up
Search      menu
آموزش,روانشناسی :: مقاله اسکيزوفرني PDF
QR code - اسکيزوفرني

اسکيزوفرني

اطلاعات کامل در رابطه با اسکيزوفرني

اختلافات زيادي بر سر تشخيص روانپزشکي اسکيزوفرنيا وجود دارد. اين جزوه تئوري ها و ايده هاي متفاوتي که درباره نحوه تشخيص، علل و درمان اين بيماري وجود دارد را توضيح مي دهد. اين جزوه همچنين به کسي که مبتلا به چنين بيماري است و همينطور به خانواده و دوستان او راهنمايي هاي عملي مي کند.
واژه اسکيزوفرنيا بطور وسيع در نظام روان پزشکي استفاده مي شود.
روانپزشکان آن را نوعي جنون (psyhosis) مي شناسند. به باور آنها فرد اسکيزوفرنيک قابليت تميز دادن بين افکار، ايده ها و تصورات قوي خودش و واقعيت (ادراکات مشترک، مجموعه ايده ها و ارزش هاي افراد ديگري که در فرهنگ او آن را واقعيت مي نامند) راندارد. از جمله عوارض اين بيماري اين است که فرد ممکن است صداهايي را بشنود يا ممکن است فکرکند که افراد ديگر مي توانند فکر او را خوانده و يا افکار او را کنترل کنند.
بيشتر روانپزشکان اين عوارض را ناشي از نوعي اختلاط رواني (psychiatric disorder) مي دانند و براي درمان آنها «تسکين بخش» (tranquillizers) قوي تجويز مي کنند. البته همه اين باورها درباره چنين وضعيت روحي را قبول ندارند. تفسير ديگر از اين وضعيت روحي آن را ناشي عکس العمل منطقي يا طبيعي نسبت به وقايع سخت زندگي مي داند، بعبارت ديگر آن را حالت افراطي اضطراب تشخيص مي دهد. بسياري مايلند به اسکزوفرنيا در «تماميت» خود نگاه کنند. آنها بر لزوم درک تجربه فردي يا شخصي و اهميت اينکه اين تجربه چه تاثيري بر فرد گذاشته، تاکيد مي کنند.
شنيدن صدا، بعنوان مثال، در فرهنگ هاي مختلف و نظام هاي مذهبي مختلف، معاني مختلف دارد.
چگونه روانپزشکان اين وضعيت را تشخيص مي دهند؟
مشکلاتي از اين قبيل معمولا با سردرگمي يا حتي تغييرات قابل ملاحظه در رفتار صورت مي گيرد. مهم است که بتوان عوامل ممکن ديگر را حذف کرد.
اين عوارض ممکن است مشابه مشکلات ديگر روحي مانند «اختلاط دو قطبي» (bipolar disorder) يا «اختلاط اسکيزوفرنيک ساز» (schizoaffective disorder) باشد، يا در نتيجه مشکلات جسمي معيني رخ داده باشد.
روانپزشکان اين وضعيت روحي را با توجه به عوارض مثبت و منفي متفاوتي تشخيص مي دهند:
عوارض مثبت شامل اينهاست:
اغتشاش فکري
حالت هزياني (hallucinations)، مانند شنيدن صداها و يا اصوات ديگر
اوهام (delusions)
عوارض منفي شامل اينهاست:
احساس بي تفاوتي يا بي احساسي
ناتواني در تمرکز کردن
اجتناب از تماس با افراد ديگر
نياز داشتن به حفاظت
اغتشاش فکري
کسي در اغتشاش فکري است که نتواند رشته منطقي افکارش را دنبال کند و ايده هاي او درهم ريخته و يا به سختي قابل فهم توسط ديگران باشد. اين وضعيت امکان محاوره را سخت کرده و ممکن است به حس تنهايي و انزواي فرد کمک کند.
حالت هزياني (Hallucinations)
برخي افراد صداهايي را مي شنوند که ديگران نمي شوند. اين صداها ممکن است صداهاي آشنا، دوستانه يا انتقادي باشند. اين صداها ممکن است رفتار يا افکار فرد شنونده را بررسي مي کنند و يا ممکن است به او بگويند چه بايد بکند. صرف شنيدن اين قبيل صداها به معناي داشتن اسکيزوفرنيا نيست.
