up
Search      menu
فنآوری اطلاعات :: مقاله آدمواره‌ها PDF
QR code - آدمواره‌ها

آدمواره‌ها

هوش مصنوعي Artificial Intelligence

هدف‌ از اين‌ مقاله‌ آشنائي‌ با هوش‌ مصنوعي‌ به‌ عنوان‌ سمبل‌ ونماد دوران‌ فراصنعتي‌ و نقش‌ و کاربرد آن‌ در صنايع‌ و مؤسسات‌توليدي‌ مي‌باشد. بدين‌ منظور، اين‌ موضوع‌ در قالب‌ دو مقاله‌ جداگانه‌و يا دو بخش‌ ارائه‌ مي‌شود. در (بخش‌ اول‌) هوش‌ مصنوعي‌ موردمطالعه‌ قرار مي‌گيرد و سئوالاتي‌ نظير اين‌ که‌ هوش‌ مصنوعي‌چيست‌؟ تفاوت‌ هوش‌مصنوعي‌ و هوش‌ طبيعي‌ (انساني‌) درچيست‌؟ شاخه‌هاي‌ عمده‌ هوش‌ مصنوعي‌ کدامند؟ و نهايتأ، اجزاي‌هوش‌ مصنوعي‌ نيز تشريح‌ مي‌شود. در بخش‌ دوم‌،کاربردهاي‌ هوش‌ مصنوعي‌در صنايع‌ و مؤسسات‌توليدي‌، بخصوص‌ در زمينه‌سيستم‌هاي‌ خبره‌ وآدمواره‌ها مورد مطالعه‌ وتجزيه‌ و تحليل‌ قرارمي‌گيرد.
● مقدمه‌:
دهه‌هاي‌ آغازين‌ سده‌ بيستم‌ ميلادي‌ و دوران‌ پيشرفت‌ شگرف‌صنعتي‌، همراه‌ با توليد خودرو بود که‌ انقلاب‌ همه‌ جانبه‌اين‌ درترابري‌، افزايش‌ شتاب‌ جابجايي‌ و صدها کار و پيشه‌ جديد دررشته‌ها بازرگاني‌ بوجود آورده‌ است‌.
به‌ نظر مي‌رسد که‌ سمبل‌ دوران‌ فراصنعتي‌ و نماد فرآورده‌هاي‌بي‌همتاي‌ قرن‌ آينده‌«هوش‌ مصنوعي‌»(۱) است‌. امروزه‌ موضوع‌هوش‌ مصنوعي‌ داغ‌ترين‌ بحث‌ ميان‌ کارشناسان‌ دانش‌ رايانه‌ واطلاعات‌ و ديگر دانشمندان‌ و تصميم‌گيرندگان‌ است‌. در سراسرتاريخ‌ تا به‌ امروز انسان از جنبه‌ تن‌ و روان‌، مرکز و محور بحث‌هاو پژوهش‌ها بوده‌ است‌. ولي‌ اکنون‌ موجودي‌ با رتبه‌اي‌ پائين‌تر،بي‌جان‌ و ساختگي‌ مي‌خواهد جانشين‌ او شود، امري‌ که‌ بدون‌ شک‌ مي‌توان‌ ادعا نمود بيشتر انسان‌ها با آن‌ مخالفند.
هوش‌ مصنوعي‌ چنانچه‌ به‌ هدف‌هاي‌ والاي‌ خود برسد، جهش‌بزرگي‌ در راه‌ دستيابي‌ بشر به‌ رفاه‌ بيشتر و حتي‌ ثروت‌ افزون‌ترخواهد بود. هم‌ اکنون‌ نمونه‌هاي‌ خوب‌ و پذيرفتن‌ از هوش‌ مصنوعي‌در دنياي‌ واقعي‌ ما به‌ کار افتاده‌ است‌. چنين‌ دستاوردهايي‌، صرف‌منابع‌ لازم‌ در آينده‌ را همچنان‌ توجيه‌ خواهد کرد.
