up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله اقسام واجبات PDF
QR code - اقسام واجبات

اقسام واجبات

فلسفه احكام

گروهي، سؤالهايي درباره فلسفه احكام مي كنند; به عنوان مثال، مي پرسند:
▪ چرا بايد نماز بخوانيم؟ چرا بايد براي نماز وضو بگيريم؟ فلسفه اين كه در نماز پيشاني خود را بر روي خاك مي گذاريم چيست؟ چرا در اسلام استعمال ظروف طلا و نقره حرام است؟ چرا دفن ميت لازم است؟ چرا خوردن گوشت مردار جايز نيست؟ و چرا....
▪ پاسخ: براي اين كه پاسخ تمام سؤالهاي فوق و نظاير آنها روشن شود، بهتر است كه يك اصل اساسي و قاعده كلي در باره فلسفه احكام بيان شود تا در همه موارد، قانع كننده باشد.
ما وقتي به زندگي روزانه خود مي نگريم، مي بينيم هنگامي كه بيمار مي شويم و به دكتر مراجعه مي كنيم، دكتر نسخه اي مركب از چند داروي مخصوص، مانند آمپول، كپسول، و قرص براي ما مي نويسد و دستور مي دهد كه هر روز يكي از اين آمپولها را تزريق كنيد و هر چهار ساعت يكي از اين كپسولها و هر شش ساعت يكي از اين قرصها را ميل نماييد و اضافه مي كند كه از ترشيها و غذاهاي سرخ كرده پرهيز كنيد و...
ما بدون اين كه از خصوصيات داروها سؤالي نماييم به دستورهاي او عمل مي كنيم، زيرا به علم و دانش و تخصص وي در رشته طب معتقديم و مي دانيم كه او جز معالجه و بهبود ما منظور ديگري ندارد.
همين طور وقتي به يك مهندس ساختمان مراجعه مي كنيم و از او مي خواهيم كه براي ما ساختمان زيبايي بسازد، او مي گويد اين نقشه در زمين شما جالب از كار در مي آيد و لازم است كه لوازم و مصالحي را كه صورت مي دهم، تهيه كنيد; ما چون به تخصص او در رشته ساختمان ايمان داريم و مي دانيم كه او نمي خواهد به ما ضرر و زياني برساند، بنابه دستور او مصالح را طبق صورتي كه به ما داده است، تهيه مي كنيم و در اختيار او مي گذاريم و هيچ در كار او چون و چرا نمي كنيم.
اين دومثال و نظاير آن روشن مي كند كه اگر انسان به علم و دانش كسي ايمان داشته باشد و او را در رشته خود متخصص بداند و نيز بداند كه نظر سويي در كار نيست، قطعا دستورات او را در آن رشته بدون اين كه از او توضيحات زيادي بخواهد، مورد عمل قرار مي دهد.
اكنون كه اين مقدمه روشن شد مي گوييم: احكام و مقررات ديني هم نسخه هايي است كه پيامبران الهي و پيشوايان ديني از طرف خدا براي بشر آورده اند تا سعادت و خوشبختي آنان را از هر جهت تامين نمايند.
بديهي است هنگامي كه ما اعتقاد داشته باشيم كه اين احكام از علم بي پايان خداي تبارك و تعالي سرچشمه گرفته و به حكمت و لطف و مهرباني خدا ايمان داشته باشيم و نيز بدانيم كه پيامبران الهي در تبليغ و رساندن احكام به هيچ وجه گرفتار خطا و لغزش نمي شوند، (به معصوم بودن آنان معتقد باشيم) در اين صورت با كمال جديت و بدون هيچ گونه اضطرابي در عمل به دستورهاي ديني مي كوشيم و هيچ نيازي نمي بينيم كه از فلسفه احكام و مقرراتي كه قرار داده شده است سؤال نماييم; زيرا مي دانيم كه خدا علم برآغاز و انجام همه چيز دارد و هرچه مقرر كرده به خير و صلاح ما بوده است و انبياي الهي، در بيان احكام، اشتباهي نكرده اند.
آري، اگر كسي در وجود خدا يا علم و دانش و حكمت او يا در حقانيت انبيا و معصوم بودن آنان ترديد داشته باشد، لازم است قبل از اين سؤال در اصل اعتقاد به خدا و صفات كماليه او و حقانيت پيامبران الهي و صفات ايشان وارد بحث شود.
بنابراين، كساني كه پايه توحيد خود را محكم ساخته اند و طبق دلايل قطعي عقيده دارند كه قانونگذار اسلام يعني، خداوند متعال، بي نياز مطلق و داراي علم و حكمت بي پايان است، هيچ گونه ترديدي نخواهند داشت كه تمام احكام و مقررات و دستورهاي اسلامي كه پيامبر اسلام از طرف خداي متعال براي بشر آورده است، داراي مصالح و فوايدي مي باشد، زيرا علم و حكمت خداي بزرگ ايجاب مي كند كه هيچ فرماني را بدون رعايت مصالح بندگانش ندهد و چنين افرادي هميشه در صدد پيروي از دستورهاي الهي هستند و دانستن و ندانستن جزئيات فلسفه احكام در روحيه آنان اثري نخواهد داشت.
