up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله آثار سفالي PDF
QR code - آثار سفالي

آثار سفالي

کهن ترين آثار سفالي (قبل از تاريخ)

کهن ترين اشياء سفالي بدست آمده در کاوش هاي باستان شناسي ايران ، آثار مکشوفه از گنج دره تپه در استان کرمانشاه است که تاريخ آن به هزاره هشتم قبل از ميلاد مي رسد. در مرحله دوم پيشرفت سفالسازي ، مناطق گوناگون و مراکز متعددي به وجود آمدند ، مهمترين اين مراکز عبارتند از چشمه علي نزديک تهران ، زاغه در دشت قزوين و تپه سيلک در کاشان مي باشند که سفالهاي مکشوفه از نقاط مذکور ، اختلاف زيادي با سفالهاي قديمي تر دارند. سفال اين مراکز بسيار خشن و داراي مغز نرم است که موادي مانند کاه خرد شده و سبزيجات ريز براي چسبندگي به مخلوط اوليه يعني آب و خاک افزوده اند. چرخ سفالگري هنوز مورد استفاده قرار نگرفته و حرارت کوره ها هنوز قابل کنترل نبوده است. در نتيجه کوره به آن درجه حرارت نمي رسيده تا سفال کاملاً سخت و يکرنگ شود. گاهي مغز سفال به علت کمي درجه حرارت خاکستري متمايل به سياه باقي مانده است. شکل ظروف عموماً ساده با کف گود و بدنه کروي است که به صورت کاسه ساخته شده اند. نقوش تزئين روي سفال نيز با رنگي قرمز ترسيم شده و نقوش غالباً هندسي هستند. ساخت اين نوع ظرف عموماً به هزاره 5 و 6 قبل از ميلاد مي رسد. مرحله بعد ، سفالگري تکامل بيشتري پيدا مي کند و گرچه مي رساند که هنوز چرخ سفالگري به کار نگرفته بودند ولي ظروف سفالين با ظرافت و دقت بيشتري ساخته شده و در کوره ها حرارت کاملتري ديده اند. نقوش روي سفال نيز تغيير پيدا کرده اند و علاوه بر نقوش هندسي از نقوش حيوانات نباتات به صورت بسيار سمبليک و مسبک استفاده شده است. يکي از مراکز مهم و عمده اي که اين نوع سفال از آن بدست آمده تپه سيلک نزديک کاشان را مي توان نام برد ماده اي که براي چسبندگي خميره سفال به مخلوط خاک و آب اضافه مي نمودند ، شن نرم و پودر شن بوده که علاوه بر ظرافت و سختي سفال، قابليت کشش انعطاف خمير را زياد مي کرده و سفالگران را قادر مي ساخته تا ظروفي با درجه حرارت بسيار ظريف و نازک بسازند.
همچنين در اين دوره در فرم و شکل نيز تکاملي حاصل شده و ساخت ظروف با کف مقعر و بدنه محدب رايج گرديده است. در هزاره چهارم قبل از ميلاد با اختراع چرخ سفالگري و استفاده از آن در شکل بخشيدن به ظروف سفالين تحولي جديد در صنعت سفالگري آغاز مي گردد. با استفاده از چرخ سفالگري علاوه بر آنکه شکل ها متنوع تر و جدار ظروف يکنواخت تر، شده توليد آن افزايش يافته است
. تزئينات روي ظروف نيز تنوع بيشتري پيدا کرده و ظروف سفالين با تزئين جديدتر عرضه گرديده است. حدود هزاره دوم پيش از ميلاد، آثاري از ديگر نقاط باستاني ايران بدست آمده که نمايانگر ويژگيهاي هنر سفالسازي اين سرزمين است. ظروف ساخته شده اين دوره عموماً شامل سبو و کوزه هاي ساده و فاقد تزئين به رنگ هاي خاکستري و دودي براق، قرمز، نخودي و آجري است. ساختن ظروف سفالين به شکل مجسمه انسان و حيوانات در اين دوره رايج گرديده است. سفالسازي در دوره هاي مختلفي رايج بوده که عبارتند از : دوره مادها – دوره هخامنشي ، دوره اشکاني ، دوره ساساني ، دوره اسلامي که شامل ، سفال اوايل اسلام ، سفال قرون وسطي، سفال قرون متاخر. (دوره آل بويه و ساماني) 2 (سلجوقي ، ايلخاني ، خوارزمشاهي) 3 (صفوي ، قرن حاضر).