از سوي‌ ديگر، منتقدين‌ هوش‌ مصنوعي‌ چنين‌ استدلال‌ مي‌کنندکه‌ صرف‌ زمان‌ و منابع‌ ارزشمندديگر در راه‌ ساخت‌ فراورده‌اي‌ که‌پر از نقص‌ و کاستي‌ ودست‌آوردهاي‌ مثبت‌ اندکي‌ است‌،مايه‌ بدنام‌ کردن‌ و زير پا گذاشتن‌توانمندي‌ها و هوشمندي‌هاي‌انسان‌ مي‌باشد. تلخ‌ترين‌ انتقادهابر اين‌ باور است‌ که‌ هوش‌مصنوعي‌، توهين‌ آشکار به‌ گوهر طبيعت‌ و نقش‌ انسان‌ است‌.
● هوش‌ مصنوعي‌ چيست‌؟
تلاش‌ در راه‌ برخوردار نمودن‌ رايانه‌ از توانائيهاي‌ شناخت‌ وتقليد جنبه‌هاي‌ هوشي‌ انسان‌ از دهه‌ ۱۹۵۰ ميلادي‌ آغاز شده‌ است‌.در سال‌ ۱۹۵۶ ميلادي‌، گروهي‌ از دانشمندان‌ از جمله‌ ماروين‌مينسکي‌(۲) (از دانشگاه‌ فني‌ ماساچوست‌)، کلود شانن(۳) (ازآزمايشگاه‌ نامدار بل‌) و جان‌ مک‌کارتي‌(۴) (از دانشگاه‌ دارت‌موت‌(همايش‌ در دارت‌ موت‌ (۵)کانادا برگزار نمودند تا در اين‌زمينه‌ به‌ گفتگو بپردازند. جان‌ مک‌ کارتي‌ دانشيار کرسي‌ رياضي‌دانشگاه‌ و ميزبان‌ همايش‌، عنوان‌ پهوش‌ مصنوعي‌) را بر اين‌ نشست‌نهاد.از آن‌ زمان‌ تاکنون‌ ميان‌ دانشمندان‌ و خبرگان‌ آگاه‌ همچنان‌بحث‌ در مفهوم‌ هوش‌ مصنوعي‌ جريان‌ دارد.
هوش‌ مصنوعي‌ را کوششهايي‌ تعريف‌ مي‌کنند که‌ در پي‌ ساختن‌نظامهاي‌ رايانه‌اي‌ (سخت‌افزار و نرم‌افزار) است‌ که‌ رفتاري‌ انسان‌ وارداشته‌ باشند. چنين‌ نظامهايي‌ توان‌ يادگيري‌ زبانهاي‌ طبيعي‌، انجام‌وظيفه‌هاي‌ انساني‌ به‌ صورت‌ آدمواره‌ (ربات‌) و رقابت‌ با خبرگي‌ و توان‌تصميم‌گيري‌ انسان‌ را دارند.
يک‌ سيستم‌ هوش‌ مصنوعي‌ به‌ راستي‌ (نه‌ مصنوعي‌ (و )نه‌هوشمند (است‌. بلکه‌ دستگاهي‌ است‌ هدف‌گرا که‌ مشکل‌ را به‌ روش‌ مصنوعي‌ حل‌مي‌کند اين‌ سيستم‌ها بر پايه‌ دانش‌، تجربه‌ و الگوهاي‌ استدلايي‌ انسان‌بوجود آمده‌اند.
سيستم‌هاي‌ هوش‌ مصنوعي‌ مانند کتاب‌ با ديگر آثار فکري‌ انسان‌مي‌باشند، تا زماني‌ که‌ نوشته‌ نشوند معلوماتي‌ در خود ندارند. پس‌ از آماده‌شدن‌ نيز نمي‌توانند چيزي‌ تازه‌ بسازند و يا راه‌حل‌ نويني‌ ابداع‌ کنند.سيستم‌هاي‌ هوشمند، تنها و توانايي‌هاي‌ کارشناسان‌ را بالا مي‌برند وهرگز نمي‌توانند جانشين‌ آنها شوند. اين‌ سيستم‌ها فاقد عقل‌ سليم‌ هستند.
