up
Search      menu
آموزش,روانشناسی :: مقاله اعراب فعل PDF
QR code - اعراب فعل

اعراب فعل

اقسام اعراب فعل

مي دانيم كه فعل هاي ماضي و امر، مبني و فعل مضارع، معرب است، حال در مورد اقسامِ اعرابِ فعلِ مضارع بحث مي كنيم.
فعل مضارع چون معرب است هم چون اسمِ معرب گاهي اعرابش لفظي و گاهي تقديري است و در چهار مورد خلاصه مي شود:
الف) اعراب لفظي:
فعل مضارع هم چون اسم، رفع و نصب را مي پذيرد ولي جرّ را قبول نمي كند و به جاي آن مجزوم مي شود. پس گاهي رفعش به ضمّه و نصبش به فتحه و جزمش به سكون است و آن، مخصوصِ فعل هاي مضارعِ مفردِ صحيح است، به استثناي مفردِ مخاطبه مؤنّث. چون براي آن حكمي است كه بعداً ذكر مي شود. رفع به ضمّه مثل فعل «يَرْفَعُ» و «نَرْفَعُ» در آياتِ «اِذْ يَرْفَعُ اِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ»، «نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ» و نصبِ به فتحه مثل «نَقْدِرَ» در «فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ»و جزمِ به سكون مثل «تَعْلَمْ» در «اَلَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللَّه عَلي كُلِّ شَيْ ءٍ قَديرٍ».
ب) اِعراب به حذفِ نون يا ثبوت نون:
مخصوص افعالِ خمسه است. افعال خمسه عبارتند از: تثنيه مذكر و مؤنّث و جمع مذكّر و مفرد مخاطبِ مؤنّث از فعل مضارع در فعل صحيح يا غيرصحيح. كه با حذف مشتركاتِ تثنيه، پنج صيغه اند و آن ها «يَفْعَلانِ»، «يَفْعَلُونَ»، «تَفْعَلانِ»، «تَفْعَلُونَ» و «تَفْعَلينَ» هستند.
اعرابِ به ثبوتِ نون، در حالت رفعيِ اين افعال و اعرابِ به حذفِ نون، در حالت هاي نصبي و جزميِ آن ها است. حالت رفعي (ثبوت نون) به ترتيب مذكور مانند:
«هُما يَسْتَغيثانِ اللَّهَ»، «قُضِيَ الأَْمْرُ الَّذي فيهِ تَسْتَفْتِيانِ»، «يُؤثِرُونَ عَلي اَنْفُسِهِمْ»، «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيوهَٔ الدُّنْيا» و «ماذا تَأْمُرينَ»حالت نصبي و جزمي (حذف نون) از جمع مذكّر مجزوم و منصوب مانند: «فَاِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا»، مخاطبِ مؤنثِ منصوب مثل «اَلاّ تَحْزَني » كه در اصل «اَنْ لاتَحْزَني » بوده. بنابراين كه «لا» نافيه و «اَنْ» ناصبه و اصلِ «تَحْزَني »، «تَحْزَنينَ» بوده. نونِ عوضِ رفع، به نصبي حذف گرديده. و از مخاطبِ مؤنّثِ مجزوم مثل «فَكُلي وَاشْرَبي وَقَرّي عَيْناً» كه هر سه كلمه در اصل با نون بوده است.
▪ دو تذكّر
۱) ممكن است كلمه «اَنْ يَعْفُونَ» در آيه «اِلّا اَنْ يَعفُونَ» مورد نقض قاعده مذكور شود به اين كه «يَعْفُونَ» بعد از «اَنْ» ناصبه واقع شده و نون از آن حذف نگرديده. جواب اين است كه «يَعْفُونَ» جمع مؤنّث است نه مذكّر و از فعلِ «عَفَوَ يَعْفُوُ» مشتق شده. پس واوش لام الفعل و نونش علامتِ جمع مؤنث است نه عوضِ رفع و فعلش مبني است نه معرب و بر وزن «يَدْعُونَ» مي باشد.
۲) گاهي نون از افعالِ خمسه بدون ناصب يا جازم حذف مي شود و حذف مذكور، مخصوصِ ضرورت شعر است مثل:
اَبيتُ اَسْري وَتَبيتي تَدْلُكي
وَجْهَكِ بِالْعَنْبَرِ وَالْمِسْكِ الزَّكي
كه در اصل تَبيتينَ» و «تَدْلُكينَ» بوده است.
ج) رفع به تقدير ضمّه (اعراب تقديري) نصب به فتحه (اعراب لفظي) و جزم به حذفِ لامُ الفعلِ كلمه. اين اعراب، مخصوص فعل مضارعي است كه ناقص واوي يا يائيِ مفرد است، البتّه مفردِ غيرمخاطبِ مؤنّث. حالت رفعي مثل «هُوَ يَغْزُو وَ يَرْمي » و نصبي مانند «اَنْتَ لَنْ تَغْزُوَ وَلَنْ تَرْمِيَ» و جزمي مثل «اَنَا لَمْ اَغْزُ وَلَمْ اَرْمِ» و از قرآن كريم ناقص يائي در حالت رفعي مثل «اِنَّها تَرْمي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ» فعل «تَرْمي » چون بدون ناصب و جازم است مرفوع به رفع تقديري است و در اصل «تَرْمِيُ» بوده. ناقصِ واوي در حالت رفعي مثل «اِلَيْهِ اَدْعُوا وَاِلَيْهِ مَابِ» كه چون بدون ناصب و جازم است مرفوع به رفع تقديري است و در اصل «اَدْعُوُ» بوده ودر حالت نصبي مثل «لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ اَمْوالُهُمْ» كه فتحه بر ياء ظاهر شده و در حالت جزمي مثل «وَلاتَدْعُ مَعَ اللَّهِ اِلهاً اخَرَ» كه در اصل «تَدْعُوُ» بوده واو به جزمي حذف شده.
د) رفع به تقديرِ ضمّه (اعراب تقديري) نصب نيز به تقديرِ فتحه (اعراب تقديري) و جزم به حذفِ لام الفعل. اين اعراب مخصوصِ فعل مضارع مفردِ ناقصِ اَلفي است. البتّه منظور، مفرد غيرِ مخاطبِ مؤنّث است. به تفصيلي كه در ذيل «ج» ذكر شد. مثل «هُوَ يَسْعي »، «اَنْتَ لاتَسْعي » و «نَحْنُ لَمْ نَسْعَ» و از قرآن كريم حالت رفعي، مثل «هُوَ يُدْعي اِلَي الْاِسْلامِ»، «كُلُّ اُمَّهٍٔ تُدْعي اِلي كِتابِها»، «وَاَمّا مَنْ جائَكَ يَسْعي وَهُوَ يَخْشي فَاَنْتَ عَنْهُ تَلَهّي » كه فعل هاي ناقص الفي چون ناصب و جازم ندارند مرفوعند و رفعِ آن ها به تقديرِ ضمّه است. و حالت نصبي، مثل «وَلَنْ تَرْضي عَنْكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصاري» و حالت جزمي، مثل «وَلَمْ يَخْشَ اِلَّا اللَّهَ».
● عوامل رفع، نصب و جزم مضارع
بعد از آن كه اقسام اعرابِ فعل مضارع بيان شد عوامل اين اعراب نيز بايد شناخته شود.
▪ عامل رفع
عاملِ رفع، معنوي است و آن مجرّد بودنِ فعل مضارع از عاملِ نصب و جزم است ولي عوامل نصب و جزم، لفظي است كه به ترتيب بيان مي شود.
▪ عوامل نصب
فعلِ مضارع را حروف «اَنْ، لَنْ، كَيْ واِذَنْ» نصب مي دهند چنان كه در جلد اوّل اين كتاب ذكر گرديد و اينك به مباحثي كه آن جا نيامده مي پردازيم.
۱) اَنْ
▪ «اَنْ» ناصبه دو علامت دارد:
الف) اول وقوع آن در ابتداي كلام مثل «اَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ» كه فعل مضارع را به تأويل مصدر مي برد پس تقديرش، «صِيامُكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ» است.
ب) دوم وقوع آن بعد از فعلي كه بر غيريقين دلالت كند، مثل «وَالَّذي اَطْمَعُ اَنْ يَغْفِرَلي »، زيرا اگر كلمه قبل از «اَنْ» بر يقين دلالت كند، «اَنْ» ناصبه نيست بلكه مخفّف از ثقيله است و فعل بعدش مرفوع مي شود نه منصوب، مثل «عَلِمَ اَنْ سَيَكُونُ» و اگر فعل قبل از «اَنْ» معناي گمان و ظنّ داشته باشد جايز است «اَنْ» ناصبه يا خفيفه باشد و در فعل بعدش نيز رفع و نصب جايز است ، مثل «اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ يُتْرَكُوا» و ناصبه بودن ارجح است و به همين دليل، اجماع قاريان، بر حذف نونِ «يُتْرَكُوا» است، تا ناصبه باشد. نه بر وجود نون، تا مخفّف از ثقيله باشد.

