up
Search      menu
آموزش,روانشناسی :: مقاله استرس PDF
QR code - استرس

استرس

انواع استرس و روشهاي مقابله با آن

در اين مقاله استرس يا فشار عصبي تعريف مي شود و عوامل ايجاد کننده استرس شامل عوامل ايجاد کننده استرس فردي، عوامل ايجاد کننده استرس گروهي، علائم فيزيولوژيک استرس، علائم رواني استرس، علائم رفتاري استرس، عوامل ايجاد کننده استرس درون سازماني، عوامل موجد استرس برون سازمان و هم چنين روشهاي مقابله با استرس فردي و استرس سازماني شرح داده مي شود. در ابتدا بايد بدانيم استرس يا فشار عصبي چيست؟ استرس حالتي است در روان و تن که ناشي از وارد شدن فشارهاي روحي و جسمي به فرد است. استرس حالتي ناشي از فشار است نه خود فشار اما با اندک اغماضي مي توانيم استرس را همان فشار عصبي معني کنيم و آن را حالتي بدانيم که انسان در مقابل محرکهاي ناسازگار بيروني از خود بروز مي دهد. در تعريفي ديگر استرس پاسخي است که فرد براي تطبيق با يک وضعيت خارجي متفاوت با وضعيت عادي بصورت رفتاري رواني يا جسماني از خود بروز مي دهد. در اين تعريف استرس عبارت است از عکس العمل هاي فرد در مقابل موقعيتهاي تهديد کننده در محيط.
در تعريفي ديگر استرس به مجموعه واکنشهاي عمومي انسان نسبت به عوامل ناسازگار و غير منتظره خارجي يا به عبارتي ساده تر اخلال در سيستم سازگاري و تطبيق بدن آدمي با محيط خارجي تعريف مي شود. از ديدگاه اين تعريف هر گاه تعادل و سازگاري ارگانيسم به علت عوامل مخل خارجي از ميان مي رود فرد دچار استرس مي شود. به عنوان مثال زماني که نتايج ارزشيابي عملکرد براي يک کارمند بسيار مهم هستند و در ضمن او اطمينان ندارد که در آن موفق خواهد بود يا خير دچار فشار عصبي مي شود. ذکر چند نکته در مورد استرس و فشار عصبي، ضروري به نظر مي رسد:
استرس همواره به علت عوامل ناخوشايند و نامطلوب در فرد به وجود نمي آيد. يک مژده بسيار مسرت بخش و موفقيت غير منتظره در يک مسابقه بزرگ نيز ميتواند براي فرد ايجاد استرس کند به همان گونه که يک خبر ناگوار و يک تسليت ناگهاني نيز چنين است.
استرس را لزوماً نبايد به عنوان يک پديده منفي در نظر بگيريم. ميزاني مشخص از استرس که براي فرد سازنده و محرک باشد استرس مفيد است و نبايد از آن هراس داشت. آنچه بايد کنترل و با آن مقابله شود استرس هاي مضر و مخل است.
استرس به به مفهوم اضطراب نيست زيرا اضطراب جنبه رواني دارد در حالي که استرس صرفاً حالتي رواني نيست و جنبه روان – تني دارد.
● عوامل ايجاد کننده استرس
عوامل موجد استرس را مي توانيم به دو دسته عوامل فردي و گروهي تقسيم کنيم:
۱) عوامل موجد استرس فردي حاصل خصوصيات و ويژگيهاي فردي
۲) عوامل ايجاد کننده استرس گروهي که زائيده روابط جمعي اند
الف) عوامل ايجاد کننده استرس فردي
تعارض در نقش يکي از عومل ايجاد کننده استرس فردي به شمار مي آيد. در زمينه کاري تعارض در نقش ميتواند موجد استرس باشد بدين ترتيب که اگر بين وظايف و مسئوليتهاي شغلي، قوانين و مقررات، منابع و امکانات و انتظارت و توقعات از فرد در شغلش تطابق کافي وجود نداشته باشد نوعي تعارض ايجاد و موجب فشار عصبي در فرد مي شود. ابهام در نقش شغلي فرد نيز که ناشي از نا آگاهي و عدم وجود اطلاعات لازم در مورد شغل است ميتواند عامل استرس شود. زماني که ارتباطات در سازمان ضعيفند، آموزشهاي لازم وجود ندارد و اطلاعات مورد نياز در اختيار کارکنان قرار نمي گيرند اين ابهام نقش بيش تر و احتمال بروز فشار عصبي افزون تر خواهد شد. تعارض در هدفهاي فردي نيز ممکن است عامل فشار عصبي واقع شود. تعارض ناشي از هدف را به سه نوع تقسيم کرده اند:
