up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله استان کرمانشاه PDF
QR code - استان کرمانشاه

استان کرمانشاه

معرفي محوطه هاي باستان شناختي استان کرمانشاه

بيستون
معرفي محوطه هاي باستان شناختي استان کرمانشاه
نقش برجسته و کتيبه داريوش اول:
اين نقش برجسته دوره هخامنشي يکي از با ارزش ترين يادگارهاي ادبي و تاريخي ايران است و درسي کيلومتري شمال شرقي شهر کرمانشاه، بر روي صخره معروف به بيستون حجاري شده است. از اين کوه در متون تاريخي به نام هاي «بغستان» به معني جايگاه خدايان، «بهيستان»، «بهيستون»، «بهستون»، «بهستان» و بيستون ياد شده است.
سنگ نگاره داريوش اول شش متر طول و 20 3 متر عرض دارد. در سمت چپ صحنه اين سنگ نگاره، تصوير داريوش به ارتفاع 78 1 متر حجاري شده است. وي تاج کنگره داري بر سر و پيراهن بلندي بر تن دارد. ريش او مجعد و چهارگوش است و موهاي مجعدش را در پشت سر جمع کرده است. او دست راست را به علات احترام بالا برده و در دست چپش کماني را گرفته است. در اين صحنه، داريوش پاي چپش را بر روي سينه «گئومات مغ» نهاده است. در پشت سر داريوش «وينده فره نه» کمان دار و «گئوبروه» نيزه دار – از جمله هفت تني که در بر اندازي گئومات شرکت داشتند – ايستاده اند.
در زير پاي چپ داريوش گئومات مغ به پشت خوابيده و به علامت تسليم، دست هايش را بالا برده است. پشت سر او نيز صف اسيران – با گردن ها و دست هاي از پشت بسته – ديده مي شود. در بالاي سر هر يک از اين اسيران و در زير تنه گئومات مغ و نيز بر روي دامن اسير سوم نام و نقش پادشاه شورش گرو جايي که در آن جا شورش کرده، ذکر شده است.
در بالاي سر اسيران، تصوير نماديني از اهورامزدا در حال اهداي حلقه قدرت به داريوش حجاري شده و داريوش نيز دست راستش را به نشانه ي نيايش اهورا مزدا بلند کرده است.
اين سنگ نگاره در طول زمان تکميل شد. در آغاز داريوش تنها به نقوش فوق به جز نقش «سکونخا» اکتفا کرد. در اين زمان تنها به نقر نبشته اي کوتاه به خط ميخي عيلامي در فضاي بالاي سر خود فرمان داده بود. در اين نوشته داريوش به معرفي خود و خاندانش مي پردازد و در حقيقت با اين نوشته مشروعيت خود را اعلام مي کند. پس از آن شرح فتوحاتش را به خط ميخي عيلامي در سمت راست سنگ نگاره و در مرحله بعد با خط ميخي بابلي در سمت چپ سنگ نگاره نقر مي کند. در مرحله نهايي نيز در زير نقوش برجسته، شرح فتوحاتش را به خط ميخي و به زبان فارسي باستان نقر مي کن.
هنوز سنگ تراشان هخامنشي در حال نوشتن خطوط بر سينه کوه بودند که سکاها دوباره سر به شورش گذاشتند. داريوش در سال 519 ق.م سکونخاشاه سکاها را شکست داد و اين رويداد را بي درنگ به سنگ نبشته اضافه کرد. چون جايي براي اضافه نمودن تصوير شاه سکايي باقي نمانده بود، داريوش دستور داد تا بخشي از تن عيلامي را پاک و آن را در سمت چپ قسمت پايين، کنار متن فارسي باستان از نو نقر و به جاي تن عيلامي، تصوير سکونخا را حجاري کنند.
در اين سنگ نبشته، داريوش ابتدا به معرفي خود و خاندانش مي پردازد و سپس واقعه قتل گيومات مغ را که پيس از مرگ «کمبوجيه» سلطنت را نصب کرده بود، شرح مي دهد. پس از آن به شرح جنگ هايي که بر ضد بزرگان و امراي ياغي کرده بود، مي پردازد و در خاتمه به هر کس که اين کتيبه بزرگ را محو کند، نفرين مي کند.
نقش برجسته هرکول:
اين نقش برجسته دوره اشکاني که در سال 1337 ش به هنگام احداث جاده همدان – کرمانشاه شناسايي شدف مرد نيرومند کاملاً عرياني را نشان مي دهد که در زير سايه درختي بر روي نقش شيري لم داده است. او به آرنج چپ تکيه داده و در دست چپ پياله اي دارد و آن را نزديک صورت خود نگه داشته است و دست راست خود را روي پاي راست قرار داده و پاي چپش را تکيه گاه پاي ديگرش کرده است.
در پشت سر اين شخصيت، کتيبه و نقش هايي حجاري شده است. اين نقش ها شامل درختي است که بر شاخه آن کمان دان و تيرداني اويزان است و در کنار درخت گرز مخروطي شکل گره داري نقش شده است. کتيبه به خط يوناني، در هفت سطر بر روي لوحي – شبيه به شکل معابد يوناني (سنتوري شکل) – نوشته شده است. مضمون اين کتيبه چنين است: « به سال 164 ماه پانه موي هرکول فاتح درخشان به وسيله هياکنيتوس پسر پانيتاخوس به سبب نجات کل آمن فرمانده کل اين مراسم بر پا شد».
