميان بار هايي هستند که با بزرگنمايي x۱۰ قابل مشاهده اند. دومين پيکه شامل ميان بار هايي هستند که مي توان آنها را با چشم غير مسلح ديد.سومين پيکه ميان بارهاي بسيار بزرگ اند که درخشندگي آنها کاهش يافته است.سطوح برشي جواهر سنگها به گونه اي قرار گرفته اند که به درخشندگي الماسها مي افزايد.برش برلياني (برش تالکوسکي نوعي برش.معمول در الماسهاست.
ارزش يک الماس بر اساس حروف الفبا از D (سفيد) تا Y (زرد) رتبهبندي ميشود. الماس هاي Z ، الماسهاي ”فانتزي” يا الماسهاي ”پررنگ” هستند. برش الماس به صورتيست که بيشترين شکست نور سنگ را به دست دهد، بطوريکه برش درخشان ترجيح داده ميشود. وضوح الماس به تعداد و اندازه ترکها و تداخلهاي ساير کانيها (مانند کوارتز) بستگي دارد. وضوح از FI (بدون ترک) ، IF (بدون ترک در بزرگنمايي ۱۰) ، سريهاي رتبهبندي V (ترکهاي بسيار ريز در بزرگنمايي ۱۰) ، سريهاي رتبهبندي S (ترکهاي ريز در بزرگنمايي ۱۰) ، تا I۳,I۲,I۱ (داراي تداخلهاي قابل روئيت با چشم غير مسلح) رتبهبندي ميشود. وزن قيراطي الماس نيز از فاکتورهاي مرتبط با وزن الماس مؤثر در ارزشگذاري آن است. (هر قيراط حدود ۲ ۰ گرم و ۰۰۷ ۰ اونس است). بزرگترين و باارزشترين الماسها شامل الماس کولينان (Cullinan) يا ستاره آفريقا به وزن ۲۰ ۳۵۰ قيراط، الماس اگزسيور (Exezisior) ، الماس منگول بزرگ (Great mo.gul) که يک الماس هنديست و گفته ميشود ۰ ۷۸۷ قيراط وزن داشته ، اما محل آن ناشناخته است، درياي نور ، کوه نور، الماس هپ (Hope diamond) که به نام خريدار آن ، هنري توماس هپ است، ميباشند.
● پرتو افکني:
پرتو افکني به منظور تغيير رنگ الماس صورت مي گيرد و متداولترين نوع رنگي که ايجاد مي کند سبز است.اما الماسهايي که در معرض راديم قرار مي گيرندهمچنان راديو اکتيو باقي مي مانند.هرچند ا اين مشکل امروزه حل شده است.سنگهايي مانند کيمبرليت، سنگهاي آتشفشاني فوراني هستند که از اعماق پايين جبه به بالا آمده و همراه خود الماس مي آورند. عنصر سازنده الماس کربن است. شکل پايدار کربن در سطح زمين گرافيک است. براي آنکه گرافيک به الماس تبديل شود به دما و فشار بالا نياز است. لذا تقريبا تمامي الماسها در حدود ۱۰۰ مايل پايين تر از اعماق زمين ايجاد مي شوند. تاريخ تشکيل اين سنگها مربوط به چند ميليارد سال قبل است. ندرتا الماسها در دما و فشار بسيار بالاي سنگهاي متامورفيکي ايجاد مي شوند.

الماس نام خود را از خاصيت سختي بالاي آن و از كلمه يوناني (adamas) به معني غير قابل تسخير (unconquerable) گرفته است هيچ چيز از نظر سختي نمي تواند با ال ...

مقدمه شايد به زودى تصور متداول درباره الماسها به کلى دگرگون شود. الماسهايى که بخاطر زيبايى ، کمياب بودن و زمان طولانى توليدشان ارزش فوق العاده‌اى داشت ...

الماس از کربن خالص تشکيل شده و سيستم تبلور آن کوبيک است. وزن مخصوص الماس 3.5 ضريب شکست آن 2.42 و سختي آن در مقياس موس ، مساوي 10 است. الماس به رنگهاي ...

الماس هاي معروف جهان بدلايل مختلف معروف شده اند برخي به خاطر اندازه ، برخي ديگر به خاطر زيبايي و رنگ ولي علت اصلي شايد گذشته يا تاريخي باشد که آن الما ...

نام الماس از کلمه يوناني آداماس (Adamas) به معني تسخير ناپذير گرفته شده است و به دليل سختي فوق العاده و بي نظير اين کاني است که به آن ويژگي (البته ظاه ...

الماس همان کربن معمولي است که در فشرده ترين حالت ممکن قرار ميگيرد. کربن، يکي از معمولي ترين عناصر جهان است و در تمام کيهان ميتوان ردي از ان پيدا کرد. ...

ديد کلي از دير باز گوهرهاي متنوعي در جهان طبيعت وجود داشته که در مسير تاريخ مورد توجه قرار گرفته است. تمدنهاي مختلف بر حسب نوع فرهنگي که دارند از آنها ...

ديد کلي از آنجا هر کاني گوهري بايد داراي ويژگيهاي خاصي باشد تا بتواند در دسته کانيهاي گوهري قرار بگيرد، بنابراين تعداد کانيهاي گوهري محدود است. از ميا ...

دانلود نسخه PDF - الماس