سيلک
يکي از قديمي ترين محلهاي سکونت بشري که در دشت شناخته شده تپه سيلک در 9 کيلومتري جنوب کاشان مي باشد. زيرا علائم سکونت انسان در اين نواحي يافت شده است. در نتيجه کاوشهايي که از طرف هيئت اعزامي موزه « لوور» در تپه نام برده به عمل آمده ، مقدار زيادي ظروف سفالين از قبيل قوريهاي لوله دار، کاسه هاي کوچک و بزرگ و همچنين جامهاي شراب پايه دار کشف گرديده است اين ظروف علاوه بر اينکه مبين تمدن بسيار قديمي هستند از نظر شکل و نقش نيز شايان توجه مي باشند.
در ظروف سيلک نقاشي بسيار و مفصل است به اين معني که هنرمند از خلاء پرهيز مي نمايد. علاوه بر نقوش هندسي طرح خورشيد و تصوير انسان نيز روي اين ظروف شايان توجه است. بز کوهي از جمله طرحهائي است که روي ظرف سيلک زياد ديده شده ولي بزودي اسب جاي آن را گرفته است. خورشيد و اسب دو مظهري که همه اقوام هند و اروپايي آنها را به يکديگر مرتبط ساخته اند،
به تدريج مقام ارجمندي در هنر بدست آورده اند. نقوشي را که بر روي اين ظروف رسم نموده اند از نظر تنوع به شرح زير است:
1- خط ساده : آنهايي که فقط با خطوط ساده به طور افقي و يا عمودي آرايش يافته اند گاه بعضي از اين خطوط کمي موج دارند و احتمالاً سازنده خواسته حرکت آب را مجسم سازد عده اي معتقدند که اينطور تزئين تقليدي است که از طرز سبد سازي آن دوران. (3300 ق. م)
2- خط شکسته: روي پاره اي ديگر از ظروف مکشوفه از تپه سيلک خطوط به طور شکسته نقش گشته و با اين ترتيب از حالت سادگي خارج شده اند. گاه دو خط موازي شکسته به وسيله خطوط عمودي به طور هاشور به يکديگر متصل مي شوند. (3200 ق.م)
3 - خطوط متقاطع: گروه ديگر اين ظروف به اين طرز آرايش يافته اند که چند خط روي يک خط به طور متقاطع رسم گرديده است. اين طور به نظر مي رسد که طراح از شکل خيمه اي که در آن زندگي مي کرده ، الهام گرفته است. (100 ق.م)
4 - اشکال هندسي: هنرمندان با تجربه اي که بدست آورده بودند با درهم آميختن خطوط توانسته اند اشکال هندسي بسيار زيبايي چون مربع و لوزي بر روي ظروف نقش نمايند. داخل اين اشکال نيز با اشکال کوچکتري پر شده اند. گاه هنرمند با مهارت نقش خورشيدي را روي يک قوري سفالي ترسيم نموده است . تاريخ ساخت اين ظروف در حدود 3500 قبل از ميلاد است
5 - ترکيب خط و نقش پرنده: هنرمند براي اينکه جلوه بيشتري به نقوش دهد گاه از وجود پرندگاني که در اطراف خود مي ديده به عنوان يک طرح تزئيني استفاده نموده است و بر روي بعضي ظروف نقش پرنده و خط با هم ديده مي شود، سازنده با طرز جالب توانسته پرندگان را کنار خطوط افقي يا عمودي نقش نمايد.