نقش برجسته مهرداد دوم:
اين نقش برجسته دوره اشکاني که در پايين نقش برجسته داريوش اول در کوه بيستون ديده مي شود، از دوران مهرداد دوم به يادگار مانده است و به سال هاي 123 تا 110 ق.م تعلق دارد. در اين صحنه، در برابر مهرداد دوم چهار نفر از ساتراپ هاي محلي به ترتيب اهميت و جايگاه در پشت سر هم قرار دارند؛ نيم رخ آنها به سوي مهرداد و نيمي از صورت مهرداد نيز به طرف آنها است. مهرداد دست راست خود را به حالت احترام بالا برده است. نفر اول، «گودرزاول» ساتراپ ساتراپ ها است. طبق اسناد بابلي، اين شخص در اواخر حکومت مهراد دوم، شريک سلطنت او بود و پس از مهرداد جانشين او شد. نام نفر دوم کاملاً محدود شده است و چون لقبي براي او ذکر نشده، احتمال مي رود يکي از شاهزادگان موروثي باشد که بدون ذکر لقب، نام برده مي شدند. در دست راست اين شخص، شييء شبيه جام ديده مي شود. نفر سوم «ميترادات» است. لقب او در اين کتيبه «پپيس تومينوس» به معني مورد اعتماد شاه آمده است. در دست وي تصوير «نيکه» (الهه پيروزي) ديده مي شود که حلقه روبان داري در دست دارد. نفر چهارم «کوفاساتس» نام دارد و لقب ندارد. اين نقش برجسته ها در حقيقت واگذاري قدرت از طرف مهرداد را به هر يک از اين بزرگان نشان مي دهد.
متأسفانه قسمت مهم ايننقش برجسته در سده هجدهم ميلادي جهت نوشتن وقف نامه شيخ علي خان زنگنه – صدر اعظم شاه سليمان صفوي – تخريب شد. اين متن حاکي از وقف عايدات دو دهکده براي مخارج ونگه داري کاروان سراي بيستون است.
نقش برجسته گودرز در بيستون:
قسمت شرقي نقش برجسته مهرداد دم، بر روي همان صخره نقش گودرز دوم اشکاني 51-46م) همراه با کتيبه اي به خط يوناني حجاري شده است. اين نقش برجسته، صحنه پيروزي گودرز دوم را بر رقيبش مهرداد نشان مي دهد. بر اساس نوشته هاي «تاسيت» مورخ ارمني، مهرداد يکي از شاهزادگان پارتي که در دربار «کلاوديوس» امپراتور روم پرورش يافته بود، به تشويق امپراتور براي تصاحب تاج و تخت به ايران لشکر کشيد ولي مغلوب گودرز دوم شد. شخصيت اصلي اين صحنه گودرز سوار بر اسب است و با نيزه اي به سوي دشمن حمله برده و او را از اسب سرنگون ساخته است. در بالاي سر گودرز، الهه نيکه با تاج گلي در دست در حال پرواز است. در پشت سر اين دو، يک سوار نيزه به دست خيز برداشته است و در پايين آن نيز سوار ديگري ديده مي شود.
اين نقش برجسته داراي کتيبه اي به خط يوناني است. مضمون کتيبه چنين است: «مهرداد پاري گودرزشاه شاهان، پسر گيو».
نقش برجسته بلاش:
در دامنه کوه بيستون و در قسمت شمال شرقي نقش برجسته گودرز، تخته سنگي به شکل چهار ضلعي نامنظمي ديده مي شود و در سه طرف آن نقوش حجاري شده قرار دارد. نقش مياني، «بلاش» شاه اشکاني را به حالت تمام رخ با گردن بندي بر گردن و کمربندي به کمر نشان مي دهدد. لباس او از پايين به بالا تنگ و چسبان است و شلوار گشادي که در قسمت مچ پا بسته شده، به تن دارد. اين شخص پياله اي در دست چپ گرفته و دست راست را به طرف آتش دان دراز کرده است. بر روي اين آتش دان، کتيبه اي به خط پهلوي اشکاني به اين مضمون نقر شده است: «اين پيکره ولخش شاهنشاه پسر ولخش شاهنشاه نوه».
به علت محو بودن آخر کتيبه، مشخص نيست که اين تصوير متعلق به کدام بلاش است. در سمت چپ نقش بلاش، بر ضلع ديگر تخته سنگ، نقش ديگري ديده مي شود. بيننده تصور مي کند اين شخص در حال گام بر داشتن به طرف شخص مياني است. اين شخص داراي لباسي شبيه شاه اشکاني است. وي دست راست را به طرف بالا گرفته و يک شيي در دست دارد. در سمت راست نقش مياني، سومين نقش حجاري شده است. اين شخص نيز در حال حرکت به سوي شخصيت مياني است. او نيم تنه اي – تا روي زانو – بر تن و کمربندي به کمر دارد. دست چپ او ديده نمي شود و شيي در دست راست دارد.
فرهاد تراش:
