up
Search      menu
داروها :: مقاله استاتين و بيماري کليه PDF
QR code - استاتين و بيماري کليه

استاتين و بيماري کليه

بيسفوسفونيت و فيبريلاسيون

● بيسفوسفونيت و فيبريلاسيون
طي کارآزمايي تصادفي شده ي اخير، استفاده از سالي يک بار اسيد زولدرونيک داخل وريدي سبب افزايش تراکم استخواني هيپ و مهره هاي کمر و کاهش احتمال شکستگي آنها شده است. اما، مصرف اسيدزولدونيک داخل وريدي سبب افزايش احتمال بروز فيبريلاسيون وخيم دهليزي هم مي شود (و نيز استئونکروز آرواره). به اين جهت، اين سوال مطرح مي شود که آيا مصرف بيسفوسفونيت هاي خوراکي هم احتمال بروز فيبريلاسيون و فلوتر دهليزي را مي افزايند؟
براي پاسخ به اين پرسش، محققان دانمارکي يک بررسي شاهد مورد براساس جمعيت انجام داده اند که شامل ۱۲۵۸۶ مورد بيمار دچار AF و ۶۸۰۵۴ بيمار شاهد بدون AF بوده که از نظر سن، جنس و محل اقامت تطبيق داده شده بودند. در مجموع، تعداد ۴۳۵ مورد بيمار (۲ ۳%) و ۱۹۵۸ بيمار شاهد (۹ ۲%) مصرف کنندگان فعلي بيسفوسفونيت هاي خوراکي بودند (بيشتر اتيدرونيت و آلندرونيت). در آناليزهايي که از نظر عوامل متعدد (مثل بيماري عروق قلب، بي کفايتي کليه، ديابت، بيماري ريه، سرطان، هيپرتيروئيديسم، الکليسم) تطبيق داده شده بودند، احتمال بروز AF به طور قابل توجه ميان مصرف کنندگان فعلي يا قبلي و يا آنها که هرگز از اين داروها استفاده نکرده بودند اختلافي وجود نداشت. به همين ترتيب، دراحتمال بروز AF ميان مصرف کنندگان فعلي اتيدرونيت و آلندرونيت اختلافي ديده نمي شد. سرانجام، احتمال بروز AF با تعداد موارد ثبت شده ي تجويز بيسفوسفونيت خوراکي همراه نبود. لازم به يادآوري است که اين کارآزمايي درباره ي دو دارو انجام شده و در مورد داروهاي ديگر اين مساله هنوز روشن نيست.
● رويکرد درماني جديد چاقي
جستجو براي راهکارهاي موثر درمان چاقي کودکان چالش برانگيز است. طي دو بررسي، محققان با استفاده از مداخلات هدايت شده تکنولوژيک، موقعيت متوسطي به دست آورده اند.
پژوهشگران به صورت تصادفي شده خانواده ي ۷۰ کودک (۴ تا ۷ سال) را با شاخص توده ي بدني بيش از ۷۵ درصد به دو گروه تقسيم کردند: يک گروه از دستگاه هاي مستقر در منزل استفاده کردند که پس از مقدار اختصاصي شده ي زماني سبب خاموش شدن تلويزيون و کامپيوتر مي شد که هدف کاهش مشاهده تا ۵۰% بود. گروه ديگر روزنامه هاي هفتگي داشتند که در آن توصيه هايي در مورد کاهش زمان استفاده ي کودک از تلويزيون و کامپيوتر شده بود ولي ميزان مشاهده بدون محدوديت بود. در پايان دو سال بررسي، متوسط زمان مشاهده در گروه مداخله به ۱۷ ساعت و در گروه شاهد به ۵ ساعت کاهش يافته بود. اختلاف قابل توجهي نسبت به ابتدا در متوسط BMI به نفع گروه مداخله در ماه ۶ و ۱۲ وجود داشت ولي بعد از ۲۴ ماه اين اختلاف ديده نمي شد. در خانواده هايي که در سطح اجتماعي اقتصادي پائين بودند، اختلاف قابل توجهي در BMI در ماه ۶، ۱۲ و ۲۴ گروه مداخله وجود داشت.
طي يک کارآزمايي ديگر، پژوهشگران به صورت تصادفي ۸۷ نوجوان دبيرستاني (متوسط ۱۵ سال) که BMI بيشتر از ۸۵ صدک (متوسط ۵ ۳۰ کيلوگرم به ازاي مترمربع) داشته و گزارش رفتار پرخوري داشتند براي اداره ي وزن از مداخله ي آنلاين رواني آموزشي و رفتاري استفاده کردند يا افراد شاهد ليست انتظار بودند. بعد از ۹ ماه، تفاوت در متوسط BMI قابل توجه بود و اختلاف در درصد کودکاني که BMI کمتر از ۸۵% داشتند به نقطه ي باارزش آماري نزديک مي شد.
● درمان نامناسب بازگيري الکل