بر اساس برخي تحقيقات در حدود چهار درصد جمعيت اين قبيل صداها را مي شنوند و براي بسياري اين وضعيت باعث مشکلي نمي شود. ولي کساني که مبتلا به اسکيزوفرنيا هستند جزو کساني هستند که بيشترين صداهاي انتقادي و غيردوستانه را مي شنوند. آنها ممکن است اين صداها را همه عمرشان شنيده باشند، ولي يک واقعه سخت در زندگي ممکن است شنيدن اين صداها را براي آنها شديدتر و دشوارتر کرده باشد.
برخي مواقع افراد علاوه بر اين گونه صداها اصوات ديگر هم مي شنوند.
اوهام (Delusions)
اوهام به باورها و تجاربي مي گويند که ديگران در داشتن آنها شريک نيستند. بعنوان مثال ممکن است کسي فکرکند که او توسط افراد پليس مخفي تعقيب مي شود و يا توسط نيروهاي غيبي کنترل مي شود که افکار معيني را در سر او گذاشتند.
عوارض منفي
به اين عوارض که شامل کناره گيري اجتماعي، بي تفاوتي و ناتواني در تمرکز را شامل مي شوند، عوارض منفي و نه مثبت مي گويند زيرا خصوصيات آنها چندان روشن نيست. براحتي نمي توان گفت که آيا اين عوارض بخشي از عوارض اسکيزوفرنيا هستند و يا آنها عوارض عکس العمل فرد در مقابل چيزهاي ديگري است که باعث سرخوردگي و ترس او شده اند. بعنوان مثال بسته به اينکه فرد از چه تجربه اي برخوردار است، ممکن است براي ساعات متمادي بي حرکت و ساکت بنشيند و يا بدور مداوم در حرکت باشد.
همچنين چنين عوارضي مي توانند واکنشي نسبت به رفتار سايرين باشد. در اغلب موارد کسي که داراي مشکلات عقلي يا ذهني است، با بي توجهي يا تبعيض مواجه مي شود، و اين باعث مي شود که او احساس انزوا، افسردگي يا نوميدي بکند.
آيا ممکن است برخي افراد احتمال بيشتري در ابتلاء به اين بيماري داشته باشند؟
از هر صد نفر يک نفر در مقطعي از زندگي اش – معمولا وقتي يک فرد بالغ جوان است -- به اين بيماري مبتلا مي شود. اين رقم براي زن و مرد کماکان يکي است، ولي مردها معمولا در سن جوانتري به اين بيماري مبتلا مي شوند. احتمال بيشتري دارد که به شما گفنه شود که مبتلا به اين بيماري هستيد اگر که في الحال يکي از اعضاي خانواده تان اين بيماري را داشته است.
تخمين زده شده است که حدود يک سوم کساني که از چنين اختلاطي رنج مي برند فقط يک بار در زندگي شان آنرا تجربه ميکنند. يک سوم ديگر آنها ممکن است اين وضعيت را گهگاه تجربه کنند. در حالي که يک سوم ديگر ممکن است آن را براي هميشه تجربه کنند.
وقتي يک روانپزشک از تجارب فرهنگي، مذهبي و يا اجتماعي متفاوتي از بيمار خود برخوردار است ممکن است در تشخيص او دچار اشتباه شود. بعنوان مثال، در انگلستان اين نگراني وجود دارد که چرا در بين کساني که تشخيص داده شده است از اين بيماري رنج مي برند بطورغير متناسبي تعداد زيادي از مردان جواني که از آفريقا يا جزاير کارائيب مي آيند (African-Caribbean) وجود دارند. اين وضعيت باعث شده که برخي از متخصصين اين ايده را مطرح کنند که گويا کل ايده اسکيزوفرنيا متکي به باورهاي نژادپرستانه است. برخي افراد بر اين باورند که از آنجا که در بين متخصصين، يکانگي در تعريف، علل، و درمان مناسب براي اسکيزوفرنيا وجود ندارد بنابراين نبايد آن را بعنوان يک اختلال رواني تعريف کرد.
آيا کساني که از اسکيزوفرنيا رنج مي برند خطرناک هستند؟
در وسايل ارتباط جمعي در باره اسکيزوفرنيا بيش از ساير اختلاطات رواني ديگر اطلاعات غلط وجود دارد. يکي از اسطوره هاي غلط عمومي در اين باره اين است که گويا اسکيزوفرني به معناي شخصيت دوگانه است و کسي که از اين وضعيت رنج مي برد ممکن است از حالت آرام به حالت غير قابل کنترل تغيير مزاج بدهد.
