up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله اسلامي کردن علوم PDF
QR code - اسلامي کردن علوم

اسلامي کردن علوم

باد پيام آور رحمت

بخش زيادي از آيات قرآني به مباحث علوم پايه چون فيزيک و شيمي اختصاص يافته است؛ زيرا نگرش قرآن، به همه چيز هستي بر محور توحيد است. از اينرو به هريک از مسائل اين علوم از زاويه اي خاص مي نگرد که از آن به آيه و نشانه ياد مي شود. اين بدان معناست که زاويه ديد انسان به مسائل مي تواند آن را از يک علم غيرتوحيدي به علم توحيدي تبديل کند و عاملي به سوي ايمان و اسلام گرداند.
نويسنده دراين مطلب کوشيده تا از زاويه ديدي ديگر که قرآن به موضوعات و مسائل طبيعي دارد، بصيرت يابي انسان را ازطريق آيات آفاقي تبيين کند و نقش و اهميت بادها را در زندگي بشر مورد ارزيابي و کنکاش قرار دهد. اينک با هم آن را ازنظر مي گذرانيم.
هستي شناسي مي تواند براساس زاويه ديد انسان ها تغيير کند. تاثير اين تغييرات درهمه زندگي بشر خودنمايي مي کند؛ زيرا هستي شناسي انسان در بينش ها و نگرش هاي شخص تاثير مستقيم به جا مي گذارد و از هست ها، بايد و نبايدهاي زندگي بيرون مي آيد و چارچوب زندگي انسان مشخص و معين مي گردد.
اگر ما هستي را درهمين جهان هستي قابل رويت بدانيم و حتي جهان مادي غيرقابل رويت براي آدمي را نيز از دايره هستي ها بيرون رانيم، آن گاه همواره حقيقت همان واقعيت خواهدبود و چيزي بيرون از دايره واقعيت هاي ديداري نمي تواند به عنوان حقيقتي تلقي شود که مطلوب آدمي باشد. اين گونه است که در روش علمي، روش تجربي و آزمايشگاهي، به عنوان روش حقيقت ياب تلقي شده و تجربه و آزمايشگاهي شدن امري به معناي همان حقيقت دانسته مي شود.
دراين حالت دانشي ارزش مي يابد که از درون لوله هاي آزمايشگاه بيرون آمده باشد و اثبات پذيري يا ابطال پذيري در آزمون هاي تجربي، حقايق هستي را نشان دهد و درمقام بايدها و نبايدها تنها اين دسته از امور به عنوان حقيقت ارزش مي يابد و توصيه مي گردد.
تحليل هايي که درعلوم مختلف انجام مي شود، تبيين هاي خاص را ارائه مي دهد و مسائل را به گونه اي توصيف مي کند که تجربه هاي مکرر آن را اثبات کرده است. دراين صورت درحوزه ارزش ها و بايد و نبايدها تنها همين دانش ها و داده هاي روش تجربي است که توصيه مي شود.
در تحليل غربي که برپايه ماديگرايي صرف بنياد گذاشته شده است، هستي چيزي جز يک پديده صرف نيست. بنابراين، همواره جدا از آفريدگار و خالق آن ديده مي شود؛ چرا که يا اصولا خدايي نيست يا آن که اگر هست نقش و تاثيري مستقيم در آفريده اش ندارد. پيامد و برآيند اين تفکر آن است که درعلوم مختلف از «مرگ نويسنده» سخن به ميان مي آيد. به اين معنا که ما پديده اي را چون يک متن در اختيار داريم که خود گوياي همه چيز است و ما مي خواهيم همين متن را بشناسيم و تفسير کنيم. پس متن همواره بدون پديدآورنده و نويسنده آن ديده شده، تحليل، توصيف و تبيين مي گردد.
