up
Search      menu
زمین شناسی,جغرافیا :: مقاله اشتقاق قاره‌اي PDF
QR code - اشتقاق قاره‌اي

اشتقاق قاره‌اي

کاربرد تکنيک پالئو مغناطيسي در دهه‌هاي 1950 و 1960 نشان داد که قاره‌ها در جهت شمال - جنوب در طي زمان زمين شناسي مهاجرت کرده‌اند. به اين پديده که قاره‌ها در اثر حرکات تکتونيکي ، پيوسته در حال تکاپو و مهاجرت هستند، اشتقاق قاره‌اي مي‌گويند.
ديد کلي
قبل از طرح پديده اشتقاق قاره‌اي ، که بر پايه شواهد متعدد هندسي ، تکتونيکي ، تطابق ليتولوژيکي ، تطابق چينه شناسي و ... به جهانيان عرضه شد ، لازم است نحوه تکوين پوسته قاره‌اي نخستين و متعاقب آن علت اساسي اشتقاق قاره‌اي بيان شود.
تکوين پوسته قاره‌اي نخستين
بر اساس مدل تجمعي همگن که براي تکوين سيارات لايه لايه‌اي شبه زميني در نظر گرفته شده است، حرکت مايع فلزي خارج نشده Fe-Ni از سطح سياره به مرکز آن توام با ايجاد انرژي فوق‌العاده زيادي بوده است. اين انرژي گرمايي به احتمال زياد در پيشاني حرکت اين قطره عظيم تجمع يافته و علاوه بر ذوب ترکيب کندريتي گوشته نخستين که منجر به تکوين مذابهاي مخلوط نشدني سيليکاته و آلياژ Fe-Ni شده است، باعث ايجاد سلولهاي کنوکسيوني در گوشته نخستين شده است.
دياپيرهاي سيليکاته توليد شده نسبت به محيط در بر گيرنده چگالي کمتري داشته‌اند. به احتمال زياد محل چکيدن قطره فلزي از بخش شمالي سياره و تشکيل ابرقاره نخستين در قطب جنوب آن ميسر شده است. وجود آثار متعدد يخچالي و رسوبات مربوطه به دوره پرکامبرين در اغلب سپرهاي قديمي حکايت از استقرار آنها در موقعيت قطبي مي‌باشد. بر اساس تئوري تکتونيک غشايي ويلسون ، صفحات صلب که بر روي کره‌اي مانند زمين قرار مي گيرند، با توجه به محل استقرار خود ، استرسهاي متفاوتي را تجربه مي کنند. زمين کره‌اي است با قطبين تخت و استواي برآمده و محدب و بر اساس اين تئوري قطعات صلب ليتوسفري زماني که در قطب زمين مستقر باشند.
در مرکز آنها استرسهاي فشارشي و در حواشي آنها استرسهاي کششي و در حواشي آنها استرسهاي فشارشي متمرکز خواهد شد، با توجه به پديده تقارن شعاعي در سلولهاي کنوکسيوني ، حرکت ابرقاره پانژه آ از محل قطب جنوب به موقعيت استوايي شايد ناشي از عدم استقرار اين ابرقاره بصورت متقارن نسبت به مرکز سلولهاي کنوکسيوني بوده است. اين امر باعث حرکت جهت دار ابرقاره به سمت استواي زمين شده است و با تغيير محل استقرار آن و توسعه رژيم کششي در مرکز آن ، مقدمات اشتقاق قاره‌اي فراهم شده است.
شواهد اشتقاق قاره‌اي
با در نظر گرفتن قطب چرخشي صفحات و زاويه چرخش مي‌توان از نظر هندسي حواشي مشابه قاره‌ها را به هم متصل کرد ، اين کار امروزه با مدلهاي رياضي و کامپيوتري به خوبي انجام شده است. نخستين بازسازي توسط اسميت و هالام (1970) انجام شد. در حالت کلي شواهد زير از اشتقاق قاره‌اي حمايت مي کنند:
* کمربندهاي چين خورده:
ادامه کمربندهاي چين خورده پالئوزوئيک در ابرقاره‌هاي گندوانا و لورازيا يکي از شواهد اشتقاق قاره‌اي است. بهترين مثال کمربندهاي چين خورده کالدونين اروپاي شمالي و آپالاشين در شرق آمريکاي شمالي است. تشابه رسوبات از نظر جنس ، ابعاد و دانه بندي و محتواي فسيلي از شواهد مهم به شمار مي آيند.
* تشابهات ساختاري:
روندهاي اصلي ساختاري در حواشي قاره‌اي مشابه از ديگر علائم اثبات اشتقاق قاره‌اي محسوب مي شوند. مثلا روند محورهاي چين خوردگي ، گسلهاي اصلي و ساز و کار مشابه آنها در حواشي متشابه.
* انطباق سني:
انطباق سني واحدهاي سنگي در طرفين قاره‌هايي که زماني به هم متصل بوده اند از ديگر علائم اثبات اشتقاق قاره‌اي محسوب مي شوند.
* مناطق آذرين مشابه:
توده‌هاي نفوذي و يا سنگهاي آتشفشاني مشابه در حواشي متشابه از دلايل اشتقاق قاره‌اي محسوب مي شوند.
* مقاطع چينه‌اي:
سکانسهاي رسوبي همسن و مشابه از نظر ترکيب ، دانه بندي و ديگر اختصاصات رسوبي مي تواند يکي ديگر از دلايل اشتقاق قاره‌ها در حواشي قاره‌ها محسوب شوند.