6 - ترکيب خط و نقش گياه : يكي از انواع ديگر نقوشي که بر روي ظروف مشاهده مي گردد و نقش گياه است که آن را به طرز زيبايي با خطوط ترکيب نموده اند. طراح فقط با يک نقش يک گياه به طرز ابتدايي تنوعي در طرح هاي خود به وجود آورده است. (3500 ق.م)
7 - حيوان : بر روي تعداد بيشماري از ظروف نقش حيوانات چون اسب – انواع بز و مار نيز مشاهده مي گردد
دوره هاي سيلک
1 - سيلک اول (حدود سال 4200 ق.م)
تزئينات در اين دوره به صورت سياه مات مي باشد و در اواخر به قهوه اي نزديک به سياه متمايل مي شود. اين تزئينات ابتدا به صورت نوار پهن افقي هاشوردار مثلث هاي هاشوردار و يا خطوط راست دندانه دار مي باشند.
سپس خطوط موج دار که با فاصله دوبدو يا چهار قرار گرفته اند، ديده مي شود. در جهت عمودي اين خطوط از زير مثلثهاي هاشورزده اي که دور دهانه ظرف قرار گرفته شروع مي شوند. تکه هاي سفال شکسته که داراي لکه هاي سياه دايره و يا خطوط جناقي هستند، متعلق به همين دوره است
از دوره اول تا سوم به تدريج رنگ سفال ها روشن تر مي شود و اغلب نقش ها هر دو طرف ظرف را مي پوشانند و نوار مثلث هايي که روي همديگر قرار گرفته اند زياد ديده مي شود.
در اين جاست که تزئين « نردباني» پديدار مي شود و تا آخر اين دوره باقي مي ماند. اين تزئينات از داخل ظرف را از خطوط موازي ، دوتايي ، سه تايي ، چهارتايي تشکيل شده اند که توسط خطوط عمودي نازک با کمي پهن جناقي و يا دايره هاي سياه رنگ به يکديگر مربوط مي شوند
سطح خارجي کاسه فقط بالا توسط چندين خط موازي که با مثلث هاي بزرگ سياه به يکديگر مربوط مي شوند ، تزئين شده است اين تزئين که به صورت کلاسيک در مي آيد يکي از جلوه هاي نمايان ريشه هنر سفال سازي است که سبد بافي مشتق شده است. تمام خطوط موازي تقليدي از ترکه هاي باريک است که توسط ترکه هاي باريک ديگري که عمودي قرار گرفته اند، به هم متصل مي شوند. سوژه هاي ديگر از اين نقش گرفته شده اند و مجموعه اي گوناگون را به وجود مي آورند مثل چهار گوشه هاييکه داراي خطوط باريک افقي و عمودي هستند. در دوره اول تا چهار، خطوط راست افقي هر يک همراه با خطي موج دارند مثل خطوط کوچک موازي که روي آنها را با خطوط کوچک منظم تزئين شده همراه مي باشند
سفال آجري رنگ
قديمي ترين کوزه هاي اين گروه هيچ گونه تزئيني ندارند. نقش سياه که ابتدا براق بوده سپس مات و بعد تبديل به خاکستري مي شود در دوره اول و دوم پيدا شده نقوشي که سفال هاي آجري رنگ به وسيله آن ها تزئين شده اکثراً همان نقش هاي سفال روشن مي باشند. فقط نقش نردباني زياد مورد استفاده نيست. اين نقش در گروه دوم خيلي کمتر ديده مي شود. نقش هاي مثلثي و يا لوزيهاي بريده بريده و رويهم قرار گرفته و نوارهاي پهن بيشتر مورد توجه است. در اين گروه نيز مثل گروه قبل ته کاسه ها تزئين شده است
سيلک دوم (حدود سال 3800 ق.م)
در اين دوره تزئينات سياه و کمي برجسته است و گاهي اوقات حالت شيشه اي دارد. نقشها وقتيکه ظروف داراي دهانه کوچک هستند (مثل ليوانها) روي بدنه خارجي قرار گرفته اند. در ليوانهاي پايه دار که هر دو بدنه متناوباً ديده مي شوند. تزئينات بدنه داخلي زياد و بهم فشرده و در بدنه خارجي به خطوط عمودي خلاصه مي شوند. تأثير روشن سبد بافي نيز در ترکيبات
بعضي از ظروف اين دوره ديده مي شود به نقوش هندسي دوره اول که مثلث با لوزي هاشور زده و خطوط موج دار بودند مقدار زيادي سوژه هاي تازه ساده يا ترکيبي اضافه مي شود. بين اين نقوش جديد فلسي نقش زنجير نقش S و نقش دوايري با هاشور متقاطع را نام مي بريم.