۱) تعارض خواست – خواست
۲) تعارض خواست – نا خواست
۳) تعارض ناخواست – نا خواست
تعارض خواست – خواست
در هدفهاي زماني پيش مي آيد که انسان چند هدف مطلوب و دلخواه دارد اما نمي تواند تمامي آنها را با هم تحقق بخشد. مثلاً فردي که در مقابل دو شغل دلخواه قرار گرفته است و نميتواند کدام را انتخاب کند ممکن است دچار فشار عصبي شود.
تعارض خواست – نا خواست
هنگامي رخ ميدهد که انسان مايل است به هدفي دست يابد و در همان حال مي خواهد از آن هدف بگريزد و اجتناب کند. در اينگونه موارد هدف داراي دو جنبه مثبت و منفي است مثلاً شغل خوب و مسئوليت بيش از اندازه در شغل مذکور نمونه اي از تعارض خواست – نا خواست است که در آن فرد خواهان شغل خوب است اما مسئوليت بيش از حد را دوست ندارد و از آن احتراز ميکند. يا اجراي يک برنامه اصلاحي براي مدير که با اعمال آن، وي عده اي از طرفداران خود را ازدست ميدهد نمونه اي ديگر از تعارض خواست– نا خواست است زيرا مدير مايل به اجراي برنامه است ولي در عين حال نمي خواهد گروهي از حاميان خود را از دست بدهد.
تعارض ناخواست-ناخواست
تعارض ناخواست ناخواست سازماني زماني پيش مي آيد که فرد ميخواهد از دو هدف اجتناب کند اما امکان احتراز از هردوي آنها وجود ندارد. بعنوان مثال کارمندي که از بيگار شدن بيزار است در عين حال از کار در محيط سازمان و نحوه سرپرستي نيز دل خوشي ندارد. تعارض در چنين حالتي مي تواند موجبات فشار عصبي را در افراد فراهم سازد و تعادل آنان را بر هم بزند. اتفاقات و تغييرات غير منتظره درزندگي شخصي نيز ميتواند از علائم ايجاد کننده استرس باشد مانند جدايي از همسر، مرگ نزديکان و عزيران، بيماري‌هاي سخت و لاعلاج و....
ب) عوامل ايجاد کننده استرس گروهي
از جمله عوامل ايجاد کننده استرس گروهي ميتوانيم به تعارضاتي که بين افراد و گروه ها در سازمان اتفاق مي افتد اشاره کنيم. بعنوان مثال عضويت فرد در گروهي که با افراد گروه مذکور هيچ گونه تجانس ندارد باعث فشار عصبي مي شود يا هدفهاي آشتي ناپذير در ارتباطات بين افراد ممکن است موجبات فشار عصبي را براي آنان فراهم سازد. هدفهاي متعارض بين رئيس و مرئوس، کارگر و کارفرما، ارباب رجوع و کارمند هم مي تواند جزء عوامل ايجاد کننده استرس گروهي بشمار آيند. در ارتباطات در صورتي که فرد خود و ديگران را به درستي بشناسد و درک کند کمتر دچار استرس خواهد شد در حالي که در صورت عدم شناخت خود يا ديگران و يا عدم آگاهي از خود و ديگران امکان تعارض بسيار است و مالاً امکان ايجاد استرس را نيز افزايش مي يابد.
● علائم و نشانه هاي استرس
از آنجايي که مسائل استرس ابتدا به وسيله پزشکان و متخصصان علم طب مورد مطالعه قرار گرفته بيش تر توجه به علائم فيزيولوژيک معطوف بوده است. اين علائم مانند تعغيير ضربان قلب، تغيير آهنگ تنفس، تغييرات فشار خون، سر درد، زخم معده و اختلالات گوارشي، حملات قلبي، اختلال در سوخت ساز بدن و غيره ميباشد.