اسلامي کردن علوم و نقش زاويه ديد
اما در هستي شناسي اسلامي همواره همه چيز هستي با آفريدگار آن ديده مي شود و از هر چيزي به عنوان «آفريده» مستقيم آن سخن به ميان مي آيد. از اين رو باد و باران و ديگر رخدادهاي طبيعي نيز به خداوند نسبت داده مي شود و به عنوان آيه و نشانه اي از آفريدگار ديده مي شود. در همه آيات قرآني، خالق و مخلوق و خلق بارها تکرار شده و آيه بودن هستي، محور تحليل و توصيف آيات قرآني قرار گرفته است. اين جاست که هرگز نمي توان متن را بدون نويسنده آن ديد و خالق اثر را مرده پنداشت.
اين دو نوع نگرش به هستي، آثار و پيامدهاي بسيار زيادي در زندگي بشر به جا مي گذارد؛ زيرا با هر يک از اين دو گونه نگاه متفاوت به هستي بنگريم و تحليل و توصيف کنيم، آثار آن نيز در بايدها و نبايدها و ارزش هاي زندگي خود را به گونه بسيار متفاوت نشان مي دهد.
به عنوان نمونه هنگامي که ما از اسلامي کردن علوم سخن به ميان مي آوريم به اين معناست که زوايه ديد و نگرش خود را به هستي اين گونه قرار دهيم که همه چيز، نشانه و آفريده الهي است و مي خواهيم با شناخت هر يک از آفريده ها، شناخت کاملي از خدا و آفريدگار هستي پيدا کرده و در مسيري گام برداريم که وي مشخص کرده است و توصيه هاي ما نيز برپايه اين محور و مدار توحيدي باشد. بنابراين، در هر علمي چون فيزيک اگر به چيزي مي نگريم آن را به عنوان آفريده و نشانه الهي مي بينيم و مي کوشيم تا ضمن شناخت آفريده با آفريدگار آن آشنا شده و هدف از آفرينش آن را به دست آورده و آن را در خدمت اهداف آفرينش به کار گيريم؛ زيرا به کارگيري درست هر آفريده در هدف و مطلوب آن، همان مفهوم واقعي شکرگزاري و سپاس است.
براين اساس، ديگر هيچ دانشمندي به خود اجازه نمي دهد تا از آفريده اي در جهت خلاف اهداف آفرينش بهره گيرد و آن را عامل فساد و تباهي ديگر موجودات و آفريده ها از جمله نوع بشر قرار دهد؛ زيرا کسي که با آيات الهي آشنا مي شود به عظمت و جلال و جبروت آفريدگار آن آگاه مي شود و در مقام خشيت قرار مي گيرد و همين خشيت است که او را در مقام بندگان صالح قرار مي دهد و موجب مي شود تا همه کارها و تلاش هاي دانشي وي در مسير کمالي آفريده، خود و ديگران باشد از اين رو از نظر قرآن خشيت از آن چنين دانشمنداني است: انما يخشي الله من عباده العلماء (فاطر، آيه ۲۸)
● تفاوت موحد و غيرموحد
استاد شهيد مرتضي مطهري درباره تفاوت دو ديدگاه مي فرمايد: «تفاوت يک نفر موحد و غيرموحد در اين است که غيرموحد وقتي که به اين عالم نگاه مي کند مثل اين است که يک بچه سه ساله، يک آدم بي خبر از اين علائم قراردادي (به اين علائم نگاه مي کند) اگر يک آدم دهاتي که به عمرش شهر را نديده و با مقررات راهنمايي و رانندگي آشنا نيست بيايد سر کوچه آن فلش را ببيند از آنچه مي فهمد فقط يک تابلويي مي بيند يک زمينه آبي و يک رنگ سفيد. برايش معني ندارد. آن دهاتي بي خبر از همه مقررات راهنمايي همان را مي بيند که شما مي بينيد. چشم او با چشم شما يک چيز را مي بيند. دو چيز نمي بيند. چنين نيست که چشم شما از او بيشتر ببيند چشم او کمتر ببيند. ممکن است چشم او تيزتر هم باشد. بيشتر هم ببيند ولي براي او آن تابلو معني ندارد؛ اما براي شما معني دارد؛ يا خطي که روي کاغذ مي نويسند بچه که آن را نگاه مي کند همان را مي بيند که آدم بزرگ مي بيند، ولي براي آدم بزرگ معني دارد. هر حرفش، هر نقطه اش اشاره به چيزي است؛ ولي براي آدم بي سواد معني و مفهوم ندارد. معني، باطن است و لفظ، ظاهر. آنجا هم تابلو ظاهر است. آن مقصودي که ميان مردم، قراردادي است معني است.