نقش شطرنجي که از طبقه اول به بعد ديده مي شود در اواخر اين دوره خيلي متداول است ابتکار بزرگ اين دوره پيدايش نقش گياه و مخصوصاً حيوان درتزئينات است. نقشهاي پيچک مانند را به اولين کارها در زمينه نقش گياه نسبيت مي دهند. سپس نقش سه حيوان متداول مي شود که عبارتند از پرندگان مخصوصاًپرندگان پا بلندي که هم در آب و هم در خشکي زندگي مي کنند بز کوهي گراز روش تزئين منظم کاملاً امنظم است و به سفال ما قبل تاريخ حالتي اعجاب انگيز مي دهد
از سويي ديگر تصاويري از حيواناتي سرشار از حرکت و طبيعي مي بينيم. بزهاي کوهي در حال جهش نشان داده شده است. بدن حيوان فقط با يک خط مجسم شده ولي حالت طبيعي در آن کاملاً محفوظ است.
از طرفي بز کوهي به حالتي قراردادي تر از گروه قبلي و خيلي نزديک به طبيعت است. در اين جا است که سادگي طرح تا حدي پيشرفته که نقش اصلي تقريباً غير قابل تشخيص است. مثلاً در مورد بز کوهي که بدنش مخطط است و به نظر مي رسد که هنرمند خواسته پوست حيوان را نشان دهد اين طريقه نشان دادن حيوان در اواخر دوره سوم سيلک (حدود 3500 ق.م) دوباره ديده مي شود و در دوره شوش که معاصر اين دوره سيلک است دور بدن حيوان خط نسبتاً پهني کشيده شده و داخل آن را هاشور زده اند تصاوير ترتيب ساده شدن نقش بز کوهي را در سيلک نشان مي دهند.
تزئيناتي که قسمت اعظم سطح سفال را مي پوشانند هنوز تحت تأثير سبد بافي است ولي همگام طرح هاي سنتي ، رديف هاي پرندگان ، بزهاي کوهي و گرازها روي سفال اين دوره پديدار مي شود. مطالعه اين تزئين حيواني شکل از نظر سرعت تغيير فرم آموزنده است. تقريباً مي شود گفت : مقارن با هم بزهاي کوهي بسيار زيبا ، سرشار از رئاليسم و موضوعات هندسي که به وسيله ساده کردن ها و خلاصه کردن ها با عناصري که تکه سفالها در اختيار ما گذاشته اند مطالعه تحولشان بسيار آسان است، ظاهر مي شوند. تصوير بالا يکي از نمونه هائيست که لوزيهاي شاخ دار را که در دوره سوم زياد مورد توجه بوده اند، شرح مي دهد. هنر ايران ماقبل تاريخ در نقش اين سفالها مانند مجسمه هاي استخواني سيلک اول تازه و با قدرت است. در مورد اين نقشها بايد فکر نفوذ خارجي را کاملاً کنار گذاشت. زيرا نه در مشرق فلات (ترکمنستان روس) و نه در مغرب آن و( بين النهرين) تمدنها ، تئوريهاي مشابهي به اين صورت راجع به حيوانات نمي شناختند. از هيچ يک اين تمدن ها نمونه هاي هنري که بتواند تا اين حد ثابت کنند که بين رئاليسم (واقع بين) و تزئين استليزه (طرح ساده و خلاصه شده) و آستره (انتزاعي) گامي بيش نيست ، بدست نيامده. اين گام براي اولين بار توسط هنرمندان سيلک دوم قرنها پيش از اين که موردي مشابه آن در تاريخ هنر اين فلات در روي سفالهاي شوش اول ديده شود، برداشته شد.
سيلک سوم (حدود سال 3500 قبل از ميلاد).