● هوش‌ مصنوعي‌ و هوش‌ انساني‌:
براي‌ شناخت‌ هوش‌ مصنوعي‌ شايسته‌ است‌ تا تفاوت‌ آن‌ را با هوش‌انساني‌ به‌ خوبي‌ بدانيم‌. مغز انسان‌ از ميلياردها سلول‌ يا رشته‌ عصبي‌درست‌ شده‌ است‌ و اين‌ سلول‌ها به‌ صورت‌ پيچيده‌اي‌ به‌ يکديگرمتصل‌اند. شبيه‌سازي‌ مغز انسان‌ مي‌تواند از طريق‌ سخت‌افزار يا نرم‌افزارانجام‌ گيرد. تحقيقات‌ اوليه‌ نشان‌ داده‌ است‌ شبيه‌سازي‌ مغز، کاري‌مکانيکي‌ و ساده‌ مي‌باشد. براي‌ مثال‌، يک‌ کرم‌ داراي‌ چند شبکه‌ عصبي‌است‌. يک‌ حشره‌ حدود يک‌ ميليون‌ رشته‌ عصبي‌ دارد و مغز انسان‌ ازهزار ميليارد رشته‌ عصبي‌ درست‌ شده‌ است‌. با تمرکز و اتصال‌ رشته‌هاي‌عصبي‌ مصنوعي‌ مي‌توان‌ واحد هوش‌ مصنوعي‌ را درست‌ کرد.
هوش‌ انساني‌ بسيار پيچيده‌تر و گسترده‌تر از سيستم‌هاي‌ رايانه‌اي‌است‌ و توانمنديهاي‌ برجسته‌اي‌ مانند: استدلال‌، رفتار، مقايسه‌، آفرينش‌و بکار بستن‌ مفهومها را دارد.
هوش‌ انساني‌ توان‌ ايجاد ارتباط ميان‌ موضوع‌ها و قياس‌ ونمونه‌ سازيهاي‌ تازه‌ را دارد. انسان‌ همواره‌ قانون‌هاي‌ تازه‌اي‌ مي‌سازد و ياقانون‌ پيشين‌ را در موارد تازه‌ بکار مي‌گيرد. توانايي‌ بشر در ايجادمفهوم‌هاي‌ گوناگون‌ در دنياي‌ پيرامون‌ خود، از ويژگي‌هاي‌ ديگر اوست‌.مفهوم‌هاي‌ گسترده‌اي‌ همچون‌ روابط علت‌ و معلولي‌، رمان‌ و يامفهوم‌هاي‌ ساده‌تري‌ مانند گزينش‌ وعده‌هاي‌ خوراک‌ (صبحانه‌، ناهار وشام) را انسان‌ ايجاد کرده‌ است‌. انديشيدن‌ در اين‌ مفهوم‌ها و بکاربستن‌آنها، ويژه‌ رفتار هوشمندانه‌ انسان‌ است‌.
هوش‌ مصنوعي‌ در پي‌ ساخت‌ دستگاههايي‌ است‌ که‌ بتوانندتوانمندهاي‌ ياد شده‌ (استدلال‌، رفتار، مقايسه‌ و مفهوم‌ آفريني‌) را از خودبروز دهند. آنچه‌ تاکنون‌ ساخته‌ شده‌ نتوانسته‌ است‌ خود را به‌ اين‌ پايه‌برساند، هر چند سودمندي‌هاي‌ فراواني‌ به‌ بار آورده‌ است‌.
نکته‌ آخر اينکه‌، يکي‌ از علل‌ رويارويي‌ با مقوله‌ هوش‌ مصنوعي‌،ناشي‌ از نام‌گذاري‌ نامناسب‌ آن‌ مي‌باشد. چنانچه‌ جان‌ مک‌کارتي‌ در سال‌۱۹۵۶ ميلادي‌ آن‌ را چيزي‌ مانند «برنامه‌ريزي‌ پيشرفته‌» ناميده‌ بود شايد جنگ‌ و جدلي‌ در پيرامون‌ آن‌ رخ‌ نمي‌داد.