اغلب در مطبوعات و تلويزيون داستانهاي اغراق آميزي در باره اسکيزوفرنيک ها وجود دارد و از آنها بعنوان افرادي خطرناک که بايد تحت کنترل داروهاي آرامبخش باشند و در تيمارستان نگه داشته شوند، ياد مي کنند. در حقيقت تعداد قتل هايي که توسط افراد مبتلا به اختلاطات رواني طي ده سال اخير رخ داده است در همان سطح پائين باقي مانده است حال آنکه طي اين دوره تعداد قتل هاي مرتکب شده در انگلستان بطور قابل ملاحظه اي افزايش يافته است.
بسياري از کساني که از اسکيزوفرنيا رنج مي برند مرتکب جرايم خشونت آميز نمي شوند و بسياري از اين گونه جرايم توسط اين افراد صورت نمي گيرد. مطابق تحقيقات صورت گرفته افرادي که معتاد به الکل يا مواد مخدر هستند ممکن است دو برابر افراد مبتلا به اسکيزوفرني مرتکب جرايم خشونت آميز شوند.
رابطه بين اسکيزوفرنيا و جرايم جدي چنان غير متعين است که هر گونه پيش بيني درباره ارتباط اين دو تقريبا غيرممکن است. مردم اغلب از دست کساني که صداهايي مي شوند، خيلي مي ترسند. مهم است که به ياد داشته باشيم که چنين کساني عليرغم شنيدن اين گونه صداها از قدرت تشخيص براي آنکه بر اساس آنها رفتار کنند يا نکنند برخوردارند درست مثل بقيه که به آنها گفته شود کاري را بکنند. اين صداها اغلب به اين افراد مي گويند که خودشان را بکشند تا اينکه فرد ديگري را به قتل برسانند.
خيلي ها عليرغم شنيدن روازنه اين صداها تصميم مي گيرند زنده بمانند.
چه چيز باعث اسکيزوفرني است؟
بعلت وجود اختلاف نظر درباره اسکيزوفرني به سادگي نمي توان گفت که علت آن چيست ولي مي توان گفت که ايده هاي متفاوتي در اين باره وجود دارد.
ارث بردن
متحققيني که در صدد يافتن يک ژن اسکيزوفرني بودند تاکنون چنين چيزي را پيدا نکرده اند. البته اين باور وجود دارد که برخي ژن ها ممکن است برخي افراد را در ابتلاء به عوارض اين بيماري آماده تر کنند هر چند اين لزوما به اين معنا نيست که اين عوارض تا حد بيماري کامل رشد خواهند کرد.
وضعيت جسمي افراد، نحوه بزرگ شدن آنها و محيطي که در آن رشد مي کنند احتمالا در ابتلاء به اين بيماري نقش ايفاء مي کنند به همان سان که وضعيت فيزيولوژيک آنها ممکن است چنين نقشي داشته باشد.
وضعيت شيميايي بدن
تحقيقات بيو شيمي بر بررسي ميزان دوپمين ارتباط هاي عصبي (neurotransmitter dopamine) متمرکز بوده که مسئول حمل پيغام هاي بين سلول هاي مغر هستند. تئوري که در اين زمينه وجود دارد حاکي از اين است که مقدار بيش از حد دوپمين در افراد اسکيزوفرنيک وجود دارد، ولي هنوز معلوم نيست که آيا اين ماده شيميايي در رشد اسکيزوفرنيا نقش دارد يا نه.
بهر حال داروهاي آرامبخش قوي براي تاثير گذاشتن بر سيستم توليد دوپمين بدن درست شده اند.
تجارب خانوادگي
تئوري هائي مطرح شده دال بر اينکه نوعي خاص از خانواده ها ممکن است در ابتلاء به اين بيماري نقش داشته باشند، ولي هنوز اين تئوري اثبات نشده است. عموما اين باور پذيرفته شده که تجارب اوليه زندگي در تشکيل شخصيت فرد نقش دارند.