تفاوت يک آدم موحد با غيرموحد اين است که عالم براي يک نفر موحد معني دارد يعني کتابي است نوشته و معني دار و هر لفظش اشاره به يک معناست؛ اما براي آدم غير موحد و براي آدم مادي، معني ندارد؛ مثل خطوطي است که يک آدم بي سواد آن را نگاه مي کند، از نظر آدم بي سواد غير از خط هايي، چيز ديگري وجود ندارد. اين خطوط براي فهماندن يک مقصود نيست. اين که قرآن کريم اين همه روي کلمه «آيه» تکيه دارد، براي همين است؛ يعني مي خواهد يک نفر موحد، عالم را آن چنان مطالعه کند که يک آدم با سواد کتابي را مطالعه مي کند و از آن معني و مقصود بفهمد؛ لذا تعبير به «کتاب» مي شود عالم، کتاب حق تعالي است و اين تعبيري بوده که از قديم به کار مي بردند. محمود شبستري مي گويد:
به نزد آن که جانش در تجلاست
همه عالم کتاب حق تعالي است
وي سپس مي افزايد: قرآن گاهي مي گويد که اصلا اين آسمان آيه است. زمين آيه است؛ يعني اين مجموع داستگاه را به منزله يک آيه تلقي مي کند؛ ولي گاهي مي گويد در اين آسمان آيات است. مي خواهد بگويد اين جنبه هايي دارد، معناهايي دارد، از جنبه هاي مختلف مي شود پي برد...
مولوي افسانه اي نقل ميکند که مردي طالب گنج بود و هميشه دعا و تضرع و زاري و خدا خدا مي کرد که خدايا اين همه گنجها را مردم زير خاک کردند و بعد رفتند و اينها مانده زير خاکها و کسي استفاده نمي کند، خدايا به من گنجي را بنمايان که بروم آن را اکتشاف کنم و بعد يک عصر راحت زندگي کنم. مدتها خدا خدا مي کرد، تا بالاخره در عالم رويا خواب نما شد که مي روي در فلان جا، بالاي فلان کوه، فلان نقطه مي ايستي و تيري هم به کمان مي کني، هر جا که اين تير افتاد گنج آنجاست. بيل و کلنگ و دستگاهش را برداشت و رفت به آن نقطه، ديد همه علامتها درست است. شک نکرد که گنج را پيدا کرده. تير را به کمان کرد، گفت حالا به کدام طرف پرتاب کنيم، يادش افتاد که به او نگفته اند به کدام طرف، گفت حالا يک طرف پرتاب مي کنم، به قوت کشيد و به يک طرف پرتاب کرد. نگاه کرد تير کجا افتاد، بعد با بيل و کلنگش رفت براي گنج، کند و کند، هر چه کند پيدا نکرد، بالاخره آنقدر کند که گفت ديگر اگر کسي هم گنجي زير خاک کند از اين بيشتر پايين نمي رود حتماً من اشتباه کرده ام، بايد به يک طرف ديگر پرتاب کنم، رفت به يک طرف ديگر پرتاب کرد، باز آمد کند و هر چه کند پيدا نکرد، شمال و جنوب و مشرق و مغرب، چند روز کارش اين بود، بعد شمال شرقي و جنوب غربي و همه جهات. مدتي اين بيچاره زحمت کشيد چيزي پيدا نکرد. دو مرتبه رفت در مسجد و دعا و فرياد، تا بار ديگر خواب نما شد، همان شخص به خوابش آمد، به او گفت اين چه ارائه اي بود که به ما کردي، ما که هر چه گشتيم پيدا نکرديم. گفت چکار کردي؟ گفت من رفتم آنجا ايستادم تير به کمان کردم، يک دفعه از اين طرف پرتاب کردم، يک دفعه از آن طرف. گفت ما کي به تو گفتيم تير را به قوت بکش و پرتاب کن؟ ما گفتيم تير را به کمان بگذار هر جا خودش افتاد. روز بعد رفت و تير را به کمان کرد و هيچ نکشيد، رهايش کرد. هما جا جلوي پايش افتاد، زير پاي خود را کند و گنج را پيدا کرد.
