up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله آسايش براي کافران PDF
QR code - آسايش براي کافران

آسايش براي کافران

باران عذاب و عذاب باران

بسياري از گرفتارهاي مردم به سبب رفتارها و کردارشان در دنياست. اين امر نسبت به مؤمنان، زودتر خود را نشان مي دهد. به اين معنا که مؤمنان به سرعت بازتاب اعمال و رفتارهاي خودشان را مي بينند. شايد به همين خاطر است که گفته اند: «البلاء للولاء» زيرا بسيار ديده شده که مؤمنان بيش تر در مشکلات و گرفتاري ها قرار مي گيرند، در حالي که دشمنان و کافران در ناز و نعمت به سر مي برند و کم تر دچار بلايا و عذاب هاي دنيوي مي شوند.
اين گونه است که باران رحمت براي مؤمن خطاکار و گناهکار، باراني از عذاب مي شود و زمين و زمان با او به ستيز برمي خيزد تا او را هوشيار و بيدار کند و به سوي خداوند به استغفار و توبه بازار گرداند.
نويسنده در اين مطلب با اشاره به انواع عذاب هاي الهي بر آن است تا براساس آموزه هاي وحياني نقش رفتارهاي مؤمنان را در بوجود آمدن بسياري از مشکلات دنيوي و گرفتاري ها تبيين کند. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
آسايش براي کافران
شايد بارها ديده يا شنيده ايد که عده اي به طعنه مي گويند همه عذاب ها و گرفتاري ها براي مسلمانان است در حالي که کافران در آرامش و آسايش هستند و مثلا مردم فلان کشور اروپايي که حتي به مسيحيت ايمان ندارند و کافر مطلق هستند، در آسايش و آرامش بيش تري قرار دارند و برپايه آمارهاي جهاني شادترين و اميدوارترين مردم به زندگي هستند. اين در حالي است که مسلمانان در جهان در بدترين شرايط زيستي قرار دارند و همواره با انواع و اقسام مشکلات و گرفتاري دست و پنجه نرم مي کنند.
برخي، همين را علتي براي کفر گويي و ستيزه جويي خود با دين قرار مي دهند و براساس اين تحليل، آسايش و آرامش آنان را دليلي بر حقانيت آنان بر مي شمارند. اينگونه افراد معيار آسايش دنيوي را به عنوان دليل و برهان حقانيت مي دانند و حتي برخي پا از اين فراتر نهاده و با توجه به موقعيت طبيعي اروپا و آب و هواي خوب آن به اين نتيجه رسيده اند که همين طبيعت خوب دليل بر حقانيت آنان است.
اين در حالي است که خداوند برخلاف آن چه به فکر و نظر ما مي رسد عمل مي کند. لذا براي کافران آسايش قرار مي دهد و مؤمنان را هر چه از نظر رتبه و درجه برتر و بالاتر باشند، به بلا و گرفتاري بيش تري دچار مي سازد.
خداوند در آيات ۳۳تا ۳۵ سوره زخرف درباره اين سياست خود نسبت به کافران مي فرمايد: «و لولا أن يکون الناس امه واحده لجعلنا لمن يکفر بالرحمان لبيوتهم سقفاً من فضه و معارج عليها يظهرون¤ و لبيوتهم أبواباً و سرراً عليها يتکئون¤ و زخرفا و ان کل ذلک لما متاع الحياه الدنيا و الاخره عند ربک للمتقين؛ و اگر نه آن بود که همه مردم در انکار خدا امتي واحد گردند، قطعاً براي خانه هاي آنان که به خداي رحمان کفر مي ورزيدند، سقفها و نردبانهايي از نقره که بر آنها بالا روند قرار مي داديم؛ و براي خانه هايشان نيز درها و تختهايي که بر آنها تکيه زنند؛ و زر و زيورهاي ديگر نيز؛ و همه اينها جز متاع زندگي دنيا نيست، و آخرت پيش پروردگار تو از آن پرهيزگاران است.»