البته ما نمي گوييم كسي نبايد از فلسفه احكام سؤال كند و يا نبايد به دنبال تحقيق و جستجو بر آيد، زيرا شكي نيست كه هر كسي اين حق را دارد كه با تمام وسايل ممكن براي آگاهي از اسرار احكام و قوانين ديني بكوشد و خوشبختانه امكانات زيادي هم براي اين كار موجود است، چنان كه در قسمتي از آيات قرآن مجيد و بسياري از كلمات پيشوايان بزرگ دين ما، توضيحاتي درباره فلسفه احكام وارد شده است و از طرفي يك سلسله قراين عقلي كه با پيشرفت علوم، روز به روز افزايش مي يابد، پرده از روي بسياري از اين اسرار برداشته است.
خلاصه، با اين كه ما حق اين سؤال را داريم و تا اندازه اي هم امكانات آن موجود است، ولي هرگز نبايد انتظار داشته باشيم كه با معلومات محدود بشري به تمام جزئيات اسرار و فلسفه احكام دست يابيم، زيرا اين احكام از مبدئي سرچشمه گرفته است كه تمام علوم و دانشهاي وسيع امروز، در برابر علم او حكم قطره در برابر دريا راهم ندارد و اساسا ناچيزي معلومات ما در برابر مجهولات مطلبي است كه امروزه دانشمندان بزرگ دنيا با صراحت كامل به آن اعتراف مي كنند.
بنابراين، اگر ما تمام كوششهاي لازم را براي آگاهي از فلسفه يك حكم به كار برديم، ولي مطلب قابل توجهي به دست نياورديم، هرگز نمي توانيم آن حكم را ناديده بگيريم و يا بگوييم اين حكم هيچ فايده و مصلحتي در بر ندارد، زيرا عدم درك مصلحت غير از آن است كه مصلحتي نداشته باشد.
حضرت رضا عليه السلام مي فرمايد:
«انا وجدنا كل ما احل الله تبارك و تعالي ففيه صلاح العباد وبقائهم ولهم اليه الحاجهٔ التي لايستغنون عنها ووجدنا المحرم من الاشياء لاحاجهٔ للعباد اليه ووجدنا مفسدا داعيا الي الفناء والهلاك »
همانا ، چنين يافتيم كه هر آنچه را كه خداي تبارك و تعالي حلال فرموده صلاح و بقاي بندگان در آن بوده است و به آن احتياج دارند و بي نياز از آن نيستند و در آنچه حرام نموده است نيازي براي بندگان به آن نيافتيم بلكه مايه فسادي است كه ايشان را به سوي نابودي و هلاكت سوق مي دهد.»
و بر همين اساس، دانشمندان مي گويند: احكام شرع تابع مصالح و مفاسد است; يعني، هيچ چيزي بدون جهت حلال و يا واجب نمي شود; اين طور نيست كه خدا مثلا شراب را بي هيچ مفسده و ضرري حرام و يا نماز صبح را بي هيچ مصلحت و فايده اي واجب كرده باشد. البته وقتي گفته مي شود، فلان كار به مصلحت بشر است، نبايد تنها به فوايد جسمي و بهداشتي آن توجه داشت، بلكه فوايد، روحي، فردي، اجتماعي، دنيوي، اخروي و ديگر فوايد آن را نيز ملاحظه كرد كه، همه جزو مصالح بندگان است وچه بسا يك حكم، فايده جسمي براي بشر نداشته باشد، ولي روحيات او را تهذيب نمايد; به عنوان مثال شايد گذاشتن پيشاني برروي خاك اثر بهداشتي نداشته باشد، ولي اين كه روح تواضع و بندگي انسان را در مقابل خداوند پرورش مي دهد و كبر و خودبزرگ بيني را از وي دور مي كند، خود ، بزرگترين فايده و مصلحت محسوب مي شود.
و نيز ممكن است فايده يك حكم از نظر فردي معلوم نباشد; فرض كنيد اسلام مي گويد: استعمال ظروف طلا و نقره حرام است; شايد به ظاهر اين حكم، مصلحت فردي نداشته باشد، ولي عمومي شدن اين كار موجب مي شود كه قسمت مهمي از ثروت مملكت در خانه ها متمركز شود و در نتيجه، زيانهاي اقتصادي زيادي براي جامعه و ملت به بار آورد همچنين اگر عده اي غذا نداشته باشند، در مقابل، دسته ديگر در ظروف طلا غذا بخورند، اختلاف طبقاتي فاحشي پيش مي آيد و چه بسا مشكلاتي به وجود مي آورد كه ممكن است گاهي اجتماعي را به خاك و خون بكشد و اتفاقا همين اختلاف طبقاتي و رفع خصومتهاي بين طبقات، يكي از فوايد و فلسفه هايي است كه اسلام در قانون وجوب زكوت در نظر گرفته است.
امام هشتم عليه السلام مي فرمايد:
«و علهٔ الزكوهٔ من اجل قوت الفقراء وتحصين اموال الاغنياء»و امام ششم عليه السلام مي فرمايد:
«ان الله عزوجل فرض للفقراء في مال الاغنياء ما يسعهم... ولو ان الناس ادوا حقوقهم لكانوا عايشين بخير»
و نيز در حديث ديگر مي فرمايد: «ولوان الناس ادوا زكوهٔ اموالهم ما بقي مسلم فقيرا محتاجا»
خلاصه معناي اين چند حديث اين است كه خداوند متعال با مقرر كردن قانون زكات خواسته است، نيازمنديهاي فقرا و مستمندان برطرف گردد و اموال اغنيا محفوظ بماند و همه مردم زندگي رضايتبخشي داشته باشند و اگر مردم زكات و ساير حقوق مالي را مي پرداختند، هرگز فقير و نيازمندي در جامعه مسلمانان پيدا نمي شد و همه با خير و خوبي زندگي مي كردند.