رهنمودهاي عملي برپايه ي مدرک بر اين نکته اشاره دارد که بيماران در معرض خطر بازگيري الکل بايد پايش شده و در صورتي که احتمال خطر بالا يا نشانه ها اساسي باشند با بنزوديازپين ها تحت درمان قرار گيرند. طي بازبيني گذشته نگر پرونده ها، پژوهشگران به ارزيابي اين مساله پرداختند که آيا استفاده از يک پروتکل براي اين نوع رويکرد (درمان نشانه هاي تحريک شده) در دو بيمارستان بزرگ عمومي که داراي بيش از ۴۰ سرويس تخصصي است به درستي انجام مي شود. در پروتکل انستيتوي باليني بازبيني شده ي سنجش بازگيري الکل (CIWA Ar) از سنجش نشانه استفاده مي شود که لازم است بيمار بتواند ارتباط برقرار کند.
از ۱۲۴ بيمار بستري که تحت درمان تحريک نشانه قرار گرفتند، بيش از نيمي به صورت نامناسب تحت درمان قرار گرفته بودند (۵%) ۵۳۲ نفر از اين افراد اخيرا از الکل استفاده ننموده بودند و در نتيجه احتمال بروز بازگيري در آنان وجود نداشت، ۹ نفر نمي توانستند به خوبي ارتباط برقرار کنند، و ۲۰ نفر اخيراً شرب سنگين نداشتند و نمي توانستند ارتباط برقرار کنند. در مجموع در ۱۱ بيمار عواقب خطرناک (يعني تشنج، هذيان و مرگ) ديده شد و ·نفر تحت درمان نامناسب قرار گرفته بودند.
● سنجش احتمال سقوط
حدود ثلث بزرگسالان بالاي ۶۵ سال ساکن اجتماع، هر سال دچار سقوط مي شوند. در بالغان سالمند، سقوط به بروز عواقب خطرناک تر از جمله صدمه، بي حرکتي، بستري شدن در بيمارستان، موسسات و مرگ مي انجامد. بسياري از بيماري هاي نورولوژيک با احتمال بالاي سقوط همراه مي باشند. مصنفان روي ۸۶ بررسي يک بازبيني برپايه ي اسناد انجام داده اند تا پارامترهايي براي غربالگري احتمال سقوط در بيماراني بيابند که به مطب هاي نورولوژي مراجعه مي کنند.
اين مصنفان مدارکي با کيفيت خوب يافته اند که حاکي از آن است که احتمال سقوط در افراد داراي تشخيص حمله يا دمانس، سابقه ي سقوط قبلي يا نابساماني هاي راه رفتن و تعادل بيشتر است. ايشان اسناد ضعيف تري از افزايش احتمال سقوط در بيماران مبتلا به بيماري پارکينسون، نوروپاتي محيطي، ضعف يا از بين رفتن حس در اندام هاي تحتاني و از بين رفتن اساسي قدرت ديد يافته اند. باوجودي که بسياري از ابزار غربالگري براي سنجش احتمال سقوط پيشنهاد شده است ولي مصنفان مدارک موجود براي انجام هر نوع غربالگري را ناکافي دانسته و منوط به انجام معاينه ي استاندارد نورولوژيک دانسته اند. ايشان توصيه کرده اند که طبيبان باليني از تمامي بيماران نورولوژي داراي احتمال سقوط در مورد سقوط سالهاي گذشته سوال نموده و معاينه ي خارج نورولوژيک انجام دهند که متمرکز بر شناخت تعادل، راه رفتن و نيز قدرت، حس و هماهنگي اندام هاي تحتاني باشد.
استاتين و بيماري کليه
بيماري قلب و عروق علت اصلي مرگ در بيماران مبتلا به بيماري مزمن کليه (CKD) است. در جمعيت معمولي و در بيماران مبتلا به بيماري مستقر قلب و عروق، استاتين ها از احتمال بروز حوادث غير مهلک قلب و عروق، مرگهاي قلب و عروق و مرگ و مير به هر علت مي کاهند. آيا استفاده از استاتين ها در بيماران مبتلا به CKD هم نافع است؟ يک گروه بين المللي از محققان، متاآناليز ۵۰ کارآزمايي تصادفي شده را انجام دادند که طي آن يک استاتين با دارونما، بدون درمان يا ساير استاتين ها مورد مقايسه قرار گرفته بود. کارآزمايي ها روي بيش از ۳۰.۰۰۰ بزرگسال مبتلا به CKD (بنا به تعريف بيماراني که داراي تراز کرآتينين سرم بالا يا سرعت فيلتراسيون گلومرولي بالا داشته، دياليز مي شدند يا پيوند کليه شده اند) انجام شده بود. بسياري از بيماران دچار بيماري مستقر قلب و عروق بودند. در مقايسه با دارونما، استاتين ها به طور قابل توجه سبب کاهش کلسترل توتال و LDL و پروتئينوري شد ولي ميزان کليرانس کرآتينين را بهبود نداد. همچنين استفاده از استاتين ها سبب کاهش احتمال حوادث غيرمهلک قلب و عروق (تا ۲۲%) و مرگ قلب و عروق شد (تا ۱۹%) ولي بر ميزان مرگ و مير به هر علت تاثيري نداشت. نتايج درمان با مرحله ي CKD تغيير نمي کرد. قابل ذکر آن که پروفايل عوارض جانبي استاتين شبيه دارونما بود،

