up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله اسلام PDF
QR code - اسلام

اسلام

ويژگي هاي اسلام ما

۱) آيا دين پديده اي اجتماعي است؟
با توجه به آداب و رسوم و اختلافات احوالات و گوناگوني اوضاع مردم و آنچه در اجتماعات بشري مشاهده مي شود، دين ظاهراً اجتماعي است.
مردمان صحرانشين با اين که چيزي از آداب و رسوم شهري نمي دانند، ليکن داراي اعتقاد و عبادات هستند و شهرنشينان که مقداري علم و آگاهي دارند، داراي ايمان به غيب و روش آييني و آداب ديني هستند. طبق اين دلائل آشکار و واضح، رأي دانشمندان بر آن است که هر اجتماعي داراي ديني مي باشد، ديگر اين دين هر جور و هرچه باشد و سند مصدر آن از هر منبع و مأخذي صادر شده باشد مورد بحث نمي باشد.
۲) جامعه ي بي دين
[بر ما] اعتراض وارد نسازيد، به راستي که جامعه ي کمونيستي بر اساس اعتقادات خودشان دين را ساقط کردند و چنان مي دانند که حيات ماده است و خدايي در کار نيست. در واقع اين خواسته ي کل جامعه نيست، و روش و شعار آنان صحيح و درست نمي باشد و اين تفکر انحرافِ ديني، تنها در ذهن بعضي از افراد آن جامعه ايجاد شده و قابل اعتبار نيست. اين فکر الحادي واسطه ي فقر و تنگدستي و حرمان معنوي است که نبودن دين آسماني موجب آن شده است، اگر دين مي بود و عقل را منور مي ساخت و قلب را مطمئن مي نمود، اين فجايع نمي شد. مشکل بيشتر جمعي متظاهر به دين و مختلف به قانون اسلام [که در بي ارزشي و ناقابلي ضرب المثل شده اند] آن است که حتي در باره ي محرومين و بي نوايان تنها يک روز هم همکاري نمي نمايند؛ بلکه هميشه همکار و دستيار خطاکاران و ستمگرانند.
پس اين فکر الحادي نتيجه علم و دانش و فطرت انساني نيست، بلکه تفکر غلط و بي اساسِ قلبِ قاسيِ (ناپاک) عده اي آن را به بار آورده و کينه توزي هاي طولاني که در قلب آن عده قرار گرفته، بر آن جامعه تحميل شده که به اکراه و بدون رأي و اختيار آن را قبول کرده و در اول پيدايش آن تا حال به زور سلاح حمايت شده است.
معتقدم که فطرت انساني بر تمام قدرت هايي که قصد نابودي آن را دارند، با کمال قدرت و توانايي چيره و پيروز شده و نابودشان مي کند، هرچند زمان طولاني شود.
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْکُثُ فِي الْأَرْضِ کَذَلِکَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ [۱]
«پس کفِ بيرون افتاده از ميان مي رود، ولي آنچه به مردم سود مي رساند، در زمين باقي مي ماند».
وَمَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَار[۲] «و مَثَل سخن ناپاک، چون درخت ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قرار ندارد».
۳) دين پايدار و ابدي است
اگر دين ريشه در درون انسان داشته باشد و انسان ها به اشتياق آن را بپذيرند، ديگر تصور نمي شود روزي باشد که انسان بدون دين زندگي کند و چون نفس انسان به دين اشتياق دارد و مشتاق چيزي است که خواسته اوست، همين که از آن خالي باشد دچار مشکل زيادي مي شود. بنابراين، مشکل، مشکل دين نيست چون دينداري سرشتي و فطري است، چنانکه گفتيم و اسلام آن را روشن کرده است.
فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ [۳]
«پس روي خود را با گرايش تمام به سوي اين دين کن، همان سرشتي که خدا مردم را بر آن سرشته است، آفرينش خداي تغييرپذير نيست. اين است همان دين پايدار، ولي بيشتر مردم نمي دانند».
و در حديث صحيح است:
«کُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَي الْفِطْرَة» هر نوزادي براساس فطرت راستين آفريده شده است.
۴) مشکل نبودن تعليمات ديني
مشکل و گرفتاري حقيقي نبودن تعليمات ديني است، چرا که تعليمات موجب نبوغ فکري و آشکار شدن، هنرهاي نهفته و پنهان در نفس انسان و واسطه ترقي روحي و کمال مادي مي باشد. انسان هاي گذشته ي دوران جاهليت هرنوع عقايدي که به آنان تلقين مي شد قبول مي نمودند و توانايي بحث و مخارج درسي نداشتند، با اين که آنچه که به آنان تلقين شده بود از خرافاتي باشد که عقل آن را قبول نداشته باشد و علم آن را مردود بداند، ولي الان آن مسئله گذشته و در نظر انسان هاي عصر حاضر که عصر علم و دانش است تغيير کرده، اگر کسي دين را بخواهد بايد مورد قبول عقلش باشد، نظرش را راضي کند و در مسير پيشرفتش باشد و او را از ثمره ي تلاش و لذت جسمانيش محروم نسازد.
