up
Search      menu
آموزش,روانشناسی :: مقاله افسردگي PDF
QR code - افسردگي

افسردگي

مقدمه
احساس عدم خوشحالي در برخي از روزها امري طبيعي است. اما زماني که تنهايي و نا اميدي جاي اين احساس را مي گيرد و از بين نمي رود مي تواند منشا اصلي افسردگي باشد. بيش از حد احساس غمگيني داشتن و افزايش ميزان افسردگي باعث مي شود که شما مانند قبل نتوانيد از زندگي لذت ببريد. تفريحات و دوستانتان به اندازه قبل شما را خوشحال نمي کنند. شما هميشه خسته هستيد و در آخر روز احساس مي کنيد که له شده ايد. وقتي افسرده هستيد نا اميد مي شويد اما با همکاري و مساعدت مي توانيد بهتر شويد. در حاليکه اگر نشانه ها و علائم و دلايل و نحوه درمان آن را بدانيد مي توانيد مشکل را حل کنيد.
ما همگي در زندگي بالا و پايين مي رويم. ناراحتي، واکنش طبيعي در برابر مشکلات زندگي است. خيلي از افراد از کلمه افسردگي براي توضيح احساسات غم يا ناراحتي شان استفاده مي کنند. اين در حالي است که افسردگي با ناراحتي بسيار متفاوت است.
بعضي از مردم افسردگي را زندگي کردن در يک سوراخ تاريک توصيف مي کنند اين در حالي است که برخي ديگر احساس ناراحتي و غم ندارند بلکه احساس پوچي و عدم وجود زندگي و احساس خالي بودن مي کنند. نشانه ها هرچه باشد افسردگي با ناراحتي طبيعي فرق دارد. افسردگي زندگي هر روزه شما را پر مي کند. کار شما را منحل مي کند، درس خواندن و خوراک شما را دچار مشکل مي کند. احساس نداشتن پشتوانه، نااميدي و احساس بي ارزشي و ... را در شما ايجاد مي کند.
افسردگي چيست ؟
افسردگي يک تغيير حالت خلق به صورت مداوم و پايدار است که مي تواند جنبه هاي مختلف زندگي انسان را در بر بگيرد. افسردگي با احساس بي ارزشي، احساس گناه ، احساس تنهائي ، نااميدي ، غمگيني ، شک و ترديد مکرر در کفايت و توانائيهاي شخصي مشخص مي شود . گاهي ممکن است افکار خودکشي نيز وجود داشته باشد . دقت شود که همه ما گاهي احساس دلتنگي و غم مي کنيم . اين احساسها جزء بيعي موجود انساني است .
نشانه هاي افسردگي :
الف : نشانه هاي بدني
* خواب بيش از حد زياد و يا بيش از حد کم
* کاهش يا افزايش وزن
* خوردن افراطي يا نداشتن اشتهاي طبيعي
* يبوست ( کارنکردن منظم شکم )
* چرخه ي نامنظم قاعدگي
* در دوره هاي فعاليت جنسي (پس ازبلوغ جسماني– جنسي) کاهش يانبود تدريجي ميل جنسي.
ب : نشانه هاي عاطفي ( احساسي ) :
* غمگيني * اضطراب * خشم
* نااميدي * احساس درماندگي و سردرگمي
* نوسانات خلقي ( ناميزان بودن خلق )
* احساس گناه و بي ارزشي
ج : نشانه هاي رفتاري :
* گريه هاي بدون دليل مشخص و واضح
* نداشتن انگيزه کافي براي پيگيري اهداف
* عدم علاقه به رسيدگي شخصي، نظم و آرامش و آراستگي ظاهر
* به سرعت دچار خشم شدن
دراصطلاح رايج ( عصبي شدن سريع و ناگهاني )
د : نشانه هاي افکار خود تخريب گرانه :
* احساس درماندگي ، ياس و نااميدي
* انتقاد و ايرادهاي مکرر از خود
* خودسرزنشي و سرزنش خود به خاطر وقايع و حوادث ناخوشايند
* احساس بازنده بودن
* بدبيني نسبت به آينده
* افکار آسيب رساندن به خود يا ديگران
علل افسردگي : چرا انسانها افسرده مي شوند ؟
دلايل عمومي ورايج عبارتند از :
- فقدان قابل توجه ( سوگ و مرگ عزيزان ، شکستهاي عاطفي ، مالي )
- نبود روابط معنادار و سالم فردي و اجتماعي
- ياس و نااميدي
- فقدان کنترل بر محيط ( شخص تصور مي کند که نمي تواند براي تغيير حوادث و رويدادهاي نامناسب زندگي خودکاري انجام دهد) .