* مناطق فلز زايي:
تشابه مناطق کاني سازي شده در حواشي قاره‌هايي که اکنون از هم فاصله زيادي دارند، مي‌تواند در بازسازي وضعيت قاره‌ها در گذشته و اشتقاق آنها کمک کند.
* شواهد آب و هوايي:
شرايط آب و هوايي نوع رسوبات تشکيل شده و تنوع زيستي را کنترل مي کند و به همين دليل انواع نهشته‌هاي ريفي ، کربناته ، تبخيريها ، طبقات قرمز قاره‌اي ، طبقات نفت و ذغال‌دار ، فسفريت‌ها ، لاتريت‌ها و بوکسيت‌ها و نهشته‌هاي يخچالي در محيط هاي مختلف از نظر آب و هوايي تشکيل مي شوند که خود تابعي از عرض جغرافيايي است. لذا با تکيه بر اين شواهد مي‌توان حواشي مشابه قاره‌اي را از نقطه نظر شواهد آب و هوايي ، عرض جغرافيايي و نوع رسوب تشکيل شده کنترل نمود.
* شواهد فسيل شناسي:
اشتقاق قاره‌اي علاوه بر اين که باعث جدايش قطعات قاره‌اي و يافت شدن فسيلهاي مشابه در دو قطعه‌اي که اکنون فاصله زيادي از هم دارند مي شود، از طرف ديگر مي تواند با مهاجرت قاره‌ها به عرضهاي جغرافيايي متفاوت باعث ايجاد روندهاي تحولي و تکاملي متفاوتي بر روي جانوران مشابهي گردد که بعد از اشتقاق پروسه‌هاي تحولي متفاوتي را پشت سر گذاشته‌اند. از جمله اين شواهد مي‌توان به يافته شدن بقاياي گياهان و جانوران (گانگاموپتريس و گلوموپتريس و ليستروزوروس و مزوزوروس) در قاره‌هاي آفريقا ، امريکاي جنوبي و قطب جنوب اشاره کرد.
* شواهد پالئو مغناطيسي :
مغناطيس باقيمانده در سنگهاي مشخص ابزار مناسبي است که اطلاعات جالبي از مهاجرت قاره‌ها در طول زمان در اختيار ما قرار دهد. تغييرات جهت آن در طول زمان و اندازه گيري دقيق آن مي‌تواند الگوي حرکتي قاره‌ها را مشخص نمايد. موقعيت قطب ظاهري در زمانهاي مختلف يک منحني را معرفي مي کند که به نام منحني سرگرداني قطبي (APW) معروف است. اگر منحني سرگرداني براي قطعات قاره‌اي يکسان باشد ، به معني آن است که اشتقاق صورت نگرفته است ولي تفاوت در منحني سرگرداني قاره ها نشان مي دهد که قطعات قاره اي نسبت به هم حرکات متفاوتي داشته اند.
البته در بررسي حرکت قاره‌ها ، حرکت شمالي – جنوبي بخوبي از روي منحني سرگرداني قطبي قابل درک و دريافت است. ولي حرکت در جهت شرقي – غربي را نمي‌توان استنباط نمود. مطالعات پالئومغناطيسي براي سرزمينهاي قبل از مزوزوئيک بهترين وسيله است، چرا که الگوي حرکتي بسياري از قطعات ليتوسفري را با توجه به نوارهاي مغناطيسي بستر اقيانوس که سني قديمي تر از 200 ميليون سال ندارند را مي‌توان تعيين کرد. ولي براي بررسي الگوي حرکتي قاره‌ها در قبل از مزوزوئيک نمي‌توان از نوارهاي مغناطيسي بستر اقيانوس مدد گرفت. مطالعات دقيق نشان داده است که منحني سرگرداني قطبي آمريکاي شمالي اوراسيا مشابه‌اند و براي اين دو قاره قطب چرخش نيز تعيين شده است.
تعيين حرکت نسبي صفحات با ليزر
در نقشه برداري با ليزر ، با استفاده از نقاط ثابت واقع در پشت منظومه شمسي (استفاده از يک کويزار) يا ماهواره‌اي که در مدار زمين در حال چرخش است يا با استفاده از يک بازتابنده ليزري واقع بر سطح ماه ، از چند ايستگاه رصدهايي انجام مي شود و با انجام مشاهدات دوره‌اي در دو سر خط مبنايي که در دو صفحه مجاور قبلا مشخص شده اند، مي‌توان سرعت و جهت حرکت صفحه‌ها را بدست آورد. مهمترين روشهاي فرازميني VLBI و SLR است.
روش دقيقتر موقعيت يابي راديويي ماهواره‌اي SRP است که وقتي در حد يک در ميليون دارد و تلاش مي شود اين دقت به يک در ده ميليون برسد. در حالت کلي عوامل مختلفي بر روي سرعت صفحات اثر مي گذارند که شامل فاصله نقاط از قطب چرخش ، وجود مناطق فرورانش در اطراف يک صفحه که با افزايش اين مرزها ، سرعت حرکت صفحه افزايش مي‌يابد ، وجود بلوکهاي قاره‌اي متصل به قطعات ليتوسفري که بزرگي و وسعت آنها تعيين کننده سرعت حرکت صفحات قاره‌اي است و با افزايش حجم قطعات قاره‌اي سرعت کاهش مي يابد.