و بطور خلاصه بايد گفت: فلسفه اصول احكام و واجبات و محرمات، مثل فلسفه تحريم شراب (كه مضرات جسمي و روحي آن از نظر علم هم ثابت شده است) و وجوب نماز و زكات و وضو (كه يكي از فلسفه هاي وضو همان نظافت و پاكيزگي است) براي ما روشن است، ولي فلسفه خصوصيات آنها بطور كامل براي ما روشن نيست.
به عنوان مثال،نمي دانيم كه چرا نماز صبح دو ركعت و نماز ظهر وعصر چهار ركعت است و يا چرا هنگام وضو بايد دستها را از بالا به پايين بشوييم و يا چرا وقتي گندم به يك حد معلومي رسيد، زكات داردو....
ولي يقين داريم كه آنها بدون فايده و مصلحت هم نيستند، زيرا همان طور كه قبلا گفته شد، خداي حكيم هيچ حكمي را بدون حكمت و مصلحت نفرموده است، و كسي كه به علم و حكمت بي پايان خدا ايمان داشته باشد، دانستن فلسفه احكام و ندانستن آن براي او هيچ تاثير عملي ندارد، بلكه در هر صورت با جديت كامل در صدد اطاعت و انجام دستورهاي الهي بر مي آيد.
و شايد يك جهت اين كه پيشوايان ديني ما زياد در موضوع فلسفه احكام و جزئيات آن وارد نشده اند، همين باشد كه خواسته اند مقررات اسلامي به عنوان يك سلسله قوانين مقدس الهي پيروي شود و از اين راه روح ايمان، خداشناسي، بندگي و اطاعت در افراد تقويت گردد تا در مقابل فرمان خداي دانا و حكيم و مهربان، هيچ چون و چرايي نداشته و كاملا مطيع باشند.
●در خاتمه لازم است به دو نكته زير توجه شود:
۱) فلسفه هايي كه در بعضي از روايات وارد شده، اغلب به عنوان يكي از فلسفه ها و فوايد حكم ذكر شده است;مانند روايت زير كه:
«امروا بدفن الميت لئلا يتاذي به الاحياء بريحه وبمايدخل عليه من ال آفهٔ والفساد» فلسفه لزوم دفن ميت اين است كه مردم از بوي تعفن او اذيت نشوند و نيز موجب امراض و بيماريها نگردد.
اين سخن بدان معنا نيست كه تنها فلسفه وجوب دفن ميت همين است، بلكه منظور بيان يكي از فلسفه هاي آن بوده است.
۲)در بيان فلسفه احكام فقط به دو اصل مي توان تكيه كرد:
الف) آنچه از قرآن مجيد و كلمات پيشوايان ديني به ما رسيده است كه بيشتر آنها را مرحوم شيخ صدوق، يكي از علماي بزرگ شيعه (متوفاي ۳۸۱ه.ق.) در كتابي به نام «علل الشرايع » جمع آوري كرده و به چاپ نيز رسيده است.
ب) آنچه از نظر علم بطور قطع ثابت شده است، مانند اين كه امروزه ثابت گرديده است كه شراب براي جسم و روان انسان ضررهاي زيادي دارد يا گوشت مردار، كانون ميكرب و منشا بيماريهايي مي باشد كه خوردن آن خطرناك است.
اين دو اصل بايد در فلسفه يابي احكام، هميشه مورد نظر باشد، امامطالبي كه فقط در حد احتمال مي باشد، به هيچ وجه نبايد در مورد فلسفه احكام، مورد اعتماد قرار گيرد و به عنوان فلسفه احكام ذكر شود، زيرا همان طور كه احكام ديني حقايقي است صددرصد ثابت، بايد فلسفه هايي هم كه براي آنها بيان مي گردد، جنبه قاطعيت و ثبوت داشته باشد.
بنابراين، تئوري و فرضيه اي كه اساس محكمي ندارد و ممكن است چند روز بعد، تغيير پيدا كند، نبايد در فلسفه احكام مورد اعتماد قرار بگيرد.
اقسام واجبات
۱) واجبات توصلي و تعبدي
قسمتي از واجبات بايد به همراه نيت و قصد قربت به جاي آورده شوند مانند نماز و روزه كه به آنها واجبات تعبدي مي گويند.
قسمتي ديگر عباداتي هستند كه لازم نيست به همراه نيت و قصد قربت به جا آورده شوند، مانند تطهير بدن و لباس و امر به معروف و غسل ميت.
به عبارت ديگر، در واجبات توصلي انگيزه امر معلوم است، ولي درواجبات تعبدي غرض و مقصود شارع معلوم نيست، گرچه فلسفه و حكمتي دارد و مكلفين صرفا براي تعبد به امر خداوند انجام مي دهند.
۲) واجب عيني و كفايي
واجب عيني، واجبي است كه همه مكلفين بايد انجام دهند، مانند نمازهاي يوميه.
واجب كفايي آن است كه با عمل عده اي از عهده ديگران ساقط است، مانند تطهير مسجد، تدفين ميت و....
۳) واجب تعييني و تخييري
واجب تعييني واجبي است كه نمي توان كار ديگري را جايگزين آن ساخت مثل نمازهاي يوميه، برخلاف واجب تخييري كه مكلف مي تواند يكي از چند كار را اختيار كند، مانند كفاره روزه كه مكلف مخير است بين آزاد كردن بنده و شصت روز روزه و اطعام شصت نفر.
۴) واجب موسع و واجب مضيق
گاهي واجب، وقت محدودي دارد كه از آن به واجب مضيق تعبير مي شود، مثل نماز آيات براي ماه گرفتگي و گاهي وقت وسيعي دارد كه از آن تعبير مي شود به واجب موسع، مانند نمازهاي يوميه.