وقايع سخت زندگي
بررسي هاي علمي و همينطور روايات شخصي حاکي از اين است که شرايط بسيار سخت زندگي در شروع اسکيزوفرنيا ممکن است نقش داشته باشند. اين وقايع شامل وقايعي مي شود که زندگي يک نفر را تغيير داده است مانند از دست دادن کسي که به او نزديک بوده است يا دشواري معمول تغيير شغل. فشارهاي ديگر زندگي مانند بي خانماني، فقر، و آزار نژادي و جنسي ممکن است در ايجاد اين بيماري نقش داشته باشند.
بر اساس يکي از مطالعاتي که صورت گرفته، بيش از نيمي از کساني که مي گويند صداهاي منفي مي شنوند علت آن را سوء استفادهاي جنسي و فيزيکي مي دانند. حدود يک چهارم از اين افراد حس گناه نسبت به رفتار خود را علت شنيدن اين صداهاي منفي بيان کردند.
استفاده نادرست از مواد شيميايي
هيچکس هنوز رابطه بين استفاده نادرس از مواد شيميايي و بروز اين بيماري را اثبات نکرده است. بسياري از محققين فکر نمي کنند چنين ارتباطي وجود داشته باشد، ولي شواهد غيرعلمي (anecdotal evidence) وجود دارد که بر وجود اين رابطه تاکيد مي کند. ممکن است که کساني که تشخيص داده شده است به اين بيماري مبتلاء هستند عکس العمل بدي نسبت به داروهاي معيني دارند.
در مجموع، بسياري از متخصصين فکر مي کنند که ترکيبي از يک رشته عوامل مختلف در بروز اسکيزوفرني نقش دارد: ترکيب ژنتيک کسي ممکن است او را بيشتر آماده ابتلاء به بيماري کند، ولي شرايط سخت زندگي و يا بويژه تجارب خانوادگي و زندگي ممکن است در شروع عوارض اين بيماري دخيل باشند.
از چه کمکي مي توانم برخوردار شوم؟
اگر شما به دکتر خانوادگي تان (GP) مراجعه کنيد او ممکن است براي شما داروهايي را تجويز کند و يا به شما نوعي روان درماني را عرضه کند. او ممکن است در صورتي که بخواهيد شما را به يک روانپزشک و يا به يک «تيم امراض رواني در محل» (community mental health team) معرفي کند تا از شما بررسي هاي بيشتري بعمل آورند.
بسياري از کساني که از اسکيزوفرني رنج مي برند در همان محل هميشگي خود زندگي مي کنند ولي اگر عواقب بيماري سريعا و بطور جدي بروز کنند در آنصورت ممکن است لازم باشد به بيمارستان برويد.
تجويز دارو
از داروهاي آرامبخش امراض رواني (antipsychotics) که همينطور از آنها بعنوان «تسکين بخش» (trasnquillisers) و يا قرص اعصاب (neuroleptics) نام مي برند معمولا براي کنترل عوارض مثبت اين بيماري استفاده مي شود. اين داروها ممکن است عوارض جانبي نامطلوب داشته باشند، بويژه اگر به مقدار زياد استفاده شوند، و يا باعث تسکين فرد شوند به آن حد که براي او مشکل شود تا از اثرات مثبت گفتار درماني استفاده کند. عوارض جانبي اين داروها از جمله شامل اين چيزها مي شود: عوارض مربوط به اعصاب ماهيچه (مانند لرزش دستان، سفت شدن ماهيچه ها) و اثرات «آنتي ماسکرينيک» (antimuscarinic effects) (تيرگي بينايي، بالا رفتن ضربان قلب، يبوست ، سرگيجگي).
داروهاي قديمي تر آرامبخش امراض رواني مانند کلروپرومازين (chlorpromazine) که اسم تجاري آن لارگاتيل (Largactil) است و هيلوپريدال (haloperidol) که اسامي تجاري آن سره نيس (Serennace) و هالدول (Haldol) است با عواقب جانبي شديد و دراز مدت همراه هستند مانند صدمه دائمي به سيستم مرکزي اعصاب (که به آن تارداو ديسکينزيا مي گويند – tardive dyskinesia). ضوابط جديد درباره استفاده از اين داروها حاکي از اين است که بيمار بايد در پائين ترين حد ممکن ازاين داروها استفاده کند. هر وقت که ممکن است چنين افرادي بايد از داروهاي جديدتر آرامبخش غيرعادي مانند ريسپردون (risperidone)، اولان زاپين (olanzapine)، کوه تياپين (quetiapine)، امي سلپرايد (amisulpiride)، و زوته پين (zotepine) استفاده کنند. اين داروها با هدف تخفيف عوارض مربوط به اعصاب ماهيچه تهيه شده اند. نه فقط اين داروها مطمئن تر هستند بلکه عواقب منفي بيماري را نيز کم مي کنند. اين داروها ممکن است بشکل قرص، شربت و يا مايه قابل تزريق عرضه شوند و ميزان استفاده از آنها روزانه، هفتگي، هر دو هفته يکبار و يا ماهانه باشد.