● شاخه‌هاي‌ هوش‌ مصنوعي‌:
هوش‌ مصنوعي‌ به‌ تعدادي‌ ميدانهاي‌ فرعي‌ تقسيم‌ شده‌ است‌ و سعي‌دارد تا سيستم‌ها و روشهايي‌ را ايجاد کند که‌ بطور تقليدي‌ مانند هوش‌ ومنطق‌ تصميم‌گيرندگان‌ عمل‌ نمايد.
سه‌ شاخه‌ اصلي‌ هوش‌ مصنوعي‌ عبارتند از: سيستم‌هاي‌خبره‌(ES)(۶)، آدمواره‌ها(۷) و پردازش‌ زبان‌ طبيعي‌ (۸) که‌ در زير به‌صورت‌ تصويري‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است‌.
● هوش‌ مصنوعي‌ در يک‌ نگاه‌
▪ سيستم‌هاي‌ خبره‌
سيستم‌هاي‌ خبره‌، برنامه‌هاي‌ کاميپوتري‌ هوشمندي‌ هستند که‌ دانش‌و روشهاي‌ استنباط و استنتاج‌ را بکار مي‌گيرند تا مسائلي‌ را حل‌ کنند که‌براي‌ حل‌ آن‌ها به‌ مهارت‌ انساني‌ نياز است‌.
سيستم‌هاي‌ خبره‌ کاربر را قادر به‌ مشاوره‌ با سيستم‌هاي‌ کامپيوتري‌در مورد يک‌ مسئله‌ و يافتن‌ دلايل‌ بروز مسئله‌ و راه‌حل‌هاي‌ آن‌ مي‌کند.در اين‌ حالات‌ مجموعه‌ سخت‌افزار و نرم‌افزار تشکيل‌ دهنده‌ سيستم‌خبره‌، مانند فرد خبره‌ اقدام‌ به‌ طرح‌ سئوالات‌ مختلف‌ و دريافت‌پاسخ‌هاي‌ کاربر، مراجعه‌ به‌ پايگاه‌ دانش‌ (تجربيات‌ قبلي‌) و استفاده‌ ازيک‌ روش‌ منطقي‌ براي‌ نتيجه‌گيري‌ و نهايتا ارائه‌ راه‌حل‌ مي‌نمايد.همچنين‌ سيستم‌ خبره‌ قادر به‌ شرح‌ مراحل‌ نتيجه‌گيري‌ خود تا رسيدن‌ به‌هدف‌)چگونگي‌ نتيجه‌گيري‌(و دليل‌ مطرح‌ شدن‌ يک‌ سئوال‌ اجرايي‌)روش‌ حرکت‌ تا رسيدن‌ به‌ هدف‌)خواهد بود.
سيستم‌هاي‌ خبره‌ برخلاف‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ که‌ بر روي‌ داده‌ها(Data) عمل‌ مي‌کنند، بر دانش‌ (Knowledge) متمرکز شده‌ است‌. همچنين‌ دريک‌ فرآيند نتيجه‌گيري‌، قادر به‌ استفاده‌ از انواع‌ مختلف‌ داده‌ها )عددي‌Digital، نمادي‌ Symbolic و مقايسه‌اي‌ Analoge( مي‌باشند. يکي‌ ديگر ازمشخصات‌ اين‌ سيستم‌ها استفاده‌ از روشهاي‌ ابتکاري‌ (Heuristic) به‌ جاي‌روشهاي‌ الگوريتمي‌ مي‌باشد. اين‌ توانايي‌ باعث‌ قرار گرفتن‌ محدودوسيعي‌ از کاربردها در برد عملياتي‌ سيستم‌هاي‌ خبره‌ مي‌شود. فرآيندنتيجه‌گيري‌ در سيستم‌هاي‌ خبره‌ بر روشهاي‌ استقرايي‌ و قياسي‌ پايه‌گذاري‌شده‌ است‌. از طرف‌ ديگر اين‌ سيستم‌ها مي‌توانند دلايل‌ خود در رسيدن‌به‌ يک‌ نتيجه‌گيري‌ خاص‌ و يا جهت‌ و مسير حرکت‌ خود به‌ سوي‌ هدف‌را شرح‌ دهند. با توجه‌ به‌ توانايي‌ اين‌ سيستم‌ها در کار در شرايط فقدان‌اطلاعات‌ کامل‌ و يا درجات‌ مختلف‌ اطمينان‌ در پاسخ‌ به‌ سئوالات‌ مطرح‌شده‌، سيستم‌هاي‌ خبره‌ نماد مناسبي‌ براي‌ کار در شرايط عدم‌ اطمينان‌(Uncertainty) و يا محيطهاي‌ چند وجهي‌ مي‌باشند.