- انتظارات و باورهاي غير واقع بينانه از زندگي خود .
افسردگي در نوجوانان:
افسردگي مي تواند همه افراد را در هر سن و سال و در هر كشور و در هر مرحله از زندگي مبتلا نمايد . آن دسته از افرادي كه در دوره نوجواني و جواني و يا در دوره اي از زندگي شان به بيماري افسردگي مبتلا شده اند آمادگي بيشتري براي افسرده شدن دارند. گرچه در دوره بلوغ و نوجواني به افسردگي آنان توجه كمتري شده است. بر طبق پژوهش هاي انجام شده معمولاً افسردگي در سنين بين 15 تا 19 سالگي براي اولين بار تظاهر مي نمايد . مشخص شده است كه در اواخر قرن اخير افسردگي به طور چشمگيري در جوانان رو به افزايش بوده است . برخي بررسي ها نشان داده است كهبيست درصد دانش آموزان به طور عميق دچار غم زدگي يا دچار بعضي از انواع دشواري هاي رواني و يااختلالات رواني مي باشند .
دنيايي كه ما در آن به سر مي بريم و زندگي مي كنيم،ميزان كشمكش هايش افزايش يافته و بسياري از جوانان آمادگي برخورد و سازش با اينفشارهاي رواني ندارند.
به هر حال در پاسخ به اين پرسش كه چرا بعضي از نوجوانان و جوانان دچار افسردگي مي گردند جواب هاي ساده اي وجود ندارد . زيرا بروز افسردگي تقريباً و هميشه در رابطه با علل وعوامل متعددي شروع مي گردد.
افسردگي در جوانان:
افسردگي به مجموعه علائمي گفته مي‌شود که در رفتارهاي کلامي و غيرکلامي انسان،براساس شرايط محيطي و يا برخي تغييرات فيزيولوژيک منعکس مي گردد،بنابراين بايد گفت:
افسردگي خفيف زودگذر با علائم اندک رو به زوال از حالات عاطفي انسان است و افسردگي طولاني با علائمي افزاينده،اختلال عاطفي شمرده مي شود.
ابتدا و انتهاي دوره جواني از اهميت بسياري برخوردار است، در خود فرورفتگي، بي هدفي،سرگرداني
معمولا از علائم شايع افسردگي در دوران جواني است.ناکامي در کنکور،ارزش گذاري شخصيت براساس تحصيلات،اشتغال،فشارهاي بيش از اندازه ي والدين از جمله عوامل مهم در بروز افسردگي در ميان جوانان است.
در ميان مراجعان به مطب هاي روانشناسي شکست هاي تحصيلي و عاطفي از عمده ترين دلايل ايجاد افسردگي به حساب مي آيند.
برخلاف تصور عمومي که افسردگي صرفا محصول استرس است،بعضي ديگر از انواع افسردگي بدن زاد هستند و به دليل اختلالات در نظام عصبي بدن ايجاد مي شوند.
به طور عادي افسردگي در جوانان بر روي عواطف ، افکار ، ‌رفتار و رابطه با ديگران تأثير مي گذارد. اغلب قيافه اي درهم و درفکر جوان افسرده و غمگين به نظر مي رسد.