در جديدترين طبقه سيلک سوم سفالگران آفريده تازه اي پديد مي آورند که همان جام پايدار است. اين پديده ثابت مي کند که هنرمندان به فرمام هاي موجود اکتفا نکرده و در جستجوي نو هستند. تزئينات سفال اين دوره سياه براق و در اواخر دوره شيشه اي و کمي برجسته است. تزئينات روي پوششي رنگي که رنگ آن با خود سفال تفاوت داشته نقش مي شده. فقط در دو طبقه آخر که رنگ کوزه ها خاکستري مايل به سبز بوده تزئينات مستقيماً روي گل کوزه قرار مي گرفته در اين دوره مثل بعضي سفالهاي تپه شمالي تزئينات سطح داخلي ظروف را نمي پوشاند.
دو قانون کلي در تزئينات سفال تپه جنوبي از قديمي ترين دوران استقرار، در اين قسمت تأييد شده است و آن نقش عمودي و نقش واقعي است. ابتدا در طبقه اول، نقوش هندسي از قبيل شطرنجي با چهار خانه هاي سفيد و سياه يا هاشوري ، مثلث هاي سياه ، فلسي و خطوط موج دار رواج بيشتري دارند. به موازات اين نقوش که عيناً شبيه دوره دوم هستند
مجموعه اي از چهار موضوع که معمولاً روي سفال نقش شده است تکامل مي يابد که عبارتند از :
1- رديف هاي پرنده
2- نقوش حلزوني که رويهم قرار گرفته اند و نماينده گياهانند
3- مارهايي که عمودي ايستاده اند
4- لوزي هاي شاخ داري که روي هم قرار گرفته اند
به نظر مي رسد که مارها در ابتدا خطوط موج داري بوده اند که دو بدو در کنار هم قرار گرفته اند و به وسيله خطوط افقي به هم وصل شده اند مجموعه اين چهار نقش جداگانه و يا به صورت گروه و همچنين نقش پرندگان آبي در حال شنا کردن که از رديف پرندگان مشتق شده است عمري طولاني کردند و تا طبقه هفتم اين دوره ها باقي ماندند ولي خيلي تغيير شکل دارند. مارهاي راست ايستاده که به وسيله دو خط شکسته و هاشور زده روي کاسه ها نقش شده اند تغييراتي پيدا مي کنند و تا آخرين دوره سفال تزئين شده باقي مي مانند
بعدها اين نقش دوباره ديده مي شود ولي اين بار فقط به صورت خطوط جناقي در آمده است. در روي بعضي تکه سفال هاي سيلک دوم حيواناتي در کنار نقوشي که در بالا ذکر شد ديده مي شوند ولي ظروف کاملي که اين تزئين را داشته باشندقبل از سيلک چهارم (حدود 3000 ق.م) بدست نيامده است در سيلک پنجم (حدود 1200 تا 1000 ق.م) اين نقوش شگفتگي کامل مي يابند و نماينده ذوق و سليقه هنرمندان فلات مرتفع هستند
نقش انسان در ميان حيواناتي که مدتهاست آنها را اهلي کرده از قبيل الاغ و گاو کشيده شده است. نقش بز کوهي و پلنگ زياد به چشم مي خورد. به نظر مي رسد باتلاقهاي اين دوره پر از پرندگان مختلف بوده که در بين آنها مرغان بلند پاي آبي و مرغابي را نقاشي کرده اند. در مقابل فراواني اين شکارها وجود پرندگان صياد مثل عقاب و شاهين طبيعي است.