بنابراين، آسايش کافران هيچ دليلي بر حقانيت آنان نيست، چنان که مشکلات و گرفتاري هاي مسلمانان و مومنان دليلي بر بطلان دين و آيين ايشان نمي باشد، بلکه به اين معناست که مومنان و مسلمانان با برخي از کارها تنبيه مي شوند و اين امور بازتاب خطاها و گناهان ريز و درشت آنان است. هر چند که برخي از اين گرفتاري ها و ابتلائات مومنان براي اين است که زنگارها از دل هايشان زدوده شود و پاک گردند. اين که در روايت آمده است: البلاء للولاء کاللهب للذهب؛ بلا براي ولايت و محبت الهي مانند لهيب آتش است براي طلاست، به اين معناست که اين گونه گرفتاري ها موجب ازدياد ارزش انسان و خلوص وي از هرگونه آلودگي ها و پالايش وي مي شود. بنابراين مي توان در برخي از موارد گفت:
هر که در اين بزم مقربتر است جام بلا بيشترش مي دهند.
اما چنان که گفته شد، برخي از اين گرفتارها اين گونه نيست، بلکه هشدارهاي سريع و تندي است که از سوي خداوند به بنده مومن داده مي شود تا چرک ها و آلودگي ها هر چند کوچک و ريز را ببيند و خود را از آن پاک نمايد؛ زيرا هرگونه زنگاري در اين افراد به چشم مي آيد و جلوه زشتي به چهره و سيماي مومن مي دهد.
● تفاوت زماني در عذاب هاي الهي
با نگاهي به آموزه هاي قرآني مي توان دريافت که چرا اين گونه تفاوت هاي جدي ميان مجازات هاي الهي وجود دارد و حتي کافران با افزايش امکانات نه تنها تنبيه نمي شوند بلکه تشويق هم مي شوند.
آموزه هاي قرآني روشن مي کند که خداوند نسبت به خطاها و گناهان افراد، برخوردهاي سه گانه را در پيش مي گيرد. اين تفاوت ها به سبب عللي است که در آيات قرآني بيان شده است.
خداوند در آيه ۰۳ سوره شوري يکي از انواع عذاب ها و گرفتاري ها را عذاب دنيوي بر مي شمارد و مي فرمايد: و ما اصابکم من مصيبه فيما کسبت ايديکم و يعفو عن کثير؛ و هرگونه مصيبتي به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و خدا از بسياري درمي گذرد.
به اين معنا که برخي از گرفتاري ها و مصيبت هاي آدمي به سبب کارهاي خود وي است. با اين که خداوند از بسياري از خطاها و گناهان مي گذرد، ولي با اين همه برخي از گناهان به گونه اي است که واکنش و بازتاب آن در همين دنيا به سرعت خود را نشان مي دهد.
کساني که به اين گرفتاري ها مبتلا مي شوند، افراد مومن و مسلماني هستند که بايد تنبيه شوند. بنابراين، اگر خطايي بکنند به سرعت تنبيه و مجازات مي شوند و گرفتاري ها به آنها هجوم مي آورد. از جمله اگر مسلمانان زکات مال خودشان را ندهند، باران قطع مي شود و کشور دچار قحطي و خشکسالي مي شود.
خداوند درباره برخي ديگر از گناهان و خطاها و هم چنين گناهکاران مي فرمايد: وتلک القري اهلکنا هم لما ظلموا و جعلنا لمهلکهم موعدا؛ و مردم آن شهرها چون بيدادگري کردند، هلاکشان کرديم، و براي هلاکتشان موعدي مقرر داشتيم.(کهف، آيه ۹۵)
اين گروه کساني هستند که به آنان فرصت داده مي شود تا زماني گناهان خود را ادامه دهند، ولي وقتي آن زمان فرا رسيد گرفتار عذاب سخت الهي مي شوند. بسياري از اقوام که گرفتار عذاب مي شوند و سيل و توفان، زندگي شان را از ميان مي برد، کساني هستند که خداوند به آنها مهلت داد تا دست از گناه بردارند ولي چون ادامه دادند در آن روز معين اين گونه عذابشان مي کند.
گروه سوم کساني هستند که خداوند عذابشان را آن قدر تأخير مي افکند تا بتوانند همه توانايي و استعداد خويش را در عرصه گناه به نمايش بگذارند و با افزايش و ازدياد گناه، در نهايت ظلم و ستم قرار گيرند. خداوند در آيه ۸۷۱ سوره آل عمران مي فرمايد: ولا يحسبن الذين کفروا أنما نملي لهم خير لأنفسهم انما نملي لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب مهين؛ و البته نبايد کساني که کافر شده اند تصور کنند اينکه به ايشان مهلت مي دهيم، براي آنان نيکوست، ما فقط به آنها مهلت مي دهيم تا بر گناه خود بيفزايند و آن گاه عذابي خفت آور خواهند داشت.