از زندگي لذت نمي برد و انگيزه فعاليت در انجام دادن کارهايش را ندارد؛ از اجتماع و رابطه گروهي و خانوادگي دوري مي کند؛ در افکارش تغييراتي به وجود مي آيد که نمي داند درست است يا خير ،‌به دليل افکار وانديشه هاي منفي که دارد نمي تواند خودش را به درستي بشناسد و در نتيجه آينده خود را مبهم و سردرگم احساس مي کند اضطراب که اغلب ناشي از احساس خطري نادانسته و ناشناخته است معمولاً در نوجوانان و جوانان همراه افسردگي و به طور يکسان آشکار مي گردد.
هنگامي که افسردگي شدت بيشتري مي يابد ، ‌احساس بي ارزش بودن ،‌ نااميدي ، شک و بدبيني ( به اين گونه که مورد اذيت و آزار ديگران قرار گرفته است ) به سراغ افراد افسرده مي آيد.
بيست در صد افسردگي در جوانان به شکل حالات افسردگي و سرخوشي تظاهر مي نمايد که اين شکل عواطف ،حالات پراکنده اي دارند . يک روز افسرده ، غمگين ، گيج و مبهوت و يک روز هيجان زده و حتي سرزنده و شاد به نظر ميرسند.
علائم افسردگي در جوانان چيست؟
تشخيص بسياري از علائم و نشانه هاي افسردگي در جوانان خصوصاً آنهايي كه ممكن است افسردگي پنهان و در نتيجه علائم پنهان داشته باشند كار دشواري است . با وجوداينمي توان نشانه هاي افسردگي جوانان را مشابه نشانه هاي افسردگي در ديگر افراد دانست.
به طور عادي افسردگي در جوانان بر روي عواطف ، افكار ، ‌رفتار و رابطه با ديگران تأثير مي گذارد . جوان افسرده و غمگين به نظر مي رسد . اغلب قيافه اي درهم و درفكر فرو رفته دارد . از زندگي لذت نمي بردو انگيزه فعاليت در انجامدادنكارهايش را ندارد؛ از اجتماع و رابطه گروهي و خانوادگي دوري مي كند؛ در افكارش تغييراتي به وجود مي آيد كه نمي داند درست است يا خير ، ‌به دليل افكار وانديشه هاي منفي كه دارد نمي تواند خودش را به درستي بشناسد و در نتيجه آينده خود را مبهم و سردرگم احساس مي كند و در مدرسه معمولاً نتايج تحصيلي خوبي ندارد.
اضطراب كه اغلب ناشي از احساس خطري نادانسته و ناشناخته است معمولاً در نوجوانان و جوانان همراه افسردگي و به طور يكسان آشكار مي گردد . همچنين ممكن است نوعي ترس مبهم ( ترس مرضي ) بروز نمايد كه در وضعيت هاي خاصي به سراغ فرد مي آيد ، مانند ترس از رفتن به مدرسه و ...
هنگامي كه افسردگي شدت بيشتري مي يابد ، ‌احساس بي ارزش بودن ،‌ نااميدي ، شك و بدبيني ( به اين گونه كه مورد اذيت و آزار ديگران قرار گرفته است ) به سراغ افراد افسرده مي آيد . آن گونه كه ديده شده است. در بعضي مواقع افسردگي با حالات بي قراري،بيش از حد فعال شدن و رفتارهاي ضد اجتماعي خودنمايي مي كند و در نوجوانان موجب اختلالات يادگيري ‌،پرخاشگري و بعضي از رفتارهاي مخاطره آميز ميشود.