شخصي بود در مشهد به نام آقا شيخ مجتبي قزويني، مي گفت ما اين داستان را در مثنوي خوانديم، به مرحوم ميرزاي کرمانشاهي (معروف است، مرد عارف و با حالي بوده در مشهد، منبر هم مي رفته) رسيدم و گفتم آقاي ميرزا، اين ملا در اين شعر چه مي خواهد بگويد؟ اين داستان هدفش چيست؟ فقط يک جمله در جواب من گفت: و في انفسکم افلا تبصرون. مي خواهد بگويد مطلب در خودت است، کجا اين طرف و آن طرف مي روي؟!
اين خودش يک منطقي است در قرآن که (و في انفسکم). بزرگترين آيتهاي الهي در جان و روح آدمي است، يا بگوييم بزرگترين آئينه هاي الهي خود انسان است و لهذا در اينجا کلمه «ايقان» به کار رفته. آنجا فرمود: و في الارض ايات للموقنين و في انفسکم، در اينجا هم مي فرمايد: و في خلقکم و ما يبث من دابه ايات لقوم يوقنون براي مردمي که به يقين مي رسند، يعني اين يک چيزي است که انسان را به مرحله يقين مي رساند. مقصود از «مرحله يقين» اين است که ايمان مطلق مثل ايمان از پشت پرده هاست، ايمان داريم که در پشت پرده ها چيزي هست، ولي يقين آن مرحله اي است که يا شهود است يا مثل شهود، يعني ديگر پرده ها برداشته شده است (لو کشف الغطاء ما ازددت يقينا) انسان يک موجود ملکوتي است، اگر انسان خودش را آن چنان که هست بشناسد، به عالم ملکوت آشنا شده و عالم ملکوت را شناخته است، و شناختن انسان خودش را مساوي است با پي بردن به عالم ملکوت، و اگر کسي پي نبرده است به دليل اين است که خودش را آن چنان که بايد نشناخته است. در داستان ابراهيم عليه السلام مي خوانيم: و کذلک نري ابراهيم ملکوت السموات و الارض و ليکون من الموقنين، صحبت ارائه ملکوت که ]پيش[ مي آيد اسم «ايقان» در کار مي آيد.»
استاد مطهري در ادامه مي فرمايد: «و تصريف الرياح» يعني چرخاندن بادها. کلمه «تصريف» مفهوم گرداندن را مي دهد. در سابق چون اين موضوع براي علما محرز نبود توجه به اين نکته نمي کردند ولي امروز که اطلاعات جوشناسي زياد شده است که باد جز هواي متحرک چيز ديگري نيست، در اثر اختلاف منطقه ها، گرم و سرد شدن ها و اينکه هواي گرم سبکتر است و هواي سرد سنگينتر و آنها فشار مي آورند و حرکتهايي پيدا مي شود توانسته اند نشان بدهند که اصلا باد مي چرخد، يک حرکات چرخش مانندي دارد، و گفته اند اين امر با اين تعبير قرآن تطبيق مي کند که مي فرمايد: و تصريف الرياح، گرداندن بادها. ايات لقوم يعقلون در همه اينها براي مردمي که تفکر و تعقل کنند و بخواهند بفهمند و بشناسند، آيات زياد است.
اينها همه دعوت به آسمان شناسي هست، زمين شناسي هست، انسان شناسي هست، جانورشناسي هست، جوشناسي هست. بعد مي فرمايد: «تلک ايات الله نتلوها عليک بالحق (آيات تکويني را به نام «آيه» ذکر کرده، بعد دو مرتبه آيات قرآني را به نام «آيه» مي گويد) اين سه آيه اي که ما درباره «آيات تکوينيه» گفتيم اينها آيات خداست، وحي الهي است که به حق ما بر تو تلاوت مي کنيم «فباي حديث بعد الله و اياته يومنون» تعبير عجيبي است! اينها اگر به خدا و اين آيات روشن خدا ايمان نياورند ديگر به چه مي توانند ايمان بياورند؟! يعني اگر کسي ايمانش را به قرآن و خدا از دست بدهد ايمانش را به همه چيز از دست داده است، ديگر آن مايه ايماني ]را[ براي هيچ چيزي نخواهد داشت.