● زمان عذابها
بنابراين، از نظر زماني مي توان عذاب ها را به سريع، مهلت دار و بي زمان دسته بندي کرد. در اين ميان تنها مؤمنان هستند که هر گناه و خطايي کردند به سرعت، آثار و تبعات آن را مي بينند تا به خود آيند و بيدار و هوشيار گردند.
هرچه ايمان شخص قوي تر باشد، خطاي وي بيش تر به چشم مي آيد؛ زيرا همانند صفحه سپيدي است که کوچک ترين لکه را نشان مي دهد. از اين رو لازم است تا اين لکه زودتر گرفته شود و عذاب براي اين است که شخص، هوشيار و بيدار شده و آن لکه زشت را از جامه سپيد ايمانش بزدايد.
آناني که انسان هاي معمولي هستند، گناهان و خطاهايشان همانند لکه هائي بر جامه زرد است. اين لکه ها فقط در صورت دقت ديده مي شوند بنابراين به آنان مهلت داده مي شود تا در يک فرصت به خود آيند. اما انسان هايي که کافرند همانند کساني هستند که جامه تيره به تن کرده اند و اين جامه ها حتي اگر پر از لکه هاي زشت شود به چشم نمي آيد. اينان عذابشان آن قدر عقب انداخته مي شود تا سنگين تر و سخت تر شود و به عذابي دردناک و سخت گرفته مي شوند.
با اين مطلب دانسته شد که چرا مؤمنان و جامعه ايماني اگر خطايي را انجام دهند و مثلا زکات مال را نپردازند، گرفتار قحطي و خشکسالي مي شوند و خداوند فوري به سبب همين گناه، آنان را به قطعي باران عذاب مي کند.
بخشي از عذاب ها و گرفتاري هايي که مؤمنان در دنيا دچار آن مي شوند به سبب عدم توجه به واجبات و محرمات است. همان گونه که انجام واجبات و ترک محرمات، عامل افزايش برکات (الاثنا عشريه، ص۹۱) و رهايي از مشکلات و گرفتاري هاست، رفتار برخلاف آموزه هاي الهي موجب مي شود تا شخص در همين زندگي به سرعت دچار مشکلات و گرفتاري هائي شود که گاه جز به استغفار از آن رهايي نمي يابد. کساني که مي گويند مالشان به اشتباه و خطايي از دستشان رفت و يا ورشکست شدند، وقتي خوب بنگرند درمي يابند که مثلا زکات و خمسي را نپرداخته اند، زيرا پرداخت زکات موجب مصونيت مال از تباهي مي شود (وسايل الشيعه، ج۶، ص۳۱) و حتي مال، برکت يافته و زياد مي گردد (من لايحضره الفقيه، ج۲، ص۲)
اما اگر زکات را نپردازد، دو برابر آن به ناحق از دستش مي رود بي آن که سودي برده باشد (کافي، ج۳، ص۴۰۵) امام صادق(ع) مي فرمايد: هيچ مالي در دريا و خشکي تباه نمي شود مگر به سبب زکات ندادن. (بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۱۲) همين عدم پرداخت است که زمين، برکات خود را باز مي دارد (کافي، ج ۳، ص ۵۰۵) و عامل برکت به عامل نقمت تبديل مي شود و باران به سيل و بلا، تغيير شکل مي دهد.
اين که زمين برکات خود را از تارکان زکات و منع کنندگان آن باز مي دارد، به اين معناست که هرچيزي که بايد به عنوان نعمت از زمين به دست آيد به نقمت و بلا تبديل مي شود و خير و برکت از آن مي رود و انسان سودي از زندگي اش نمي برد.
اين ها عذاب هاي الهي است که مردم گرفتار آن مي شوند و علت را در چيزهاي ديگر مي جويند درحالي که بسياري از مشکلات و مصيبت هاي آدمي به سبب کارهاي خود بشر مانند عدم پرداخت خمس و زکات و گناهان ديگر است. اين عذاب هاي الهي براي اين است که اين افراد پشيمان شوند (يونس، آيه ۴۵) و يا فطرت پاک ايشان دوباره بيدار شود و در مسير کمالي گام بردارند و آموزه هاي عقلاني و شرعي را انجام دهند (انعام، آيات ۰۴ و ۱۴) و يا اين که حقيقت هستي را به درستي درک کنند (انعام، آيه ۵۶) و از آن عبرت بگيرند. (بقره، آيات ۵۶ و ۶۶)