در بعضي از تحقيقات چنين حدس زده شده كه بيست در صد افسردگي در جوانان به شكل حالات افسردگي و سرخوشي تظاهر مي نمايد كه اين شكل عواطف ،حالات پراكنده اي دارند . يك روز افسرده ، غمگين ، گيج و مبهوت و يك روز هيجان زده و حتي سرزنده و شاد به نظرميرسند . همچنين در افسردگي پنهان با شكايت هاي جسمي-معمولاً شكايت هاي جسمي با بيماري جسمي كه فرد ذكر مي كند نمي تواند ارتباط منطقي داشته باشد– از جمله تغييرات اشتها، پرخوري عصبي وبي اشتهايي: عصبي كه بيشتر جنبه رواني دارندروبرو هستيم.‌ بي اشتهايي عصبي گاهي به حدي است كه فرد هيچ ميلي به غذا خوردن ندارد. در بعضي مواقع احساس خستگي به حدي است كه مدت ها مي خوابد و باز هم كمبود خواب مي نمايد و معلوم نيست به چه ميزان به خواب احتياج دارد . برعكس بعضي از آنان دچار كم خوابي مي شوند و از سردردهاي مزمنو دردهاي دستگاه گوارش ( معده و روده ) شكايت دارند
اغلب افراد جامعه جوانان را انسان هايي مضطرب و نگران تصورميکنند؛‌يعني افرادي با نوسانات عاطفي و هيجانات شديد و ناگهاني. جوانان با بسياريازبرخوردهاي جديد و فشارهاي رواني خصوصاً در اوج دوران بلوغ روبه رو هستند و به اين دليل بعضي از آنان دچار مشکلات زيادي مي گردند .
بيشتر مردم بنا به برداشت هاي شخصي،نوسانات عاطفي جوانان را جزئي ازتغييرات عادي و بخشي از دوره بلوغ مي دانند .
با وجوداين مشخص گرديده که تمامي اين نوسانات عاطفي نمي تواند ناشي از رشد و پيشرفت در دوره بلوغ و نوجواني باشد . در حقيقت براي بسياري از جوانان نشانه هايي مانند ناخوشايند بودن زندگي ، نارضايتي ، سردرگمي ، تنهايي و انزوا ، احساس بي ارزش بودن و رفتارهاي ضد اجتماعي و ... ممکن است و يا مي تواند نشانه هايي از افسردگي باشد .
سال ها تصور مي شد که کودکان و نوجوانان به افسردگي مبتلا نمي شوند . اما در حال حاضر مشخص و تأکيد شده است که جوانان هم مانند ديگر افراد ممکن است به بيماري افسردگي مبتلا گردند .
افسردگي حالتي است که به طور آشکار و مشخص با عواملي مانند : نوع زندگي روزانه ، انواع مشاغل اجتماعي ، عادي بودن زندگي روزمره و خوش و بشاش بودن بستگي دارد . متأسفانه در سي سال گذشته سرعت خودکشي در جوانان سه برابر شده است . از سويي ديگر مي توان چنين برداشت نمود که افسردگي جوانان به درمان و برنامه هاي درماني به شکل رضايت بخش جواب ميدهد . به همين دليل و براي آگاهي از انجام کمک هاي ضروري بايد پدرها و مادرها،آموزگاران وافراد جامعه را به شناختن بيماري افسردگي در مراحل مختلف زندگي تشويق نمود .
اگر شما نوجواني را مي شناسيد و حدس مي زنيد که از افسردگي رنج مي برد، در بهترين موقعيت کمک کردن به او قرار داريد ،‌اما متأسفانه و در بيشتر مواقع تشخيص اين که نوجواني افسرده است يا خير مشکل است .
گاهي نوجوانان و جوانان نسبت به روابط خود با ديگران بي احساسهستند و چهره اي غمگين دارند ويااز ديگران مأيوسندو خود را بي ياور مي بينند.اين را بدانيم که در اين حالت ، در ابتدا اين گونه جوانان نياز به فردي دارند که به سخنان آنان گوش دهد نه اين که به نصيحت بپردازد. اين يک نوع مهارت است که بايد مورد توجه فرد کمک کننده قرار گيرد . در همين راستا بايد جوان افسرده را به زندگي کردن تشويق و اميدوار نمود ،‌ زيرا بلافاصله بعد از شروع برنامه هاي درماني امکان دارد که جوان افسرده زندگي روشن و اميدوار کننده اي را در پيش روي خود داشته باشد .