اين صفحه به طول دويست و عرض سي متر در دامنه کوه بيستون، در فاصله سي صد متي جنوب نقش برجسته داريوش اول تراشيده شده است. در دامنه اين صفحه، سکويي قرار دارد. در جلوي اين سکوي خاکي ديواري به طول يک صد و پنجاه متر ايجاد شده است. اين ديوار با استفاده از بلوک هاي سنگي تراشيده و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ ساخته شده است. بر روي برخي از اين بلوک هاي سنگي و نيز برخي از سنگ هاي پراکنده اطراف آن، علايم سنگ تراشان ساساني به اشکال مختلف نقش شده است. در دو طرف اين صفحه تراشيده، چند سکوي پله دار خشن در سنگ کنده شده است. اين سکوها براي نشستن به هنگام تراشيدن ديوار صفحه استفاده مي شد. بر روي اين صفحه تراشيده، اثر قلم هاي سنگ تراشان و همچنين گودي هاي مخصوص قرار دادن گوه هاي چوبي جهت برش سنگ ها به وضوح ديده مي شود.
وجود سطوح ناصاف و سکوهاي روي صفحه نشان مي دهد که اين صفحه ناتمام رها شده است، ولي بخش هاي فوقاني آن تقريباً رو به اتمام بوده است. در دامنه اين صفحه تراشيده و بر روي صفه خاکي حجم زيادي از بلوک هاي سنگي، سنگ هاي کنده شده از کوه، ساقه ستون و پايه ستون هاي نيمه کاره ديده مي شود.
اگر چه اهالي محل معتقدند اين صفحه تراشيده اثر «فرهاد سنگ تراش» است که از عشق شيرين ملکه خسرو پرويز کوه را به همان گونه که فردوسي و نظامي گفته اند، تراشيده است؛ ولي شواهد باستان شناختي نشان مي دهد منظور از پرداختن اين صفحه، نوشتن و نماياندن يک واقعه تاريخي مهم بوده و اين صفحه توسط خسرو پرويز – شاه ساساني – ايجاد شده است. از سنگ هاي کنده شده براي ساختن بناهايي چون پل خسرو، کاخ خسرو استفاده کرده اند. تمام اين بناها نيز مانند صفحه تراشيده فرهاد تراش، نيمه کاره رها شده و هرگز تکميل نشده اند.
بناي بيستون:
اين بناي تقريباً مستطيل شکل در جهت شرقي – غربي در شمال کاروانسراي صفوي بيستون و رو به روي فرهاد تراش، در زير جاده قديمي همدان – کرمانشاه قرار دارد. اين بنا از دو بخش تشکيل شده است: بخش شرقي به ابعاد 85×80 متر، ديوارهاي پيراموني به عرض 40 2 متر دارد. ورودي اين بنا در ضلع شرقي است. بخش غربي به ابعاد 44×55 مترف از طريق يک ورودي به بخش شرقي مرتبط مي شود. اين بخش در حقيقت حياط خلوت مجموعه را شکل مي دهد. نماي روکار ديوارهاي بنا به وسيله بلوک هاي سنگي تراشيده و قسمت داخلي ديوارها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته است. در ديوارهاي بيروني اين بنا به فواصل معين، پشتبندهاي مستطيل شکلي به طول متوسط 10 3 متر ايجاد شده است. بر روي برخي از بلوک هاي سنگي اين بنا، نشانه هايي از حجاران ساساني ديده مي شود. کاوش هاي باستان شناختي نشان مي دهد اين بنا در دوره ساساني به صورت نيمه کاره رها شد و در آن زمان فقط ديوارهاي پيراموني آن ساخته شد. مورخين اشاره مي کنند که خسرو پرويز قصد داشت اين کاخ را تکميل کند. در دوره ايلخاني با ساخت شصت و چهار اتاق در داخل بنا، از آن به عنوان کاروانسرا استفاده شده است.
نيايشگاه مادي بيستون:
در زير کتيبه و نقش برجسته داريوش اول در بيستون، بقاياي يک بناي سنگي ديده مي شود. اين بنا صفه اي به بلندي يک و نيم متر است و به صورت خشکه چين با سنگ هاي نتراشيده، ساخته شده است. بر روي اين صفه، راهرويي به عرض يک و نيم متر و درازاي هفت متر وجود دارد که بنا را به دو بخش تقسيم مي کند. در انتهاي اين راهرو، ارتفاع به ابعاد 5 3×5 6 متر قرار دارد. دو طرف پهناي اتاق را شکاف کوه و انتهاي آن را ديواري به عرض يک و نيم متر و طول پنج و نيم متر مسدود مي نمايد. در کاوش هاي باستان شناختي اين بنا، قطعه سفال هايي به دست آمد که با سفالينه هاي مادي شناسايي شده از «گودين تپه» کنگاور و «نوشيجان» ملاير قابل مقايسه است. کاوشگران اين بنا را نيايشگاهي از دوره ماد مي دانند. از ديگر بناهاي اين محوطه تاريخي مي توان به کاروانسراي ايلخاني، کاروانسراي شاه عباسي، پل خسرو و پل بيستون اشاره کرد که قبلاً توضيح داده شد. همچنين غارهاي تاريخي مرخول، مرتاريک، شکارچيان، مردو در مر آفتاب نيز جزء اين محوطه است.