به طور کلي نشانه هاي استرس به گونه‌هاي مختلف بروزمي کنند. مثلاً فردي که داراي استرس بالا است، ممکن است فشار خونش افزايش يابد، دچار زخم معده شود، اشتهايش را از دست دهد، دچار ترديد شود، عصباني شودو حالات رفتارهاي نابهنجار ديگري از خود بروز ميدهد. بدين ترتيب نشانه هاي استرس، فيزيولوژيک، رواني و رفتاري است.
الف) علائم فيزيولوژيک استرس
در تحقيقات اوليه در زمينه فشار عصبي تظاهرات ناشي از استرس، علامت سازگاري عمومي نامگذاري شده اند. فشارهاي سازگاري عمومي شامل سه مرحله اند:
۱) واکنش هشدار دهنده: ارگانيسم در مواجه با عامل موجد استرس از خود واکنش نشان ميدهد. افزايش ضربان قلب، تغييرات فشار خون، حساسيت، از زمره واکنشهاي موجود در مرحله اولند.
۲) مرحله مقاومت: اگر فرد دچار شک شديد ناشي از استرس شده باشد با استفاده از سازگارهاي دفاعي بدن به مقاومت در برابر استرس مي پردازد و بر آن غلبه مي کند. اما اگر انرژي موجد استرس شدت يابد يا عوامل ديگر بر آن افزوده شوند.
۳) مرحله تحليل رفتگي: مرحله تحليل رفتن و از هم گسيختگي عصبي و خستگي مفرط است. اين مرحله زماني به وقوع مي پيوندد که تمامي انرژي سازگاري مصرف سود و اصطلاحاً بيماري سازگاري به وجود مي آيد.
الف) علائم رواني استرس
نشانه هاي رواني فشار عصبي ممکن است به صورت عصبانيت، اضطراب و دلشوره، افسردگي، عصبي شدن، حساسيت، تنش و احساس ملامت و بيهودگي ظاهر شوند. اثر اين عوامل بر روحيه و حالت روحي کارکنان مخرب است و موجب از دست دادن اعتماد به نفس در آن و کاهش عملکرد آنها مي شود. کساني که نشانه هاي رواني فشار عصبي را از خود بروز مي دهند و نسبت به مسائل اطراف خويش بي تفاوت شده و از سرپرستان و مقامات بالاي خود رنجيده خاطر اند قدرت تمرکز حواس و تصميم گيري ندارند و از شغل خود احساس رضايت نمي کنند.
ب) علائم رفتاري استرس
نشانه هاي رفتاري فشار عصبي ممکن است به صورت بي خوابي، کم غذايي يا به عکس اشتهاي کاذب به غذا و افراط در خوردن آن افزايش تعداد سيگار در سيگاريها، شتاب زدگي در سخن گفتن و تعجيل و بي قراري در انجام دادن امور بروز کند. در سازمان آثار رفتاري فشار عصبي به صورت تأخير، غيبت، تعارض، ترک حرفه، بي علاقگي به کار و مانند اينها ديده شود.
استرس در سازمان
الف) عوامل ايجاد کننده استرس درون سازماني
اين عوامل را مي توان نوعي عوامل موجد استرس گروهي بشمار آوريم زيرا در سازمان ايجاد و از روابط جمعي در سازمان بين افراد يا بين افراد و محيط سازمان حاصل ميشود.
▪ خط مشي هاي سازماني
سياست هاي ناعادلانه و عدم وجود عدالت شغلي
قوانين خشک و غير قابل انعطاف
جابجايي هاي مکرر و انتظارات نابجا
شرح شغل هاي غير واقعي
▪ ساختار سازماني
تمرکز بيش از حد و عدم وجود اختيار کافي براي تصميم گيري
عدم امکان ارتقاء و پيشرفت
تخصص گرايي افراطي و جزئي شدن وظايف شغلي
تضادهاي صف و ستاد
▪ شرايط فيزيکي سازمان
سر و صداي زياد در محيط کار و ازدحام بيش از حد
گرما يا سرماي بيش از حد در محيط کار
وجود گازهاي سمي در محيط کار
خطرات شغلي و امکان آسيب ديدگي از کار
نور کم و ناکافي براي کار
▪ فرايندهاي سازماني
ارتباطات ناقص و عدم انتقال مؤثر اطلاعات
عدم وجود بازخورد
کنترل هاي بي مورد و آزار دهنده
ارزيابي هاي ناعادلانه
ارائه اطلاعات نادرست