● عدالت و تناسب در عذاب
از آن جايي که خداوند عادل است و نظام هستي را بر محور عدالت قرار داده است؛ هرگز در عذاب نيز از دايره عدالت بيرون نمي رود. بنابراين هر عذاب الهي متناسب با عدالت است.
خداوند در آيات بسيار از جمله ۱۱۷ و ۱۸۱ و ۲۸۱ سوره آل عمران و ۰۵ و ۱۵ سوره انفال و آيات ديگر، به اين نکته توجه مي دهد که عذاب هاي الهي براساس عدالت است و خداوند منزه از آن است که به کسي در عذاب ظلم روا دارد. براين اساس، به کساني که به خداوند کافر هستند، اجازه مي دهد تا از نعمت هاي دنيايي بهره گيرند بي آن که سود و بهره اي براي اين افراد در قيامت باشد. (آل عمران، آيه ۷۷)
اصولا نوعي تناسب ميان گناه و عذاب در نظام مجازات هاي الهي وجود دارد (بقره، آيات ۴۱ و ۵۱ و انعام، آيه ۰۱ و اعراف، آيه ۱۵ و آيات ديگر) چنان که اين تناسب ميان گناهکاران نيز وجود دارد. بنابراين مومنان هرچه در درجات عالي و برتر قرار گيرند، سخت تر و سريع تر عذاب مي شوند؛ چرا که: «حسنات الابرار، سيئات المقربين؛ کارهاي خوبان براي مقربان عمل زشت محسوب مي شود.» و ديگر آن که زشتي اين افراد بيش تر به چشم مي آيد و اگر تنبيه نشوند، موجبات تباهي ديگران نيز مي شوند.
به هرحال، بسياري از باران هاي عذاب را مي بايست به نوع عملکرد مومنان و مسلمانان نسبت داد و همين نسبت مسلمان و مومن به خداست که حساسيت را افزايش مي دهد و تنبيهات و گرفتاري هاي سريع و شديدتري را سبب مي شود. خداوند به زنان پيامبر(ص) به سبب نسبتي که با پيامبر(ص) برقرار کرده اند هشدار مي دهد که خداوند به سبب همين نسبت نمي تواند با آنان همانند ديگران رفتار نمايد: يا نساء النبي من يأت منکن بفاحشه مبينه يضاعف لها العذاب ضعفين و کان ذلک علي الله يسيرا؛ اي همسران پيامبر، هرکس از شما مبادرت به کار زشت آشکاري کند، عذابش دو چندان خواهد بود و اين بر خدا همواره آسان است. (احزاب، آيه ۰۳) چنان که کارهاي نيک و خير اين افراد به سبب همين نسبت، دوچندان ارزش و اعتبار مي يابد: و من يفنت منکن لله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتين و اعتدنا لها رزقا کريما؛ و هرکس از شما خدا و فرستاده اش را فرمان برد و کار شايسته کند، پاداشش را دو چندان مي دهيم و برايش روزي نيکو فراهم خواهيم ساخت. (احزاب، آيه ۱۳) زيرا مردم اين ها را الگوي رفتاري خود قرار مي دهند و اگر اينان کارهاي نيک انجام دهند، سرمشق ديگران مي شوند، چنان که کارهاي زشت آنها، خود عامل شيوع و ترويج زشتي در جامعه مي گردد.
مومنان نيز به سبب انتساب به خداوند اين گونه مورد توجه قرار مي گيرند و خداوند به سبب همين نسبت است که توجه خاص به آنان مبذول مي دارد. هرچه مومن در درجات ولايت بالاتر برود مي بايست حواس خود را جمع تر کند، زيرا هر خطاي کوچکي از او به چشم مي آيد و زودتر و شديدتر تنبيه و مجازات مي شود. اين گونه است که باران رحمت براي ايشان باران عذاب مي شود و به شکل سيل آنان را تهديد و تنبيه مي کند تا به خود آيند و پاک شوند و خار و خاشاک را از زندگي خود دور سازند و يا عذابهاي ديگري چون زلزله، صاعقه، گراني، بيماري و دهها عذاب ديگر فرامي گيرد.