(آشنايي با قرآن، جلد پنجم، مطهري، مرتضي؛ آشنايي با سوره جاثيه)
بنابراين، زاويه ديد انسان به هستي بسيار نقش دارد و اين همان چيزي است که ما از اسلامي کردن علوم مي خواهيم، به اين معنا که همه هستي را مي بايست با نگاه آيت و نشانه ديد و بررسي و تحليل کرد. پس اسلامي کردن علوم به اين است که هستي شناسي، جهان بيني، هنجارشناسي، بينش ها و نگرش هاي ما بر محور توحيد و آفريدگاري و پروردگاري خداوند باشد. آفريدگاري به معناي ارتباط فقري هر آفريده با خداوند غني بالذات که مقوم آن آفريده مي باشد و پروردگاري خداوند به معناي هدف مندي و حکمت در آفرينش هر آفريده اي است که خداوند دمي آن را به حال خود رها نمي سازد و آن را در مسير تعالي و کمالي حفظ کرده و رشد مي بخشد. بنابراين، همه علوم رنگ و رويي ديگر مي يابد و ارزش هر علمي به آن است که در مسير شناخت و اهداف و فلسفه هستي قرار گيرد و آدمي را به کمال مطلق برساند.
● باد، آيت ونشانه اي از آفريدگار
خداوند در قرآن از بشر مي خواهد تا به همه آفريده هاي هستي اين گونه نگريسته شود. اين جاست که تحليل، توصيف و تبيين خداوند از باد با تحليل علوم غربي و ماديگرا متفاوت و گاه متقابل است. هر چند که باد همان هواي متحرک (مفردات الفاظ قرآن کريم، ص ۳۷۰ ذيل واژه روح) و هوايي است که به جهت معيني تغيير مکان مي دهد (لغت نامه، دهخدا، ج ۳، ص ۳۳۸۹ ذيل واژه باد) ولي از نظر قرآن آيت و نشانه اي از آفريدگار است. (اعراف، آيات ۷۵ و ۸۵؛ و نيز فرقان، آيه ۸۴؛ و روم، آيات ۶۴ و ۸۴)
بنابر اين، باد نيز همانند ديگر آفريده هاي هستي، نقش هاي چندگانه اي را ايفا مي کند. با شناخت باد مي توان عظمت الهي را دريافت و در برابر خداوند، خشيت ورزيد و خود را در مسير کمالات الهي قرارداد و از باد در مسير اين هدف کمالي بهره گرفت.
خداوند در بيان اهميت و ارزش باد در زندگي بشر به نکاتي اشاره مي کند تا بشر متوجه اين معنا شود که خداوندي که آفريدگار هستي است، در مقام پروردگاري بر آن است تا انسان در زندگي کوتاه خود خداوند را شناخته و در مسير خدايي شدن گام بردارد و در مقام خلافت الهي، ديگر موجودات و آفريده هاي هستي را به کمال شايسته و بايسته آن ها برساند.