اين داروها نمي توانند بطور کامل از بروز بيماري جلوگيري کنند ولي شواهدي در دست است که نشان مي دهد آنها در کم کردن شدت و فواصل بروز بيماري موثر هستند. استفاده از ميزان کم اين داروها ممکن است بهترين روش براي کنترل عوارض بيماري و تخفيف عوارض جانبي خود داروها باشد. اگر شما از اين داروها استفاده مي کنيد ميزان مصرف آنها بايد بطور منظم مرور شود تا مصرف آنها به حداقل ممکن برسد.
افراد بطور متفاوت به اين داروها عکس العمل نشان مي دهند، و ممکن است مقداري آزمايش لازم باشد تا بهترين نوع دارو براي يک فرد تشخيص داده شود.
براي بسياري از افراد استفاده از اين داروها در کاهش عوارض بيماري بسيار موثر است ولي برخي از بيماران اصلا آن را مفيد نمي يابند. برخي از افراد بعلت عوارض جانبي اين داروها از استفاده آنها احتراز مي کنند و برخي احساس مي کنند به آنها اصلا نيازي ندارند.
مراقبت در محل (Community care)
هر فرد که براي استفاده از خدمات روانپزشکي در انگلستان معرفي شده است بايد نيازهايش ارزيابي شده و نحوه مراقبت مطابق با برنامه موسوم به «روش مراقبت از بيمار» (Care Programme Approach - CPA) تنطيم شود. اين ارزيابي بايد نيازهاي مراقبت پزشکي و اجتماعي شما را بطور کامل تعيين کند. يک هماهنگ کننده نيازهاي درماني شما بايد مسئوليت وضعيت شما را عهده دار باشد. شما از اين حق برخوردار هستيد که بگوييد به چه نيازهايي احتياج داريد و حتي مي توانيد در زمان طرح اين نيازها کسي را بعنوان وکيل تان با خود داشته باشيد. اين ارزيابي شمامل مددکاران و خويشاوندان بيمار هم مي شود. (همين روش کار در ويلز هم وجود دارد).
«تيم امراض رواني در محل» (community mental health team) معمولا اين گونه ارزيابي ها را انجام مي دهند. هدف از اين ارزيابي اين است که شما بتوانيد بطور مستقل زندگي کيند. اين تيم مي تواند به شما درباره مسائل عملي مانند امور اداري مربوط به دريافت کمک هاي مالي از دولت، تامين مسکن و يا ساير خدمات ديگر از قبيل رفتن به مراکز درماني روزانه (day centres) و يا مراکز کمک هاي فوري (drop-in centres) کمک کند. اين تيم همينطور مي تواند ترتيب اين را بدهد که يک پرستار امور رواني محلي (community psychiatric nurse – CPN) شما را در محل مسکوني تان ملاقات کند. اين پرستاران داروهاي تان را به شما تزريق مي کنند و ممکن است به شما کمک هاي عملي ديگر هم بکنند. همينطور ممکن است امکانات ديگري وجود داشته باشد مانند متخصصين بهبود شرايط کار (occupational therapists) که به شما در کسب قابليت هاي لازم براي انجام کارهايي که مايل هستيد انجام دهيد کمک خواهند کرد.
شما مي توانيد بعنوان بخشي از برنامه «روش مراقبت از بيمار» (CPA) و يا بطور جداگانه از دفتر خدمات اجتماعي بخواهيد تا نيازهاي شما براي برخورداري از خدمات مراقبتي در محل (community care services) را ارزيابي کند. اين مي تواند شامل همه چيز از خدمات روزانه گرفته تا نياز شما به مسکن باشد با اين هدف که اين خدمات را در محل مسکوني خودتان و يا در محل مسکوني ديگري که متناسب با نياز شما مجهز شده، فراهم کند.