شواهد نشان ميدهد که نوع مشاغل کارکنان در دچار شدن آنان به فشار عصبي نقشي مهم ايفا مي کند. مشاغلي که تحت فشارهاي زماني هستند و زمان براي آنها اهميت بسيار دارد. کساني که در شغل خود با خطرات و آسيب هاي فيزيکي مواجه اند مشاغل پر مسئوليت و پاسخگو نسبت به مسائل انساني يا مالي و امثال آنها نسبت به فشارعصبي بيشتر حساسيت دارند. مشاغل مديران، بازرسان و متصديان کنترل پرواز نمونه هايي از کارهاي حساس نسبت به استرس‌اند.البته بايد به خاطر داشته باشيم که برخي از فشارهاي عصبي سازماني در يک حد متعادل مي تواند سازنده باشد و موجبات تحرک و تلاش بيشتر کارکنان را فراهم سازد.
ب) عوامل موجد استرس برون سازماني
محيط هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي در سازمان به عنوان يک سيستم باز مؤثر واقع شوند و در صورتي که تأثيرات آنها مخرب باشند موجبات فشار عصبي کارکنان را فراهم مي سازد. به فرض نابساماني هاي اقتصادي يا تزلزل سياسي و نامساعد بودن محيط اجتماعي هم ميتواند جزء عوامل موجد استرس برون سازماني محسوب شود.
● روش هاي مقابله با استرس
شايد بهترين شيوه مقابله با فشار عصبي آن باشد که عوامل موجد استرس را از ميان برداريم و استرس را رفع کنيم اما در اغلب موارد اين امر ممکن نيست و بايد به گونه اي با استرس سازگار شويم و عمل آن را بر خود هموار سازيم و از شدت آن بکاهيم. طُرُق ذيل تدابيري هستند که براي مقابله با استرس به طور عمومي پيشنهاد شده اند:
الف) ورزش و فعاليتهاي بدني
زماني که امواج استرس به فرد حمله مي کنند روي آوردن به ورزش ميتواند راهي براي حصول آرامش عصبي باشد. فرد در زمان ورزش استرس را فراموش مي کند و همين فراغت خاطر از عوامل موجد استرس باعث استراحت و تجديد قوا براي مقابله با استرس و ايجاد مقاومت در برابر آن مي شود.
ب) تسلط بر موفقيتها و شرايط محيطي
چنانچه فرد بتواند بر موفقيتهاي آزار دهنده محيط خود تسلط و کنترل پيدا کند، ميتواند بر فشار عصبي غلبه کند. هر انساني نسبت به بعضي از آدمها برخي اطلاعات و پاره اي شرايط وموقعيتهاحساسيت دارد،وي در صورتي که عوامل مذکوررابشناسدبه حکم عقل بايد حتي المقدور از آن ها پرهيز کند و کم ترخود را دچار استرس سازد در اين روش بجاي آنکه موقعيتهاي فردرا کنترل کند وي مي کوشد تا با آگاهي و احاطه برموقعيتها آنها را به دلخواه خود کنترل کند.
ج) ادارک درماني
در اين روش مقابله با استرس، فرض اين است که استرسهاي انسان ناشي از ادارکات و تفکرات وي از محيط اند. در ادراک درماني هدف آنست که گرايش مثبت نسبت به مسائل و اتفاقات پيدا کنيم که ضمن واقعي بودن آزار دهنده نباشند. درک واقعيت با ديد خوش بينانه و انديشيدن به رويدادهاي خوب و اميدوار کننده شايد بتواند نحوه ادارک انسان را بگونه اي شکل دهد که کمتر دچار فشار عصبي و روحيه اي قوي تر با مشکلات ناشي از آن روبرو باشد.
د) احساس صميميت و حمايت گروهي
انسان در زندگي نيازمند محيطي صميمي و دوستان و ياراني است که حامي و همدم او باشند. در مواقع دچار شدن به فشار عصبي نيز اگر چنين محيطي براي فرد فراهم باشد که بتواند به آن پناه ببرد در رفع استرس وي بسيار مؤثر خواهد بود. بيان مشکلات و مسائلي که انسان را آزاد ميدهند براي يک دوست موجب تخليه اضطراب و نگراني مي شود و به فرد تسکين مي دهد. در زندگي اجتماعي، خانواده و سازمان همواره نياز به محيطي گرم و محبت آميز وجود دارد و در صورت رفع اين نياز و احساس حمايت گروهي، فرد در مواجه با استرس توانمند ميشود.