مارها به دو طريق نقش شده اند- يا به صورت يک خزنده دراز که گرداگرد دهانه را تزئين مي کند. و سر و دم آن بهم و يا به صورت يک رديف مارهاي کوچک لوله شده در سيلک ششم (حدود 1000 تا 800 ق.م) براي اولين بار نقش يک نوع سگ ديده مي شود تا اينجا نقاشي خيلي نزديک به طبيعت است و حيوانات را دور دهانه ظرف ظرف مي کشيدند ولي از اين طبقه به بعد يک نوع زياده روي در فرمها ديده مي شود و در سفالهاي اين دوره شباهتي با روحيه و سبک سفالهاي شوش يک دارد. شاخها بلند و بدن کوتاه مي شوند دم بيش از اندازه دراز مي شود
تمام بدن حيوان در چند خط خلاصه مي شود و شاخ اهميت زيادي پيدا مي کند در اينجاست که هنرمند دوباره از رئاليسم (واقع بين) تزئيني به طرح ساده شده باز مي گردد. با نگاه سريعي به گذشته هنر سفالسازي در دوره سوم متوجه جستجوي ناتورايسم (گرايش به سوي طبيعت) که به استيليزاسيون مي انجامد مي شويم و مي بينيم که سليقه اي مشابه اين، در سيلک دوم نيز وجود داشته است. به طور کلي اصول يکي است فقط اجزاء متفاوت است. تحول تزئينات سفال با اين گرايش جديد به استيليزاسبيون متوقف نمي شود. نمونه هاي زيادي که از جديدترين قسمت سيلک ششم بدست آمده نشان مي دهد که هنرمند هميشه در حال پيشرفت بوده است و کمپوزيسيونهاي (ترکيبات) جديدي خلق کرده است. بدين ترتيب حيواناتي که سابقاً به صورت رديف و پشت سر هم نشان داده مي شد در اين دوره از اطراف محدود است و گرداگرد ظرف به مربع هاي فاصله دار تزئين شده اي تقسيم شده است. قوانين کمپوزيسيون تغييرات عميقي پيدا کرد و از يک رديف حيوانات پشت سر هم و روي يک سطح تبديل به صحنه هاي پيچيده تر شد که در آنها موضوع بنا بر قانون مشخصي قرار نمي گيرد. در اينجا صحنه هاي شکار ديده مي شوند که در آنها روز زمينه گياهان يک ببر و يک کفتار گله اي از بز کوهي را دنبال مي کنند
نقش انسان نيز بيش از سابق ديده مي شود. فرم بدن عوض مي شود – کمر باريکتر و شانه ها پهن تر مي شود. موها به عقب پرتاب شده و روي سر نيز پر مي زده. روي تکه سفال ديگري انسان گاوي با شاخهاي بلند را به وسيله حلقه اي که از پوزه گاو گذرانده نگه داشته است.
تنوع حيوانات با پيدايش نقش شير غني تر از سابق مي شود بدن بعضي از حيوانات به جاي سياه با هاشور نقش شده و دور آن خط سياهي کشيده شده است اين طرز کار در استيل (سبک Style ) شوش دوم زياد ديده مي شود. تنوع و ازدياد نقش انسان در صحنه هاي شکار ، حيوانات مختلفي که با هم مخلوط شده اند و در روي ظرفهاي اواخر دوره سوم نقش گرفته اند، نزديکي جديدي بين هنر سفالسازي فلات (فلات ايران) مرتفع و کنده کاريهاي درشت باختري (خوزستان و بين النهرين) به وجود آمده است. سفالهاي نفيس و متنوع حاصل سفالسازي دوره سوم سيلک است. نقوش حيواناتي که روي ظروف ابتدايي سيلک سوم هستند داراي دو جنبه اند. بعضي از آنها مثل لوزيهاي شاخدار و به خصوص رديف هاي پرندگان نشانه بقاي سنتهاي سيلک دوم است در کنار اين نقوش حيوانات ديگري ظاهرمي شوند که داراي حالتي رئاليست هستند ولي جنبه آرامش و سکون آن ها بيش از پديده هاي کارگاه هاي تپه هاي شمالي است. اين نقوش به صورت رديف هاي منظمي دور دهانه ظرف قرار مي گيرند. به مارها و پرنده ها ، بزهاي کوهي و ببرها اضافه مي شوند.
سيلک پنجم
سفال خاکستري تيره
اين سفال به چهار نوع مختلف تزئين شده است :
1-.سفالگر قبل از پختن ظرف روي آن شيارهائي به وجود مي آورد که بعضي اوقات نسبتاً عميق اند و خطوط دايره اي يا خطوط عمودي، خطوط موج دار و يا تابيده را به وجود مي آورند.
2.- شيارهائي که از نقطه هاي متعدد و خطوط شکسته تشکيل شده اند و پس از پختن ماده سفيدي در شيارها قرار مي داده اند.