محيطهاي قاره‌اي (Concinental-environments) مقدمه محيطهاي قاره‌اي توسط دو عامل آب و هوايي ، گرما و رطوبت متاثر و کنترل مي‌شوند. اين محيطها با مشخصات مت ...

اطلاعات اوليه عوامل زيادي از جمله فيزيکي ، زيست شناسي ، زمين شناسي در تشکيل محيطهاي رسوبي موثر مي‌باشند. بطور کلي هر محيط رسوبي تعيين کننده مجموعه ويژ ...

سنگ آهک کربنات کلسيم CaCO۳ به ندرت به صورت آهک خالص در طبيعت پيدا مي شود اين سنگ بيشتر به صورت آهک رسي , آهک ماسه اي و دولوميت يافت مي گردد ناخالصيهاي ...

▪ کانيهاي سنگين: سنگهاي آذرين و دگرگوني حاوي يک سري کانيهاي سنگين با وزن مخصوص بيشتر از ۲.۶۵ (وزن مخصوص کوارتز) و ۲.۵۶ تا ۲.۷۶ (وزن مخصوص فلدسپاتها) م ...

کروژنها مواد آلي رسوبي شکننده اي هستند که در حلالهاي مواد آلي غيرمحلول هستند و داراي ساختمان پليمري مي باشند. مواد آلي شکننده اي که در حلالهاي آلي محل ...

واژه فسيل (سنگواره) از کلمه لاتيني فسيلس گرفته شده که به معناي درآوردن چيزي از طريق حفاري است. موضوعي که مورد مطالعه اين علم قرار مي گيرد شامل بقايا ي ...

دانلود نسخه PDF - اشتقاق قاره‌اي