و) خود خواهي ديگرخواهانه و احساس مفيد بودن
احساس مفيد بودن براي ديگران و مددکار واقع شدن روحيه اي مثبت و قوي به فرد ارزاني ميدارد که او را در مقابله با فشار عصبي مجهز مي سازد. (( خودخواهي ديگر خواهانه )) عبارتي است که يکي از صاحبنظران بحث استرس براي توصيف اين روش بکار برده است، به زعم وي بسياري ازرنج‌ها و بيماري هاي رواني انساني ناشي از خودخواهي مفرط يافداکاري بيشتر از حد اعتدال است. در حالي که اگر آدمي ضمن آنکه خود را مي خواهد خواهان ديگري نيز باشد و سعي کند براي آنان نيز مفيد باشد احساس رضامندي مي‌کند و اين احساس اورا ياري ميدهد تا از بسياري از فشارهاي عصبي مصون باشد.
ه) روي آوردن به طنز و شوخي
اين ضرب المثل که «خنده بر هر درد بي درمان دواست» در تخفيف فشار عصبي نيز ميتواند مؤثر افتد. در انجام کارها گاهي لازم است مسائل را خيلي جدي نگيريم و براي رهايي از استرسهاي طاقت فرسا به طنز روي آوريم و با خنده از کنار مسائل بگذريم.
ي) هدف جو بودن
داشتن هدف و تلاس براي نيل به آن عاملي است که به انسان اميد و انگيزه ميدهد و او را به فشار عصبي مسلط ميسازد. اگر براي خود هدفهاي با ارزشي داشته باشيم که ضمن متعالي بودن قابل وصول هم باشند و طرح هايي براي نيل به آنها تنظيم کرده باشيم اگر شوق به آينده و اميد به آن را در خود ايجاد کنيم، اگر از همه تجربيات گذشته براي توفيق در آينده بهره گيريم داراي روحيه اي هدف جو خواهيم شد، روحيه اي پر تلاش و توفيق گرا که مارا در مقابل فشار عصبي مقاوم خواهد ساخت.
● مبارزه با استرس در سازمان
در سازمان براي مقابله با استرس کارکنان به عنوان اعضاي سازمان بايد عوامل ايجاد کننده استرس سازماني را از ميان برداريم يا از شدت آنها بکاهيم. از اين رو شيوه هايي از قبيل ايجاد محيط حمايتي براي کارکنان، غني سازي شغل، کاهش تعارضات سازماني، پرهيز از برقراي قوانين خشک و غير قابل انعطاف در محيط کار در حد امکان، ايجاد محيط فيزيکي مناسب براي کارکنان و غيره، همه ميتوانند در حل مسائل استرس کارکنان مفيد و چاره ‌ساز باشند.
فرد بسته به موقيت شغلي (جايگاه فرد در سازمان) مي‌تواند اقداماتي را در جهت کاهش استرس انجام دهد:
وقتي که شما مسؤل ديگران در سر کار هستيد فشار روي خودتان را اينطور کم کنيد:
اوقاتي را دور از مسئوليتهايتان را بگذرانيد، کار را وِل کنيد و آن را پشت سر رها کنيد.
تفويض اختيار کنيد، ممکن است در کوتاه مدت اتلاف وقت بنظر برسد ولي در دراز مدت آرامش بخش است.
اوقاتي را فراهم کنيد براي فکر کردن و برنامه ريزي بيرون برويد بجاي اينکه اقدام کنيد.
قبول کنيد که هميشه همه شما را دوست نخواهند داشت.
کمي فروتني داشته باشيد.
هنگاهي که مسؤل ديگران در سر کار هستيد فشار بر آنان را ميتوان به روشهاي زير کاهش داد:
کارکنان را با وعيد نه تهديد برانگيزيد.
هر نوع انتقادي را سازنده کنيد.
از انواع مديريت بي منطق و ديکتاتوري پرهيز کنيد. نوع هاي مشارکتي، آزاد، اختيار دهنده معمولاً کمتر تنش زا هستند.
ترويج فرهنگي که فشار را کاهش ميدهد، استفاده از استراحتهاي مربوط به ناهار و تعطيلات را پذيرفتني کنيد.
کاري کنيد که کمک خواستن از شما براي شان آسان باشد.