▪ مزاياي‌ سيستم‌هاي‌ خبره
مزاياي‌ سيستم‌هاي‌ خبره‌ را مي‌توان‌ به‌ صورت‌ زير دسته‌بندي‌ کرد:
۱) افزايش قابليت‌ دسترسي‌: تجربيات‌ بسياري‌ از طريق‌ کامپيوتر دراختيار قرار مي‌گيرد و به‌ طور ساده‌تر مي‌توان‌ گفت‌ يک‌ سيستم‌ خبره‌،توليد انبوه‌ تجربيات‌ است‌.
۲) کاهش‌هزينه‌:هزينه‌ کسب را براي ‌کاربر به ‌طور زيادي ‌کاهش ‌مي‌يابد.
۳) کاهش‌ خطر: سيستم‌ خبره‌ مي‌تواند در محيطهايي‌ که‌ ممکن‌ است‌براي‌ انسان‌ سخت‌ و خطرناک‌ باشد نيز بکار رود.
۴) دائمي‌ بودن‌: سيستم‌هاي‌ خبره‌ دائمي‌ و پايدار هستند. بعبارتي‌ مانندانسان‌ها نمي‌ميرند و فنا ناپذيرند.
۵) تجربيات‌ چندگانه‌: يک‌ سيستم‌ خبره‌ مي‌تواند مجموع‌ تجربيات‌ وآگاهي‌هاي‌ چندين‌ فرد خبره‌ باشد.
۶) افزايش‌ قابليت‌ اطمينان‌: سيستم‌هاي‌ خبره‌ هيچ‌ وقت‌ خسته‌ وبيمار نمي‌شوند، اعتصاب‌ نمي‌کنند و يا عليه‌ مديرشان‌ توطئه‌ نمي‌کنند، درصورتي‌ که‌ اغلب‌ در افراد خبره‌ چنين‌ حالاتي‌ پديد مي‌آيد.
۷) قدرت‌ تبيين‌ (Explanation): يک‌ سيستم‌ خبره‌ مي‌تواند مسير و مراحل‌استدلالي‌ منتهي‌ شده‌ به‌ نتيجه‌گيري‌ را تشريح‌ نمايد. اما افراد خبره‌ اغلب‌اوقات‌ بدلايل‌ مختلف‌ (خستگي‌، عدم‌ تمايل‌ و…) نمي‌توانند اين‌ عمل‌ رادر زمانهاي‌ تصميم‌گيري‌ انجام‌ دهند. اين‌ قابليت‌، اطمينان‌ شما را در موردصحيح‌ بودن‌ تصميم‌گيري‌ افزايش‌ مي‌دهد.
۸)پاسخ‌دهي‌سريع‌:سيستم‌ها ‌خبره‌، سريع ‌و در اسرع ‌وقت ‌جواب‌ مي‌دهند.
۹) پاسخ‌دهي‌ در همه‌ حالات‌: در مواقع‌ اضطراري‌ و مورد نياز،ممکن‌ است‌ يک‌ فرد خبره‌ بخاطر فشار روحي‌ و يا عوامل‌ ديگر، صحيح‌تصميم‌گيري‌ نکند ولي‌ سيستم‌ خبره‌ اين‌ معايب‌ را ندارد.
۱۰) پايگاه‌ تجربه‌: سيستم‌ خبره‌ مي‌تواند همانند يک‌ پايگاه‌ تجربه‌عمل‌ کند وانبوهي‌ از تجربيات‌ را در دسترس‌ قرار دهد.