گاهي نبودن دين انسان را به سوي ناهمواري ها مي کشاند و واسطه ي انصراف علماياني که آگاهي ديني دارند و مي خواهند سهمي در ايجاد جامعه ي ديني داشته باشند، مي شود. لذا چنين افرادي فقط متوجه عقل هستند و آن را داور قرار مي دهند. مجال فرصت نيست براي آن جماعت که مي خواهند بر مبادي اسلام عزيز و تعاليم صحيح آن اطلاع کامل پيدا کنند و از آداب و اخلاق و روش آن آگاه شوند، اگرچه بعضي از ايشان اسلام را به اعمال و کردار جمعي که به اسلام منسوبند، شناخته اند. و بنابراين، شيوه ي پرنور اسلام را کريهه و زشت نشان داده اند و عارضه زشت و ناهمواري را براي دستورات واقعي اسلام فراهم آورده و حکم اسلام را مانند اديان ديگر تصور کرده اند، اينجاست که ضرورت تعليمات ديني، ضرورت پيدا مي کند.
۵) اسلام، دين تعليمي است
انسان در اين عصر به رغم غرور مادي که ظاهراً او را از دين منصرف مي کند مي بينيم که به سوي ديني مطمئن و محل اعتبار از جهتي و قادر بر کمال مادي و روحي از جهت ديگر تمايل دارد.
ما ثابت و استوار در ايمان و اعتماد مانده ايم، چرا که اسلام تنها ديني است که مورد اعتماد و مشخصات آن واضح و مبادي و مصادر آن ثابت است که از تغييرات و تحولات و تضعيف و تبديل مصون و محفوظ است. وَإِنَّهُ لَکِتَابٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَکِيمٍ حَمِيدٍ [۴] «قرآن کتاب ارزشمند و بي نظيري است، از پيش روي آن و از پشت سرش باطل به سويش نمي آيد، وحي نامه اي است از پروردگار ستوده صفات».
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ[۵] «بي ترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل کرديم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود».
اسلام ضامن ارتقاء رشد انسان، هرطور که بخواهد از کمال و معرفت و خوشبختي مي باشد.
قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَي صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ [۶]
«قطعاً براي شما از جانب خدا روشنايي و کتابي روشنگر آمده است، خدا هرکه را از خشنودي او پيروي کند، به وسيله آن کتاب به راه هايي رهنمون مي شود و به توفيق خويش آنان را از تاريکي به سوي روشنايي بيرون مي برد و به راه راست هدايت شان مي کند».
۶) اسلام برنامه اي کامل و دستوري مستقل است
اسلام برنامه اي کامل و تأمين کننده هدف حيات انسانيت مي باشد که شامل عقل و معرفت و استقلال فکري است و هر انساني را آگاه به وظايف و مقام و شخصيت خودش مي نمايد که در سايه ي آن هر فردي سيادت خود را مي يابد و هيچ زورگويي و سلطاني بر او حق ندارد، الاّ سلطان حق نباشد که «الإِسْلاَمُ يَعْلُو وَلاَ يُعْلَي عَلَيْهِ» و عقل و معرفتي به انسان مي دهد تا قدرت خداوند را در خلقت کائنات و حکمت طبيعت بشناسد.
أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ[۷]
«آيا در ملکوت آسمان ها و زمين و هرچيزي که خداوند آفريده است ننگريسته اند».
اگر انسان در خلقت کائنات فکر نکند و درک و فهم خود را در باره ي آن به کار نياندازد، از نظر اسلام جرمي دارد که در باره ي آن سؤال و محاسبه ي سخت خواهد شد.
إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا[۸]«قطعاً گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش قرار خواهند گرفت».
اسلام با عقايد پاک و عبادات و با مَثَل و قصه و داستان قرآني، به عاطفه هاي خشک شده، حيات تازه اي بخشيده و بيداري را به دل هاي خوابيده و بي حرکت داده و محرک انگيزه هاي مثبت در انسان شده تا اين که براي ارتباط شايسته و معاشرت اسلامي آماده باشد.
و از طرف ديگر کوبنده ي ظلم و ستم و بيدادگري، حافظ کرامات و شخصيت هر فرد است، هتک حرمت هيچ فردي را جايز نمي داند، ضعيفان را دست کم نمي گيرد و مال مردم را به ناحق نمي خورد.
اسلام خواهان آن است که مردم پاکترين و بهترين شيوه ي زندگي را در روي زمين داشته باشند. زندگي که شرک و بت پرستي در آن نباشد و در آن عبادات را تنها براي قصد رضاي خدا انجام دهند.
زندگي بدون ظلم و ستم و بدون استبداد که در آن عدالت و آزادي و برادري رعايت شود.
زندگي دور از جهل و بي سوادي، بلکه داراي علم و معرفت و حکمت.
زندگي عاري از گناه و جدل و سراسر طهارت و پاکي و پاکدامني.
زندگي بدون حسادت و کينه و بغض و پر از محبت و همکاري و همبستگي.
حياتي بدون اسراف و تبذير، بلکه داراي بخشش و کَرَم و ايثار.
مقصود اسلام، پاکي فرد، همکاري جمعي و تأسيس حکومتي که اساس آن شوراي و غايت و هدف نهايي آن محافظت دين و سياست دنياست، مي باشد.
اولين وظيفه حکومت اسلامي دعوت و راهنمايي به سوي دين مبين اسلام است تا اخوت و برادري انساني در جامعه برقرار باشد و مردم با سلامتي و امن و امان در سايه ي آن زندگي کنند. و در حقيقت اسلام با اين اوصاف را در اين عصر که عصر اکتشاف اتم و تمدن و علم است شايد بتوانيم به مردم ارائه دهيم.