● داستان عناصر در ارگانيسم هر کدام از ما ۶۳% از اتم ها از هيدروژن تشکيل شده اند که در هسته ي اين اتم ها پروتون ها قرار گرفته اند. اتم هاي هيدروژن پس ا ...

باستان‌شناسي فضايي؟ آيا با داستاني علمي تخيلي سر و كار داريم؟ ديگر نه. مساله تحقيقات باستان‌شناسي و محافظت از ميراث باستاني در فضا مساله‌اي است كه زما ...

طي سالهاي اخير شاهد روند رشد روز افزودن احداث واحدهاي گلخانه اي در سراسر كشور هستيم . در واقع گلخانه به مثابه يك تكنولوژي جديد به شدت مورد پذيرش كشاور ...

سال : تعريف انواع سال (سال عبارت است از مقياسي جهت درك زمان كه مقدار ان تقريبا با مدت حركت زمين به دور خورشيد برابر است) سال بر چند نوع است . 1- سال ا ...

زماني بود که پروردگار ميان مخلوقات خود« عمر» تقسيم مي کرد، رحمت و عطوفت خداوندي بر آن قرار گرفته بود که عمر مخلوقات را به ميل و رضايت خودشان تعيين کند ...

دين زرتشت دين زرتشتي امروز که معتقدان به آن در ايران و هند زندگي مي کنند، باقيمانده دين زرتشتي دوران ساساني است که با به قدرت رسيدن اردشير پابکان براي ...

ذوالقرنين يکي از شخصيت‌هاي قرآن و کتاب مقدس است. بر اساس قرآن، ذوالقرنين، سه لشکرکشي مهم داشت نخست به غرب، سپس به شرق، و سرانجام منطقه‌اي که در آن يک ...

«باستانيان انگار پيشرفت را در ذهن نداشته اند، به اين معني که نه اين انديشه را مردود مي دانسته اند و نه هم آن را مورد توجه قرار مي داده اند». اين را وا ...

دانلود نسخه PDF - استان کرمانشاه