۱۱) آموزش‌ کاربر: سيستم‌ خبره‌ مي‌تواند همانند يک‌ خودآموز هوش‌(Intelligent Tutor) عمل‌ کند. بدين‌ صورت‌ که‌ مثالهايي‌ را به‌ سيستم‌ خبره‌مي‌دهند و روش‌ استدلال‌ سيستم‌ را از آن‌ مي‌خواهند.
۱۲) سهولت‌ انتقال‌ دانش‌: يکي‌ از مهمترين‌ مزاياي‌ سيستم‌ خبره‌،سهولت‌ انتقال‌ آن‌ به‌ مکان‌هاي‌ جغرافيايي‌ گوناگون‌ است‌. اين‌ امر براي‌ توسعه‌ کشورهايي ‌که‌ استطاعت‌ خريد دانش‌ متخصصان ‌را ندارند، مهم‌است .
آدمواره‌ها
کلمه‌ آدمواره‌ (ربات)بعد از به‌ صحنه‌ درآمدن‌ يک‌ نمايش‌ در سال‌۱۹۲۰ ميلادي‌ در فرانسه‌ متداول‌ و مشهور گرديد. در اين‌ نمايش‌ که‌ اثر«کارل‌ کپک‌» بود، موجودات‌ مصنوعي‌ شبيه‌ انسان‌، وابستگي‌ شديدي‌نسبت‌ به‌ اربابان‌ خويش‌ از خود نشان‌ مي‌دادند. اين‌ موجودات‌ مصنوعي‌شبيه‌ انسان‌ در آن‌ نمايش‌، آدمواره‌ نام‌ داشتند(۹).
در حال‌ حاضر آدمواره‌هايي‌ را که‌ در شاخه‌هاي‌ مختلف‌ صنايع‌ مورداستفاده‌ مي‌باشند، مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ «ماشين‌هاي‌ مدرن‌، خودکار، قابل‌هدايت‌ و برنامه‌ريزي‌»تعريف‌ کرد. اين‌ آدمواره‌ها قادرند در محل‌هاي‌متفاوت‌ خطوط توليد، به‌ طور خودکار، وظايف‌ گوناگون‌ توليدي‌ را تحت‌يک‌ برنامه‌ از پيش‌ نوشته‌ شده‌ انجام‌ دهند. گاهي‌ ممکن‌ است‌ يک‌آدمواره‌، جاي‌ اپراتور در خط توليد بگيرد و زماني‌ اين‌ امکان‌ هم‌ وجوددار که‌ يک‌ کار مشکل‌ و يا خطرناک‌ به‌ عهده‌ آدمواره‌ واگذار شود.همانطور که‌ يک‌ آدمواره‌ مي‌تواند به‌ صورت‌ منفرد يا مستقل‌ به‌ کاربپردازد، اين‌ احتمال‌ نيز وجود دارد که‌ چند آدمواره‌ به‌ صورت‌ جمعي‌ و به‌شکل‌ رايانه‌اي‌ در خط توليد به‌ کار گرفته‌ شوند.
آدمواره‌ها عموماً داراي‌ ابزار و آلاتي‌ هستند که‌ به‌ وسيله‌ آنهامي‌توانند شرايط محيط را دريابند.اين‌ آلات‌ و ابزار «حس‌ کننده‌»(۱۰)نام‌ دارند، آدمواره‌ها مي‌توانند در چارچوب‌ برنامه‌ اصلي‌ خود، برنامه‌هاي‌جديد عملياتي‌ توليد نمايند. اين‌ آدمواره‌ها داراي‌ سيستم‌هاي‌ کنترل‌ وهدايت‌ خودکار هستند.
آدمواره‌هاي‌ صنايع‌ علاوه‌ بر اين‌ که‌ داراي‌ راندمان‌، سرعت‌، دقت‌ وکيفيت‌ بالاي‌ عملياتي‌ مي‌باشند، از ويژگي‌هاي‌ زير نيز برخوردارند:
۱) بسياري‌ از عمليات‌ طاقت‌ فرسا و غيرقابل‌ انجام‌ توسط متصديان‌ رامي‌توانند انجام‌ دهند.