۷) ضرورت تشکيل دولتي براي دعوت به اسلام
ضرورت دارد دولتي فراهم شود براي دعوت اسلامي؛ و اکنون بهترين و مناسب ترين وقت جهت حرکت و قيام مي باشد که به اجتماع آرا، در اروپا و آمريکا سرانجام به اين نتيجه رسيده اند که دعوت به دين اسلام جنبه وجوب پيدا کرده و تحولات و تغييرات مادي ارزش و فايده اي دربر نداشته؛ الا خسارت و تباهي نباشد، طمع و شرّ و خودخواهي، انسان را خوار و ذليل کرده و براي اصلاح نفس احتياج به مودت و دل نرمي، محبت و همکاري، گذشت و ايثار است که البته اين فضائل مخصوص دين و ايمان است، و هيچ ديني نيست غير از دين اسلام که داراي اين فضايل باشد، و اين تنها رأي علماي ما نيست، بلکه رأي دانشمندان غربي است که اسلام را تدريس مي کنند، و بر حقايق آن اطلاع کامل دارند.
گولد زيهر مي گويد: اگر ما انصاف بدهيم بايد معتقد باشيم، در روش اسلام نيروي سازنده اي وجود دارد که براي انسان خير است.
زندگي موافق با تعاليم اسلامي جاي هيچگونه نگراني و غبار پشيماني بر آن نيست، چرا که آن زندگي طالب رحمت براي تمام مخلوقات خدا مي باشد. وفا به عهد، محبت، اخلاص، دوري از غرايز و خودخواهي، اين فضايل جزء اخلاق حسنه اسلامي است.
«مسلمان صالح آن است که در زندگي اخلاق رذيله را تبديل به روش شرعي و انساني نمايد».
براي اين که هرچه سريعتر، در کوتاه ترين وقت و کمترين کوشش کارهايمان را اسلامي کنيم، لازم است دولتي قدرتمند و آماده براي دفاع از اسلام و همچنين ملتي غيور و مخلص جهت پاسداري و نگهداري آن وجود داشته باشد، زيرا افراد توانايي حفاظت اين امر و حرکت بزرگ را ندارند. بنابراين، بر دولت و يا ملتي که فراهم آمده اند لازم است که مبادي و تعاليم اسلامي را علمي و عملي مطابق قرآن و سنت عمل نمايند.
اسلام را به صورت صحيح و درست مطابق آن دستوري که براساس آن استوار و محکم پايه ريزي شده، به مردم ارائه دهيم و علم و عمل ما قويترين حجت و واضح ترين دليل و برهان براي استدلال و الزام دشمن معارض باشد.
همانا اسلام به ذات خود قوي است چون حق است، ولي احتياج به توضيح و تفسير دارد که حقيقت هاي آن روشن و نشانه هايش معلوم شود که البته هرچه در راه اسلام کوشش بشود خدمت به نفسِ انسانيت است.
و اين صدها ميليون که به اسلام ايمان آورده اند و آن را قبول کرده اند و قسمت زيادي از زمين خدا را اشغال نموده اند، احتياج ضروري به تعليمات ديني و تبليغات اسلامي دارند، چون استعداد و آمادگي قبول دين را دارند و دوست دارند انصار و لشکر مخلص دين خدا باشند.
دولت ها براي ترويج افکار و خواسته هاي مذهبي خود تمام امکانات را آماده کرده، وزارت خانه ها را تأسيس نموده و به وسايل جنگي ادبي و فني خود را مجهز کرده اند، تا بتوانند طرف مقابل را به آن قانع کنند. اگر کشورها، اين مخارج هنگفت را جهت توسعه ي افکار و انديشه هاي بشريت صرف مي نمايند، مسلمانان به بذلِ توجه و مخارج بيشتري، جهت حمايت و نگهداري و ارشاد و راهنمايي مردم به سوي دين مبين اسلام و شريعت غرّاي محمّدي، برتري و اولويت دارند که اين يک نوع جهاد است (جهاد زمانه) و از جهاد حربي کمتر نيست.
هر زحمتي در اين راه باشد جهاد بسيار بزرگي است که داراي پاداش نيک و اجر عظيم مي باشد، و وفا به ديني است که خداوند ما را به آن مشرّف کرده است.
در اين رساله، توضيح قسمتي از حقايق اسلام را در سه جنبه تقديم مي داريم:
۱) جنبه ي روحي.
۲) جنبه ي اخلاقي.
۳) جنبه ي اجتماعي.
در اين رساله ي اسلامي به غير از قوانين و دستورات اصلي اسلام واقعي، هيچ زياده روي و کم و کسري انجام نمي دهيم، و نمي خواهيم خودمان راه به دشواري بياندازيم که مضمون صحيح و درست مطالب را از تأويل خارج نماييم. هدف اصلي ما اين است که اسلام را با حقيقت و اصالت خود به مردم ارائه دهيم، تا ارزش و اعتبار و صلاحيت آن آشکار شود، چرا که اسلام روحِ حق و نورِ هدايت است.
وَکَذَلِکَ أَوْحَيْنَا إِلَيْکَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا کُنْتَ تَدْرِي مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَکِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّکَ لَتَهْدِي إِلَي صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۹]
«بدينگونه روحي از امر خودمان به سوي تو وحي کرديم، تو نمي دانستي کتاب چيست و ايمان کدام است، ولي آن را نوري گردانيديم که هرکه از بندگان خود را بخواهيم به وسيلۀ آن راه مي نمائيم و به راستي که تو به راه راست هدايت مي کني، راه همان خدايي که آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است از آنِ اوست، هشدار که همه ي کارها به خدا باز مي گردد».