شما ممکن است به مددکار اجتماعي (caseworker) احتياج داشته باشيد که مشخصا روي وضعيت تان کار مي کند و از آنجا که اکنون عرصه هاي زيادي از خدمات ديگر رايگان نيستند در آنصورت بايد هزينه اين خدمات نيز در ارزيابي نيازهاي تان منظور شود. وقتي که نوعي نيازي که شما براي آن به مراقبت احتياج داريد برسميت شناخته شود ديگر مي توانيد براي حق پرداخت مستقيم (Direct Payments) تقاضا کنيد و بجاي آنکه مددکارتان توسط دفتر خدمات اجتماعي تامين مي شود خودتان او را استخدام کرده و يا به يک مرکز درماني روزانه معيني برويد.
شما بايد بتوانيد اطلاعات لازم درباره خدمات درمان رواني محلي تان را از دکتر خانوادگي تان، يا از دفتر خدمات اجتماعي، يا از شعبه محلي انجمن Mind، يا از «تيم امراض رواني در محل» (community mental health team)، يا از شهرداري محلي يا يکي از سازمانهاي خيريه بدست آوريد. اطلاعات دقيق در اين باره را همينطور مي توانيد در دفتر شماره هاي تلفن محلي بدست آوريد.
پذيرش به بيمارستان
اگر شما بطور ويژه اي احساس اضطراب مي کنيد در آنصورت لازم است به جايي برويد که امن و کم دردسرتر باشد. در شرايط فعلي اين به معناي رفتن به بيمارستان است. ممکن است در بيمارستان بعلت مجاورت با کسان ديگري که آنها نير مضطرب هستند، و يا برخوردار نبودن از امکان فضاي شخصي و يا حمايت مورد نياز وضعيت دشواري را بوجود آورد. البته امکاناتي مانند خدماتي که توسط خود بيماران گردانده مي شود (service-user) و يا گروه هاي امدادي بيماران که در بيمارستان وجود دارند بتوانند در برآوردن برخي از نيازها مفيد و کمک کننده باشند. قبل از ترک بيمارستان شما بايد بخواهيد تا نيازهاي تان را ارزيابي کنند تا بتوانيد در بيرون از بيمارستان يک زندگي مستقل داشته باشيد.
اگر از رفتن به بيمارستان خودداري کنيد ممکن است شما را مطابق «قانون 1983 سلامت رواني» (Mental Health Act 1983) بطور اجباري در بيمارستان بستري کنند. شما مي توانيد با بخش حقوقي انجمن Mind در اين باره مشورت کنيد.
خدمات اضطراري
در برخي مناطق، عرضه خدمات اضطراري جايگزين بستري شدن در بيمارستان شده است. از جمله اين خدمات يکي تامين محل مسکوني اضطراري است، حال آنکه در برخي مناطق هدف عرضه کمک به افراد نيازمند در خانه هاي خودشان است. هدف عمده اين خدمات اين است که از رفتن افراد به بيمارستان جلوگيري شود. در عرضه اين خدمات، استفاده از دارو براي درمان بسيار کم است و درمان، بيشتر به گفتار درماني وحمايت شخصي متکي است.
وکالت
وکلاء کارکنان مجرب و تعليم يافته اي هستند که نقش شان مساعدت به افراد در ابراز خواستها و نيازهاي شان است و همينطور به آنها براي دسترسي به اطلاعات غيرمغرضانه کمک کرده و نظرات شان را در مقابل ديگران نمايندگي مي کنند.
وکلائي که در بيمارستان شما مستقر هستند و يا در گروه هاي محلي کمک به بيماران رواني، مانند Mind حضور دارند مي توانند به شما در حل مشکلات ناشي از داروها و يا درمان تان کمک و مشاوره کنند و شما را راهنمائي کنند که از داروها و درمان هاي متفاوت استفاده کنيد. آنها ممکن است به شما کمک کنند که به خدمات مراقبت در محل نيز دسترسي پيدا کنيد.