مقدمه اينکه بدانيم واقعاً بيماريم يا خير، کار راحتي نيست. برخي افراد ممکن است بيماري خاصي نداشته و سالم باشند، اما در کل، احساس خوبي نداشته باشند. برخ ...

سنگ کليه به خصوص در کشور ما يکي از بيماري هاي شايع کلينيک ارولوژي محسوب مي شود و موادي که از آن با عنوان سنگ کليه ياد مي شود واقعاَ سنگ هستند،درباره ا ...

سِل يک بيماري عفوني قابل انتقال مي باشد.که توسّط باکتري به نام ميکوباکتريوم توبرکلوزيس ايجاد مي شود. نام ديگرميکوباکتريوم توبرکلوزيس باسيل کخ است زيرا ...

پسوريازيس (psoriasis) يا داء الصدف يک بيماريِ مزمن پوستي است که در آن مناطقي از پوست ضخيم و قرمز شده، با پوسته هاي سفيدِ نقره اي پوشيده مي شود. ضايعات ...

صرع عبارت است از يک نوع اختلال در کار مغز که مشخصه آن عبارت است از حملات صرعي ناگهاني و تکرارشونده ، حملاتي کوتاه مدت از رفتار غيرطبيعي و نامناسب ، تغ ...

مطالعات باليني متعددي که به تازگي در سراسر نقاط جهان روي استاتين ها انجام شده، فوايد مهارکننده هاي ۳ هيدروکسي ۳ متيل گلوتاريل کوآنزيم A ردوکتاز يا است ...

در اين چند دهه ي اخير، از يک دارو به عنوان دارويي انقلابي که درمان رواني را براي هميشه متحول خواهد کرد، استقبال شده که نتيجه ي آن مصرف گسترده بوده است ...

آتورواستاتين يک استاتين يا مهارکننده آنزيم ۳HMG COA. هيدروکسي ۳. متيل گلوتاريل کوآنزيم A) ردوکتاز و يک داروي تنظيم کننده چربي خون با عملکرد بر روي چر ...

دانلود نسخه PDF - استاتين و بيماري کليه