درباره هنر اسلامي مي‌توان گفت كه هنر اسلامي به اصطلاح امروز يك هنر آبستره است يعني هنري است كه در حقيقت در همه‌جاي دنيا يك رنگ دارد و يك نقش دارد وبدي ...

بخش زيادي از آيات قرآني به مباحث علوم پايه چون فيزيک و شيمي اختصاص يافته است؛ زيرا نگرش قرآن، به همه چيز هستي بر محور توحيد است. از اينرو به هريک از م ...

طب اسلامي يکي از مکاتب طبي ديرپا و کل نگر مي باشد که از روزگاران کهن در پيشگيري و معالجه بيماري هاي گوناگون نقشي بنيادين داشته است. مکتب مذکور به طور ...

علم پزشکي باعث اصلي و اساسي توجه مسلمانان به علوم عقلي گرديد. بدين معني که احتياج خلفاي عباسي و اميراني که در بغداد گرد آمده و اغلب ايراني بوده اند، م ...

سازگاري اسلام با دموکراسي يا دموکراتيک بودن حکومت در اسلام، اگرچه موضوعي معاصر و تازه مطرح است، همواره بخشي از سرنوشت تاريخي مسلمانان بوده و است و ريش ...

تفريح و تفرّج از جمله مؤلفه هايي است که از گذشته تا به امروز از نظر معنا و محتوا تغييرات بسياري کرده است. گفتگو درباره اين مقوله مهم و چگونگي و چيستي ...

1) تفسير آيات: «انّا زَيَّنا السَّماء الدُّنياء بِزينه الکَواکِب[i]» ما آسمان پائين را با ستارگان تزئين کرديم. در اين آيه مي گويد «آسمان پائين را با ک ...

نماز يکي از صورت‌هاي عبادت‌ است که در برخي از اديان وضع شده اشت. فهرست مندرجات [۱ پيرامون واژه •۲ نماز در دين يهود •۳ نماز در دين اسلام •۴ نماز در ...

دانلود نسخه PDF - اسلام