پيامد هاي افسردگي:
1.خودکشي
مصيبت بار ترين پيامد افسردگي خود کشي است.اکثريت30000نفري طبق گزارش هاي سالانه در آمريکا با خودکشي به زندگي خود پايان ميدهند دچار افسردگي هستند.
ميزان شيوع افسردگي و خودکشي در دوران بلوغ به شدت افزايش مي يابد.بعضي از مطالعات انجام شده نشان مي دهد که تقريبا يک سوم جوانان دچار حالت افسردگي مي شوند و يک سوم اين افراد در طول اين دوران براساس معيارهاي تشخيصي دچار اختلال افسردگي هستند.افکار خودکشي در ميان جوانان افسرده در مقايسه با جوانان معمول تر است.خودکشي سومين دليل در بين جوانان بين15تا 20سال است و ميزان خودکشي در ميان جوانان در مقايسه با کل جمعيت بسيار بيشتر است.نکته ي قابل توجه اين است که اقدان به خودکشي(در اثر افسردگي)در بين جوانان عمدتا از قبل برنامه ريزي مي شوند و به دليل واکنش هاي فرد بر اثر احساس درماندگي نيست.
2.اعتياد:برخي از مردم براي رفع عوارض و نشانه هاي افسردگي به استفاده از الکل و داروهاي غيرمجاز روي مي آورند. پزشکان به اين پديده «خود درمانگري»
مي گويند. اثرات الکل يا دارو مي تواند موقتا احساس غمگيني، گناه يا بي ارزش بودن را کاهش دهد. اما هنگامي که اثر آن ها از بين رفت، احساسات بد دوباره باز خواهند گشت. اين چرخه مي تواند به استفاده مداوم و نهايتا معتاد شدن بينجامد.پيامدهاي افسردگي نيز مي تواند شخص را به سوي اعتياد سوق دهد. افراد افسرده معمولا از ارتباطات اجتماعي کناره مي گيرند و حتي ممکن است در حفظ شغل خود نيز مشکل پيدا کنند. آن ها در بيشتر اوقات گوشه گير و تنها هستند و بدون داشتن يک شبکه اجتماعي پشتيبان، براي آسايش و راحتي به الکل يا دارو متوسل مي شوند .
3.اضطراب:
اضطراب خويشاوند افسردگي، افراد را در همه ي گروه هاي سني مي‌آزارد و مي‌تواند به ويژه براي نوجوانان زيان‌بخش باشد. کاملا معمولي و حتي رايج است که افراد، اضطراب را تجربه کنند؛ مخصوصا در دوره‌هاي پرتنش زندگي، مانند پيش از يک آزمون يا ملاقات‌هاي مهم. براي بسياري، اين اضطراب سودمند است، چون سبب ايجاد انگيزه در آن ها مي‌شود تا مطالعه ي بيشتري انجام دهند يا رفتار بهتري داشته باشند. اما براي افراد فراوان ديگري، اضطراب، بيش از دوره‌هاي پرتنش استاندارد است. تنش‌هاي گاه و بي گاه سبب نگراني نمي شود و حتي مي‌تواند براي سلامتي سودمند باشد، اما بسياري از افراد به طور پيوسته اضطراب را تجربه مي کنند. مردم، به ويژه نوجواناني که از اضطراب رنج مي‌برند، درمي‌يابندکه درزندگي روزمره ي آن ها ممکن است مشکلاتي همانند ترس‌ها يا نگراني‌هاي طولاني مدت پيش آيد.
درمان افسردگي
براساس گزارش انجمن روان پزشكان آمريكا 85 در صد مبتلايان به افسردگي كبير تا حد زيادي درمان مي شوند. از اين گذشته تشخيص به موقع بيماري سبب كاهش ، مدت و شدت بيماري مي شود و با درمان مناسب مي توان از بازگشت بيماري پيشگيري كرد يا از شدت آن كاست.