فعل و انفعالات بسته‌بندي و محتويات آن به خاطر استفاده از مواد حساس ميكروويو و سيني‌هاي دوتايي (دولايه) قابل استفاده در اجاق مي باشد كه توسط آزمايشگاه ...

● تاريخچه در هزاران سال پيش که بشر متوجه اهميت پرندگان شکاري شد ، بيشتر به عنوان وسيله اي براي تهيه شکار و غذا از آنها استفاده مي کرد و نگهداري از آنه ...

▪ روانپريشي ( جنون ) : اختلال در کارکرد پديده هاي احساس ، ادراک, عاطفه، توجه، تمرکز، تفکر، قضاوت و شعور, و به طور کلي مجموعه ي روند ها و پديده هاي روا ...

خلاقيت ميلي ذاتي است که در وجود انسان به وديعه نهاده شده است . انسان مظهر خلاقيت الهي است(مطهري).خلاقيت براي تمامي عرصه هاي زندگي و سلامت فکر و روح ان ...

زمستان هميشه با سرماخوردگي جسمي و زکام و تب و لرز همراه نيست، گاهي نيز موجب ترس و لرز آدمي مي شود و سرماخوردگي روحي را نيز به همراه دارد. اين تنها پزش ...

بهداشت رواني واژه اي است که هر بار با شنيدن آن بيش از هر چيز ياد سلامت روحي و رواني مي افتيم. شايد انسان دوره معاصر بيش از هر چيز ديگر به واسطه پيشرفت ...

دانلود نسخه PDF - اعراب فعل