محلات مسکوني با امکانات حمايتي
محلات مسکوني با امکانات حمايتي تنظيماتي است که در آنها کمک براحتي هم از طرف کارکنان و هم ازطرف مستاجرين ديگر در اختيار فرد نيازمند قرار مي گيرد. سطح امکانات حمايتي در هر کدام از اين محلات ممکن است متفاوت باشد. ولي نقش کارکناني که در آنها مستقر هستند اين است که امکان يک زندگي مستقل را تا آنجا که ممکن است براي فرد فراهم کنند. محلات مسکوني اين چنيني در هر محل هم از طرف دفتر خدمات اجتماعي ممکن است فراهم شود و هم از طرف پروژه هاي مربوط به بيماري هاي رواني، منجمله شعب محلي انجمن Mind.
دوره هاي تعليماتي حرفه اي و اجتماعي
اين دوره هاي تعليماتي در کمک به افراد براي يافتن کار، گرداندن امور مالي شان، استفاده از وسايل ارتباط جمعي، حل مشکلات و شرايط اجتماعي مفيد هستند. از هماهنگ کننده مسئول تامين نيازهاي مراقبتي تان بخواهيد تا اطلاعات بيشتر در اين باره در اختيارتان بگذارد.
چه کار بيشتر ديگري مي توانم براي بهبود زندگي ام انجام دهم؟
گفتار درماني
روش هاي گفتاردرماني مانند روانکاوي، مشاوره و درمان رفتار دماغي (cognitive behaviour therapy- CBT) مي توانند به فرد اسکيزوفرنيک کمک کنند تا با بيماري خود کنار بيايد. اين روش ها با تشخيص مسائل بيمار، بررسي عواقب اين مسائل، تکوين روش هاي مناسب براي کنار آمدن با اين مسائل و مانع شدن از وقوع شرايط بحراني، به فرد اسکيزوفرنيک کمک مي کنند. اين روش هاي درماني به فرد کمک مي کنند تا به اهميت بررسي عوارض بيماري خود پي برده و بتواند بر آنها فائق آيد.
از دکتر خود درباره درمان هاي فردي يا خانوادگي بپرسيد. دسترسي به روش هاي گفتاردرماني اگر از استطاعت مالي آن برنيايد ممکن است دشوار باشد. برخي از پروژه هاي خيريه، مانند شعب محلي انجمن Mind، اين روش درماني را بطور مجاني تامين مي کنند.
خودياري (self-help)
گروه هاي خودياري امکان مهمي براي افراد و خانواده هاي آنها فراهم مي کنند تا در تجارب و روش هاي کنار آمدن خود با اين بيماري شريک شوند، براي عرضه خدمات بهتر مشترکا تلاش کنند، و يا به سادگي از يکديگر حمايت کنند.
کار
شما ممکن است بخواهيد از قرار گرفتن در شرايطي که بطور ويژه طاقت فرسا است اجتناب کنيد. اگر شاغل هستيد، ممکن است بتوانيد ساعات کمتري کار کنيد، يا از ساعت کار انعطاف پذيري برخوردار شويد تا تنش کار کردن برايتان کمتر شود. طبق «قانون 1995 تبعيض براساس معلوليت» (Disability Discrimination Act 1995) کارفرماياني که بيش از 20 نفر کارمند دارند بايد تنظيمات مناسب براي تسهيل اشتغال افراد معلول منجمله کساني که به کسالت هاي رواني دچار هستند، فراهم کنند.
روش هاي درماني متفاوت
برخي از کساني که به داشتن اسکيزوفرني تشخيص داده شده اند از روش هاي درماني تکميلي استفاده مي کنند براي اينکه بتوانند

شايد در اطرافيان خود افرادي را بشناسيد که به اختلال رواني دچار باشند و علاوه بر آن مشکل خوابيدن هم داشته باشند. شايد فکر کنيد دليل اين که او نمي تواند ...

«پارانويا» اصطلاحي است که توسط متخصصان سلامت روان براي توصيف سوء ظن (يا عدم اعتماد) به کار برده شده است که در مکالمه هاي روزمره و اغلب در مواقع عصباني ...

اغلب روان شناسان توافق دارند که حسادت يکي از شايع ترين هيجانات انساني است که مستقيماً به روابط بين افراد مربوط مي شود. برخي از روان شناسان حتي ادعا کر ...

افسردگي از شايع ترين تشخيص هاي روان پزشکي است که اکثر افراد در مقطع زماني خاصي دچار اين بيماري مي شوند که معمولا تا دو هفته پايدار است و در زندگي فرد ...

دانلود نسخه PDF - اسکيزوفرني