دو نوع درمان متداول براي افسردگي وجود دارد: روان درماني و دارو درماني، يعني استفاده از داروهاي ضد افسردگي. مسئله اين است كه غالباً افسردگي، غلط تشخيص داده مي شود و بيماران عموماً به چهار تا پنج پزشك يا روان پزشك مراجعه مي كنند تا يكي از آنها به درستي بيماري را تشخيص دهد و درمان كند. در بعضي موارد تشخيص درست داده مي شود ولي داروهاي آرامبخش و خواب آور دو برابر ميزان نياز و يا كمتر از مقدار مناسب تجويز مي گردد. از اين گذشته بسياري از بيماران گمان مي كنند دچار ضعف شده اند و به پزشك مراجعه نمي كنند. در حالات شديد فاقد انرژي و اميد به آينده اند.
طول درمان به نوع آن و شدت افسردگي وابسته است. در آزمايش هاي باليني 50 تا 60 درصد بيماران ظرف چهار تا شش هفته و گاهي دو تا چهار هفته به درمان پاسخ مي دهند، درمان كامل بين چهار تا شش ماه انجام مي گيرد.
روان درماني به عكس دارو درماني ظرف شش تا هشت هفته بهبود نشان مي دهد. ولي براي بهبود كامل تا دوازده هفته طول مي كشد. اگر روان درماني در اين مدت سود بخش نبود، دارو درماني بايد آغاز گردد.
متخصصان، بستري كردن بيماران را در چهار حالت زير توصيه مي كنند:
1.وقتي بيمار قصد خودكشي دارد؛
2.وقتي بيمار چنان دلمرده است كه نمي تواند غذا بخورد؛
3.وقتي بيمار نشانه هايي از روان پريشي دارد؛
وقتي كه بيمار به بيماري خطرناك ديگري مثل ديابت مبتلا باشد.4
دارو درماني افسردگي: داروهاي ضد افسردگي موادي هستند كه از افسردگي جلوگيري مي كنند يا آن را تسكين مي دهند.
اين داروها مغز افراد افسردهرا به توليد مواد شيميايي عصبي كه فاقد است ، وادار مي سازد.
وقتي كسي احساس مي كند كه افسردگي پايان پذيرفته نبايد مصرف دارو را قطع كند ، بلكه بايد با نظارت پزشك تدريجاً به اين كار اقدام نمايد. از آنجا كه سالخوردگان عموماً داروهاي بيماري هاي ديگر را مصرف مي كنند ، پزشك و بيمار بايد در مورد ناسازگاري داروها با هم هوشيار باشند.
روان درماني افسردگي:
روان درماني افسردگي انواع گوناگون دارد ( متجاوز از 200 نوع ) كه اساس همه آنها گفت و گو با بيمار است.
روش هاي روان درماني در دو گروه جاي مي گيرند:
1)جهت دهنده به بينش بيمار درباره ي ريشه هاي بيماري يا افزايش آگاهي او از انگيزش ناخودآگاه خود؛
2)رفتار درماني شناختي كه عمدتاً در تغيير رفتار بيمار و فرآيندهاي انديشه او متمركز است؛ حال آنكه رفتار درماني تلاش مي كند راه هاي تغيير رفتار را به بيمار بياموزد تا بر افسردگي غلبه كند.
تلاش روان درماني، رفع تعارض هاي رواني بيماران و اصلاح رفتارهاي نادرست و شيوه هاي تفكري است كه به افسردگي انجاميده است. درمان جهت دهنده بينش بيمار به او امكان مي دهد بفهمد كه چرا افسرده شده است. حال آنكه رفتار درماني تلاش مي كند راه هاي تغيير رفتار را به بيمار بياموزد تا بر افسردگي غلبه كند.
ديگر انواع درمان افسردگي:
چند نوع درمان ديگر غير از دارو درماني و روان درماني افسردگي وجود دارند: درمان با ايجاد تشنج به وسيله الكتريسيته، نور درماني و درمان هاي جانشين، درمان با ايجاد تشنج به وسيله الكتريسيته براي بيماراني تجويز مي شود كه به اختلالات شديد خلق و خوي مبتلا هستند.