از جمله کارکردها و نقشي که قرآن براي باد بر مي شمارد و نشانه اي ازاهميت و ارزش آن است، نقش ايصال رحمت الهي به بشراست. خداوند در آيه ۶۴ سوره روم، بادها را عاملي در بهره مندي انسان ها از رحمت هاي الهي معرفي مي کند که شامل رساندن باران به زمين هاي دور و بيابان ها و خشکي هاي بلند، تلقيح درختان، دفع آفات، تصيفه هوا و مانند آن مي باشد. (الميزان، ج ۶۱، ص ۱۹۹)
بادها، پيام آوران نويد بخش نزول باران هستند (اعراف، آيه ۷۵ و فرقان، آيه ۸۴)، چنان که بادها با قدرت و تواني که دارند، چيزها را در زمين پراکنده مي کنند که از جمله آن ها تخم گياهان گوناگون در سطح زمين است. (کهف، آيه ۵۴ و ذاريات، آيه ۱) هم چنين بادها، چيزهاي بسيار سنگين را بلند کرده و در جاهاي دور مي افکند (حج، آيه ۱۳) و شن ها و ماسه ها را بلند کرده و جا به جا مي کند (اسراء آيه ۸۶ و عنکبوت، آيه ۰۴) نتيجه چنين جا به جايي آن است که باران تشکيل شده و قطرات آب درجو در کنار اين گرد و غبار تشکيل شده و از آسمان دوباره به زمين بريزد.
البته در جهان امروز از قدرت شگفت باد براي توليد انرژي بادي نيز بهره گرفته مي شود چنان که از امواج برآمده از حرکت تندبادها در درياها نيز انرژي استحصال مي شود.
قدرت بادها گاه چنان زياد است که اشياء را از جا کنده و يا مي شکند (مرسلات، آيه ۲ و انبياء آيه ۱۸) و در برخي از موارد با به هم زدن درختان آتش مي آفريند و يا بادهاي گرم و آتشين را با خود به مناطق مختلف مي برد. اين گونه است که گاه بادها به عنوان بادهاي آفت زا موجب نابودي کشتزارها، باغ، بوستان و درختان مي شود. (بقره، آيه ۲۶۶)
جريان باد موجبات تغيير آب و هوايي و پيدايش ابرهاي باران زا مي شود (اعراف، آيه ۷۵ و حجر، آيه ۲۲) و در درياها موج و توفان را پديد مي آورد (بونس، آيه ۲۲) و کشتي ها را در دريا به حرکت در مي آورد. (روم، آيه ۶۴)
خداوند در آيه ۳۳ سوره شوري به نقش بادها در حرکت دادن کشتي ها به اراده خود اشاره کرده و از مردم مي خواهد تا در اين باره انديشه و تامل کنند تا قدرت نعمت را شناخته در گفتار و کردار شکرگزار خداوند باشند؛ زيرا جريان باد از نعمت هاي الهي است (فرقان، آيه ۸۴) که ره آوردها و برکات زيادي بر آن مترتب مي شود. پس اين نعمت الهي شايسته يادآوري و ستايش و سپاس است. (روم، آيه ۶۴)
همين نعمت الهي نسبت به کافران و دشمنان خداوند، در نقش سرباز و جنود الهي ظاهر مي شود و بادهاي کوبنده و درهم شکننده وسيله اي براي کيفر کافران (اسراء، آيه ۹۶) و گنهکاران (عنکبوت، آيه ۰۴) مي شود. بطوري که بادهاي گرم آتشين و يا سرد و هلاک کننده (آل عمران، آيات ۱۱۶و ۱۱۷) دشمنان را مجازات و گنهکاران را تنبيه مي کند تا از خواب غفلت برخيزند و ياد خدا را در دل هايشان زنده نگه دارند.
برخي از بادها موجبات عقيم شدن مي شود، زيرا اين بادها هم چون سم و زهرعمل مي کنند (حجر، آيه ۷۲و واقعه، آيه ۲۴)، چنان که خداوند با باد صرصر و از جاکننده، قوم عاد را عقيم ساخت به گونه اي که ديگر هيچ درختي بارور نشد و هيچ موجودي نجات نيافت. (ذاريات، آيات ۱۴ و ۲۴) البته در قيامت نيز خداوند دوزخيان را به بادهاي داغ و سمي عذاب مي کند که اين خود بيانگر نقش باد در دنيا و آخرت در زندگي بشر است. (طور، آيه ۷۲)
در برخي از آيات از جمله آيه ۷۲ سوره حجر به اين نکته اشاره شده است که جنيان از نوعي بادگرم و آتش سمي آفريده شده اند که اين مطلب بيانگر آن است که جنيان، موجودي بسيار لطيف از عناصري خطرناک چون انرژي و برق مي باشند که سمي و زهرآگين است.