استرس پاسخ بدن براي دفاع از خود است. اين طبيعت بدن در فوريت ها مانند کنار رفتن از سر راه ماشيني که بسرعت نزديک مي شود ، خوب است اما اگر به مدت طولاني ...

مقدمه لازم نيست . اين تيتر ، خودش گوياست . به جاي مقدمه ، فقط از دوستان محجوب اين صفحه قول مي گيريم که هنگام اجراي اين دستورالعمل ها ، با يکي دو شکست ...

به نظر مفهوم ساده اي است. اين کلمه اي است که هر روز بارها و بارها به کار مي بريم: استرس. امّا استرس واقعاً به چه معني است؟ آيا همان انگيختگي رواني است ...

همه ما در زندگي در معرض صداهاي گوناگون قرار مي گيريم. صدا در زندگي روزمره انسان ها، ضروري است اما سروصدا نه! سروصدا، صداهاي ناخواسته اي هستند که ما مي ...

استرس، رهاورد زندگي ماشيني امروزي، زندگي با تکنولوژي هاي جديد و جزو لاينفک آن است. در اين روزگار، بدون استرس نمي توانيم زندگي کنيم... رابطه ما با استر ...

عضر حاضر را عصر استرس مي نامند . همه انسان ها استرس را تجربه مي کنند ، ولي کمتر کسي مفهوم و معني واقعي اين واژه را مي د اند . مثلاً د ر زبان عاميانه، ...

دوستي مي گفت هر وقت اخبار بد را مي شنوم دل شوره مي گيرم و تصور مي کنم اگر اين اتفاق ناخوشايند براي خانواده ام بيفتد چه کنم؟ آيا توصيه مي کنيد در شرايط ...

ما اغلب در توصيف حالات روحي خود از کلماتي مانند افسرده يا مضطرب و مانند آن استفاده مي کنيم. اما واقعا چه زماني بايد در مورد اين حالات نگران بود و به ...

دانلود نسخه PDF - استرس