نور درماني ، به وسيله نور فلوئورسان با شدت 1000 واحد ( لوكس ) انجام مي گردد.درمان هاي جانشين مثل ورزش منظم، در بيمار اعتماد به نفس ايجاد ميکند. از اين گذشته سبب افزايش تراز اندورفين در بدن مي شود.
اندورفين به بخش هايي از مغز اثر مي كند كه دست اندركار ادراك درد و هيجان اند. ميزان اين ماده در افراد افسرده كمتر از معمول است.
آمار شيوع افسردگي:
رتبه دوم بيماري‌ها در کشور
شيوع اختلالات رواني در جمعيت بالاي 15 سال کشور 21.3 درصد در مناطق روستايي و 20.9 در مناطق شهري برآورد شده است. شايع‌ترين اين اختلالات افسردگي بوده است.
طبق آمار سازمان جهاني بهداشت در سال 2009 امروزه حدود 450 ميليون نفر از مردم دنيا از بيماري‌هاي مختلف روحي و رواني رنج مي‌برند. طبق آمار ديگري بيماري‌هاي رواني پس از حوادث غيرعمومي در کشور به‌طور مشترک با بيماري‌هاي قلبي و عروقي رتبه دوم را در کشور دارد. شيوع اختلالات رواني در جمعيت بالاي 15 سال کشور 21.3 درصد در مناطق روستايي و 20.9 در مناطق شهري برآورد شده است. شايع‌ترين اين اختلالات افسردگي بوده. اين بيماري 60 درصد مرگ و مير‌هاي دنيا را به خود اختصاص داده است. طبق اين آمار افسردگي چهارمين عامل ناتواني بوده و به زودي در دنيا به دومين علت شناخته خواهد شد. اين در حالي است که در کشور ما افسردگي اولين علت ساليان از دست‌رفته عمر به علت ناتواني است.

هيچ چيز مثل ديدن يک کودک يا نوجوان افسرده ذهن و روح آدمي را به خود مشغول نمي کند; که چرا؟ تا چند سال پيش باور کلي در بين روانشناسان اين بود که: کودک ...

وقتي مي شنويم کسي دچار افسردگي است به فکرمان خطور نمي کند که شخص بيمار کودکي خردسال باشد، اما بايد گفت که کودکان و حتي نوزادان نيز دچار افسردگي مي شون ...

در تمامي جوامع دنيا، زنان بيش از مردان دچار افسردگي مي شوند. اين اختلاف مي تواند ناشي از عوامل گوناگون زيستي، روان شناختي، محيطي، فرهنگي و يا ترکيبي ا ...

گروه علمي: افسردگي علائمي چون احساس غمگيني، شکست ، ناراحتي و کلافگي، هيجان و استرس، بي‌علاقگي به همه چيز و گاه همه‌کس مشخص مي‌شود؛ در واقع بيمار با بي ...

● علائم بيماري عدم انگيزه، عدم تحرک، انزواطلبي، عدم نشاط، خيره شدن به نقطه اي مبهم، ميل به خودکشي، پريشان حالي، پرخاشگري، عدم تعادل، فراموشي، نشنيدن و ...

شايد در اطرافيان خود افرادي را بشناسيد که به اختلال رواني دچار باشند و علاوه بر آن مشکل خوابيدن هم داشته باشند. شايد فکر کنيد دليل اين که او نمي تواند ...

ما اغلب در توصيف حالات روحي خود از کلماتي مانند افسرده يا مضطرب و مانند آن استفاده مي کنيم. اما واقعا چه زماني بايد در مورد اين حالات نگران بود و به ...

اختلال دوقطبي که به آن اختلال سرخوشي-افسردگي نيز اطلاق مي شود، نوعي عملکرد نامناسب مغزي است که با تغيير شديد در خلق و خو همراه است. اين اختلال به افت ...

دانلود نسخه PDF - افسردگي