باوجود اينکه خانم ها اهميت زيادي به موهايشان مي دهند اما بسيار تعجب آور است که گاهي با انجام برخي اقدام هاي آرايشي روي موهايشان باعث آسيب رساندن به مو ...

● دعا براي امنيت حضرت ابراهيم از خدا خواست : خدايا ! مکه را امن قرار بده . « رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِنا »۱ ، دعاي براي امنيت. «رَبِّ اجْعَلْ هذا» ...

در غرب استراليا بيشتر پروش دهندگان گوسفند مكمل هاي غذايي را زماني مورد استفاده قرار ميدهند كه خوراكها ي مزرعه بيشتر شامل كاه غلات با كيفيت پايين و علو ...

در فرهنگ ما شرقي ها مخصوصا در ايران، دختر ها و پسرها پس از آشنايي خانواده هايشان با يکديگر و توافق دو خانواده و چند بار رفت و آمد، با يکديگر ازدواج مي ...

سوخت بيولوژيک جديد که از قند ميوهجات بدست ميآيد نسبت به اتانول سنتي از جذابيت بيشتري برخوردار خواهند بود. جايگزين کردن سوختهاي فسيلي سرشار از کربن با ...

اکثريت مردم اگر گرايشي به فوتبال يا بسکتبال نداشته باشند، براي ورزش کردن به سمت دستگاه هاي پياده روي مي روند. از آنجا که اين دستگاه ها معمولاً در هر ب ...

خرافه چيست؟ منظور ما از خرافه هر حرف، کار، سنت و رسمي است که دليل عقلي و يا نقلي معتبر نداشته باشد. به عبارت ديگر خرافه گفتار رفتار و انديشه ايست که د ...

توده يا حجمي از سنگ هاي نفوذپذير و متخلخل است كه در اعماق مختلف زمين قرار داشته و خلل و فرج آنها را آب داغ يا بخار تحت فشار، اشغال كرده است. مخزن هاي ...

دانلود نسخه PDF - آسايش براي کافران