ملكيان كه درعرصه هاي دين پژوهي و فلسفه دين صاحب نظر و نظريه است در بحث خود كوشيده است به پاره اي از مشكلات و موانعي بپردازد كه در مسير تعيين سنجه هاي ...

يكي از شاخه هاي اصلي فلسفه، مبحث معرفت شناسي است. اين شناخت از اين جهت اهميت دارد كه زيربناي جهان بيني است، چنان كه جهان بيني مبناي ايدئولوژي و نظام ا ...

مي دانيم كه فعل هاي ماضي و امر، مبني و فعل مضارع، معرب است، حال در مورد اقسامِ اعرابِ فعلِ مضارع بحث مي كنيم. فعل مضارع چون معرب است هم چون اسمِ معرب ...

شرح كتاب مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة [ فَإذا لَبِسْتَ ثِيابَكَ فَاذْكُرْ سَتْرَ اللّهِ عَلَيْكَ ذُنُوبَكَ بِرَحْمَتِهِ وَأَلْبِسْ باطِنَكَ بِالصِّدْق ...

درمقاله حاضر نويسنده با بررسي چيستي رشوه و علل گرايش مردم به آن، ديدگاه اسلام را در مورد اين آفت فسادانگيز در جامعه تشريح کرده و عواقب و عوارض شيوع اي ...

معني جزا چيست؟: در پاسخ اين سؤال به عنوان مقدمه بايد گفت که هيچ مجتمعي از مجتمعات بشري خالي از وظائف اجتماعي اي که افراد آن موظف به احترام به آن باشند ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

استخاره به معناي طلب خيز از خداوند است، و چون مؤمنين در مواردي خيرو صلاح كار خود را نمي دانند، به استخاره متوسل مي شوند. جايگاه استخاره در قرآن و احاد ...

دانلود نسخه PDF - اقسام واجبات