هم چنين باد در خدمت پيامبران از جمله حضرت سليمان(ع) بود. تندبادي که در خدمت حضرت بود موجب مي شد تا وي در آسمان به سفر رفته و از منطقه اي به منطقه ديگر کوچ کند. (انبياء، آيه ۱۸) در جهان امروز نيز باد براي سفرهاي هوايي مورد بهره برداري قرار گرفته است و همان گونه که کشتي هاي دريايي با بادها جابه جا مي شوند، هواپيماها و کشتي هاي هوايي نيز از اين نيرو براي جابه جائي بهره مي برند؛ بطوري که هواپيماهايي که از سوخت ديگر بهره مي برند باز از بادها و جريان هاي آن در ايجاد تعادل و حرکت استفاده مي کنند.
از آيه ۲۲ سوره حجر اين معنا به دست مي آيد که بادها وسيله باروري ابرها و علت نزول باران است. بنابراين بايد به اين مهم توجه داشت که اگر بادها نبودند امکان تشکيل ابرها و باروري آن ها نبود؛ زيرا چنان که گفته شد دست کم بادها با بلندکردن گردو غبار و بردن آن به سطح فوقاني زمين موجب مي شوند تا بخار آب در گرد آن ها حلقه زده و تشکيل قطره را بدهند.
اين ها تنها شماري از نقش و کارکرد بادهاست که در اين جا مورد توجه قرارگرفته است. بيان همه نقش هاي آن در يک مقاله کوتاه شدني نيست. از همين مقدار کوتاه مي توان اهميت و ارزش باد را شناخت و دانست که چگونه خداوند با بادها پروردگاري مي کند و هر چيزي را به کمال مي رساند و فرصت هاي مکرري را به بشر مي بخشد تا خداوند را از طريق جريان بادها شناخته و قدرت و آفريدگاري و پروردگاري وي را درک کرده و بندگي او را بپذيرد و در مسير کمالي او حرکت کند.

درباره هنر اسلامي مي‌توان گفت كه هنر اسلامي به اصطلاح امروز يك هنر آبستره است يعني هنري است كه در حقيقت در همه‌جاي دنيا يك رنگ دارد و يك نقش دارد وبدي ...

طب اسلامي يکي از مکاتب طبي ديرپا و کل نگر مي باشد که از روزگاران کهن در پيشگيري و معالجه بيماري هاي گوناگون نقشي بنيادين داشته است. مکتب مذکور به طور ...

علم پزشکي باعث اصلي و اساسي توجه مسلمانان به علوم عقلي گرديد. بدين معني که احتياج خلفاي عباسي و اميراني که در بغداد گرد آمده و اغلب ايراني بوده اند، م ...

شرح كتاب مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة گريه گريه و زارى در پيشگاه حضرت حق چه از شوق ، چه از خوف ، چه از عشق ، چه به هنگام دعا يا قرائت قرآن يا خواندن ...

هزينه کراتينه کردن موي شما در آرايشگاه به طور متوسط ۷۰۰هزار تومان مي شود؛ يعني بايد اين مبلغ را بپردازيد تا موهاي تان از حالت فر و وز درآيد و صاف شود. ...

اختلال کار مثانه Bladder dysfunction نسبتاً شايع است. طبق يک آمار، سي درصد به آن مبتلا هستند. در هر سني، از نوجواني تا پيري دراشکال و درجات مختلف رخ م ...

روزي چند تا ليوان ؟ ۲ ليوان چاي، يک فنجان قهوه ترک کوچک، فقط براي دلخوشي بعدازظهرها، و يکي دو تا ليوان بزرگ قهوه فوري شبانه براي آنکه بيدار بماني و به ...

خداوند درباره توفان نوح و برآمدن آب در منطقه بين النهرين، حوزه نبوت نوح(ع) مي فرمايد: وقتي اراده الهي بر آن شد که آب، زمين را فرا بگيرد تنور فوران آب ...

دانلود نسخه PDF - اسلامي کردن علوم