۲) آنها، برخلاف‌ عامل‌ انساني‌ يعني‌ متصدي‌ خط توليد، قادر هستند سه‌شيفت‌ به‌ کار بپردازند و در اين‌ خصوص‌ نه‌ منع‌ قانوني‌ وجود دارد و نه‌محدوديت‌هاي‌ فيزيولوژيکي‌ نيروي‌ کار.
۳) هزينه‌هاي‌ مربوط به‌ جلوگيري‌ از آلودگي‌ صوتي‌، تعديل‌ هوا و فراهم‌آوردن‌ روشنايي‌ لازم‌ براي‌ خط توليد، ديگر بر واحد توليد تحميل‌نخواهد شد.
۴) براي‌ اضافه‌ کاري‌ اين‌ آدمواره‌ها، هزينه‌ اضافي‌ پرداخت‌ نمي‌شود.حق‌ بيمه‌، حق‌ مسکن‌ و هزينه‌ اياب‌ و ذهاب‌ پرداخت‌ نمي‌شود. احتياج‌ به‌افزايش‌ حقوق‌ ندارند و هزينه‌اين‌ نيز از بابت‌ بهداشت‌ و درمان‌ بر واحدتوليدي‌ تحميل‌ نمي‌کنند.
ويژگي‌هاي‌ ذکر شده‌ سبب‌ مي‌شوند که‌ سهم‌ هزينه‌ کار مستقيم‌ نيروي‌انساني‌ در هزينه‌ محصولات‌ توليدي‌، واحدهاي‌ توليدي‌ کاهش‌ پيداکند.(۱۱)
● پردازش‌ زبان‌هاي‌ طبيعي‌ (NLP)
پردازش‌ زبان‌هاي‌ طبيعي‌ بعنوان‌ زيرمجموعه‌اي‌ از هوش‌ مصنوعي‌،مي‌تواند توصيه‌ها و بيانات‌ را با استفاده‌ از زباني‌ که‌ شما به‌ طور طبيعي‌ درمکالمات‌ روزمره‌ بکار مي‌بريد، بفهمد و مورد پردازش‌ قرار دهد. به‌ طورکلي‌ نحوه‌ کار اين‌ شاخه‌ از هوش‌ مصنوعي‌ اين‌ است‌ که‌ زبانهاي‌ طبيعي‌انسان‌ را تقليد مي‌کند. در اين‌ ميان‌، پيچيدگي‌ انسان‌ از بعد روانشناسي‌ برروي‌ ارتباط متعامل‌ تاثير مي‌گذارد.
در پردازش‌ زبانهاي‌ طبيعي‌، انسان‌ و کامپيوتر ارتباطي‌ کاملا نزديک‌با يکديگر دارند. کامپيوتراز لحاظ رواني در مغز انسان جاي داده مي شود. بدين ترتيب يک سيستم خلاق شکل مي گيرد که انسان نقش سازمان دهنده اصلي آن را برعهاده دارد. اگر چه هنوز موانع روانشناختي و زبانشناختي بسياري بر سر راه سبستمهاي محاوره اي وجود دارد. اما چشم اندهزهاي پيشرفت آنها يقيناً نويدبخش است. در حقيقت، توقعات يکسان از محاوره انسان- ماشني و محاوره انسان- انسان، معقول نيست.
بدين‌ ترتيب‌ سئوالاتي‌ نظير اينکه‌ هوش‌ مصنوعي‌ چيست‌، تفاوت‌هوش‌ مصنوعي‌ و هوش‌ طبيعي‌ (انساني‌) در چيست‌، شاخه‌هاي‌ عمده‌هوش‌ مصنوعي‌ کدامند؟ و نهايتاً جزاي‌ هوش‌ مصنوعي‌ مشخص‌ شد. دربخش‌ دوم‌، مي‌توان‌ کاربردهاي‌ هوش‌ مصنوعي‌ در صنايع‌ و مؤسسات‌توليدي‌، بخصوص‌ در زمينه‌ سيستم‌هاي‌ خبره‌ و آدمواره‌ها را مورد مطالعه‌و تجزيه‌ و تحليل قرار داد.

دانلود نسخه PDF - آدمواره‌ها