3.- پس از پختن سفال در موقع برق انداختن به کمک ابزاري که با آن برق مي انداختند روي ظرف در اطراف دهانه و يا بالاي بدنه ظروف خطوط شکسته کوتاه و يا هاشورهايي نقش مي کردند.
4. بالاخره روش آخر عبارتست از يک رديف تگمه هاي ريز گلي که به صورت دايره هايي دور ظرف قرار مي گرفت.
سفال مفتوش I
اين نوع سفال بسيار كمياب است و روي هم رفته با روش سفالگري اين دوره هماهنگي ندارد. اين سفال با دست ساخته شده است و خمير آن خوب درست نشده و متخلخل است و کم پخته شده و خيلي ترد و شکننده و رنگ آن زرد و نيز زرد مايل به سبز است. اين تزئينات معمولاً لوزي و با صليبهايي که مرکز آن به رنگ زمينه است و يا شطرنجي مي باشد و هميشه با هاشور پر شده و در آن چنين خط موازي و يا شکسته کشيده شده است. اين تزئينات خيلي ساده است و فکر در آن ها کم است. مثلاً روي يک فنجان رنگ مستقيماً قرار گرفته و کمي برجسته و شيشه است. و صليب هايي را تشکيل مي دهد که به وسيله مربع هاي يک اندازه اي از هم جدا شده اند
. با ديگچه اي که از گل قهوه اي رنگ ساخته شده به طرزي ابتدايي و نامنظم از رنگ قرمز پوشيده شده و در بعضي از قسمتهاي آن اثر پهن قلم مو به خوبي ديده مي شود و روي زمينه نقوش خاکستري رنگ لوزي شطرنجي و خطوط شکسته به چشم مي خورد.
سفال منقوش II
اين سفال ها با چرخ ساخته شده ، خمير آن کاملاً خالص و برنگ قهوه اي روشن يا مايل به زرد است و به خوبي پخته شده است. نقش ها برنگ آجري متمايل به قرمز است و بدون لايه پوشاننده مستقيماً روي سفال قرار گرفته است

آثار زلزله: هنگامي که زلزله اتفاق مي افتد از خود آثاري به جا مي گذارد ،اين آثار به شرح زير است : لرزش زمين وتخريب ساختمانها : در اثر زلزله زمين به ارت ...

● آثار ذکر «ياد خداوند» آثار و برکات فراواني دارد که در آيات و روايات به آن اشاره شده است. در اين جا به برخي از آنها اشاره مي کنيم: ۱) مورد ياد خدا قر ...

آثار و عوارض ديابت بر بدن ما يکي دوتا نيست؛ از فرق سر (مغز و چشم) تا نوک پاي مان (زخم هاي پوستي کف پا) ممکن است با اين بيماري درگير شود. اما مسئله اين ...

در هر هنري پديده‌اي خاص به عنوان مادّة خام براي آفرينش به كار گرفته مي‌شود. نقّاش از خطّ و رنگ بهره مي‌گيرد، و موسيقي دان به صوت هماهنگي مي‌بخشد، و پي ...

شرک که به معناي نوعي همتايي و مشارکت است در کلام اسلامي و اصطلاحات قرآني به معناي پذيرش شريک و همتا براي خدا در حوزه ربوبيت و الوهيت است. به سخني ساده ...

طلاق به عنوان يک مسئله اجتماعي که در برگيرنده انحلال قانوني ازدواج و جدايي زن و شوهر مي باشد، به لحاظ تأثيرات گسترده در روند رشد جمعيت و همچنين دگرگون ...

اطلاعات اوليه يکي از پاسخها يا واکنشها که تحت تاثير برخورد پرتوها به بافتها يا اندامها ، ايجاد مي‌شود، تغييرات ژنتيکي است که براي آنها مفهوم آستانه کم ...

از بنيانگذاران نظام مهندسي جديد و سهم بسيار مهم و بزرگي در معماري معاصر ايران دارد. عبدالعزيز فرمان فرماييان در سال ۱۲۹۹ در خانواده اي صاحب نام در ساي ...

دانلود نسخه PDF - آثار سفالي